یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
صبر و تسبیح
«فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ» (قاف/۳۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس بر آنچه میگویند صبر کن و پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب، به ستایش پروردگارت تسبیح گوی.
«وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ» (قاف/۴۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و پاسى از شب او را تسبیح گوی و به دنبال سجدهها.
پس از ذکر قدرت و عبرت، خطاب به رسول اکرم است: صبر بر گفتههای مکذبان، و تسبیح به حمد در اوقات—پیش از طلوع و غروب، و بخشی از شب، و ادبار سجود. تسبیح در کنار صبر، عبودیتِ فعال است نه انفعال. سپس استماعِ روزِ ندا و صیحه به حق و يوم الخروج.
«وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ» (قاف/۴۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و گوش دار روزی که نداکننده از جایی نزدیک ندا میدهد.
«يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ» (قاف/۴۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): روزی که فریاد را به حق میشنوند؛ آن روزِ خروج است.
بسط تفسیری 1
در سیر بیان این جلسه آمده است که أعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم. وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ. فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ. وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ. وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ. يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ. إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ. يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعًاۚ ذَٰلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ. نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَۚ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍۖ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ. آیات آخر سوره قاف هست و از این آیاتی که تلاوت
بسط تفسیری 2
در سیر بیان این جلسه آمده است که شد آیه اول وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ. این آیه باز به تنهایی به جای خود استدلالی است در خصوص مسئله معاد در برابر منکرین و اونها که انکار میکنند میکردند معاد را به لحاظ استبعاد با شرح و توضیحی که قبلاً در خصوص آیات قبلی گذشت. در برابر این منکرین باز استدلالی است برای مسئله معاد با یک بیان خاصی که مشابه بعضی از بیانهاست که قبلاً باز در همین سوره گذشته است. نظرتون هست عرض کردیم که اصل انکار منکرین
بسط تفسیری 3
در سیر بیان این جلسه آمده است که معاد بر اساس استبعاد است یعنی مبتنی بر استبعاد است نوعی استبعاد است. بعید میشمارند به نظر خودشون به اصطلاح بر اساس عقل و فکر خودشان بعید میشمارند دوباره انسانی که مرده است و بدنش متلاشی شده است و به صورت ذرات ارضی درآمده است و مختلط با ذرات بیشمار ارضی گردیده است. دوباره اون ذرات را تشخیص دادن دوباره اونها را جمع کردن به صورت انسان همون اول مشخص درآوردن به فکر و عقل منکرین معاد یک قضیه بعیدی است یا محال است و روی همین حساب مسئله معاد
بسط تفسیری 4
در سیر بیان این جلسه آمده است که را انکار میکنند. اصل انکار اونها مبتنی بر همین مطلب است که گفتم و در آیات همین سوره قاف مانند همین آیه خدای متعال برای رفع این استبعاد که اونها دارند از طریق خاصی وارد میشود. از جمله در همین آیه که میفرماید که ما آسمانها و زمین را خلق کردیم و اگر کسی با همین عقل محدود خودش و فکر محدود خودش در خلقت آسمانها و زمین و پیچیدگی خلقت فکر بکند، میداند که قدرت مطلقی در جریان بوده. قدرتی که هیچگونه قید و شرط و حد و حدود
بسط تفسیری 5
در سیر بیان این جلسه آمده است که در آن نیست که این خلقت را به راه انداخته است و در برابر هیچ چیزی عجز ندارد و هیچ کاری او را خسته نمیکند، از کار نمیاندازد. چنین قدرتی بوده است که این آسمانها و زمین را به راه انداخته است و ایجاد کرده است. اگر دقت بکنند این مسئله را میفهمند و در برابر قدرتی که این آسمان و زمین را با این پیچیدگی و اسرار و دقایق بیشمار و بینهایت به راه انداخته است، خلق کردن و دوباره جمع کردن اجزاء انسان و اونها را به صورت
بسط تفسیری 6
در سیر بیان این جلسه آمده است که انسان اول درآوردن مسئلهای نیست. در این آیه باز به همین استدلال و با همین استدلال وارد میشود. وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ چون این موضوع قبلاً مشروحاً گذشته پس من به همین اندازه که اکتفا میکنم. آیه را ترجمه میکنم به اضافه یک آیه دیگری هم در تأیید آیه و میگذریم. وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا این حقیقت است که ما آسمانها و زمین را-- حقیقتی است که ما آسمانها و زمین را خلق کردیم و آنچه در آسمانها و زمین است از موجودات بینهایت یا بیشمار و پر
بسط تفسیری 7
در سیر بیان این جلسه آمده است که از اسرار فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ در شش دوران. این هم باز توضیحش قبلاً گذشته است که شش دوران یا شش روز به چه معناست. ما این آسمانها و زمین را و آنچه در میان اینهاست را در شش دور-دوران خلق کردیم. در حالتی که وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ هیچ خستگی، عجز، درماندگی به ما روی نیاورد با خلقت و ایجاد این خلقت آسمان و زمین با این عظمت و وسعت. وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ هیچ خستگی، ناتوانی، عجز، درماندگی به ما روی نیاورد. لغو به معنی اون درماندگی در کار
بسط تفسیری 8
در سیر بیان این جلسه آمده است که است. انسان کاری را میکند و درمانده میشود به اصطلاح. خسته میشود، توانش را از دست میدهد. اون رو میگیم لغو و به زحمت میافتد، رنج میکشد، میگیم لغو. اینها را خلق کردیم بدون اینکه به ما، ما را لغوی برسد، رنجی برسد، تعبی برسد، سخت باشد برای ما یا ما خسته بشویم یا درمانده بشویم. این همه آسمان و زمین را خلق کردیم بدون اینکه لغوی به ما روی بیاورد. آیا؟ معناش این است. آیا در برابر این قدرت خلقت انسان و جمع اجزاء و تلاش او و به
بسط تفسیری 9
در سیر بیان این جلسه آمده است که صورت انسان اول درآوردن چیزی است؟ شبیه همون بیانات که سابقاً گذشت. و در این زمینه توجه داشته باشید که آیات متعدد در قرآن هست. من یک مورد را هم اشاره میکنم که در نظر این که چنین استدلالی در قرآن هست این خوب جا میافتد و روشن باشد. بعضی از موارد دیگر را هم خودتون تأمل میکنید. مثلاً در سوره احقاف سو-سو- آیه سی و سه میفرماید "أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ بِقَادِرٍ عَلَىٰ أَن يُحْيِيَ الْمَوْتَىٰ بَلَىٰ إِنَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ"
بسط تفسیری 10
در سیر بیان این جلسه آمده است که معنی آیه اینطور است، ترجمه است. آیا فکر نکردند در این مسئله که اون الله که آسمانها و زمین را خلق کرد با این پیچیدگی "وَلَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ" با خلقت اینها هیچگونه ناتوانی به او روی نیاورد. اون خدا آیا قادر نیست که مردهها را زنده بکند؟ بله، چرا قادر نیست؟ "إِنَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ" او بر همه چیز قادر است. شرح و توضیحی هم که در آیات قبل همین سوره در همین مسیر برای شما را به نظرتون بیاره. و اجمال اون شرح و توضیح این بود که
بسط تفسیری 11
در سیر بیان این جلسه آمده است که هر فکر و هر عقلی از انسانها هر چند محدود باشد، بخواهد در پیچیدگی خلقت و در اسراری که در خلقت هست حتی در یک گوشه جزئی خلقت هست، اون را به نظر بیاورد، دقیقاً متوجه میشود که علم بینهایت و قدرت مطلق در این بین بوده است. برای علم بینهایت و قدرت مطلق مسئلهای نیست جمع اجزاء و به صورت انسان اول درآوردن اون. هم به علم مطلقش به همه چیز احاطه دارد، نهایت ندارد علمش و هم به قدرت مطلقش به همه چیز قدرت دارد، عرضی براش متصور
بسط تفسیری 12
در سیر بیان این جلسه آمده است که نیست. از این آیه گذشت. این به جای خود توجه فرمود که باز این آیه به جای خود استدلالی است در برابر منکرین و اونا که بعید میشمارند برای حقانیت معاد و برای اینکه انسانها دوباره زنده میشوند و خلق جدیدی به راه میافتد و حساب و کتابی شروع میشود. از این به بعد آیاتی که الان هست "فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ" بعد از اینکه از اول سوره تا حالا در خصوص منکرین معاد مطالبی بیان فرمود و در خصوص حقانیت معاد از روشهای مختلف دلایل و حججی اقامه فرمود،
بسط تفسیری 13
در سیر بیان این جلسه آمده است که در آخر خطاب میکند در این آیات به رسول الله به لحن خاصی به اون اینکه بعد از اینکه مسئله تمام میشه یعنی مطلب منکرین را بیان میکند، مطالب اونها را میگوید که چی میگویند، فکرشون چیست. بعد جواب فکر اونها را میدهد، جواب استبهات اونها را میدهد. از طرق مختلف و حجج مختلف مسئله معاد را بیان میفرماید و اثبات میفرماید، روشن میفرماید. بعد از توضیح حقایق به رسول الله میفرماید که حالا تو تبلیغ رسالت بکن، رسالت خودت را برسان، حقایق را بگو، انذار بکن، تبشیر بکن و
بسط تفسیری 14
در سیر بیان این جلسه آمده است که در برابر زحماتی که در این راه به تو روی آورده میشود کاملاً تحمل داشته باش، صبر داشته باش والسلام. بیش از این وظیفهای بر تو نیست. یعنی تبلیغ رسالت، اعلام رسالت، بیان حجج و واقعیات و تحمل و صبر در برابر اون اذیت و ایذاها و تهمتها و مختلف اذیتها که از ناحیه منکرین، مشرکین و مخالفان میشود. در این آیات آخر رسول الله را دعوت به تبلیغ رسالت و صبر و تحمل میکند. بعد از بیان حقایق و ایذا حقایق و جواب شبهاتی که برای منکرین هست، منکرین
بسط تفسیری 15
در سیر بیان این جلسه آمده است که هست. "فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ" حالا از این به بعد طبعا متوجه شدند که لحن آیات برگشت به خطاب خاصی به رسول الله. لذا با این توجه دقت بکنید این آیات را توضیح میدهیم. "فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ" تو رسالت خودت را ادا کن، انذار و تبشیر کن و صبر بکن به آنچه میگویند به تو. میدانید که رسول الله غیر چیزا میگفتند غیر از اون اذیتهای مختلف عملی و کارشکنیها که میکردند منکرین، مشرکین و مخالفین در صور مختلف غیر از
بسط تفسیری 16
در سیر بیان این جلسه آمده است که اون تهمتها هم میزدند. مثلاً به خودش تهمت ساحر قرآن در جاهای دیگر متعدد بیان فرموده است. ساحر گفتند، جادوگر، شاعر گفتند که همون مثل شاعر باشد، مجنون و دیوانه گفتند به رسول الله. و بعد مثلاً حقایق قرآن را از توحید و از معاد مخصوصاً میشنیدند هی میگفتند اینجا اونجا استهزا میکردند. خیلی خلاصه صحبتها میشد که اذیت کننده بود به رسول الله. میفرماید "فَاصْبِرْ" پس تو ای رسول صبر بکن "عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ" بر آنچه به تو میگویند در مقام ایذا و تهمت و استهزاء و بر آنچه
بسط تفسیری 17
در سیر بیان این جلسه آمده است که به قرآن و حقایقی که تو آوردهای میگویند صبر بکن "وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ". بعد از اینکه رسول الله را دعوت به صبر میکند، در عین صبر به موازات دعوت صبر و تحمل رسول الله را دعوت به تسبیح و به تسبیح میکند. به عبودیت و تسبیح و به سیر و به اصطلاح عبودیت که برای رسول الله بوده. و سبح بحمد ربک. تسبیح بکن. مشغول تسبیح به حمد باش در برابر پروردگارت قبل طلوع شمس و قبل الغروب. هم قبل از طلوع آفتاب و هم قبل از غروب آفتاب. صبر
بسط تفسیری 18
در سیر بیان این جلسه آمده است که بکن، تسبیح کن. صبر در برابر اذیتها و ایذاها و تهمتها داشته باش و از طرفی به تسبیح پروردگارت قبل از طلوع آفتاب و قبل از غروب مشغول باش. متوجه میشویم از اینجا اولا میشود کسانی که میخواهند انذار و تبشیر بکنند، دعوت به حق بکنند، باید این مسائل به اونها هم خطاب است. اونها هم باید اینها را داشته باشند. یکی صبر و تحمل در برابر فشارها و اذیتها، رنجها و مصیبتها، تهمتها و استهزاءها. یکی هم اینکه باید در عین اینکه صبر و تحمل دارند، خود در سلوک
بسط تفسیری 19
در سیر بیان این جلسه آمده است که عبودی خود در نتیجه ایذا و اذیت دشمنان در سلوک عبودی خود و در سیر خود الی الله و در تسبیح و تنزیه حق هیچگونه سستی و مسامحهای نداشته باشند. خودشان هم به عنوان یک مخلوق رسول الله به عنوان یک عبد از بندگان خدا در مقام عبودیت باید تسبیح داشته باشد و آن تسبیحی که متناسب مقام خود اوست و هیچگونه سستی در تسبیح نداشته باشد. علاوه بر اینکه صبر و به اصطلاح صبر و تحمل میکند بر اذیتها و ایذاها و مسائل که از ناحیه دشمنان با اونها
بسط تفسیری 20
در سیر بیان این جلسه آمده است که مواجه است. فاصبر علی ما يقولون و سبح بحمد ربک. در اینجا من به در شرح این آیه به توضیحاتی هم به نکاتی هم اشاره میکنم. دقت بکنید دعوت بر صبر میکند و تسبیح به حمد یعنی تسبیح و تنزیه. تسبیح به حمد این یادتون باشه قبلاً هم گفتم که زیاد توضیح نمیدم. تسبیح به حمد و تسبیح در قرآن بر خلاف اونچه که در ذهن ما یک معنی محدود دارد، معنی بسیار وسیعی دارد که در حقیقت میشود گفت تسبیح در قرآن هرجا آمده است، مقصود سیر عبودی است.
بسط تفسیری 21
در سیر بیان این جلسه آمده است که ما معمولاً در ذهن ما چنین است فکر میکنیم مثلاً سبحان الله گفتن تسبیح است. این از تسبیح است. ؟ کسی با حضور مثلاً مشغول این ذکر باشد، این وجه باشد سبحان الله بگوید یا مثلاً همینطور با همین جمله یا جمله طولانیتر از این مثلاً سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اکبر. این قبیل ذکرها را بگو-- بگوید که معنی مخصوص تسبیح یعنی تنزیه در آن هست، آن را فکر میکنیم تسبیح مقصود آن است. آن نیست مقصود. این در نظر ما چنین است. یعنی ما
بسط تفسیری 22
در سیر بیان این جلسه آمده است که اینجور برداشت کردهایم. تسبیح در قرآن به معنی سلوک عبودی مطلق است. ذکر مطلق است. سیر مطلق است که سبحان الله گفتن یا شبیه سبحان الله را گفتن، اون هم با حضور و با حال و با صعود روحی، جزئی از تسبیح کلی است. ؟ تسبیح کلی یعنی سلوک عبودی. یعنی سیر الی الله. بنابراین این نکته را اولا در نظر داشته باشید و سبح بحمد ربک. اینجا به رسول الله، رسول الله را دعوت به سیر و سلوک عبودیت که در حقیقت همهاش تسبیح است، تسبیح حق و تسبیح
بسط تفسیری 23
در سیر بیان این جلسه آمده است که حق و سیر الی الحق است دعوت میکند. و سبح بحمد ربک مشغول تسبیح باش یعنی سلوک سیر خود را داشته باش با تس-- با تسبیح و تنزیه او سیر به او را به سوی او را داشته باش قبل از طلوع آفتاب و قبل از غروب. این قبل از طلوع آفتاب و قبل از غروب دنباله هم دارد. و من الليل فسبحه از شب هم قسمتی را مشغول تسبیح او باش و ادبار السجود و دنبالههای سجود را یعنی به دنبال سجود هم مشغول تسبیح باش. در مجموع در
بسط تفسیری 24
در سیر بیان این جلسه آمده است که اوقات مختلف رسول الله را دعوت به تسبیح و سلوک و سیر و تنزیه حق میکند و عبودیت میکند. در اوقات مختلف و معنی چنین است که رسول الله را در همه احوال چی میکند؟ در همه احوال دعوت به تسبیح و سلوک میکند. این اصل مفهوم کلی آیه. در اینجا جزئیاتی هست که من به اون جزئیات هم اشاره میکنم. گفته شده است یعنی بر اساس آنچه که از بعضی از روایات که از طریق عامه و از طریق خاصه یعنی شیعه و سنی وارد شده است، گفته شده
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.