ددرس‌گفتارها

سر مکتب زا [آواز مذهبی] مجموعه مباحث تفسیر قرآن کریم برنامه‌ای از گروه علوم و معارف قرآن.

انشاالله در برنامه امروز در ادامه تفسیر سوره مبارکه یس، شرح و تفسیر آیه بیستم این سوره را خواهیم داشت.

در برنامه گذشته مفسر ارجمند ضمن تفسیر آیات قبل، نکات بسیار مهمی را در باب سکرات مرگ و سختی لحظات جان دادن تذکر دادند.

در برنامه امروز عارف فرزانه ضمن شرح آیه بیستم بحث تفسیری و عرفانی عمیقی در باب نفخ صور اول و دوم مطرح می‌کنند که برای علاقه‌مندان به این گونه مباحث بسیار مفید است.

اجازه بفرمایید با هم بحث این جلسه عارف بزرگوار حضرت آیت الله محمد شجاعی را بشنویم.

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

و نفخ في الصور.

سکره مرگ آمد در حالتی که از او در فرار بودی و نفخ في الصور و نفخ شد در صور یا نفخ می‌شود در صور.

ذالک بعد از مرگ که انسان‌ها به برزخ رفتند، در برزخ هستند و طبق برزخ اونجا مجازات می‌شوند.

حالا من بحث در برزخ نمی‌کنم فقط این آیات را به مقتضای آیات پیش می‌رم دیگه.

و نفخ في الصور مرحله بعدی را اشاره می‌کند.

از اینجا رفتی به برزخ.

دو دوران اون رسید که یک انتقال دیگری که انتقال دوم است که اون هم حق است در جای خودش، اون پیش آمد و اون عبارت است از چی؟

اون عبارت است از اینکه نفخ در صور بشود.

تو از برزخ وارد روز بعید بشوی که روز چیست؟

روز قیامت است.

و نفخ في الصور و نفخ شد، دمیده شد در صور یا دمیده می‌شود در صور که دوباره با دمیده شدن اون دم در صور، انسان‌ها حاضر می‌شوند در کجا؟

در محضر ربوبی.

همان روز قیامت است.

قیام وجود که حق است و نفخ في الصور و دمیده شد در صور.

ذالک اون موقع که دمیده شد در صور.

يوم البعث روز بعید الهی که اون بعید یعنی وعده‌های عذاب و عقوبات و این‌ها که خدا داده است روزش اون روز است.

البته توجه داشته باشید که این که فرمود ذالک يوم البعث البته با توجه بر آیات دیگر قرآن، نه اینکه قبل از اون جزا و عقوبت نیست.

اما اصل جزا وافیاً و کافیاً و با تمام ابعاد، اصل بعید الهی در اون روزه، در قیامت است.

اما قبل از اون چه برزخ باشد، در برزخ هم جزا و بعید الهی به تناسب برزخ آنچنان که از آیات دیگر قرآن استفاده می‌شود هست.

اونها در برزخ به تناسب برزخ هست.

اما اصل مجازات کجاست؟

اصل مجازات در قیامت.

یعنی در برزخ نمونه‌های عذاب‌ها معلوم می‌شود چون برزخ در واقع یک نوع مقدمه است برای قیامت.

یک مقدمه خاصی است برای قیامت که روز بعید است.

در برزخ طبعاً تمام عقاید و افکار و اعمال صحیح و ناصحیح انسان‌ها در کل جزایش را انسان‌ها می‌بینند اما به تناسب برزخ به صورت جزئی و طبق سنن برزخی.

اما اصل جزا که بعید الهی به ظهور کامل برسد در روز قیامت است.

لذا اینجا که می‌فرماید که نفخ در صور شد، دوباره یک انتقال دوم پیش آمد که شما از برزخ به محشر وارد شوید.

محضر ربوبی آن روز، روز بعید است و وعده‌های الهی در آن روز ظهور می‌رسد.

این معنی شد که قبل از اون به اصطلاح چیزی نیست.

البته از این آیه چیزی نسبت به قبل از روز قیامت استفاده نمی‌شود ولی از آیات دیگر قرآن به حضور استفاده می‌شود که به مجرد مردن و ورود به برزخ مسائل پیش می‌آید از خوبی‌ها و بدی‌ها.

یعنی اجزا های خوب و اجزا های بد.

حتی وحشت برزخ به جای خود برای من و شما که هیچ تاب و طاقتی برای رنج و عذاب نداریم.

عذاب‌های برزخ خودش بسیار فوق تصور و موهش است.

من این کلمه را به شما گفتم تا اتمام حجت شود.

همین برزخی که نمونه‌های عذاب در آنجا خواهد بود.

اگر از اون نمونه‌ها، اگر یک ذره به ما معلوم می‌شود از حالا ما عقل و شعور خودمون رو از دست می‌دهیم چه.

اما خب دیگه چی می‌شود غیر از اینکه انسان باید تاب بیاورد؟

توجه کنید اما هیچ تابی شو نداریم.

فکر نکنید که قبل از اون چیزی نیست چون این فکر زیاد در ذهن عامه مردم افتاده است که جزا فقط می‌ماند به قیامت.

یعنی بعد از مردن هنوز چیزی نیست و این خلاف آیات دیگر قرآن و خلاف روایات مسلمی است از حضرات معصومین وارد شده.

این که در اینجا و در جاهای دیگر روز قیامت را روز جزا گفته است چون روز جزای اصلی اون روز است.

ولی در برزخ جزای مقدمه‌ای پیش می‌آید.

جمع بین آیات بکنیم اینجور می‌شود در نفخ صور من توضیح اجمالی برای دوستان عرض می‌کنم.

فرمود که بعد از مرگ مرحله دوم و نفخ صور دمیده شد در صور با دمیده شدن در صور، ذالک شما قرار می‌گیرید در نشر، در محضر خدا در روز حشر و در نشر ذالک در همان روز یوم الموعود است.

نفخ صور چیزی است که در آخر به اصطلاح نظام وجود و هستی پیش خواهد آمد و این نفخ صور انسان‌ها را از برزخ منتقل خواهد کرد به قیامت و موجودات دیگر را هم متبدل خواهد کرد.

نفخ صور یک جریان کلی است.

یک دمی است کلاً در خلقت راه می‌افتد که این دم کل عالم ماده را از این وضع موجودی که دارد متبدل می‌سازد، به شکل دیگر می‌آورد و وارد حشر می‌کند و انسان‌ها را هم از برزخ می‌میراند و وارد چی می‌کند؟

وارد حشر می‌کند.

این خاصیت نفخ صور است.

دقت می‌کنید؟

البته اینجا برای اینکه مطلب تا حدودی روشن‌تر بشه بالاخره کلمه نفخ صور در اینجا آمده من لازم است که یه خورده هم بیشتر از این توضیح بدهم.

نفخ صور دو تا نفخ است.

اگر بخواهیم یه خورده توضیح بیشتر بدیم دو تاست.

یک نفخ اول است که می‌میراند.

عالم را به هم می‌زند.

مرده‌ها را هم از برزخ دوباره می‌میراند.

این نفخ اول است.

نفخ اماته گفته می‌شود یعنی نفخی که دمی که چی می‌کند؟

می‌میراند.

نفخ معنی دم است.

دمی از خدا می‌آید به توسط البته یک واسطه‌ای که یکی از ملائکه مقربین خداست که بسیار شه وجودی بالا دارد.

در اون اسمش را شنیده‌اید که عزرائیل است که صاحب دم است.

این دم از عزرائیل به وجود به اصطلاح نازل می‌شود.

دم اصلش از خداست.

دم اماته است.

دم قبض است.

این نکته‌هایی که میگم دوستان هر کدوم به اندازه خودشون بگیرند نتایج را.

دمی است که دم اماته است.

دم میراندن است.

دم قبض است.

این دم اصلش از چیست؟

از خداست.

از چه طریقی جریان پیدا می‌کند؟

از طریق ملکی به نام عزرائیل.

عزرائیل صاحب دم است.

ملکی بسیار بزرگ و مقربی است.

عرض کنم که شه وجودی بسیار بالاتری دارد.

عرض کنم که توجه کنید که عزرائیل الان نه در کناره است و نه در.

عزرائیل با من و شما با همه جای وجود است، با همه چیز وجود است.

ارتباط خاصی هم دارد و این دم در اختیار اوست.

یعنی خدا این جور خاص به اختیار او قرار داده.

دمی می‌آید.

دم اماته است.

دم اول است.

نفخ صور اول گفته می‌شود.

دم اماته.

دم قبض از خدا از طریق عزرائیل.

این خاصیتش اینطور است که کل موجودات را از اون موجودیتشون می‌میراند.

دقت می‌کنید؟

زمین و آسمان همه این عالم را می‌میراند.

یوم تبدل الارض غير الارض والسماوات که همه به هم می‌خورند و به صورت دیگر در می‌آیند تا وارد بشوند به روز قیامت، به عالم قیامت.

این دم عالم را کلاً به هم می‌زند یعنی می‌میراند از جمله انسان‌هایی که در برزخ هستند.

انسان‌ها را هم در برزخ این دم چی می‌کند؟

می‌میراند.

طبعا ما الان که از اینجا مردیم رفتیم بر برزخ، از برزخ هم با نفخ صور اول خواهیم مرد.

اون مرگ دوم ماست.

ربنا امتنا اثنتین واحییتنا اثنتین ما قرآن است.

خدایا ما را دو بار میراندی و دو بار زنده کردی.

الان اینجا مرگ میاد و ما را از اینجا می‌میراند یعنی از اینجا منقطع می‌کند.

وارد چی می‌کند؟

وارد برزخ می‌شویم.

در برزخ حیات برزخی داریم.

اونجا زنده هستیم با بدنی شبیه همین بدن.

یا معذبیم یا منعم.

در جهنم برزخی یا در بهشت برزخی.

نتایج اعمال و رفتار خودمان را به تناسب برزخ می‌بینیم.

حیاتی داریم در آنجا.

فوق زمان ما هم هست.

این عالم هم محیت است.

الان برزخیان به اینجا محیت هستند از ما محروم و مستور.

اونجا حیاتی داریم.

دوباره وقتی این دمی که گفتم نفخ اول، دم اول، دم اماته است، به راه افتاد.

ما اونجا دوباره مرگی به سراغمون میاد که مرگ برزخی ماست.

اون مرگ که به سراغ ما آمد از برزخ هم می‌میریم که مرگ دوم ماست.

حیات دوم کجاست؟

ببینید احیای ثنا اثنتین حیات دوم کجاست؟

در قیامت است.

بنابراین نفخه اول می‌میراند همه را.

نفخه اماته است.

نفخه قبض است.

خدا وجود را قبض می‌کند.

دقت کنید.

اما این‌ها دیگه فقط پیش از این نمی‌شود فهمید چی؟

قبضی، دمی است میاد موجودات را قبض می‌کند.

انسان‌ها را از برزخ قبض می‌کند.

همه چیز را قبض می‌کند.

دم، دم قبض است.

دم اماته است.

حالا بعد از دم قبض و دم اماته دم دیگری است که این دم، دم احیا است.

یعنی دوباره موجودات را با یک حیات دیگر در عالم دیگر به وجود آوردن از جمله انسان‌ها را.

توجه کنید.

این دم، دم دوم است.

دم احیا است.

دم زنده کردن بعدی.

خلق جدید است که امروز می‌گفتم براتون و این هم دم است.

دقت می‌کنید؟

این هم دم است.

این هم از خداست.

منتها اون را می‌گفتیم دم قبض.

این دم چی خواهد بود اگر گفتید؟

دم بث است.

دوباره بثی پیش می‌آید.

و انسان‌ها دوباره زنده می‌شوند.

موجودات دوباره وجود پیدا می‌کنند و در یک عالمی که عالم قیامت است در محضر ربوبی قرار می‌گیرند و در اون وقت دیگه احکام و سنن همه عوض شده است.

همه موجودات و همه انسان‌ها به حق قائم هستند.

اسباب و ادل از میان رفته است.

حجوب از میان رفته است.

بسیار سننی که فقط انسان قبل از اینکه ببیند تو نمی‌تواند قیافه‌ش رو.

بنابراین نفخ صفور که در اینجا فرمود بعد از جریان مرگ که نفخ صور می‌شود بعد شما در قیامت قرار می‌گیرید و می‌بینید اون روز روز ظهیر خداست.

این نفخ صور که اینجا فرموده به هر دو تاش اشاره کرده هم به نفخ اول و هم به چی؟

به نفخ دوم.

حالا مطلب را بعد از این شب خوب ضبط کنید.

آیات قرآن در نفخ وقتی بحث می‌کند جاهایی این کلمه نفخ را یعنی جریان این نفخ صور را مطرح کرده ولی مقصود نفخ اول است.

جاهایی نفخ را مطرح کرده مقصود چیه؟

نفخ دوم است.

جایی هم طوری گفته که هر دو را در نظر گرفته.

اینجا از اون مواردی است که هر دو را در نظر گرفته و نفخ صفور که مقصود هم نفخ اول است و هم چی؟

هم نفخ دوم.

اصلاً ما از کجا بدانیم که دو تا نفخ است؟

برای اینکه این دیگه روشن باشد براتون این آیه را بنویسید بعداً روش مطالعه می‌کنید.

البته روایات هم در این باب زیاد است.

خود آیات هم اشاراتش زیاد است.

فقط من یک مورد میگم که شاهد برای اینکه نفخ دو تاست.

دو دم در پیش است.

عرض کنم که این آیه، آیه‌ی هشت-- شصت و هشت سوره زمر است.

خوب تامل کنید.

آیه را می‌خوانم، ترجمه می‌کنم، تامل کنید.

شصت و هشت سوره زمر.

می‌فرماید و نفخ صفور دمیده می‌شود در صور.

این دم اول هست.

حالا بعد آیه معلوم می‌شود این دم اول است و نفخ صفور و دمیده می‌شود در صور دم اول.

فصعد من في السماوات، من في السماوات و من في الأرض.

پس می‌میرد.

البته صعد اینم یادتون باشد.

وقتی نفخ صور آمد من گفتم نفخ مرگ است.

نفخ امات است.

نفخ میراندن است.

یادتون باشد این مرگی که با نفخ اول میاد یه معنی خاصی دارد و لذا قرآن عوض مرگ چه گفته؟

صعد گفته.

یه حالت صعد است.

هم به کل برای همه موجودات میاد با همان دم اولی که می‌میراند گفتیم و مرگ نیست به معنی صعد.

به معنی خاص.

ما هم که در برزخ می‌میریم اون هم صعد است.

دقت کنید.

اون هم مرگ به معنی خاص است.

نتوانید مرگ را یه مفهوم خاصی تصور کنید.

یه مفهومی دارد که در موقع، در موقعش معلوم می‌شود.

پس صعد از خود بیخود می‌شوند، از خود منسلخ می‌شوند، می‌میرند.

حالا هرجور گفتید.

بی‌هوش می‌شوند، مدهوش می‌شوند، به صعد می‌افتند.

عینیت قضیه را باید دید و فهمید.

نفخ می‌شود در صور.

فصعد من في السماوات و من في الأرض.

هر که در آسمان‌ها و زمین است همه می‌میرند یا به صعد می‌افتند.

إلا من شاء الله.

مگر کسانی که این صعد و این نفخ آنها را شامل نمی‌شود و به صعد چیه؟

نمی‌افتند.

این‌ها فقط عبارت هستند.

آن چنان که از آیات قرآن استنباط می‌شود، مسلم عبارت است از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از حضرات معصومین کلاً.

یعنی از آقا حضرت رسول و حضرت زهرا حضرات معصومین می‌شود انتفی تا حدودی تعمیم بدهد به انبیا.

در هر صورت مخلصین هستند حضرات.

مخلصین هستند.

این من شاء الله یک استثنایی کرده است که این‌ها از حکم نفخ صور و همان دم اول این‌ها مستثنا هستند چون این‌ها جنبه خلقی دیگه نمانده درشون.

این‌ها فانیان در وجه حق هستند و طبعاً دیگه حالت مخلوقی ندارند که این دم به سراغ آنها بیاید.

از مقام مخلوقی گذشته و فانی در حق شده‌اند.

چون به مقام فنا در عبودیت رسیده‌اند از خودشون نام و نشانی و رسم و رسومی نمانده است و این‌ها یه مقدارش، یه مقدارش اصطلاحات دیگه اهل اصطلاح هستیم به کار می‌برم چاره‌ای نیست.

بالاخره چیزی نمانده که نفخ صور بیاید این‌ها را بمیراند.

این‌ها در حقیقت نفخ صورشون شده یا نشده؟

شده، گذشته.

توجه می‌کنید؟

نفخ صور اول و دوم حضرت عمیق در همین جا شده.

دقت می-- حالا اینا رو دیگه بعدها انشاالله خدا کنه بفهمید و خدا هم کنه که نگید این‌ها حرف این اصطلاح حرفای درشه.

عرض کنم که یعنی خدا به شما انشاالله معرفت بده و به ما به هممون.

من گاهی فکر می‌کنم میگم که این‌ها که میگن ضروریات قرآن را انکار نکنید.

این‌ها میگن معارف است باز ضروریاتش چرا انکار می‌کنم؟

فکر نمی‌کنم که گناه بسیار بزرگی را مرتکب می‌شوند.

در هر صورت من شاء الله مستثنا هستند.

صعد من في السماوات و الأرض.

اینجا اگر خواستید خوب همین استثنا را بفهمید به نوشته مرحوم علامه که همان رساله انسان بعد از دنیاست و ترجمه شده دیگه نمی‌دونم ترجمه‌اش در چه وضع و حالی است.

اما متن رساله را ما داریم و از روى نوشته خود ایشون استنساخ کرده‌ایم.

ایشون-- من رساله خطی بود دارم من دارم با سایر رساله‌ها.

یه رساله دارم به نام الانسان بعد الدنيا.

سه تا رسالت الانسان قبل الدنيا، في الدنيا و بعد الدنيا.

اون انسان، انسان بعد الدنيا که رساله معاد است یا حیات بعد از مرگ است که اینجا ترجمه کرده‌اند در اون اثر صالحان من دیدم اگر ترجمه‌اش ترجمه کاملی باشد اونجا هم خواهد بود.

اونجا ایشون در یک بحثی پنهان در معاد دارم بسیار مفید اما پنهان است.

اونجا ایشون به این مسئله دو، به مسئله دو نفخ که اشاره کرده نفخ اول و دوم به این استثناء اشاره کرده و دلایلی آورده است که این استثناءها مراد شکستگان هستند.

همان‌هایی هستند که محبوس هستند و دم این‌ها قبلاً شده تمام شده.

دیگه این‌ها مشمول دم نمی‌توانند باشند.

اصلاً دم به این‌ها شمول نمی‌تواند پیدا بکند.

اون دم اول و由此 دم دوم.

عرض کنم که اصل استثناء زیاد به دم اول می‌خورد.

إلا من شاء الله بعد چیه؟

این آیه.

گفتم که این آیه را شاهد می‌گفتم برای اینکه نفخ دو تا است.

اول فرمود که نفخ می‌شود در صور.

فسعق من في السماوات ومن في الأرض همه به صاعقه می‌افتند إلا من شاء الله.

مگر اون کسانی که خدا می‌خواهد.

این‌ها نه.

بعد فرمود ثُمَّ نُفخَةٌ أُخری.

سپس دوباره در صور که می‌شود دم می‌شود.

این نفخة أخری خیلی صاف می‌گوید که یعنی دم بعدی هم هست که نفخ دوم است.

فإذا هم قيام ينظرون وقتی نفخ دوم شد انسان‌ها در محضر و در پیشگاه خدا قيام، می‌ایستند و حاضر هستند و ينظرون می‌بینند صحنه قیامت و جزا و بعد و بعد اینجا.

آیه خوبی هم می‌گوید که نفخ دوم است که انسان‌ها را وارد چی می‌کند؟

وارد صحنه قیامت می‌کند.

نفخ اول فقط می‌میراند.

همان قبر است.

نفخ دوم که نفخه احیا است به اصطلاح بعد смерть انسان‌ها را بعدش چی؟

وارد صحنه قیامت و محضر ربوبی می‌کند و مسائل شروع می‌شود در قیامت.

خب این آیه شاهد برای ما است که نفخ دو تا نفخ است.

خب از این گذشتیم.

نَفَخَ في الصُّور.

اینجا یه چند نکته ذوقی هم بگم که دوستان توجه داشته باشند.

الان دمی از خدا به راه افتاده، این خلقت را به راه انداخته.

تأمل بکنید.

یک نفسی از خداست.

دمی از خداست.

نفس الرحمن است و این عالم خلقت کلاً قطعات و مجالی و مظاهر و مراتب این نفخ است.

این دم است که الان به راه افتاده.

خلقت یعنی چه؟

یعنی یک دم از خدا، یک دم.

این دمی است الان جریان، به جریان افتاده و هست و حالا هنوز خواهد بود.

این یک دم است از خدا.由此 عرفا از این دمی که این خلقت را به راه انداخته از این عرفا تعبیر کردن به نفس الرحمن.

یعنی دم رحمانی است.

از اسم رحمان است.

دمی است عوالم به راه انداخته و موجودات به راه انداخته.

مثلاً اگر می‌خواهم به شما مثال بزنم.

می‌بینید الان دمی از حلقوم من میاد این به صورت کلمات میاد، جملات میاد، هر کس حروف میاد، حروف با هم ترکیب پیدا می‌کنند، کلمات می‌شود، کلمات با هم جمله به مثال ترکیب پیدا می‌کنند یه جمله می‌شوند به معانی و مقاصدی در این جملات هست.

دمی که از حلقوم من میاد از حلق من میاد.

به اصطلاح از هر انسان همینطور.

این دم به صورت به اصطلاح در مقاطع فهم یعنی در مقاطع دهن به صورت حروف، کلمات و جملات میاد.

معانی خاصی هر کدامش به، به اصطلاح صوت خاصی معانی خاصی می‌دهد.

لذا عرفا گفتند برای تقریب به ذهن‌ها.

دمی از خداست البته تشبیه نیست ها تشبیه زندقه است و کفر است.

نه، نه ذات خدا را می‌شود تشبیه کرد به چیزی چون شبیهِ ندارد، نه اوصافش را و نه افعالش را.

برای تقریب به ذهن است که می‌خواهند به ذهن حقیقت را نزدیک بکنیم تا تاحدودی بشود که تا حدودی بفهمیم.

نفسی از من می‌آید.

این نفس در مقاطع فهم یعنی دهن قطعه قطعه می‌شود و به صورت حروف میاد و کلمات و جملات و هم ظاهر این‌ها با هم فرق دارد هم معنی‌اش.

یک مثال زدم.

بعد نفس الرحمن به از خدا صدور صادر می‌شود از اسم رحمان صادر می‌شود.

این مثال حروف دارد، کلمات دارد، جملات دارد، حروف و کلمات و جملاتش عبارت است از این خلقی که می‌بینید.

این‌ها چی هستند؟

این‌ها کلمات است که حروف است، جملات است که از همان دم است و مراتب آن دم است و ظهورات همان دم است.

الان این جملاتی که من میگم ظهورات همان نفس است یا نیست؟

اون هست یا نیست؟

اشکال مختلف اون هست یا نیست؟

مراتب مختلف اون هست یا نیست؟

ظاهر‌های متفاوت دارد و معانی متفاوت.

برای تقریب به ذهن.

دمی از رحمان به راه افتاده.

عوالم جبروت و لاهوت و ملکوت و عالم ماده با ریزه کاری‌ها.

این‌ها همه مقاطع این دم و ظهورات این دم است.

این دم است.

این دم بسط است.

یه وقتی از خدا دم دیگری به راه خواهد افتاد که اون دم قبر است.

همان نفخه‌ای که می‌شود نفخه اول.

دوباره یک دم بسط دیگر که خلق جدید است.

الان این خلق اول است.

اون آخری خلق جدید است.

در وسط هم که دم چیه؟

دم قبر است.

اگر بی‌حساب حساب بکنید دم چند تا دم می‌شود؟

سه تا.

دم اول و دوم و سوم.

همان که بعضیا گفتند دم سه تا.

والسلام علیکم ورحمة الله وبركاته.

الله الله الله الله يا الله يا الله يا الله يا يا الله يا الله يا الله