ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَىٰ إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ.
در مکتب وحی.
ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَىٰ إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ.
مجموع مباحث تفسیر قرآن کریم برنامهای از گروه علوم و معارف قرآنی.
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ.
بسم الله الرحمن الرحيم.
خدمت شما شنوندگان محترم رادیو قرآن سلام عرض میکنیم.
برنامهای در مکتب وحی را میشنوید که روزهای دوشنبه اختصاص دارد به مباحث تفسیری آیت الله استاد محمد شجاعی.
انشاءالله از این هفته تفسیر سورهی مبارکه مرسلات را آغاز میکنند.
در این برنامه استاد شجاعی توضیح میدهند که محور اصلی سورهی مبارکه مرسلات مسئلهی معاد و قیامت است.
در آیات ابتدایی خداوند متعال به ملائکه وحی قسم یاد میکند.
ملائکهای که به مشیت الهی فرستاده شدهاند تا پیام خدا را به رسول الله صلوات الله عليه و آله و پیامبران دیگر برسانند.
حقایق الهی را میشکافند تا اتمام حجت باشد برای منکرین روز قیامت و انذار باشد برای مؤمنین.
استاد شجاعی در ادامه با تفسیر آیات اول تا ششم سورهی مبارکه مرسلات اشاره دارند به مأموریتی که خداوند متعال به ملائکه وحی محول کرده است.
بشنوید تفسیر آیات یکم تا ششم سورهی مبارکه مرسلات را با بیان حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی.
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
سوره المرسلات از سورههای مکی است، در مکه نازل شده است.
مسئله اصلی که در این سوره مطرح فرموده است باز مسئلهی معاد هست، مسئلهی قیامت و حساب و جزا.
جانب ضعیف یعنی انذار در این سوره هم میچرخد در جانب تبشیر و افشار.
کل قرآن روی معاد حساب خاصی دارد که این برای همه اونها که در قرآن تأمل و تدبر میکنند خودش هم آموزنده است و هم هشدار دهنده.
در این سوره باز مسئله معاد و حساب و جزا مطرح است.
معلوم است که بسیار مهم است و آنقدر که تأکید روی آن فرموده است و با بیانهای مختلف و روشهای مختلف و دلایل متنوع حقایق آن روز را و مسلم بودن آن روز را تشریح فرموده است و وعده داده است برای اینکه اونها که تا حدودی میفهمند بترسند و خودشان را آماده بکنند.
بسیار مسئله مهم است که اینقدر خداوند متعال تأکید فرموده است.
این سوره هم گفتم مسئله معاد اصل محور اصلی یا موضوع اصلیترین سوره و جانب انذار و ترساندن در این سوره میچرخد در جانب دیگر که افشار باشد یعنی تبشیر باشد.
جمله وایل یومئذ للمكذبین که همان انذار است به زبان مایه وای به حال اون کسانی که قیامت و حساب را تکذیب میکنند.
این جمله در این سوره با همین لفظ وایل یومئذ للمكذبین ده بار تکرار شده است با اینکه سوره بسیار طولانی نیست.
حالا وایل یومئذ للمكذبین هم در مرحله اول به مكذبین به معنی کلمه که عقیدتا و طبعا عمدا تکذیب میکنند تصریح میکند.
اما اگر معنی وسیعش را در نظر بگیریم تکذیب کنندگان عملی در عین حال که معتقد هستند را هم شمول پیدا خواهد کرد.
وای به اونها که به حال اونها که تکذیب میکنند قیامت را چه معتقد نیستند از اساس، چه معتقدند ولی عملا عملشون تکذیب آن روز را نشان میدهد نه عقیده به آن روز را.
وای به حال اونها.
این جمله ده بار تکرار شده و این دلیل بر این است که مسئله بسیار مهم است و آمادگی انسانها هم بسیار سخت است برای آن روز آنچنان که علم خدا خبر از این قضیه میدهد.
حالا با این مقدمه اجمالی به ترجمه آیات، ترجمه سادهاش را اول عرض میکنم بعد تا حدودی بعد از ترجمه توضیح.
والمرسلات عرفاً واو، واو قسم است.
قسم به اون فرستادهها که پشت سر هم فرستاده میشوند سپس به سرعت مخصوصی به سوی مأموریت خود میروند و قسم به اونها که باز میکنند و بست میدهند نوعی بست دادن فالفارقات فرقا پس جدا میسازند حق و باطل را.
پس فالملقيات ذكرا القا میکنند وحی را برای عذر یا برای نذر.
این ترجمه سادهش بود که از سردم حالا به توضیحش و شرحش انشاالله دقت میکنید.
در اول سوره خدای متعال قسم یاد کرده است به ملائکه وحی و اون ملائکه که وحی را از جانب خدای متعال به انبیا و همچنین به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میآورند.
ملائکهای که ملائکه وحی باشند.
جمله والمسلات عرفاً فالآصفات أصفاً والناشرات نشرًا فالفارقات فرقا فالملقيات ذكراً عذرًا أو نذرًا.
این چند جمله که شش جمله است در واقع شش آیه است.
اینها ناظر است به ملائکه وحی و اون فرستادههای خدا که وحی را از خدا میآورند به انبیا و به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم.
در اینکه این جملهها به چه چیز تطبیق میکند در میان مفسرین تا حدود اختلاف نظر هست اما با دقت معلوم میشود اینها ناظر به ملائکه وحی است همه این جملهها و این قسمها قسم به اون ملائکه است.
بعضی از مفسرین خواستند دو جمله اول را به معنی دیگر بگیرند ولی حقایقی که مقصود خدای متعال است از این قسمها آنها را خدا میداند آنچنان که هست و مخاطب اصلی این آیات که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم باشد بهتر میداند.
مثلاً معنی والمسلات عرفاً یعنی چه؟
اون اندازهای که به اجماع ماها میفهمید والمسلات عرفاً را توضیح میدهم.
واو قسم است.
قسم به اون فرستاده شدههای پشت سر هم و مرتب.
عرفاً المسلات معنی فرستاده شدهها یعنی ملائکهای که فرستاده شدهاند از ناحیه خدا در مقام وحی.
اون وقتی که خدا وحی میفرماید ملائکه را میفرستد ملائکه وحی را و این ملائکه وحی به نظم، وحی به نظم و ترتیب خاصی پشت سر هم میآیند.
والمسلات عرفاً قسم به اون ملائکه وحی که فرستاده میشوند از ناحیه خدا عرفاً یعنی پشت سر هم.
فالآصفات أصفاً پس به سرعت اون ملائکه به سرعت خاصی البته فالآصفات أصفاً.
به سرعت خاصی به سوی آنچه که مأمور هستند حرکت میکنند.
از این آیه برمیآید در مقام وحی خدا ملائکهای را میفرستد با همون ارادهش، با همون اراده خدا کارها انجام میگیرد.
در همه جا اینطور است.
إنما أمره إذا أراد شيئا أن يقول له كن فيكون.
به مجرد اینکه اراده فرمود ملائکه وحی به سرعت به راه میافتند با همون ترتیب و با همون کتابویی که خدای متعال اراده فرموده است به سوی آنچه که اینها باید انجام بدهند.
این ملائکه وحی کارشون مفصل است.
باید وحی را از خدا بگیرند، از لوح محفوظ بگیرند، از صحف بگیرند به ترتیب اونچه که در مقام وحی باید اینها این ملائکه کار بکنند به امر خدا و به مشیت خدا اونها رو با همون ترتیبی که بناست انجام باید بدهند تا اینکه وحی را بیاورند و به قلب رسول یعنی پیغمبر که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم باشد یا دیگر القا کنند.
حالا به، به حساب اینکه کار این ملائکه از همون وقتی که از مصدر به اصطلاح خطاب یا از مصدر امر یا از جوار خدا اینها مبعوث میشوند تا بیایند به مرحلهای که القاء وحی به قلب رسول الله است و به قلب رسول هست برسند چون مراحلی دارد طبعا به بعضی از مراحلش به صورت اجمال اشاره فرموده است.
شبیه بعضی از آیاتی است که در روزها گذاشته در بعضی از سورههای دیگر خوندیم منتها اینجا لحن با اونجا و همچنین حقایقی که اینجا اشاره شده است با اونجا فرق میکند.
یعنی اینها به مراتب دیگر اشاره کرده است.
والمسلات عرفاً قسم به اون ملائکه که فرستاده میشوند پشت سر هم در مقام وحی.
فالآصفات أصفاً پس به سرعت به سوی آنچه که مأمور هستند میروند.
دوباره قسم یاد میکند.
والناشرات نشرًا و قسم به اون ملائکهای که باز میکنند، بسط میدهند صحائف وحی را نوعی خاص از بسط دادن و باز کردن.
از اینجا معلوم میشود این ملائکه از اونجا که ارسال شدند صحف وحی را، اصل حقیقت قرآن و وحی در لوح محفوظ است.
صورت نازلش در پایینتر از لوح محفوظ است.
باز نازلترش در پایینتر از اون عالم است و همینطور عوالم را حقیقت وحی سیر میکند از لوح محفوظ تا صحف برسد به قلب رسول.
دقت بکنید والناشرات نشرًا قسم به اون ملائکه که صحائف وحی را باز میکنند، بسط میدهند، نوعی بسط دادن.
توجه میکنید؟
یعنی اون صحیفهها که وحی یا قرآن یا هر وحی، وحی در اونجاست، اون صحیفهها رو این ملائکه چی میکنند بعد از ارسال؟
بعد از اینکه از ناحیه خدا ارسال شدند و به سرعت هم به سوی مأموریتهاشون آمدند، اون صحاف، صحائف را باز میکنند صحیفه ها که حقایق وحی در اونجاست.
اون صحیفه ها را باز میکنند.
این باز میکنند نه به زما-- به زبان ما باز کردن کتابی و باز میکنند یعنی شرح میدهند یعنی بسط میکنند.
توجه کنید به معنی بسط است، بسط دادن است.
نشر به معنی بسط است.
مثل یک چیزی را که کلی است یا اج-- مثلا مجمل است، کلی است، یک حقیقت است ولی حقایقی درش هست.
این را باز کردن و اون حقایق جزئیه را از بطن این حقیقت بیرون آوردن.
این را میگن نشر.
توجه کنید، یه چیزی را که یک حالت کلی و وحدت دارد به صورت جزئیات و بسط و تفصیل درآوردن این را میگن نشر.
این ملائکه صحائف وحی را نشر میکنند به نوعی از نشر.
خودش هم میفرماید نوعی از نشر.
بسط میدهند نوعی از بسط.
حالا دیگه گفتم بیش از این دیگه ماها نمیتوانیم بفهمیم.
اما حقیقت چیست و اون چگونگی واقعی مسئله را خدایی که اینها را میفرماید و مخاطب اصلی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هست و یا اونها که معلم به تعلیم خاص رسول الله صلی الله علیه و آله وسلماند حضرات ائمه و معصومین سلام الله علیهم أجمعین، اونها میفهمن.
هم اینقدر آیات نشان میدهد که در وحی و در مقام وحی، ملائکه از اونجا که جوار خداست به مشیت خدا به راه افتادند که حقایق وحی را به قلب رسول بیاورند.
کارهایی زیادی میکنند.
اولا فرستاده شدند به سرعت میآیند.
به سرعت آمدند به سراغ صحائف وحی میروند.
صحائف وحی را چی میکنند؟
باز میکنند.
ولناشرات نشرن.
اونم نوعی باز کردن.
بسط میدهند نوعی بسط دادن.
فلفارق فرقا.
وقتی که باز کردند صحائف را جدا میسازند.
هر چیزی را از هر چیزی که باید جدا بشود در مقام باز کردن.
حقایق وحی را که در صحف است، اون صحف را، اون حقایق را باز میکنند.
باز کردن چی میکنند؟
فلفارق فرقا.
پس جدا میسازند.
نوعی جدا ساختن بین حق و باطل در همه مراحل.
بین آنچه باید باشد، آنچه نباید باشد، بین حلال و حرام، بین واجب و حرام، بین حق و باطل.
اینها چی میکنند؟
جدا میسازند.
اونجا که صحائف وحی را اینها باز میکنند در مقام باز کردن چی میکنند؟
فلفارق فرقا.
جدا میسازند بین حق و باطل.
فلم یلفظکن.
وقتی جدا ساختند، اونوقت القا میکنند همان ذکر را، وحی را به چی القا میکنند؟
به قلب رسول.
یعنی اون فرستاده، یعنی همون پیغمبر که چه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم باشد، چه هر پیغمبر دیگری باشد.
اینها میان به ترتیبی که از آیات استفاده میشود.
به سرعت هم میان.
صحائف وحی را باز میکنند و بسط میدهند.
حق و باطل را از هم جدا میسازند.
اونوقت القا میکنند به قلب رسول.
عذرا و نذرا.
برای اینکه عذر باشد برای اونها که عذاب خواهند شد و نذر و ترساندن باشد برای اونها که ایمان آوردند.
عذر باشد برای اونها که حساب و قیامت را انکار میکنند.
نذر باشد برای اونها که به حساب و قیامت چی کردهاند؟
ایمان آوردند.
اینها که این کارها را میکنند به امر خدا، حقایق وحی را باز میکنند، جدا میسازند حق و باطل را از همدیگر، القا میکنند به پیغمبرها.
برای چی؟
برای اینکه اتمام حجت بشود.
عذرا یعنی اتمام حجت بشود.
اتمام حجت میشود برای اونها که انکار میکنند، چیزی را معتقد نیستند، هرچی دلشون میخواد عمل میکنند.
برای اتمام حجت میشود که گفتیم براتون اینطور نکنید، اینطور نباشید، این حق است، اون باطل است، این به صلاحتون نیست، اون به صلاحتون هست.
نذر باشد، ترساندن باشد برای کی؟
برای اونها که به قیامت و حساب معتقد هستند.
اونها هم بترسند که بفهمند چه حق است و چه باطل.
از باطل اعراض کنند، رو به حق بیاورند.
ببینید در مقام وحی اگر شما حساب بکنید الان قرآن را به نظر بیارید.
این دیگه بعد از اینکه این آیه را توضیح دادم دوباره شرح دیگریست از اینجا عرض میکنم که ذهن شما کاملاً روشن باشد.
ببینید قرآن وحی است.
قرق- قرآن را حساب بکنید اگر الان به نظر بیارید به اجمال، موقعی هم که بعدا خواستید دقت کنید به تفصیل دقت بکنید، قرآن به اصطلاح وحی است.
این وحی، وحی باز شده است.
حقایق وحی در قرآن باز شده که القا شده به رسول الله و این حقایق باز شده حق و باطل را در هر بابی بیان کرده است.
این فکر حق است، اون فکر چیه؟
باطل است.
این عقیده درست است، اون عقیده باطل است.
این خصلت درست است، اون خصلت بد است، باطل است.
این عمل درست است، اون عمل بد است.
چه فردی باشد مثلاً، چه جمعی باشد.
این محبت درست است، اون محبت باطل است.
این عداوت حق است، اون عداوت باطل است.
این روش حق است، اون روش باطل است.
تا آخر بگیم.
اگر شما حساب بکنید وحی در حقیقت هی حق را میبرد و چه چیزی را میبرد؟
باطل را میبرد.
اما در هر بابی از اون فکر و از چه فکر باشد، چه عقیده باشد، چه خصال باشد، اخلاق باشد، اعمال باشد.
اعمال فردی باشد، جمعی باشد در هرچی دیگه.
در باب حقایق وجود باشد، اول وجود باشد، آخر وجود باشد.
کلاً در هر بابی آنچه حق است را وحی جدا میسازد از آنچه چیه؟
از آنچه باطل است.
ملائکه وحی اونجا که سهائک وحی را ناشر هستند بسط میدهند این حقیقتها را و حقها را در هر بابی از باطلها چی میکنند؟
جدا میسازند و بعد که جدا کردند همه را به اون رسولی که هست ابلاغ میکنند تا برای انسانها چه اونها که منکر معاد هستند، چه اونهایی که ایمان آوردند برای همشون به اصطلاح مسئله گفته شود.
برای منکرین اتمام حجت باشد.
برای مؤمنین چه باشد؟
انذار باشد.
من و شما که ایمان آوردیم قیامت هست به من و شما بگوید که مواظب باش فلان چیز که باطل است به ضررت است.
فلان عقیده را نداشته باش.
به فلان چیز اینجور معتقد نباش.
این روش را نداشته باش.
این یکی را داشته باش.
ما را انذار میکند.
اونها را هم میدهد همینطور حق و باطل اونها هم میده ولی برای اونها چی میشود؟
برای اونها اتمام حجت میشود.
دقت کردید؟
این آیات تقریباً به این تقریباً این سن اندازی یعنی میفهمین، به این حقیقتها اشاره میکند.
منتها در این جمله آخر که عذراً و نذراً هست من دو سه جمله دیگر به شما توضیح میدم خوب دقت بکنید.
عذراً و نذراً.
این ملائکه سهائک وحی را نشر میکنند، بسط میدهند به امر خدا جدا میسازند حق را از باطل و بیان میکنند، ابلاغ میکنند به انبیا.
