د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۲
دارای متن همگام
سه صورت از نفیِ خطاب
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۸:۵۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۲ سرفصل
## هذا یوم لا ینطقون
۷:۵۴
## اعتذار در سورۀ مؤمنون
۱۴:۵۷
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
در مکتب وحی
مجموع مباحث تفسیر
قرآن کریم
برنامهای از گروه علوم و معارف قرآنی.
بسم الله الرحمن الرحیم.
با عرض سلام خدمت شما علاقهمندان
به برنامه
در مکتب
وحی و مشتاقان مباحث تفسیری عالم فرزانه
حضرت آیت الله استاد محمد
شجاعی. در برنامههای قبل
شنیدید که استاد در تفسیر
آیه سیوهفتم سوره مبارکه نبر
درباره عبارت ՝ لا یملکون منه خطابا
توضیحات مفصلی دادند
و پس از آن به آیاتی از قرآن کریم
و روایاتی از معصومین علیهم السلام
استناد کردند. از شما گرامیان
دعوت میکنیم ادامه این بحث را از زبان حضرت آیت الله
استاد محمد شجاعی بشنوید.
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
لا یملکون منه خطابا.
یه آیه نزدیک بخونم سیوشش سوره مائده میگه
إن الذين كفروا.
اونها که کفر ورزیدن لو أن لهم ما في الأرض جميعا
اگر همه آنچه در زمینهست مال آنها بود
ومثله معه مال دنیا هم مانند آنها بود و مال آنها بود
ليفْتَدُوا به تا فدیه بدهند
به من عذاب يوم القيامة
عرض بدهند از عذاب يوم القيامة خلاص شوند ما فوق فد من هو.
اگر این کار را میکردند از آنها قبول میشد یا نمیشد؟
قبول نمیشد.
ولهم عذاب أليم برایش هست عذاب
أليم. خب حالا این هم گوشهای بود از لا یملکون منه
خطابا. نه شفاعتی هست، نه فدیهای هست.
جای حرفی نیست، نه به عنوان شفاعت، نه به عنوان فدیه مطرح کردن
و نه به عنوان عذر آردن.
پس مالک خطابی از خدا نیست.
مالک خطاب نیست به عنوان شفاعت توضیح دادم.
مالک خطاب نیست به عنوان عرضه فدیه توضیح دادم.
مالک خطاب نیست به عنوان اعتذار و توبه.
در این باب هم برای شما مطالبی عرض میکنم
و امیدوارم انشاالله اینکه مثلا businessman سوم که عرض میکنم
موجب انشاالله انفعال من و شما باشد.
وقت اعتذار نگذشته به اعتذار بپردازیم.
اون نظام، نظام اعتذار است و ما چرا الان اینجا نظام اعتذار است؟
آره یعنی خدا اذن اعتذار را در اینجا داده.
گفته اعتذار کردی از راهش وارد شدی؟
امیدوار باش. و بعد عتیتک هم که شب میخوندیم یا الهی بعد تفسیری
و اسرافی دعا کنیم. و بعد عتیتک یا الهی
بعد تفسیری و اسرافی على نفسي معتذراً نادماً
منکسراً مستغیلاً
مستغفراً منيباً مغرّاً مذعناً معترفاً لا أجد مفرّاً مما كان مني
ولا مفزعاً أتوجّه إليك.
این اعتذار است. اینه که
خدایا من رو آوردم به تو. دعا که تو نماز تمیز سال میخونیم.
من به تو رو آوردم و بعد عتیتک یا الهی
روی آوردم، آمدم به سویت.
یعنی میگه پشیمان هستم، برگشتم.
حالا اون برای خودش چی میگه؟
روی مسئله است حالا فعلاً شما با حال خودمون تطبیق بکنید.
و بعد عتیتک یا الهی بعد تفسیری.
خدایا آمدم بعد از اینکه تقصیر داشتم بعد تفسیری.
و اسرافی على نفسي به خودم اسرافی کردم.
معتذراً آمدم دیگه ولی عذر میخوام.
نفهمیدم. نادمم، پشیمانم، منکسرم، شکست خوردم دیگه.
منکسر. مستغفراً کلمه مغفرت میکنم.
منيباً رو آوردم به تو. معترف هستم، اقرار میکنم، خطا کردم، ببخش.
خب این اعتذار است.
در مجموع به این زبان که
در دعاها پره. این وقتش است اگر عذرخواهنده
با ندامت برگشت خدایا نفهمیدم جهالتی بود، هوایی بود، گذشت،
شد. نفهمیدم.
امروز فهمیدم دیگر نمیکنم.
ببخش مرا به من آنچه شد.
خب این باب اعتذار در اینجا باز است.
باب بسیار بزرگی از این آیات خداست.
حالا شما و ما نمیفهمیم چقدر این آیه هست.
اگر توبه نکرده و به صورت
جهنمی از اینجا رفتیم، اونجا دیدیم راه عذر بسته است، اون وقت میدانیم چه
غوغا بوده، اون وقتی که به ما گفت راه عذر را
باز گذاشته بود. چه این آیاتی بوده
بعد میگوید bisa خطا بکند.
به اصطلاح اونچه پردهاش را بکند، طهام بکند.
بعد خدا میگوید که حالا با اینکه اینطور کردی این آیه میگوید
میگوید با اینکه اینطور کردی با آن همه
نادم باش، برگرد. این میگه این آیه بسیار بزرگ ما نمیفهمیم در وقتش ممکنه بفهمیم.
البته کسی اینجا هم یه خرده
معرفت پیدا بکند ممکن است یه خرده بفهمد.
واقعاً این آیه است من کردهام، کردهام را
تمام شده. خدا هم کرده یه خدمه را به من خواهد داد.
اگر باب اعتذار را در اینجا باز نمیکرد به ما ظلم بود.
ها؟ بله؟ نبود.
خدا هم کرده بودم با اختیار، باب اعتذار را.
حالا شما اون باب توبه، دعای توبه امام سجاد سلام الله علیه را در
زیارت سجادیه بخوانید. اونها که اهل معرفت بودن میبینید که این توبه را، باب
توبه و اعتذار که خدا باز کرده چه جور ازش تشکر میکند.
البته با تشکر هم مطلب ادا نمیشه و خودش هم میگه ادا نمیشه.
ولی با چه زبانی میگه این باب را روی ما باز کردی.
واقعاً انسان نفس آرام میکشد.
اون وقتی که انسان برگشت خوب به سوی خدا،
این که این باب را خدا باز کرده بود جداً نفسی میکشد چون ارزشش را
اهلش میدانند. که از چی خلاص شده، کجا آمده
و چه شده. ولی در قیامت این باب دیگه بسته است.
باب اعتذار بسته است. حالا به چند تا آیه دقت میکنید.
یعنی اینا رو باز فراموش نکنید. یعنی نظام طوری است که دیگه باب اعتذار در اونجا باز نیست.
نظام، معیار، سنن اون قیامت
یه راهی برای اعتذار و توبه کردن و پشیمان شدن و گریه کردن و نادم شدن ولو انسان
آتش ندامت وجودش را بگیرد که خواهد گرفت،
به جایی نمیرسد چون باب اعتذار بسته شده.
راه اعتذار دیگه نیست. عالم اعتذار نیست.
از کجاست؟ سوره م 三 لا از آیه
سی و چهار و سی و پنج و سی و شش.
دقت میکنید؟ سوره م 三 لا سی و چهار، سی و پنج، سی و شش.
در این رابطه است که لا یمکن منhu خطابا که عذر بیارن کسی حرفی بزند خدایا نفهمیدم دیگه نادم شدم.
این جای اون حرفها نیست.
اعتذار بکنن جای اون حرفها
نیست. در این رابطه. میفرماید ویل یومئذ للمكذبین.
وای در آن روز به حال اونها که تکذیب کردند
دستورات خدا را. تکذیب قولی کردند، تکذیب عملی کردند.
این تکذیب را هم معنی وسیع بگیرید.
تکذیب را مانند بعضی از عباماها معنی نکنید که خودتون را شامل نشود.
ما معمولا ما قرآن را وقتی معنی میکنیم نفس ما که حکم نفس و با ارواء نفس
معمولا میرن به سراغ معانی که از ما دور باشد.
از اون طرف دستورات علما، اخلاق بر این است که قرآن را وقتی میخوانی همه خطاباتش را
متوجه چه بده؟ متوجه خودت بده.
حتی اونجایی که يا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا
تو هم کافری در جای خودت.
توجه میکنید؟ حتی اونجایی که يا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا من هم کافرم در جای خودم.
یعنی وقتی من مؤمن و معتقد نیستم در مرتبه نسبی کافرم.
همه اینطور نکنید که
تکذیب، بگید که تکذیب قولی ما که الحمد لله قولا که گفتیم أشهد أن لا إله إلا الله وأشهد أن
محمدا رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم.
این اونهایی رو میگوید که این شهادتین را نگفتند.
اینها را نگفتند. اونها را هم میگوید،
ما را هم میگوید. تکذیب قولی دارد،
عملی دارد. ویل یومئذ للمكذبین.
من و شما گفتیم ولی عملاً تکذیب میکنیم.
یعنی عمل نمیکنیم طبق گفته خود.
یا با عمل خود گفته خود را چی میکنیم؟
تکذیب میکنیم. وای به حال مكذبين در آن روز.
هذا يوم لا ينطقون.
لا یمکن منhu خطابا. دقت میکنید؟
لا یمکن منhu خطابا. اینجا میگه هذا يوم لا ينطقون.
این روزی است که دیگه کسی جای حرف زدن براش نیست.
ولا یؤذن لهم فيعتذرون.
به اونها اذن داده نمیشود که عذر بیاورند.
اذن داده نمیشود که عذر بیاورند.
یعنی عذر به جایی نمیرسد.
البته این که اذن داده نمیشود عذر بیاورند، یعنی نه اینکه
نمیگذارند عذر بیاورندا.
یعنی عذری که عذر باشد، اعتذاری که اعتذار باشد، موجب خلاص اینها بشود،
این اذن به اونها داده نمیشود.
گرچه اعتذارهای بیجا بعضیها در قیامت از اونها
نهر شده است. دقت کنید اشتباه نشه اون تفسیر به معنی آیات.
اینی که اذن داده نمیشود عذر بیاورند یعنی نه اینکه
اذن نمیدهد که من عذر پوشیدهانه بیاورم.
عذر نتیجه دهنده که عذر است، اعتذاری که اعتذار است، این دیگه اذنش در آن زمان،
در آن عالم نیست. اگر هم خیال خودشان اعتذار بکنند، اعتذار
نیست، به جایی نمیرسد. حالا این بعدا این نکته براتون روشن میشه چرا مقصود اینه.
هشت سوره تحریم. يا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا
ای اونها که کفر ورزیدی
لا تعتذروا. یعنی در البته این را
يا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا آیه هشت سوره تحریم است.
این آیه خطابی است به کافرها در روز قیامت.
اونجا این را میخواند یعنی در قیامت به اونها این جور
خطاب میاد. يا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا
ای اونها در قیامت، ای کافران
لا تعتذروا اليوم این روز عذر نیاورید و جای اعتذار نیست.
إنما تجزون ما كنتم تعملون.
شما جزا داده میشوید آنچه را که
خودتون عمل کردید. عمل خودتون را به شما میدهیم.
عذر نیاورید. يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا بعد آها این وقت این آیه بعدی را میخواستم بخوانم که
فوراً آیه بعدی به من و شما تذکر میده
که ببینید اون روز یه روز اعتذار نیستا.
حالا شما مؤمنید. توبوا إلى الله توبة نصوحا.
بیایید راه توبه و عذر را زود در پیش بگیرید.
توبوا إلى الله توبة نصوحا.
همان عذر و توبهی کیستی. عسى ربكم امید است فعلاً
پروردگار شما أن يكفر عنكم سيئاتكم.
گناهان شما را ببخشد اگر اینجا
به عذر و توبه پرداختید. و يدخلكم جنات أجي من تحتها الأنهار و به جهات خود راه بدهد.
یعنی اولاً اون را میدزد که به اونها خطاب میشود عذر نیاورید.
امروز وقت عذر نیست. باز میگه مؤمنی.
شما هم یاد بگیرید عذرتون را به اون روز نگذارید که عذر
در اونجا فایدهای ندارد. حالا دنیا قبل از اینکه فرصت از دستتون برود
عذرخواهی بکنید، توبه بکنید.
خب در پنجاه و هفت سوره روم میخوانیم.
میگید این آیه را فکر میکنم بیترجمه فهمیدید.
در قیامت برای اونها که به خود ظلم کردهاند
منفعت نمیدهد. معذرتهم توبهشون، عذرخواهیشون منفعت نمیدهد.
این اشاره به این است عذرخواهی هم میکنند یا نمیکنند؟
ها؟ یعنی گفتی؟
نه. عذرخواهیهای بیجا ها.
ولو وقتش نیست، جاش نیست.
اعتذار من کلمة در اونجا به دل نیست.
گفتم دیگه اما عذرهای بیجای بیمورد
و غیرمسموع میآورند بعضیها.
از خود این آیه استفاده میشه. یعنی چه در اون روز منفعت نمیرساند به ظالمان
معذرتشان. ظالمان را هم باز نروید اینجا باز
به سراغ اون ظالمانی که شما میگید ظالم هستند ولی خودتون را ظالم نمیدانید ها.
ظالم همه ما ظالمیم. ظالم در اصل کسی به خود ظلم میکند.
توجه میکنید. قرآن در زبان قرآن
ظالم کسی به خودش با طولانش
ظلم میکند. خب عذرها هم میآورند.
من دلم میخواد یکی دو تا از اون عذرها برای اینکه بحث تکمیل شود به شما از آیاتش بگم.
بله عذرها هم میآورند ولی عذر مصون نیست.
حالا برای اینکه روشن بشه عذرهایی میارن که ولی نامسموع
عرض میکنم تو یکی دو آیه دیگر 설명
میدم. یعنی برای اینطور نفهمید که اصلا کسی
نمیذارن عذر بیارد.
نه. عذر میارد خیلیها بیجا.
ولی عذر مصون نیست. جای عذر نیست.
آیه صد و چهار تا صد و هفت سوره مؤمنون.
. به خدا پناه ببرید. حالا این آیه اولش باز به اونچه که در متن الان در متن در ورای
حجاب به من و شما متوجه میشود بیاستثنا اینجا نشستیم.
حالا بیاستثنا من میگم شما نگید مگر شما علم غیب میدانید؟
نه. علم غیب نیست.
برای اینکه اوضاع شما را من میدانم.
اوضاع همدیگر را همون میدانیم.
و هم دست من هم شما میدانید که چنین
که سرنوشت ما اینچنین هستیم.
آتش الان میاد میزنه به روی ما.
منتها الان ما نمیفهمیم و خیلی چیزها در این نظام
میزنند خود را به ما ولی ما نمیفهمیم.
این چیزی است که مسلمه.
برای ما و شما مسلمه. میگه که
حالت عذ در جهنم بروز میکند.
یک نوعی از انواع عذاب
به نار یا نوعی از انواع گوشهای از گوشههای عذاب شدن به آتش این است.
در حالی که آتش از دل سر میزند،
از ملکهها سر میزند، از اوصاف و اعمال و وجود انسان.
برای همین گفتم از دل سر میزند.
همه جا را آتش کرده ولی به صورت انسان هم چی میکنه؟
به صورت انسان هم میزند. یعنی همینطور میاد اصلا ان--
یکی از انواع عذاب جهنمه.
مثلا به صورت میزند. این صورت با غضب خدا مواجه است.
دقت کنید. خوب بفهمید چی میگمها.
صورتیست که چون در مقام مخالفت با خدا بوده،
رو را به سوی خدا برگردانیم و رو به سوی خداست برگردانیم یا بر
نگردانیم. بفهمید چی میگمها.
روی ما روی ماست و ما با روی ما با خدا مواجه هستیم، با روی عاصی و طاغی
و با خدای غضبان. آتش میاد
و آتش به رو میزند. یکی از انواع عذاب.
میزند به صورتهاشون آتش در حالی که در متن آتش اندوخته هستند.
به اونها یعنی جهنمیها. به اونها گفته میشود که
آیا آیات شما، خدا یعنی از ناحیه خدا ندا میاد؟
آیا آیات ما به شما خونده نمیشد؟
خونده نمیشد در تفسیرها، در جلسه، در این منزل ما.
جواب میدن که ربانا.
این اعتذاره ولی به درد نمیخوره.
این رو گفتم. اون اعتذاره که میشود، میکنن ولی به درد نمیخورد.
قالوا ربنا. میگن پروردگارا غلبة علینا شدتی.
خدای ما به ما شدابت غلبه کرد.
شدابت ما بر ما غلبه کرد.
فکنا قوما ظالمین.
ما گمرا بودیم.
یعنی ببخش مثلاً دست لسان، لسان اعتذار است دیگه.
ما را ببخش ربنا خدایا
أخرجنا من ها. حالا دیگه این دفعه غلط کردیم.
غلط کردیم. من میگم ما رو از اینجا بیرون بیار.
از این آتش. أخرجنا من ها.
فأنجدنا. دیگه ما توبه میکنیم.
از اینجا بیرون بیار. یعنی دوباره به قسمت دنیا دوباره به ما عمر بده.
ما دیگه توبه میکنیم.
فأنجدنا اگر دوباره بعد از اینکه ما را نجات دادی دوباره ما همان راه غلط و ضلالت را
در پیش گرفتیم. اونوقت دیگه فإنا ظالمون.
اون وقت دیگه ما به خودمون ظلم کردیم.
بابا اون وقت حقمون این است اینجا باشیم.
اینجور عذرخواهی، عذرخواهی خیلی خوب هست و از شما سوال میکنم این عذرخواهی در اون روز
که در متن آتشاند جدا با ندامت سخت و جدی از ته قلب است یا نیست؟
ها؟ هیش مانند اون از ته قلب نمیشه.
ولی با این همه به درد
نمیخوره. اگر از
نمونهای از اون در اینجا باشد همه این مشکلات را حل میکند.
اگر نمونهای از اون ندامتی که در متن جهنم برای اینها میآید نمونه میگم نه عین اون چون عین اون محال است برای
یک نظر عین اون بشینیم. ولی شبیه اون میشود برای اهلش.
خدا نظر میکند پیش بیاید و دامنی که وجود انسان را بگیرد از آن که
شب و روز بسوزاند دست بردار نشود.
گویی جهنمی در همین جا شعلهور شده در درون انسان.
این سبکی گذشته. در واقع باید گفت که
همین آتش ندامت، یه وقتی من در مقاله نوشتم
اگر کسی بخواهد که بفرماید این آتش ندامتی اگر در درون به راه بیفتد کار را حل میکند.
باطن گناهان را محو میکند.
خدا را نظرش را جلب میکند.
این آتش در حقیقت
به جای همان آتش جهنمه.
آتش قهری است که باطن انسان را از گناهان چی میکند؟
اما آتش قهری است که فیه چی؟
فیه لطفاً. آتش قهری است که در عین حال لطف است.
چون بعضی از قهر های خدا
لطف است. به ظاهر قهر است.
فهمیدین. کاش بشه و اگر اون باشد مسئله حل شد.
گفتم این استغفارها جز اینها
البته دیگه تکرار میکنم که
من حجت برای شما تمام میشود.
اگر به زبان بپردازی به استغفار استغفرالله ربی و أتوبه الیه
ولا گناه رو از این به بعد ترک کردی.
به زبان بپرداز ولی درون تو یکی نسوزد.
این دیگه در این مرحلهها امیدوار نشویدها.
فهمیدین. در این مرحلهها امیدواری بیجاست
چون مسئله گناه خیلی بزرگ است و یک واقعیت خاص ثابت شده مونده.
اون قدرت و فقط
قدرت مطلق خدا میخواد بیاد به سراغش و الا از بین رفتنی نیست گناه.
کار شده ثبت شده در یک عالم ماورای این عالم.
شده دیگه. شده مونده
و اون سوزش هم آتش است.
این نظام آنسویه،
اون عالم آنسویه تثبیت شده که عینیت هست در آنسو.
من به دست خودم تثبیت کردم این را با یک استغفار خشک
نمیشود از اینها. باید دل بسوزد.
حالا در چه مرتبهای؟ دل بسوزد،
نگرانی وجود را بگیرد، اضطراب وجود را بگیرد
به نحوی که رحمت خدا نازل بشه.
رحمت خدا نازل شد، آمد اون کار رو حلش کرد.
رحمت نازل شد همش را از اینا
میبره. باز تکرار میکنم
به این اکتفا نکنید که از این به بعد گناه را ترک کردیم و بعدش هم
هر وقت فرصت کردیم تسبیح بر میداریم.
اما نه دلی حرکت میکند، نه ندامتی در باطن، نه اشکی در چشم، نه سوزی در دل.
فقط خشک و خالی بگیم استغفرالله ربی و أتوبه الیه، استغفرالله ربی و أتوبه الیه.
بد نیست. کار بدی نیست.
باز یه تظاهر اجمالی است.
گناه را هم از این به بعد ترک کرد.
اون که شرط اساسیست و الا بی اون که معنی ندارد.
اما آن جلب رحمت را نمیکند.
این یادتون باشه. اینها که میگم به شما
یه مقدار اون چیزهایی است که در تجربه برای اهلش معلوم شده است.
اون و توضیح هم میدم خودتون بفهمید.
باید دل بسوزد. باید دل بشکند
و رحمت به، به اصطلاح
دل منکسر رو میآورَد، نه به دلی که انکسار نداده.
خب میگن خدایا ما رو از اینجا خارج کن.
آ-- آخر آیه چی بود؟ قال اخسؤفیها.
این جوابه. نه تنها با اون دل شکسته، با اون ندامت
تو و عاد گفتن قبول نشد چون روز احتزار نیست،
روز ظهور جلال است. تأمل کنید.
روز جلال و مهابت حق است.
روز ظهور جلال و مهابت حق است.
عرض کنم که نه تنها هیچ فایدهای نمیکند، این جواب از خدا میاد که این جواب خودش هم دردآوره.
قال اخسؤفیها ولا تخلمون.
گفته میشود اخسؤفیها
یعنی خاموش باشید خلاصه.
خاموش باشید در اون آتش.
دیگه حرف نزنید. اما این اخسؤ را معمولاً در که موجود را رد میکنند به پسری ردش میکنند یعنی به خاری ردش میکنند.
این کلمه را به کار میبرند.
به حیوانی که میخوان ردش بکنند معمولاً در زبان عربی میگن اخسأ، اخسأ.
یعنی ارزشی بهش قائل نمیشوند، ردش هم میکنند.
سیهفت سوره طاط را همین خانم دقت میکنید
باز در مورد اهل آتش است. و هم یصرخون فیها اهل آتش در آتش این عذرها رو تو اون روز میآورند ولی به جایی نمیرسد.
و هم یصرخون فیها اهل آتش در آتش،
اهل آتش در آتش ناله میکنند.
اضطراب و ناله. ناله و فریاد میکنند.
ربنا بعد نال-- در میان ناله میگن ربنا أخرجنا خدا ما را بیرون بیار از این جهنم.
دیگه توبه کردیم. نعمل صالحاً بعد از یه برگشتان عمل صالح انجام میدهیم.
نعمل صالحاً صالح انجام میدهیم.
غیر الذي كنا نعمل.
دیگه اون عملهای قبل رو انجام نمیدهیم.
ما را خارج کن. ما را بیرون کن به لطف و به عنایتت.
بعد خطاب میاد از ناحیه خدا.
أولم نؤمرکم ما يتذكر به من تذكر.
اینها از یک طرف باید به شما تذکر بدهد ها.
همش نکاه دارند. خدا میگه که
ببین آیا ما به شما اون اندازه عمر ندادیم که اگر به خودتون میآمدید کافی بود؟
به خودتون، به شما اینقدر عمر ندادیم، مهلت ندادیم.
مهلتی ندادیم به شما که در اون مدت هر کسی میخواد به خودت، میخواست به خودش بیاد
میتوانست به خودش بیاید.
اینو ندادیم؟ فجاءکم النذير.
نذير نفرستادیم به شما که ما را بترساند؟
اینها رو نکردیم؟ فذوقوا حالا دیگه بچشید.
عمال الظالمین من أنصار.
برای ظالمان انصاری نیست.
این عذرها به جایی نرسید. این جواب آمد.
عرض کنم که یک آیه دیگر.
دوازده سوره سجده. و لو تراى إذ المجرمون ناكسو رءوسهم عند ربهم.
ای کاش ببینی اون وقتی را که مجرمین
سرهاشون رو انداختند از شرمندگی و انکسار
نزد پروردگارشون و در پیشگاه پروردگارشون در قیامت.
ربنا افترنا اینها میگن که خدا دیگه ما دیدیم.
دیگه دیدیم. افترنا یه دیدیم عواقب روشن شد برامون فهمیدیم
و سمعنا الان دیگه قبول کردیم
دعوت تو و اوامر تو را.
فرجعنا ما را برگردان مهمل صالح الان دیگه دیدین روشن شد
ما را برگردان عمل صالح انجام میدن.
اناما و بنور ما
دیگه الان یقین کردیم.
بعد این را دیگه ساکت میگذارد.
دیگه نمیگوید به حکمی که در آیات دیگه گفته دیگه نمیگوید که به این حرفشون گوش
نمیده. البته حرفشون رو نقد میکند فقط.
ولی معلوم است که به گفته گفته گوش
نمیده. خب
بنابراین برگشتیم به آیه
لا یملکون منک خطابا.
اون روز روزیست که هیچکس از خدا مالک خطابی نیست نه به صورت شهادت، نه به صورت عرض فدیه،
نه به صورت کسی را به جای خود گذاشتم،
نه به صورت عذر آوردن و اعتذار کردن
تا بلکه به نوعی از اون عذابها
خلاصی حاصل شود. نه کسی مالک خطابی نیست.
يوم يقوم الروح والملائكة
اون روز روزیست که روح و ملائکه
قیام میکنند با صفوف منظم در برابر خدا.
لا يتكلمون در اون روز باز هیچکس حرف نمیزند الا من اذن له الرحمن مگر اون کسی که خدا به او اذن داده باشد
و قال صوابا و حرف
درست بزند. اینم دیگه شرحش گذشت در اون شفاعت که گفتم اینجا استثناء میکند.
لا يتكلمون دوباره اون لا یملکون منک خطابا را در آیه بعدی بیان
روشنتری با بیان روشنتری بیان میکند.
اون روز که هیچکس از اون مالک خطابی نیست.
روزیست که روح و ملائکه همه با صفوف در پیشگاه خدا مانند دیگر اهل محشر هستند.
لا يتكلمون باز تکرار لا يتكلمون
هیچکس صحبتی نمیکند مگر من اذن له الرحمن.
اون کسی که خدا به او اذن داده است
و قال صوابا یعنی خدا اذن داده که صحبت بکنه، شفاعتی چیزی
و اما گفتهش هم گفتهای چی باشد؟
صواب باشد. این یک توضیحش گذشت در اون آیات شفاعت.
والسلام علیکم ورحمة الله وبركاته.
یا رب العالمین.
یا رب
العالمین.
یا رب
العالمین.
یا رب العالمین.
یاران بخش دیگری از تفسیر سوره مبارکه نبع را شنیدید.
به پایان برنامه امروز رسیدیم.
با امید به اینکه این مباحث مورد توجه و استفادهی شما بزرگواران قرار گرفته باشد.
تا هفته آینده و برنامهای دیگر همه شما را به خدای بزرگ
و متعال میسپاریم. حق یار
و نگهدارتان. الله
الله الله الله الله. يا من له خضت
الوجوه بأسرها
وله جميع
الكائنات
توحد. أنت الإله
الواحد
الفرد الذي كل
القلوب به
تقر وتشهد.
يا من له
خضت الوجوه بأسرها وله
جميع الكائنات
توحد.
جلسه قبل
جلسه بعد