ددرس‌گفتارها

[آیه قرآن] در مجتمع بعث [آیه قرآن] مجموعه مباحث تفسیر قرآن کریم، برنامه‌ای از گروه علوم و معارف قرآنی.

[آیه قرآن] بسم الله الرحمن الرحیم.

با عرض سلام خدمت شما همراهان همیشگی رادیو قرآن و علاقه‌مندان به مباحث تفسیری استاد فرزانه حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی.

در برنامه‌های گذشته، استاد در تفسیر آیه سی و یکم از سوره مبارکه نبأ در شرح اوصاف متقین مطالبی را بیان فرمودند.

در این برنامه هم استاد فوزی را که در عالم قیامت متقین بدان می‌رسند به طور کامل بیان می‌فرماید و آیات بعدی را نیز بررسی می‌کنند.

از شما عزیزان دعوت می‌کنیم سخنان حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی را بشنوید.

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

[آیه قرآن] برای متقین مفاز است با این فوز گفتم.

فوزی است که نمی‌شود گفت ناشناخته.

اما گوشه‌هایی به شما بگیم از باب تمثیل.

هدائق یک خصوصیت هم دارد.

هدیقه که محصور است سر این‌ها که باغ است و همه چیز را دارد محصور هم هست یعنی دورش سوری هست.

افکار و عقاید و نیات و اعمال بهشتیان در مجموع متقیان در یک محدوده خاصی است که شیطان راه به اونجا راه نیست، نفس راه به اونجا راه نیست، شرک راه به اونجا راه نیست و هرچی بد است راه به اونجا راه نیست.

طبعا چون در اینجا اینطور هستند، تمثّل همه نیات و عقاید و افکار و اعمال این‌ها که می‌شود به صورت هدایق در می‌آید هم دورش یک حفاظ چیه؟

حفاظ خاصی هست.

ببینید به عالم متقی در بیان دیگر عرض می‌کنم به عالم متقی شیطان راه پیدا می‌کند یا نه؟

عالمی دارد از لحاظ فکرش، نیاتش، عقایدش، تمایلاتش، محبت‌هاش، عداوت‌هاش، رفتارهاش، خصالش از همه لحاظ برای متقی عالمی هست.

این عالمش محصور است.

محصور یعنی نه محدود یعنی در حفاظ است که به اصطلاح اینطور نیست که هرکی توانست به اونجا چه می‌کند؟

راه پیدا بکند.

حالا به خود من و شما نگاه نکنید، صحبت متقی است‌ها.

اگر به خودتون رو الان اینجا بهشتی فرض کنید می‌خواید این مطلب را بفهمید نخواهید فهمید ها.

توجه با خودتون مقایسه کنید جور در نمیاد.

چون من و شما که عالم فکرمون هرکی راه پیدا می‌کند، توجه می‌کنی؟

گاهی دلم می‌خواد خیلی چیزا دلم می‌خواد.

یکی هم این که دلم می‌خواد این فکری که من و شما داریم در این قبیل صحبت‌ها بشکه وحشت زیاد ما را در بر دارد.

این گفت‌وگوی درونی که من و شما معمولاً در باطن داریم یه جهنم است مثلا.

توجه می‌کنید؟

یک صورت جهنمی دارد که خیلی بد.

با خودتون قضاوت نکنید.

به عقیده شما عقیده بد راه پیدا می‌کند من هم مانند شما.

به نیات شما چیزای نیات غیرصحیح خلاف دارد راه پیدا می‌کند.

اعمال شما هم همینطور.

خصال شما و ما همینطور.

عرض کنم خطورات ما همینطور.

اما متقی، متقی آنچنان که هفته گذشته قسمتی از خصوصیات آنها را گفتیم، این‌ها عالم فکری، عقیدتی، نیتی، به اصطلاح وصفی، خُلقی و عملی کل عالم‌شون، کل عالم‌شون در یک حصار است.

یعنی در یک حفاظ است.

خدا حفظشون کرده است.

نه به فکرشون فکر ناباب راه پیدا می‌کند، نه به قلبشون نیت ناباب و خطور ناباب، نه به ذهن و وجودشون و به دلشون حسد ناباب، نه به اعضا و جوارح‌شون حرکت ناباب.

ناباب‌ها که تو شیطان و به نفس می‌رسد به عالم این‌ها راه پیدا نمی‌کند که خراب بکند.

اگر راه پیدا بکند خراب می‌کند.

این‌ها چنین است عالم‌شون در اینجا و این عالم‌شون از تمثلات اخروییش یکیش عبارت است از هدائق.

تمثلات نازل.

اون هدائق‌شون هم مانند عالم‌شون چی خواهد بود؟

ها؟

در حفاظ خواهد بود.

لذا هدائق آورده.

هدیه اون باغی را می‌گویند که دورش حفاظی داشته باشد.

خب و أعنابند.

دیگه در أعناب به شما توضیح نمی‌دهم.

این باشد شما اگر چنانچه ان‌شاءالله عارف شدید، عارف به معنی عامل البته.

شدید اون وقت می‌فهمید که چرا در میان نعمت‌ها که از نعمت‌های بهشتی از باغ انگور یاد آ، این انگور تمثّل چیست؟

این دیگه اینجا هیچ حرفی نمی‌زنم.

همین قدر می‌فرماید که تمثیلی از اونجا به شما بگیم از اون فوز.

هدائقی هست با اون فوزش گفتم.

حالا هدائق یعنی چه هست خدا می‌داند.

و أعنابند درختان یا باغ‌های انگوری هست چرا؟

نمی‌دانید.

و کوائब أطرافند و گوشه‌ها به شما بگیم از اون بهشت‌ها.

البته این خب دیگه این هم از نعمت‌های بهشتی به شما آمده است.

کوائب، کوائب جمع کاعب است.

کاعب دختر معنی دختر است.

دختر به اصطلاح جوان هست و در دوران جوانی باشد.

أطراف به معنی جمع ترب است.

ترب به معنی أطراف یعنی هم سن و سال، مشابه هم، هم سن و سال، همشون جوان مثل هم و کوائب أطرافند و کوائب و دختران جوان خوش صورت، شوهر دوست، عرض کنم خصوصیات دیگری که هم سن و سال هستند، هستند در آنجا توجه بکنید.

این هم از نعمت‌هاست و کأساً دهاقاً و در آنجا نمونه‌ها به شما بگیم جام‌های پر است، جام‌های پر از شراب.

کأساً دهاقاً.

كأس معنی جام است.

دهاق به معنی پر است یا به یک وجه به معنی پی در پی است.

یعنی جام‌های پی در پی که متصل است و مداوم هست یعنی دنباله دار است.

کأساً دهاقاً.

این جام‌ها، جام‌های شراب طهور است.

اینجا من توضیحاتی به اجمال عرض بکنم.

این را هم من زیاد خودم در اون وقت از اون وقتی که فکرم می‌خواسته کار بکند در این باب زیاد از اول دیگه ما از اولی که این مسئله را در قرآن دیده و شنیده‌ایم از طرف دیگر در بیانات عرفا این مسئله به چشم می‌خورد.

جام و جام شراب و پیاله و پیاله مخصوصاً در اشعار حافظ و همچنین در اشعار عرفای دیگر و همچنین در گفته‌های نثریشون غیر از نظم به چشم می‌خورد.

خب در این باب من خودم به شخصه زیاد فکر می‌کردم از اول که این مسئله چیه؟

این مسئله هم چیزی‌ست که خیلی حقایق و اسرار در اینجا هست.

خیلی خیلی حقایق.

و در واقع می‌شود خب خودش یک حقیقت بسیار بالایی است.

جامی هست، پیاله‌ای هست و هر کسی هم در حد خودش پیاله را دارد.

از مؤمنین و متقین در، در درجات مختلف ایمان و تقوا جام‌های شراب متفاوت است.

نکات را میگم که می‌شود گفت.

نکات را میگم که می‌شود به زبان آورد.

ااا بقیش را خدا بخواهد که شما یه مقدار اینجا بیابید.

خیلی حقیقت بالاست.

عرض کنم که پیاله‌هایی هست، جام‌هایی هست به دل انسان‌ها مربوط می‌شود.

به یک نظر می‌شود گفت جام همان دل است اما دل نیست.

به یک نظر دل است.

جام‌هایی هست، پیاله‌هایی هست، شرابی هست، شراب عرض کنم جذاب است، جذب کننده سوی خدا هست، بی خدایاور است.

عرض کنم که به اندازه‌ی افراد است.

یعنی به اندازه‌ی به درجات ایمان و تقوای افراد این جام‌ها اندازه‌گیری شده است.

هر کسی در هر حدی ایمان و تقوا داشته باشد، در هر حدی به خدا نزدیک باشد، در هر حدی از خود خلاص باشد، در هر حدی به توحید نزدیک باشد، اینا بیانات مختلف هستی میگم، از این جام‌ها وسیعش را دارد.

خود جام اولا اینطور است.

این جام‌ها عرض کنم که پر و غیر پر هم دارد.

توجه می‌کنید؟

یعنی غیر از این خودش اندازه دارد به اندازه‌ی افراد.

عرض کنم پر و غیر پر هم دارد.

این هم یک نکته.

و از طرف دیگر این جام‌ها از یک شراب‌هایی که در این جام‌ها هست که صاحبان ایمان و با تقواها از آنها برخوردار می‌شوند، شراب‌ها هم متفاوته.

دقت می‌کنید؟

شراب‌ها هم درجات دارد، متفاوته.

آن شرابی که برای رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از شراب طهور البته و آن شرابی که برای حضرت امیر صلوات الله و ائمه معصومین السلام الله علیهم اجمعین با اون شرابی که برای دیگران که در ردیف بعدی می‌افتند از مبرّین، از مخلصین فرق دارد.

اون شرابی که برای مخلصین است، عبادالله هست، مخلصین هستند با شرابی که برای ابرار است فرق می‌کند.

و همینطور حساب بکنید مثلا شراب معین یک شراب است مخصوص خاصان است.

این قرآن روش حساب کرده اسمش شراب معین گفته.

دیگه شراب معین چیه؟

خب دیگه نمی‌شود گفت چیه؟

هرچ-- هر شراب معین دقت می‌کنید؟

کأس آنها، جام آنها پر از شراب معین است.

اما مثلاً ابرار شرابی دارند که از اونجاست از اونجا آمیخته‌ای دارد اما شرابشون شراب کافور است.

اینجور نام برده است‌ها توجه می‌کنید؟

شراب کافورم نه، شرابی‌ست گویا طعم کافور دارد اما یعنی چی؟

نمی‌فهمیم.

توجه.

گفتم دیگه ببینید خدا اولا و بعد در ردیف بعدی به عنوان رسالت حساب کنید رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌خواهند از اون حقایقی که در پشت پرده هست از اونها به ما بگن اما خب متأسفانه ذهن و فکر من و شما هم که اصلا باهاش تناسب ندارد با اونها چه جوری بگن؟

خیلی از اونها تناسب ندارد.

طبعا یه الفاظی آوردن سعی کردن در قاب یک سری مفاهیم چیزها رو به ما بگن اما حقیقتش خیلی بالاست.

خب گفته که از شراب معین مال خاصان جامشون پر می‌شود.

اونم پر است جامشون.

اونم از شراب معین.

عرض کنم که در اغوار گفته کأس آنها پر می‌شود از شرابی که طعم و بو و مزه کافور را گویا دارد.

گاهی گفته گویا مزه و طعم و بوی زنجبیل را دارد.

اون وقت کافور یعنی چی؟

نمی‌فهمیم.

این کافور که نیست.

زنجبیل نه یعنی چی؟

نمی‌فهمیم.

بعد می‌گوید که این شراب اینها آمیخته‌ای از شراب خوبان دارد اما شراب خوبان نیست.

توجه می‌کنید؟

این شراب‌ها را وقتی می‌نوشند عرض کنم که این شراب‌ها شعف و شور خاصی در آنها ایجاد می‌کند.

به سخن می‌پردازند اما چه سخنی؟

سخن، سخن است، لق نیست.

گفتار، گفتار است، پوچ نیست.

خب اون چی هست؟

از آیات قرآن استفاده می‌شود.

همش در عشق و سوز نسبت به حضرات حق است.

همش تسبیح و تنزیه در مقام عشق و سوز است.

سر کن در بیخودی خود را بیافزون تر.

والله اعلم بالصواب.

مولوی میگه این‌ها چیزهاست که میگن اما ما، من و شما به اندازه که شعور جزئی داشته باشیم می‌توانیم از دور به چیزهایی بکنیم.

اما حقیقتش در جای خودش است و باید رسید.

این شراب‌ها چیزی است که انسان را از خود بیخود می‌کند.

به اونجا که باید وارد می‌شود، می‌شود.

این چیز تورپه‌ای است.

یعنی یادتون باشه راحتی من و شما، کمال من و شما، هستی من و شما که اصلاً با فکر ما نمی‌سازد در این است که من و شما از من و شمایی راحت بشویم به اون متن هستی خودمون وارد.

نیستی اصل هستی ماست.

اما اون نیستی که عین هستی است توجه می‌کنید؟

نیستی به جز آن که رب لا نیستی.

حالا اون حالا چیه؟

دیگه این شراب هرچه هست هر قد هرکس بخورد از خود خلاص شده.

فانی در حق شده به جای خود رسیده است و راحت شده.

راحت.

و هرچی من و شما خودمون را داریم عذاب است.

توجه می‌کنید؟

این یادتون باشه.

گفتم این تورپه‌ای است که عقل من و شما نمی‌کشد.

اما چنین چیزهایی است و اهلش هم تا حدی یافتند در همین جا قبل از اینکه به اونجا بروند.

خب من برای اینکه حالا شما در این کأس و پیاله و شراب و اینکه این کأس‌ها، کأس‌هاست و شراب‌ها، شراب‌هاست و برای هر کسی شراب خاصی هست و این شراب‌ها وقتی خورده می‌شود تکلم می‌آورد، عشق و شور می‌آورد، به سخن می‌اندازد و سخن هم سخن عشق و تسبیح و عبودیت است و ثنای حق است.

و اون‌هاست که به اصطلاح اهل، اهلش دارند.

برای اینکه این‌ها براتون مفهوم باشه چندین آیه می‌خوانم برای شما که انتخاب کردم.

بعد شما خودتون می‌روید روش به اصطلاح تأمل می‌کنید.

از آیات دیگر قرآن در خصوص کأس، در خصوص پیاله ببینید چه یادهایی در قرآن شده است.

پیاله را پر کننده هم گفتید چیست؟

حضرت علی سلام الله علیه را این اندازه خوب شناختید بد نیست اما کاش بهتر می‌شناختید.

توجه می‌کنید؟

این راه خب بد نیست و نسبتا باز الحمد لله این اندازه یک جمله است دیگه.

این پر کننده این پیاله‌ها در مقام سیراب کردن پر کننده است.

هر پر کننده هر کسی به اندازه خود و از نوع شراب خود.

این به دست به اذن الله حضرت امیر سلام الله علیه است و اصل فرمان و اصل سرچشمه هم رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم است.

این شبیح کل است.

عرض کنم که در خصوص کأس من آیاتی می‌خوانم به دقت.

این توضیحات را من برایتان گفتم.

این توضیحات را از این آیات برداشت می‌کنیم در حدی که می‌فهمیم.

در خصوص مخلصین ببینید در خصوص مخلصین، مخلصین عده‌ای خاصی هستند که مقام خاص دارند.

مخلص آنهایی هستند که دیگه کلی به مقام فناء می‌رسند.

به اصطلاح معروف تخلیص شده‌اند دیگه در برای خدا اون‌ها را میگیم.

در سوره صافات در خصوص مخلصین از پیاله آنها و کأس آنها چنین یاد می‌کند.

چهل و پنج، چهل و شش و چهل و هفت صافات.

یطاف عليهم بكأس من معين.

دقت می‌کنید؟

یطاف یعنی گردانیده می‌شود.

این به اصطلاح جام برای آنها گردانیده می‌شود.

یطاف از طواف است.

یعنی اون گرداننده‌ها این جام‌ها را می‌گردانند به دور می‌زنند که این‌ها به اصطلاح پروردار شوند.

یطاف عليهم گردانیده می‌شود بر مخلصین.

قبلاً ذکر مخلصین شده.

آیات قبلی چیزهایی بیان فرموده تا رسیده به اینجا.

به آنها طواف داده می‌شود، دور زده می‌شود، برگردانیده می‌شود به مخلصین، به کأس، کأسی که پیاله‌ای که من معين از معين پر است.

این همان شراب معين است که گفتم که دیگه نمی‌فهمیم یعنی چه شراب معين.

بيضاء لذة للشاربين.

میگه سفید است، نورانی است اون شراب.

لذة للشاربين.

برای شاربین لذت است.

لا فيها غول و لا هم عنها جون ظثون.

اونجا این شراب است که لذت بخش است اما سردرد نمی‌آورد.

سر مستی لای عقلی نمی‌آورد.

اینجور شراب است.

این همه در خصوص چی بود؟

در خصوص مخلصین بود که پیاله آنها شراب معين پر است.

شما الان این مناجات خمس عشر حضرت سجاد سلام الله عليه را بخوانید.

اونجا چه صحبتی از این شراب شده است.

اینها را بعد از این جلسه می‌روید می‌خوانید می‌بینید.

در آنجا قطعاتی صحبت از این پیاله و از این شراب و از این مسئله حضرت سجاد سلام الله عليه که از خدا درخواست می‌کند شده است.

خب در سوره واقعه آیات هفده، هجده، نوزده عرض کنم باز در خصوص مقربین می‌خوانیم.

مقربین به یک نظر می‌خورند به همین مخلصین دقت کنید.

به یک نظر می‌خورند به چی؟

به مخلصین.

البته می‌شود رتبه از مقربین پایین‌تر از مخلصین باشند ولی طبقه ای از مقربین از مخلصین است.

اونجا هم باز می‌فرماید یطوف عليهم ولدان مخلدون.

دور می‌زند بر این مقربین خدمتگزارانی که به صورت پسرهای جوان هستند که همیشه هم در همان قیافه هستند.

و أکواب و أباريق وكأس من معين.

با ظروف خاص که در دست آنهاست.

أکواب مثلاً گفته شده شبیه کوزه است و أباريق شبیه مشربه است مثلا.

اینجور گفته شده است.

حالا دیگه اونچه هست خدا می‌داند.

و كأس و پیاله‌ها یعنی یک جروف اصلی است که از آنجا می‌ریزند به کجا؟

به پیاله ها من معین اما از معین است.

لا یُسَدَّؤُنَ عَنْهَا وَلا یُنْزِفُوا.

این شراب‌ها که می‌خورند دیگه نه از اونم سردرد دارد و نه لایقلی دارد.

خب اینجا هم باز ببینید شراب را گفته شراب چیه؟

شراب مقرب در خصوص مخلصین بود، مقربین.

به می‌رسیم سوره‌ی ده، پنج و شش سوره‌ی ده صحبت از شراب ابرار می‌کند.

ابرار پایین‌تر هستند از مخلصین و مقربین.

اونجا می‌گوید که إن الأبرار يشربون من كأس.

بدانید که ابرار می‌خورند از پیاله ای که کان مزاجها کافورا.

مزاجش، طعمش کافور است.

عینا يشربها عبادالله.

از آن چشمه ای است که عبادالله از آن می‌خورند.

عبادالله همان مخلصین هستند که واقعاً عبادالله می‌شود.

چون غیر مخلصین را نمی‌شود گفت عبادالله است.

مادامی که انسان وجودش خالص برای خدا نشده دیگه کلمه عبادالله اطلاقش در او حقیقتا درست است یا نه؟

حقیقتا درست نیست به صورت اطلاق حقیقی.

یفجرونها تفجیرا.

وقتی که اصل سرچشمه به دست آنهاست که گفتم که اصل سرچشمه به دست رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و حضرات امیر و حضرات معصومین است.

عجیب است این تعبیرات فلیفجرونها تفجیرا.

اصل چشمه شراب به دست آنهاست.

آنها هستند این چشمه‌ها را می‌جوشانند، به وجود می‌آورند به اذن الله.

و پیاله اینها شراب خاصی است که از آن چشمه گرفته می‌شود ولی آن نیست.

توجه می‌کنید؟

چون آن همان معین است که مال آنهاست.

مال خود آنهاست و اصل سرچشمه است به دست آنها.

اینجا معلوم می‌شود که نوع شراب فرق می‌کند اینجا.

کان مزاجها کافورا.

شراب معین مال مخلصین و مقربین است.

اگر کسی اشاره بفهمد اینها را می‌فهمد.

توجه من شما را دعوت به اشارات می‌کنم.

در حدی که البته ذهن من و شما بکشد و الا از همین اشارات خیلی مسائل بالا می‌شود فهمید.

من ساده‌تر میگم در حدی که منظورم اینه که شما بتونید توجه کنید همین کعس‌ها متفاوت است و هم از اونم البته تفاوت کعس را من در اینجا به شما نوع برداشتش را نگفتم و تفاوت شراب را فقط به شما الان از این آیات گفتم.

خب در همین خصوص ابرار در همین سوره‌ی ده آیاتی را که می‌خوانیم می‌گذاریم به آیه‌ای به عرض کنم که آیات هفده، هجده، نوزده اونجا کعس اینها را طور دیگه بیان فرموده.

فرموده و یصبون فیها كأسا كان مزاجها زنجبیلا.

اونجا گفت چی بود؟

کافورا.

اینجا میگه زنجبیلا.

طعمش طعم زنجبیل است.

بوش بوی زنجبیل است.

عینا این از چشمه ای است که فیها در اونجا هست.

تُسَمَّى سَلْسَبِيلا.

سلسبیل یعنی چی؟

نمی‌فهمیم.

و یطوف عليهم ولدان مخلدون.

اونوقت اون خدمتگزاران این شراب‌ها را به آنها بر می‌گردانند، دور می‌زنند و می‌دهند.

إذا رأیتهم حسبتهم لؤلؤا منثورا.

وقتی می‌بینی این جوان‌های خدمتگزار را مثل لؤلؤ پراکنده هستند یعنی منتشر شده هستند.

عرض کنم که یک آیه دیگر هم درباره این پیاله برای شما بخوانم بیست و سه و بیست و چهار سوره‌ی طور.

عرض کنم که در اونجا صحبت از شراب کیست شد؟

صحبت از شراب متقین است.

شراب متقین را به طور که در اینجا سربسته گفته، اونجا هم سربسته گفته.

دیگه نگفته شراب متقین از معین است یا طعم کافور دارد یا طعم چی؟

زنجبیل دارد.

این در خصوص متقین است.

این معلوم می‌شود که چون متقین شرابشون اسم نبرده.

اگر دانستی جهتش چیه؟

اگر دانستی؟

چون متقین چه هستند؟

متقین خودشون در عالم خودشان، ها؟

نفهمیدی؟

درجات و مناطق دارند.

متقین گاهی از مخلصین هستند، گاهی از چی؟

از مقربین‌اند، گاهی از، از ابرار هستند.

for this cause کأسان که اینجا می‌خوانیم به همه این کعس‌ها شامل می‌شود چون متقین را بیان می‌کند.

در سوره‌ی طور هم باز کعس را نگفته از کدوم شراب پر است.

سربسته چون متقین درجات مختلف دارند.

حالا اون طور را هم بخوانیم بیست و سه و بیست و چهار سوره‌ی طور.

اینجا نکته عجیبی هست.

می‌گوید که اینها روی اون پیاله ها با هم دعوا می‌کنند.

حالا فرشته‌ها چرا با هم دعوا می‌کنند؟

يتنازعون اینجوری فرموده.

يتنازعون فیها كأسا لا لغو فیها ولا تعظیم.

می‌بینیم قبلاً صحبت از بهشت شده و در خصوص متقین هستند.

من اون دو آیاتی که برای شما خوندم.

متقین که وارد بهشت شده‌اند از عالم آنها بیان می‌کند.

می‌فرماید يتنازعون فیها.

می‌بینی که آنها هم نزا می‌کنند در اون بهشت.

كأسا اون پیاله ها.

لا لغو فیها ولا تعظیم.

این پیاله ها برایش دیگه لا لغو فیها.

در اون بهشت لغو و تعظیمی نیست.

این پیاله ها که خوردند اینجور اینها اشاره است ها.

در اون بهشت دیگه پیاله ها را می‌خورند، حرفی که می‌زنند حرف لغو و حرف تعظیم چیه؟

در اونجا نیست.

پیاله را انسان خورد و بلا بلا که باشد از آ-- اشارات معلوم می‌شود که به حرف در می‌آید.

توجه می‌کنید؟

به سخن در می‌آید، به گفتار در می‌آید.

اما گفتارش گفتار است.

حالا بعداً در این باب یک توضیح برایم خواهم داد.

خب منظورم اینه که این که اینا که شراب‌ها خوردند دیگه در اون بهشت دیگه وقتی به سخن میان لغو و تعظیم نیست.

سخن، سخن است.

حرف، حرف است.

شنیدنی است.

گفتنی است.

حرف است دیگه.

سخن است.

صحبت در این تنازع است.

اینها روی پیاله‌ها چی می‌کنند؟

با هم تنازع می‌کنند گفته شد از این سبقت متقین است در خصوص این پیاله.

این‌ها چون در مقام توحید و بودیت سبقت می‌کنند، مثلاً می‌شتابند در طریق توحید به همدیگه سبقت می‌کنند، اون وقت این پیاله‌ها رو هی از دست این پیاله گردان‌ها، این متقی مثل اینکه با هم یه نوع نزاع دارند.

سبقت می‌کنند به هم که این پیاله‌ها رو از اون‌ها چه می‌کنند؟

بگیرند.

این به نظر من یک چنین چیزیست.

تنازع هم برای تنازع معنی دعوا که نیست.

اما هرچه هست نکته‌ی عجیبی‌ست.

توجه بکنید.

عرض کنم شما اگر این عالم را بتوانید به قول تصور بکنید، می‌فهمید که عالم توحید، عالم بودیت چقدر عالم زنده‌ایست.

یه تصور بکنید پیاله‌ی شراب، شراب تهی.

اون گرداننده‌های شراب، اون وقت این سبقت شراب خورها به شراب تهی یعنی نسبت به اون شراب تنازع اون‌ها چه عالم شور و شوقیست.

همه‌ش هم شور و شوق بودیت حق است.

توجه بکنید چه عالم زنده‌ایست.

گفتم حالا دیگه ما مرده‌ها اون‌ها رو بفهمیم، لااقل یک تصویر ذهنی بکنیم این مشکله.

دقت بکنید این خیلی شور و شوق بالا را نشان می‌دهد ها.

"یتنازعون فیها" در آن عالم عشق و بودیت این‌ها "یتنازعون" با هم سبقت می‌کنند به سوی چی؟

به سوی اون شراب‌ها.

چه عالمیست.

حالا من و شما فکر کنیم عالم انسان این است الان من و شما داریم.

عالم سرتاپا ظلمت، تیرگی، پوسیدگی، تعفن، عجب عرض کنم چه ديرمردگی، بیکاری.

اینطور دیگه.

این که یک خودش یه نوعی جهنم است الان من و شما داریم.

این‌که ها حالا کمی روشن شده بعدش، بعدها روشن خواهد شد.

در هر صورت گذشتیم از که اصلاً دهقان.

والسلام علیکم ورحمة الله وبركاته.

[کلام several نفر] [آواز] يا رب العالمين.

يا رب العالمين.

يا رب العالمين.

يا رب العالمين.

يا رب العالمين.

ياران همای بخش دیگری از تفسیر سوره مبارکه نبع را با بیان حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی شنیدید.

دوستان به پایان برنامه دیگر رسیدیم.

با امید به توفیق عمل به دستورات قرآن کریم و تبعیت از ائمه معصومین علیهم السلام همه شما را به خدای بزرگ و متعال می‌سپاریم.

قلب یار و نگهدارتان.

[آواز] الله.

الله.

الله.

الله.

الله.

الله.

الله.

يا من له علة الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد.

أنت الإله الواحد الفرد الذي كل القلوب به تقر وتشهد.

يا من له علة الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد