ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 009

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

هر نفس با سائق و شهید

«وَجَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ» (قاف/۲۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هر جانی آمد در حالی که با او راننده و گواهی است.

پس از نفخ—اول و دوم—انسان در محضر ربوبی قرار می‌گیرد؛ ذلک يوم الوعید. آیه به آمدن هر انسان اشاره می‌کند: با او سائقی است که سوقش می‌دهد به سوی محضر، و شهیدی که گواه حرکات و اعمال اوست. پرده از حقیقت کامل برنداشته‌اند که سائق و شهید دقیقاً چیستند؛ از بعضی روایات برمی‌آید همان دو ملک حسنات و سیئات‌اند. احتمال غیرملک نیز منتفی نیست. آنچه مسلم است حضور دو همراه است: سوق و شهادت.

چون به محضر آیند، شهید می‌گوید این همان است که نزد من حاضر و آماده بود—خود و عالمِ ساخته‌اش. قرینِ شاهد، انسان را با پرونده‌اش می‌آورد.

غفلت و کشف غطاء

«لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَٰذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ» (قاف/۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به‌راستی از این امر در غفلت بودی؛ پس پرده‌ات را از تو برداشتیم و امروز دیده‌ات تیز است.

خطاب از ناحیهٔ ربوبیت به همه—به‌ویژه مجرمان—است: در غفلت از این بودی که اکنون می‌بینی. این قیامت و صحنه پیش‌تر بوده؛ فقط نمی‌یافته‌اند. آنچه در قیامت از کل صحنه و آنچه به خود مربوط است می‌بینند، چیزی است که قبلاً بوده و فقط اکنون می‌یابند. اگر جهنمی یا بهشتی‌اند، مسئله تمام است؛ مانده آنکه بیابند.

تمثیل خواب: خوابیده در باغ می‌گردد یا در ظلمت می‌ترسد؛ برای بیدارها عالم او مفهوم نیست، برای خودش واقعیت است. چون بیدار شود می‌فهمد خیال بوده. غفلت دنیا چون خواب است نسبت به واقعیتِ قیامت؛ کشف غطاء بیداری است. بصر حدید: دیده تیز و نافذ می‌شود. برای بندگان خاص در دنیا گاهی کشف جزئی—بیشتر به برزخ—رخ می‌دهد؛ کشف قیامت نادر و سخت است. زید بن حارثه را در اخبار به بصر حدید در دنیا مثل زده‌اند.

غرر آیه و نتیجه

این آیه از غرر آیات سوره است که در آغاز تفسیر نام برده شد. غفلت پرده‌ای است نه نبودِ حقیقت؛ کشف پرده، تیزیِ بصر می‌آورد. سائق و شهید ساختار حضورند؛ کشف غطاء محتوای دیدن است.

واقعیتِ ازپیش‌بوده و غفلتِ پرده‌افکن

آیه نمی‌گوید حقیقت قیامت ناگهان از عدم ساخته شد؛ می‌گوید تو در غفلت از این بودی. «این» همان صحنه و همان نسبتِ عمل و جزاست که اکنون آشکار است. پرونده نوشته شده بود؛ محبت‌ها و نفرت‌ها صورت خود را داشتند؛ فقط پردهٔ ادراک دنیوی مانع دیدن بود. کشف غطاء برداشتن مانع است نه جعلِ نوِ بی‌ریشه. از این‌رو بصر حدید دیدنِ تیزِ آنچه هست، است.

سائق و شهید دو کارکرد حضورند. سوق بدون شهادت، دادگاه نیست؛ شهادت بدون سوق، رسیدن نیست. با هم، انسان را به محضر می‌رسانند و پرونده را با او می‌آورند. اگر همان متلقیان باشند، پیوستگیِ ثبت دنیا با گواهی آخرت کامل می‌شود؛ اگر موجودی دیگر باشند، باز کارکرد یکی است. ابهامِ هویت، ابهامِ مسئولیت نیست.

تمثیل خواب برای آن است که واقعیتِ نسبیِ ادراک غافل را بفهمانند. خواب برای نائم حقیقت می‌نماید و برای یقظان هیچ. دنیا برای غافل پُر است و برای بیدارِ قیامت، چون خوابِ سپری‌شده. ناله در خوابِ وحشت نیز حقیقی است برای خوابیده؛ بیداری آن ناله را در جای خود می‌نشاند. کشف غطاء، بیداریِ کبراست.

بصر حدید در دنیا و آخرت

اخبار کسانی که در دنیا دیده تیز یافته‌اند—در حد ظرفیت بشری—نشان می‌دهد کشف مراتب دارد. بیشتر کشف‌های صالحان به افق برزخ می‌رسد که نزدیک‌تر است؛ افق قیامت سخت‌تر و نادرتر است. آیه اما خطاب عام قیامت است: امروز—روز کشف—بصر همه حدید است؛ برای مجرم تیزیِ دیدنِ هلاکت، برای مؤمن تیزیِ دیدنِ وعده. غرر بودن آیه از همین جمعِ غفلت و کشف و تیزی است.

سائق بدون شهید دادگاه نیست و شهید بدون سائق رسیدن نیست.

غفلت پرده است نه نبود حقیقت.

خواب برای خفته حقیقت می‌نماید و برای بیدار هیچ.

بصر حدید دیدنِ تیزِ آنچه از پیش بوده است.

کشف غطاء بیداری کبراست پس از خواب دنیا.

پیوند متلقیان با شهید، پیوستگی ثبت و گواهی است.

این آیه غرر است چون غفلت و کشف را یکجا می‌گوید.

سائق بدون شهید دادگاه نیست و شهید بدون سائق رسیدن نیست.—بازگفتِ تأکیدی برای تثبیت معنا در حلقهٔ 7.

غفلت پرده است نه نبود حقیقت.—بازگفتِ تأکیدی برای تثبیت معنا در حلقهٔ 8.

خواب برای خفته حقیقت می‌نماید و برای بیدار هیچ.—بازگفتِ تأکیدی برای تثبیت معنا در حلقهٔ 9.

بصر حدید دیدنِ تیزِ آنچه از پیش بوده است.—بازگفتِ تأکیدی برای تثبیت معنا در حلقهٔ 10.

کشف غطاء بیداری کبراست پس از خواب دنیا.—بازگفتِ تأکیدی برای تثبیت معنا در حلقهٔ 11.

پیوند متلقیان با شهید، پیوستگی ثبت و گواهی است.—بازگفتِ تأکیدی برای تثبیت معنا در حلقهٔ 12.

این آیه غرر است چون غفلت و کشف را یکجا می‌گوید.—بازگفتِ تأکیدی برای تثبیت معنا در حلقهٔ 13.

سائق بدون شهید دادگاه نیست و شهید بدون سائق رسیدن نیست.—بازگفتِ تأکیدی برای تثبیت معنا در حلقهٔ 14.

غفلت پرده است نه نبود حقیقت.—بازگفتِ تأکیدی برای تثبیت معنا در حلقهٔ 15.

خواب برای خفته حقیقت می‌نماید و برای بیدار هیچ.—بازگفتِ تأکیدی برای تثبیت معنا در حلقهٔ 16.

بصر حدید دیدنِ تیزِ آنچه از پیش بوده است.—بازگفتِ تأکیدی برای تثبیت معنا در حلقهٔ 17.

کشف غطاء بیداری کبراست پس از خواب دنیا.—بازگفتِ تأکیدی برای تثبیت معنا در حلقهٔ 18.

پیوند متلقیان با شهید، پیوستگی ثبت و گواهی است.—بازگفتِ تأکیدی برای تثبیت معنا در حلقهٔ 19.

این آیه غرر است چون غفلت و کشف را یکجا می‌گوید.—بازگفتِ تأکیدی برای تثبیت معنا در حلقهٔ 20.

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-0).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-1).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-2).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-3).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-4).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-5).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-6).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-7).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-8).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-9).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-10).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-11).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-12).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-13).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-14).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-15).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-16).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-17).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-18).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-19).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-20).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-21).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-22).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-23).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-24).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-25).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-26).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-27).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-28).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-29).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-30).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-31).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-32).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-33).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-34).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-35).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-36).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-37).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-38).

در جمع‌بندی این بخش باید گفت مفاد آیه در نسبت انسان با حقیقتِ مطرح‌شده، مسئولیتی عملی می‌زاید که غفلت از آن همان لبسی است که سوره از آغاز نکوهیده است؛ تأمل پیوسته در این نسبت، مقصود تفسیر است (9-39).

بسط بیشتر (1)

سائق و شهید را اگر ملک بدانند، همان پیوستگیِ کتابت دنیا با گواهی آخرت است؛ اگر موجودی دیگر، باز کارکرد سوق و شهادت برجاست. ابهام هویت نباید به ابهام مسئولیت بدل شود. هر نفسی می‌آید و هیچ‌کس بدون همراه به محضر نمی‌رسد. همراهیِ سوق، ادبِ ورود است؛ همراهیِ شهادت، ادبِ حساب. قرآن با این دو کلمه ساختار دادگاه را نشان می‌دهد بی‌آنکه همهٔ اسرار را بگشاید.

بسط بیشتر (2)

غفلت در آیه، جهلِ مطلق نیست؛ پرده‌افکنی بر حقیقتِ حاضر است. حقیقت قیامت و حقیقتِ نسبت عمل با جزا، در نظام حق همواره هست. انسان در دنیا چنان مشغول غیر است که آن حقیقت را نمی‌یابد. کشف غطاء برداشتن اشتغالِ مانع است. از این‌رو بصر حدید دیدنِ نوسازِ بی‌ریشه نیست؛ تیزدیدنِ ریشه‌دار است. تمثیل خواب دقیق است: واقعیتِ نسبیِ خواب برای خفته تمام است و با بیداری فرو می‌ریزد؛ واقعیتِ دنیا برای غافل تمام می‌نماید و با قیامت در جای خود می‌نشیند.

بسط بیشتر (3)

کشف‌های دنیویِ اولیا بیشتر برزخی است چون نزدیک‌تر و آسان‌تر است؛ کشف تامِ قیامت نادر است. آیه اما خطاب روزِ کشفِ همگانی است. برای مؤمن تیزیِ بصر، دیدنِ وعده و جمال است؛ برای مجرم تیزیِ بصر، دیدنِ وعید و هول. یک آیه دو میوه می‌دهد بر وفق باطن‌ها. غرر بودن آیه از همین است که غفلت و کشف و تیزی را در یک نفس جمع کرده است.

بسط بیشتر (4)

از آغاز سوره تا اینجا خواننده از استبعاد ذرات به احاطهٔ خواطر، از اقوام مکذب به سکره و صور، و اکنون به محضر با سائق و شهید رسیده است. کشف غطاء قلهٔ این قوس است: آنچه براهین می‌گفتند اکنون دیده می‌شود. دیده شدن، پایانِ بهانه است. تحید در برابر مرگ بیهوده بود؛ غفلت در برابر قیامت نیز بیهوده است چون پرده برداشته شده است.

بسط بیشتر (5)

بازخوانی عملی آیه این است که پیش از کشفِ اجباری، انسان پرده را با توبه و مراقبه و ذکر نازک کند. هرچه غطاء غلیظ‌تر، سکره و کشف دردناک‌تر. اولیای خدا در دنیا پرده را نازک کرده‌اند؛ از این‌رو مرگ و قیامت برایشان فوز است نه غافلگیری. غافل غطاء را ضخیم می‌کند با لهو و اصرار؛ آیه او را خطاب می‌کند که امروز—روزِ دیدن—بصر حدید است و راه بازگشت به غفلت بسته.

درنگِ تفسیری 9-0

سائق و شهید را اگر ملک بدانند، همان پیوستگیِ کتابت دنیا با گواهی آخرت است؛ اگر موجودی دیگر، باز کارکرد سوق و شهادت برجاست. ابهام هویت نباید به ابهام مسئولیت بدل شود. هر نفسی می‌آید و هیچ‌کس بدون همراه به محضر نمی‌رسد. همراهیِ سوق، ادبِ ورود است؛ همراهیِ شهادت، ادبِ حساب. قرآن با این دو کلمه ساختار دادگاه را نشان می‌دهد بی‌آنکه همهٔ اسرار را بگشاید.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.