د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۷
دارای متن همگام
نافله و تسبیحِ شب و ادبار سجود
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۶:۳۵
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۲ سرفصل
## نافله و تسبیحِ شب و ادبار سجود
۷:۴۰
## بسط تفسیری 6
۱۹:۰۱
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
در مستبه ز.
مضمون
و مباحث تفسیر قرآن کریم
برنامهای از گروه علوم
و معارف قرآن است.
به نام آن که از او نام ز او یافت.
دوستان همراه سلام. به برنامه در مستبه ز
در خدمت شماییم و انشاالله آخرین بخش تفسیر سوره قاف را
با بیان حکیم وارسته حضرت آیت الله محمد شجاعی
تقدیم حضور گرامیتان میکنیم.
در برنامه قبل تفسیر آیات سی و هشتم تا چهلם سوره قاف را شنیدیم
که در آن ضمن شرح آیات،
استاد معنای دقیق تسبیح را
شرح داده است.
برنامه امروز که آخرین درس تفسیر استاد شجاعی در سوره قاف است
ادامه همان مباحث مربوط به آیه چهل است.
متأسفانه تفسیر سوره مبارکه قاف
در سلسله درسهای استاد شجاعی به پایان نرسیده است
و به امید حق از هفته بعد
تفسیر سوره دیگری را از استاد آیت الله شجاعی
تقدیم حضورتان میکنیم. با هم
ادامه تفسیر آیه چهلم سوره قاف را
میشنویم. اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
خب در اینجا من لازم دیدم چون صحبت از
ااا نما-- نافله مغرب میان آمد،
من در اینجا نکاتی را برای دوستان در خصوص اهمیت این نافله عرض بکنم که
لااقل، لااقل به این نافله انشاالله مداومت داشته باشید.
ببینید بر اساس اون تطبیقی که الان صحبت شد در روایات آمده در روایات س--
شیعه و سنی مجموعش من عرض میکنم
در و مخصوصاً این در روایات شیعه هم آمده است.
این که میگوید در از شب هم مشغول تسبیح باش و در ادبار سجود هم مشغول تسبیح باش.
مقصود از تسبیح در ادبار سجود
گفته شده است نافلههای مغرب است.
یعنی چهار رکعت نافله مغرب
و این از باب اهمیت این چهار رکعت نافله است.
بهعنوان مثال در اینجا گفته شده است
و در روایات شیعه آمده است
و این بسیار اهمیت دارد.
فلذا شما اگر چنان که از نافلههای دیگر هم
اگر چنان که توفیق کم بود و برخوردار نبودید سعی کنید که نافله مغرب را حتی المغرب، حتی المغروب ترک نکنید.
چهار رکعت نافله مغرب که بعد از نماز مغرب است دو رکعت و دو رکعت خوانده میشود
و سعی هم کنید که بین این نافلهها صحبت نشود.
بین مغرب و نافلهها هم صحبتی نشود.
یعنی نماز را که تمام میکنید
اگر به اذکاری هم مشغول بوده صحبتهای دیگر نشود بین مغرب و بین این نافلهها و بین خود این نافلهها.
حالا دیگه رموزش را، اسرارش را
اون صاحبان اسرار میدانند.
اونقدر اهمیت دارد که
در روایات آمده است که
مثلاً روایات میدانند که نافلههای ظهر و عصر را در روایات ما آمده است که در مو--
مسافرت نباید خواند و نمیشود خواند
نافلههای ظهر و عصر را.
هشت رکعت نافله ظهر را که صلاة الأوابین است
و هشت رکعت نافله عصر را که
شونزده رکعت میشود مجموعاً نافلههای روز هستند.
اینها را در سفر انسان مجاز نیست بخواند
به لحاظ اینکه حالا در روایات آمده بالاخره حکم این است.
در سفر نیست، مجاز نیست بخواند.
اما نافلههای دیگر را میشود خواند.
چه نافله شب باشد، چه نافله صبح باشد، چه نافله عشا باشد.
در میان نافلهها اینها را میشود در سفر و حذر هر دو خواند.
در روایت میبینیم که امام میفرماید که نافله مغرب را
بخوان نه در سفر ترک بکن و نه در حذر و
این بیان امام است در روایت.
ترک نکن نافله مغرب را نه در سفر
و نه در حذر.
به اندازه اهمیت دارد.
فردا انشاالله به این مسئله تاکید میکنیم.
اما رمزش گفتم این عند صاحبان رموز است، نزد صاحبان اسرار است که چرا این اهمیت
زیادی دارد. البته در میان نوافل
این هم توجه داشته باشید که
صلاة الأوابین که نافله
اول زوال است که هشت رکعت است، کلاً همون شونزده رکعت است.
صلاة الأوابین حالا یا هشت رکعت اول زوال را حساب بکنیم یا شونزده رکعت ظهر و عصر را حساب بکنیم.
صلاة الأوابین هم حساب خاصی دارد.
مخصوصاً از حضرت امیر سلام الله علیه تأکید شده است روی صلاة
الأوابین یعنی نماز الأوابین الی الله است.
هشت رکعت نافله که به مجرد اینکه اذان را گفتند انسان مشغول بشود.
اول ظهر هشت رکعت، دو رکعت، دو رکعت
بهعنوان نافله ظهر. بعد از ظهر هم هشت رکعت نافله مغرب است که قبل از عصر--
نافله عصر است که قبل از
عصر میافتد. نافله شب هم که اهمیت دارد.
اما در میان همه اینها بالاخره هیچ کدام اهمیتش به اهمیت اونجور که از روایات برمیآید، به اهمیت نافلههای
مغرب نمیرسد. من و شما از نوافل باید سعی بکنیم بهره داشته باشیم.
ببینید این نمازها که ما داریم، نمازهای واجب که میخوانیم صاف روایات میگوید که
این نمازها این صاف در روایات هست و دیگه هیچ شبههای نیست.
هر کسی هم بخواهد به این حرفها گوش نکند یا به این حرفها اسم درویشان بگذارد، دیگه از جهل و
نادانی توجه داشته باشیم اینا درویشی نیست.
اصلاً عین چیزی است که در روایات مکتب اهل بیت عصمت و طهارت
سلام الله علیهم اجمعین هم اصلاً آمده است سلام الله علیهم اجمعین.
اصلاً ما درویشی را قبول نداریم به معنی غلطش
ما شیعه هستیم و مکتب
اهل بیت عصمت و طهارت است اما
فقط همان مکتب است و حرف آنهاست و بیانات آنهاست.
آنها وجودشون، بیانشون، روششون برای ما حجت است.
غیر اون هم حجت نیست. حتی تخطئه میکنیم،
محکوم هم میکنیم. ضلالت هم هر کسی
از اینها به اصطلاح انحراف حاصل کند حتماً ضلالت است.
این شبهه نیست. اما دیگه خودمان را به جمود هم نزنیم
و نیاییم چیزهایی را که در مکتب اهل بیت عصمت و طهارت است
آنها را به اصطلاح به قول معروف با رنگ درویشی دادن، صوفیگری دادن، نمیدونم
امثال اینها دادن، اونها را پامال بکنیم.
حقایقی که از مکتب از اهل بیت عصمت و طهارت به ما وارد شده است و به ما رسیده است.
در روایات وارد از حضرات معصومین سلام الله علیهم أجمعین صاف این حقیقت آمده است که
اگر نماز واجب، نمازهای واجب که ما میخوانیم اگر با قلب ساهی خواندیم یعنی با قلبی که
این ور اون ور است، پراکنده است مانند همین که ما میخوانیم.
اگر اینجور خوندیم، اگر همش اینطور باشد ذرهای از این نماز قبول نیست.
اگر همش با قلب ساهی باشد.
اینا روایات است. اصلاً روایاتی که میخوانم که دیگه گفتم
یه وقتی خواستی جایی صحبت اگر یه فضولی، اگر یه جاهلی پیدا شد گفت اینا حرف درویشیه
بگی که درویش خودت هستی و جد و آبایت
درویش باشد. اینا درویشی نیست.
این روایت است. روایاتی که من مذکرش هستم الان به شما میگم.
اگر همه نماز با سَهْو باشد سَهْو نه سَهْو به اصطلاح ما، سَهْو به اصطلاح روایت یعنی با پراکندگی.
وِيلٌ لِلْمُصَلِّينَ. الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ چی؟
سَاهُونَ. اون سَهْو. یعنی نمیدانند چه میگویند.
اگر همه نماز اینجور باشد هیچکدامش قبول نیست.
از روایت برمیآید. اگر نصف نماز انسان این ور اون ور باشد نصفش نزد خدا برود قلباً حضور داشته باشد نصفش قبوله.
اگر سوسش نزد خدا باشد دو سوسش این ور اون ور باشد همان سوس فقط قبول است.
این صاف در روایت آمده است
و اون هم نه در یک روایت.
از امام باقر سلام الله علیه هست، از امام صادق هست، از ائمه، از طرق مختلف
و خواستید هم به اصطلاح
روایاتش را خوب ببینید.
این جلد به اصطلاح
سوم وصال شیعه که آدرس روشنتری به شما بگم مراجعه کنید.
جلد سوم طبع جدید وصال شیعه
البته طبع جدیدش هم متداول است.
صفحه از کدوم؟
پنجاه و یک از جلد سوم وصال شیعه.
صفحه پنجاه و یک بابی دارد.
در اون باب روایاتی آمده است.
اون روایات را بروید و مطالعه بکنید که
روایاتی است که از طرق شیعه آمده است.
من بعضی از اینها را میخوانم در اینجا ترجمه میکنم.
حالا دنباله دارد حرفم. میخواهم در باب نوافل با شما صحبتها داشته باشم.
دنباله حرفم را اول بگم بهتره و اون اینکه وقتی نماز ما به مقتضای روایاتی که
از حضرات معصومین بدون شبهه وارد شده است
چنین وضعی دارد و ما هم نماز خودمان را میشناسیم که چنین است.
خب طبعا معنیش میشود که نمازهای واجب ما یا کلش یا قسمت مهمش مورد قبول چیه؟
نیفتاده است. پس سلام صاف بدون تعارف.
دیگه انشاالله مورد قبول است نداریم.
مانند این است که کسی بگوید که انشاالله خمری حرام نیست.
دیگه این خمری حرام را آیه و روایت گفته دیگه انشاالله ندارد که.
مثلاً کسی نماز مغرب را دو رکعت بخواند بعد بگوید که
انشاالله باطل نیست. این انشاالله ندارد.
وقتی که صاف روایت میگوید که این نمیرود به سوی خدا، این نمازها
سود نمیکند، قبول نمیشود.
یک روایت هم نیست. روایاتی است که نمیشود
رد کرد. اگر رد بکنیم باید سایر روایات را هم رد بکنیم.
دیگه نمیشود گفت انشاالله قبول است.
انشاالله قبول است معنی ندارد. قبول نیست.
قبول نیست. چه باید کرد؟ نمازهای واجب هم دیگه نمیدونم دوستان به این نقطه توجه دارند یا نه؟
نمازهای واجب ما حداقل عبودیت است.
حداقل یعنی اون پنج نماز که ما میخوانیم
اگر قبول بشود حداقل عبودیت است در بیست و چهار ساعت.
حداقلش است. خب اگر اون حداقل هم از دست ما رفت چی میشه؟
دقت میکنید؟ چه باید کرد اینجا؟
باید اینجا دست به دامن نوافل بود.
حالا که وضع ما چنین است، ما خودمان را بکشیم هم یک نماز با حضور نمیتوانیم بخوانیم.
این شبهه نیست. چه باید کرد؟
البته باید خود را کشت یعنی خود را باید سعی کرد
و با حضور نماز خواند حتی المقدور.
اما سعی هم میکنیم مقداری از حضور را به دست آوریم.
طبعا اگر تنها پنج نماز را بخوانیم
مسئله ما درست نمیشود. چه باید کرد؟
باید به سراغ مکملها رفت.
اون مکملها که میان دو این نمازهای
ما را که قسمت مهمی از اون ولو سعی کردیم با بیحضوری بوده و به سوی خدا صعود نکرده است آنها را تکمیل کند
و اون مکملهای وارد است از چی؟
از نوافل. صاف در روایت گفته مکمل است نوافل برای فرائض.
ائمه فرمودند و فرمودند که شما به سراغ نوافل بروید.
بگذارید اون نواقصی که در فرائضتون هست اونها تکمیل بشود.
یعنی اون جاخالیها که در فرائض ما داریم اونها با نوافل.
و این در صورتی خواهد بود که دیگه با این توضیح دوستان متوجه شدید که
هم ما واجبات را به جا بیاریم، هم نوافل را یک
و هم سعی بکنیم واجبها را و نوافل را با حضور انجام بدهیم.
و الا اگه سعی نکنیم همش میشود هیچی دیگه.
توجه میکنید؟ یعنی همش میشود غیر مقبول.
هیچی به اون معنا. غیر مقبول.
و دیگه اینم توجه بکنیم ممکنه بعداً به ذهن دوستان بیاد.
دیگه نمازی را که بیحضور خواندیم مجاز هم نیست متأسفانه دوباره بخوانیم.
مثلاً با حضور با سعی در حضور داریم
حتی نمیتوانیم در نماز برگردیم قسمت هایی که بی حضور خوندیم تکرار بکنیم.
اینا راه نیست. باید به سراغ مکمل ها رفت که عبارت است از نوافل.
بنابراین از نوافل خودتون رو بی بهره
نکنید. سعی بکنید که از نوافل غیر از نافله مغرب انشاالله برخوردار باشید.
حالا این روایات رو من میخوانم ببینید.
اول یک روایت که در آخر این باب هست را شما بخوانم و
عرض کنم که این روایت راجع روایت عجیبی است.
یا در آخر همین باب که از صفحه پنجاه و یک شروع میشود.
یه عنوان باب را نمیگم که طولانی نشود.
در آخر این باب این روایت هست
که در مجالس و اخبار با سند از ابی-- ابوذر،
ابوذر غفاری عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال رسول الله فرمود یا اباذر رکعتان مقتصدتان فی تفکر
خیر من قیام ليلة والقلب
لاه. ای ابوذر دو رکعت،
دو رکعت کوتاه، یعنی دو رکعت معمولی نماز.
یعنی نه طولانی نماز. دو رکعت معمولی نماز
اما با حضور، با حضور در محضر و با تفکر.
رسول الله به ابوذر میگه دو رکعت در یک شب با حضور نماز بخوان.
دو رکعت طولانی هم نه معمولی، مقتصدتان.
خیر من قیام ليلة والقلب لاه.
این بهتر است از شب را از اول تا صبح تو بیدار باشی مشغول عبادت باشی ولی قلبت لاهی باشد.
لاهی یعنی مرمر باشد. این دو رکعت اگر با حضور خیلی خلاصه دو رکعت با حضور خوندی اون بهتر است از
یک احياء شبی که با قلب چیه؟
با قلب لاهی است.
خب این یک روایت است. روایت دیگر که
این روایت است که محمد بن مسلم عن ابی جعفر سند را نخواندم.
در همین کتاب صفحه پنجاه و دو.
عن ابی جعفر از امام باقر قال فرمود إن الأبد ليرفع من صلاته
نصفها أو ثلثها أو ربعها أو خمسها.
بنده نه از نمازش به سوی خدا بالا میرود.
از نماز بنده به سوی خدا بالا میرود یعنی قبول میشود.
یا نصف نمازش
یا ثلث نمازش یا ربع نمازش یا
خمس نمازش. فما يرفع له إلا ما أقبل عليه
منه بقلبه. این صاف بیان امام هست.
این حرف درویشی نیست. میگه که
پس بالا نمیرود برای بنده به سوی خدا از نمازش إلا ما أقبل
عليه منها بقلبه
مگر اون قسمتی که با قلبش حاضر بوده است.
یعنی حضور قلبی داشته است. فقط اونی که اقبال قلبی داشته است،
اون قسمت به سوی خدا بالا میرود.
و إنما أمرنا بالنافلة
ليتم لهم بها ما نقص من الفريضة.
اینچه ما امر کردهایم نافله بخوانید امام میفرماید
ليتم لهم تا تکمیل بشود برای
مؤمنین ما نقص
به ما نقص من الفريضة.
به وسیله این نافله ها آنچه که از فریضه هاشون کم شده است در نتیجه
عدم حضور و پراکندگی.
حالا این یک روایت است.
بعدش خودتان مطالعه کنید. روایاتی در همین مضمون آمده است.
در یک روایت هم باز امام باقر در صفحه پنجاه و سه روایت کوتاه ولی بسیار پرمعنی است.
میفرماید که کل سهو فی الصلاة يتره منها.
این را میتوانید حفظ بکنید.
توجه میکنید؟ کل سهو
فی الصلاة يتره منها. کاش اینها را هم
شعار میکردند مؤمنین و شعار میدادند برای خودشون بین مؤمنین اهل نماز.
کل سهو فی الصلاة يتره منها.
هر پراکندگی در نماز همش از نماز طرح میشود.
یعنی میاندازند دور. توجه.
يتر. هر سهوی از نماز چی میشود؟
يتره منها. اون رو میذارن کنار.
یعنی هرچی از نماز سهو است رو میذارن کنار.
غیر ان الله يتم بالنوافل.
الا اینکه خدا عنایت میکند کسی که نوافل میخواند اون ما يتره را با
نوافل چی میکند خدا؟ تکمیل میکند.
اما اگر کسی نوافل را بخواند
و سعی هم بکند که با اون اندازه که میتواند.
چون امام در مقام منت خدا اینجوری میفرماید.
الا اینکه خدا عنایت میکند. يتم بالنوافل.
با نوافل اونها را اتمام میکند.
این هم یک روایت. یکی دیگر را بخوانم در اینجا
بس باشد. این ام-- روایتی است که
عرض کنم که شبیه همین است.
از امام باقر است از زراره.
قال انما این صفحه پنجاه و چهار است.
انما جعلت النافلة ليتم بها ما يفسد من الفريضة.
نافله قرار داده شده است تا تکمیل بشود.
به وسیله نافله آنچه فاسد شده است از
فریضه. خب و روایات از امام صادق اینا هست با لحنهای مختلف و حتی هست
در یکی هست که اون یکی گفت که
اگر اینجور باشد که کار ما که دیگه ساخته است.
امام گفت با نوافل جبران میکنید.
یعنی نگفت کار شما ساخته نیست.
چی گفت؟ آخه این تصدیقهای بیجا رو من و شما میکنیم دیگه.
شما میگید که ما دیگه وضعمون یا مثلا ما دیگه
مثلا من به شما میگم که ما بالاخره روسیاهی زیاد بوده است و یک عمر خراب کردیم.
شما هم برمیگردی به من میگی نه انشاالله اینطور نیست.
شما اهل بهشت هستی به ما هم شفاعت بکنید.
این روال خیالی من و شماست که
تعارف و تشریفات اینا رو آوردیم به اینجا هم.
توجه به اینجا هم آوردیم. و اینجا صاف شما میگویید بله
واقعاً وضع شما هم خراب است.
وضع من هم خراب است. چه باید کرد؟
واسه اینطور نمیگیم تعارف که اینجا جای تعارف نیست
این به امام گفت حالا این روایت در جای دیگه است.
حاج میرزا جواد آقا آورده رضوان الله علیه در کتابش این روایت را.
اون شخص گفت که امام باقر فرمود که از نماز اونچه که فراچند است
لا یلف. اون گفت پس کار ما که ساخت است؟
گفت که تمام اتمام میکنید با نوافل.
نگفت نه کار شما ساخته نیست.
انشاءالله خدا بخشش میکند. از اینها نگفت
چون اینها نبود در بیان ائمه.
در مقام بیان حقایق تعارض نیست.
تعارض همان تعارض کننده را به همان شنونده را همه را به هلاکت میاندازد.
گفت که خدا تکمیل بکنید با نوافل.
یعنی راه دیگر ندارد جز اینکه با نوافل تکمیل بشود.
انشاءالله دوستان دقت.
حالا ممکنه شما به نظرتون بیاد خب کسی اگر با حضور
این نوافل فقط برای تکمیل است،
کسی که نمازش را با حضور موفق است میخواند که بعضی از
مجاهدت کنندگان که این توفیق را دارند پس نوافل آنها چه میشود؟
نوافل آنها هم یه معنی دیگر آنوقت پیدا میکند.
دیگه اون وقت مکمل
فرائض به اون معنا
نیست. اون وقت سود دهنده انسان
به مقام تجلی است. این هم صاف در روایات آمده است.
دلم میخواهد این روایت را هم شما
چون که این با بعضیهاتون که
اهل تحقیق هستید خواهید رفت و مراجعه خواهید کرد.
این روایت را هم در اونجا ببینید که در همین باب آمده است
که باز کسی نگد اینها نمیدونم ساختگی و حرفهای من درآورده است.
اگر کسی نماز را با حضور بخواند که عروج میکند در حقیقت به همین آدم
و این نوافل هم مداومت بکند که نوافلش هم با حضور و اقبال خواهد بود.
مداومت بر نوافل برای این آدم به اضافه تسبیحها و ذکرها و شبزندهداریهاش
موجب این میشود که این آدم به اصطلاح در وجودش در قلبش
اسماء و صفات و تجلیات شروع بشود.
این هم در روایات آمده است.
دیگه اون وقت به صورت مکمل
نقیصه فریضه نیست به صورت سوددهند،
به صورت سود دهنده انسان به مقام چیس؟
الان گفتم به مقام چی؟ مقام تجلی.
این روایت را در همین باب
در صفحه پنجاه و سه
بخوانم برای شما. از ابان است از ابی جعفر از امام باقر سلام الله علیه هم هست.
فرمود إن الله جل جلاله قال
خدای جل جلاله فرموده است ما يقرب إلي عبد من عبادي
بشیء أحب إلي من مفترض عليه.
اول امام فرمود که خدا فرموده است هیچ بندهای از بندگان من به من نزدیک نمیشود
با عملی که محبوبتر از واجبات باشد.
این اولاً اهمیت واجبات را اینجا امام بیان میفرماید.
بعد میفرماید که و انه
ليتقرب إلي بالنافلة.
از زبان خدا میفرماید. خدا اول میگوید که
بهترین عمل نزد من که هیچ عملی مانند آن کسی را نزد من نزدیکتر نمیکند واجبات است.
این اول میفرماید خدا. بعد خدا میفرماید که و انه و بنده من
ليتقرب إلي بالنافلة به من تقرب میجوید با نافله، با نمازهای نافله.
حتی أحبه. هی نافلهها را میخواند.
البته نافله را ممکنه شما در اینجا معنیش را وسیعتر بگیرید.
غیر از نوافل یومیه به کل اعمال مستحبی
بزنید چون نافله به معنی مستحبی است.
نافله یعنی مستحبی. غیر از نوافل
سی و چهار رکعت یعنی سایر عبادات هم.
ليتقرب إلي بالنافلة اینها را خوب دوستان دقت.
همهتون انشاءالله اهل ذوق هستید ولی خب دقت بکنید که
دیگه این فراموشم نکنید اینها را.
به من نزدیک میشود با نافله.
حتی أحبه تا میرسد به جا که من او را دوست میدارم.
خدا خودش میفرماید من او را دوست میدارم.
فإذا أحببته وقتی
به این مرحله رسید که من او را دوست داشتم.
كنت سمعه الذي يسمع به
من گوش او میباشم که با اون گوش میشنود.
این روایت هست ها. گوش او میباشم با اون گوش میشنود یعنی
صفات و اسماء هم در سمع او چی میکند؟
در سمع او تجلی میکند. دیگه این
اصطلاح معمولیاش میشود تجلی حق در سمع و بصر
یا تجلی اسماء حق.
درستش اینطور است. اسماء حق در سمع و بصر
روایت اینجور میفرماید "من گوش او میشوم که با اون گوشش میشنود
و بصره الذي يبصر به چشم او میشوم که با چشمش میبیند.
تجلی در ابصار. و لسانه الذي ينطق به
زبان او میشوم که با اون
تکلم میکند. تجلی حق در تکلم و در کلام.
و يده الذي يبتش بها دست او میشوم که با اون میگیرد.
إن دعاني أجبته و إن سألني أعطيته
و به او أنفاس میدهم، نفس میدهم، دعا کرد، جوابت میکنم.
سؤال کرد، میدهم.
خب این به اونجاها میرسد.
پس بنابراین این همون صاحبان أنفاس بودن اینها.
دو نافله اگر نمازهای
ما با حضور باشد که طبعا نمازهای واجب.
نوافل هم با حضور بود. اون وقت دیگه نوافل یه جایگاه دیگر پیدا میکند.
فعلاً صحبت این بود که من و شما باید از نوافل برای اینکه اون نقائص فرائض ما درست بشود
استفاده بکنیم. میروید انشاءالله
با دقت به جز این حرفی که در اینجا شد
برمیدارید و سؤال شیعه را مطالعه میکنید.
اون وقت با مطالعه روایات با تجلی انوار کلام اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم أجمعین
در وجودتون انشاءالله ممکن است که به دلتون بیفتد و سستی و کسالت را بگذارید کنار که آفت العبادة
الكسل این هم یادتون باشد.
همی که سخت میاد انسان انجام بده.
آفت است. بدترین و بالاترین آفت یادتون باشد
همین سستی کردنه. اول ظهر انسان همینطور
میچرخه. هیچ کاری هم ندارد.
اول اذان گفتند بلند شد.
یه بلند شو خوب بچرخ.
توجه بکنید. همینطور میچرخه.
وقت گذرانی میکنه. در عرض یک ربع میتواند دوازده، هشت رکعت، یک ربع هم
کمتر. در عرض ده دقیقه میتواند
صلاة الاوابین را بخواند.
مشمول اواب-- یعنی در زمره اوابین انشاءالله قرار بگیرد و
انشاءالله که این را هم توجه کنیم که آفت العبادة
الكسل. خب از این توضیح گذشتیم.
دوباره ترجمه ها را دقت بکنید.
فاصبر على ما يقولون و سبح.
از اول ترجمهاش تکرار میکنم.
صبر کن ای رسول بر آنچه میگویند
مشغول تسبیح پروردگارت باش قبل از طلوع آفتاب و قبل از غروب.
و من الليل فسبحه از شب هم مشغول تسبیح خدا باش و ادبار السجود
و در ادبار سجود هم مشغول تسبیح باش.
واسمع يوم يناد المناد من مكان قريب
و گوش خراده به آن روزی که
منادی الهی از
مکان و از جایگاه بسیار نزدیکی
انسانها را ندا میکند که همه باید جواب بدهند.
منتظر آن روز باش.
واسمع يوم يناد المناد من مكان قريب منتظر باش.
گوش خراده به روزی که
منادی الهی ندا میکند از مکان نزدیک.
والسلام علیکم ورحمة الله.
یا
الله یا
الله یا الله یا الله یا الله
جلسه قبل