سر مکتب زاهد ذلک مما أوحي إليك ربك من الحكمة مجموعه مباحث تفسیر قرآن کریم برنامهای از گروه علوم و معارف قرآن.
انشاءالله در برنامه امروز تفسیر آیات بیست و یکم و بیست و دوم سوره مبارکه یس را با بیان مفسر وارسته حضرت آیت الله محمد شجاعی تقدیم حضورتان میکنیم.
در برنامه گذشته حکیم فرزانه ضمن تفسیر آیه بیستم نکات تفسیری و عرفانی بسیار مهمی را در باب نفخ صور بیان فرمودند.
در این برنامه استاد ضمن تفسیر آیات بعد نکات عمیقی را در توضیح آیه بیست و دوم بیان میکنند که امیدواریم استفاده کافی از این درس ببرید.
با هم درس تفسیر امروز استاد مفسر را میشنویم.
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
وجاءت كل نفس معها سائغ وشهید.
نفخ صور که شد اول و دوم و انسان در محضر ربوبی که قرار گرفت ذلک يوم الوعید.
این روز وعید از روزی که خدا وعده داده است.
وجاءت خب حالا اینجا به آمدن انسانها به محضر ربوبی در آن روز قیامت که با نفخ دوم پیش میآید اشاره میکند.
وجاءت کل نفس و میآید هر انسانی معها با او سائغ صاعق دهندهای است و شهيد و شاهدی است.
یعنی با هر کسی دو موجود هست.
یکی او را سوق میدهد به قیامت به سوی محضر خدا و یکی هم شاهد حرکات و کالات و اعمال اوست که با او است که شهادت خواهد داد.
شاهد است.
اینجا به تعبیر معظم الایмость سائغ و شهيد چی هستن؟
چی هستن؟
آیا ملکاند؟
غیر ملکاند؟
اگر ملک باشند همان دو ملکی که یکی موصل بر حسنات انسان است یکی موصل بر سیئات انسان است.
آنها هستند.
پرده از روی غیبی خداy متعال برنداشته.
معلوم نیست این سائغ و شهيد چیستند و کیستند.
البته در از بعضی از روایات استفاده میشود که سائغ و شهيد همان دو ملکی هستند که با انسان هستند که حسنات و سیئات انسان را مینویسند.
یکی از اینها سائغ است یکی شهيد است.
اما خود آیه بالاخره چیزی نگفته است.
میشود از اون روایت چیز استفاده کرد.
الا اینکه هرچه هست مسئله، مسئله عمیقی است.
حالا هرچه هم بگیم زیاد نمیفهمیم چی میگیم.
سائغ میدونید کسی که در راه پیش میرود، در یک مسیری پیش میرود.
مثلاً میگیم سائغ یک مثلاً شما یک عارضی را حساب بکنید، یک ماشینی را که در یک زاویهای راه میروند را حساب بکنید، یکی او را سوق میدهد یعنی به اصطلاح در مسیری پیش میرود سوقش میدهد از عقب، از پشت سر، از پشت سر سوق میدهد.
یکی دیگر از جلو میکشد میبرد.
سائغ اونی را میگن که چیه؟
به اصطلاح از پشت سر سوق میدهد.
با انسان یک سائغی هست که او را سوق میدهد به محضر ربوبی برساند.
این چیزی به بسیار اعجابآمیزی است.
من بیش از این دیگه نمیتونم بفهمم و بگم به شما فقط شما را تأکید میکنم که بفهمید.
یعنی بسخت بکنید تا چه اندازه بفهمید.
یک سائغی هست که من و شما را مرتب علی الاتصال به کجا سوق میدهد؟
به محضر خدا.
دقت میکنید؟
حالا این چیزی نگفته سر به سر.
یعنی ما بین یعنی اینطور نیست که بین نرین باشد.
میبرند ما را سائغی هست.
یکی هم مرتب در این، این یکی سائغ است.
یکی هم مرتب در همین سوقی که این سائغ ما را میدهد و ما میبریم دارای حرکات و احوالی هستیم، مرتب شاهد احوال ما در این سفر است.
او هم شاهد خواهد بود، شهادت خواهد داد.
یه چنین چیزی از آیه برمیآد.
دو موجود با ما هستند.
یکی سائغ ماست یکی شهيد ماست.
شهيد یعنی شاهد احوال ما که شهادت خواهد داد.
تا اینکه این سائغ و شهيد جاءت گفته میآید به محضر خدا هر انسانی در حالتی که با او سائغ او و شهيد او.
سائغ او میآورد او را به محضر خدا، شهيد او هم که در محضر خدا به آنچه از او سرزده است چه میکند؟
شهادت میدهد.
اینها را انسان مخصوص مجسم میکند در نظرش.
نمیدونم شما اینو مجسم میکنید در نظرتون.
بسیار بسیار مسئله و هر انسانی برای این آیات قرآن به هر طرفش برمیگردد و دقت میکند مسئلهای که ما داریم مسئله را مشکلتر میکند و دقت میکنید؟
اینها را تأمل هم داشته باشید.
مسئله ما را یعنی انسانها را در آنچه در آینده است بسیار سخت میکند.
سائغی هست مرتب ما را سوق میدهد.
شهیدی هم مرتب با ما هست که این شهادت خواهد داد.
این قضیه یعنی خدا مراقبت کرده روی ما به این صورت که آیات قرآنی اینجور به شما میدهد.
و ما در این غفلت بسیار خطرناکی که حس میکنیم همینطور به ما را به حال خودمون واگذار کردند و زیاد چیز مهمی نیست.
یه حساب کتاب جزئی در آنجا است اگر معتقد باشید.
ولی اینطور نیست.
صاعقی هست، مرتب مأمور کرده خدا ما را ببرد به محضر او.
اینقدر یعنی خدا اهمیت به قضیه میدهد درباره ما.
بله.
شهیدی هم هست که مرتب در این صعود که این صاعق ما را میدهد لحظه به لحظه پیش میبرد، از اون لحظه که به وجود آمده این صاعق صعود میدهد او هم لحظه به لحظه ما را پیش میبرد.
این شهید هم لحظه به لحظه ما را زیر نظر دارد که او هم زیاد اونجا میگوید که این چه طرز است.
حالا بعداً هم خواهد گفت.
بعداً در آیات بعدی هست که این شهید میگوید که «این آیه را بعداً میخوانیم.
این چه طرز تخریش است؟
آمدن انسان که آمد به محضر خدا، این دو هم با او آمدهاند.
این صاعق صعود میدهد، شهید هم با او میاید.
آمدند محضر خدا.
اون شهید میگوید که «این آیه را بعداً میخوانیم.
توجه میکنید؟
بسم الله.
این همان انسانیست که نزد من بود حاضر و آماده در محضر است.
اینجا میگه یعنی خدا اینجوری تعبیر میگه.
«این آیه را بعداً میخوانیم.
یعنی خدایا این اونیست که نزد من بود بسم الله حاضر و مهیا در محضر است.
توجه میکنید؟
و این حرکات و شکنات عالم او بسم الله در محضر است، آماده است.
یعنی خودش را میبرد و عالمش را میبرد با همه در محضر خدا قرار میدهد و به خدا میگوید که «این آیه را بعداً میخوانیم.
حاضر و آماده است پروردگارا.
این که با من بود و به اصطلاح من مأمورش بودم آوردم خودش را و عالمی که داشت را آوردم به محضر.
این چه طرز تخریب است؟
«این آیه را بعداً میخوانیم.
بعد این آیه را دیگه عرض کنم که آیه که در اول سوره یاس است گفتم که مرحوم علامه گفتند که در این سوره از اون آیاتی که از غرر آیات این سوره است یکی این است.
یاس را در اول گفتم.
سه تا آیه را ایشان فرمودند که از غرر آیات است.
یکی این را گفتند که دو تای دیگر هم بعد سوره است که خدا خواست بعداً خواهیم زدی.
این یکی است.
لقد كنت.
انسان که آمد، جا است به محضر خدا آمد.
صاعق و شهید او را آوردند و با هم آمدند و در محضر قرار گرفت.
در محضر ربوبی.
خب خطاب میآید به انسانها از ناحیه خدا.
خب انسان طبعا در اون وضع و عالم که در آگهی با صنن و احکام دیگر است که الان اصلا به تصور ما نمیآید.
انسان مسلماً در حال تعجب و تحیر خواهد بود.
همه هم در حال تحیر و تعجب خواهند بود.
این چیست؟
این چه وضعیست؟
چه عالمیست؟
گفتم دیگه انسان همه پردههای خودش را میبیند.
اون هم با چه صورتی.
اصلا نمیشود گفت چه جوریه.
بالاخره همه در تحیرند.
همین جا خطاب میآید که تو اینکه الان شاهد شدی اول قضیه، این قیامت، این صنن، این احکام، اون اعمالت با این صور، با این وجه الی آخر.
به اینکه شاهد خدا هستی و به اصطلاح قیام خود و وجود به خدا را میبینی.
خیلی مسائل و حقایقی که اون روز پیش میآید.
خدا میفرماید که اینها قبلاً بود.
اینها که میبینی الان چشمت اون روز باز شد، قبلاً بود.
اما فقط این بود که تو نمیدیدی.
تو غافل بودی.
با تو بود.
اصلا بود تو.
نفس العین تو بود.
در برابر چشمت بود، در اطرافت بود، در همه جا بود اینها.
تو نمیدیدی.
الان چشمت را باز کردیم.
چشمت را تیزبین کردیم.
یک پرده از میان برداشتیم.
تو در پرده بودی.
اینها بود.
چیز جدیدی نیست.
بالاخره این که گفت از غرر آیات است باید خیلی روش دقت بکنید.
یعنی آنچه که ما در قیامت خواهیم دید از کل قیامت، از جزئیات قیامت و даже آنچه که به خود ما مربوط است، همش الان هست.
همین الان هست.
نه اینکه نیست، خواهد آمد.
هست.
ما نمییابیم.
ما در غفلتیم.
و مردن و بعد نفخ ثانی آمدن و با اون توصیفی که من براتون گفتم.
نفخه اول و دوم همه در واقع اینها مقدمه است یا قدمهایی است برداشته میشود که این پرده غفلت از میان برود.
آنچه الان ما در غفلت از او بودیم، دیگه در غفلت از او نباشیم و حقایق برای ما چی میشود؟
مکشوف میشود.
چنین چیزیست مسئله قیامت.
مردن و نفخ ثانی.
اینا همش برای این است که پرده از میان برود.
حقایقی که الان ما نمییابیم، یافته بشود.
این مسئله است.
و این خیلی مسائل را مشکل میکند.
نمیدانم حالا خیلی چیزها را هم نمیشود به زبان آورد.
خود دوستان در مقام تصور شخصی خودتون، تفکر شخصی خودتون چه اندازه در این این امثال این حقایق را میشنوید؟
چه اندازه تأمل میکنید؟
بالاخره آنچه که الان من برای خودم کردهام، یعنی بهشت و جنت و جهنمش درست شده است.
اینطور است.
یعنی مسئله تمام شده.
مسئله من تمام شده است تا حالا هرچی بوده بعد از اینش هم تمام خواهد شد اینجا.
بالاخره من آنچه برای من خواهد آمد یعنی شده.
مسئله اینطور است.
این آیه اینطور نشان میدهد دیگه.
توجه میکنید؟
آنچه من در قیامت از کل قیامت و آنچه به خود من مربوط است، میبینم و مییابم چیزی که قبلاً بود.
قبلاً بود و من فقط نمییافتم، فقط خواهم یافت.
یعنی الان من جهنمی باشم، بهشتی باشم، هرچی باشم.
یعنی مسائل هم درسته، تمام شده.
الان فقط من نمییابم.
مانده است اینکه من بیابم.
فقط این قسمتش مانده بعد هم این رو خودتون زیاد تأمل بکنید.
هر اندازه که فکرتون کار میکند، تأمل بکنید که ببینید چه نتیجهها میگیرید.
"لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَٰذَا" که اگر ترجمهی آیه خود را تفحص کنید، این خطابی است از ناحیهی خدا به همه انسانها.
"لَقَدْ كُنْتَ" حقیقتی است که تو بودی انسان "فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَٰذَا" در غفلتی از این مسئله که الان میبینی "مِنْ هَٰذَا" یعنی از این، از این که میبینی، از این قیامت، از این که فراخوت و صحه که میبینی.
"فِي غَفْلَةٍ" دوستان لا به زبان الان اونایی که خوندن الان اونایی که خوندن نخوندن در "فِي غَفْلَةٍ" یه تعبیر مخصوصی است.
در یک غفلت خاصی.
این را به قول اهل ادب میگن غفلت مخصوصی.
یعنی این غفلت از اون غفلتهای بخصوص است.
من یه مثال بگم به دوستان اینجا خوب به نظر بیاره.
شما همه ما میخوابیم دیگه.
میخوابیم و خواب هم میبینیم.
این که قرآن فرموده "وَمِنْ آيَاتِهِ مَنَامُكُمْ بِاللَّيْلِ" فکر بکنید که فکر رو به رویید در حقایق و اسرار وجود.
یکی این است که این خوابی که شما دارید این از آیات خداست.
اگر فکر کنید خیلی چیزها برای شما روشن میکند.
این چیز لا به حساب شده بوده اینطور فرموده دیگه.
"وَأَمِنْ آيَاتِهِ مَنَامُكُمْ بِاللَّيْلِ".
این من و شما شب میخوابیم.
اولا خود اون وقتی در خواب هستیم از آن چیزی که در اطراف ما میگذرد و همه جا پر است از این واقعیات که در این عالم بیداران مییابند، دقت میکنید؟
کسی را حساب بکنید همین الان در اینجا خوابیده باشد.
ما در اینجا talking میدیم، شما گوش میدهید، یه عالمی و از اینجا کنارم عوالم پر است دیگه.
متاع زیاد است.
اون کسی که خوابیده است در اینجا در خواب است.
نمرده است و در خواب است.
یه حالتی دارد به نام خواب.
این که در خواب است خوابیده است از این واقعیات که در اطراف هست و حتی از آن وا از در ارتباط با این واقعیات آن چیزی که حتی وجود او در بدن او میگذرد، بگویم از حالات بدن اینها، این آدم در غفلت است که در غفلت نیست.
هست دیگه بله دقت میکنید؟
و برای او معنی دارد این واقعیات در اون موقع که در خواب است.
اصلاً چنین چیزهایی در نظر او برای او معنی دارد که هست یا نیست اصلاً در نظر او معنی ندارد.
معنی ندارد.
دقت میکنید؟
حالا جمله را عوض میکنم.
این یک مثال بود که بعد روش حساب بکنید.
ما الان اینطور هستیم.
الان این مثال این جمله را عوض نکرده، ما الان اینطور هستیم.
یعنی شبیهم آن کسی الان در این وسط فرض کنید خوابیده باشد و ندانست چی هست در این عالم.
اما هست ها.
او غفلت خاصی دارد.
غفلت خواب است.
اصلاً برای او اصلاً معنی ندارد ولی هست.
فقط او نمیداند.
شعورش نمیرسد.
مسئله قیامت هم همینطور است.
آن چیزی که برای ما در قیامت خواهد آمد الان پر همه جا را پر کرده.
همه جا را پر کرده.
ما در احاطه قیامتیم یادتون باشد.
ما در قیامتیم از همین الان.
منتها شبیه اون خوابنده که خوابیده است در این در متن این واقعیات ولی خودش چیه؟
خودش نمیداند تا اینکه بیدار شد میفهمد که بله اینجور حسابی است.
قیامت ما شبیه بیدار شدن ماست.
الان ما در خوابیم، در قیامتیم.
میمیریم، نفخ صور میشود یعنی بیدار میشویم.
بیدار میشویم و اون چیزهایی که الان بود و در خواب بودیم و نمییافتیم را چی میکنیم؟
مییابیم.
شبیه این مسئله است.
مثال دیگر براتون بگم.
این "فِي غَفْلَةٍ" را معلوم میکنم.
مثال دیگر.
کسی به اصطلاح در خواب را خوابیده خواب ببیند.
خواب ببیند.
شما خواب میبینید دیگه.
در وقتی که انسان خواب میبیند، اون چیزهایی که خواب میبیند، این برای این بیدار این طرف مثال رو این دفعه حساب میکنم.
برای آن که مثلاً کسی اینجا خوابیده، اونجا خواب میبیند، در باغی گردش میکند و چش میزند، لذت میخرد از مثلاً در یه جای ظلمت میایستاد و در وحشت میایستاد.
جراندا هست و اذیتها هست و میترسد و از همین رو نالهها هم میزند.
یک خوابیده خواب بد میبیند.
این اون عالمی دارد یا ندارد؟
دارد.
برای من و شما عالم او مفهوم حضور است یا نه؟
نیست اصلاً.
معنی دارد؟
نه.
وجود دارد در ضایعه ما، در ضایعه ادراک ما؟
نه خیر وجود ندارد.
برای او واقعیت است.
برای او عالم است.
او الان در عالم خودش هست.
من نمیدانم.
من محجور از عالم او هستم.
اصلاً نمیدانم.
و بالاخره اونی که او دارد، اون عالم دارد، عالم خیال و وهم است که واقعیت ندارد.
یه خیال و وهمی است.
ها خیال و وهم است.
و او در عالم خیال و وهم خودش غوطهور است.
اما عالم است برای خودش ها.
بعد از اینکه بیدار شد میفهمد چی بوده؟
خیال و وهم بوده.
مادامی که بیدار نشده نه ها.
اون وقتی در متن خواب غوطهور است، اونجا عالم است، برای خودش حقیقت است.
وقتی بیدار شد میفهمد چی بوده؟
خیال بود.
همش کن لم کن.
هی همش رفت.
توجه میکنید؟
ما از عالم او بیخبریم.
او در عالم خود غوطهور است.
عالم خود را حقیقت میداند.
همین که خود او بیدار شد در عالم ما قرار گرفت، میفهمد که ما خیال بوده.
از این طرف مثال هم به این مسئله دقت میکنید.
این مثال اینجوری است.
ما الان که در این حیات دنیوی هستیم از قیامت که گفتیم حتم محجور هستیم بر احاطه.
اول مثال که گفتم با یک عالمی که خودمون داریم مشغول هستیم.
با اونها هم مشغول هستیم.
هم الان هم در همین عالممون هستیم اینجا.
مردن دارد، خوابیدن دارد، خوشی دارد، ناخوشی دارد، چیزا، چیز دارد.
در این عالم خودمون هستیم.
از اون قيامتی که پشت پرده است یعنی پشت پرده یعنی غفله، از اون در غفلتیم.
در عالم خودمون غوطهوریم.
شبیه درست چیه؟
نه گفتید؟
شبیه ها؟
شبیه خوابیدن اون کسی که خوابیده.
یه وقت بیدار شد میفهمد که اون همه اش خیال بوده.
مسئله دی-- مسئله اصلی چیز دیگر بوده.
ما هم در قیامت بعد از مردن، بعد از نفخهای وقتی که در محشر غفوری قرار میگیریم، دفعهاً بیدار میشویم از خوابمون و اینها میفهمیم خواب و خیال بوده.
حقیقت آن بوده ولی در همین جا هم بوده و ما چی میکردیم؟
ما نمیدیدیم.
این دو گوشه مثال را فراموش نکنید برای فهم و برای توضیح این جمله که فرمود: "لقد کنت فی غفلة من هذا".
بسیار عجیب است ها.
حالا خدا کنه شما از اونها باشید که خدا مشمول عنایت خدا باشید در اینجا از طریق بعضی از حالات روحی و بعضی از مشاجرات صحیح به این حقایق هم برسید.
چیز بسیار عجیبی است.
الان ساعتی میگم من و شما در خواب هستیم.
یه خواب خاص میبینیم، خواب میبینیم.
یک خواب طولانی میبینیم.
البته من الان گفتم در قیامت انسان بیدار میشه، فهمش خیال بوده.
ولی اصل بیداری کی هست بدانید؟
در موقع، آره در موقع مرگه.
پیامبر رسول الله فرمود: الناس نیام فإذا ماتوا انتبهوا.
صلی الله علیه و آله و سلم.
مردم همه در خواب هستند.
خیلی تشبیه خوبیه.
خوابند.
وقتی مردند بیدار میشن.
درست است.
مردن در یه عالمی قرار گرفتن است.
انسان میدونه که تازه بیدار شد و حقیقت آن است که تازه پیش آمده است که مقدمه قیامت است.
خودش هم در قیامت پیش میآید.
"لقد کنت فی غفلة من هذا".
تو در غفلتی از این مسئله بودی.
نوعی از غفلت.
"فکشفنا عنک ستاک".
ما آن چه کردیم از تو ای انسان پردهی تو را برداشتیم.
"فکشفنا عنک ستاک".
"فبصرک".
از چشم تو.
"اليوم".
امروز، امروز یعنی در این صحنه.
"حديد".
تیزبین است.
چشم تیزبین شد.
اون چیزهای رقيق و لطیف را که قبلاً نمیدید، چی میکند؟
میبیند.
این تعبیر هم بازش تکرار کردن.
"بصرک اليوم حديد".
یعنی الان این چشمی که من و شما داریم بصر ما الان حديد نیست.
ضعیف است، ضعیف است.
اگر بصر همین بصر ما الان هم حديد بشود، آنی که در از، از غفلتی میبینیم.
به اصطلاح اون جوان را قبلاً گفتم دیگه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بود.
گفت در جهاد گفت بهشت را میبینم، بهشتیان را میبینم، جهنم را میبینم و جهنمیان را میبینم.
صداهاشون به گوشم، گوشم را پر کرده است و آن زید بن حارثه این شخصی که بود که این بصر حدیدش در اینجا یعنی بصرش در اینجا حديد نافذ شده بود.
نوری در چشم میآید که این نور چشم را تیزبین میکند و آن چیزی که در اطراف ما میگذرد را انسان در حدی که البته چشم و مشاشه ایجاب میکند، اون هم اگه صحیح باشد، انسان در اینجا میبیند.
شما ممکنه از این در حد چشم البته، چشم بردارید و در قیامت میآید.
قیامت به اصطلاح حقیقت به صورت کامل و کامل برای همه manifest میشود.
این اگر باشد برای بندگان خاص خدا در اینجا به صورت خیلی جزئی میشود.
اما این جزئی به همین صورت ایجاد میشه.
بالاخره حقایق قیامت و پشت پرده تا حدودی که کشفش و مرتبه کشفش ایجاب میکند پیش میرود.
اکثر کشفها هم بیشتر به برزخ میرسد.
این بندگان صالح خدا وقتی به کشف میرسند بیشتر به برزخ میرسند چون آسانتر است.
اما کشف بالاتری از قیامت چیزهایی manifest میشه خیلی سخت است.
برای نادر از آتش میآید و آن خیلی محدود، خیلی کم.
یک دفعه میگوید که مثلاً میبیند که من در آتش میسوزم.
خب شما نمیبینید.
من خودمم نمیبینم.
اما اون شخص صاحب بصر حدید، صاحب چشم دل میبیند که من در آتش میسوزم و من میسوزم دیگه.
این چه چیزی را میبیند؟
همون چیزی که در قیامت پیش میآید الان هست.
من غافلم.
شما غافلیید.
او خدا پرده برداشته به اندازه چشمش.
در اینجا این پرده کنار رفته و ما میسوزیم، اونجا میبینیم.
این خلاصه آیه از یک چیز بسیار بالایی خبر میدهد.
در آخر شما را توصیه و تهدید میکنم به تأمل درباره این آیه.
هرچه میتوانید تأمل کنید.
البته از خدا هم بخواهید که شما را در مقام تأمل و تفکر از لغزش و به خطا رفتن حفظ بکند.
چون ممکنه انسان خطا برود و لغزش پیدا بکند در مقام تفکر.
الان خوب تفکر بکنید.
مزه خاصی دارد.
من الان در اینجا هستم که مزه خاصش این است دیگه.
من در اینجا الان این واقعاً مزه خاصی میدهد این آیه.
در اینجا فرد فرماید که به مثلاً به کار حرامی انجام میدهم، لذتی دارد، لذتی دارد در اینجا، کسی دارد، حساب کتابی دارد، خلاصه یه ماهیتی دارد اون کار حرامی که من اینجا انجام میدهم لذتی هم برای من دارد.
این مزه خاص آیه این است خلاصه.
این طرف قضیه در عالم خواب چنین است.
اما در اون طرف قضیه که اون هم هست و حقیقت هم همونه، این خواب است، خیال است اون طرف در حقیقت من میسوزم.
این گفتم مرجع آیه اینطور هستا.
در این طرف هضم میکنم، در اون طرف چی میکنم؟
میسوزم.
اینطورم.
میسوزم و خیلی از بیشتر چیزها اضافه از سوختن هست.
در اون طرف میسوزم نمیدونم.
در این طرف لذتی دارم اینو فعلاً میدونم.
این خواب است، اون حقیقت است.
دقت میکنید؟
مرجع خاصی داره خلاصه خودتون خدا انشاالله به شما توفیق بده هرچه بیشتر تأمل بکنید و اگر شما تأمل کردید و اگر توفیق داد خدا به شما، اون وقتی میخواد گناه بکنید فوراً لااقل عقلاً حالا دیدنش مشکله که نمیشه ها.
لااقل عقلاً فوراً متأثر میشید که شما مثلاً اعدام گناه میکنی.
یعنی خودتونو اعدام میکنید به چی میاندازید؟
به آتش میاندازید.
یه دفعه خودتون دلتون میسوزه.
اینش خواب است.
اون درست است.
اگر یقین داشته باشی که قرآن است و حق است و اینم توجه داشته باشی که ما هیچی نمیدانیم و خدا باید تک تک رو به ما بگه، اون وقت میگید خودتون میسوزید.
یه وقت میخواد گناه بکنی میگی صاف و رویداد خودتو میخوای به آتش بیندازی.
بس سلام.
اونجاش خواب است، اون حقیقت است.
در هر صورت در اینجا بحث رو تمام میکنم.
لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
[آواز] یا الله یا الله یا الله یا يا الله یا الله یا الله یا يا الله يا مَنِ هوَ الإلهُ وَلا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ سِوى يا مَنِ هوَ الإلهُ وَلا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ سِوى يا غافِرَ الخطايا يا مُوجِلَ العَطايا يا مُلْتَمَسَ الوَجايا يا قاضِيَ الهَلايا يا كاشِفَ البَلايا يا جامِعَ الشَّجَايا يا يا الله يا يا الله عزیزان درس تفسیر این برنامه را با بیان عارض وارسته حضرت حجةالله محمد شجاعی شنیدید.