یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
موضوع سورهٔ مرسلات
سورهٔ مرسلات از سورههای مکی است و در مکه نازل شده است. مسئلهٔ اصلیِ مطرح در این سوره معاد است: قیامت و حساب و جزا. جانب انذار در این سوره بر جانب تبشیر میچربد. قرآن بر معاد حسابی خاص دارد؛ و برای آنان که در قرآن تأمل و تدبر میکنند، این تأکید هم آموزنده است و هم هشداردهنده.
اهمیت معاد چندان است که خداوند با بیانها و روشها و دلایل متنوع حقایق آن روز و مسلم بودن آن را تشریح فرموده تا آنان که تا حدودی میفهمند بترسند و خود را آماده کنند. بسیار مسئلهای مهم است که اینهمه بر آن تأکید شده است. محور اصلی سوره همین معاد است، و انذار و ترساندن در آن بر بشارت غلبه دارد.
جملهٔ انذاریِ سوره این است:
«وَيْلٌۭ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُكَذِّبِينَ» (مرسلات/۱۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): وای در آن روز بر تکذیبکنندگان.
این جمله با همین لفظ ده بار در سوره تکرار شده است، با آنکه سوره چندان طولانی نیست. در مرحلهٔ نخست، مکذّبین کسانیاند که عقیدتاً و عمداً قیامت را تکذیب میکنند. اما اگر معنای وسیعتر در نظر گرفته شود، تکذیبکنندگانِ عملی — آنان که معتقدند اما عملشان تکذیب آن روز را نشان میدهد نه عقیده به آن را — نیز در شمول قرار میگیرند. وای بر آنان که قیامت را تکذیب میکنند، چه از اساس معتقد نباشند، چه معتقد باشند ولی عملاً چنان رفتار کنند که گویی آن روز را انکار کردهاند. تکرارِ دهبارهٔ این جمله نشان میدهد مسئله بسیار مهم است و آمادگی برای آن روز سخت؛ علم خدا از دشواریِ این آمادگی خبر میدهد.
قسم به فرستادگان وحی
پس از این مقدمه، ترجمهٔ سادهٔ آیات آغازین چنین است. واو در آغاز، واو قسم است.
«وَٱلْمُرْسَلَٰتِ عُرْفًۭا» (مرسلات/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سوگند به فرستادگانِ پیدرپی.
«فَٱلْعَٰصِفَٰتِ عَصْفًۭا» (مرسلات/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس سوگند به تندروانِ تند.
«وَٱلنَّٰشِرَٰتِ نَشْرًۭا» (مرسلات/۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و سوگند به گسترانندگانِ گسترش.
«فَٱلْفَٰرِقَٰتِ فَرْقًۭا» (مرسلات/۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس سوگند به جداکنندگانِ جدایی.
«فَٱلْمُلْقِيَٰتِ ذِكْرًا» (مرسلات/۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس سوگند به القاکنندگانِ ذکر.
«عُذْرًا أَوْ نُذْرًا» (مرسلات/۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): برای عذرآوردن یا بیمدادن.
معنای ساده چنین است: قسم به آن فرستادهها که پشتسرهم فرستاده میشوند؛ سپس به سرعتی خاص بهسوی مأموریت خود میروند؛ و قسم به آنان که صحائف را باز میکنند و بسط میدهند؛ پس جدا میسازند حق و باطل را؛ پس ذکر را القا میکنند برای عذر یا برای نذر.
در آغاز سوره خداوند به ملائکهٔ وحی قسم یاد کرده است؛ همان فرستادگانی که وحی را از جانب حق به انبیا و به رسول اکرم، صلیاللهعلیهوآله، میآورند. شش آیهٔ نخست همگی ناظر به ملائکهٔ وحیاند. در میان مفسران تا حدودی اختلاف هست که این جملهها دقیقاً بر چه تطبیق میکنند؛ اما با دقت روشن میشود که همهٔ این قسمها قسم به همان ملائکهاند. برخی دو جملهٔ اول را به معنای دیگر گرفتهاند؛ اما حقیقتِ مقصود را خدا میداند چنانکه هست، و مخاطب اصلی آیات — رسول اکرم — بهتر میداند. آنچه در سطح فهم عمومی روشن میشود همین اندازه است که در پی میآید.
المرسلات عرفاً و العاصفات عصفاً
«والمرسلات عرفاً»: واو قسم است. قسم به آن فرستادهشدههایِ پشتسرهم و مرتب. مرسلات یعنی ملائکهای که از ناحیهٔ خدا در مقام وحی فرستاده شدهاند. چون خدا وحی میفرماید، ملائکهٔ وحی را میفرستد؛ و این ملائکه با نظم و ترتیبی خاص پشتسرهم میآیند. عرفاً یعنی پیدرپی و پیاپی.
«فالعاصفات عصفاً»: پس آن ملائکه با سرعتی خاص بهسوی آنچه مأمورند حرکت میکنند. از این آیه برمیآید که در مقام وحی، خدا ملائکه را میفرستد و با همان ارادهٔ او کارها انجام میگیرد؛ چنانکه در همه جا چنین است: امر او چون چیزی را اراده کند آن است که بگوید باش، پس میشود. به مجرد اراده، ملائکهٔ وحی با همان ترتیب و کتابتی که خدا اراده فرموده بهسوی مأموریت میشتابند.
کار این ملائکه مفصل است: باید وحی را از خدا بگیرند، از لوح محفوظ و از صحف بگیرند، و به ترتیبی که در مقام وحی باید، به امر و مشیت حق پیش بروند تا وحی را به قلب رسول القا کنند. از مبدأِ امر تا القای وحی بر قلب پیامبر مراحلی هست؛ سوره بهاجمال به برخی از این مراحل اشاره میکند. شبیه آیاتی است که در سورههای دیگر آمده، اما لحن و حقایقِ اشارهشده اینجا با آنجا فرق دارد و به مراتب دیگری اشاره میکند.
الناشرات: نشر بهمعنای بسط
«وَٱلنَّٰشِرَٰتِ نَشْرًۭا» (مرسلات/۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و سوگند به گسترانندگانِ گسترش.
دوباره قسم یاد میکند: قسم به آن ملائکه که صحائف وحی را باز میکنند و بسط میدهند، نوعی خاص از بسط. از اینجا معلوم میشود که اصل حقیقت قرآن و وحی در لوح محفوظ است؛ صورت نازلترش در عوالم فروتر؛ و حقیقت وحی عوالم را سیر میکند تا به قلب رسول برسد.
پس از ارسال و شتاب، ملائکه به سراغ صحائف وحی میروند و آنها را «باز» میکنند. این بازکردن به زبانِ گشودنِ کتابِ مادی نیست؛ نشر بهمعنای بسط است: حقیقتی کلی و مجمل را گشودن و حقایق جزئی را از بطن آن بیرون آوردن. چیزی را که حالت وحدت و اجمال دارد به صورت جزئیات و تفصیل درآوردن، نشر است. ملائکه صحائف وحی را به نوعی از نشر بسط میدهند. بیش از این اندازه، فهم عمومی راه ندارد؛ حقیقت و چگونگی واقعی را خدایی که این آیات را فرموده و مخاطب اصلی — رسول اکرم — و معلَّمان به تعلیم خاص او، حضرات ائمه و معصومین علیهمالسلام، درمییابند.
همین اندازه از آیات برمیآید که در مقام وحی، ملائکه از جوار امر الهی به مشیت حق به راه افتادهاند تا حقایق وحی را به قلب رسول بیاورند و کارهای بسیاری میکنند: فرستاده میشوند، به سرعت میآیند، به سراغ صحائف میروند و آنها را نشر میدهند.
الفارقات و الملقیات: فرق و القا
«فَٱلْفَٰرِقَٰتِ فَرْقًۭا» (مرسلات/۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس سوگند به جداکنندگانِ جدایی.
چون صحائف را باز کردند، جدا میسازند؛ نوعی جداساختن میان حق و باطل در همهٔ مراحل: میان آنچه باید باشد و آنچه نباید باشد، میان حلال و حرام، میان واجب و محظور، میان حق و باطل. در مقامِ بازکردنِ صحائف، فارقات این تمییز را انجام میدهند.
«فَٱلْمُلْقِيَٰتِ ذِكْرًا» (مرسلات/۵)
«عُذْرًا أَوْ نُذْرًا» (مرسلات/۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس سوگند به القاکنندگانِ ذکر، برای عذر یا بیم.
چون جدا ساختند، آنگاه ذکر — یعنی وحی — را به قلب رسول القا میکنند؛ خواه رسول اکرم باشد خواه هر پیامبر دیگر. ترتیب آیات چنین است: به سرعت میآیند، صحائف را بسط میدهند، حق و باطل را جدا میسازند، سپس به قلب پیامبر القا میکنند — عذراً أو نذراً.
عذر باشد برای کسانی که عذاب خواهند شد و حساب و قیامت را انکار میکنند؛ نذر و ترساندن باشد برای کسانی که به حساب و قیامت ایمان آوردهاند. مقصود از عذر، اتمام حجت است: گفته شده چنین نکنید و چنین نباشید؛ این حق است و آن باطل؛ این به صلاح است و آن نیست. نذر نیز ترساندن مؤمنان است تا بفهمند چه حق است و چه باطل، از باطل اعراض کنند و رو به حق آورند.
قرآن نمونهٔ وحیِ بازشده
اگر قرآن به اجمال در نظر آید، روشن میشود که وحیِ بازشده است: حقایق وحی در آن گشوده و به رسول الله القا شده، و این حقایقِ بازشده حق و باطل را در هر باب بیان کرده است. این فکر حق است و آن باطل؛ این عقیده درست است و آن نادرست؛ این خصلت نیک است و آن بد؛ این عمل رواست و آن ناروا — فردی باشد یا جمعی؛ این محبت حق است و آن باطل؛ این عداوت رواست و آن ناروا؛ این روش هدایت است و آن ضلالت. وحی در حقیقت حق را از باطل جدا میسازد، در هر باب: فکر، عقیده، اخلاق، اعمال فردی و جمعی، و حقایق وجود از آغاز تا انجام.
ملائکهٔ وحی آنجا که صحائف را نشر میدهند، این حقایق را بسط میدهند و حق را در هر باب از باطل جدا میسازند؛ سپس همه را به رسول ابلاغ میکنند تا برای منکران معاد اتمام حجت باشد و برای مؤمنان انذار. مؤمنان را میترساند که مواظب باشند: فلان عقیده را نداشته باشند، فلان روش را وانگذارند، فلان باطل به زیانشان است. منکران نیز همان تمییز حق و باطل را میشنوند، اما برای آنان اتمام حجت است.
عذراً أو نذراً: حد مأموریت
عذراً و نذراً دو جملهٔ تهدیدکنندهاند اگر مقصود قرآن درست فهمیده شود. ملائکه تا آنجا مأموریت دارند که حقایق وحی را بیاورند و به رسولی ابلاغ کنند که به انسانها بگوید چنین و چنان است؛ والسلام. تا این پیام در جای خود عذر باشد و انذار. اتمام حجت از ناحیهٔ خدا همین اندازه بس است؛ انذار نیز همین اندازه. بیش از این، ملائکهٔ وحی در مکان مأموریت خویش مأموریت دیگری ندارند. رسول نیز فقط رسول است برای ابلاغ: واسطه است؛ آنچه ملک وحی به او رساند، باید به دیگران برساند — عذراً أو نذراً.
بدینسان شش آیهٔ نخست مرسلات، سلسلهٔ مأموریت ملائکهٔ وحی را از ارسالِ پیاپی تا القای ذکر ترسیم میکنند: ارسال، شتاب، نشرِ بسطدهنده، فرق حق و باطل، و القا برای اتمام حجت یا انذار. سوره با این پایه، پیش از گشودن صحنههای قیامت، اعتبار پیام وحی را با سوگند استوار میکند؛ و تکذیب معاد، در پرتو همین سلسله، تکذیبِ همان پیامِ عذر و نذر است.
از قسم تا انذارِ مکرر
تأکید مکرر بر «ویل یومئذ للمکذبین» با این آغازِ قسمآمیز همافق است. اگر ملائکهٔ وحی با این نظم حق و باطل را جدا میکنند و ذکر را برای عذر و نذر القا مینمایند، آنگاه روز فصل و حساب امری فرعی نیست. تکذیب آن روز، تکذیبِ کل این سلسله است. مکذّب تنها منکرِ عقیدتی نیست؛ کسی که به زبان معاد را میپذیرد اما چنان میزید که گویی حسابی در کار نیست، عملاً در زمرهٔ مکذّبین میگنجد. سوره با انذارِ مکرر میخواهد هم عقیده را استوار کند و هم عمل را با عقیده همتراز سازد.
آمادگی برای آن روز آسان نیست؛ و تکرارِ ویل نشان میدهد که پروردگار از سختیِ این آمادگی و از غفلتِ انسانها آگاه است. جلسهٔ نخست تفسیر مرسلات، سوره را بر مدار معاد مینشاند، وزنِ انذار را مشخص میکند، معنای وسیع مکذّبین را میگشاید، و شش قسمِ آغازین را بر ملائکهٔ وحی تطبیق میدهد.
سلسلهٔ مراحل از جوار امر تا قلب رسول
از جوار امر الهی تا قلب پیامبر، راهی با مراحل است. ملائکه فرستاده میشوند؛ میشتابند؛ صحائف را مییابند و نشر میکنند؛ در نشر، حق را از باطل جدا میسازند؛ آنگاه ذکرِ جداساخته را القا میکنند. هر مرحله بدون مرحلهٔ پیش ناقص است. سوره این مراحل را با سوگندهای پیاپی نشان میدهد تا خواننده بداند وحی، حادثهای بینظام نیست؛ مشیتی است با فرستادگان و نشر و فرق و القا.
فهمِ کاملِ چگونگیِ ملکوتیِ نشر از دسترس ذهن محدود بیرون است. همین اندازه که قرآن میگوید «نشراً» و «فرقاً» نوعی خاص از بسط و جدایی مراد است، کافی است تا انسان بداند حقیقت وحی ژرفتر از قرائتِ سطحی است. تفصیلِ آن نزد خدا و رسول و معلَّمان معصوم است؛ و وظیفهٔ مخاطب عام، دریافتِ پیامِ عذر و نذر است: حق را بشناسد، باطل را واگذارد، و خود را برای روز حساب آماده کند.
مکذّبِ عقیدتی و مکذّبِ عملی
تکرارِ دهبارهٔ ویل، فقط منکرانِ صریح را نشانه نمیگیرد. کسی که معاد را بر زبان میآورد اما در انتخاب فکر و عقیده و خصلت و عمل چنان میزید که گویی جزایی نیست، عملاً تکذیب میکند. وحی حق و باطل را در همهٔ این ابواب جدا کرده است؛ بیاعتنایی به این جدایی، تکذیبِ عملیِ همان ذکری است که ملائکه القا کردهاند. ازاینرو انذار سوره دو لبه دارد: یکی برای منکر، اتمام حجت؛ دیگری برای مدعیِ ایمان، بیم از غفلتِ عملی.
رسول واسطهٔ ابلاغ است، نه بیش. ملائکه نیز تا ابلاغ مأمورند، نه بیش. پس از اتمام حجت و انذار، عهد بر عهدهٔ انسان است. سورهٔ مرسلات از همین نقطه آغاز میشود تا در آیات بعد، صحنههای قیامت و استدلالهای معاد را بر پایهٔ این قسمها بنا کند.
جمعبندی جلسهٔ نخست
در یک نگاه، این جلسه سه کار میکند: نخست سوره را بر مدار معاد و غلبهٔ انذار مینشاند؛ دوم دایرهٔ مکذّبین را از انکار عقیدتی تا تکذیب عملی میگشاید؛ سوم شش آیهٔ قسم را بر ملائکهٔ وحی تطبیق میدهد و زنجیرهٔ ارسال، شتاب، نشر، فرق و القای عذر و نذر را شرح میدهد. با این پایه، خواننده آماده میشود که در جلسات بعد تناسبِ قسم با جواب قسم — «انما توعدون لواقع» — و سپس مقدماتِ اشراط ساعت را دنبال کند. مرسلات از سوگند به فرشتگان وحی آغاز میشود تا نشان دهد پیام بیم و بشارت از نظامی ملکوتی میآید؛ و تکذیب معاد، تکذیب همان پیام است.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.