ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَىٰ إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ در مکتب وحی ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَىٰ إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ مجله مباحث تفسیر قرآن کریم برنامهای از گروه علوم و معارف قرآنی وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُدَّكِرٍ بسم الله الرحمن الرحيم دوستان شنونده سلام.
خداوند متعال را شاکریم که در دوشنبهای دیگر توفیق یافتیم تا یکی دیگر از مباحث تفسیری مفسر ارجمند آیت الله استاد محمد شجاعی را در برنامه در مکتب وحی تقدیمتان کنیم.
همانطور که مستحضرید چند هفتهای است که ایشان تفسیر سوره مبارکه مرسلات را آغاز کردهاند.
در برنامه قبل استاد در شرح و تفسیر آیات یازدهم تا پانزدهم از این سوره مبارکه توضیح دادند که روز قیامت خداوند متعال از فرستادگان خود که همانا انبیا الهیاند و همچنین انسانهای پیروانها سؤال میکند و از وظایف هر یک به تفکیک توضیح میخواهد.
اما در این برنامه مفسر ارجمند آیات شانزدهم تا بیست و چهارم از سوره مبارکه مرسلات را تفسیر میکنند و اشاره دارند به استدلالهایی که خداوند متعال در قرآن برای اثبات روز قیامت آورده است.
استاد شجاعی در این برنامه دو استدلال از سه استدلال اشاره شده در آیات این سوره مبارکه را توضیح میدهند که دعوت میکنیم شنونده تفسیر آیات شانزدهم تا بیست و چهارم از سوره مبارکه مرسلات باشید.
أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أَلَمْ نُخْلِقِ الْأَوَّلِينَ ثُمَّ نُطِعِمُ الْآخِرِينَ كَذَٰلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ أَلَمْ نَحْنُ بِالْمَاءِ الْمَهِينِ فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَكِينٍ إِلَىٰ قَدَرٍ مَعْلُومٍ فَقَدَرْنَا هَنِعَ الْفَارِغُونَ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ خداوند متعال بعد از اینکه قسم یاد کرد به ملائکه و با توضیحی که گفته شد فرمود که إنما توعدون لواقع آنچه که به شما وعده داده میشود اون شدنیست، واقع است.
بعد فرمود که آن زمان که ستارهها به این صورت آمد، آسمان متلاشی شد، جبال متلاشی شد، وقتی که برای انبیا داده شده است رسید یا به انبیا وقت داده شد، وای به حال مکذبین در آن روز.
در این آیاتی که الان تلاوت کردیم، دقت بفرمایید که اینجا باز با روش خاصی با بیان سه مسئله از مسائل مربوط به تدبیر در نظام وجود به معاد و به قیامت و به وجود حساب و کتاب استدلال میفرماید تا اونها که عقلشون کار میکند و فکرشون کار میکند از این دلایل به حقانیت حساب و کتاب و به وجود جزا پی ببرند.
سه تا استدلال میفرماید در آیاتی که تلاوت کردیم.
سه استدلال یعنی استدلال از سه طریق یا استدلال با بیان سه گوشه از گوشههای مربوط به تدبیر جاری در نظام وجود.
استدلال میفرماید به اینکه حساب و کتابی در پیش است و بعد از هر استدلالی هم به باز اون تهدید آمیز کلامی که هست و تهدید است در حقیقت و انذار است با جمله ويلٌ يومئذٍ للمكذبين اون را تکرار میفرماید.
نظرتون هست هفته گذشته عرض کردم در این سوره جمله ويلٌ يومئذٍ للمكذبين که معنیش وای به حال تکذیب کنندههای قیامت است.
این جمله ده بار در این سوره تکرار شده است و جنبه انذار در این سوره طلبه دارد در عینی که مسئله معاد و قیامت مطرح شده است.
حالا با این توضیحی که عرض کردم به شرح و توضیح این سه استدلال، سه مرحله از استدلال بر معاد و قیامت به شرح و توضیح بهش میپردازیم.
یه آیات از ترجمه نمیکنم که با همون شرح و توضیح به همون شرح و توضیح اکتفا میکنیم.
ترجمهاش هم در زیر شرحش معلوم میشود.
أَلَمْ نُخْلِقِ الْأَوَّلِينَ ثُمَّ نُطِعِمُ الْآخِرِينَ كَذَٰلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ اول ترجمه ساده این جملات را دقت بکنید بعد شرحش و بعد بقیه را.
أَلَمْ نُخْلِقِ الْأَوَّلِينَ ترجمهاش اینطور است آیا ما گذشتگان از طغیان، عاصیان و منکرین معاد و مشرکین را هلاک نگردانیدیم و سپس ما به دنبال آنها میآوریم آخرین را.
اولین را هلاک نگردانیدیم و به دنبالش هم آخرین را میآوریم یعنی هلاک میگردانیم.
«كَذَٰلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ» ما این چنین با مجرمین رفتار میکنیم که به هلاکت میبریم در همین دنیا.
اگر بیندازید به حالت انسانها خواهید دید که در از گذشتگان، از اولین، از اونها که قبل از شما بودند ما امم زیادی را، امتهای زیادی را، جمعیتهای زیادی را، انسانهای زیادی را که مجرم بودند و عصیان و طغیان داشتند و تکلیف ربوبی خودشان را عامل نبودند، مشرک بودند و عاصی بودند و طاغی بودند و منکر بودند.
اگر دقت بکنید بسیاری از اونها را ما تا حالا هلاک گردانیدهایم.
یعنی در اینجا به لحاظ مجرم بودنشان، به لحاظ طاغی و عاصی بودنشان در همین حیات دنیوی ما اونها را به لحاظ مجرم بودنشان چی کردیم؟
مشمول عذاب استیصال کردیم، گرفتارشون کردیم.
یعنی جزای مجرم بودنشون به جزای مجرم بودنشون ما اونها را هلاک گردانیدهایم، مشمول عذاب دنیوی کردهایم و این سنت ما در بعد هم جریان دارد.
«ثُمَّ لَتُبْعَثُنَّ إِلَىٰ آخِرِ» همین کار را در خصوص آخرین یعنی بعد از این هم در خصوص انسانها که اونها را که مجرماند گرفتار عذاب استیصال بکنیم خواهیم کرد.
و این یک سنتیست از ربوبیت در این نظام در بین انسانها.
اگر دقت بکنید کاملاً مشهود است جریان دارد و این حکایت از این میکند که مجرم را در این نظام وجود ربوبیت مؤاخذه میکند.
و وقتی که مجرم را مؤاخذه میکند معنی چیست؟
که جرم در این عالم در نظام وجود در برابرش مجازات هست.
دقت میکنید جرم و غیر جرم با هم یکسان هست یا نیست؟
نیست.
وقتی جرم و غیر جرم یکسان نیست، طاغی و عاصی یکسان نیست.
ما انسانها را که طاغیاند با اونها که طاغی نیستند، اونها را که مجرماند با اونها که مجرم نیستند وقتی یکی نمیگیریم، ربوبیت این چنین روی این دو دسته حساب نمیکند.
روی مجرمین جزای بدی دارد اما غیر مجرمین را این جزا را ندارد.
این خودش دلیل بر این است که در هستی و در نظام وجود مجرم و غیر مجرم نباید یکی باشند.
از قبل جزایی برای مجرمین هست و جزایی برای چی؟
برای غیر مجرمین.
اگر بنا بود جزایی نبود.
تکرار میکنم به بیان دیگر خیلی استدلال به یک نظر گفتم رقیق و ضعیف و به یک نظر هر کسی بفهمد یعنی متوجه باشد که چه استدلالیست به خوبی پی میبرد که در عالم حساب و کتابی هست در کل.
میفرماید که حالات انسانها را حساب بکنید.
مجرمینی زیاد بودند که مشمول گرفتاریهای مختلف و عذابهای مختلف گشتهاند و این سنت بوده در گذشتگان، در آتیها هم خواهد بود.
این به خوبی و به وضوح دلیل بر این است که جرم در این عالم مجازات دارد.
غیر جرم هم در این عالم مجازات دارد.
ربوبیتی که این عالم را میچرخاند این دو دسته را با هم یکی نمیبیند.
یعنی در برابر جرم جزایی هست، در برابر طاعت هم جزای دیگر هست.
این حکایت از این کلیت میکند که در پیش در این نظام وجود برای هر جرمی جزایی و برای هر طاعتی هم جزایی در نظر گرفته شده است که گاهی گوشههایی از این جزاها در همین زندگی دنیوی به صورت عذابهای دنیوی برای مجرمین پیش میآید.
ولی این، اینها گوشههاست.
این گوشهها حکایت از حقیقت کلی میکند به آنکه جرم و طاعت با هم یکی است یا یکی نیست؟
یکی نیست.
این استدلال، استدلال اینجاست.
بنابراین این استدلال است با گوشهای از تدبیر جاری در وجود بر حقانیت حساب و جزا در نظام وجود که در پیش است.
نمیخواهد بفرماید که اصل هی من تکرار میکنم که اشتباه نشود چون ضعیف است و البته مفسرین هم در یادتان باشد که در تفسیر این آیات هر کدام با به اصطلاح نحوه خاصی پیش آمدند و آن علامه هم با نحوه ای پیش آمده است که یه مقدار اونچه من عرض میکنم نزدیک است به آنچه که مرحوم علامه گفتند.
یه مقدار هم با اون تفاوت میکند.
عرض کنم که نمیخواهد بگوید که اگر دقت بکنید در حالت و در احوال مجرمین که گرفتار عذاب شدهاند به لحاظ مجرم بودنشون در این دنیا هم شدهاند و هم خواهند شد.
و این یک سنتیست.
این دلیل بر این است که مجرم و غیر مجرم در اینجا با هم یکی نیستند.
میخواهد بگوید که این نمونه دال بر این است که جرم و طاعت در هستی با هم یکسان نیست.
و این را اگر دقت بکنید جرم و طاعت ریزه کاریهاش در اینجا جزش معلوم نمیشود.
همین به اصطلاح مجرمها را مؤاخذه کردن، ربوبیت مؤاخذه میکند.
این دلیل بر این است که جرم و طاعت با همدیگر یکی نیست.
اما جزئیات هر جرم و جزئیات هر طاعت جزش داده شود این مسلماً باید در یک مقطع دیگری از مقاطع وجود باشد در نظام هستی، در اینجا نیست.
در دنیا اینچنینی نیست که هر جرمی مرتکب شوند جزاش چیه؟
داده شود و هر طاعتی هم جزاش داده شود.
اما دنیا این اندازه نشان میدهد حالات دنیا و انسانها که مجرم و غیر مجرم با هم یکی نیستند.
وقتی یکی نیستند این حکایت از یک حقیقت کلی میکند به آنکه جرم و طاعت با هم یکی نیست.
جرم و طاعت با هم یکی نبود، معنیش این میشود که هر جرمی جزای خودش را دارد در هستی و هر طاعتی هم جزا خودش را دارد در یک جایی.
اونجا همون قیامت است.
دقت میکنید این یه برهان بسیار محکمی است اما گفتم یه دقت و به اصطلاح ظرافت خاصی درش هست که برهان است اما تأمل یه مقدار عمیق میخواهد.
من اون اندازه که میشد با بیانهای مختلف گفتم انشاالله بقیهش رو شما خودتون تأمل میکنید دیگه واضح میشود برای شما مطلب چیه.
آنچه میشود تمام مسئله نیست.
این نمونهای است حاکی از یک حقیقت کلی.
حقیقت کلی معنیش این میشود هر طاعتی جزای خود را دارد و هر جرمی هم جزای خود را.
و ما میبینیم جاش اینجا نیست.
دلالت میکند این مؤاخذه مجرمین برای اینکه حساب و جزایی در کل با تمام ریزه کاریها روی جرم و طاعت در این نظام هستی است.
این حساب و جزا باید باشد.
خب بعد از این توضیح دوباره آیه را، آیات و ترجمهاش را تکرار میکنم.
"أَلَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ" خوب دقت کنید که میبینید در-- من همیشه تکرار کردم وقتی که تفسیر میخوانیم در تفسیر باید دو جنبه را دقت بکنیم.
یکی برداشتها و مواعظ لازم بر خودمون هست و برای دیگران.
یکی اینکه بتوانیم جملهها را با هم معنی بکنیم و مقاصدی که از اصطلاح از جملهها مطرح است آنها را بفهمیم و فقط از دور یه برداشتهای کلی نکنیم.
بتوانیم جملهها را معنی بکنیم، بفهمیم چی میگه.
در تفسیر دو نکته به اصطلاح دقیق و ظریف هست که کسی که میخواند و میگوید و یاد میگیرد، یکی اینکه بفهمد آیات چطور معنی میشود، چطور با هم مرتبط است، چه مقصدی را تحقیق میکند، برهان چه برهانی است.
مثلاً استدلال چه استدلال است، حقیقت مطروحه چیه؟
یکی اینکه مواعظ و تذکرات لازم را انسان برای خودش چی میکند؟
اتفاف میکند.
لذا شما دقت بیشتر بکنید.
"أَلَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ" آیا ما گذشتگان از مجرمین را هلاک نگردانیدیم با عذاب به حال جرمشان؟
"ثُمَّ نُفْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ" سپس همین کار را درباره آخرین هم خواهیم کرد.
مجرمین آخر و بعدی را هم در این دنیا مؤاخذه خواهیم کرد.
"كَذَٰلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ" این سنت ما رو-- یعنی ربوبیت است.
سنت ماست، این روش ماست.
اینچنین میکنیم ما با مجرمها.
و آیا این دلیل بر این نیست که مجرم و غیر مجرم در این هستی یکی نیستند؟
و روزی هست که جرمها و به اصطلاح طاعتها باید جزاش معلوم باشد.
چنین روزی هست.
"وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ" وای به حال آنها که اینچنینی روزی را که در پیش است تکذیب میکنند.
حالا این ارتباط آیات این تمام شد.
میپرزازیم قسمت دوم.
"أَلَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَكِينٍ إِلَىٰ قَدَرٍ مَعْلُومٍ فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ" استدلال دوم.
استدلال دوم باز با به اصطلاح از طریق پرداختن به گوشه دیگری از تدبیر جاری در وجود.
اون گوشه دیگر عبارت است از تدبیر جاری در نظام هستی در خصوص خلقت خود همین انسانها.
انسانها، انسانها را متوجه خلقت خودشان میکند.
میگوید شما حالا ترجمهاش را اول بگم.
"أَلَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ" آیا ما شما را از یک آب بیقدر و بیارزش خیلی جزئی پیش پا افتاده خلق نکردیم؟
آیا ما یعنی ربوبیت، ما شما را خلق نکردیم "مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ" از یک آب مهین.
مهین یعنی بیقدر، پیش پا افتاده، بیارزش.
مقصود نطفه است.
"فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَكِينٍ" پس اون "مَاءٍ مَهِينٍ" را ما قرار دادیم در یک قرارگاه مناسب که رحم است.
"إِلَىٰ قَدَرٍ مَعْلُومٍ" تا یک مدت معلوم که دوران حمل است.
"فَقَدَرْنَا" آنچه به اصطلاح اندازهگیری بود و از مسائل لازم بود در موقع به اصطلاح قرار دادن این نطفه در رحم اندازهگیریها را کردیم.
آنچه کردنی بود را کردیم.
"فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ" و خوب هم اندازهگیری کردیم.
آیا این دلیل بر این نیست که مسئلهای در پیش است؟
"وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ" وای به حال آن کسانی که آن روز را تکذیب میکنند.
خب اینجا ببینید این تدبیر جاری را هم باز برهان قرار میدهد، دلیل قرار میدهد برای حکامیت ما.
میگه شما هیچ دقت کردید که اول شما چه بوده، بعد شما را چه اندازه ما جلو آوردیم، چه کردیم روی اون "مَاءٍ مَهِينٍ".
مگر اول شما انسانها، همین شما انسانها خودتان را حساب کنید.
آن ربوبیت ببینید چقدر کار بزرگ و حساب شدهای کرده است روی نطفه که "مَاءٍ مَهِينٍ" است.
چقدر حساب شده، اون هم با یک نظم دقیق.
اول انسان عبارت است از نطفه.
نطفه یک "مَاءٍ مَهِينٍ" است اما نطفه را در این ربوبیت در این نظام وجود با یک حساب کتاب بسیار مشخص و بسیار متین خود نطفه را خلق میکند.
خلق خود نطفه بسیار اسرارآمیز است و در خود نطفه اسرار زیاد هست.
حالا نطفه را بعد قرار میدهد اون ربوبیت در یک قرارگاه قرار یعنی جایگاه در یک جایگاهی که اون جایگاه هم مناسب همین مسئله خلق کرده است.
یعنی به حالت که اگر تأمل بکنی هرچه تأمل میکنی میفهمی که حساب بسیار دقیقی از یک علم بسیار بالایی و از یک قدرت بسیار بینهایتی، فوق بینهایتی در اینجا به کار رفته است.
نطفهای خلق کرده است که جزئیات و دقایقش را نمیشود تا آخر فهمید.
چیه؟
برای این نطفه قراری خلق کرده است.
آن قرار قرار همین نطفه است.
اون نطفه هم به اصطلاح جا، جاش همون قراره.
اونجا باید قرار بگیرد.
اون مناسب این است.
این هم مناسب آن است از لحاظ اون ریزه کاری، ریزه کاریها که هست قرار مکین منظور رحم است.
قرار یعنی جای استقرار نطفه که این نطفه را متحول بکند در اون مدتی که هست مدتی هم برای این قرار داده است.
اون وقت در این مدت که این نطفه در اون قرار قرار میگیرد، در اون قرار جایگاه قرار میگیرد، تقدیر به راه میافتد.
چه ریزه کاریهایی که در خصوصیات جسمی انسان، خصوصیات روحی انسان حتی سرنوشت انسان همش در آنجا تنظیم میشود با تمام ریزه کاریها.
این چقدر علمی میخواهد؟
چه قدرتی، چه حسابی، چه ربوبیت حساب شدهای.
آیا این فقط همطور یک کار عبث حس میکنید؟
این کار به این پیچیدگی میشود عبث باشد؟
سخنی در پیش برای همین موجودی که اینقدر خلقتش پیچیده است نباشد؟
این را عقل شما ایجاب میکند.
این هم یک برهان مخصوص و استدلال مخصوصی است.
کار به این پیچیدگی را میشود آن کننده کار و به راه اندازه این تدبیر، اون تدبیر به این پیچیدگی را داشته باشد بیغرض و بیحساب؟
هیچ کاری در بین نیست.
مقصدی در بین نیست.
تقریباً شب آیه لهن شبیه اون آیه است.
میگوید افحسبتم انما خلقناکم عبثاً وانکم الینا لا ترجعون.
شما یعنی فکرتون را اینجور فکر میکنید؟
آیا گمان میکنید که ما شما را آنطور عبث خلق کردیم و چیزی در پیش نیست؟
مقصدی نداریم؟
مقاصدی ما نداریم از این خلقت به این پیچیدگی؟
افحسبتم چنین گمان میکنید؟
یعنی اگر اینجور گمان میکنید که دیگه باید خاطره عقل شما را خواند.
این چه عقلی است؟
عقل شما ایجاب میکند جریان به این پیچیدگی که هرچه عقلتان را به کار برید از اسرارش پی و اسرارش پینه خواهید بود.
اما خواهید فهمید که اسرار بینهایتی دارد.
اسرار بالایی دارد.
همه فکر این است.
آیا این را شما بیحساب میدانید؟
ربوبیت این کار را بیمقصد کرده است؟
نه مقصدی هست، مقاصدی هست.
اون مقاصد در روزی در پیش باید پیاده بشود.
و وای به حال اون کسانی که اون روز را تکذیب میکنند.
يومئذ真المتكذبون.
و اون روز چه روزی است؟
روزی که مقاصد خلقت در قیامت معلوم میشود.
مگر میخواهد بگوید مگر ما این نطفه را با اون پیچیدگی در خودش، با پیچیدگی در رحم، با پیچیدگی در قرار دادن این نطفه در رحم و بعد با اون تغییر ریزه کاریهای تقدیر و اندازه گیریهایی که در دوران رحم میکنه، مگر ما این کار را بیمقصد میکنیم؟
مقصدی در پیش است و روزی در پیش است که اون مقصد در اون روز باید معلوم بشود.
از این کار مقصدی در پیش است و اون مقصد در اون روز معلوم خواهد شد.
و وای به حال تکذیب کنندگان آن روز.
يومئذ真المتكذبون.
السلام علیکم ورحمة الله وبركاته.
الله اکبر.
الله اکبر.
یاران همراه.
تفسیر آیات شانزدهم تا بیست و چهارم از surه مبارکه مرسلات را با بیان مفسر ارجمند آیت الله استاد محمد شجاعی شنیدید.
اکنون گوش جان میسپاریم به کلام نورانی وحی و دعوت میکنیم بشنوید تلاوت آیاتی از surه مبارکه مرسلات را.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
والمرسلات عرفا.
فالعاطفات عفا.
والناشرات نشر.
فالفارقات فرقا.
فالملقيات ذکراً عزاً أو نضراً.
إنما فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ وَإِذَا السَّمَاءُ فُرِجَتْ وَإِذَا الْجِبَالُ نُسِفَتْ وَإِذَا الْوُزُرُ أُقْطِفَتْ بِأَيِّ يَوْمٍ أُذِّرَتْ لِيَوْمِ الْفَصْلِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الْفَصْلِ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ أَلَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ أَلَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَكِينٍ إِلَى قَدَرٍ مَعْلُومٍ فَقَدَرْنَا فَنَعْمَ الْقَادِرُونَ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ صَدَقَ اللهُ الْعَظِيمُ به تحقیق راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه.
به پایان برنامه در مکتب وحی امروز رسیدیم.
انشاءالله ادامه تفسیر سوره مبارکه مرسلات را با بیان حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی در برنامههای بعد تقدیمتان میکنیم.
به امید همراهیتان شما را به خداوند منان میسپاریم.
حق نگهدارتان.
الله الله الله الله الله الله الله يا مَنْ لَهُ خَضَتِ الْوُجُوهُ بِأَذْلِهَا وَلَهُ جَمِيعُ الْكَائِنَاتِ تُوَحِّدُ أَنْتَ الْإِلَهُ الْوَاحِدُ الْفَرْدُ الَّذِي كُلُّ الْقُلُوبِ بِهِ تُقِرُّ وَتَشْهَدُ يا مَنْ لَهُ خَضَتِ الْوُجُوهُ بِأَذْلِهَا وَلَهُ جَمِيعُ الْكَائِنَاتِ تُوَحِّدُ