د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۳
دارای متن همگام
جایگاه این فصل
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۸:۰۹
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۳ سرفصل
## مشیّت و مآب
۷:۰۰
## نزدیکی در میانِ سرگرمی
۱۲:۳۴
## اذنِ سخن و صواب
۱۳:۳۱
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
ذَلِكَ مِمَّا
أَوْحَىٰ
إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ.
در مکتب وحی ذَلِكَ مِمَّا
أَوْحَىٰ
إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ
الْحِكْمَةِ.
مجموع مباحث تفسیر قرآن کریم
برنامهای از گروه علوم
و مباحث قرآن است.
وَلَقَدْ يَزَّوَرُ الْقُرْآنَ
لِلِاسْلَامِ
مُدَّكِي.
بسم الله الرحمن الرحيم.
با عرض سلام خدمت شما شنوندگان
دائمی رادیو قرآن و علاقهمندان به مباحث تفسیری استاد فرزانه
حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی
با برنامهی در مکتب وحی امروز
که اختصاص دارد به تفسیر آیات آخر سورهی مبارکهی نبع
در خدمت شما هستیم. استاد محمد شجاعی
در این برنامه با توضیح کلی
در مورد آیات سورهی مبارکهی نبع
دربارهی آیات سیونهم و چهلهم از این سوره میفرمایند:
ذَلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ یعنی
آن روز، روز حق است و همه چیز در آن روز
با جلوهی باطنی خود ظاهر خواهد شد.
آیت الله محمد شجاعی
با توضیح واژهی حق
به تبیین چگونگی ظهور و بروز جلوههای باطنی رفتار
و اعمال در آن روز پرداخته و میفرمایند:
دنیای خاکی یک سراب است و همه چیز
باطنی دارد که در روز قیامت
حقایق وجودی این سراب
نمایان خواهد شد. از شما عزیزان دعوت میکنیم
مشروح این بیانات را از زبان عالم وارسته
حضرت آیت الله محمد شجاعی بشنوید.
أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
ذَلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِ مَآبًا
إِنَّا أَنْذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ
وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا.
آیات آخر سورهی نبع هست و
از اول سوره تا حالا
در توضیح و شرح آیات
مطالبی که میشد گفته شود توضیح داده شد
و نظر ما این است اول
هم استدلال و احتجاج فرمود بر
روز فسخ، بعد هم پرداخت به بیان بعضی از احوال
صاحبان عصیان و طغیان در اون فسخ
و بعد هم به بیان بعضی از احوال
صاحبان تقوا و توحید در همان روز فسخ
یعنی روز قیامت. بعد از اینکه اینها را فرمود که شرح و توضیحش در جلسات گذشته گذشت،
که روز فسخی در پیش است
و چنین میشود و چنان میشود به
گوشههایی که اشاره فرمود
و حقیقت را تا حدودی
که میشد به انسانها بیان فرمود.
در اینجا این آیاتی که الان امروز تلاوت کردیم
مانند نتیجهگیری است نسبت به آنچه که از اول سوره تا حالا
گفته شده است. ذَٰلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ یعنی حالا که اینها را گفتیم شما و دانستید و فهمیدید
که چنین روزی در پیش است
و گفتیم به شما که طاغیان و عاصیان در چه روزگاری هستند و صاحبان تقوا و موحدین هم در چه وضعی.
ذَٰلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ حالا این يوم حق است.
این همان روز حق است که میآید.
حالا دیگه شما دانستید اختیار با شما.
کسی از شما خواست راهی به سوی پروردگار خودش
در پیش بگیرد بسم الله.
این نتیجهگیری است. گفتیم به شما آنچه که بود
و این همان روز حق است.
بنابراین هر کسی بخواهد به سوی پروردگار خود راهی در پیش بگیرد بسم الله.
یعنی حقیقت را گفتیم به شما.
نه این طور است حالا به ترجمه اول دقت بکنید.
حالت نتیجهگیری دارد نسبت به
آنچه که از اول سوره تا حالا گفته شده است.
ذَٰلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ
این روز حق است.
این البته نه آن، یعنی آنچه که به شما گفتیم
آن روزی که در پیش است.
الْيَوْمُ الْحَقُّ روز حق است.
فَمَنْ شَاءَ پس هر کسی از شما انسانها بخواهد
اتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِ مَآبًا
به سوی پروردگارش بازگشت را و طریق بازگشت را اتخاذ خواهد کرد.
إِنَّا أَنْذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا
ما شما را ترساندیم از یک عذابی که خیلی نزدیک است.
يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ
آن روزی که نگاه میکند انسان مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ آنچه را که
دستهاش یعنی دو دستش
مقدم داشته است. وَيَقُولُ الْكَافِرُ
و کافر میگوید يَا لَيْتَنِي آن روز که کافر آرزو میکند و میگوید يَا لَيْتَنِي كُنْتُ
تُرَابًا ای کاش من خاک بودم
و انسان نگشته بودم.
این ترجمه آیات است، ترجمه
ساده و تحت اللفظش تقریباً آزاد است.
حالا به شرح و توضیح این آیه در این جلسه میپردازیم.
انشاالله دقت میکنید. و مبدئتاً مطلبی که عرض کردم در نظر بگیرید.
ذلک اليوم الحق آن روز، روز حق است.
پس هر کسی بخواهد به سوی پروردگارش معابی، مرجعی، رجوع و بازگشتی را
و طریق بازگشتی را انتخاب خواهد کرد و انتخاب میکند.
هر کس خاص. یعنی به اختیار شماست.
حالا ذلک اليوم الحق در توضیح و شرح این جمله ذلک اليوم الحق
آن روز یعنی روز هسته که از توصیفش به شما گفتیم،
روز حق است. روز حق است.
میگه اینجا يوم را توصیف کرده است با یعنی
در وصف این يوم آورده است کلمهی
حق را. ذلک آن روز اليوم الحق
روز حق است، روز حق است.
بعد، بعدش میفرماید فمن شاء اتخذ إلى ربه مآبا.
ببینید چرا روز حق گفته است؟
آن روز یعنی روز هستی که به شما از توصیفش گفتیم،
روز حق است. قبلاً در نظرتون هست من
در همین جلسهی تفسیر در یعنی در جلسات تفسیر سوره نبع
یادم نیست به تناسب کدام یک از آیات بود ولی
در خصوص اینکه قرآن کریم به یک نکتهای اشاره میکند به عنوان اینکه
این حقایق وجود و موجوداتی که میبینید
در پس این پردهای که سراب است و باطل است حقی پیوستهای به آنهاست
و حقی هست که آن حق به ظهور خواهد رسید.
در این باب من در یکی از جلسات به شما توضیحاتی گفتم اگر
به یادتون بیارید. بر اساس اون توضیحات که از خود آیات البته استفاده میکردیم و قسمتی از آیات را هم خوندم،
چنین نتیجه میگرفتیم که این عالم وجود و هستی یک صورت
باطلی دارد به اصطلاح قرآن،
صورت سرابی دارد که حق نماست،
حق مینماید، حقیقت مینماید.
آن هم حق و حقیقتی که به پای خود قائم است و چیزی است.
اما این یک سرابی بیش نیست
و باطل است و برای مدتی هم دوام دارد این صورت باطل حق نمای این عالم و این موجودات
و تک تک موجودات و تک تک ریزه کاریهای موجودات.
حق مینماید، حقیقت مینماید.
به پای خود هم قائم است و مستقر است.
اما گفت که این سرابی است و باطلی است و گذراست
و تا مدتی هم هست.
آخر وقتش هم تا آن وقتی است که روز
قیامت به پا شود.
روز قیامت روزی است که این سرابها و این باطلها که غلطانداز است
و هر کسی به اصطلاح مواظب نباشد و در فجر خودش فکر صحیح را
در پیش نگیرد به خطا خواهد رفت.
این سراب باطل در روز قیامت
به آخر خواهد رسید. قیامت آن وقتیست که
حقایق وجود به ظهور میرسد،
پشت پرده واضح میشود.
این سراب و این باطل حق نما و غلطانداز به کلی از میان میرود
و از پس این پرده حقایق
به ظهور میرسد. و روی همه حساب هم
اون روز یکی از اسماءش این است که يوم تبدł الصرایر.
قیامت روزی است که حقیقتها، حقیقتهای پشت پرده
واضح میشود. این یکی از
خصوصیات و به اصطلاح اوصاف روز قیامت است
و در آن روز مشخص خواهد شد مسائل از همدیگر و حقایق از همدیگر روز فصل است
و خیلی چیزها. در این باب من
صحبت کردم که این روز، اون صحبتها را شم-- الان به اجمال اشاره کردم.
اون صحبتها را شما به یاد بیارید.
اون روز من زیاد صحبت کردم اگر یادتون باشد.
گفتم الان شما وقتی به من نگاه میکنید، من رو یک موجود میبینید
به پای خود قائم و مستقل، یک حقیقت.
اینطور میبینید. من هم به شما نگاه میکنم، این چنین میبینم.
به هر چیزی هم نگاه میکنم، این چنین میبینم.
ولی صورت حق من این نیست.
این صورت باطل من است.
آنچه من از شما میبینم و مییابم هم صورت باطل و سرابی شماست و آنچه از هر موجودی مییابیم
صورت باطل و سرابی آنهاست.
در ورای این صورتهای باطل و سرابی، صورتهای حقی برای من، برای شما و برای هر موجودی هست.
بفرمایید صورت حقانهای هست،
حقی هست، حقانهای هست
که این صورت حق و حقانه من، شما و هر موجودی الان از ما محروم است
و آن صورت باطل به ما معلوم است.
دقت میکنید؟ البته این را هم گفتم که مسائل، این مسئله خیلی دقیق است
و گفتم هم که همین صورت باطل من که برای شما معلوم است و صورت باطل شما که برای من معلوم است،
این صورتهای باطل که ما مییابیم اینها در اصل با همان صورت حق همپا گرفته.
اگر اون نبود اینها پا نمیگرفت.
اما با این همه حجاب اون صورتهای حقانه گشته است
این صورتهای باطل. قیامت که به پا شد، شما وقتی به من نگاه میکنید
فرق قیامت با حالا این است.
فرقی است فرق حالا تا قیامت است.
توجه میکنید؟ یعنی شما وقتی به من نگاه کردید، دیگه مرا اینجور که الان در
این دید و در این دریافتتون درک میکردید، درک
نمیکنید. طور دیگر میبینید.
آن وقتی که به من نگاه کردید، مرا کاملاً ربط محض به حضرت حق خواهید دید.
حضر محض به حضرت حق خواهید دید.
قائم به حق خواهید دید.
الان عقیده شما بر این است که من قائم به حقم.
اگر این عقیده را حالا داشته باشید
توجه میکنید؟ اما یافت شما هم این است
یا این نیست؟ این نیست.
اون روز این به اصطلاح من قائم به حقم، این قیام من به حق، ارتباط من به حق، حق من به حق،
نشأت گرفتن من از حق
که الان عقیده شما و من است.
اگر هم عقیده داشته باشیم، قيام به این عقیده حتی نرسیدهام.
اینی که الان عقیده داریم این را در اون روز خواهیم یافت.
دقت میکنید؟ خواهیم شاهد بود.
شهود است اون روزی. اونی که عقیده داریم مشهود میشود،
مکشوف میشود، معلوم میگردد.
نه اینکه دیگه مورد عقیده است.
میبینید که من قائم به حقم.
من میبینم که شما قائم به حقید با آن دیدی که
در اون روز برای من و شما خواهد آمد.
که اون دید الان گفتم یه بار دیگه گفتم باز تکرار میکنم که مطلب جا بیفته که اون دید الان در من و شما بلقوه هست.
اگرم اینجا اون دید را که در قیامت است پیدا بکنیم،
موجودات را به همان نحو که در قیامت هستند خواهیم دید همین جا.
توجه کردید؟ حالا این هم از اشارات قرآن استفاده میشه
و به اصطلاح هذا تمام مسائل.
اون به اون موقع که توضیح میدادم براتون گفتم مثلا فرض فرمایید که
من یک فکری الان دارم.
یک صورتی در اینجا دارد ولی پشت پرده یک صورت حقانه دارد.
صورت حقانه این فکر من از من و از شما چیه؟
محجوب است. آن در قیامت مکشوف است.
توجه میکنید؟ صورت باطلش را من الان مییابم.
فکر است. شما هم این صورت باطلش را مییابید.
این عقیده، فلان عقیده مثلا صورت باطلی دارد که اون را در اینجا مییابیم.
صورت باطل یعنی اون صورت
سرابی ناصحیح. صورت حقانهای دارد.
در کجا مکشوف میشود؟ در قیامت.
فلان خصلت مثلا این خصلت فرض فرمایید که خصلت
مثلا بخل، خصلت حسد مثلا از سوال بعد یکیشو حساب بکنیم.
این خصلت در اینجا همین صورت را دارد که مییابیم.
همین صورت را که دارد که من و شما همه انسانها با این
درک فعلی خودمون مییابیم.
این صورت فعلی این خصلت بد، این صورت باطلش هست.
یعنی صورتی است که سرابی است.
صورت حقانهاش غیر از این است.
صورت حقانهاش خیلی موقش است،
خیلی بد است، خیلی عذابدهنده است.
الان من حسد دارم، الان من بخل دارم، الان فرض فرمایید که من
سوءظن دارم، الان من فرض فرمایید هوس ریاست دارم
الی آخره دیگه از اینا بشمارید.
اینها الان یک سلسله
خصوصیات خاصی به خودش در اینجا دارد ولی در قیامت همش به اشکال دیگر است.
چون این صور باطل است و آن صور، صور چیه؟
صور حقانه پشت پرده است.
بنده را الان طوری میبینید در قیامت طور دیگر.
بخل مرا هم در قیامت در حالا طوری میبینید، در قیامت طور دیگر.
حسد مرا هم همچنین.
تک تک خصوصیات، نیاتم، افکارم، عقایدم،
تمام خطورات قلبیهام، اوصافم، اخلاقم، اعمالم همش این طور است.
توجه میکنید؟ در قیامت چیز دیگه خواهد شد.
و این مسئله که صورت باطل غیر از آن صورت حقانه است و صورت حقانه پشت پرده غیر از این صورت باطل است.
این مسئله موجب شده است که
من و شما در واقع
به این جور به تفکر بیفتیم.
این را هم در اینجا نتیجه اصلیش هم بگیریم.
من فکر میکنم خب بخل است دیگه.
نمیدانم بخل در صورت حقانهاش چه پدری از انسان در میآورد.
اگر به اون صورت حقانهاش رسیدیم که خواهیم رسید.
یا فرض اون اعمال مثلا من فکر میکنم صحبت کردن،
صحبت میکنم دیگه همین طور. صحبت
الان صحبتهای بیجا که ما من و شما میکنیم.
خب یکی از کارهاست. صحبت بیجا، فضول کلام
خب چیزی نیست که همین است که داریم میبینیم.
اذیتی ندارد، ایزایی ندارد، ناراحتی ندارد.
اما نمیفهمیم که آن صورت اون طرفیش سرتاپا عذاب است.
توجه. و به اصطلاح هذا تک تک اعمالمون که ما فریب میخوریم، تک تک نیاتمون که ما فریب میخوریم،
خصالمان، اخلاقمان، نیاتمان، افکارمان،
خطورات قلبیهمون، حرکات ظاهرمون، حرکات چشم، زبان هرچه هست، تعاملات درونی
همه اینها تک تک صور حقانه دارد و صور باطلی.
ما را صور باطلش گول میدهد و آنچه به ما عذاب خواهد داد
صورش چی، چیاش هست؟ صور، ها؟
صور حقانهاش.
ذلک يوم الحق.
اینها رو من قبلا توضیح داده بودم براتون.
امروز که گفتم دوباره به یادتون بیارم به اضافه چندین آیه
امروز براتون دوباره خواهم خواند که این
تفسیر ذلک يوم الحق برای ایان شما
روشن بشود. با این توضیحی که گفتم شما توجه کردید که الان ما مثل اینکه
در چه الان روز است همین الان که اینجا نشستیم.
اما روز است. اما چه روزی؟
روزی نیست که خاصیت روز را،
چه گفتیم؟ داشته باشد.
شب است. شبش هم شب است.
روزش هم چیه؟ شب است.
به طوری که انسان شب تمیز نمیدهد این میز است و آن فرش است و این تسبیح است و این کتاب است.
فرقی بین تسبیح و کتاب، بین میز و به اصطلاح فرش، بین آب و آتش نمیگذارد در شبی که اینجا است دقت بکنید ها
در همین شبی که داریم شما وقتی که چراغ به دست ندارید،
نوری در بین نیست، توجه میکنید؟
وسیلهی تمایزی براتون نیست.
اگر شب شما در برابرتون آب و آتش قرار بگیرد، دوست و دشمن قرار بگیرد،
سیاه و سفید قرار بگیرد، چه، چه همه متناقضات
اگر در برابر هم قرار بگیرند شما که در تاریکی هستید
و بصرهتونم اون بصر نیست که تاریکی را بشکافد.
نوری هم که دستگیر شما باشد در بین نیست.
شما فرق میذارید بین این حقایق
متباین، بین آب و آتش، بین دوست و دشمن فرق میذارید یا نه؟
بین خوب و بد فرق میذارید یا نه؟
بین چاه و به اصطلاح زمین هموار فرق میذارید یا نه؟
نه. شب اینجا خاصیتش این است که حقایق
و متقابلات از همدیگر متمایز اگر نباشد، نوری
متمایز نیست و انسان تشخیص نمیدهد.
متأسفانه روز اینجا هم همینطور است.
توجه میکنید؟ روز اینجا و شب اینجا در ارتباط با این نکتهای که الآن گفتم
همینطور است. من عقیده دارم خدا هست.
اون یکی عقیده دارد خدا نیست.
این دو تا عقیده است. اما این شب نمیگذارد شما بفهمید یکیش آتش است
یکیش چیه؟ یکیش
آب است. دقت میکنید؟
یکی هلاک است، یکی حیات است.
بعض فرماید که من جو-- من حرفی میزنم زیرش رو خدا میگم.
شما حرفی میزنید حرف لا طائلات میزنید.
این شب نمیگذارد شما بین این دو حرف فرقش را چی بکنید؟
بفهمید. و بصلهاذا توجه.
و بصلهاذا دیگه نگاه میکنم.
من به نابینام نگاه میکنم.
شما این نگاه را نمیکنید. شما به دیوار نگاه میکنید.
شما چشمتو میبندی. و بصلهاذا دیگه تمامی کارهای اعمال، حرکات، نیتها، خطورات.
الآن در این شب ظلمانه دنیا که روز و شب به همه احوالش را شامل است، کل دنیا شب است.
دقت میکنید؟ ما در شبی، در شب دنیا
حقایق پشت پرده که متمایز است از همدیگر برای من و شما
روشن نیست. روزی در پیش است که آن روز این حقایق را وقتی طلوع کرد روشن خواهد کرد
و آن روز، روز حق است.
روزی است که حق و حقیقت معلوم خواهد شد.
حقایق از همدیگه چه خواهد شد؟
متمایز خواهد شد. لذا ذالک
يوم الحق
این روز، روز حق است.
خودش روز حق است چون روزی است که درست حقیقتها از همدیگر
متمایز خواهد شد. السلام علیکم و رحمة الله.
یا رب العالمین.
یا رب العالمین.
یا رب العالمین.
یا- یاران بخش دیگری از تفسیر surه مبارکه نبع را شنیدید.
در این لحظه گوش جان میسپاریم
به تلاوت آیاتی از surه مبارکه نبع
با صدای استاد عبدالحمید عبدالله.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
ان للمتقين
مفازا.
حظائظ
اوناب.
وكواعب
اترابا.
وكأسا بهاق.
لا يسمعون
فيها لغوا
ولكن هزا.
جزاء من
ربك عطاء حسابا.
رب السماوات
والأرض وما بينهما الرحمن.
لا يملكون
منه خطابا.
يوم يقوم الروح
والملائكة صفا
لا يتكلمون.
لا يتكلمون إلا من أذن له الرحمن والعزيز.
راست گفت خداوند بزرگ
و بلند مرتبه. به پایان برنامه در مکتب وحی رسیدیم
تا هفته آینده و برنامه ای دیگر
همه شما را به خدای بزرگ
و متعال می سپاریم. حق یار و نگهدارتان.
جلسه قبل
جلسه بعد