ددرس‌گفتارها

[آواز قرآن] در مکتب وحی.

[آواز قرآن] مجموع مباحث تفسیر قرآن کریم برنامه‌ای از گروه علوم و معارف قرآنی است.

[آواز قرآن] بسم الله الرحمن الرحیم.

با عرض سلام خدمت شما همراهان رادیو قرآن و علاقه‌مندان به مباحث تفسیری عالم فرزانه حضرت آیت‌الله استاد محمد شجاعی با برنامه در مکتب وحی و تفسیر سوره مبارکه نبأ در خدمت شما هستیم.

در برنامه قبل شنیدید که استاد محمد شجاعی در تفسیر دعای آخر سوره مبارکه نبأ مطالب بسیار ارزشمندی را با استناد به آیات دیگر قرآن کریم و روایاتی از معصومین علیهم‌السلام بیان فرمودند.

اما در آخرین برنامه از تفسیر سوره مبارکه نبأ، ایشان به کلام حضرت مسیح از کتاب انجیل استناد می‌کنند که از شما عزیزان دعوت می‌کنیم مشروح این گفتار را از زبان حضرت آیت‌الله استاد محمد شجاعی بشنوید.

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم من به اصطلاح کتاب انجیل را آوردم برای شما.

امروز که صحبت از قیامت هم آمد برای شما چند موردی از انجیل که قبلاً انتخاب کردم.

موارد زیادی در انجیل هست که از ترس عیسی و وحشت عیسی سلام‌الله‌علیه و اون صحبت‌ها که عیسی سلام‌الله‌علیه می‌کند و از وحشت حتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در اول قیامت می‌جود برای شما که از این جمله بخوانم.

عرض کنم که خب قرآن که از گفته‌های قرآن تا حدود زیادی شنیده‌ایم.

این هم کتاب انجیل است و تا حدودی از آنچه که در انجیل اصلی بوده است در این انجیل محفوظ است.

تا حدودی البته، تا حدودی.

و الا نه اینکه دست تحریف نخورده به این انجیل.

منتها تا حدودی محفوظ است.

مانند اون انجیل‌های چهار تای دیگر نیست که دیگه هیچی از اون حقایقی که عیسی آورده در آنها باقی نگذاشته‌اند بماند و حتی خیلی از مزخرفات را به صورت حقایق آسمانی اونجا نوشته‌اند.

این انجیل برنابا است که قسمتی از حقایق در اینجا باقی مانده و محفوظ مانده از جمله بشارت‌ها در خصوص رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم.

در اینجا در باب قیامت هم نکاتی به چشم می‌خورد که درست مشاه-- عین همان نکاتی که در قرآن ما می‌خوانیم.

اینکه الان صحبت نکردیم اینکه در همان روز قیامت که روز حق است و همه در برابر مقدمت یدا خودشان قرار گرفته‌اند، وحشت همه را می‌گیرد.

در این باب در اینجا صحبت‌هایی هست که من برایتان می‌خوانم.

ببینید اگر از این انجیل بعداً داشتید من فقط می‌خوانم فارسی ترجمه‌اش هم هست دیگه توضیح زیاد.

فقط شما دقت بکنید کلماتی که در اینجا آمده است و به مسائل دقت.

اگر بعداً از این انجیل داشتید و خودتان درش مطالعه می‌کنید و مسائل دیگری هم غیر از این هست.

انجیل برنابا است.

ترجمه فارسی‌اش هست.

مرحوم آقای طالقانى هم اینجا یک مقدمه خوبی نوشته‌اند.

عرض کنم که در خصوص تاریخچه این انجیل، انجیل برنابا است.

در فصل پنجاه و دوم حالا این‌ها سخنان عیسی است.

البته گفتم برنابایی که شاگردان عیسی است که بعداً این انجیل را نوشته مانند اناجیل دیگر، ولی این انجیل بین اناجیل دیگر حرف‌های صحیح درش زیاد مانده است.

عل this چرا کلیسا این را الان به صورت رسمیّت نمی‌شناسند.

مثلاً یوحنا نوشته، چی نوشته، چه نوشته برنابا هم یکی‌اش را نوشته.

اما برنابا که انجیلش این باشد زیاد از انجیل اصلی در خیلی از مسائل انجیل اصلی در اینجا محفوظ مانده.

البته دست تحریف هم روی آن کاشته شده و عمیق شده خیلی.

به راستی به شما می‌گویم که روز کیفر داد خدا این از زبان عیسی است.

به راستی به شما می‌گویم خوب دقت بکنید که روز کیفر داد خدا به اندازه‌ای هراس‌انگیز خواهد بود که مطرودان، مطرودان یعنی مطرودان خدا در دوزخ را ترجیح می‌دهند از اینکه بروند و بشنوند خداوند با خشمی بزرگ با آن‌ها سخن بگوید.

اینجا عیسی که از هراسی که از خشم خدا آن روز می‌آید سخن می‌گوید.

می‌گوید تا مطرودانی که مبتلا به این خشم خواهند شد، سخط خدا.

حالا من و شما نمی‌فهمیم که سخط خدا چیه و جداً نمی‌فهمیم.

و اگر می‌فهمیدیم چه بگویم؟

می‌گوییم که مطرودان اون با خشم خدا که ظهور می‌کند مطرودان آرزو می‌کنند ده تا جهنم بهشون می‌دادند ولی با این خشم چیه؟

مواجه نمی‌شدند مطرود.

همانها که به زودی خشم خدا فقط حرف نیست.

همینقدر به شما تأکید می‌کنم که حرف نیست.

خشم خدا چیزی است که آسمان و زمین در برابرش طاقت نمی‌آورد.

یعنی به آسمان متوجه بشود، متلاشی‌اش می‌کند و آتشش می‌کند، می‌سوزاند، خردش می‌کند.

خشم خدا حرف نیست ببینید این آبی که می‌خورید جلگه از چیه؟

از رحمت خدا.

این هوا که تنفس می‌کنید این رحمت خداست.

آن همه خوبی‌ها که می‌بینید رحمت خدا عینیت دارد.

سخط خدا هم که دارد عینیت دارد، حرف نیست bahkan.

"آزا ما لا تغم له السماوات والأرض" که در دعای کمیل می‌خوانیم.

می‌گه همان‌ها که به زودی همه آفریدگان علیهشان گواهی خواهند داد.

از مطرودان می‌گه.

اون‌ها که همه آفریدگان علیهشان گواهی خواهند داد.

آسمان و زمین.

اینجا من قبلاً به شما گفتم دیگه.

همین چیزهایی که الان با من و شما لال هستند و حرف نمی‌زنن، همین زمینی که می‌شینیم روش گناه می‌کنیم و همین اعضاء و جوار خودمون، همین هوا، همه چیز با خدای خود سر و سیر دارند و مرتباً هم از من و شما برشون می‌آید و منتظر فرصت هستند که بر علیه من و شما تک تک چه بکنند؟

شهادت بدهند.

همه‌شون با خدای خود شعور دارند، باخبرند.

زمینی که شما معصیت می‌کنید مرتب به شما نفرین می‌کنه.

بنده خداست برای من و شما کر و کور و لال است این زمین.

نه، نه با خدا گویاست.

بنده خداست، مطیع خداست و از اینکه شما بنده خدا روی اون زمین عصیان می‌کنید، مرتب به شما نفرین می‌کند، به ما نفرین می‌کند و بعدش هم بر علیه ما شهادت خواهند داد.

این هم عجیب نکته‌ای است.

اصلاً قیامت آمد همه چیز عوض خواهد شد.

چیزهای عجیبی خواهیم دید.

بعد می‌گه که راستی به شما می‌گویم تنها آن مطرودان اینجاشو دقت بکنید.

راستی به شما می‌گویم عیسی می‌گه تنها آن مطرودان نیستند که هراسناک‌اند بلکه پاپا و برگزیدگان هم این چنین‌اند.

آن‌ها هم هراس می‌کنند در اول قیامت، پاپا و برگزیدگان.

تا آنجا که، می‌گه عیسی، تا آنجا که ابراهیم هم دقت بکنید ها این حرف‌های عیسی‌ست.

تا آنجا که ابراهیم هم به نیکی خودش نمی‌تواند دلگرم و مطمئن باشد.

ابراهیم هم نمی‌تواند به نیکی خودش دلگرم در اول قیامت مخصوصاً، مخصوصاً در اولش.

همه می‌ترسند.

گفتم رسول الله هم می‌ترسد.

چون روز ظهور جلال و جبروت و عظمت است و همه می‌ترسند.

ابراهیم هم نمی‌تواند مطمئن باشد می‌گه.

ایوب هم، عیسی می‌گه، ایوب هم به پاکی خود اطمینان ندارد.

اون هم می‌ترسد.

و چه بگویم؟

عیسی می‌گه چه بگویم؟

اینجا یک دفعه عیسی اصلاً مطلب رو بالاتر از رسول الله صلوات الله علیه هم خبر می‌ده.

از پیغمبر ما، از پیغمبر اسلام.

می‌گه و چه بگویم؟

بلکه رسول خدا هم خواهد ترسید.

منظور رسول خدا همین رسول الله است که در جاهای دیگر به اسم در انجیل خبر داده است.

رسول الله باید با اسمش.

بلکه رسول خدا هم خواهد ترسید زیرا خدا برای نمایاندن جلال و عظمت، ببینید که گفتم در این انجیل حقایق به چشم می‌خورد.

چون ما اونجوری که از قرآن استفاده می‌کنیم روز قیامت روز ظهور جلال و صفات جلال و جبروت و عظمت حق است.

لذا می‌گه زیرا چرا رسول الله هم می‌ترسد؟

زیرا خدا برای نمایاندن جلال و عظمت خود پیامبرش را یعنی پیغمبر اکرم را فراموشی می‌دهد تا اینکه یاد نیاورد چگونه خدا همه چیز را به او بخشیده بود.

خیلی نکته‌، خیلی عمق در این، اینجا، اینجا آمده.

نمی‌دانم شماها اینو چقدر خواهید فهمید که چون روز بروز جلال و عظمت است حتی رسول خدا می‌ترسد.

حتی دیگه فراموش می‌کند که خدا به او وعده داده است قبلاً.

که او را چه کرده است؟

بخشیده است.

آنچنان جلال و عظمت ظهور می‌کند این‌ها را حتی رسول الله فراموش می‌کند.

این فراموش می‌کرد می‌دانید به چه معناست؟

این در اینجا عیسی به این زبان گفته اگر تحریفی نیامده باشد.

ولی این بستگی دارد به یک مسئله که در عرفان و صوفی مطرح است.

آنجا که هیبت، مهابت، جبروت و عظمت تجلی می‌کند، بنده خدا اگرچه در مقام دیگر و در حال دیگر حتی خدا براش وعده‌های خوب زیادی هم داده باشد در اون مقام دیگه اون‌ها به نظر چیه؟

به نظر نمیاد.

عرض کنم که می‌بینید من مثال بزنم به شما بگم این یک نکته عرفانی صوفی است که بفهمید برا، به دردتون می‌خوره.

امیرالمؤمنین سلام الله عليه در همین دنیا، در همین عارضی، در حیات دنیوی‌ش اونچه از آتش جهنم و چی، چی و از خوف عقوبات آخرت و این‌ها می‌گفت و گریه می‌کرد، سختی هم گریه می‌کرد که جدی بود.

تصنعی هم نبود.

گفتم، گفتم دیگه اینا حرف نادرستیست میگن برای یاد دادن دیگران.

این چه حرفه؟

می‌ترسید جدا.

اصلاً می‌ترسید به جهنم برود، به آتش بیفتد، به عقوبات خدا گرفتار بشود.

جدا می‌ترسید.

ناله‌های سختی هم داشت.

در دعای کمیل در جاهای دیگه آمده این text رو زبانم آورد.

اگر به آتشم ببری "يتلألأ بين اطباقها شش" این‌ها رو که می‌گوید می‌ترسد و گریه‌ها می‌کند در حالات شدید و حتی گاهی از شدت ترسش اون نه گریه می‌کرد به حال به اصطلاح به ظاهر بی‌هوشی مانند می‌افتاد.

از عاقبه اصطلاح.

عرض کنم که این حضرت امیر اون وقت به یادش نمی‌آید که او ولی مطلقه است و حجت خداست یا می‌آید؟

این فراموشی مأموریتی است که خاصیت جلال و هیبت است نه فراموشی معمولی نیست ها.

اینکه اینجا میگه پیغمبر فراموش می‌کند، فراموشی به اصطلاح معمولی نیست که من و شما مثلاً فلان چیزی فراموش می‌کنیم.

یعنی آن مقام دیگه اینجور چیزها به اونجا راه پیدا نمی‌کند.

اگر خواستید بعد از این هم این مطلب را بفهمید که امیرالمؤمنین، حضرت‌های معصومین، امام سجاد سلام الله علیه، اینا چه جور گریه‌های جدی از ترس و وحشت جهنم داشتن تا جایی که به سر آنها می‌افتاد.

در اون مقام حضرت امیر جدا می‌ترسد.

یعنی اگر کسی بیاد به حضرت امیر بگوید این نکته‌ها را خوب دقت کنید ها.

اگر کسی بیاد به حضرت امیر بگوید که تو نه حجت خدا هستی، توجه نداره، تو بهشتی هستی، تو به جهنم نخواهی رفت.

این حرف‌ها را حضرت امیر به یادش بیندازد قبول می‌کند؟

براش معنی پیدا می‌کند یا نمی‌کند؟

اصلاً معنی پیدا نمی‌کند.

فهمیدید؟

همانطور که اون یکی از شیعه‌ها میگه من دیدم امام سجاد گریه کرد در دل شب در اون مکدر ظلمت.

اُف، اُف، اُف گریه کرد و افتاد و به سر افتاد.

رفتم دیدم امام سجاد سلام الله علیه هست.

به حال آمد گفتم که شما چرا اینجور گریه میکنی؟

کی که شما فرزند پیغمبر هستید و الی آخر از اون وعده‌های خدا.

گفت که ناراحت شد، خشمگین شد.

گفت که چی میگی؟

یعنی به اون شخص گفت چی میگی؟

روزی در پیش است که فرزند پیغمبر بودن و اینها هیچکدام به درد نمی‌خورد.

حساب کتاب است در بین.

فهمیدید؟

در مقام هیبت و به اصطلاح در اون به اصطلاح مرا اجلال منزلت اجلال هیبت، این مسائل جداً به نظر نمیاید.

لذا عیسی میگه که رسول الله هم در اون روز می‌ترسد زیرا خدا برای نمایاندن جلال و عظمت خود پیامبراش را فراموشی می‌دهد تا اینکه یاد نیابد چگونه خدا همه چیز را به او بخشیده بود.

عیسی بنده خدا از همیشه که می‌ترسید از یک چیز هم زیاد می‌ترسید.

از اینکه بعداً مسیحیان او را خدا خواهند خواند.

اصلاً به خودش می‌لرزید در حالی که خودش چنین چیزی نگفته بود، خلاف آن را گفته بود.

از این چیز نه که ولی می‌لرزید آن هم.

میگه که راستی به شما می‌گویم و از صمیم قلب می‌گویم که من سخت خود می‌لرزم زیرا دنیا به زودی مرا خدا خواهد خواند و من باید برای این حساب پیش آرم.

دقت می‌کنید؟

من باید برای این حساب پیش آرم.

سوگند به خدایی که جان من در پیشگاهش ایستاده من هم مانند همه مردم مردی نابود شدنی هستم.

بیش از آن که خداوند مرا بر خاندان اسرائیل به خاطر بهبودی دادن ناتوانان و اصلاح گناهکاران فرستاده، خدمتگزار خدایم.

می-میگه که حالا من اینجور هستم ولی و شما بر این مطلب گواهید که من چگونه بر این اشرار نکوهش و انکار می‌کنم.

اشرار تعبیر می‌کنه.

ناراحته، می‌ترسه.

به مردم میگه، میگه و شما بر این گواهید که من چگونه بر این اشرار نکوهش و انکار می‌کنم.

همان اشراری که پس از، پس از گـ-- درگذشت من از دنیا با کار و وسوسه شیطان حق انجیل مرا باطل خواهند کرد.

حق انجیل مرا باطل خواهند کرد.

اون اشراری که مخصوصاً اینها رو عیسی را خدا خواهند خواند.

بعد میگه ولی من اندکی پیش از پایان باز برمی‌گردم.

این همان آمدن عیسی است که در زمان حضرت حبیب الله سلام الله.

بعد در فصل، در آخر این فصل می‌گوید که عیسی گفت در فصل بعدیش عیسی از مقدمات قیامت می‌گوید.

اون مقدماتی که در قیامت از اون‌ها می‌شنود.

یه مقدار باز از اون چیزهایی که در قرآن هست در اینجا به چشم می‌خورد که چیزها میاد قبل از قیامت تا قیامت به پا بشود.

از اون‌ها که می‌گوید، می‌گوید که بعد حضرت عیسی تا می‌رسد به اونجا که همه آسمان و زمین به هم می‌خورند و که قرآن هم خبر می‌دهد و همه می‌میرند.

به اونجا که می‌رسد میگه که عیسی به اینجا رسید باز خودش ترسید چون عیسی این را گفت هر دو دست به روی خود نواخت.

این انجیل خود عیسی میگه.

هر دو دست به روی خود نواخت.

سپس با سر خود به زمین می‌زد و چون سرش را برداشت گفت نفرین باد به هرکس که در گفته‌های من بگنجاند که من پسر خدایم.

می‌ترسید و گریه می‌کرد.

بعد اونجا گفت که نفرین باد به هرکس که در گفته‌های من بگنجاند که من پسر خدایم.

بعد میگه شاگردانش در این هنگام، شاگردانش در هنگام این سخنان چون مردگان فرو افتادند.

حواریون عیسی، حضرت عیسی هم مانند خودش زیاد گریه می‌کردن.

وقتی قیامت صحبت قیامت می‌شد.

حالا اینو خودش می‌گفت.

گفت که اینجوری گریه می‌کرد.

حواریون که از قیامت صحبت می‌کرد میگه که شاگردانش در هنگام این سخنان چون مردگان فرو افتادند یعنی از بس سخت ترسیدن و گریه کردن به حالت چی افتادن؟

به حالت ساقت دادن.

پس عیسی آنان را به پا داشت و گفت اگر بخواهیم در آن روز بهشت نکنیم باید امکنون از خدا بترسیم.

فهمیدید؟

در فصل بعدی، یک جمله در فصل بعدی از ترس رسول الله که از ترس رسول الله که باز البته از مقام رسول الله می‌گوید در اینجا که همه به رسول الله پناه می‌برند و همه پیامبر‌ها فلان.

در فصل بعد از این یعنی فصل پنجاه و چهارم در یک جمله میگوید آنگاه است که پیغمبر خدا هم می‌ترسد زیرا می‌فهمد که هیشیه، هیچکس آنطور که باید خدا را دوست بدارد نداشته است.

یعنی حق دوست داشتن خدا را می‌داند کسی دوست بدارد.

فرضاً پیغمبر هم در آن روز چی می‌کند؟

در آن روز می‌ترسد.

اگر فرصت کردید از این انجیل هم بخوانید.

سوره نبع تمام شد و تفسیر ما هم از سوره نبع تمام شد.

حالا اگر چنانچه خدا خواست اگر عمری داد بعدا یک تفسیر دیگری داشتیم باز مطالب دیگر.

ولی من به شما تاکید می‌کنم که تاکید می‌کنم به شما که غیر از یاد گرفتن‌تون اینجا و بیش از یاد گرفتن‌تون سعی بکنید که هم سعی بکنید دعا بکنید از خدا بخواهید که این یاد گرفته‌هاتون موجب این می‌شود که شما اول خودتون یک حرکتی داشته باشید، یک تحولی داشته باشید، یک انقلاب درونی در درون شما به وجود بیاد، تحولی به وجود بیاد و اصل سعی‌تون بر این باشد که از شنیدن این کلمات و این معارف و این حقایق که حقایق قرآن است این نتیجه را بگیرید.

اول سعی‌تون این باشد.

نه این باشد که یاد بگیرید و و از لحاظ علم و معرفت و بصیرت نسبت به معارف و حقایق بالا بروید.

این البته باشد بعدا به صورت یک هدف دوم اما هدف اصلی‌تون این نباشد و حتی نگران باشید اگر چنانچه روز به روز قرآن بخوانید، تفسیر قرآن بروید ولی تحولی در وجود خودتون پیدا نشد از این مسئله بسیار نگران باشید.

یعنی وحشت بکنید از این مسئله.

توجه بکنید.

آنوقت بدانید که دانسته‌های شما از حالا شروع کرده، از حالا شروع کرده برای شما وزر و وبال می‌شود.

توجه بکنید.

مانند ما دیگه.

عرض کردم که اگر انسان دانسته هاش وزر و وبال نشود باید در وجودش اثر بگذارد.

تاکید می‌کنم به شما دعا بکنید و جدیت بکنید و سعی بکنید هرچی یاد می‌گیرید این یاد گرفته‌هاتون در شما تحول ایجاد کند.

خوش نباشید فقط به اینکه یاد می‌گیرید و معروماتون در واقع معارف و حقایق زیاد می‌شود.

اگر اثری در وجود شما نگذاشت از این مسئله نگران باشید.

و دیگه من اون گفتنی‌های لازم را در خلال تفسیرها به شما می‌گویم و خدا می‌داند که خدا می‌بیند که من اون اندازه که سعیم هست انجام وظیفه می‌کنم.

باز در آخر به شما می‌گویم که امیدوار به این وضع موجود خودتون و خودمون نباشید.

اینها اتمام حجت است و توانستید برگشتید.

ان شاءالله.

السلام علیکم و رحمة الله.

[هم پوشانی گوینده们] يا رب العالمين.

يا رب العالمين.

يا رب العالمين.

يا رب العالمين.

يا رب العالمين.

دوستان آخرین بخش از تفسیر سوره مبارکه نبع را از زبان حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی شنیدید.

به پایان برنامه امروز رسیدیم.

تا هفته آینده و برنامه دیگر.

حق یار و نگهدارتان.

الله الله الله الله الله الله الله.

يا من له علة الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد.

أنت الإله الواحد الفرد الذي كل القلوب به تقر وتشهد.

يا من له علة الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد