ذَٰلِكَ مِمَّا أَوْحَىٰ إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ.
در مکتب دع.
ذَٰلِكَ مِمَّا أَوْحَىٰ إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ.
مجموع مباحث تفسیر قرآن کریم برنامهای از گروه علوم و معارف قرآن.
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ.
بسم الله الرحمن الرحيم.
با عرض ارادت و سلام به محضر شما شنوندگان محترم رادیو قرآن و علاقهمندان به مباحث تفسیری استاد محمد شجاعی.
در هفتههای قبل به تفسیر سوره مبارکه نبأ رسیدیم.
حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی در هفته قبل در مورد واژه نبأ عظیم یا همان خبر بزرگ فرمودند که منظور معاد و روز حساب است و همچنین در خصوص منکران خبر بزرگ یا معاد فرمودند که آنان چند دستهاند.
دسته اول کسانی که معاد را محال میدانند و دسته دوم کسانی که معاد را دور از ذهن میدانند و دسته سوم کسانی که درباره معاد شک و تردید دارند.
سپس به تفصیل در خصوص همه آنها صحبت فرمودند و پاسخ آنها را نیز با بیان خود قرآن دادند.
اما در این برنامه استاد ترجمه ادامه آیات این سوره را بیان میکنند.
ایشان بیان نظام عالم خلقت در آیات بعدی را دلیل بر وجود معاد میدانند و روز فصل یعنی روز جدایی انسانهای خوب و بد و پردهها و حجابها در این روز برداشته میشود.
از شما دعوت میکنیم مشروح این بحث را از زبان استاد محمد شجاعی بشنوید.
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
حساب زیاد اسرارآمیزی در این به کار افتاده که انسان یک نوع نشده انسان شده چی؟
جفت.
جفت نبود انسان باقی نمیموند.
وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًا آیا قرار ندادیم خواب شما را سبات، آرامش.
این خواب که خدا، خدا قرار داده اگر این خواب نبود عمر انسان ادامه پیدا چیه؟
نمیکرد.
خب اینها همش بیحساب است.
همینطور به راه افتاده مقصدی در پیش نیست.
همش حساب است.
حسابی که اصلاً وجود را به دهشت میآورد اگر یعنی به تحیر میآورد اگر کسی فکر بکند.
اون هم همهاش هم به هم مرتب استها.
یعنی هم در همهاش تدبیر محکم است و هم تدبیرها همهاش به همدیگر چیه؟
مرتبط است.
دقت میکنید؟
وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًا خواب وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا آیا قرار ندادیم شب را پوشاننده، پوشاننده آنچه که روز آنها را روشن میکند.
شب میاد همه اونچه را که روز روشن کرده بود چی میکند؟
میپوشاند.
اگر این پوشش شب نبود باز حیات انسان به مخاطره میافتاد.
حیات انسان از اون نظم و اعتدالش بیرون میرفت.
به مخاطرههای زیادی میافتاد.
شب برکات زیادی دارد.
انسانها موجب فرارشون هست، موجب رپاشون هست، از فعالیت دست و دست بردار میشن، بیان استراحت میکنند، چی میکنند؟
الی آخر.
وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا آیا قرار ندادیم روز جا وسیله حیات برای شما وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعًا شِدَادًا آیا بنا نکردیم بالای سر شما سَبْعًا شِدَادًا هفت آسمان محکم.
این معلوم است این هفت آسمان محکم اول از اینجا میتوان ایناندازه استفاده کرد که در این به اصطلاح وجود این آسمان اول و زمین ما و در بقای این آسمان اول و زمین ما با این نظم و حساب خاصی که دارد، وجود آسمانهای هفتگانه هم چیه؟
دخالت و ضرورت دارد.
اگر اون آسمانهای هفتگانه که هیچکس سر در نیاورده چیه نبود نه این آسمان اول بود و به همین وضعش میتواند ادامه دهد، نه زمینی که در این آسمان اول است.
توجه میکنید؟
قبلاً در آسمان صحبت کردم لابد اگر اونها را فراموش نکرده باشید.
گفتم آنچه شما از کرات آنها میبینید و هرچه ما و شما میبینیم و هرچه با ابزار علمی با تلسکوپها و امثال اینها میبینند، هرچه هست از این ستارهها و سیارهها و نمیدونم کهکشانها و منظومهها، اونها که گفتم از دور با دوربینهای قوی میبینند میگن مثلاً پونصد هزار یا میلیون سال نوری فاصله است بین ما و اونها.
همه اینها چی؟
همهاش آسمان اول است.
دیگه چون خدا خودش فرموده این همهاش در آسمان اول است.
آسمانهای دیگر از خصوصیاتش خدا چیزی نفرموده و انسان هیچ راهی پیدا نکرده.
حالا اونیکه از دور مثلاً میگه پونصد هزار یا میلیون سال نوری بین ما و اون کره فاصله هست، اون کره نوریها شو خیلی توجه بفرمایید.
نورش پونصد هزار سال میکشه بیاد به کجا برسه؟
به زمین برسه.
یا پونصد میلیون سال.
عرض کنم که اون حالا ستارهای است در آسمان اول توجه بفرمایید.
هرچه هست آسمان اول است.
اونی که اصل رو ما میبینیم.
این نازلگن مثلا از دنیا به مثابه سماو دنیاست که میبینیم.
از آسمانهای دیگر هیچ حرفی نزده فقط گفته است شش دیگر است.
شش دیگر است.
این اول که زمین ما هم از این اول است، عرض کنم که این در اصل به وجود آمدنش گفته شده در بقایش، در این اعتدالش، در این گردشش با این نظم خاص، در همه ریزهکاریهاش دقیقاً مرتبط به آسمانهای بالاتر است.
چطور زمین ما مرتبط منظومه ماست.
اگر منظومه ما خلل کلی بدارد زمین این وضع و اعتدال و این حرکت در محور همینهاش به جاش محفوظ میماند یا نمیماند؟
نمیماند.
چطور زمین مرتبط است به کل منظومه، منظومه کلش مرتبط است به کل کهکشان.
کهکشان مرتبط است به کل نظام بالاتر و کلش به آسمان اول.
کل آسمان اول هم مرتبط است در اصل تکامل و نظام و اعتدال و بقایش به آثار و اثرامش با آسمانهای دیگر.
و لذا قرآن میفرماید آیا بنا نکردیم فوق شما سبع شیداداً.
یعنی این همه آسمانها اگر نباشد خلاصه نمیتوانیم من و شما باشیم.
توجه بفرمایید.
این همه کارها که شده است همش هم به هم مرتبط بوده.
این هوا را که در این کره زمین اطرافش قرار داده، هوا را طوری قرار داده که وقتی انسان به وجود میاد در حیات انسان این هوا چی باشد؟
بتواند موجب ادامه حیات او باشد.
یک دقت خود را به اینها بکنید.
تمام این تدبیر به هم متصل است.
یعنی وقتی یک کاری را کرده است، کار دیگر را در نظر چیه؟
گرفته است.
عجیب یک تدبیر منظم در این حال مرتبط و متصل.
اگر شما یک سؤال بکنم خوب میفهمید چی میگم؟
تدبیر منظم و متصل.
اگر شما یک دفعه به نظرتون بیاد که غیر از خدا مثلاً حالا خدا که جاود محفوظ.
غیر از خدا یک خدا دیگر دو تا تدبیر، دو منشاء تدبیر در همین نظام مشهود ما، در همین عالم مادی ما دو تا تدبیر به راه میافتازد.
اگر به نظرتون یه وقتی این جمله آمد که دو خدا در این بین کار میکند، دو اراده کار میکند، میتوانستید با همین جملاتی که من عرض کردم خیلی روشن نتیجه بگیرید که نیست.
بله.
به چه دلیل؟
اتصال در تدبیر.
اتصال در تدبیر کسی جزئی را داشته باشد میفهمد که جز یک چیز در عالم حکومت ندارد.
اتصال در تدبیر.
ببینید ذرهای را حساب کنید.
تدبیری که رو شده است با کل این عالم ماده که گفتم حالا اون یکی از کرههاش چندین میلیون سال نوری فاصله دارد تا ما.
همه اینها با همون ذره با کل این نظام در موقع تدبیر و خلقت و جهاز و其余اتش با این نظام کل در نظر گرفته شده.
همه در ارتباط با او، او در ارتباط با همه.
اتصال در تدبیر غیر از نظم در تدبیر است.
نظم در تدبیر نشان میدهد مقصدی در پیش است.
اتصال در تدبیر هم نشان میدهد مقصدی در پیش است اما بیشتر توحید را نشان میدهد.
جز یک قدرت و یک تدبیر در نظام وجود حاکم نیست.
خب و آیا بنا نکردیم فوق شما سبع شیداد یا وجعلنا سراجاً و هاج.
آیا قرار ندادیم برای شما این چراغ روشن، روشنایی ده، گرما ده را که عبارت است از چی؟
از آفتاب.
سراج چراغ و هاج اونی که پرنور است و پرفراوت.
عبارت است از آفتاب.
خب آفتاب اگر نبود که انسان نه تکاملش بود، نه بقایش بود.
در کل مؤثر است در تدبیر.
و انزلنا من المعصرات ماءً سجاجا.
همشو میشمارد.
و آیا ما از معصرات، معصرات یعنی اون ابرهایی که خورده میشود و باران میدهد.
اونها رو میگن معصرات.
و آیا ما فروت نیاوردیم از ابرهای بارانزا ماءً آبی سجاجاً که پشت سر هم میریزد که آن باران باشد.
لنخرج به حباً و نباتا.
تا به وسیله آوردن اون آب با این ترتیب از این خاک برای شما خارج کنیم حبوبات را و چی؟
نباتات را تا برای شما و به اصطلاح حیواناتی که باز به شما ارتباط پیدا میکنند با اونها باشد.
وجنات الازهار و خارج میکنیم با این باران برای شما باغاتی که درختهاش در هم پیچیده است.
اینها را نکردیم که همش برای شما حساب شده است و در کل نظام حساب شده است.
ان يوم الفصل کان میقاتاً.
عقل شما چی میگوید در این نظم و ترتیبی که به راه افتاده؟
چه در ارتباط با خلقت انسان و بقای انسان، چه در ارتباط با مسائل دیگر.
این نظم و ترتیب مخصوصاً در ارتباط با خود شما انسانها آیا بیمقصد است؟
بیحساب است؟
هیچ به اصطلاح حسابی در پیش ندارد.
مقصدی نبود این همه کار را کردیم؟
چرا مقصد بوده.
ان يوم الفصل کان میقاتاً.
آن روز فصلی که فصل خواهیم داد بین انسانها، بین باطل و حق، بین خیلی چیزها و بین چیزهای دیگر.
آن میقات ماست با این کارها که به راه انداختیم.
وعدهگاه ماست و مقصد ماست و مقصدی در پیش است با این بیان یا با این دلیل خواست این منکرین معاد را که به لحاظ معاد بودن و عید شمردن، شرط کردن معاد را انکار میکنند، آنها را متوجه کند به این نظام عاجم و نظام محکم و به آنها را از راه این نظام محکم متوجه چه بکند؟
متوجه معاد بکند که فکر کنید اینها همه بیحساب است؟
نه بیحساب نیست.
جاهاش رو داشت میگه.
إن يوم الفصل كان ميقاتا.
روز فصل میقات ماست.
این همه کارها و نظم و ترتیبها به راه انداختن برای اون روز، برای آن است.
آن است وعده گاه ما.
آن است میقات ما و آن است مقصد ما و حرکت ما همه به اون سو متوجه است.
این نظم و ترتیب که میبینید و از این تدبیر منظم که به راه افتاده است و مخصوصاً در رابطه با انسان آنچه به راه افتاده با حساب خاص در نظام مشروط، همه اینها برای یک وعده گاه معینی است در پیش و برای هدف و مقصدی است که در پیش است.
و اون هدف و مقصد عبارت است از يوم الفصل، روز فصل.
روزی که جدایی و تمیز و تمایز ایجاد خواهد شد بین آنچه که قبل از آن روز زیاد از همدیگر متمایز نبودند.
إن يوم الفصل كان ميقاتا.
از این تدبیر منظم يوم الفصل میقات است.
یعنی اون وعده گاهی که این تدبیر منظم در اونجا به آخر خواهد رسید و به نتیجه خواهد رسید، اون عبارت است از روز فصل.
إن يوم الفصل حقیقت این است که روز فصل كان ميقاتا.
میقات است.
اون نهایت نقطهی آخریست که این نظم و ترتیب به اونجا منتهی خواهد شد.
میقات به نقطهی آخر گفته میشود.
اون نقطهی آخری که به اونجا منتهی میشود، اون نامش میقات است.
میقات لغتاً به این معنی گفته میشود.
اون وقتی که میقات از وقت مشتق است، وقتی که، وقتی که ممتد است و در یک نقطه به یک نتیجهای خواهد رسید، اون نقطهای که این وقت ممتد، این زمان ممتد در اون نقطه به نتیجهاش میرسد، اون را نامش رو میگن چی؟
میقات.
إن يوم الفصل كان ميقاتا.
از این نظم و ترتیب يوم الفصل در نظر گرفته شده است و يوم الفصل میقات است برای این نظم و ترتیبی که در طول زمان به راه افتاده است.
يوم الفصل میقات است، نهایت این حرکات است، نهایت این نظم و ترتیب است، نقطهی منتهی این تدبیر منظمي است که از خردت به راه افتاده است.
اول به صورت استدلال مطرح میکند و به صورت سؤال.
آیا این نظم و ترتیب منظم، این نظم و ترتیب حساب شده بیجا است؟
هدفی در پیش نیست؟
یعنی بله هست.
کدام است اون هدف؟
إن يوم الفصل كان ميقاتا.
روز فصل نقطهی آخریست که این حرکتها به اونجا منتهی خواهد شد.
بعد شروع میکند روز فصل را توضیح میفرماید.
يوم يوم نفخ في الصور.
روز فصل کدام روز است؟
آن روزی که نفخه میشود در صور.
فتعتون افواجا.
شما انسانها دسته دسته میآیید به محضر حق و در محضر حق حاضر میشوید.
ففتحت السماء كانت أبوابا.
شروع میکند خلاصه با این آیات از خصوصیات اون روز فصل قسمتی را بیان میکند.
حالا من در این جلسه در خصوص همین آیه إن يوم الفصل كان ميقاتا که نقطهی آخر این حرکتهای به راه افتاده است، نقطهی آخریست که این نظم و ترتیب به اونجا منتهی خواهد شد و هدف و مقصد است از این نظم و ترتیب به راه افتاده، در خصوص يوم الفصل برای شما توضیحاتی عرض میکنم.
إن يوم الفصل كان ميقاتا.
حقیقت این است که روز فصل میقات ماست.
از این نظم و ترتیب نهایت همون روز فصل است.
روز فصل چرا در این خصوص که چرا روز فصل گفته شده است به قیامت، به روز قیامت؟
اون روزی که این حرکت مرخصه به راه افتاده در عالم در اون روز به آخر خواهد رسید، به نتیجه خواهد رسید، ثمر خواهد داد، روز فصل است.
روز فصل را شما حساب بکنید در مرحله اول از خود کلمه میتوانید به اجمال بفهمید که چرا اون روز، روز فصل نامیده شده است.
به اجمال خود شما میفهمید روزیست که روز فصل است.
فصل یعنی جداسازی.
توجه کنید فصل معنی مصطرهاش جداسازیست.
معنی اسمیش جدایی است اما معنی مصطره منظور است.
روز جداسازی، روز تمیز دادن، جدا کردن از همدیگر، متمایز ساختن، روشن کردن عقاید مختلف با هم.
دقت میکنید؟
چنین روزی است.
این یکی از خصوصیات روز قیامت است که با این خصوصیت اون روز را در اینجا یاد فرموده است و لازم است ما در این باب طبعا تأمل داشته باشیم.
تنها این آیه نیست.
آیات دیگری در قرآن هست که روز قیامت را با این خصوصیت ذکر کرده است.
روز قیامت روز فصل است، روز جداسازی است.
یعنی چه روز جداسازی؟
حالا من از آیاتی که عرض کنم، خواهم خوند براتون، اونجا هم نکاتی را استفاده خواهم کرد.
آیاتی در اونجا باز از روز قیامت به عنوان روز فصل یاد شده است.
اجمالاً توضیح عرض بکنم.
روز فصل است یعنی عالمی است روزیست پیش میآید که این نظم و ترتیب در آنجا خاتمه مییابد.
این حرکت به راه افتاده که میبینیم در آنجا به آخر میرسد.
میقات است و از اول هم در نظر بوده است.
از اول که خدای متعال خلقت را شروع میکند قبل از شروع خلقت با این ترتیب که شروع به کند در نظر داشته است که این نظم و ترتیب به کجا منتهی بشود؟
به روز فصل.
روز فصل روز جداسازیست.
جداسازی بین مسائلی که به ظاهر به هم شبیه بودند بین موضوعاتی که به ظاهر به هم میماندند.
اما حقیقتشون با همدیگر چی میکرد؟
فرق میکرد.
بین روز جداسازیست بین مسائل و موضوعات و بین آن چیزها که با هم زیاد تمایزشان قبلاً معلوم نبود.
پشت پرده بود.
پردهها برداشته میشود، حقیقتها، تمایزها، جداییها، تفاوتها با همدیگر چی میشود؟
روشن میشود.
ببینید الان شما این وضع یعنی خودمون و همون انسانها را فعلاً در دایره انسانها ما فکرمون را لازم است به کار ببریم.
همین در-در این دایره تا حدودی بفهمین همین خوب است.
در حیات دنیوی انسانها بین انسانها و بین فکر انسانها، بین افکار انسانها، بین اوصاف انسانها، بین نیات انسانها، بین عقاید انسانها، بین اعمال انسانها زیاد فرق آنچنانی که خوب روشن میکند که این فکر چیست، آن فکر چیست، این عقیده یعنی چه، آن عقیده یعنی چه، این صفت یعنی چه، آن صفت یعنی چه، این نیت یعنی چه و اون نیت یعنی چه، این عمل یعنی چه، اون عمل یعنی چه، این روش یعنی چه، اون روش یعنی چه.
در این حیات دنیوی اینها آنچنان که در پشت پرده با هم تمایز دارند، چهرههای انsoحیشون با هم متفاوت است.
در اینجا روشن است یا نیست؟
نیست.
توجه کنید روز فصل اینجا نیست.
اینجا روز ابهام است، روز اجمال است، روز اشتباه است.
روزیست که میشود به غلط افتاد.
اما خدای متعال اون هدایتهای لازم را چه کرده است؟
بیان فرموده است که انسانها به غلط نیفتند، اشتباه نکنند.
روز غرور است.
دقت بکنید خیلی در این توضیحی که امروز عرض میکنم دقت بکنید.
باز توضیحیست که شما به این نحوی که عرض میکنم در جایی اگر امروز خوب دقت نکردید نخواهید یافت.
من باز میکنم مسئله را برای شما.
نه اینکه بزرگان ما گفتند اما من باز میکنم مسائل را برای تو.
طبعا به این صورت باز شده شما نخواهید یافت اگر امروز خوب دقت نکنید.
روز غرور است الان.
این روز که داریم.
روز یعنی این فصل که دا-- این اصطلاح حیات آلی که داریم روز چیه؟
روز غرور است.
روز فریب خوردن است اگر کسی بیدار نباشد.
گرچه خدا بیدار کرده است و اون حجت لازم را اتمام فرموده است.
اما با این همه با قطع نظر از اون اتمام حجت، اگر کسی اتمام حظ-حجت سرش نشود حتی در اینجا فریب بخورد که نیابد خدای متعال این همه انبیا میفرستاد و این همه مس-مسائل پیش آمد یعنی چه؟
یا نخواست این مسائل را بیابد.
خلاصه روز غرور است.
یعنی معلوم نمیشود اشیا از همدیگر.
روز اجمال و ابهام، روز غرور، روز فریب خوردن است این روزی که الان داریم.
روز تمایز جداسازی در پیش است.
و مسئله به این صورت است که این فکرها که انسانها با هم دارند، من فکری دارم، شما فکر دیگر دارید.
من عقیدهای دارم، شما عقیده دیگر دارید.
من وسعی دارم، شما وسع دیگر دارید.
عملی دارم، عمل دیگر دارید.
روشی دارم، روش دیگر دارید.
روشها، عملها، عقیدهها، فکرها، نیتها زیاد در اینجا تمایزشان در این روز فریب و غرور در این روز اشتباه که روز ابهام و اجمال است با همدیگر روشن، ها؟
نیست.
اما در پشت پرده چیه؟
پشت پرده روشن است.
عقید-- شما بین دو تا عقیده مثلاً یکی عقیده داشته باشد بر اینکه خدایی هست، دیگری عقیده داشته باشد بر اینکه خدایی نیست.
این دو تا زیاد با هم در اینجا البته اینجا هم با همدیگر به اندازهای، به اندازه با هم فرق دارند.
یکی این است که خدا هست، یکی اینکه خدا چی؟
نیست.
دو تا عقیده است.
اما چهره واقعی این دو عقیده که تفسیر میکند این دو تا را در نظام وجود در اینجا روشن نیست.
چهره واقعیشون در پشت پرده است.
الان هم هست نه اینکه در قیامت خواهد آمد.
الان هم چهره واقعی مؤمن быть بودن به خدا و نفی خدا دو تا شد.
چهره در ورای حجاب دارد.
اما ما از وراء حجاب بیخبریم.
وراء حجاب را نمیبینیم.
روز فصل وقتی که آمد حجاب برطرف میشود و فصل جداسازی بین این دو عقیده که دو تا چهره متمایز در نظام وجود در پشت پرده داشتند، فصل جداسازی پیش میآید و روشن میشود که این چهره، این عقیده چه چهرهای دارد و اون یکی چه چهرهای دارد.
مثلاً شما در یک نفر حساب کنید.
فرضاً شما و ما وصف فلان وصف را داشته باشیم.
مثلاً دارای حسن خلق باشیم.
یک دفعه کسی نه من دارای حسن خلق نباشم، دارای تنگی خلق باشم.
خلق تنگ، خلق خوب دو تا خلق است.
من ممکن است هر دو را داشته باشم یا گاهی این را داشته باشم، گاهی اون یکی را.
در اینجا فقط به این اندازه تفاوت هست.
زیاد روشن نیست که این حسن، این حسن خلق است.
اون یکی چیه؟
سوء خلق است.
اما در پشت پرده تفاوت و تمایز بین این دو از زمین تا چیه؟
آسمان است.
این حسن خلق در پشت پرده چهرهای دارد و اون سوء خلق هم در پشت حجاب چهرهی دیگری دارد.
پنهیدت است، پشت حجاب است.
دو تا چهره است.
جدای از هم هستند.
بین هما تفاوت و [نامفهوم] بعید، تفاوت زیاد است.
یکی خیلی به اصطلاح بهجت آور است و ابتهاج آور است و عالمی برای انسان میسازد.
دیگری گرفتاریهای زیاد است.
ظلمت است و تهیّج است و وحشت است و آتش است.
توجه میکنید؟
اینها در پشت پرده است.
الان معلوم نیست.
روز پس روزی است.
وقتی آن روز آمد، پرده کنار میرود.
بین این دو چیزی که برای ما چندان تفاوتش در اینجا معلوم نبود، چی میشود؟
تفاوتش معلوم میشود.
بعضی از سلاح ها در نیتها، دقت میکنید؟
من و شما دو تا نیت میکنیم.
الان من نیت میکنم تفسیر بگم برای شما پول به دست بیاورم.
نیت است.
تفسیر بگم برای شما شاید شما به راه بیایید، به سوی خدا قدم بردارید.
نیت دیگری است.
این دو تا نیت زیاد اینجا تفاوت با هم ندارد.
زیاد.
به اجمال تفاوت دارد.
من میفهمم دو تا نیت است اما بیش از این نیست.
اون وقت بیش از-- ولی در پشت پرده تفاوت بین هما از زمین تا چیه؟
آسمان است.
من با اون نیتم در پشت پرده در عالم وحشتناک قرار میگیرم.
در با این نیتم حرکت کردم یک عالم نوری.
دو تا حرکت کردهام در دو عالم.
یکی وحشتناک است و عذاب دهنده، تهیّج است و سرگردانه.
دیگری چیه؟
حرکت در عالم نوری است.
واقعاً اینقدر تفاوت است بین این دو نیت.
یعنی من به دو عالم وارد میشوم؟
بله.
اما این در این نظام برای ما معلوم نیست.
وقتی روز پس آمد حجاب کنار رفت معلوم میشود عجب تفاوتی بوده.
من در اون نیت اولم در یک عالم ظلمانی قدم میزدم.
خودم تیشه به ریشهی خودم میزدم.
در نیت دوم رو به یک عالم نوری جدا میآوردم.
اینقدر تفاوت بوده است.
والسلام علیکم ورحمة الله وبركاته.
[همهمه] یاران همراه.
به پایان برنامهی در مکتب وحی رسیدیم.
ادامهی این بحث را در هفتهی آینده بشنوید.
تا برنامهی بعد همهی شما را به خدای بزرگ و مهربان میسپاریم.
حق نگهدارتان.
[آواز مذهبی] يا مَنْ لَهُ خَضَعَتِ الوُجُوهُ بِأَزْرِها وَلَهُ جَميعُ الكائِناتِ تُوَحِّدُ أَنتَ الإلهُ الوَاحِدُ الفَرْدُ الَّذي كُلُّ القُلُوبِ بِهِ تُقِرُّ وَ تَشْهَدُ يا مَنْ لَهُ خَضَعَتِ الوُجُوهُ بِأَزْرِها وَلَهُ جَميعُ الكائِناتِ تُوَحِّدُ