ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 013

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

نزدیک‌گردانیِ بهشت

«وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ» (قاف/۳۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بهشت برای پرهیزگاران نزدیک گردانیده شد، نه دور.

«هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ» (قاف/۳۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): این است آنچه وعده داده می‌شوید؛ برای هر بازگشت‌کنندهٔ نگهبان.

أزلفت: نزدیک گردانیده شد. بهشت برای متقین دور نیست. أواب بسیاربازگشت‌کننده به خداست؛ حفیظ نگهبانِ حدود و مراقبِ خویش. داوود در قرآن به أواب ستوده شده است. خشیة الرحمن بالغیب و قلب منیب در ادامه می‌آید.

«مَّنْ خَشِيَ الرَّحْمَٰنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ» (قاف/۳۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آن که در نهان از رحمان ترسید و با دلی بازگشت‌کننده آمد.

بسط تفسیری 1

در سیر بیان این جلسه آمده است که اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. وُأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ. و بهشت نزدیک گردانیده می‌شود برای متقیان غَيْرَ بَعِيدٍ در حالتی که دور نیست. این هم یک حقیقتی از حقایق آن روز است که اشاره می‌فرماید وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ. اینجا من توضیحی که باز دقت بکنید اینجا اشاراتی هست با اون اشارات نکته‌ها. یه مقدار هم از این حقایقی که این آیه به اون اشاره می‌کند قبلاً گفته‌ایم و شما توجه کرده‌اید. منتها الان این آیه را می‌خواهم توضیح بدهیم. وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ أُزْلِفَتِ یعنی نزدیک

بسط تفسیری 2

در سیر بیان این جلسه آمده است که گردانیده شد بهشت لِلْمُتَّقِينَ برای صاحبان تقوا. اون‌ها که اهل بهشت هستند. غَيْرَ بَعِيدٍ در حالتی که این جنت دور نبود. می‌خواد چه بگه؟ ؟ آن روزی که در قیامت، قیامت آن روزی است که أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ اون بهشت نزدیک گردانیده می‌شود برای صاحبان تقوا و بهشتیان. اما در حالتی که غَيْرَ بَعِيدٍ این جنت دور از آن‌ها نبود. یعنی بسیار نزدیک بود جنت و نزدیک گردانیده می‌شد ولی نزدیک هم بود در حالتی که به این‌ها نزدیک بود. این اشاره بر این است که اون بهشت موعودی که اهل

بسط تفسیری 3

در سیر بیان این جلسه آمده است که بهشت به اونجا قدم می‌گذارند در قیامت همین الان در همین زندگی دنیوی برای اهل بهشت بسیار نزدیک است. فقط حجابی یا حجابی بین اهل بهشت و بین اون جنت هست که این حجاب و حجاب مانع است که این‌ها بیابند. و الا بهشت بسیار به اهل بهشت چیه؟ اهل بهشت نزدیک است. دقت کردید؟ و این بر اساس اون حقیقت کلی‌ست که در روزهای قبل و جلسات قبل براتون گفتم. در قیامت چه بهشتش باشد، چه جهنمش و چه آنچه در قیامت همه چیز پیش می‌آید. همه آنچه در

بسط تفسیری 4

در سیر بیان این جلسه آمده است که قیامت پیش می‌آید. کل قیامت و آنچه در قیامت است الان هست. در پشت پرده است و ما از اون محجوب و اونی که پیش خواهد آمد در وقت خودش پرده برداشته شدن است. بهشت هم برای بهشتیان احاطه دارد، جهنم هم بر جهنمیان احاطه دارد. قیامت بر این عالم و بر ما احاطه دارد و ما از اون مستور و محجوب. فلذا من اگر بهشتی باشم الان بهشت بسیار به من نزدیک است غَيْرَ بَعِيدٍ فقط حجاب است. این حجاب کنار می‌رود أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ نزدیک گردانیده

بسط تفسیری 5

در سیر بیان این جلسه آمده است که می‌شود بهشت برای متقیان در حالتی که دور از آن‌ها نبود. یعنی نزدیک بود پرده برداشته شد. اینجا این را هم نظرتون باشد که در بعضی از مراحل مکاشفه که مکاشفه صحیح باشد برای اهل کشف گوشه‌هایی از این حقیقت روشن می‌شود در همین جا که گاهی یعنی این مسئله نزدیکی را و اینکه الان هم هست پشت پرده است غَيْرَ بَعِيدٍ است بعدش پرده کنار می‌رود أُزْلِفَتِ نزدیک گردانیده می‌شود. برای اینکه این را توجه بکنیم و خوب بفهمیم آنچه برای بعضی از مکاشف‌ها می‌آید روشن‌گر این مسئله است.

بسط تفسیری 6

در سیر بیان این جلسه آمده است که گاهی برای بعضی از مکاشف‌ها به صورت زودگذر و مقطعی لحظاتی پیش می‌آید که به اصطلاح خودشان را در جنت می‌بینند. توجه کنید در جنت و متنعم با نعم جنتی. البته در حدی که کشف اقتضا می‌کند یا کشف راه می‌دهد، نه به آن صورت که در وقتش در قیامت پیش خواهد آمد. کشف برای خودش حد و حدودی دارد. البته اونم اگر کشف صحیح باشد برای اهل خودش پیش می‌آید. من و شما اگر جنتی باشیم در جنتی‌م فقط حجابی هست. ممکن است توفیقی حاصل بشود در اینجا کمی

بسط تفسیری 7

در سیر بیان این جلسه آمده است که از این حجاب‌ها کنار برود و در بعضی از احوال ما خود را در همان جنتی که هست، نه آنچنان که هست در بعضی از گوشه‌هاش لحظاتی یا به اصطلاح بعضی از آناتی به اصطلاح غیابی. این هم تأیید کننده همین مسئله است. از آن هم که حالا بگذریم. هذا ما توعدون لكل اواب حفیظ. هذا وقتی بهشت نزدیک در دانیده شد به اهل بهشت در حالی که دور هم نبود هذا ما توعدون خطاب می‌آید به متقیان و اهل بهشت یا به اهل موقف خطاب می‌آید که هذا این

بسط تفسیری 8

در سیر بیان این جلسه آمده است که که الان می‌بینید یعنی بهشت ما توعدون همون چیزی است که شما وعده داده می‌شدید. برای چه وعده داده، داده می‌شدید؟ لكل اواب برای هر رجوع کننده به سوی خدا که حفظ کننده بود آداب عبودیت را. من خشی الرحمن بالغیب کسی که غایبان از خدا بترسد. اینجا این را من یه مقدار توضیح می‌دهم. حالا شما این توضیح را اگر خوب فهمیدید می‌توانید نتیجه بگیرید که شما تا حالا چه وضعی که دارید خودتون بهتر می‌شناسید. آیا تطبیق می‌کنید با این قاعده کله که اینجا خدا می‌فرماید به عنوان

بسط تفسیری 9

در سیر بیان این جلسه آمده است که ضابطه یا تطبیق نمی‌کنید؟ هذا ما توعدون گفته می‌شود این همان چیزی است که شما وعده داده می‌شدید. لكل اواب حفیظ وعده داده می‌شد، می‌شدید شما برای هر اواب حفیظ برای هر کسی که اواب باشد حفیظ باشد. یعنی این بهشت وعده داده شده بود برای هر کسی که چی باشد؟ اواب باشد، حفیظ باشد. اواب معنی‌ش چیه؟ اواب به معنی تواب است. اگر بخواهید یک لفظی را از لحاظ وزن و معنی مشابهی هم پیدا بکنید معنایش می‌شود تواب. یعنی آن که مرتب در بازگشت به سوی خداست. اواب

بسط تفسیری 10

در سیر بیان این جلسه آمده است که از عوب مشتق است. عوب به معنی توبه است هم وزناً و هم معناً به معنی بازگشت است. بهشت برای کسی وعده داده شده است که مرتب در حال بازگشت به خدایش باشد، به سوی خدایش باشد و چون در حال بازگشت است حفیظ هم باشد. یعنی مرتب وظیفه عبودی خود را یا پیمان الست را در مقام رب-- به اصطلاح در پیشگاه ربوبیت مرتب حفظ بکند. اینجا دو تا نکته گفته که هرکس به هر اندازه بفهمد براش تکان‌دهنده است. بهشت برای اواب است. اواب حفیظ است. اواب یعنی

بسط تفسیری 11

در سیر بیان این جلسه آمده است که اون که مرتب بازگشت می‌کند به سوی خدا. علل اتصال در حال بازگشت است. ؟ چون در حال بازگشت است مرتب جانب ربوبیت یعنی پیمان ربوبیت و عبودیت یا پیمان الست. به تعبیر دیگر وظیفه عبودیت یا آداب محضر ربوبی را مرتب چی می‌کند؟ چی می‌کند؟ حفظ می‌کند. این دو تا شرطی است که خوب اگر این دو شرط را شما الان دقت کنید، مضمضه بکنید، می‌فهمید که بهشت را به کی می‌دهند را. که اونجا که گفتند به بهشت را به بهانه می‌دهند این حرف‌ها را هم می‌فهمید که

بسط تفسیری 12

در سیر بیان این جلسه آمده است که حرف است. به بهانه اونا بهشت نمی‌دهند. خیلی ساده اونی که خدا گفته باید گفت دیگه. کی گفته اصلاً بهشت است؟ خدا گفته. اگر خدا گفته بهشت است باید بگیم خدا گفته چطور می‌شود به بهشت رفت. من نمی‌توانم بگم. با من نیست به اصطلاح قاعده و ضابطه‌اش. ضابطه‌اش این است که لكل اواب حفیظ دو تا شرط آورده. دو تا شرطی که هرچی تأمل بکنید معنی پیدا خواهد کرد برای شما. حالا این را صاحبان ذوق و عرفان طوری معنی کردند که اگر به شما به نوشته‌هاشون البته ذوق

بسط تفسیری 13

در سیر بیان این جلسه آمده است که و عرفان صحیح البته نه اون‌ها که متعرف هستند و به اصطلاح خودشان را به ذوق و عرفان زده‌اند و بسته‌اند. به اصطلاح مولوی می‌گوید که حرف درویشان و نکته عارfan بسته‌اند این بی‌حیایان بر زبان. از اون به اصطلاح بی‌حیایان نه ها که به اصطلاح ادعای عرفان می‌کنند و همه چیز را هم مسخره کرده‌اند و در عین حال این‌ها رو قبلاً گفتم براتون تکرار نکنم. می‌خوانند و به اصطلاح شعر می‌خوانند و می‌شینند و شب‌شینی می‌کنند و هوایی می‌کنند و گریه‌ای به هوا می‌کنند و بعد صوفی خودشان

بسط تفسیری 14

در سیر بیان این جلسه آمده است که را درست می‌کنند و بعد حرف‌هایی می‌زنند. این‌ها نه ها. اون که عبودیت است. اون که به اصطلاح مشرب علی بن ابی طالب سلام الله علیه است. اون که قرآن گفته است نه. به اصطلاح اون روش‌هایی که بی‌حیایان به قول مولوی به اصطلاح گفته‌اند که این نکته به اص-- اون‌ها چیزهایی گفته‌اند در به اصطلاح عارfan خوب در اینجا. اون‌ها را من شما را فقط توصیه می‌کنم که نوشته‌هاشون رو یعنی عارfan خوب عامل در صراط مستقیم. اون‌هایی که صادق‌اند. خودشان، خودشان را مسخره نکرده‌اند و به خودشان تسلی

بسط تفسیری 15

در سیر بیان این جلسه آمده است که نداده‌اند یا چیزی برای خودشان خلق نکرده‌اند در برابر اون صراط مستقیم. اون‌ها نه. اون عارfan صادق که بوده‌اند و هستند. اون‌های معانی از این آیه دارند یا برداشت‌هایی دارند. اون را توصیه می‌کنم مراجعه بکنید. من فقط این معنا رو خودم به شما توضیح میدهم که جمعی باشد بین همه اقوال که گفته شده است و به یک نظر همان باشد که خود شما اگر فکرتون را به کار بردید خواهید فهمید. از خود قرآن اصلاً جای نرید. لِكُلِّ أَوَّابٍ. أوَّابٌ از لحاظ ادبی این صیغه چیه؟ صیغه هان؟

بسط تفسیری 16

در سیر بیان این جلسه آمده است که مو-- هان؟ مبالغه است. مبالغه دیگه. آها اصلاً همینطور مبالغه است. یعنی به اصطلاح یک کلمه است که مبالغه را میرساند، کثرت را میرساند. این أوَّابٌ یعنی اونی که کثیر الرجوع است إلى الله. مرتب رجوع می‌کند إلى الله. بازگشت می‌کند به سوی خدا. این معنی أوَّابٌ است. حَفِيظٌ یعنی اونی که حفظ می‌کند جانبی را. این معنی حَفِيظٌ است. جانبی را حفظ می‌کند. حالا چه جانب معلومه که جانب ربوبیت است. جانب خداست. اون کسی که شب و روز معنی أوَّابٌ حَفِيظٌ این می‌شود طبعا. اون کسی که شب

بسط تفسیری 17

در سیر بیان این جلسه آمده است که و روز فکر و ذکرش خداست و فکر و دلش به سوی خداست و خود را در محضر ربوبی می‌بیند، در احاطه ربوبی می‌بیند که هست و مرتب به یاد اوست و در بازگشت به سوی او و انقطاع از غیر او یعنی از غیر او منصرف شدن به سوی او روی آوردن می‌شود أوَّابٌ. از این یک، این از یک سو از طرف دیگر مرتب در تمام لحظاتی که بر او می‌گذرد جانب ربوبیت را یا آداب عبودیت را چه بکند؟ آداب عبودیت را حفظ بکند. أوَّابٌ حَفِيظٌ. اصلاً

بسط تفسیری 18

در سیر بیان این جلسه آمده است که انسان أوَّابٌ بود حَفِيظٌ می‌شود یا نمی‌شود؟ حَفِيظٌ می‌شود. أوَّابٌی نیست که حَفِيظٌ نشود. اگر جداً من خدا را می‌خواهم، رضوان او را می‌خواهم، جداً مقصودم فقط اوست و رضوان او و بر او. من مرتب فکر و دلم به سوی اوست و به سوی اوامر او و رضوان او و در تمام حرکاتم امر و نهی او را در نظر می‌گیرم. نگاهی نمی‌کنم که او خوشش نیاید. در محضر او هستم. او را می‌خواهم. رضوان او را مرتب او را می‌خواهم. أوَّابٌ هستم. چون مرتب او را می‌خواهم، مرتب

بسط تفسیری 19

در سیر بیان این جلسه آمده است که به یاد او هستم. چون مرتب به یاد او هستم و او را می‌خواهم در محضرش هستم. چون در محضرش هستم حرکتی ظاهراً و باطناً از من سر نمی‌زند که او خوشش نیاید. همیشه جانب او را مراعات می‌کنم. أوَّابٌم و چی هستم؟ و حَفِيظٌ هستم. لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٌ. برای روشن شدن خدا در قرآن با چه کسانی را با کلمه أوَّابٌ توصیف کرده است؟ یکی دو مورد من به شما . یکی حضرت داوود است. خدا او را با کلمه أوَّابٌ یعنی با صفت أوَّابٌ توصیف فرموده است. حضرت

بسط تفسیری 20

در سیر بیان این جلسه آمده است که داوود را می‌داند که از آن بندگان خداست که به اصطلاح خلیفه خداست. بندگان خاص خداست. خدا ذکر جمالی از او در قرآن دارد و روایات از او به اصطلاح عهود خاصی را یعنی بازگشت فوق العاده‌ای را از حضرت داوود سلام الله علیه گفته‌اند روایات. قرآن تعریف جامع از او دارد که می‌گوید که در یک آیه می‌گوید در خصوص حضرت داوود می‌گوید که هفده سوره ص به این آیه دقت کنید. اصبر على ما يقولون واذكر عبدنا داوود ذي الأيد إنه أوَّابٌ. می‌گوید که به پیغمبر خطاب می‌کنیم

بسط تفسیری 21

در سیر بیان این جلسه آمده است که می‌گوید که تو در برابر این اذیت‌ها و این‌ها که این افراد به تو دارند و حرف‌هایی که می‌زنند، استهزاءها که می‌کنند، اذیت‌ها که می‌کنند، مشرکین و اینها صبر بکن به رسول الله میگه اصبر على ما يقولون واذكر عبدنا داوود به یاد بیار بنده ما داوود را ذي الأيد پر قوت بود در عبودیت و تسبیح. إنه أوَّابٌ او أوَّابٌ بود. او أوَّابٌ یعنی به پیغمبر میگه که صبر بکن، متحمل باش در برابر سنگینی‌های رسالت و اذیت و آزار این مشرکین و اینها و به یاد آور بنده

بسط تفسیری 22

در سیر بیان این جلسه آمده است که ما داوود را که ذي الأيد به تعبیر مرحوم علامه در تسبیح و عشق عبودیت قدرت فوق العاده داشت. أوَّابٌ بود. مرتب در بازگشت بود. أوَّابٌ را اینجا به چه کس داده؟ به داوود با این وصف حتی ذي الأيد می‌گوید یعنی تسبیح قوی داشت. هست در حالاتش که البته اینها در روایات‌ها هست در حالاتش آنچنان به اصطلاح شیفته قرب و لقا بود و آنچنان به اصطلاح حب و عشق داشت حضرت داوود صدای خوب هم که شنیده‌اید داشت با اون صدای خوبش با سوز خاص خیلی هم می‌خوند

بسط تفسیری 23

در سیر بیان این جلسه آمده است که و گریه می‌کرد. خوندن برای خدا و زیاد گریه می‌کرد. سخت اصلاً یعنی در حال خاصی بود که برای حضرت داوود بود با صدای خاصی که داشت تسبیح می‌کرد. چه تسبیحی؟ اون خوندنش هم به حساب تسبیح بود. گریه‌های زیاد أوَّابٌ بود. این را خدا أوَّابٌ گفته است. طبعا کلمه أوَّابٌ را ببینیم خدا در کجا به کار برده؟ نیاییم ما بگیم که دیروز ما غیبت می‌کردیم، امروز الحمد لله اون رو ترک کردیم. ما أوَّابٌ هستیم. ؟ ما أوَّابٌ رو اینجوری معنی کردیم. الان اینجوری معنی می‌کنند یعنی. الحمد

بسط تفسیری 24

در سیر بیان این جلسه آمده است که لله ما گناهان را ترک کردیم. أوَّابٌیم دیگه. نه نشد. این کلاه سر خود گذاشتن شد و حرف خدا را تبعیت کردن است اینها. اواب معنایش این است که در حال بازگشت باشد. کثیر الرجع الی الله باشد از غیر برگردد به سوی او مرتب اینجور باشد. چون اینجور است حفیظ هم باشد مانند حضرت داوود. مثلاً ایوب سلام الله عليه را گفته، گفته‌ست ایوب را خدای متعال توصیف کرده است که حضرت ایوب با اون البته حضرت ایوب که از انبیاست و باز که جمیلی خدا از او در

بسط تفسیری 25

در سیر بیان این جلسه آمده است که قرآن دارد، او را هم با کلمه‌ی اوا-- اواب توصیف کرده. کثیر الرجع الی الله بود. مهن یعنی مهنت‌های خیلی سختی را خدا برای او در اون عشق و بودیتش که داشت پیش آورد. اما او لحظه‌ای از اون سیر و تسبیح و او رجوعش دست بردار نبود. حتی خدا آنچنان او را آزمایش کرد، چنان در سختی‌ها قرار داد او را در مقام عشق و بودیتش میفرماید که در چهل در سوره ص آیه چهل و چهار میفرماید إنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا. دقت بکنید این کلمه را کی میگه به

بسط تفسیری 26

در سیر بیان این جلسه آمده است که ترجمه‌اش خوب دقت کنید. حقیقت این است این ترجمه‌اش اینطور میشه. حقیقت این است که ما این بنده را صابر یافتیم. یعنی ایوب را میگه. اینَّا وَجَدْ امتحانش کردیم و صابرش یافتیم. نعم العبد عجب بنده‌ای چه خوب بنده‌ایست. این از خدا باشد این کلمه‌ها اهلش می‌دانند چه معنی می‌دهد. إنه أوَّابٌ او کثیر الرجع از همه چیزه ای راض داشت به سوی ما می‌آمد. اواب بود. اینجا هم لقب داده اواب را به حضرت ایوب. این دو نمونه و دو مورد بود گفتیم و طبعا همه با هم فهمیدیم

بسط تفسیری 27

در سیر بیان این جلسه آمده است که که این که می‌گوید هذا ما توعدون لكل أوَّابٍ حَفِيظٍ مقصود از اواب چیزی است که مزه آنچه را بدهد که داوود داشت و چه داشت؟ ایوب دار-- ایوب داشت. نه اون باشد اونها که از دیگران نمیگیم ماها اون باشیم ولی معنی آن را بدهد. در ردیف خود مزه اون را بدهد. اواب باشد. کثیر الرجع الی الله باشد. هم و غمش خدا باشد فقط. همش واحد باشد. شب و روز او را بخواهد و چون او را می‌خواهد مرتب حفیظ باشد جانب به اصطلاح ربوبیت را، پیمان علست

بسط تفسیری 28

در سیر بیان این جلسه آمده است که را مراعات بکند یا آداب بودیت را. در اینجا که مرحوم علامه در حفیظ گفته است که یعنی حفظ پیمان بودیت بکند. یعنی همون حفظ عهد علست. در عهد علست که الان ما، من و شما اونجا هستیم، اونجا خدا می‌گوید علست بربکم. اونجا میگیم چی؟ اونجا چی میگیم؟ بله. میگیم بله. ال-- الان هم میگیم بله دیگه. قال و بلى یعنی الان بله میگیم. اونجا میگه علست بربکم. همیشه در منظر است خدا. می‌بینیم. جز او را نمی‌بینیم. جز او را نمی‌خواهیم. اونجا اونطور هستیم. اینجا فراموش کردیم. توجه

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.