ددرس‌گفتارها

[سخنرانی دینی] در مکتب وحی [سخنرانی دینی] مجموع مباحث تفسیر قرآن کریم برنامه‌ای از گروه علوم و معارف قرآنی.

[سخنرانی دینی] بسم الله الرحمن الرحیم.

با عرض سلام خدمت شما همراهان صمیمی رادیو قرآن و علاقمندان به مباحث تفسیری حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی با برنامه در مکتب وحی امروز که کاری است از گروه علوم و معارف قرآنی در خدمت شما هستیم.

همانطور که مستحضرید استاد در سه جلسه سوره مبارکه معون را تفسیر کردند که آخرین قسمت آن را در هفته گذشته شنیدید.

اما این هفته استاد محمد شجاعی سوره مبارکه نبع را شرح و تفسیر می‌فرمایند و ایشان در ابتدا به ترجمه آیات می‌پردازند و سپس در خصوص موضوع این آیات که معاد روز حساب است توضیحاتی را می‌دهند.

اما استاد در خصوص ترجمه ظاهری این آیات که سؤال کافران و مشرکان از حضرت رسول اکرم صلوات الله عليه و آله درباره معاد است، می‌فرمایند که تفسیر خبر بزرگ که مورد سؤال کافران است حقیقت علویه حضرت امیر علیه السلام است.

بدین معنی که همه مخلوقات خبری از غیب به همراه دارند و حضرت امیر که کمال مطلق است خبری بزرگ از عالم غیب می‌آورد.

مشروح این بیانات را از زبان عالم فرزانه حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی می‌شنویم.

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

أَمَّ يَتَسَاءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًا وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعًا شِدَادًا وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاءً ثَجَّاجًا لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَنَبَاتًا وَجَنَّاتٍ أَلْفَافًا إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتًا.

سوره نبع از سوره‌های مکی است که مطلبی که این آیه رو میخواد اصل این سوره مسئله معاد است و از این آره دیگه‌ای که در قول و گفت همین مسئله است.

به ترجمه آیات اولش دقت می‌کنیم بعد توضیح عرض می‌کنم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

أَمَّ يَتَسَاءَلُونَ أَمَّ یعنی اما، اما.

آنهایی که عربی خوندن أَمَّ یعنی اما از چه چیز؟

انما از چه چیز؟

أَمَّ يَتَسَاءَلُونَ از چه چیز این مشرکین و کفار سؤال می‌کنند از همدیگر یا از رسول الله صلوات الله و سلام عليه؟

از چه چیز سؤال می‌کنند مشرکین و کفار؟

سؤال می‌کنند از همدیگر سؤال می‌کنند یا از رسول الله؟

عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ بعد جواب میده خودش اول به صورت سؤال است.

از چه چیز این‌ها از همدیگر یا پشت سر هم از رسول الله سؤال می‌کنند؟

عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ از اون خبر بزرگ خودش اینجوری فرمود الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ اون خبر بزرگی که همین سؤال کننده‌ها در خصوص اون اختلاف کرده‌اند.

كَلَّا اختلاف نکنند سَيَعْلَمُونَ به زودی می‌دانند.

ثُمَّ سپس كَلَّا باز اختلاف نکنند سَيَعْلَمُونَ به زودی می‌دانند.

یعنی خواهند دانست اونیک که اختلاف می‌کنند چی بوده.

أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا بعد از اینجا لحن سخن عوض می‌شود.

من فعلاً ترجمه‌اش رو عرض می‌کنم.

أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا آیا ما زمین را قرار و وسیله رفاه و آسایش برای انسان‌ها قرار ندادیم؟

وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا آیا کوه‌ها را وسیله اعتدال زمین، میخ‌هایی که اعتدال زمین را حفظ می‌کند، قرار ندادیم؟

وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجًا آیا ما شماها را زوج خلق نکردیم؟

وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًا و خواب شما را راحت شما قرار ندادیم؟

وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا و شب را لباس برای شما قرار ندادیم؟

وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا و روز را وسیله معیشت؟

وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعًا شِدَادًا و بالای سر شما هفت آسمان را خلق نکردیم؟

وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا و در این بین شمس را، آفتاب را چراغ روشن قرار ندادیم؟

وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاءً ثَجَّاجًا و از ابرهای باندنده باران پشت سر هم نیاوردیم؟

لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَنَبَاتًا تا به وسیله اون باران فحووات و نقاصات برای شما به رویانیم و جنات الألفا و باغات در هم پیچیده.

إن يوم الفصل كان ميقاتا.

این همه کار پای حساب شده که بی‌حساب نمی‌شود.

إن يوم الفصل حسابش کجاست؟

إن يوم الفصل كان ميقاتا.

این کارها که کردی بدانید این کارها با این نظم و با این ترتیب میقات و وعدهگاهش روز فصل است.

إن يوم الفصل كان ميقاتا.

بعد، بعد از این آیه شروع می‌کند يوم الفصل را قسمت‌هایی از حقائق مربوط، مربوط به يوم الفصل یعنی روز قیامت را بیان می‌کند.

اما لحن آیات تا اینجا با یک لحن خاصی پیش می‌رود.

از همون جا که شروع کرد ألم نجعل الأرض مهادا؟

آیا زمین را چنین نکردیم؟

آسمان را چنین، تا آخر که می‌شمارد می‌فرماید این همه نظم و ترتیب که بی‌حساب نیست.

إن يوم الفصل كان ميقاتا.

يوم الفصل یعنی اون روزی که فصل و فاصله و اصلاح فصل خواهد شد بین حقیقت و باطل و بین طرفداران حق و باطل، اون وعدهگاه ماست و منتهی این نظم و ترتیب است.

حالا این ترجمه ساده‌اش بود.

لحن این سوره در خصوصه درباره معاد لحن خاصی‌ست که بعدا عرض می‌کنم.

از اول بریم به سراغ همان آیه اول.

یه مقدار توضیحات آیات را به ترتیب عرض بکنیم.

أما يتساءلون از چه چیز این مشرکین و کفار از همدیگر سؤال می‌کنند یا از رسول الله سؤال می‌کنند؟

تساءل از همدیگر سؤال کردن است یا پشت سر هم از کسی سؤال کردن.

اینجا طبعا دو معنی می‌دهد.

مشرکین و کفار که منکر معاد بودند، اینها هم وقتی که در آیات قرآن کریم را از زبان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و از زبان مؤمنین می‌شنیدند که قرآن خبر از آینده، خبرهایی از آینده دارد.

می‌گوید حساب کتابی است، قيامتی است، جزای اعمالی است، چنین است و چنان است.

این خبرها که همان آیات قرآن در خصوص معاد و حساب و کتاب باشد به وسیله رسول الله به مؤمنین گفته می‌شد به گوش اینها هم که قبول نکرده بودند رسالت رسول الله را و همچنین معاد را قبول نکرده بودند و اصلا توجه نداشتند به مسئله معاد.

این مسائل معاد که به گوش اینها می‌خورد، قهرا اینها به حرکت می‌آمدند.

این چه حرف‌هایی است؟

چیزهای تازه‌ای بود براشون.

چه حرف‌هایی است که این پیغمبر می‌گوید یا مؤمنین می‌گویند.

از همدیگر وقتی به همدیگر می‌رسیدند با هم می‌نشستند صحبت می‌کردند، از همدیگر سؤال می‌کردند که این چنین می‌گویند، این چنین می‌گویند.

شما فکر می‌کنید اینها چیه؟

یا پشت سر هم می‌آمدند از خود رسول الله سؤال می‌کردند که این خبرها چیه؟

یا از مؤمنین سؤال می‌کردند.

قهرا مورد سؤال قرار گرفته بود مسئله معاد و بازگشت و حساب و کتاب و برای آنها مسئله تازه و سؤال‌انگیزی شده بود.

پشت سر هم که ایمان نیاورده بودند.

طبعا در آیه اینجور می‌فرماید أما يتساءلون از چه چیز اینها سؤال می‌کنند؟

عن النبأ العظيم خودش جواب می‌دهد.

از لحنش گفتم لحن خاصی‌ست.

از چه چیز سؤال می‌کنند؟

عن النبأ العظيم از اون خبر بزرگ خدا خودش بر می‌گردد جواب سؤال خودش را می‌دهد.

خودش به لحن تعجب گویای سؤال می‌کند از چه چیز اینها از همدیگر سؤال می‌کنند؟

گفتم لحن خاص است نه اینکه سؤال کسی است که نمی‌داند.

تعجب، لحن تعجب است، لحن تهدید ضمناً است.

البته تهدیدش بعدها معلوم می‌شود.

از چه چیز سؤال می‌کنند از اینها؟

از اون خبر بزرگ.

خب جوابش را خودش می‌دهد.

از خبر بزرگ سؤال می‌کنند.

همین طور هم بود از همان خبر بزرگ از همدیگر سؤال می‌کردند.

خبر بزرگ مقصود همان قیامت است.

از اینکه خدای متعال خودش در مقام جواب اینطور می‌فرماید عن النبأ العظيم آیا از اون خبر بزرگ سؤال می‌کنند و قیامت را خبر بزرگ می‌فرماید خودش، این تعبیر از خدای متعال خودش به خوبی دلیل بر این است و برای هر کسی به هر اندازه که بفهمد اشاره است بر اینکه قیامت خبر چیست؟

خبر بزرگی است.

یعنی هرچه من و شما حتی معتقدین که من و شما هستیم و امثال من و شما هرچه مثلا معتقد هم هستیم از قیامت تصور بکنیم، آن وقتی که قیامت می‌آید معلوم می‌شود خبر بزرگی است.

یعنی ما هنوز هرچه گفتم مؤمن، مؤمن باشیم، مؤمن هم هستیم به حمدالله و عقیده هم داریم.

ولی به هرچه از جزئیاتش بشنویم و هرچه از عظمت قضیه بشنویم و هرچه از به صورت دهشت آور بودن برای یک عده‌ای از قیامت بشنویم و همچنین جانب مقابلش از آن نعمت‌ها و حیات‌ها و توانایی و سنن پیچیده و مسائل عجیب هرچه بشنویم بالاخره آنچه که می‌شنویم نسبت به آن حقیقتی که در جای خودش خواهد آمد هیچ قابل مقایسه نیست.

خبر، خبر بزرگی است.

در وقتش بزرگی است، بزرگی‌اش معلوم خواهد شد.

عن النبأ العظيم.

خوب تأمل بکنید که خدا خودش می‌فرماید از خبر بزرگ.

این تعبیر، تعبیر کس دیگر نیست.

می‌گوید که از چه چیز سؤال می‌کنند؟

بعد جواب می‌دهد از خبر بزرگ.

این خبر بزرگ عنوان خبر بزرگ را بر این خبر کی داده؟

خدای بزرگ.

به خبری بگوید خبر بزرگ معلوم است که چه خبری خواهد بود.

در اینجا این نکته هم یادتان باشد.

قبلاً هم من اشاره‌اً گفتم و این گفته البته بنده نیست.

معمولاً آنهایی که در معاد و در آیات معاد و اشارات آیات و مسائل مربوط به معاد و قیامت و اون اعجوبه هایی که به نظر می آید در معاد است.

کل نظام که به نام معاد در پیش است اینها به قول به اصطلاح محققین و عرفا بزرگ چیزی است که بالاخره [مکث] مما یبرأ العقول اصلاً عقل را پراکنده میکنه انسان وقتی دقت میکنه عقل هم نمیرسه یعنی عقل معمولی.

و گفته‌اند بزرگان گفته‌اند که بالاخره در باب معاد کسی بخواهد صحبت بکند و کنجکاوی بکند و مسائلی بگوید و بشنود و تحقیق بکند.

هرچی خواهد بود آن نیست که است.

فلذا بعضی‌هاشون عقیده شون بر این است که در باب معاد نباید سخن گفت.

نه در اصلش ها در اینکه چگونه است.

توجه می کنید؟

گفته‌ند اصلاً جای سخن نیست چون عقل و فکر نمی‌رسد.

مطلب خیلی بزرگی است.

حساب، حساب دیگری است.

در هر صورت خداوند فرمود عن النبأ العظیم از اون خبر بزرگ.

در بطن این آیه چون اشاره شده است به بطن آیه در روایات هم مطلبی هست اون رو هم عرض کنم.

عرض کردم البته چون در روایات اشاره شده است ما چیزی را که در روایات اشاره نشده است از بطون قرآن از خودمون نمی‌توانیم چیزی بگیم.

این یادتون باشد.

همه‌تون یادتون باشد.

یه وقتی مثلاً عرض، عرض کنم که خدا به شما توفیق داد.

اگر موفق بودید به بعضی از مقامات معنوی نائل شدید که این کار نخواهد شد.

اما اگر چنانچه شد یه وقتی به اصطلاح خدا نکرده بر مانند بعضی‌ها به ضلالت نیفتید و نیفتیم که فکر بکنیم بطون قرآن را می‌شود بدون لغزش نائل شد.

و در اینکه این آیه خاصی از خدا باشد.

فلذا طبعا چون بطون قرآن را بدون لغزش رسیدن مشکل است از بطون قرآن آنچه که در روایات آمده است فقط رویه آنها می‌توان حساب کرد.

توجه فرمودید؟

یعنی از بطن قرآن اونچه ورای حجاب است و بعضی از بندگان صالح خدا به اون جاها می‌رسند از بطن قرآن درست است همه براشون این امکان هست به بطن قرآن برسند.

اما اشتباهات و لغزش‌ها زیاد است.

اگر یه وقتی به شما چنین عنایتی از خدا شد، متوجه اشتباهات و لغزش‌ها یا احتمال اشتباهات و لغزش‌ها باید باشید.

اقلاً احتمالش را بدهید و آنچه از به نظرتون می‌آید در اون وقت‌ها گفتم این وقتی‌ست که شده نیست.

اگر چیزی از بطون به نظرتون آمد نباید حتماً بدانید که این چیه؟

اینی که به نظرتون آمده عین حقیقت است.

چون احتمال تلبیس و تدلیس و احتمال دخالت شیطان و امثال اینها زیاد است.

در باب مشاهدات مکاشفات این مسائل پیش میاد.

فلذا از بطون قرآن حقیقتی است که آنچه در روایات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین که معصوم بوده‌اند و از علم بالا و دیگری برخوردار بوده‌اند، از عنایت خاصی و نظر خاصی از خداوند تعالی برخوردار بودند.

آنچه از آنها به ما در خصوص بطن قرآن رسیده است تنها می‌توانیم بکنیم به عنوان بطن قرآن.

در باب بطن قرآن از این نبع عظیم اینجور گفته شده است از حضرات معصومین که مقصود از خبر بزرگ حضرت امیر سلام الله علیه است.

توجه می کنید؟

این از باب بطن است.

تفسیر نیست.

تفسیر همون است که گفتم عن النبأ العظیم خبر بزرگ، خبر چیه؟

تفسیر بود که خبر بزرگ عبارت است از قیامت.

این تفسیر آیه است.

بطن آیه یعنی به بطن آیه چی در روایات اشاره شده است؟

بطنش تفسیر کرده است.

بطن‌ش یعنی عبارت است از چی؟

عبارت است از حقیقت علویه صلوات الله و سلام الله علیه.

حقیقت نوری حضرت علی.

حقیقت به اصطلاح اصل حضرت علی سلام الله علیه.

همان مقام علی و ولایت مطلقه علی که به اصطلاح نورانیت علی سلام الله علیه است.

عرض کنم که خبر بزرگی است.

خب حضرت علی از لحاظ بطن در خصوص حضرت علی سلام الله علیه همین بطن است ها.

به تفسیر قاطی نکنید.

بطن است.

طبعا وقتی بطن حضرت امیر سلام الله علیه مراد شد از خبر بزرگ طبعا آیه اینجوری می‌شود معنی، معنیش.

أما يتساءلون این انسان‌ها که محجوب‌اند و حقایق را و باواطن را و حقیقت ولایت را و حقیقت امیر سلام الله علیه را نمی‌بینند و اختلاف دارند در باب حضرت امیر سلام-- همان اختلاف بوده و الان هم که هست صحبت‌ها می‌کنند.

سؤال ها می‌کنند در خصوص حضرت امیر.

أما يتساءلون از چه چیز تساؤل می‌کنند؟

عن النبأ العظیم از اون خبر بزرگ.

وجود حضرت امیر خبر بزرگ است توجه به وجود خودش، حقیقتش.

عن النبأ العظیم از اون خبر بزرگ.

در نزدیک‌ها در ماه مبارک با آقایان که جلسه‌ای داشتیم اینجا نمی‌دونم گوشتون خورد تو شما اینجور صحبت‌هایی که شده یا نه؟

نوارش هست دیگه.

شب همین ماه مبارک در یکی از شب‌های قدر به تناسب همان شب در خصوص حضرت امیر سلام الله علیه صحبتی داشتیم.

در آنجا من گفتم.

گفتم که وجود حضرت امیر خبر بزرگ است به لحاظ بطن قرآن.

یعنی چه خبر بزرگ است؟

فقط به اجمال عرض می‌کنم.

خبر بزرگ است.

همه موجودات از خدا خبر آوردند.

دقت می‌کنید؟

همه موجودات از خدا خبر آوردند.

از جمال و کمال اخ می گویند.

خبر از آن ذات غیبی آوردند.

خبر آورنده هستند.

هر موجودی به جای خود در حد خود به تناسب خود خبر آورنده، حکایت کننده و عرض کنم که این با همون خبر آورنده است.

از چی؟

از جمال اون ذات غیبی که غیب است و از کمال و از جمال و جلال و از کمال و از صفات و اسماء و از او خبر آوردند.

شما هر موجودی را ببینید وقتی که سبز شد یعنی از مرحله عدم پا، پا به عرصه وجود گذاشت.

اون از غیب خبر آورد.

اون غیبی که منشاء همین موجود است.

شما و ما به خدا به صفات و جمال و جلال خدا از چه راهی می‌بریم؟

ها؟

آیا گفتید؟

از راه همین جمال و کمال که در مخلوقات می‌بینیم و طبعا این همه مخلوقات خبر آورده‌اند.

خبر از اون غیب می‌دهند.

خبر از جمال و جلال مطلق می‌دهند.

اما هر کدوم به اندازه خود خبر می‌دهد و اونچه خبر بزرگ آورده است حقیقت حضرت امیر سلام الله علیه است.

اما نه اون علی سلام الله علیه که من و شما می‌شناسیم ها.

برای اون علی سلام الله علیه که من و شما می‌شناسیم فعلا خبر بزرگ برای من و شما نیاورده.

اگر حقیقت او را کسی بشناسد، اون وقت می‌داند چه خبر بزرگی آورده است.

همه کلمات حق، همه موجودات یعنی خبر از اون متکلم آورده‌اند.

یعنی خدا آورده‌اند.

اما در این بین بعضی‌ها خبر بزرگ‌اند.

وجودشون خبر بزرگ است.

عبارت است از حقیقت حضرت امیر سلام الله علیه.

عن النبأ العظیم.

خبر بزرگه.

اون خبری که حقیقت علی سلام الله علیه از جمال و جلال خدا می‌دهد، اون خبر را موجود دیگر در اون حد و آن شکل نمی‌تواند بدهد غیر از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که اصلش رسول الله است.

فرعش حضرت علی است.

اون اصل است.

این فرع است و هر دوی کس و دو تا.

سر each حال عن النبأ العظیم از خبر بزرگ.

خب این به یادم آمد که اون شب که صحبت می‌کردیم از در خصوص امیر سلام الله علیه صحبت می‌کردیم.

از اون مطالبی که گفتم الان به یادم افتاد که یک جمله‌اش را باز بگم در چه به از روال تفسیر ما خارج است و دخل رفته مسائل آنکه در عین حال خب به نظرم آمد.

از حضرت امیر صلوات الله علیه این خبر بزرگ که اگر آیه را به لحاظ وقتش در نظر بگیریم که الذی هم فیه مختلفون هم تطبیق می‌کند به اختلاف در خصوص چی گفتم؟

در خصوص این همه اختلاف اون وقت با اون مسائلی که از حضرت او مشاهده می‌کردند، حضرت علی سلام الله علیه مشاهده می‌کردند و می‌دیدند حتی از اون‌ها که می‌دیدند این همه از انسان‌ها در باب جهل و آنکه اختلاف کردند و عناد کردند و مخالفت برخواستند و رد کردند و حتی تا جایی که تا مرحله کشتن اون حضرت سلام الله علیه ناقه صالحه، ناقه حبیبه صالح رفتند جلو.

این همه از انسان‌ها از این‌ها، از این انسان‌ها در این طرف در باب جهل و نادانی خبر بزرگی است.

توجه می‌کنید این خبرهای بزرگ دو جور است.

یکی اون جور خبر بزرگ است مانند حضرت امیر.

یکی هم از اون جور حالش با اون همه مسائل که در باب حضرتش دیدند از خدا به وسیله رسول اکرم صلوات الله علیه شنیدند، توصیه‌ها را، تحکیم‌ها را از خود رسول الله می‌شنیدند.

معتقد به رسول الله هم بودند و رسول الله اون عوامل و مسائل را که از حق به آنها می‌رسانید به گوششان می‌رسیدند.

خوارق آداب و کرامات و فظاهل بالا را از خود حضرت امیر می‌دیدند.

با این همه حضرت را درش اختلاف کردند.

حتی گفتم تا جایی که به کشتن او را چه کردند؟

پیش رفتند.

خب این وقت این انسان‌ها هم در باب جهل چه هستند؟

خبر بزرگی است.

توجه مثلا اینا می‌دیدند که در اون طائف این نکته به یادم افتاد.

خیلی چیزها، خیلی چیزها از جمله مثلا همین یکی‌ش هست و لو جریان بدیل و امثال این‌ها همش.

اصلا انسان تعجب می‌کنه.

یعنی الأمة‌ها البته تعجب هم نکند که خدا پناه می‌بره که شما را به اون جهل گرفتار نکند.

این بینهایت خداست.

والا اگر، اگر خدا ما را به حال خودمان واگذار کرد، ما هم از اون جاهل‌ها و از اون‌ها بدتر می‌توانیم باشیم.

توجه کنید این دستگیری خداست والا چیز دیگری نیست.

السلام علیکم ورحمة الله وبركاته.

الله اکبر.

یاران همراه.

بخش اول تفسیر surه مبارکه نبع را از زبان مفسر ارجمند حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی شنیدیم.

ادامه این گفتار را ان شاء الله در هفته آینده خواهید شنید.

اکنون بشنویم تلاوت surه مبارکه نبع را با صدای استاد محمد عبدالحمید عبدالله.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

عما يتساءلون عن النبأ العظيم.

عن النبأ العظيم الذي هم فيه مختلفون.

كلا سيعلمون ثم كلا سيعلمون ألم نجعل الأرض مهدا.

والجبال أوتادا.

وخلقناكم أزواجا.

وجعلنا نومكم سباتا.

وجعلنا الليل لباسا وجعلنا النهار معاشا.

وبنينا فوقكم سبعا شدادا.

وجعلنا سراجا وهاجا.

وأنزلنا من المُعصرات ماء ثجاجا لنخرج به حبا ونباتا.

وجنات ألفافا.

إن يوم الفصل كان ميقاتا.

يوم ينفخ في الصور فتأتون أفواجا.

وفتحت السماء فكانت أبوابا.

وطيرت الجبال فكانت سرابا.

صدق الله العظيم.

به تحقیق راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه.

به پایان یکی دیگر از برنامه‌های در مکتب وحی رسیدیم.

با امید به سلامت و موفقیت شما قرآن دوستان تا هفته آینده حق یا نگهدارتان.

الله، الله، الله، الله، الله، الله، الله، الله.

يا من له خضعت الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد.

أنت الإله الواحد الفرد الذي كل القلوب به تقر وتشهد.

يا من له خضعت الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد.