ددرس‌گفتارها

[آیه قرآن] در مکتب وحی [آیه قرآن] مجموع مباحث تفسیر قرآن کریم برنامه‌ای از گروه علوم و معارف قرآنی.

[آیه قرآن] بسم الله الرحمن الرحيم.

خدمت شما شنوندگان ارجمند و صمیمی رادیو قرآن سلام عرض می‌کنیم.

برنامه‌ای در مکتب وحی را می‌شنوید که روزهای دوشنبه اختصاص دارد به تفسیر سوره مبارکه مرسلات با بیان مفسر ارجمند حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی.

دوستان در این برنامه استاد شجاعی آیات بیست و پنجم تا بیست و هشتم از سوره مبارکه مرسلات را تفسیر می‌کنند و توضیح می‌دهند که خداوند متعال استدلال دیگری را برای اثبات روز قیامت و معاد به بندگان معرفی می‌کند و آن خلقت زمین است که آفرینش زمین و کوهها و دریاها برای مقصودی خاص بوده که همان قیامت و معاد است.

بشنوید تفسیر آیات بیست و پنجم تا بیست و هشتم از سوره مبارکه مرسلات را با بیان مفسر ارجمند حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی.

أعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

اینجا باز با پرداختن به ذکر گوشه دیگری از تدبیر جاری در هستی به حقانیت و وجود حساب و جزا در پیش استدلال می‌فرماید که قيامتی در پیش است و بعد هم می‌فرماید واج به حال آن کسانی که آن روز را تکذیب می‌کنند.

ترجمه این قسمت را اول عرض می‌کنم.

ألم نجعل الأرض ضخاطا آیا ما زمین را کفایت کننده، در برگیرنده برای زنده‌ها و مرده‌های شما انسان‌ها قرار ندادیم که هم در بر می‌گیرد زنده‌های شما را و هم در بر می‌گیرد مرده‌های شما را؟

وجعلنا فيها رواسي شامخات و به لحاظ اینکه ضرورت داشت قرار دادیم در این زمین کوه‌های محکم بسیار بلند را و از بین آن کوه و از اون کوهها، نهرها و چشمه‌ها جریان دادیم.

شما را سیراب کردیم ما عن فراتا با از آب شیرین.

این را فکر کرده‌اید؟

این کار بی‌جا است؟

این تدبیر آیا بی‌حساب است؟

مقصدی در پیش نیست؟

می‌خواد چی بگه؟

یه مقدار قبلاً من در خصوص هم جاهای دیگه به گوشتون خورده است، مطالعه کردید و هم اون اندازه‌ای که اینجا گفته‌ایم در اصل خلقت زمین و به این روزگار درآوردن زمین که زمین را اول خدای متعال چطور خلق کرده؟

اون رویت جاری در هستی کره زمین را از کجا شروع کرده؟

چطور پیش آورده و به چه صورتی درآورده است؟

این را قبلاً یه مقدار توضیح داده‌ایم.

همانطور که خود قرآن می‌فرماید اول زمین و کرات دیگر به صورت دخانه واحدی بودند و روحیه‌ات آن‌ها را تفرقت کرد یعنی به اصطلاح از هم جدا کرد و بعد در دوران‌های زیادی این کرات را متحول ساخت و به این صورت آورد از جمله کره زمین را.

کره زمین به این صورت در آمدنش از اون اول تکونش تا حالا خدا می‌داند چقدر زمان و طولانی طول کشیده.

ولی خدا شش دور ستة ایام، شش دور این زمین را از اول خلقتش متحول کرده و با آسمان‌ها البته جمعش شش دور می‌شود.

دور زمین به اصطلاح دو دور است به اصطلاح خود قرآن و در مجموع کرات آسمانی با کره زمین در مجموع شش دور هستند.

در شش دور خدا با تحولات بسیار پیچیده در طول زمان که خودش می‌داند جزئیاتش چیست، این زمین را به این شکل و به این خصوصیت که مناسب باشد برای به وجود آمدن انسان، زنده ماندن انسان و بعد هم مناسب باشد برای اینکه جا بگیرد مرده‌های انسان در آن.

به این صورت درآوردنش بعد از تدبیر مفصلی است آن هم با بسیار حساب دقیق.

اول که زمین یک راست اینجور خلق نشده.

اول یه به اصطلاح گفتم زمین‌ها، زمین و آسمان‌ها، این کرات تهی و آوری که یه روزی اینجا یه گوشه‌هایی گفت می‌گفتم براتون.

این‌ها را اول خدا به صورت یک دخانی خلق کرده بود.

یعنی گازمانند یک توده گازی، دخانی.

این طور تفسیر می‌کند.

البته علوم کیهانی هم همین طور می‌گوید.

بعدها می‌گوید البته قرآن قبلاً گفته از طریق وحی.

علوم بعدی هم تا حدودی به این حقایق بعد از بحث‌ها به بعضی از گوشه‌هاش، گوشه‌هاش رسیدند این دخان را تقسیم کردن و تحولات روش آوردن، کهکشان‌ها و هم دارم کرات و منظومه‌ها را ساختن و از جمله کره زمین را ساختن.

ساخت، ا-ساختن این کره زمین با این خصوصیات از اون دخان اولیه خودش دوران‌ها زمان برده، کارها رو روی‌ش کرده‌ست تا به این صورت آمده.

همش هم با حساب بوده یا بی‌حساب بوده؟

با حساب بوده.

خب این کار مفصل با این حساب تا جایی که این زمین مناسب باشد انسانی به وجود بیاد، دقت کنید، انسانی به وجود بیاد و یعنی مناسب باشه برای تکفل انسان، برای حیات انسان، برای بقای انسان.

این می‌شود این همه کار با حساب به راه بیفتد برای اینکه زمینی باشد و انسانی به وجود بیاد و زندگی بکند اما هیچ مقصدی در پیش نباشد.

این را کدام عقل می‌تواند قبول بکند؟

مقصدی از اینکه این زمین به این پیچیدگی را با اون مقدمات طولانی خلق می‌کنیم برای اینکه شما انسان‌ها در اینجا به وجود بیایید.

هم زنده‌هاتون بتوانید اینجا باشید و هم برای مرده‌هاتون جا باشد.

کفات برای احیا و اموات شما باشد.

دربرگیرنده و مناسب برای زنده و مرده شما باشد.

این کار را کردیم برای اینکه زنده و مرده شما در نهایت بعد از زمان‌های طولانی بتوانند در اینجا جا بگیرند.

یعنی بی‌جا کردیم؟

یعنی مقصدی نداشتیم؟

فقط همین خود این کار مقصد بود؟

این چه عقلی می‌تواند این را قبول بکند؟

معلوم است مقصدی از این کار پیچیده در پیش است و اون مقصدی که در پیش است در روزی‌ست که اسمش روز قیامت است، روز جزا است.

غایب حال اونها که آن روز را تکذیب می‌کنند با این وضوح و روشنی.

این هم یک استدلال جدا.

حالا نمی‌دانم در میان این استدلال‌ها شما می‌فهمید که قرآن روی تأمل و تفکر چقدر تکیه کرده.

دقت کنید.

این که گفته می‌شود و مخصوصاً شما این را یاد بگیرید.

قرآن روی به کار بردن عقل تکیه کرده است‌ها.

معجزه نمی‌دانم این مرده را زنده کردن و اون کار غیرعادی را کردن است.

این‌ها یک چیزهای بسیار پیش پا افتاده‌ست در برابر اون معجزه‌ای که عقل می‌تواند بکند.

دقت می‌کنید؟

معجزه اصلی عقل است و آنچه که در برابر عقل خدا قرار داده است.

متأسفانه انسان‌ها عقل خودشون را از اول چه کردند؟

از اول از دست داده‌اند.

اصلاً روی معجزه‌ها دیگر این قرآن است دیگر هم می‌خوانیم.

مدت‌ها شما اینجا تحصیل می‌آیید.

از اول در شبی که میام هی بالاخره با قرآن آشنا شده‌اید انشاالله.

بعد از این هم آشنا می‌شوید.

همش روی فکر و عقل است.

هی می‌خواهد عقل‌ها را به راه بیاندازد، فکرها را.

اون هم در زراعت‌ها، در ریزکاری‌ها.

عقل کار، عقل کار افتاد مسئله حل می‌شود.

لذا میگیم می‌بینید که گفته‌ایم و گفتند و هست حقیقت است که معجزه بالا و اول و آخر و باقی خدا برای حقانیت هر حقیقتی از جمله توحید و رسالت، از جمله نبوت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و هر حقی همین قرآن است.

دقت کنید.

خود قرآن معجزه باقی است.

اینکه رسول الله کار حل می‌کرده از خوارق عادت این برای عامیان است.

کسی که دیگر نتواند عقلش رو به کار برد از اون طرف باید.

اما اصل کلی و مسئله اصلی که عام است و شامل باید همه از اون راه وارد بشوند عقل است.

الان در این سه استدلال که خونده می‌بینید که همش برای اثبات محال و پی بردن این سلم‌ها به اینکه روزی در پیش است، حساب و جزا هست، همش از طریق به راه انداختن عقل و فکر میاد.

اون هم سه گوشه از گوشه‌های تدبیر جاری همین در وجود را، همین وجود را به رخ انسان می‌کشد.

در برابر عقل انسان قرار می‌دهد.

می‌گوید بسم الله عقلت را به کار ببر ببین چه نتیجه‌ای می‌گیری.

دقت.

در چقدر روی عقل و روی همین حساب من به شما اینجا که نشسته‌اید خیلی تاکید می‌کنم حالا به طور کلی یک حقیقت کلی.

عقلتون را به کار ببرید.

زیا.

هرچی می‌توانید عقل به کار ببرید و عقلتون در چشم‌تون نباشد.

دقت می‌کنید؟

عقلتون در احساسات‌تون هم قرار نگیرد.

مغلوب احساسات نشود.

عقلتون را مغلوب نفس هم قرار ندهید.

که اینا که میگن همش همین طوره‌ها.

عقل شما و ما در چشم ما است.

عقل ما، من و شما محکوم احساسات ما است.

عقل من و شما مغلوب نفس ماست و الی آخر.

سعی بکنید عقلتون را بالاخره ای حالت مرده است.

ولی شما یک معجزه بکنید.

مانند حضرت عیسی که مرده‌ها را زنده می‌کرد.

شما هم بیایید عقلتون را بعد از این چه می‌کنید؟

زنده بکنید انشاالله.

خیلی، خیلی زنده بکنید عقلتون رو.

خیلی در مسائل عقلایه فکر بکنید.

هر جا رسیدید فکر بکنید.

خب دیگه این تفکری که در اینجا گفتم تفکر بسیار سربسته بود.

در درون من که وقتی این تفکر رو میگم زیاد حرف هست اما از ترسم دیگه نمی‌تونم بیرون بیارم این حرف‌ها رو.

وقتی میگم خیلی سربسته میگم.

حالا من فکر می‌کنم شما می‌فهمید من چی میگم با خیلی بیان اجماعی.

بعید هم نیست که فکر من خطا باشد.

وقتی میگم که عقلتون در چشم‌تون است شما چی می‌فهمید چی میگم.

عقلتون مغلوب احساسات‌تون هست یعنی عقل ما، عقل تان.

توجه می‌کنید؟

مغلوب احساسات ما است.

شما نمی‌فهمید چی میگم ولی انشاالله که می‌فهمید بعداً.

دقت می‌کنید؟

اهل مغلوب نفس هم که هست همینطور.

ضبط بکنیم اینجا.

خب این سه استدلال را گفتیم توضیحش را.

سومی رو هم گفتم.

بعد از اینکه سومی را گفتم دوباره ترجمه سومی را میگم.

میزنیم به آیات بعدی.

أَلَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ ضِغَاثًا توضیحش رو گفتم دوباره ترجمه‌اش را تکرار می‌کنم.

آیا زمین را دربرگیرنده و کفایت کننده قرار ندادیم؟

یعنی تحول، متحول کردیم و به این صورت درآوردیم با توضیحی که گفتم.

آیا ما زمین را با تبدل کردن، متحول کردن، با حساب و کتاب دقیق در دوران‌های زیاد کفایت کننده و مناسب برای احیا انواع شما قرار ندادیم؟

و در این زمین کوههای بلند که از اون‌ها چشم آب جریان بیاوریم و شما را سیراب از آب فرات بکنیم.

فرات یعنی آب گوارا بکنیم.

اینجور نکردیم.

این کارها مقصدی ازش منمنظور نیست در برابر.

نه مقصدی منظور است.

عملتون را به کار ببرید.

اینکه این کار طولانی را کردیم تا شمایی در این زمین باشید برای مقصدی در پیش که در روز قیامت خواهد آمد.

وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ وای به حال آن که آن روز را تکذیب می‌کند.

خب این سه استدلال رو که بیان فرمود دفاً یعنی دفاً که با یک لحن خاصی مثل اینکه ربوب-- خدای متعال یک رو-- دیگه از استدلال، استدلال رو اینجا تمام می‌کند.

ربوبیت دیگه از استدلال در اینجا که وحی است دیگه این ریزه کاری‌هاش رو خدا می‌داند و رسول می‌فهمد بهتر.

ولی عقل من و شما همین مقدار کار می‌کند در این جاها.

سه استدلال که بیان فرمود برای حقانیت معاد دیگه از استدلال منصرف می‌شود.

خود مرحله معاد را با توجه به اینکه جنبه انذار بیشتر ترغیب دارد در این، می‌چربد در اینجا گفته می‌شود.

انْطَلِقُوا إِلَىٰ مَا كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ یالله قدم بگذارید.

وارد بشوید به آنچه که به اون را داشتید تکذیب می‌کردید.

یکدفعه صحنه را پیش کشید.

صحنه قیامت را.

انْطَلِقُوا إِلَىٰ مَا كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ مجرمین منکرین را گفته می‌شود در آن روز انطلقوا یالله قدم بگذارید.

انطلقوا معنیش این است به زبان عربی وقتی انطلقوا میگن یعنی یالله به سرعت قدم بگذارید.

دیگه یعنی جا، جای تأخیر نیست.

بسم الله.

بسم الله.

انطلقوا یالله قدم بگذارید.

وارد بشوید.

قدم بگذارید.

إِلَىٰ مَا كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ حرکت بکنید به سوی آنچه که داشتید به اون، آن را تکذیب می‌کردید.

یعنی اونی که می‌گفتید نیست بسم الله.

اینطور.

اونی که به اصطلاح یا عقیدتا و عملاً می‌گفتید چنین چیزی نیست.

یا شما مجرمان که عملتون می‌گفت چنین چیزی نیست.

بسم الله.

یالله وارد بشوید به آنچه که می‌گفتید نیست.

قدم بگذارید به اون مراحل و عوالم که می‌گفتید چنین چیزی نیست.

می‌گفتید آتشی نیست بسم الله.

می‌گفتید حساب و کتابی نیست بسم الله.

انْطَلِقُوا إِلَىٰ مَا كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ مخصوصاً آتش و جهنم و عذاب.

چون روی سخن بیشتر با مکذبین و با مجرمین است و اصل سخن با آنهاست، نه با آنها که معاد را قبول کرده‌اند عقیدتا و عملاً هم متناسب با معاد و حساب رفتار می‌کنند، حرکت می‌کنند.

سخن با آنها نیست.

سخن از اول در سوره گفتم بیشتر با چه کسانیست؟

با مکذبین و مجرمین.

یعنی چه اونها که عقیدتا و عملاً تکذیب می‌کنند، چه اونها که عقیدتا اگر قبول کردند عملاً چه می‌کنند؟

عملاً تکذیب می‌کنند.

چون مطلب اینجوریست پس خطاب به اونها اینجور میاد در روز قیامت.

انْطَلِقُوا إِلَىٰ مَا كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ یالله بسم الله حرکت بکنید به سوی آنچه که بودید اون را تکذیب می‌کردید.

انطلقوا الی ظل لنزی سلاسی شدند.

در این آیه رسیدیم من اینجا یه توضیحاتی به اندازه‌ای که فجرا می‌کشد عرض می‌کنم.

شما هم خوب تأمل بکنید اما به اندازه است اونی که میگم.

ضبط بکنیم.

خب اینجا به یک حقیقت از حقایق در قیامت اشاره کرده.

قیامت جای حقایق است دیگه.

الان من و شما اگر به قیامت رسیدیم که خواهیم رسید.

حالا عمق اصلاً تازه مسئله عمق شروع خواهد شد و به معنی کلمه عمق شروع خواهد شد و خواهیم فهمید که چه خبر بوده است.

اما متأسفانه بعد وقتی خواهیم فهمید که دیگه کار از کار گذشته است.

اما هرچه هست خواهیم فهمید چه کار از کار گذشته باشد، چه وضعمون خوب باشد، چه نباشد.

روز قیامت خلاصه روز است.

الان من و شما در شبیم.

در شب تاریک حجاب فرا گرفته‌ایم و در به اصطلاح زندان زمان و مکان، مخصوصاً زندان زمان و مکان که دیگه همه مسائل را از نظر ما، در نظر ما طور دیگه کرده است.

بالاخره در قیامت که اولاً زمان و مکان از میان می‌رود که بسیار مهم است.

این را یادتون باشد.

اینکه الان من و شما خیلی از مس-- من و شما یعنی من و شما نوعی.

خیلی از حقایق را نمی‌یابیم.

بسیاری از حقایق را نمی‌یابیم.

یعنی اونجور که هست باید بیابیم، نمی‌یابیم.

و اینکه خیلی انسان‌ها بسیاری از حقایق را انکار می‌کنند چون چشمشان را مستقیما کار نمی‌برند.

این یه مقدار مفصل مربوط به محبوس بودن در حبس زمان و مکان است که ما الان گرفتار هستیم.

همه ماها و امثال ماها گرفتار هستیم و این چیز بسیار بزرگی است.

این رو کوچک نشمارید.

اصلاً من و شما که محبوس در زمان هستیم اگر از این حبس خلاص بشویم معیارها کلاً عوض می‌شود.

من و شما محبوس در مکان هستیم.

اگر از این حبس رها شویم باز معیارها عوض خواهد شد.

دیگه تفصیلش رو من نمی‌توانم اینجا تفصیل بگم ولی بسیار عوض خواهد شد.

مخصوصاً زمان، مخصوصاً زمان.

اصلاً چیست؟

چه می‌کند این زمان؟

چه تلویحی پیش می‌آورد؟

و حجاب‌های دیگر که در قیامت برطرف خواهد شد.

حجاب زمان، حجاب مکان و حضور دیگر و مسائل تازه شروع خواهد شد.

گفتم که انسان در راه صحیح باشد، ناسحیح باشد.

خلاصه شب مبدل خواهد شد به روز.

توجه می‌کنید؟

الان شما یک شب را در اینجا مقایسه یک روز را.

یه شب تاریک باشد.

تاریک، تاریک.

شما اگر در شب تاریک محض خودتون تصور می‌کنید خودتون رو و بعد در روز روشن تصور بکنید، اون روز با اون شب همون فاصله‌ش فاصله بین روز است و شب.

شب همه چیز برای شما یکی‌ست.

همه یک رنگ‌اند.

همه موجودات.

خوب و بد یک رنگش یکی‌ست.

ظاهرش یکی‌ست.

همه چیز یکی‌ست.

یک نسق است.

خیلی کم تفاوت‌ها دیده می‌شود در شب بین موجودات و حقایق.

وقتی روز شد می‌بینید که اصلاً دو چیز نیست که به هم بماند.

دقت می‌کنید؟

هر چیزی برای خودش حساب خاصی دارد.

اینجا که الان هستیم شب است.

قیامت روز است و به همین حساب هم گفتند روز قیامت.

روز قیامت دیگه از این روزهای این معنا که نیست.

روزی‌ست در برابر شبی که الان درش گرفتاریم.

حساب کتاب‌ها عوض می‌شود.

گفتم مخصوصاً از جهت بر-- از میان برخواستن زمان.

همه حجاب‌ها اینطور هستند.

در رابطه با از میان برخواستن زمان دو سه حرف من شعری از مولوی انتخاب کردم برای شما امروز بخوانم.

می‌گوید که جمله تلوین‌ها ز ساعت خاص است.

جمله تلوین‌ها ز ساعت.

ساعت اینجا برای اون وقت.

وقت ساعت همون رو زبان خود ما.

ز ساعت خاص است.

یعنی برخاسته است.

رست از تلوین که از ساعت برست.

هر کس یه ساعتی از زمان برهد از تلوین ر-رها شده است.

چون ز ساعت ساعتی بیرون شوی چون نماند محرم بی‌چون شوی.

دیدید همه چیز الان برای ما عوضی‌ست.

همه چیز الان برای ما چون در زمان هستیم چون دارد.

چون و چگونه.

و اما میگه چون ز ساعت یعنی از وقت ساعتی بیرون شوی چون نماند.

یعنی چون و چگونه دیگه نماند.

محرم بی‌چون شوی.

آنسو همش بی‌چون است که اسم عالم بر و حق است.

ساعت از بی‌ساعتی آگاه نیست.

خیلی خوب گفته این سطرها رو.

ساعت از بی‌ساعتی.

ساعت مال من و شماست.

از بی‌ساعتی آگاه نیست.

زآنکه ز آن سو جز تحیر راه نیست.

اصلاً یک لحظه من و شما اگر بنا شد از زمان خلاص شویم، همش تحیر است.

همش تحیر است.

تحیر و عرض کنم تحیر طوری می‌شود که شما باید هی مرتب بگید خدا راضى خواهد شما را.

هی تحیر است و تعجب.

معیارها عوض می‌شود.

چیزی که به نظر نمی‌رسید می‌آید.

اصلاً در خواب هم خیالش را نمی‌کردیم.

نمی‌کرد.

می‌دانید در خواب هم انسان خواب هم یه حد و حدودی دارد.

در خواب کساب وهم و خیال ما کار می‌کند ولی حد و حدودی دارد.

ما خوابمون هم متناسب بیدارمونه.

اصلاً در خواب نمی‌توانیم به فوق زمان و به اون عالم بی‌چون و معیارهای فوق تصور در وهم خوابی حتی نمی‌توانیم پیدا کنیم.

همه چیز عوض خواهد شد.

همه صرف تحیر و تحیر است و اما با تعجب معیارهای ناشناخته.

چیزی که به تصور نمی‌آید.

اصلاً همش انسان می‌شود تحیر و ندای همه در می‌آید یا دری دل متحیرین الی آخره.

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

[چندگوینده] الله.

یاران همراه.

تفسیر آیات بیست و پنجم تا بیست و هشتم از سوره مبارکه مرسلات را با بیان حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی شنیدید.

اکنون دل و جان را تطهیر می‌کنیم به کلام نورانی وحی و دعوت می‌کنیم بشنوید تلاوت آیاتی از سوره مبارکه مرسلات را.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم أَلَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَكِينٍ إِلَىٰ قَدَرٍ مَعْلُومٍ فَقَدَرْنَا فَيَأْمَلْ قَائِلٌ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفَازًا أَحْيَاءً وَأَمْوَاتًا وَجَعَلْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ شَامِخَاتٍ وَأَسْقَيْنَاكُمْ مَاءً فُرَاتًا وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ انْطَلِقُوا إِلَىٰ مَا كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ انْطَلِقُوا إِلَىٰ ظِلٍ ذِي ثَلَاثِ شُعَبٍ لَا ظَلِيلٍ وَلَا يُغْنِي مِنَ اللَّهَبِ إِنَّهَا سَوْءُ نُشُرٍ كَالْقَصْرِ كَأَنَّهُ جِمَالَتُ صُفٍّ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ هَٰذَا يَوْمُ نَا يَوْمُ فِقُونَ وَلَا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ صَدَقَ اللَّهُ الْعَظِيمُ به تحقیق راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه.

به پایان برنامه در مکتب وحی امروز رسیدیم.

ان‌شاءالله ادامه تفسیر آیات سوره مبارکه مرسلات را با بیان مفسر ارجمند حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی در برنامه‌های بعد خواهید شنید.

خداوند یار و نگهدارتان.

الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله يا من له خلت الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد أنت الإله الواحد الفرد الذي كل القلوب به تقر وتشهد يا من له خلت الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد