ددرس‌گفتارها

[آوازخوان] ذلك مما أوحى إليك ربك من الحكمه در مکتب وحی [آوازخوان] ذلك مما أوحى إليك ربك من الحكمه متون و مباحث تفسیر قرآن کریم، برنامه‌ای از گروه علوم و مباحث قرآنی [آوازخوان] و لقد یسرنا القرآن للذكر فهل من مدکر بسم الله الرحمن الرحیم.

با عرض سلام و ارادت خدمت شما همراهان همیشگی برنامه در مکتب وحی و علاقه‌مندان به مباحث تفسیری استاد فرزانه حضرت آیت‌الله استاد محمد شجاعی.

همان‌طور که مستحضرید برنامه در مکتب وحی در روزهای دوشنبه اختصاص دارد به تفسیر سوره مبارکه نبر.

در هفته‌های گذشته استاد در خصوص إن للمتقین مفازا و اوصاف متقین نکات بسیار ارزشمندی را بیان فرمودند.

در این برنامه هم قسمت سوم از شرح اوصاف متقین را با استناد به آیات دیگر قرآن کریم و روایاتی از ائمه معصومین علیهم السلام از زبان حضرت آیت‌الله استاد محمد شجاعی به اتفاق می‌شنویم.

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم یکی دیگر از خصوصیات متقین در سوره توبه 123.

متقین است که وقتی در جهاد با کفار و معاندین و با مشرکین و با دشمنان خدا وقتی مواجه شدند اینها حالا غیر از اینکه به جهاد باید راضی باشند، این را از همان آیه که خواندم استفاده می‌کردیم.

یکی دیگر از خصوصیات این است که اینها در مقام جهاد سختی رستند.

دقت می‌کنید؟

متقین در مقام جهاد با دشمنان خدا غیر از اینکه به جهاد باید شرکت بکنند، باید چی می‌کنند؟

سختی رستند.

یعنی خیلی غلظت درشان هست، شدت هست.

توجه کنید، یعنی ملایم نیستند.

خدا کند خواهیم ما اینجور چیزها را که خدا از صفات متقین بیان کرده است به صورت یک انحراف برخورد یا تلقی نکنیم.

از اینها هم هستند خدا کند شما از آنها نباشید.

توجه کنید، غلظت در برابر کفار را الآن هستند از مؤمنینی که تا قرآن از اهل قرآن که این را به عنوان یک انحراف تلقی می‌کنند، یک کج‌روی، یک یلاله.

خدا به خدا باید تنازع.

توجه کنید.

این را خدا از چی شمرده است؟

از خصوصیات متقین.

غیر از اینکه آن آیه که الآن قبل از این خواندم می‌گفت از خصوصیات متقین این است که باید در مقام جهاد تألل نورزند، بهانه فراشی نکنند.

غیر از این در این آیه 123 می‌گوید در مقام جهاد باید متقین شدت عمل داشته باشند.

غلظت.

یعنی هیچ سازش نکنند دیگه.

توجه بکنید.

هیچ سازش نکنند.

در دلشان هیچ رحمی نباشد.

بسال.

ساده‌تر.

اما در برابر کی؟

در برابر معاند و در مقام جهاد که جهاد در طریق الله است.

تا آخر از حضرت امیر سلام الله یادم افتاد.

حالا تازه یادم افتاد حضرت علی سلام الله علیه گشت می‌گفت چیزی در این خاطره‌اش از یادم نمی‌رود.

اما خب بالاخره تازه یادم افتاد.

یادتان شنیده‌اید که در آن شبی که حضرت در آن شبی که شدت جنگ بود که در صفین خود حضرت امیر خودش شخصاً پانصد نفر را شخصاً در یک شب تا صبح خودش کشته است.

و در هر کشتنی هم یک الله اکبر می‌گفت.

توجه کنید.

یعنی یک الله اکبر می‌گفت یک نفر را می‌کشت.

حتی یکی گفت من الله اکبرهای مولا را سلام الله علیه می‌شنیدم.

خیلی استثنا است گفتم وقتی امام زمان میاد آنجا هم شروع خواهد کرد این استثنا.

هر وقتی امام زمان میاد دست به کشتار آن چه کسی که باید بکشد می‌زند بعضی‌ها می‌گویند که این اصلاً دروغ است.

این که می‌گوید فرزند پیامبر است، فرزند پیامبر اینقدر بی‌رحم نمی‌شه.

اینقدر خون نمی‌ریزه.

توجه بکنید.

بعضی‌ها تشخیص حق از باطل، تشخیص حق در موردش از باطل در موردش هم کار هر کسی نیست.

خدا به من و شما کمک کند که ما را قدم به قدم تصمیم را بگیرد.

در جایی که باید حق است بگیم حق است، در جایی که باطل است بگیم چیه؟

باطل است البته.

یک موچه اذیت کردن بیجا اینها دست ظلم است و دستورات خدا اگر بیجا باشد.

اما اگر جایش باشد پانصد نفر را با الله اکبر گفتن عین تکبیر است.

پانصد نفر را با الله اکبر گفتن کشتن عین چیه؟

عین تکبیر خداست.

شایان اینطور است.

جای یک موچه را کشتن جوز نقش خدا مؤاخذه می‌کند.

جای پانصد نفر بی ظاهر انسان را با تکبیر کشتن، تکبیر خداست.

همان حضرت امیر سلام الله علیه کرد.

این غلظتی که در علی سلام الله علیه بوده می‌تواند به فهمید این آیه که الآن می‌خوانیم چرا از خصوصیات متقین می‌فرماید و این را خود آن صاحب فرقا می‌یابد چرا باید غلظت داشته باشد.

من و شما نمی‌یابیم.

مثلاً من خودم از اونهایی هستم که ضعیف هستم رو این حرف.

وقتی کسی را می‌کُشند خیلی اگر ببینم خیلی ناراحت می‌شم.

کدوم نفر؟

همین‌جوری.

من همه چیز را می‌گویم موقع صحبت کردن.

هیچ اینها را نمی‌توانم بعد از صبح بگویم و من میگم شما یک آدم ساده‌ای هستید.

ساده‌ام هرچی باشه میگم.

الان اینم یک مسئله است.

یک حیوان را وقتی می‌کشم من نمی‌توانم نگاه کنم.

توجه کنید.

فکر می‌کنم من اگر مثلا آدم درستی بودم یا وقتی در معرکه جهاد قرار می‌گرفت و خودم چیزی از دستم بر نمی‌آمد.

یک چیز دیگر اگر یک کافر معاند را می‌کشت من می‌ترسم دل من آنجا بسوزد.

توجه کنید از خودم می‌ترسم.

یعنی ضعف اسلام.

اینقدر ما نمی‌فهمیم.

آن که صاحب تقوا است با خدا سر و سری دارد.

او خودش می‌یابد چرا باید با معاند غلظت داشته باشد؟

اصلا دل نمی‌سوزد.

باید غلظت داشته باشد.

گفتم که ببینید حضرت علی سلام الله علیه آن زن را شنیده بود و بفرمایم زنی که شوهرش شهید شده بود در یکی از جنگ‌ها.

در کتاب علی سلام الله علیه بچه‌هایش می‌ده بود، دید و بعد رفت با او غسل و مسائل می‌گذاشت و بچه‌هاش را گرفت و برد با خود.

رفت بچه‌هاش را نوازش می‌کرد و کارهای خانه را انجام می‌داد و بعد به بچه‌ها می‌گفت که یواش می‌گفت شما از علی بسازید سلام الله علیه.

مثلا فکر می‌کنم که مسامحه کرده در بارۀ حسن و حسین.

اینقدر دلسوزی داشت.

اینقدر دلسوزی.

آن دل آنجا می‌سوخت.

اما اینجا چه می‌کرد؟

اینجا پانصد نفر را با در یک شب می‌کشت یا اینکه به اصطلاح زیاد زیاد می‌کشت.

اما جای ما.

به هر صورت اینها را خودشان می‌دانند چی؟

اینها آثار تقوا است.

آیه را بخوانم.

آیه می‌گوید [آیه قرآن] بجنگید با آن کسانی که نزدیک به شما هستند از کفار یا با آنهایی که ولایت دارند به شما از کفار ولایت می‌کنند به شما از کفار.

[آیه قرآن] باید در شما کفار چه بیابند؟

غلظت و شدت بیابند.

[آیه قرآن] بعد می‌گوید باید در شما غلظت و تندی ببینند کفار و معاندین.

[آیه قرآن] بدانید که [آیه قرآن] خدا با چه کسانی است؟

یعنی اگر اینطور باشد که شما مؤمنین هستید، شما با خدا، خدا با شماست به این صورت خرج می‌کند.

این هم یکی از خصوصیات مؤمنین.

این سفیه را مورد اتمام می‌کنم.

از خصوصیات می‌گوییم.

مؤمنین کسانی هستند که از قرآن چه خصوصاتی دارند؟

اینجا در پی جاه و شهرت و ریاست و معروف بشوم و بفرمایم اینجور کسانی نیست.

خلاصه خصلت تفرقه طلبی، شهرت طلبی من را تعریف کنند، من از دیگران مقدم باشم، این خصلت را ندارد.

این هم یک خصوصیات چیه؟

از خصوصیات مؤمنین.

اینجا در آیه هشتاد و سه سوره قصص، قصص [آیه قرآن] آخرت را برای آنها قرار می‌دهیم که نمی‌خواهند در روی زمین غلو یعنی بلای به بند مشغول باشند.

توجه کنید.

شما هر کدام‌تان در محیط زندگی خودتان در شعاع وجودی خودتان برای خودتان ریاست طلبی، شهرت طلبی، تفرقه طلبی و اینکه اینها پیدا می‌کنید هر کسی برای خودش این خصلت را دارد.

یادتان باشد این جمله از من فراموش نکنید.

بندگی خدا عبودیت در شکستگی است و جز خدا کسی تفرقه ندارد.

انسان که غرور طلب و شهرت طلب و اینکه من را بگن، به من رو بیاورند، دل‌ها به من نسبت داشته باشند، این در واقع با خدا در چگلی آیش به منازعه پرداخته است و این سرش این است که در هر وقت توانستید در اطرافش فکر بکنید.

بنده باید چی باشد؟

بنده باید شکسته باشد.

در آخر آیه‌ای را می‌خوانم برای شما که آیات شونزده تا نوزده سوره به اصطلاح ذاریات است.

سوره الذاریات است.

اینجا هم از خصوصیات مؤمنین چند تاش رو اشاره می‌کند.

شما بعد این‌ها را با خود شما جمع بکنید چی می‌شود؟

اینجاش می‌فرماید قبل از اینکه از مؤمنین در آیات قبلی عنوان اسم می‌آورد بعد می‌فرماید که این مؤمنینی که به شما گفتیم [آیه قرآن] از اینکه مؤمنین در جنت‌ها قرار می‌گیرند قبلاً صحبت کرده و اسم از مؤمنین برده.

بعد در آخرش می‌فرماید که چرا این‌ها این مؤمنین در بهشت قرار می‌گیرند؟

[آیه قرآن] مؤمنین قبل از این رفتار‌های خوب بوده اند در دنیا.

چطور بودند؟

این اینجا اولین علامتی که ذکر می‌کند.

[آیه قرآن] این‌ها از شب کمی را می‌خوابیدند.

این یکی از خصوصیات چیه؟

مؤمنین که از شب کمی را می‌خوابیدند.

[آیه قرآن] کمی از شب را یدجهون که می‌خوابیدند.

اینجا هم من می‌ترسم کسی مانند من باشد شب‌ها به شب نشینی بگذراند و بگوید من چنین خصوصیات را دارم.

اینها که ما که به شب نشینی گذراندن نیست یا با مطالعه گذراندن نیست.

مطالعه مثلاً طلبه‌ها ماها معمولاً مطالعه می‌کنیم اکثراً شب‌ها مطالعه می‌کنیم یا می‌نویسیم.

اما دیگه مسائل علمی، درسی.

اینا نیست.

اون که شب بیدار است برای بیداری شب دیگه.

نه برای خواب شب.

اون یک خواب دیگه است خودش.

اون که نشسته شب نشینی می‌کند یا به همان طور با خیالات می‌گذراند یا خوابش نمیاد.

یک کاری برای خودش پیدا می‌کند مطالعه و مانند من اکثراً اینجور هستن.

عرض کنم که این خودش یک خواب دیگه است.

توجه کنید این نیست.

اون که بیدار است شب برای بیداری.

توجه کنید.

یک فهمیش رو بگم دیگه.

برای بیداری.

بیدار است برای بیداری در عالم بیداری.

به یکی در خودش هست، در طلب مغفرت هست، در ذکر است، در عروج است، در به اصطلاح مسkenت است، در گریه است امثال این.

این که خصوصیات متقی نیست.

خب حالا خودتون همش تطبیق بدین و بل أصهارهم يستغفرون و دوم از خصوصیاتشون اینکه اینها در سحرها به استغفار می‌پردازند.

این دیگه خاص استغفار است.

در دل شب سحر اون دل شب است.

یعنی قبل از طلوع فجر یعنی قبل از اذان صبح که بهش سحر گفته می‌شود، در اون وقت اینها به استغفار می‌پردازند.

ناله می‌کنند، گریه می‌کنند، به یادشون می‌آورند اون جرائم خودشون را یا گناهانشون را یا غفلاتشون را.

یا هر کسی در مقام خودش دیگه البته متقیین علامات بالایی دارند به خصوصیاتشون ولی برای خودشون تقاص و تقصیرات دائمً ببینند.

همون روز که امام می‌گفت که ائمه فکر می‌کنید به نظر میاد ائمه، ببین اخیراً امام صحبت کرد.

می‌گفت به نظر میاد ائمه این همه گریه‌ها می‌کردند برای تلخی‌شون از عالم کثرت به یکت سرت بود؟

خب احتمالاً این باشد.

البته ایشون به احتمال می‌گفت بالاخره از امثال اینها یکی از این چیزهاست و الا دیگه از این گناهانی که من و شما می‌کنیم که در هر صورت متقیین عالم دیگری دارند و اینها مغفرت‌خوا می‌کنند، طلب مغفرت‌خوا می‌کنند در دل شب و بل أصهارهم يستغفرون.

خود این جمله خیلی به دل انسان می‌چسبد و بل أصهارهم يستغفرون در سحرها به استغفار می‌پردازند.

یعنی چه دلی‌ست؟

چه روح بالایی‌ست؟

یکی هم در این سحرها به یادتون بیاره در این شب‌ها، در این تهران که آتش است که به یاد بیاره چی می‌کنیم؟

روایت، روایات مطالعه می‌کردم.

دیدم حضرت امیر سلام الله علیه از فتنه‌ها یاد کرده در آیند.

به خبر داده.

بعد گفته چه فتنه‌ای می‌شوند؟

فتنه‌ی اول انسان‌ها به چه روزگار می‌افتند؟

فتنه‌ی دوم چه می‌شوند؟

فتنه‌ی سوم چه می‌شوند؟

فتنه پنجوم حیوان می‌شوند.

خیلی خوب گفت.

حیوان می‌شوند.

خیلی خوب گفت.

حضرت امیر می‌خواد همون طور بیان می‌کنه.

حیوان می‌شوند یک شب‌ها.

اما حیوان، حیوان، کذب عامی.

نفرموده حیوان.

مانند حیوان‌ها می‌شوند.

به نظر میاد که نخواسته به حیوان‌ها هم جمله ای بگوید که به حیوان شکایت.

مانند حیوان‌ها از حیوان‌ها.

این هم دل شب است.

اینو، اینو میگن، اینو میگن متقی.

خصوصیت دیگر و فی أموالهم حق للساأل والمحروم.

این برگشت آخرین حرفی که من در اینجا می‌خوام برگشتم به اون اولین حرفی که به شما در این باب پرها زدم.

باز در اینجا میگه که از جمله خصوصیاتشون در اموال اینها متقیین حقی هست.

این بیان، بیان بسیار خاصی است و در اموالشون حقی هست برای کی؟

برای سائلان محرومین.

حقی هست.

حقی هست.

یعنی اینطور نیستند که فکر کنید که هرچه عرق جبین ریختند و نریختند به دست آوردند دیگه مال خودشان است و هرچی دیگران هرچی به هر حالی موندند به دلق.

نه اینطور نه این فکر متقی نیست.

این هرچه به دست آورد در اون حقی می‌بیند برای سائل و محروم.

و فی أموالهم حق للساأل والمحروم.

إن للمتقین مفازة.

برای متقیین فوزی هست در روز، فوز به خیری هست که نمی‌شود گفت چیه؟

اما در قالب مثل به شما نمونه‌هایی بگیم که اینها از اونهاست که هداقه و اعناب‌اند.

باغاتی دارند، محصول، اعنابی دارند، کواعب دارند که اینها دیگه توضیح بقیه باشد اگر خدا عمر داد و خدا اگر خواست در بحث‌های آینده.

إن للمتقین من مرتقیین را برای شما توضیح دادم.

بقیه‌اش باشد برای بله.

خدا کند در عین حال من و شما را خدا به این عوالم راه بدهد و من و شما را به اونجاها وارد کند و ما را از این وضعی که داریم، وضع بدی که داریم خدا نجات دهد.

من که هرچی خوندم الان به شما می‌گفتم در ذیل می‌گفتم خودم تطبیق می‌کردم.

من که هرچی تطبیق کردم به خودم به هیچکدامش از اینها تطبیق نکرد.

نمی‌دانم شما آیا توانستید به خودتون یکی را تطبیق بکنید یا نه؟

هیچکدام تطبیق نمی‌کند.

از اون اول گفتیم ایمان به غیب.

من و شما ایمان به غیب همون اولین علامت بود از سوره بقره.

الذين یفرون من الغیب.

همونو شما ندارید.

فکر نکنید احیاناً داریم.

محاسبات غلط نکنید.

چرا؟

ما معتقدیم خدایی است، قیامت است.

نه، این ایمان به غیبی است که در پرتاق فتنات انسان چی می‌کنه؟

جرعه می‌کنه.

یعنی معلوم می‌شود که این از اون طرف آب می‌خورد.

از یه جایی نگران است.

به چیزی این امید دارد که دیگران نمی‌دونند.

اینجور ایمان‌ها تو شما نیست.

از همون اولش تا آخر به ما تطبیق نمی‌کرد.

گرچه شما میشنوی که خانم، فلان خانم متقیه‌ست، فلان آقا مثلاً میشنوی فلان آقای مرد متقی است.

شنیدی فلان خانم یه بلده، یه خانم متقی است.

این به قضاوت شما بله.

به قضاوت ما بله.

اما قضاوت قرآن با اون خصوصیات که گفته بود، اون رو که برای شما خوندیم.

من به جای شما باشم میرم اینها رو جمع می‌کنم در یک نوشته.

حتماً همین کار رو بکنید.

جمع کنید دسته بندی کنید.

یک، دو، سه، چهار.

که خصوصیات متقی چه چیزهاست؟

اولاً حرف جامع هم هست.

حتماً بنویسید.

متقی اون کسی است که پرهیز می‌کند از آنکه که از طور و با طور بودیت منافات دارد.

تو بودیت چیه؟

یادآوری می‌کنم که دوباره به یادتون بیاره.

بودیت چی؟

بودیت یعنی انسان بنده باشد.

یعنی چی؟

یعنی آنطور که مولا می‌گوید باشد، نه آنطور که خود می‌خواهد باشد.

والسلام علیکم ورحمة الله وبركاته.

الله اکبر، الله اکبر.[صدای همخوانی] يا رب العالمین، يا رب العالمین، يا رب العالمین، يا رب العالمین.

ياران همراه بخش سوم از شرح اوصاف متقین را در تفسیر سوره مبارکه نبع شنیدیم.

در این لحظه دعوت می‌کنم تلاوت آیاتی از سوره مبارکه نبع را بشنوید با صدای استاد طبلاوی.

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

إن يوم الفصل كان ميقاتا.

يوم ينفخ في الصور فتأتون أفواجا.

يوم ينفخ في الصور فتأتون أفواجا وفتحت السماء فكانت أبوابا.

وسيرت الجبال فكانت سرابا.

إن جهنم كانت مرصادا.

للطاغين مآبا.

اللابثين فيها أحقابا.

لا يذوقون فيها بردا ولا شرابا إلا حميما وغساقا.

لا يذوقون فيها بردا ولا شرابا إلا حميما وغساقا جزاءً وفاقا.

إنهم كانوا لا يرجون حسابا.

وكذبوا بآياتنا كذابا.

وكل شيء أحصيناه كتابا فذوقوا فلن نزيدكم إلا عذابا.

إن للمتقين مفازا.

خضائقا وأبوابا.

وكواعب أسرابا.

وكأسا بهاقا.

لا يسمعون فيها لغوا.

ولا كذابا.

جزاءً من ربك عطاءً حسابا.

رب السماوات والأرض وما بينهما الرحمن.

رب السماوات والأرض وما بينهما الرحمن لا يملكون منه خطا.[آیه قرآن] «ذلك اليوم الحق فمن شاء اتخذ إلى ربه مآبا».

«إنا أذرناكم عذابا قريبا يوم ينظر المرء ما قدمت يداه».

«يوم ينظر المرء ما قدمت يداه ويقول الكافر يا ليتني كنت ترابا».

صدق الله العظيم.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه.

به پایان یکی دیگر از برنامه‌های در مکتب وحی رسیدیم.

با آرزوی توفیق عمل به دستورهای الهی و آیات قرآن کریم همه شما بزرگواران را به خدای بزرگ و مهربان می‌سپاریم.

تا هفته آینده و برنامه دیگر از یار و نگهدارتان.

الله الله الله الله الله يا من له خلت الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد أنت الإله الواحد الفرد الذي كل القلوب به تقر وتشهد يا من له خلت الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد