د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳۵
دارای متن همگام
جلسه ۳۵
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۳۲:۲۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
در آیه 19 سوره مجادله در باب
منافقین البته، ولی آیه کلیست و در هر خصوص هرکسی که تناسب دارد جریان دارد.
در اونجا میفرماید سوره مجادله "استحوذ عليهم الشيطان فأنساهم ذكر الله".
شیطان بر آنها غلبه کرد.
استحواز یعنی سیطره یافتن.
زیاد شیطان به انسان مسلط میشود.
این را میگویند استحواز.
استحوذ عليهم الشيطان.
شیطان به آنها غلبه پیدا کرد.
چه کرد؟ فأنساهم ذكر الله.
یاد خدا را از آنها،
آنها را منسرق وادار به فراموشی کرد.
خدا را چه کردند؟ خدا را فراموش کردند.
حالا این اصلش در باب منافقین است
ولی کلی جریان کسی که خدا را فراموش میکند این فراموش کردن به ظاهر از چیست؟
در محاصره معمول از چیست؟
از خودشه. من و شما مگه خدا را همیشه فراموش نمیکنیم؟
خب برگرد به خودتون ببینید چجور بوده است.
دقت میکنید؟ این که کار همیشگی ماست که مرتب خدا را فراموش میکنیم.
بعد حالا کسی چیزی از جملهای از جا بشنویم به یاد خدا باشید فوراً بر میگردیم.
مثلاً مگر توانستیم به یاد خدا؟
این فراموش کردن کار ماست.
ما خودمون فراموش میکنیم. یعنی فکرمون میرود اینجا و اونجا و
این مسئله و اون مسئله غوطهور میشویم و خدا را چی میکنیم؟
فراموش میکنیم. فراموش کردن ظاهرش از ماست.
اون فکرا که به نظر ما میاد از کیست؟
ظاهرش از ماست. این فکر میاد، اون فکر میاد، این موضوع چشم ما را میگیرد، فکر ما را میگیرد،
گوش ما را میگیرد. اون یکی مشاعر ما را می-- مرتب دیگه من و شما کارمون همین است.
این خدا را فراموش کردن به عین،
به عین و امر فرداختن ما در وجودمون که کار ماست همیشه خودمون را مییابیم و میبینم من هستم
که چقدر مشغولم و خدا را فراموش کردهام.
ولی میگه این فراموشی اصلش از چیست؟
از خداست. حتی اون فکر از خداست.
این طوری در میان ارباب سلوک معروف است که
این فکرای معمولی که ما میکنیم اینها از وساوس شیطان است.
این مسئله بسیار دقیقی است.
مثلاً شما مخصوصاً در نماز زیاد این پیش میاد.
یه مقدار هوا گرم است. خدا کنه که
عرض کنم که قضا неندازد.
عرض کنم که تصمیم میگیریم که نماز با حضور بخوانیم.
در همون اولش فلان فکر به نظر ما میاد، میرود، فراموش میکنیم.
اصلاً یادمون میره که در حضور بودیم، میرویم.
دوباره یادمون میافتد بعد از مثلاً یه مقدار نمازی خراب شد،
یادمون میافتد که حضور داشته باشیم.
بر میگردیم باز به حضور. باز یه چیز دیگه
میاد ما را میبره. باز یه چیز دیگه.
این میاد نیست، میارنده.
اون فکر میاد نیست. چیه؟
میارنده. و ظاهرشم خودمون هستیم.
ولی میارنده از چیست؟
از شیطان مرتب. حتی اگر کسی هوشیار باشد،
دقت بکند، میبیند اون فکرا که در نماز به نظرش میاد ها
وقتی نماز تمام شد دیگه خود راحت میشه.
دقت میکنید؟
اگر کسی هوشیار باشد مثلاً یه موضوعی زیاد در نماز ذهن،
ذهن انسان میآید. من خودم زیاد دیدم اینو.
زیاد ذهن انسان میاد مثلاً چرا عینک من مثلاً شکسته اینجاش مثلاً.
خب ای حالا چه جوری درست بکنم؟
حالا زحمت دارد و حالا پولش چقدر؟
همین سالیم فکر میکنم.
بعد حالا هرچه سعی میکنم حالا بذارم کنار برم سراغ نماز بازم از یه گوشه دیگه همین فکر عینک آمد.
باز ولش میکنم باز از یه گوشه دیگه.
حالا اگر یه فکر آمد. بعد از نماز
انسان یه دفعه بازم به یادش میافته.
خیلی اهمیت ندارد در نظر انسان.
فراموش میکند. چطور شد؟
چرا در غیر نماز زود این فکر به نظر آمد انسان رد کرد و رفت یا خودش رد شد یا اصلاً به فکر نیامد.
اما در نماز او دست بردار نبود.
میآورند. میآورند.
و مرتب مشهور این فکرا هست.
این از خود ماست. ظاهراً از خود ماست اما وسوسه شیطان است.
خاصیت وسوسه شیطان این است.
فأنساهم ذكر الله. یاد خدا را
از ذهنها بود و اینها را به فراموشی وادار کرده.
أنسا یعنی فراموشی دادن.
خدا را فراموش کردن را به انسان شیطان میدهد ما از خودمون میدانیم.
خب در مجموع
آیات زیاد است و نکتههای آیات کاملاً کسی تدبر کند میفهمد که خاصیت
وسوسه شیطان و نتیجهگیری
این است که انسان در اصل اول این است.
انسان خودش نمیفهمد از شیطان است.
از خودش میبیند کاملاً.
حتی اون آقای مرتد که استدلال میکند، استدلالش از کیست؟
از شیطان است. دقت میکنید؟
دلایلش از شیطان است. این قضیه را مشکل میکند.
حالا رسیدیم یواش یواش من مطلب را به ترتیب که پیش میروم خوب دقت
کنید. برای اتفاق به اون تزحری که از ما
کار را این مسئله سختتر میکند.
یعنی انسان متأسفانه نمیداند
شیطان آمده است و شیطان میکند این کارها را این وسوسه شیطان است.
انسان خودش را میبیند. این کار را سختتر میکند.
فقط جمعی هستند که وقتی شیطان به هر نحوی از هر دری وارد شد خواست آنها را وسوسه بکند، میفهمند.
این جمع وارستهها هستند که صاحبان تقوا به اصطلاح قرآن
از آنها اسم برده است.
قرآن به اصطلاح قرآن از صاحبان تقوا هستند.
این وارستگان البته عرض کنم که
اینها وقتی شیطان از هر دری وارد میشود چه در باب فراموش کردن
خدا باشد مثلاً اونجا که میخواد احسان بکند بیاد بترساند از فقیر میشوی،
بخواهد خدا را فراموش-- در هر باب دیگه شیطان وقتی میاد جمعی هستند که اونا وقتی شیطان میاد
از سر و صداش چی میکنند فوراً؟
میفهمند. این جمع وارثگان که صاحبان تقوا به اصطلاح قرآن هستند،
صاحبان تقوا که میگم به اصطلاح قرآن
قبلاً هم گفتم فراموش نکنید،
نه به اصطلاح من و شما.
شما به من میگید متقی منم به شما میگم متقی.
شما به من میگید یه مولای متقی.
این اصطلاح من و شماست. اینو بذارید کنار.
حالا این درجا خودش باشه حالا چه اندازه این اصطلاح
درست است یا نه. اصطلاح قرآن دقت میکنید؟
قرآن ایمان در آ-- در قرآن ایمانی به اصطلاحی دارد.
من و شـ-شما میگم مؤمن، شما به من میگید مؤمن.
قرآن نمیگه مؤمن.
دقت میکنید؟ صاف نمیگه مؤمن.
میگه مادامی که ایمان، مادامی که ایمان.
قبلاً گفتم دیگه. ایمان به دل راه نیافته.
اینا ایمان هنوز چیه؟ ندارن.
یعنی مؤمن کلمه اصطلاحش
برای من و شما درست نیست عزیزان قرآن
اما بین من و شما که it لا میکنیم.
تقوا هم همینطور است و خیلی جاها از این اصطلاحات هست.
صاحبان تقوا در اصطلاح قرآن که وارثههای مخصوصی هستند، اینها هستند فقط
که در وسوسه شیطان وسوشش، وسوسه اش به هر شکلی باشد از هر طریقی باشد
به هدایتهای الهی با استفاده از اون
هدایتهای قرآنی و روایی میفهمند.
با استفاده از هدایتهای قرآنی و روایی میفهمند که شاهد این موضوع هم در آیه
دویست سوره اعراف است.
آیه دویست سوره اعراف.
دقت کنید آیه را بخوانم ترجمه میکنم.
إن الذين اتقوا
اونهایی که صاحبان تقوا هستند،
یعنی تقوا دیگه از خصوصیاتشون شده است به اصطلاح قرآن.
إذا مسهم طائف من الشيطان
وقتی طواف کنندهای یکی یا جمعی از شیطانها به اینها،
با اینها تماس گرفتند،
شیطانها مرتب دور و بر دل ما و روح ما و
ظاهر و باطن ما میچرخند مرتب.
البته با ما همنشین هستند، میچرخند از میچرخند گذشته
اما میچرخندش هم هست در اینها.
عرض کنم که میگه که طائف یعنی طواف کننده، یعنی دورزننده.
این زنبورها را دیدید، زنبـ-- دیدید که اما وقتی مسلح میشوند به یک کسی دیدید چه جوره؟
اگه تشبیهی بکنیم شیاع-- ش-شیطان با جنودش
حد و حدس ندارد. چقدر برای هر کسی مسلحاند در تمام.
و هیچ غفلت هم نمیکنند،
هیچ غفلت هم نمیکنند. یادتون باشه و فکر هم نکنید شیطان به این زودیها از من و شما و امثال من و شما میرود.
اینا، اینا خیاله.
شیطان حتی در، در خیلی جاها در بسیاری از بزرگان و صالحان هنوز تنش را نبرده.
مثلاً دیدند که آمده اونجا حضرت موسی سلام الله علیه مشغول-- روایته، روایته اگر بخواه،
بخواهیم روایت شد در همین بهار هست.
حضرت موسی سلام الله علیه مشغول مناجات بود.
شیطان اونجا منتظر بود، متحصّل بود.
میگفت میتونه کاری بکنه. گفتند که چه کار داری؟
این آدم مشغول مناجاته. این که مشغول مناجاته نمیتونی کاری بکنی که
اینجور گفتند. چه طمعی در-- گفت؟
اون طمعی که در آدم داشتم.
آدم پیرمرد بود علیه السلام.
دیدید؟ به این زودی دست بردار
نیستند. اون مخلصین
البته خب نمیگم به حضرت موسی راه یافت ولی طمع اشراف به این که اون طمع آدم داشت.
در هر صورت إن الذين اتقوا إذا مسهم طائف من الشيطان
اونایی که تقوا دارند وقتی طائفه شیطان با اونها تماس پیدا
کرد، اون شیطانهایی که دور میزنند و مرتب وسوسه میکنند،
وقتی به اینها تماس پیدا کردند به دل و روحشون،
به فطرشون، به باطنشون،
تذكروا صاحبان تقوا وقتی شیطان به آنها نزدیک شد،
تذكروا، تذكروا یعنی به خودشون فوراً متذکر میشوند، میفهمند.
فإذا هم محصرو فوراً میفهمند
و میبینند قضیه را روشن میشود براشون.
خب اینجا گفتم بر اساس هدایتهای قرآنی و روایی اینها میفهمند و دقت
کنید چون مجاهدت کردند به مقام تقوا در اصطلاح قرآن رسیدند.
مقام بالا دارند از قرآن و روایات و لغوز و عبودیت و جزایئد مربوط به این راه
آشنا هستند و فوراً میفهمند.
وقتی که مثلاً میگم وقتی میخواد انفاق بکنه که
به ذهنش خاص خطور میکند که فقیر میشوی، دیگه مانند من نیست که جدی بگیرد قضیه را که به علی فقیر میشوم.
فوراً میفهمد چیه؟ فوراً میداند این حرف خبیث است.
دقت میکنید؟ و الی آخر.
حالا البته این فهمها صورتهای مختلف هم دارد.
دیگه من در این باب بحث نمیکنم که این
یافتن خوبان، غروب شیطان را به چه نحوی است.
هم به صورت کلی گذاشتیم. اصل خاصیت وسوسه شیطان این است که انسان نمیفهمد.
دقت میکنید؟ انسان نمیفهمد.
خب. این کار را سخت میکند.
بسیار سخت. حالا بریم سراغ اصل مسئله.
الان اگر انسان شکی داشته باشد در
معاذالله، معاذالله عارض بشود به کسی وسوسههای حدیث نفس رو میگیم
خب این شرط در وا-- در واقع شیطان است.
وسط شیطان است. اون موقع مرگ که الان گفتم
که اصل صحبت من این همه مقدمه بود برای اون که گفتم امروز من در این بازه صحبت میکنم.
موقع مرگ موقع خاصی است.
گفتم نمیفهمم چطور میشود مرگ.
ندیدهایم، نمیفهمیم. نمیشود هم فهمید.
یک وضع خاصی، چیزیست که ندیدهایم.
خوب دقت بکنید ها. چیزیست که ندیدهایم.
اینجور هم فکر نکنید یه لحظه انسان گفت و میمیره.
لحظه و ساعت اینها را
به موقع مرگ یادتون باشد.
این را هم بگم خوب يا-- خوب دقت کنید ها.
نبرید. دقت میکنید.
مثلاً یه کسی یه لحظهای مُرد.
مثلاً حالا تصادف شد
یا سکته کرد. یا مثلاً امثال اینها.
کسی بوده که مثلاً طولانی میشود حالت احتضارش.
کسی خیلی زود میشود مانند تصادف و سکته و امثال اینها.
دیگه وقتی در تصویر این مسئله که الان صحبت
میکنم این خطر که تشکیک شیطان پیش میاد در اون موقع برای همه بدون استثناء الا خواص
که راه ندارد شیطان به اونها.
در تصویر این مسئله به شبهه نیفتید.
خب یه کسی که فوراً میمیرد م-مهلت نمیشود برای شیطان آنجا به تشکیک فردا زد که لحظه و ساعت را به آنجا نبرید.
این لحظه و ساعت خیلی من و شما را گمراه کرده است.
لحظه و ساعت و جا دارد اینجاست.
آن وقتی که وقت جدی مرگ است دیگه لحظه و ساعت،
محاسبات رفت. خب مسئله زمان و محاسبات زمانی رفت کنار.
و این را هم قبلاً هم من در باب
فوق زمانی جملههایی به شما گفتم.
در اون کتاب معاد هم من نوشتم که کسی بخواهد این را بفهمد نمیتواند از طریق عقل بفهمد.
و اگر کسی باشد که با انقطاع عبودیت برسد به آنجا که بیابد فوق زمان چیست.
لذا من به شما تاکید هم میکنم نخواهید فوق زمان
یعنی زمان برچیده میشود، چگونه میشود این را با عقل بیابید ها.
بسیاری از فلاسفه تا فلاسفه کردن و تا تلاشها و نوشتههایی هم دارند
که سعی کردن این مسئله را
بفهمند و بفهمانند ناکام بوده سعیها.
نمیشود با عقل و فکر
به فوق زمان رسید.
یعنی به رسید به این حقیقت که دیگه زمان و فواصل زمان چی میشود؟
برچیده میشود. این ما خودمون زمانی هستیم با پوست و گوشت و خون و فکر و دل و عقل و همه ما آمیخته از زمان.
پس ما مادامی که از زمان خارج نشدیم محال است فوق زمان را چه بکنیم؟
بفهمیم. لذا
مسئله را اینجور حساب نکنید که در یه لحظه وقتی کسی میمیرد دیگه فرصت برای
از کجا؟ تشکیک شیطان نیست. نه، نه.
این لحظه، لحظه، اصلاً لحظه باز به این حساب گفتید.
اون مسئله فوق زمان است.
در همونی که ما میگیم لحظه
کارها پیش میآید و میشود که در هزاران سال میشود آن را انجام داد.
دقت. دیگه گفتم نخواهید فکرتان را به کار برید و
فکر اگر خواست به جایی که نباید پرواز بکند، پرواز بکند، پرهاش چی میکنه؟
میسوزد و صاحبش را میسوزاند.
اگر زیاد اصرار کرد. دقت میکنید.
گفتند به ذات خدا نزدیک نشو،
نشوی. از طریق فکر و عقل و علم اینها.
بر میگردی و اگر اصرار بکنی خسارا میبینی.
راه، عقل و فکر راه ندارد به ذات الهی.
حالا این مثال بودم. جایی که فکر نباید برود که کارش نیست.
اگر انسان اصرار بکند برو اول پر و بالش میشکند.
دوباره اصرار کرد انسان خود انسان را میشکند.
دقت بکنید. هر دو بد
است فکر. "و ما أوتيتم من العلم إلا قليلا".
این فکر و عقل که الآن بعضیا خیلی از فکر و عقلشون خوششون میاد
و اون هم به اصطلاح نوش جانشون و خوش آمدن.
اون جهل است. اما
نمیفهمند. "و ما أوتيتم من العلم إلا قليلا".
خدا گفت تمام کرد.
باید انسان بفهمد که شما از فهم خیلی جزئی به شما دادهام از فهم،
از درک. "و ما أوتيتم من العلم إلا قليلا".
حالا خب کسانی از جاهل هستند به فکر و عقلشون میبالند.
این از جهل است. در هر صورت
موقع مرگ لحظه را نبرید.
موقع مرگ تشکیک شیطان که میاد من اصل
منظورم با این همه مقدمه صحبت این مسئله بود و تذکرش در حقیقت.
تشکیک می آید تشکیکی است که
به اصطلاح انسان از خودش مییابد.
دقت میکنید؟ خب دقت کنید ها چون خاصیت وسط شیطان است.
انسان شی-- نمیفهمد کس کیست
از شیطان. و از وقت مرگ است که نمیفهمد چجوری انسان
فکرش حالا تا اون روزها تا نمیآمد به فکرش.
به فکرش چیزها میاد که قبلاً
چیه؟ نمیآمد اصلاً.
حالا ممکنه برای کسانی در حال حیاتشون هم بیاد و بعد
برطرف بشود و ممکنه برای کسانی اصلاً در حال حیاتشون اینجور شک و تشکیک نیاد اصلاً.
به فکرهایی شروع میکند از یه جایی موقع مرگ
و انسان خودش را میبیند.
میبیند خودش فکر میکند. دیگه نمیداند که شیطان است یا اینکه یالا برو کنار.
خودش را میبیند. اونم این انسانها که از فکر و عقل خودشون اینقدر راضی هستند
دقت بفرمایید این خطر را خطرناکتر میکند.
همین من که میگم به شما
من از عقل راضی هستم. هیچ دید-
نه-- یادم نمیاد یه وقتی در بحبوح درد و دردمندی به خدا بگم خدایا عقل منو هدایت
کن. شما هم نکردید معلومه راضی هستید دیگه.
پول خواستید، صحت خواستید، منزل خواستید، بهشت خواستید، دنیا خواستید، آخرت خواستید.
خواستید خدایا عقل ما را کامل کن.
خواستید خدایا به ما فکر خوب بده،
فکر ما را کامل کن. نخواستید چون
فکر میکنید فکرتون درست است.
فکر میکنید کم ندارید در فکر و عقل.
منم همینطور فکر میکنم. با این
دید که انسان به فکر و عقل خودش والیده است یک عمر.
دقت میکنید و راضی نشده است که بداند که نمی فهمد و قبول بکند که خیلی کوتاه است فکرش.
این آدم اونجا به شک می افتد و شک هم این از فکر خودش میبیند
و چیزها به پیشش می آید. چقدر خطرناک میشه.
فهمیدی چی گفتم؟ خوب فهمیدی؟
اگر بفهمید دیگه بعد از این اگر خوب بفهمید دیگه نباید بخندید.
دقت-- این چنین خطری در پیش است برای من و شما.
دقت میکنید؟
یک عمر انسان اگر خوب بفهمیده شما فکر میکنید اونا که
دیگه خنده اونها از ذهن از وجودشون رفت کنار.
یک عمر سیب از وجودشون راه گرفت.
فکر میکنید مفت بوده؟
خیلی کسای فهمیده از جمله همین.
از جمله همین. دقت میکنید؟
از جمله همین. خیلی مسئله خطرناکی است.
گفتم الان فرض میکنیم که ما حالا
مثلاً میگیم که خب سعی میکنیم در راه پیش برویم.
من اخ-- من چه میدانم بعد چه خواهد شد؟
چه باید کرد؟ چه باید کرد؟
به چه باید پناه برد؟ باید پناه برد.
باید پناه برد.
من به تناسب اون جمله این صحبت را آوردم به اینجا و این تذکر را اصلاً شروع کردم و صحبت ها را به اینجا آوردم که
جمله ای که در دعایش بود در دعای
عرفه. یک حاجت داریم خدایا.
دقت میکنید؟ یک حاجت داریم.
یک حاجت گفت خدایا که اگر داده ای هرچی دیگه ندی نداده
و اگر نداده هرچی بدی به نفعم است.
چقدر مهم مطلب است. این حاجت، حاجت من و شماست.
اگر الان هم از اهل آتش نیستیم از کجا بعداً به شک نیفتیم.
اگر این حاجت را خدا به ما بدهد،
این در همه وقت فریاد ما چیه؟
میرسد. آن وقت هم میرسد.
آن وقتی که وقت تشکیک شیطان است.
خوب دقت بکنید. خوب
دقت. حالا من این روایتش را به شما
عرض کنم، جمله بخوانم و دیگه تمام.
روایت اینکه شیطان در این موقع می آید به تشکیک میپردازد.
شیاطین المسلمین.
جلد شصت و سه بحارالانوار، چاپ جدید است.
صفحه دویست و پنجاه و هفت.
روایت، فصل رقم صد و بیست و هشت است.
روایت سندش را نمیخوانم از امام صادق صلوات الله علیه است.
قال امام صادق فرمود
ما من احد. خوب دقت کنید که ما من احد میگه یعنی احدی نیست.
احدی نیست. ما من احد یعذره الموت.
احدی نیست که مرگ به سراغش بیاید الا و کلمه ابلیس و
من شیاطینه من يأمره بالكفر
و یشککه فی دینه
حتی تخرج نفسه.
فرمود که احدی نیست که مرگ به سراغش بیاید.
آن وقتی که جداً دیگه وقت مرگ است و میرود دیگه برگشتنی نیست.
الا و کلمه ابلیس.
احدی نیست که آن وقت برسد.
مگر اینکه ابلیس همان شیطان بزرگ.
حالا آن شیطان بزرگ اصلی که این شیطان بزرگ آمریکا هم صورت
اینجایی آمریکای اوست.
الا و کلمه ابلیس.
ابلیس مگر اینکه موعد یعنی
با چیز میکند، میگمارد.
و کلمه يعني میگمارد دیگه میگمارد
به-- برای آن شخصی که میمیرد.
ابلیس من شیاطین از شیطانهاش یعنی از جنودش، از جنودش
میگمارد من
یه جمعی را که يأمره بالكفر آن شیاطین
این شخص را چی میکنند؟ امر به کفر میکنند.
این امر به کفر مانند آن امر به فحشا و منکر است که گفتم.
که خودش خودش را مییابد، شیطان را
نمییابد. امر به کفر میکند و یشککه
فی دینه. در دینش را چی میکند؟
به شک می اندازد. در دین دیگه حالا
در دین به اشكال مختلف. در حضور خدا باشد، معاد باشد، رسول الله باشد، حضرات ائمه باشند.
مخصوصاً در خصوص امیرالمؤمنین صلوات الله.
شیطان از اون چیزها که
چندین چیز است که شیطان بسیار همت مصروف کرده بسیار.
یکی هم منصرف کردن
انسانها از چیست؟
از حضرت امیر صلوات. عجیب، عجیب در این باب کار--
خودش هم گفته است و خودش هم گفت.
خودش گفت. در محضر روز غدیر بود
شیطان فریاد کرد و همه شیاطین هم جمع شدند.
البته این فریاد و جمع شدن در عالم نامرئی بود.
ائمه اینجور می فرمایند. عرض کنم که در خصوص
حضرت امیر صلوات الله علیه که حضرت امیر را که اینجور
نسبت به لایق خلافت را فرموده رسول اکرم صلوات الله علیه.
خیلی خیلی. حالا مسئله سودا است در این باب صحبت کردن.
رمزشم در عهد اهل
نزد اهل رمز روشن است که چرا اثر میکند.
شما هیچ نمیدانم فکر کردید
خودتون هیچ تعجب نکردید؟ من قبلاً گفتم به شما.
هیچ تعجب نکردید با این همه دلایل واضح برای ولایت و خلافت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه
در مدارک شیعه و سنی و حتی سنیها هیچ فکر نکردید که چرا این با این همه مدارک واضح که خود سنیها نقل کردهاند
ولایت امیرالمؤمنین چه شده است؟
صلوات الله علیه چه شده است؟ هیچ فکر-- تعجب نکردید؟
یعنی کسی به پروتو عامه مراجعه میکنه تعجب میکنه اینا با وجود این مدارک چرا قبول ندارند؟
چراش را باید جای دیگه یافت.
چراش. فهمیدی چی گفتم؟ فهمیدی؟
چراش رو باید از کجا یافت؟ در کار شیطان یافت.
در حالی که دلایل خیلی واضح
است. خود قرآن مثلاً در باب معجزه میگوید که آسمان و زمین معجزه شوند
اگر بنا باشد کسی به راه نیفتد، نمیافتد.
اینجور است. در اصل. خلاصه
تشکیک در دین میکند. در خصوص خود خدا باشد،
دین باشد، قرآن باشد، رسول الله باشد، ائمه باشد، مسائل دیگر باشد، تشکیک میکند.
شیطان مامور است که تشکیک بکند حتی تخرق النفس
و این تشکیک شیطان تا جایی که روح کلاً از بدن منقطع بشود
چی میکنه؟ ادامه دارد
حتی تخرق النفس. بعد فرمود که فمن کان مؤمناً لم يقدر عليه.
کسی که به ایمان مؤمن است.
حالا دیگه این مؤمن در اصطلاح امام صادق.
کسی که مؤمن است شیطان این تشکیک را قادر نیست در خصوص او چی بکند؟
انجام دهد. معلوم است صاحبان ایمان کامل و بالا هستند
که وقتی شیطان میاد به آنها راه داده نمیکنه.
میفهمند و میرانند. پس بعد امام صادق فرمود حالا اینا تذکر است.
فإذا حضرت موتاکم فلتنوهم شهادة أن لا إله إلا الله
و أن محمدا رسول الله صلی الله علیه و آله
فرمود که وقتی که دیگه دیدید کسی میمیرد، نزد مو-- نزد میمیرد حاضر بودید حتماً، حتماً
به او تلقین میکنید شهادت أن لا إله إلا الله را، شهادت
أن محمدا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را.
بعد در روایت دیگر که شبیه همین روایت است
این اینها را هم اضافه میکند.
در این روایت اینا نیست ولی در روایت دیگر هست و حتی
تک تک میفرماید که ائمه را اسم ببرید که اینا امام است، امیرالمؤمنین تا
آخر تک تکشون رو میگه اسم ببرید تلقین بکنید به اون مرده تو اون وقت چون الان در مقام تشکیک شما نمیداند.
در عالم او راه ندارد.
او در مقام تشکیک است و یعنی خودش شک میکند به ظاهر.
و اما در باطن چیه؟ در پشت پرده چیه؟
شیطان. خب
من تذکرم این بود و خوف ما از این است و من به شما تأکید میکنم که
به شما تأکید میکنم نالههایی که قبل از رسیدن اون وقت، اصرارهایی که قبل از رسیدن اون وقت را فراموش نکنید.
به غفلت کنید فراموش نکنید.
دیگه من مطلب را تمام میکنم
و میگویم که مطلب را تمام میکنم و
صحبت دیگه نمیکنم. فقط دو سه جمله به شما تأکید میکنم که از این تشکیک بترسید
و این تشکیک اهل الحساب به سراغ ماها میاد.
چون امام احمد گفت اون مؤمنی که شیطان به سراغش نیاد هم
تقریباً مسلمه که من و شما نیستیم.
که راه شیطان براش تقریباً بسته بشه.
و من در این باب به شما تأکید میکنم غیر از دعاها که میکنید،
غیر از عرض کنم
پزروها که دارید، غیر از ادعهها که میخوانید و مضامین ادعهها که در دعاهای خودتون بین خود و خدا دارید،
جدی بگیرید مسئله را.
غیر از این، غیر از این
زیاد در این ارتباط به حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین
زیاد در این ارتباط به اون حضرات توجه-- در این ارتباط حالا در ارتباطهای دیگر در
خصوص مسائل دیگر هم. برای همین مسئله زیاد توسل بکنید به حضرات معصومین.
صاف به حضرات معصومین مطرح بکنید
که در اون وقت به مدد شما
بیان. به وقت نیاز میان.
اگر خوب مسئله را مکرر در مکرر مطرح کردید
و رسید مسئله به اون حضرات و مورد قبول
اونها شد صلوات الله علیهم اجمعین میان به
کمک. با آمدن اونها هم شیطان
دیگه کارش ساخته است.
با آمدن اونها که--
یعنی اصلاً با توجهشون، آمدنشون به نزد انسان آمدنی که مخصوص اونهاست در اون وقت
با آمدنشون کار شیطان ساخته است که شیطان پر و بالش میشکند و اصلاً شیطان دیگه راه ندارد.
دیگه تصرفی است، توجهی است و شفاعتی است، دعایی است از اونها،
آمدنی است که کار را درست میکند.
در این ارتباط توسل کنید.
مثلاً دعای توسل بخوانید.
همیشه بیا وجیهند الله به همشون.
بیا وجیهن که میرسید
این را نیت کنید. اشفعی عند الله.
همین، همین، همین موضوع را.
اشفعی عند الله در اون وقت.
اشفعی در اون وقت. حضرت رسول الله تا آخر
اینجور بخوانید یا توسل بخوانید یا اصلاً حاجت را مطرح بکنید.
این مسئله مهمی است. مسئله این است که ما
دو مسئله است. یکی این است که الان راهها را در پیش بگیریم.
یکی هم این است که اون خطر عموماً قضاشو میکنند
برطرف بشه. الان خدا عنایت کنه از راه آتش بر پیش نگیریم بعدش هم اون وقت ما را
خدا انشاالله
حفظ کنه و نجات.
من دیگه مطلبم را تمام میکنم
و در آخرم به شما توصیه میکنم به این دعا که اول صحبت من از اونجا شروع شد.
این جمله زیاد باز
نظر منو گرفته بود من دیده بودم
یک حاجت، یک حاجت.
یعنی از زبان علی شاد صلوات الله علیه بفهمید،
بخوانید، بفهمید.
بعد هم میبینید که این را در چه موقعی گفت.
گفتم و باز یادآوری میکنم. دعا را تمام کرد.
سخت گریه میکرد و اشک جره، جاری بود از چشماش.
تشبیه روایت این است مانند نابدان.
اصحاب از جوانان بنیهاشمی اطرافش بودند صلوات الله علیه.
عرض کنم که در اون گریه با صدای بلند گفت یا اسمع السامعين اون موقعی که گریه میکرد یا أبصر الناظرین هرچیه
أسألك اللهم في حاجتي التي
إن أعطيتنيها لم يضرني
ما، ما منعتني وإذا منعتنيها لم ينفعني ما أعطيت یک حاجت
این را میخوام. امیدوارم انشاالله خوب بفهمید و به گفتهها خوب اون تذکراتی که امروز گفتم
فهمیدنیشو خوب بفهمید عمل کردنیش رو خوب عمل بکنید.
به این دعا و به این چارهجویی بپردازید و خدا هم این چارهجویی من و شما را به ثمر برساند.
واقعاً از اون چارهجوییها قرار بدهد که ثمر میدهد
و در وقتش از این خطر ما را نجات میدهد.
خدا انشاالله فرج امام زمان صلوات الله علیه را نزدیک فرماید
جلسه قبل
جلسه بعد