[آواز مذهبی] «ذَٰلِكَ مِن مَّا أَوْحَىٰ إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ».
در مکتب وحی [آواز مذهبی] «ذَٰلِكَ مِن مَّا أَوْحَىٰ إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ».
مجموع مباحث تفسیر قرآن کریم، برنامهای از گروه علوم و معارف قرآن.
[آواز مذهبی] «وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ».
بسم الله الرحمن الرحيم.
با عرض سلام خدمت شما همراهان همیشگی رادیو قرآن و علاقهمندان به برنامه تفسیري در مکتب وحی.
این برنامه اختصاص دارد به مباحث تفسیري استاد فرزانه حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی.
در برنامههای گذشته استاد در مورد آیه سی و یکم سوره مبارکه نبأ یعنی «إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا» مطالبی ارزشمند بیان فرمودند.
در برنامه گذشته هم با توجه به آیات بعدی در خصوص فوزی که متقین در عالم بالا بدان میرسند نکاتی را متذکر شدند.
ادامه این بحث را از زبان حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی بشنوید.
أعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
«إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا».
خَلاٮئِذَ وَأَعْنَابًا».
«وَكَوَاعِبَ أَثْرَابًا».
«وَكَأْسًا دِهَاقًا».
در آنجا که «كَأْسًا دِهَاقًا» است پیاله پر از شراب است برای متقین مندهی، برای متقین هر کسی به اندازه خود و از نوع خاص شراب خود که به درجات ایمان و توحید عرض کنم متقی میرسد.
یکی شراب میخورد مانند خود حضرات معصومین شرابی میخورند که شراب تحرر است.
اما شرابی که میخورند آنها را دیگه بهطور کلی بیش از پیش از خود بیخود میکند.
یکی هم در مرتبه پایینتر میخورد.
یکی هم در مرتبه پایینتر میخورد.
هرچه هست عالم بیخودگیست و عالم احساس اعجاب و کنا در جانب خداست.
خب «لا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلا كِذَّابًا».
به دنبال شراب اینجا گفت که در اون بهشت نمیشنوند نه لغوی و نه چی؟
و نه دروغی.
حالا به دنبال شراب گفت اینجا.
در جایی هم کلام میخوندیم که در سوره تو گفت که «فَنَازَعُون فِيهَا كَأْسًا».
«لا لَغْوٌ فِيهَا وَلا تَثْرِيبٌ».
این معلوم است که یک رابطهای بین سخن گفتن و بین چی؟
بین شراب خوردن هست اولاً.
این شراب به سخن میآورد.
آن شراب انسان را به سخن بیاورد، سخن آن میشود که همونها دارند دیگه توجه میکنید؟
آن وقت سخن است.
این سخنها چیه؟
همش در مقام عشق و تسخیح است.
آن وقت میگند و سیر میکنند توجه میکنید؟
میگند و سیر کننده منقل میشود.
خود شرابش که لذت دارد.
گفتنش از این گفتنها نیست مانند من و شما گفتن اون از خدا نیست توجه میکنید؟
هیچ به اینجور چیزها مقایسه نکنید.
ممکن است من از خدا بگم خیلی هم با ذوق بگم شما هم از خدا بگید فقط یک اجماعا ذوق داره که از خدا میگه.
از این گفتنها نیستند.
گفتن است در مقام عشق.
چون عشق چیزی است که نه من دارم نه شما دارید، نه داشتهایم نه داریم نه فعلاً امیدی هست که داشته باشیم.
سخن، سخن عشق است در مقام عشق حضرت حق است در اون نظام است توجه میکنید؟
گفتنش خودش سیر میآورد.
گفتنش خودش لذت دارد ولی هرچه هست تسحیح است.
هرچه هست از خدا گفتن است.
هرچه هست توصیف جمال و جلال حق است.
هرچه هست ثنای اوست.
هرچه هست گفتنش خودش لذت است و سیر است.
از این گفتنها نیست.
لغو نیست.
این گفتنها که من و شما داریم، این گفتنها میخواد اینو بفرماید.
این گفتنها که در این دنیا ما همیشه صحبت میکنیم دیگه صبح شما پا میخیزید دیگه تا غروب تا وقتی که بخوابید تا احیاناً من و شما قناعت به بیداری هم نمیکنیم در خواب هم گاهی صحبت میکنیم.
غوغا میشنویم ما را هم خیلی-- هست دیگه آقا شما هر کسی یک جزئی بالاخره در خواب هم محروم نباشه از این مزخرفات یک چیزا اونجا میگه.
عرض کنم که این صحبتها لغو است عزیزان من.
صحبتی که، حرفی که از خدا نباشد چیه؟
لغو است.
این حرفی که از خدا نباشد لغو است.
این را الان نمیفهمیم.
چی میگی لغو است الان من و شما اگر میفهمیدیم لغو است که نمیگفتیم.
اما این از نفهمی ماست.
اونجا که دیگه پردهها کنار رفت خیلی خوب روشن شد که اصلاً انسان نمیتواند یک کلمه که همش خندهآور و همش به اصطلاح سفاهت بشود انسان یک کلمه از غیر خدا بگوید.
الان هم همینطور 인간 نمیفهمد.
لذا یادتون باشد عرض کنم که درش عمل نخواهید کرد.
قبلاً هم گفته شده است و از هیچ-- من که گوینده هستم عمل نمیکنم.
یادتون باشد که چرا گفته شده است اگر میخواهید بندگی خدا کنید، یکی از ارکان اساسی و اصول اساسی سلوک عبودی و عبودیت در این حلال دنیوی این است که از صحبت بیجا چه بکنید؟
از صحبت بیجا پرهیز بکنید.
صمت همان صمت که معروفاً صمت میگن صمت یعنی سکوت از دستورات سلوک باید تخلف نذارید و برای همین است بندگان خوب خدا را که گاهگاهی میبینید از تلما و اینها از صحبتها اجتناب میکنند، صحبت نمیکنند.
چون صحبت اگر از خدا نبود همش لغو است.
اونم از خدا باشد اگر برای خدا باشد با نیت خوب باشد، اون خیلی شرایط داره.
اون وقت میشود گفت لغو نیست، بقیهش لغو است.
اونجا صحبت از غیر خدا نیست.
لا لغو.
میخوام اون لغو رو به شما معنی بکنم.
بعضیها خراب کردن این آیات را در مقام تفسیر اینجورن توضیح میدن هم شما بفهمید و هم اون خراب کردنها رو متوجه باشید.
لغو یعنی آنچه از غیر خدا باشد.
بس سلام.
صاف اگر میخواید معنی خوبشو بفهمید.
همش گفتار از خداست.
همش تسبیح و تحمید است.
حرف همین حرف است.
خب از غیر خدا هر حرفی هست لغو است و این را اونجا همه میفهمند.
الان اینجا نمیفهمیم.
گرچه اینجا هم دستور است با اینکه نمیفهمید این حرفای لغو را بگذارید کنار.
عرض کنم که اینجا هم بدانید که موجودات دیگر در مجموع حرف لغو مانند من و شما ندارند.
این چیزیست که این رو هم بگم یادتون باشد.
شما اگر بعدها خواستید باز خدا به شما شعور بالاتری بدهد این را در درجه خودش میفهمید.
این همه موجوداتی که سخن دارند همشون برای خودشون.
متأسفانه یعنی باید گفت که آنها خوشبختانه از این حرفای لغو که انسانها دارند ندارند.
حرف لغو هم میشود گفت از امتیازات چیه؟
چیه؟
از امتیازات انسانهاست و از اون مسائل است که انسانها را سخت به جهنم خواهد کشید.
پدر روایت فرمود صلوات الله علیه و آله و سلم رسول اکرم صلوات الله علیه ظاهراً رسول الله است یعنی اشتباه نکنم یا رسول الله است یا یکی از معصومین است.
اما ظاهراً رسول الله است صلوات الله علیه.
فرمود کسی که به این نکته توجه نکند که صحبتش از عملش است دیگه این کارش ساخت است.
خیلی جالب استها.
صحبتش از چیش هست؟
از عملش.
خیلیها وقتی میگن که عمل، عمل خوب است صحبت را در ذهن خودشان از عمل چه میکنند؟
جدا میکنند.
گفت این عین اشتباه است.
بیان رسول الله است.
هر کسی چنین فکر بکند که صحبتش از عملش نیست، اون کارش ساخت است.
صحبت از چیه؟
صحبت از عمله.
یعنی صحبت ما از عمل ماست.
الآن شما حساب کنید این همه صحبتها را شما میکنید که لغوها این چه تأثیری برای ما خواهد داشت؟
حالا اگر لغو باشد یعنی از غیر خدا باشد دیگه من توش معصیت نباشد.
حالا اگر توش معصیت باشد که دیگه اون وقت به اصطلاح مسئله چیز دیگر هم میشود.
حالا لغو فقط اونو میگیم که گناه نباشه ولی از غیر خدا باشد، بیجا باشد همین صحبتهایی که من و شما میکنیم.
این روایت هم یاد از یادتون نرود.
بعد از این یادتون باشه شما میخواید حرف بزنید، این عمل میکنید.
این از عمل شماست.
اونجا لغو نمیشنوند.
لا یسمعون فيها لغوا.
از غیر خدا حرفی نمیشنوند.
ولا كذابا.
این معلوم است که گفتم که هرچی حرفی که از غیر خداست لغو است.
ولا كذابا.
اونجا دروغ هم نمیشنوند.
هرچه حرف درباره غیر خدا باشد، تمجیدی، تعریفی، ثنایی، ذکر خیری، هرچه باشد اینجور اینها همش در حقیقت چه ما در اینجا این حرفها را میزنیم همش چیه؟
همش درست است یا دروغ است؟
دروغ است.
مثلاً من و شما میگیم که چقدر این چی؟
چقدر چیز خوبی است.
این دروغ است.
توجه میکنید؟
خیلی دروغ شاخدار است اما نمیفهمیم.
دقت میکنید؟
از این دروغها اونجا نیست.
هرچی گفته میشود درباره خداست.
همهاش هم درست است.
هر تعریفی میشود، هر حسنی بیان میشود، هر ذکر خیری میشود، هر جمالی ذکر میشود، هر کمالی بیان میشود، هر حمدی، هر ثنایی، همش درست است.
بر خلاف اینکه اینجا است.
همش چیه؟
همش دروغ است.
حالا شما اینو اون روز یاد بگیرید.
شما وقتی گفتی که فلان چیز خوب است، این هم یکی از دروغهاست که من و شما حرف میزنیم.
در نماز بلند میشیم میگیم که بسم الله الرحمن الرحیم چیه؟
بعد چی میگیم؟
الحمد لله رب العالمین.
آخه این حرفها که اینجا میگیم الحمد لله رب العالمین در نقد این حرف گفتیم که فقط تعریف مخصوص خداست.
این حرفها رو که گفتیم چون کار ما این است که نمازمون را خراب میکنیم، صبح بلند میشیم تا ظهر به جان اون نماز میافتیم.
اینجاش هم اینطور خراب میکنیم.
هر چیزی را تعریف کردیم، هرچی ثنا از چیز دیگه گفتیم به سراغ کدوم جمله رفتیم صبح که گفتیم خرابش بکنیم؟
الحمد لله رب العالمین.
تحزیص صلا اینجورهاست و خیلی چیزهای دیگه.
خب اونجا لغو و كذاب نمیشنوند.
همش سخن از تسبیح و تحمید خداست.
همه این را میگن، همه از این میشنوند.
هم گویندهها لذتی برن و هم چی؟
و هم شنوندهها.
حالا برای اینکه بفهمید که صحبت، سخن همش از خداست، تسبیح و تقدیس حق است به آیه ده سوره یونس هم در توضیح این آیه دقت میکنیم.
در آیه ده سوره یونس سخن، تکلم و حرف زدن بهشتیان را گفته است.
گفته است که دعواهم فيها سبحانك اللهم.
بهشتیان رو قبلاً یاد کرده.
سخنانشون اونجا چیه؟
سخنان بهشتیان در بهشت.
همش سبحانك اللهم است.
یعنی همش در مقام عشق با خدا، در مقام، در جوار خدا هستند، در مقام شهود خدا هستند دیگه.
غایبانه هم نیستند.
در محضر خدا چون خطاب دیگه سبحانك اللهم همش، همش مستغرق در جمال حقاند و همش هر کسی در عالم خودش با خدا مشغول راز و نیاز است.
یعنی عشق و تسبیح است.
دعواهم فیها سبحانک الله.
همش مشغول تسبیح خدا هستند.
اونم گفتن غایبانه نه ها سبحان الله نمیگه، میگه چی؟
چی گفت؟
ها؟
سبحانک الله.
سبحانک الله.
این صحبتهایی است.
و تحیتهم فیها سلام.
تحیتشون هم نسبت به همدیگه سلام است.
اونجاشو معنی نمیکنم.
و آخر دعواهم أن الحمد لله رب العالمين.
آخرین حرفشون، اولین حرفشون تسبیح بود.
آخرین حرفشون چیه؟
أن الحمد لله.
صحبت خلاصه اول و آخر از تسبیح و تحمید است به سلام.
بله.
اونوقت این رو هم به شما بگم که تنها انسانها تفکیک و تمیز نمیکنند.
در و دیوار بهشت، درختان بهشت، برگهای درختان، پرندههای بهشت، نهرهای بهشت، هرچی در-- همش هم زنده است.
اونجا همش حیات بالاتر دارند.
اصلاً عالم حیات است.
درش زنده است، دیوارش زنده است.
عرض کنم که آبش زنده است، گلش زنده است، درختش زنده است.
همه چیز تسبیح خدا را میگوید.
همش عالم تسبیح است که ذهن میکنید و عرض کنم که در مقام تسبیح که همه چیز تسبیح خدا را میگوید، پر از تسبیح است همه.
ملائکه، انسانها، همه نعمتهای بهشتی، کل بهشت، آسمان بهشت، زمین بهشت، همش تسبیح خداست.
نمیدونید چه عالمی میشود.
اونوقت در این بین حتی عرض کنم که به چند جور از اینا بگم belki شما به کمه افتاد.
شما را که و ما را آتش جهنم درست نمیکند.
ها اینجور چیزها که درست نمیکند اصلاً.
اما خب دیگه هرچی که آتش وقتی که انسان را درست نمیکند، انسان مانند من و شما را دیگه بهشت اصلاح نمیکند که.
عرض کنم که این رو هم بدانید که این از همه جا که صدای تسبیح میاد میخوام بفهمید که چه عالمی است.
یعنی بفهمید که شما هم تسبیح بکنید.
از همه جا که صدای تسبیح میاد، آهنگهای خاصی هم برای تسبیح است.
این آهنگها، آهنگهایی است که خود انسانها را یعنی بهشتیان را البته اونایی که ضربه اصطلاح بهشت رو دارند، خود بهشتیان را، خود آهنگها که از در و دیوار، از درختها، از خوردن برگهای درختان به همدیگر، از آهنگهایی که پرندهها دارند، آهنگهایی که بعضی از خوانندههای بهشتی میخوانند، آهنگهایی که در کل اونجا هست، خود آهنگها عالم ابزوننده برای بهشتیان است.
یعنی بهشتیان را سیر میدهد در وجه حق.
خیلی مرتب.
هیچ دو لحظه با هم در یک حال نیستند.
مرتب در تجددند.
سیر دهنده است.
یعنی سر پنهان است اندر زیر و...
خلاصه باید اینجا اینطور گفت پاش اگر گویم جهان به اون زیر و بم که اونجا.
زیر و بم آهنگها، خود آهنگها سیر دهنده است.
یک چیز دیگر است خلاصه با آهنگها انسانها سیر میکنند.
آهنگها که از همه جای بهشت میاد.
زیر و بم آهنگها، خود آهنگها سیر دهنده است.
یک چیز دیگر است خلاصه با آهنگها انسانها سیر میکنند.
آهنگها که از همه جای بهشت میاد.
سیر در وجه حق، سیر در مراتب وجه حق، سیر در اسماء حق، سیر در عوالم کل، سیر در جمال و جلال حق و هرچه هم سیر میکنند عرض کنم که لذت سیر بیشتر میشود.
آمادگی برای سیر بالاتر چی میشود؟
به دست میآید.
ترجمه.
عرض کنم که حضرت داوود سلام الله علیه هم با حضرت علی سلام الله علیه هم اونجا در این بهشت محل خاصی دارند.
حضرت داوود در مقام به اصطلاح خوندن، حضرت علی سلام الله علیه در مقام بیان اسرار.
عرض کنم که لا يسمعون فیها لغوا ولا كذابا.
لغو و كذاب در اونجا نمیشنوند.
هرچی در اینجا هست همش لغو است و كذاب است.
خدا من و شما را از این لغو و كذابان نجات بدهد.
ما را به حقیقت آشنا کند.
من خیلی رفتم کنار.
میباشه نمیرفتم.
جزاءً من ربك عطاءً حسابا.
اینها نمونهها بود.
ببینید حوایج جمع بشه اول و آخر مطلب رو گم نکنیدا.
گفت برای متقین فوزی است ناشناخته.
گوشههایی به شما بگیم که اینها هست.
اینها را گفت به عنوان گوشه، به عنوان تمثیل.
ولی حقیقت بالاتر از اینهاست.
جزاءً من ربك.
اونوقت اینا چیه؟
جزایی است از پروردگار تو.
عطاءً و عطایی است.
حسابا.
خودش هم حساب شده است.
یعنی اینها که نمونههایی گفتیم و غیر از اینها همه آنچه در بهشت است، اینها همش جزایی است برای متقین.
جزای فکر اونهاست، عقیده اونهاست، خلق اونهاست، عمل اونهاست و نیات اونهاست و خلاصه روش اونهاست.
جزاءً من ربك.
یعنی به صورت بیحساب نیست.
جزاست از پروردگار تو.
ربوبیت را هم آورده است.
جزای از مقام چی؟
از مقام ربوبی.
اون ربوبیتی که هر کسی را در مسیری که پیش میبرد به نتیجه مسیرش میرساند.
اینها را هم که در مسیر توحید پیش برده بود به نتیجه مسیرشون که عبارت است از همه چیزهایی که گفته میرساند.
جزاءً من ربك.
این جزایی است از پروردگار تو، از مقام ربوبی.
در عین حال که جزای مسیر و روش و فکر و عمل اینهاست، در عین حال عطاء هم چیه؟
است در اینها حساباند.
حساب شده هم هست.
روی حساب است، حساب شده است.
دقیقاً حساب هم دارد.
کاملاً روی حرکات و سکنات انسانها حساب شده و این جزاها داده شده است.
رب السماوات والأرض ما بينهما الرحمن لا يملكون ему خطابا.
کدوم پروردگار؟
آن پروردگاری که همه آسمانها و زمینها را تربیت میکند و آنچه در بین آسمانها و زمین است الرحمن و خودش هم اولین قصدش این است که همه را به رحمت برساند.
مگر کسی از رحمت خودش را چه میکند؟
دور میکند.
یعنی میخ-- این نکته را اینجا الرحمن فوراً گفت.
یعنی نظر اون پروردگار هم در مرحله اول به همه چیه؟
به همه چون آخه اینجا فوراً без etiquette خب پس همه را به این نعمتها و این جزاها همه را خدا چرا نمیبرد به اونجا نمیرساند؟
میگه خدا الرحمن است.
اولین قصدش این است الرحمن است.
رحمتش هم واسع است.
میخواهد همه را در مسیری برد به اونجا برساند.
اما حالا دیگه کسانی از انسانها و غیرانسانها خودشون را از رحمت دور کردند، امتناع کردند از قبول رحمت.
این یه مسئله دیگه است.
پس پروردگار آسمانها و زمینها است و آنچه که در میان آسمانها و زمینها است.
آن پروردگاری که الرحمن است میخواهد همه را پیش ببرد در همین مسیر بهشت و به همان جا برساند.
الا اینکه کسانی استنکاف میکنند.
خب لا يملكون له خطابا.
در آن روز از این پروردگار وقتی به آنجا انسانها رسیدند، دیگه یه اجازه سخنی را ندارند.
توجه میکنید؟
لا يملكون له خطابا.
در آن روز انسانها از این پروردگار دیگه اجازه سخنی را ندارند.
توجه میکنید؟
لا يملكون له خطابا.
در آن روز انسانها از این پروردگار دیگه اجازه سخنی را ندارند.
صحبت و تکلم قیامت این صحبتهایی که اینجا داریم، اونجا دیگه به این شکل نمیتوانیم صحبت کنیم.
آن روز سخن گفتن، حرف زدن مانند اینجا نیست انسان هرچی دلش بخواهد حرف بزند.
اونچه که خدا اذن داده در شرایط اون روز حرف زده شود، اون حرفها را انسان میتواند بزند.
توجه میکنید؟
در زیر این آیه بود.
يوم لا تكلم نفس إلا بإذنه.
گفتم حرفها اونجا به نحوی زده میشود که اذن پروردگار آمده است.
همان که اینجا به نحوی زده میشود که اذن پروردگار آمده است.
اذن خدا ایجاب کرده است الان من در اینجا فرضاً دروغ بگم لا اله الا الله و در باطن معبود من هزار است، نه خدا.
هزارها معبود دارم.
این اذن خدا اینجا اینجور حرفها رو به ما اجازه داده.
ولی وقتی دل من میگوید که هزار معبود دارم، زبان ظاهر من میگوید که یک معبود دارم.
دیگه در قیامت وقتی دل میگوید هزار معبود دارم، همونی که دل میگوید آن به زبان میآید.
دقت میکنید؟
همونی که چی؟
دل میگوید آن به زبان میآید.
دیگه زبان نمیتواند اونجا بگوید چی؟
چی بگوید؟
لا اله الا الله.
در باطن هر حرفی الان میزنیم، همانها را مجازیم اونجا حرف بزنیم.
دقت میکنید؟
این خیلی هم خطرناک است و خیلی هم وحشتآور است برای من و شما اگر خوب فهمیدید، توجه کنید.
به روی باطن خودتون ببینید که حرف دلتون چیه؟
حرف دل اونجا حرف زبان هم خواهد شد.
اصلاً شما اونجا اینجور حرف خواهید زد.
توجه میکنید؟
اذنی که در اون عالم به انسانها در مقام حرف زدن داده شده است، این چنین اذن است.
آن اذنی که اینجا هست مال اینجاست.
آن اذنی که آنجا هست مال چیه؟
مال اونجاست.
لا يملكون له خطابا از خدا دیگه انسانها مالک نیستند در آن روز خطابی را، حرف زدنی را به اون شکلی که در اینجا است.
نوع خاصی میتوانند حرف بزنند به اون نوع که خدا اذن داده است.
یعنی تکوین و نظام اونجا به مشیت خدا اذن داده است.
دیگه اینجا من به همین اندازه گفتم شاید برایتان الان محروم نشد.
وقت من تمام شد.
السلام علیکم ورحمة الله وبركاته.
[آواز] یا رب العالمین.
یا رب العالمین.
یا رب العالمین.
یا رب العالمین.
یا رب العالمین.
یاران خدا بخش دیگری از تفسیر سوره مبارکه نور را با بیان حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی شنیدید.
دوستان به پایان برنامه در مکتب وحی رسیدیم.
امید که این برنامه مورد توجه شما قرار گرفته باشد.
با امید عمل به دستورهای الهی و پیروی از حضرات معصومین علیهم السلام همه شما بزرگواران را به خدای متعال میسپاریم.
حق یار و نگهدارتان.
[آواز] الله الله الله الله الله الله الله الله يا من له عِطِ الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد أنت الإله الواحد الفرد الذي كل القلوب به تقر وتشهد يا من له عِطِ الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد