[آیه قرآن] در مکتب وحی [آیه قرآن] مجموعه مباحث تفسیر قرآن کریم برنامهای از گروه علوم و معارف قرآنی.
[آیه قرآن] بسم الله الرحمن الرحيم.
دوستان سلام گرم ما را از گروه علوم معارف قرآنی و تفسیر رادیو قرآن بپذیرید.
برنامهای در مکتب وحی را تقدیمتان میکنیم که روزهای دوشنبه اختصاص دارد به مباحث تفسیری مفسر ارجمند حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی.
در چند برنامه قبل ایشان سوره مبارکه مرسلات را تفسیر کردند اما از این هفته ان شاء الله با تفسیر سوره مبارکه ماون در خدمت شما خواهیم بود.
استاد شجاعی در این برنامه ابتدا آیات سوره مبارکه ماون را قرائت میکنند و سپس در مقدمه تفسیر این سوره توضیح میدهند که این آیات دلالت بر راه و روش افرادی دارد که در ظاهر راه تکامل را در پیش گرفتهاند اما در حقیقت سخت در اشتباهاند.
در ادامه استاد شجاعی توضیح میدهند که برای هر موجودی دینی وجود دارد که او را به سوی خدا سوق میدهد.
و اگر انسان به معنی صحیح کلمه در این راه گام بردارد، موفق میشود و به کمال میرسد.
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
سوره ماون حالا در تفسیرش که بعد ان شاء الله بیان میشه بعد تفسیر این سوره روشن میشود که چرا ماون، سوره ماون نامیده شده در تفسیر روشن میشود.
از سورههایی است که حالا قول در مدینه و بنا بر بعضی از اقوال در مکه نازل شده که ترجمه سادهاش اول من میترسم ترجمه سادهش رو عرض بکنم بعد هم تا حدیکهای شرط تفسیر به نظرمون میاد اونها رو عرض میکنم.
ترجمهاش به این صورت است: خطاب ظاهر حالا به رسول اکرم صلوات الله علیه و یا به هر شنونده.
[آیه قرآن] آیا میبینی اونچنان کسیراتی، اون کثیراتی تکذیب میکند دین را، تکذیب میکند دین را.
[آیه قرآن] اگر بخواهی بداني که چه کسی تکذیب میکند دین را، [نامفهوم] تکذیب کننده.
[آیه قرآن] اونچنان کسی است که [آیه قرآن] یتیم را به اصطلاح انسانی را که یتیم است، پدر و مادرش نیست.
این را [آیه قرآن] انسانی را که یتیم است، یتیم را [آیه قرآن] یعنی طرد میکند، طرد میراند.
[آیه قرآن] یکی از خصوصیات دیگرش این است که و [آیه قرآن] یعنی ترغیب و تشویق عملاً و فعلاً نمیکند بر اطعام و انفاق بر مسکینها و اونهایی که در ماندهاند.
پس بنابراین وای به حال اون نمازگزارانی که [آیه قرآن] نمازگزارانی که [نامفهوم] از نمازی که میخوانند غفلت دارند.
[آیه قرآن] اون نمازگزارانی که نمازخانههایی که [نامفهوم] در حقیقت ریا میکنند.
[آیه قرآن] و اون چرا که مردم و انسانها به اون احتیاج دارند از موضوعات مادی آنها را از در اختیار دادن مردم ممانعت میکنند و در اختیار آنها قرار نمیدهند.
[آیه قرآن] اون چرا که مردم عموما به اون احتیاج دارند در زندگیشون اونها را ممانعت میکنند و در اختیار مردم قرار نمیدهند.
حالا این ترجمه سادهاش رو عرض کردم و به این شرط تفسیرش شروع بکنیم.
کلمه دین اولا در آیه اول که آمده [آیه قرآن] این متأثرین در بیان معنی کلمه دین که منظور از دین چیست؟
آیا منظور از-- آیا خود دین است همان راه و روش دین؟
همان راهی که خدا برای انسانها به وسیله رسول اکرم صلوات الله علیه بیان فرموده؟
آیا منظور از دین اصطلاح دین همونه یا دین معنی دیگر معنی جزا است؟
یعنی اصطلاح کذا و فیزا و کتاب و معاد، جزای که در قیامت پیش میاد چون دین به اون معنا هم آمده، هم لغت هم به اون معنا آمده و هم در قرآن به اون معنا به کار رفته است.
دین به معنی جزا، جزای در روز جزا.
دو نظر را مفسرین در اینجا گفتند.
بعضیا گفتن منظور ما دین است، دین به اصلاح معمولی خود ما یعنی راه و روشی که دین خدا به آن فرموده و بعضیا گفتن منظور از دین همان جزای روز جزا است.
این اولاً در اینجا این دو نظر هست.
أَرَأَيْتَ هم توجه داشته باشید که أَرَأَيْتَ در جایی گفته میشود که در موارد مختلف به کار میرود.
از جمله در جایی که به اصطلاح طعنه با یک نوع به اصطلاح تعجب باشد.
یعنی به کسی وقتی گفته میشود که با تعجب گفته میشود چیزی را به صاد تعجب بیاورد، در این صورت به کار میرود.
أَرَأَيْتَ آیا دیدی؟
آیا میبینی؟
یعنی با یک نوع حال تعجب و اعجاب در امر.
أَرَأَيْتَ اکثراً در این موارد به کار میرود.
این مورد هم از همان موارد است.
حالا با توجه بر این دو مسئله که گفتم دین به معنی دین است یا جزا فرقی نمیکند و با توجه به معنی أَرَأَيْتَ چه بهتر که در معنی آیه اول و در تفسیر آیه اول به این مسئله متوجه باشیم که این آیه و بعد آیات بعدی در رابطه با این آیه ناظر به اتخاذ راه و روش دینی به صورت ظاهر و محروم بودن از جان و مرزی که در دین است و در تربیت دینی باید پیش بیاید.
به این مسئله در کل اشاره میکند که این جور افراد که به ظاهر راه و روش دینی را اتخاذ میکنند و خود را هم معتقد هستند، اظهار عقیده که میکنند، عمل به وظایف صوری و انجام وظایف صوری را هم میدهند، انجام میدهند، عمل هم میکنند، معتقد هم هستند.
ولی از آنجا که از اون جان و مرز مسئله و از اون اثراتی که تربیت دینی باید در وجود اونها به جای بگذارد، از اون نتایج محروم هستند، فعلاً اینها را عزیز قرآن اینها میشود گفت که در واقع متدین به دین نیستند و در مسیر دینی نیستند و عقیده به ظاهر اونها و اعمال به ظاهر اونهاست.
یعنی رفتارشون بر اساس نوازی این یک مسئله خشکی است بیروح و در حقیقت اینها تحریف کننده دین هستند.
این یک واقعیتی است که قرآن میخواهد بیان بکند.
یعنی به صورت یک مسئله کلی میخواهد بیان فرماید که دین تنها داشتن یک سلسله عقاید خشک و بیجان و اتخاذ یک سلسله روشها خشک و بیجان و بدون اینکه انسان را پیش ببرد و به مقصدی که باید نزدیک بکند، بکند.
دین این نیست که خیلیها ممکنه اینجور فکر بکنند.
فعلاً مسئله اینقدر نکته دقیق میشود که باید روی این سوره که مسلماً هم بالاخره در این سوره مسئله مطرح است مانند همه سوره های قرآن و آیات دیگر قرآن باید روی این سوره دقت بیشتری بشود و روی آیات باشد.
در bade اول در ابتدا نظر ماها فکر میکنیم که کسی که اظهار عقیده کرد، یعنی کسی که عقیده داشت و یک سلسله از احکام هم عمل کرد، ولو هیچ اثری در وجودش از این راه و روش اتخاذی باقی نماند، هیچ تحولی در وجودش پیش نیاید، هیچ کمالی را صاحب نشود، به هیچ کمالی نرسد.
این حساب ما اینجور حساب میکنیم و میدانیم اینها چه هستند.
اینها در دین هستند.
دو متدین و مسلمان سادهتر عرض میکنم که خوب نکتهای که در اینجا یک حقیقتی در این سوره مطرح است روشن میشود.
این یک مسئله است.
البته در جای خود این درست است.
این یک مسئله است از خود دین برداشت کردهایم و میفهمیم که کسی که معتقد است و بعد به وظایفی که دین برای او تعیین میکند از واجبات و محرمات هم عمل میکند.
ولی در عین حال هم عقایدش و هم اعمالش خیلی خشک و بیجان است.
به این معنا که هیچ اثری و هیچ تحولی در وجودش از نتیجه اتخاذ روش دینی پیش نیامده.
این را از نظر موازین خود مسلمان حساب میکنند.
موازین شریعت شرع و دین مقدس اسلام.
منتهی به اسلام، متدین به اسلام و به دین میداند.
این چیزی که ما همه میدانیم و دین را هم همین طور میدانیم.
شما از دین نادیده دین در جای خود درست است اما این یک احکام خاصی دارد یا آثار خاصی دارد برای یک منظور خاصی است.
نظر دیگری هم همین اسلام و قرآن و طول اسلامی دارد که میشود با دقت آن نظر را هم استفاده کرد.
به اون اینکه راه و روش دینی داشتن یک سلسله عقاید خشک و بیجان و داشتن یک سلسله و انجام دادن یک سلسله اعمال بیروح به نحوی که هیچ انسان را به حرکت نیاورد نیست.
دقت میکنید؟
دین این نیست.
این هم یک نظر دیگر است که گفتم هر کدوم برای خودش یک حسابی دارد.
یعنی چی دین این نیست؟
دین یعنی راه انسان به سوی خدا.
اینجاش، اینجاهاش مورد بحثه.
دین یعنی راهی که انسان را به سوی خدا میبرد.
قبل از اینجا یه مقدمه که من در بعضی از بحثها گفتم شاید بعضی از شماها آشنا باشید.
این مقدمه لزوم دارد در اینجا من بگم برای روشن شدن معنی دین و بعد در ردیف بعدی روشن شدن تفسیر این سوره.
قرآن در تفسیر، در تعیین نظام وجود و عالم هستی، که عالم هستی را از خدا میداند ابتداً و برگشتش را هم به سوی خدا میداند، در تعیین این مسئله قرآن زیاد اطرافی را بیان میکند.
گفتم سابقاً اگر فراموش نکنید قرآن را شما همیشه تفسیر وجود بدانید.
یعنی معمای وجود چیه؟
قرآن اگه کسی خوب بخواهد از قرآن و مؤخر بشود از قرآن بهرهمند بشه، قرآن تفسیر وجود است بلا، بدون شبه و بدون تعبیر است و در این تفسیرش وجود را از خدا میداند.
گوشههایی که برای عرض میکنم در رابطه با این مسئله نه اینکه حل تفسیر قرآن از وجود در این خلاصه میشود.
وجود را با نظم و ترتیب از مبدا او که ذات مقدس حق است میداند.
حساب شده، منظم، صادر از حق، سرچشمه از او میگیرد با نظم حساب شده و بعد در ردیف در محلی دیگر، در محلی بعدی وجود را کلاً باز با حساب و نظم در حرکت به سوی او میداند و در تضرع به سوی او و در نهی شدن به او کل وجود را.
و برای هر کدام از قطعات وجود بیان میکند قرآن که برای هر کدام از ذرات وجود و قطعات وجود که از او هستند و به سوی او در حرکتاند و حساب شده هم هست، میفرماید برای هر ذرهای، برای هر موجودی با اندازهگیری مشخص، با حساب مشخص و حرکت منظم، راهی که او را به خدا نزدیک میکند در این نظام وجود تعیین شده که در آن جاهای مختلف در قرآن به این مسئله اشاره میکند.
«ربنا الذی اعطی کل شیء خلقه ثم هدی» بیان حضرت موسی است.
حضرت موسی در تعریب حضرت حق این چنین بیان میکند.
میگوید که آن پروردگاری که وجود از اوست و وجود را تعیین میکند، الذی پروردگاری است که اعطی کل شیء خلقه هر ذره و هر وجودی را شما حساب کنید، به او خلقت خاصی داده و بر اساس خلقت خاصش هم به او راهی تعیین کرده که آن راه او را به سوی مبدا وجود به حرکت میآورد و پیش میبرد و نزدیک میکند.
«ربنا الذی اعطی کل شیء خلقه ثم هدی».
در سوره سبأ، سبأ، سبأ: «ربك الاعلى الذی خلقه فسوی والذی قدر فھدی».
خدا، اون خدایی است، خدایی است که قدر همه چیز را با اندازه حساب شده با جهاز معین خلق کرده فھدی آنوقت راه هم براش مشخصاً تعیین کرده به اون راهش به سوی مبدا، به سوی معاد که باز خود همان مبدا است، یعنی به سوی خدا پیش میرود.
در این رابطه قرآن میگوید انسان هم از خداست مانند همین ذرات وجود.
به سوی خداست و مانند باز همین ذرات وجود، راهی که او را به خدا نزدیک میکند، دارد.
راه انسان که پیش برنده انسان به سوی خدا، نزدیک کننده به معنی صحیح کلمه است، نه اینکه این به اون معنای از ذهن ما متفر شده و تلخ به اون معنا نه.
واقعاً انسان را به خدا مبدا وجود نزدیک میکند به معنی صحیح کلمه به او نزدیک میکند، مقرب میکند، یعنی فاصله بین انسان و خدا را کم میکند به تدریج راهی هم برای انسان تعیین شده، اون راه چیه؟
همون که عبارت است از دین.
پس همین دین یعنی راه، یعنی راه حرکت و تضرع انسان به سوی خدا.
با این بیانی که گفتم اولاً متوجه شدیم که برای هر موجودی دینی هست یا نیست به این معنا؟
برای هر موجود دینی است.
چه راهی که به سوی خدا میبرد او را.
و به این معنا هم متوجه شدیم که انسان هم راهش پیش برنده او به سوی خداست.
یعنی چی پیش برنده؟
یعنی نزدیک کننده؟
یعنی چه؟
باز هی باز میکنیم مسئله را.
یعنی انسان از آن وقتی که این راه را شروع کرد، اگر به معنی صحیح کلمه در این راه قدم گذاشته باشد و راه را راه رو باشد، باید دور شدن با هم یکی در رابطه با خدا و دوری و نزدیکی با خدا دورش باید با هم یکی باشد یا نباشد؟
نباشد.
در حرکت باشد.
اگر نه، در راه قدم گذاشت به زعم خود و به گمان خود و مدتها زمانها گذشت، روزها گذشت، هفتهها گذشت، ماهها، سالها هیچ نزدیکی از این انسان به خدا پیش نیامد.
هیچ قدمی از این فاصله موجود کم نشد.
فاصله همون فاصله است.
دوری انسان همون دوری است.
این در واقع میشود گفت که به ظاهر که مدعی دین است و عملاً هم که در راه دین پیش میرود، این به حساب اینکه پیش نمیرود و میگوید من در دینم عملاً خود یک نوع تکذیب چیه؟
یک نوع تکذیب دینه.
تکذیب خود دینها نه روس جزا خود دین.
دین به معنی همان راه و روش و عملاً تکذیبه.
دین چیزی است که انسان را به سوی خدا پیش میبرد.
اگر انسان منتهی به، به اصطلاح منتهی به اسلام و دین بود اما خبری از نزدیکی، خبری از حرکت، خبری از تحول، دگرگونی و تکامل و نزدیک شدن به کمال مطلق در وجودش نبود که این در واقع خود یک نوع تکذیب است دین را.
یعنی عمداً میگوید من در دین یعنی در راهی که من را به خدا نزدیک میکند هستم یا نیستم؟
نیستم.
وجودش، عملش، راه و روش رفتاریش میگوید که من در راهی که من را به خدا نزدیک بکند نیستم چرا که هیچ به خدا نزدیک نشدم.
این در واقع به قول معروف به زبان وجود و حال این چنین میگوید و این تکذیب است.
تک-- بهترین تکذیب است.
اگر خوا-- بخواهد تکذیب کند بر اینکه من به سوی نباتی حرکت میکنم همین است که در خاکی بماند بلکه نگاه تر بهش خودش با وجود میگوید که من در راه حرکت به سوی نباتی هستم یا نیستم؟
نیستم.
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
[همهمه] یاران همراه.
بخش اول تفسیر surه مبارکه ما اون را که شامل مقدمه تفسیر این surه بود با بیان مفسر ارجمند حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی شنیدید.
بخش دوم مقدمه تفسیر این surه مبارکه را در برنامه بعد تقدیمتان میکنیم.
اما اکنون دل جان را مصفا میکنیم به کلام نورانی وحی و تلاوت آیاتی از surه مبارکه ما اون.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
اَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُ الْيَتِيمَ.
وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ.
فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ.
الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ.
بسم الله الرحمن الرحيم.
إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ.
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ.
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ.
بسم الله الرحمن الرحيم.
قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ.
ولا أنا عابد ما عبدتم.
ولا أنتم عابدون ما أعبد.
لكم دينكم ولي دين.
بسم الله[آیه قرآن] به تحقیق راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه.
به پایان برنامه در مکتب وحی امروز رسیدیم.
ان شاءالله ادامه تفسیر سوره مبارکه ماون را با بیان مفسر ارجمند حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی در برنامه بعد خواهید شنید.
خداوند یار و نگهدارد.
الله، الله، الله، الله، الله، الله، الله.
يا مَن له خَضعتِ الوجوه باسرها وله جميع الكائنات توحد.
أنت الإله الواحد الفرد الذي كل القلوب به تقر وتشهد.
يا مَن له خَضعتِ الوجوه باسرها وله جميع الكائنات توحد