ابلاغ میکنند تا چه باشد؟
بالاخره عذر تمام میشود برای اونها که باید عذاب بشوند.
انذار هم به اصطلاح بشود برای اونها که ایمان آوردهاند و اما خطا کردند و بعد باید عذاب بشوند.
این انذاری که از ناحیه خدا باشد انجام بشود همین اندازه بس است.
اتمام حجتی که از ناحیه خدا باشد اون انجام بشود همین اندازه چیه؟
بس است.
این دو جمله باز بسیار تهدیدکننده است اگر خوب بفهمی که مقصود قرآن چیه.
ملائکه تا اونجایی وحی را مأموریت دارند حقایق وحی را بیاورند که ابلاغ کنند به یک رسولی که بگو به انسانها چنین و چنان است.
والسلام.
تا این چنین و چنان عذر باشد در جای خود و انذار باشد.
یعنی حجت باشد اتمام عذر یعنی اتمام حجته.
اتمام حجت بشود، عذر تمام میشود و برای اون یکی هم انذار بشود.
دیگه بیش از این ملائکه وحی در مکانی که خدا مأمورشون کرده است، مأموریت دیگر چیه؟
دارند یا ندارند؟
ندارند.
و رسول هم فقط رسول است برای ابلاغ.
یعنی اون در واقع واسطه است.
آنچه ملک وحی به او رسان، او باید به دیگران برساند.
عذراً و نذراً.
السلام علیکم و رحمة الله وبركاته.
[صدای همخوانی] یا رب العالمین.
یا رب العالمین.
یا رب العالمین.
یا رب العالمین.
یا رب العالمین.
یا رب العالمین.
دوستان تفسیر آیات یکم تا ششم سوره مبارکه مرسلات را با بیان آیت الله استاد محمد شجاعی شنیدید.
اکنون گوش و جان میسپاریم به کلام نورانی وحی و دعوت میکنیم شنونده تلاوت آیاتی از سوره مبارکه مرسلات باشید.
بسم الله الرحمن الرحیم.
والمرسلات عرقا.
فالعاصفات عطفاً.
والناشرات نشرًا.
فالفارقات فرقا.
فالألقات فرقًا.
فالملقيات ذكراً نذراً أو نذراً.
إن ما توعدون لواف.
فإذا النجوم طمست.
وإذا السماء فرجت.
وإذا الجبال نسفت.
وإذا الجبال نسفت.
وإذا الرسل أقتت.
لأني يومئذ.
فصل.
ولا أدراك ما يوم الفصل.
ويل يومئذ للمكذبين.
ألم نملك الأولين ثم نتبعهم الآخرين كذلك نفعل بالمجرمين.
ويل يومئذ للمكذبين.
ألم نخلُقكم من ماء مدين فجعلناه في قرار متين.
فجعلناه في قرار متين إلى قدر معلوم فقدرنا فنعم القادرون.
ويل يومئذ للمكذبين.
ألم نخلُقكم من ماء مدين فجعلناه في قرار متين.
فجعلناه في قرار متين إلى قدر معلوم فقدرنا فنعم القادرون.
ويل يومئذ للمكذبين.
ألم نجعل الأرض فِسَاتًا أحياءً وأمواتًا.
أحياءً وأمواتًا وجعلنا فيها رواسي شامخات وأقرينا فيها ما أنفقت.
ويل يومئذ للمكذبين.
انطلقوا إلى ما كنتم به تكذبون.
انطلقوا إلى ظل ذي ثلاث فِسَاتٍ لا ظليل ولا يهمي من اللحم.
إن عاثم بشرر كالقصر كأنه جمالٌ كُنف.
ويل يومئذ للمكذبين.
هذا يوم لا ينطقون ولا يؤذن لهم فيعتذرون.
ويل يومئذ للمكذبين.
صدق الله العظيم.
به تحقیق راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه.
به پایان برنامه در مکتب وحی امروز رسیدیم.
ان شاء الله ادامه تفسیر سوره مبارکه مرسلات را با بیان حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی در برنامه های بعد خواهید شنید.
به امید همراهی تان شما را به خداوند منان می سپاریم.
حق نگهدار.
الله الله الله الله الله الله الله الله الله يا من له خلت الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد.
أنت الإله الواحد الفرد الذي كل القلوب به تقر وتشهد.
يا من له خلت الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد