یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
مکالمه با جهنم
«يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ» (قاف/۳۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): روزی که به جهنم میگوییم: آیا پر شدی؟ و میگوید: آیا افزونی هست؟
این از غرر آیات است. جهنم حیات دارد، سخن میگوید، میفهمد. پرسش هل امتلأت و پاسخ هل من مزید، آزِ سیریناپذیریِ نار را مینماید. در بیان استاد، سخنگفتن خدا با دست و پا و با آسمان و زمین نیز شاهدِ حیاتِ موجودات در نظامِ دیگر است؛ آخرت دار الحیوان است.
از مخاصمه تا خطابِ نار
پس از مخاصمهٔ انسان و شیطان، صحنه به خودِ جهنم میرسد. ترتیب، از بهانهٔ شخصی به واقعیتِ کیهانیِ جزا میرود.
بسط تفسیری 1
در سیر بیان این جلسه آمده است که در مکتب ذهن ذلِک مِمّا أَوْحَیْ إِلَیْکَ رَبُّکَ حکیمٌ مضمون و نواقص تفسیر قرآن کریم برنامهای از گروه علوم و معارف قرآن است. وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِن مُدَّکِرٍ. به نام آن که هستی نام از او جاست. دوستان همراه سلام. برنامهای در مکتب ذهنی را میشنوید که اختصاص دارد به دروس تفسیری استاد بزرگوار حضرت آیت الله محمد شجاعی. در برنامههای گذشته تفسیر surه مبارکه قاف تا آیه بیست و نهم تقدیم حضورتان گردید. در برنامه پیشین مفسر وارسته آیات بیست و هفتم تا بیست و نهم surه
بسط تفسیری 2
در سیر بیان این جلسه آمده است که قاف را تفسیر کردند و ضمن شرح و تفسیر لفظ قرین در آیه بیست و هفت نکات مهمی در باب مخاصمه انسان و شیطان در قیامت را مستند به آیات قرآن کریم بیان داشتند. استاد بزرگوار در حاشیه این بحث نکات بسیار ظریفی در نوع رابطه شیطان با انسان بیان کردند که چگونه شیطان بدون تسلط بر آدمی اسباب و علل را به شکلی اسرارآمیز تزئین میکند و جلبه میدهد که ما باطل را حق و زشت را زیبا ببینیم. در این برنامه تفسیر آیه سیام surه قاف را میشنویم
بسط تفسیری 3
در سیر بیان این جلسه آمده است که با بیان حکیم فرزانه حضرت آیت الله محمد شجاعی. بسم الله الرحمن الرحیم. یَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِیدٍ وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَیْرَ بَعِیدٍ. هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوَّابٍ حَفِیظٍ. مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَٰنَ بِالْغَیْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ. اُدْخُلُوهَا بِسَلَامٍۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ. لَهُم مَّا يَشَاءُونَ فِیهَا وَلَدَيْنَا مَزِیدٌ. نظرتون هست در آیاتی که در جلسه گذشته شرح و تفسیرش عرض شد به بعضی از حقایق مربوط به معاد و قیامت اشاره فرمود و در آخر هم این آیه بود که مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ
بسط تفسیری 4
در سیر بیان این جلسه آمده است که لِلْعَبِيدِ که در مقام مخاصمه تابعین با مفعولین و مخاصمه شیطان و انسان در قیامت و در آتش از ناحیه مقام ربوبی این خطاب میآید که آنچه که من گفتهام یعنی مقام ربوبی فرموده است و مشیت اوست رد و بدل نمیشود، تغییر پیدا نمیکند و این انسانها بودند که به خود ظلم کردند. قبلاً آنچه گفته میشد گفتیم و گفتههای ما عین فضا و مشیت ماست که تغییر بردار نیست. دنبالش این آیات میاد. يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ ترجمه صالح را به خدمتتون یوم اول بعدش توهیش را
بسط تفسیری 5
در سیر بیان این جلسه آمده است که گفته میشود. يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ روزی که میگوییم به جهنم آیا پر شدی؟ وَتَقُولُ و میگوید جهنم هَلْ مِن مَّزِیدٍ آیا مزیدی هست؟ اضافهای هست؟ وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَیْرَ بَعِیدٍ و بهشت نزدیک گردانیده میشود برای صاحبان تقوا در حالتی که بسیار نزدیک بوده است. هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ وقتی بهشت نزدیک گردانیده شد، گفته میشود این همان چیزیست که وعده داده میشدید شما متقیان. لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ و این برای هر اون کسیست و اون بندهایست که رجوع بکند به سوی خدا و حفظ بکند آداب بندگیات
بسط تفسیری 6
در سیر بیان این جلسه آمده است که را. مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَٰنَ بِالْغَیْبِ کسی که از خدای رحمان غایبانه بترسد وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ و به محضر او با قلب با عنایت پیش بیاید. اُدْخُلُوهَا بِسَلَامٍ گفته میشود داخل بهشت بشوید با سلام. ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ و این روز خلود و ابدیت است. لَهُم مَّا يَشَاءُونَ فِیهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ. این ترجمه ساده و آزاد آیات بود که . حالا دقت در این آیات باز به قسمتی از حقایق روز قیامت در معاد و حساب و جزا به اون نشئه بعدی اشاره فرموده است که حقایقیست که باز به جای
بسط تفسیری 7
در سیر بیان این جلسه آمده است که خود بسیار جای تأمل و دقت هست که تا حدودی که میتوانیم بعضی از گوشههایی از اون حقایق را بفهمیم و استفاده بکنیم. يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ مسئله اول که در اینجا مطرح فرموده است این است که در همان روزی که مسئله مخاصمه بین انسان و شیطان و تابعین و مفعولین پیش میآید، این خطاب به اصطلاح و اون خطاب میآید که تغییر بردار نیست قول من و مشیت من. میفرماید یَوْمَ نَقُولُ این آن روزی است که ما از طرف خطاب میکنیم به جهنم که هَلِ امْتَلَأْتِ آیا پر
بسط تفسیری 8
در سیر بیان این جلسه آمده است که شدهای؟ پر شدی؟ وَتَقُولُ و جهنم میگوید که هَلْ مِن مَّزِیدٍ آیا باز هست؟ باز اضافه بر این هست، این یک سؤال و جوابی را در اینجا بین مقام ربوبیت و بین جهنم مطرح میفرماید که چنین سؤال و جوابی یا چنین به اصطلاح محاوره ای بین خدای متعال و بین جهنم میشود در آن روز. و مضمون به اصطلاح گفتوگو همین است که سؤال میشود که پر شدی؟ و او هم میگوید که آیا مزید و اضافه ای هست؟ این آیه حالا به یکی از حقایق در آن روز
بسط تفسیری 9
در سیر بیان این جلسه آمده است که اشاره میفرماید. در اینجا ببینیم که مقصود چیست تا حدودی توضیحی که میشود گفت را عرض کنیم. اولاً توجه بکنید که بعضیها گفتهاند که مقصود در اینجا همان به اصطلاح جهنم است که بعضیها یعنی تخ-- مرحله اول که ظاهر کلام نشان میدهد این است که خدای متعال به همان جهنمی که جای مجرمین است و محل سخت و محل ظهور سخت و غضب مقام ربوبی است این خطاب را میکند به خود جهنم، به نفس جهنم. این ظاهر کلام اینجور نشان میدهد و طبعا این یکی از معانیاش هست
بسط تفسیری 10
در سیر بیان این جلسه آمده است که که اکثر مفسرین و اکثر آنهایی که تحلیل کردند همین را گفتند. البته در این بین بعضیها این سؤال را مطرح کردهاند که این گفتوگو از ناحیه خدای متعال با خ-- یعنی خدا با آتش به حساب آتش است. جهنم موجود به اصطلاح بیشعوری یعنی لا شعور، یعنی شعور ندارد، علم ندارد. این مخاطبه و این محاوره چه معنایی دارد؟ او بگوید این هم جواب بدهد. خطاب به آتش بیاید یعنی به جهنم که آتش است با عذابهای دیگر که پر شدی و او هم بگوید که هل من مزید؟
بسط تفسیری 11
در سیر بیان این جلسه آمده است که آیا باز اضافه هست یا نه؟ این محاوره بین خدا و آتش یعنی بین خدا و آتش و عذابهای دیگر که هیچ شعور ندارند، علم ندارند، تکلم نمیتوانند، چیزی نمیفهمند. چه معنایی دارد؟ البته این اشکال مانندی است گفتند اما اشکال مانندی است که کاملاً بیپایه و اساس است. قبلاً در نظرتون هست که قبلاً صحبتها کردیم و دوستان تا حدی متوجه شدند که این از، در حقیقت این جور سؤالها از بیشعوری خود انسانها نشأت میگیرد. ما به لحاظ اینکه به شعور موجودات در مراتب مختلف شعور نداریم، یعنی
بسط تفسیری 12
در سیر بیان این جلسه آمده است که فکر میکنیم که آنها شعور ندارند چون نمییابیم شعور آنها را شعور یعنی درک. شعور معنی علمیاش را . ما چون درک نمیکنیم درک موجودات را علم نداریم به علم موجودات. شعور نداریم به شعور موجودات در مراتب مختلف. چون علم نداریم میآییم انکار میکنیم. میگوییم که موجودات مثلاً این سنگ و این خاک و این آتش و این هوا و این همه موجوداتی که ما جامدش مینامیم به اصطلاح. میگوییم که اینها شعور ندارند، علم ندارند، درک ندارند، نه چیزی میفهمند، نه چیزی میشود به آنها فهمانید، نه میشود
بسط تفسیری 13
در سیر بیان این جلسه آمده است که با آنها محاوره کرد، نه سؤالی، نه جوابی. این طور. این از گفتم که از نقصان فکری انسان است و عدم توجه انسان است. در حقیقت ما آنچه را که نمیدانیم به جای، به جای یک حقیقت میگذاریم. خودت-- قبلاً گفتم باز هم توضیح میدهم برای اینکه لازم است این توضیح. ما نمیدانیم نحوه شعور خاک چیست؟ نحوه ادراک خاک چیست؟ چون علم نداریم به نحوه ادراک خاک، چگونگی ادراک خاک یا مرتبه علم خاک به اصطلاح فلسفی. میگوییم که خاک بیعلم است، علم ندارد، شعور ندارد. ولی این قضاوت،
بسط تفسیری 14
در سیر بیان این جلسه آمده است که قضاوت نادرست است. کاش اگر ما میخواستیم قضاوت صحیح بکنیم میگفتیم که ما نمیدانیم آیا خاک هم نوعی علم دارد یا ندارد. ممکن است داشته باشد و ما نشناسیم. قضاوت صحیح این چنین بود. ولی این قضاوت صحیح را نمیتوانیم و میگوییم اینها علم ندارند. این سؤال، این اشکالی که در اینجا آمده است از این باب است. این از نظر آنهایی است که میگویند در عالم موجودات و مخلوقات بیشعور هست. بین موجودات چیزهایی هستند که علم ندارند، ادراک ندارند، شعور ندارند. ولی این درست نیست. همه چیز به
بسط تفسیری 15
در سیر بیان این جلسه آمده است که جای خود شعور دارد. همه چیز به جای خود علم دارد. در مراتب مختلف علم هستند. منتها ما هستیم که نمییابیم علم و مرتبه علم هر موجودی را و مرتبه شعور هر موجودی را ما خودمان نمییابیم. نه اینکه ندارند. خاک هم علم دارد، هوا هم علم دارد، آتش هم علم دارد. همه چیز از علم برخوردارند. مخلوقی از خدا نیست که از علم برخوردار نباشد. فقط مراتب علم فرق میکند. یعنی چگونگی علم فرق میکند. البته باز گفتم این حرف ولی باز به نظرم میاد که توضیح بدهم اشتباه
بسط تفسیری 16
در سیر بیان این جلسه آمده است که نشود. نمیگوییم خاک آن علم را دارد که انسان دارد. نمیگوییم مثلاً آتش آن شعور را دارد که حیوان دارد. شعور حیوان، هر حیوانی به جای خود مرتبه خاصی از شعور است. شعور انسان هم مرتبه خاصی است. شعور هر موجودی مرتبه خاصی از شعور است. حیاتش مرتبه خاصی از حیات است. علمش مرتبه خاصی از علم است. ما سمعیین به قول مولوی بصیر ای موهوشین از شما نامحرمان ما خاموشیم. ما نمیفهمیم آنها چگونه علم دارند. آنها از نظر ما بیعلم هستند، نه اینکه بیعلم هستند. قبلاً گفتیم یسبح
بسط تفسیری 17
در سیر بیان این جلسه آمده است که لله ما في السماوات وما في الأرض. در قرآن تکرار، با تکرار آمده است که همه چیز تسخیری خدا میکند. این خود دلیل خیلی روشنی است که همه چیز با خدایش، با خدایشان، با علم و شعور سر و سری دارند به قول عرفا. ما نمیفهمیم. خاک با خدای خودش سخن میگوید. خدا هم با او حرف میزند. آتش هم همین طور. هم میفهمد خدا چه میگوید هم خدا میفهمد چه جواب میدهد. من نمیفهمم و من نمییابم. آیه دیگر هم گفت که این میشه یعنی لا یسبح بحمد ربه
بسط تفسیری 18
در سیر بیان این جلسه آمده است که خیلی خوب گفته این آیه. و راجل لا تفقهون تسبيحه. همه چیز مشغول تسبيح است. شما نمی جاوش، شما تفقه این مسئله را و شعور بر این حقیقت ندارید. ؟ در اینجا من دوست هستم از اشعار مولوی مینوشته بودم که این الان مینوشتم که شما آمدید البته قبل اون رو خوندم و که گفته ما سميعیم از همه زبان همه موجودات از ما سميعیم و بصيریم و هوشیم از شما نامحرمان ما خاموشیم. در جای دیگر در دفتر اول مثنوی میگوید باد و خاک و آب و آتش بندهاند.
بسط تفسیری 19
در سیر بیان این جلسه آمده است که دقت کنید باد و خاک و آب و آتش بندهاند با من و تو مرده با حق زندهاند. یعنی از دید من و تو مردهاند. با من و تو مرده با حق زندهاند. پیش حق آتش همیشه در قیام همچون عاشق روز و شب بی جان مدام. آتش با خدا صحبت میکند. اینش هیچ اشکالی ندارد و مکالمه خدا با آتش این که اشکال میکند آتش چگونه مکالمه میکند؟ اینجا میگوید که ما میگوییم به جهنم پر شدی اونم میگوید آمین مزید هیچ اشکالی ندارد. خدا با همه چیز صحبت
بسط تفسیری 20
در سیر بیان این جلسه آمده است که میکند. همه چیز قادر بر تکلم هستند اما با خداشون با آن کسی که علم آنها را، شعور آنها را، زبان آنها را میداند نه با کسی که آنها را جامد میدیند ها ؟ حتی ممکن است اگر زبان داشت خاک از او سؤال میکردند که انسانها چیزی میفهمند؟ شعور دارند؟ خاک هم به لحاظ بیشعوریش در شعور ما میگفت انسانها چی هستند؟ چه گفتی؟ بیشعورند. ممکن است اونم باشد حتی ممکن اینجور هم باشد. ؟ و مسئله تنها آتش جهنم نیست. قرآن در جاهای دیگر از سخن گفتن خدا
بسط تفسیری 21
در سیر بیان این جلسه آمده است که با چیزهایی که باز اون دید کوتاه میگوید اونها جامدند، چه از سخن گفتن خدا با اونها خبر داده است. من یکی دو مورد به شما بخوانم در اینجا از آیاتش. مثلاً در این البته عرضش را میدید و آیهاش را میگویم که بیشتر مسئله روشن باشد. خدا مکالمه با آتش فقط نمیکند با دست و پای من و شما مکالمه دارد. حالا من و شما فکر میکنیم دست و پای ما با قطع نظر از روح ما که حیات و شعور مال آن است، دست و پای ما با
بسط تفسیری 22
در سیر بیان این جلسه آمده است که قطع نظر از روح ما چیز جامد است و بیشعور است و بیحیات است. نه تکلم میداند، نه تکلیمی، نه تکلمی، نه چیزی میفهمد، نه سؤالی، نه جوابی. اینجور میفهمیم. ولی این از دید کوتاه ماست که توصیف دادم. دست هم به جای خود قطع نظر از روح یک گوشت است و خوان است. حالا اینجور حساب کنیم قطع نظر از روح. پا هم همینطور. اعضاء و جوار هم همینطور. پو-- حتی پوست بدن مثلاً همینطور. اینها همه شعور دارند. خدا با آنها مکالمه دارد. در قیامت با آنها صحبت
بسط تفسیری 23
در سیر بیان این جلسه آمده است که خواهد کرد. جواب سؤال خواهد کرد. جواب خواهند گفت. بنابراین مکالمه خدا با موجودی که به ظاهر از دید کوتاه ما شعور ندارد چیزی است تنها مخصوص این آیه نیست. در جاهای دیگر هم هست. با دست و پا و جلود خدا صحبت خواهد کرد. چرا؟ چون اینها شعور دارند، صحبت میکنند، ما نمیجاوییم. سوره یاسین اینجور میخوانیم. شصت و پنج سوره یاسین. اليوم نختم على افواههم و تكلمنا ايديهم و تشهد ارجلهم بما كانوا يكسبون. در قیامت این فرمود که ما به نمیگذاریم اینها با زبانشون با ما حرف
بسط تفسیری 24
در سیر بیان این جلسه آمده است که بزنند. انسانهای موجود نختم على افواههم. مغ در دهنها میزنیم. حالا چجور مغ میزند؟ اونجا هم باز خدا میداند کیفیتش را. هرچه هست در مرحلهای از قیامت انسان با زبانش صحبت نمیکند. این یک کواک بر اساس سوره قیامت است. زبان از حرف گفتن میافتد. حق حرف گفتن ندارد. نختم على افواههم. آن روز ما در دهن اینها مغ میزنیم و تكلمنا ايديهم دستهاشون با ما صحبت میکنند و تشه-- و تشهد ارجلهم پاهاشون شهادت میدهند، حرف میزنند بما كانوا يكسبون به آنچه که عمل کرده بودند. در نزای بیست
بسط تفسیری 25
در سیر بیان این جلسه آمده است که و بیست و یک سوره فصلت میگوید که وقتی آمدند به قیامت شهد علیهم سمعهم و ابصارهم و جلودهم بما كانوا يعملون شهادت میدهد بر علیه انسانها گوششان، چشمشان و پوست بدنشان جلودهم بما كانوا يعملون شهادت میدهند، حرف میزنند دیگه. آنچه را که شاهد باید آنچه را که شهادت میدهد به اون علم داشته باشد یا نه؟ سؤال است جوابش رو بگید. بله؟ باید علم داشته باشد. حتی این آیه حکایت میکند که پوست بدن من در این زندگی دنیا بر آنچه که من میکردهام علم داشته، همش شاهد
بسط تفسیری 26
در سیر بیان این جلسه آمده است که بوده تا اون روز آنچه را که علم داشته است به اون چه خواهد داد؟ به اون شهادت خواهد داد. حتی شاهد باید متحمل آن چیزی باشد که به اون شهادت هم میدهد. شهادت بیعلم که معنی ندارد. خدا که همه کارهایش عدل است. این خلاف عدل میشود بگوییم که پوست بدن من شهادت میدهد بر چیزی که علم به اون ندارد. نه. لابد شهادت میدهد بر چیزی که چی دارد به اون؟ به اون علم هم دارد. این از شعور پوست حکایت میکند. شعور دست حکایت میکند. شعور چشم
بسط تفسیری 27
در سیر بیان این جلسه آمده است که حکایت میکند. گفتم شعورشون با قطع نظر از روح عنوان فقط پوست و گوشت و استخوان. در جای مورد سوم عرض کنم به شما. اونجا که شما خلقت آسمان و زمین و قبلاً شاید این بحثش به گوشتون خورده باشد. اونجا که خدا خلقت آسمان و زمین را مطرح میفرماید، اول خلقت را که آسمان و زمین مانند سوده ابری بودند و دخان بودند و گاز مانند و دخان مانند بودند که اولش ما اینجور فرض کرده بودیم بعد آنها را تقسیم کردیم و تحولات روش آوردیم به صورت این
بسط تفسیری 28
در سیر بیان این جلسه آمده است که آسمان و زمین آوردیم. اونجا که مسئله را مطرح میفرماید در سوره فصلت آیه یازده اینجور میفرماید ثُمَّ اسْتَوَىٰ إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ. سپس خدا پرداخت به تغییر و تبدیل آسمان و به خلقت آسمان وَهِيَ دُخَانٌ در حالت به صورت دخان و به اصطلاح ابر مانند بود. وَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا به آسمان، به زمین گفت بیایید، بیایید به اون صورتی که من میگویم یا به اون مرحله که من میگویم طوعاً و کرهاً یا خواسته یا ناخواسته بیایید. قَالَتَا اونها اون دو یعنی آسمانها و زمین، همینی که
بسط تفسیری 29
در سیر بیان این جلسه آمده است که ما میدونیم بیشعور هستند، اینها گفتند أَتَيْنَا طَائِعِينَ ما با طاعت میآییم. خدا به اینها حرف زد، اینها هم چه کردند؟ اینها هم جواب دادند. به همین آسمان و زمین بیشعور خدا سخن گفته از اینها چه میشه؟ جواب میشنوه، مکالمه میشه. مکالمه اینها دو مورد بود. سخن گفتن، مکالمه خدا با دست و پا و جلو. سخن گفتن خدا با کرات آسمانی، با کوره زمین. مانند سخن گفتن خداست با آتش جهنم یا این مانند اونهاست. به هر حال خدا با همه چیز سخن میگوید، سؤال میکند، خطاب میکند،
بسط تفسیری 30
در سیر بیان این جلسه آمده است که امر میکند، جواب میشنود، الی آخر. این یک مسئله مسلمه از نظر قرآن همه چیز علم دارد، شعور دارد، با خدایش سر و سر دارد، سؤال و جواب دارد، امر و نهی دارد، الی آخر. بنابراین هیچ اشکالی در این نیست که خدا خطاب بکند به جهنم پر شدی؟ اون هم جواب بگوید که آیا باز هم هست؟ هیچ اشکالی از لحاظ علمی، فلسفی، از لحاظ خود مبانی قرآنی و خود منکوب و صریح و اشارات قرآن هیچ اشکالی در این جا نیست و اگر بخواهیم اشکال را بکنیم از
بسط تفسیری 31
در سیر بیان این جلسه آمده است که کوتاه فکری ما و یا از کوتاه فندی انسانها سرچشمه میگیرد که انسانها با این علم ناقص که دارند فکر میکنند بر همه چیز علم پیدا کردند و از جمله بر اینکه این موجودات جامع هستند. ما از کجا میدانیم جامع هستند؟ خواهی بعضی از عرفا گفتند اون درختی که میاد و بعدش مانع احساس کرد و تغییر جهت میدهد، اینو فکر کرده که این علم از خودش منتها به یه چگونگی که بیشتر از این نمیفهمیم. واقعاً حرف خیلی حساب شدهای است که عرفا گفتند اینجا. حتی جامع از
بسط تفسیری 32
در سیر بیان این جلسه آمده است که این چیزها از اینها دقیقتر شاید گفتند که از اون عمو عبدالرحمن جامع. شما دیدید درخت تغییر جهت میدهد وقتی که مانعی احساس کرد. این تغییر جهت میدهد، این احساس میکند، یعنی چه؟ حالا بعضی از دانشمندان یعنی به اصطلاح صاحبان علوم طبیعی آمدند اینجا بعضی از این احساس توجیهات علمی طبیعی دادند که توجیهاتی است که به قول معروف به دل نمیچسبد و به جاش نمیافتد. موجودات شعور دارند منتها اصل اصل مطلب این است ما از کجا دانستیم خاک شعور ندارد؟ مگر شعور هر چیزی که فقط به
بسط تفسیری 33
در سیر بیان این جلسه آمده است که خودش نیست. ما از عالم خاک چه خبر داریم؟ این خاکی که عالمش سر تا پا اسرار است، این همه اسرار از دل خاک بیرون میزند، اگر خدا اینها را بیرون نیاورده بود، اون رو زیاد نشستم، اگر خدا این اسرار دل خاک را به بیرون نیاورده بود که از جمله خود ما هستیم، ما میدانستیم در دل خاک راه میبردیم در دل خاک این اسرار هست؟ راه نمیبردیم. جواب چیه؟ راه نمیبردیم. هیچی انسان در حد مَا أُوتِيتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا. شما از دانش و دانستن جز یک
بسط تفسیری 34
در سیر بیان این جلسه آمده است که محدود مرحله چیز دیگر ندارید. در هر صورت بریم به سراغ آیه. با این توضیح متوجه شدیم که این مکالمه، مکالمه جدی است بین مقام ربوبیت و بین آتش. آتش میفهمد، خدا میگوید، جواب هم میدهد و سخن هم میگوید. اصلاً غیر از این که میفهمد، حرف میزند. چگونه حرف میزند؟ خدایش میداند. يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ آن روز که ما به جهنم میگوییم هَلِ امْتَلَأْتِ؟ آیا پر شدی؟ وَتَقُولُ اون هم جواب میگوید هَلْ مِن مَّزِيدٍ؟ آیا باز هم اضافه است؟ این حالا در، حالا از این مرحله گذشتیم، این
بسط تفسیری 35
در سیر بیان این جلسه آمده است که خطاب و سؤال و جواب چه معنا دارد؟ این در مقام اشتداد غضب هستش. یادتون باشد خدا کمالاتش بینهایت است، غضبش هم غضب بالا است، سقفش هم سقف بالا است. این میخواهد چه بگوید این آیه؟ حالا دست برداریم که این مکالمه چه طور است که گفتیم؟ میخواهد چه بگوید؟ به جهنم میگوییم پر شدی؟ میگوید باز هم هست؟ میخواهد بگوید به تعبیر مرحوم علامه رضوان الله این میخواهد بگوید که سقف غضب و قهر ربوبی هم آنجا که باید به ظهور برسد، به سراغ مجرمین برود، چنان احاطه دارد
بسط تفسیری 36
جمع این مضامین در نثر کتابی، خطابِ شفاهی را به بیانِ مطالعهپذیر بدل میکند بیآنکه ترتیبِ استدلال و قصهها و هشدارهای استاد جابهجا شود.
بسط تفسیری 37
خواننده باید این بخش را با آیات پیشین سوره—از براهین معاد تا سکره و صور و کشف غطاء—پیوسته بخواند تا حلقهها گسسته نمانند.
بسط تفسیری 38
حیاتِ جهنم با حیاتِ بهشت در یک افقاند: خلق جدید با سنن دیگر. آتش دنیا شعورِ کاملِ اخروی ندارد؛ آتش آخرت مأمور و زنده است.
بسط تفسیری 39
پرسش الهی از جهنم، تقریرِ قدرت و پر بودنِ وعید است؛ پاسخ جهنم، طلبِ مزید است نه شکایت از پر شدن.
پیوست معنایی 12-0
در سیر بیان این جلسه آمده است که در مکتب ذهن ذلِک مِمّا أَوْحَیْ إِلَیْکَ رَبُّکَ حکیمٌ مضمون و نواقص تفسیر قرآن کریم برنامهای از گروه علوم و معارف قرآن است. وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِن مُدَّکِرٍ. به نام آن که هستی نام از او جاست. دوستان همراه سلام. برنامهای در مکتب ذهنی را میشنوید که اختصاص دارد به دروس تفسیری استاد بزرگوار حضرت آیت الله محمد شجاعی. در برنامههای گذشته تفسیر surه مبارکه قاف تا آیه بیست و نهم تقدیم حضورتان گردید. در برنامه پیشین مفسر وارسته آیات بیست و هفتم تا بیست و نهم surه
پیوست معنایی 12-1
در سیر بیان این جلسه آمده است که قاف را تفسیر کردند و ضمن شرح و تفسیر لفظ قرین در آیه بیست و هفت نکات مهمی در باب مخاصمه انسان و شیطان در قیامت را مستند به آیات قرآن کریم بیان داشتند. استاد بزرگوار در حاشیه این بحث نکات بسیار ظریفی در نوع رابطه شیطان با انسان بیان کردند که چگونه شیطان بدون تسلط بر آدمی اسباب و علل را به شکلی اسرارآمیز تزئین میکند و جلبه میدهد که ما باطل را حق و زشت را زیبا ببینیم. در این برنامه تفسیر آیه سیام surه قاف را میشنویم
پیوست معنایی 12-2
در سیر بیان این جلسه آمده است که با بیان حکیم فرزانه حضرت آیت الله محمد شجاعی. بسم الله الرحمن الرحیم. یَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِیدٍ وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَیْرَ بَعِیدٍ. هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوَّابٍ حَفِیظٍ. مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَٰنَ بِالْغَیْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ. اُدْخُلُوهَا بِسَلَامٍۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ. لَهُم مَّا يَشَاءُونَ فِیهَا وَلَدَيْنَا مَزِیدٌ. نظرتون هست در آیاتی که در جلسه گذشته شرح و تفسیرش عرض شد به بعضی از حقایق مربوط به معاد و قیامت اشاره فرمود و در آخر هم این آیه بود که مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ
پیوست معنایی 12-3
در سیر بیان این جلسه آمده است که لِلْعَبِيدِ که در مقام مخاصمه تابعین با مفعولین و مخاصمه شیطان و انسان در قیامت و در آتش از ناحیه مقام ربوبی این خطاب میآید که آنچه که من گفتهام یعنی مقام ربوبی فرموده است و مشیت اوست رد و بدل نمیشود، تغییر پیدا نمیکند و این انسانها بودند که به خود ظلم کردند. قبلاً آنچه گفته میشد گفتیم و گفتههای ما عین فضا و مشیت ماست که تغییر بردار نیست. دنبالش این آیات میاد. يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ ترجمه صالح را به خدمتتون یوم اول بعدش توهیش را
پیوست معنایی 12-4
در سیر بیان این جلسه آمده است که گفته میشود. يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ روزی که میگوییم به جهنم آیا پر شدی؟ وَتَقُولُ و میگوید جهنم هَلْ مِن مَّزِیدٍ آیا مزیدی هست؟ اضافهای هست؟ وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَیْرَ بَعِیدٍ و بهشت نزدیک گردانیده میشود برای صاحبان تقوا در حالتی که بسیار نزدیک بوده است. هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ وقتی بهشت نزدیک گردانیده شد، گفته میشود این همان چیزیست که وعده داده میشدید شما متقیان. لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ و این برای هر اون کسیست و اون بندهایست که رجوع بکند به سوی خدا و حفظ بکند آداب بندگیات
پیوست معنایی 12-5
در سیر بیان این جلسه آمده است که را. مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَٰنَ بِالْغَیْبِ کسی که از خدای رحمان غایبانه بترسد وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ و به محضر او با قلب با عنایت پیش بیاید. اُدْخُلُوهَا بِسَلَامٍ گفته میشود داخل بهشت بشوید با سلام. ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ و این روز خلود و ابدیت است. لَهُم مَّا يَشَاءُونَ فِیهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ. این ترجمه ساده و آزاد آیات بود که . حالا دقت در این آیات باز به قسمتی از حقایق روز قیامت در معاد و حساب و جزا به اون نشئه بعدی اشاره فرموده است که حقایقیست که باز به جای
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.