یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
نافله و تسبیحِ شب و ادبار سجود
بر وفق روایات شیعه و سنی، تسبیحِ من اللیل و ادبار السجود بر نوافل تطبیق شده است—از جمله نافلهٔ مغرب. تأکید بر مداومت بر نافله است. احیای با حضور دو رکعتِ کوتاهِ با تفکر، بهتر از قیامِ طولانی با قلبِ لاهی است—چنانکه در سفارش به ابوذر آمده است.
«إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ» (قاف/۴۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ما خود زندهمیکنیم و میمیرانیم و بازگشت به سوی ماست.
«يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعًا ۚ ذَٰلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ» (قاف/۴۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): روزی که زمین از آنان میشکافد در حالی که شتاباناند؛ این حشری است بر ما آسان.
«نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ ۖ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ ۖ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ» (قاف/۴۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ما به آنچه میگویند داناتریم؛ و تو بر آنان مسلطِ به جبر نیستی؛ پس با قرآن کسی را که از وعید میترسد یادآوری کن.
حشر بر خدا آسان است—بازگشت به براهین آغاز سوره. پیامبر جبار بر مردم نیست؛ تذکر به قرآن برای کسی است که از وعید میترسد. پایان سوره، جمعِ صبر و تسبیح و تذکر و آسان بودنِ حشر است.
بسط تفسیری 1
در سیر بیان این جلسه آمده است که اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. در اینجا من لازم دیدم چون صحبت از ااا نما-- نافله مغرب میان آمد، من در اینجا نکاتی را برای در خصوص اهمیت این نافله عرض بکنم که لااقل، لااقل به این نافله مداومت داشته باشید. بر اساس اون تطبیقی که الان صحبت شد در روایات آمده در روایات س-- شیعه و سنی مجموعش من در و مخصوصاً این در روایات شیعه هم آمده است. این که میگوید در از شب هم مشغول تسبیح باش و در ادبار سجود
بسط تفسیری 2
در سیر بیان این جلسه آمده است که هم مشغول تسبیح باش. مقصود از تسبیح در ادبار سجود گفته شده است نافلههای مغرب است. یعنی چهار رکعت نافله مغرب و این از باب اهمیت این چهار رکعت نافله است. بهعنوان مثال در اینجا گفته شده است و در روایات شیعه آمده است و این بسیار اهمیت دارد. فلذا شما اگر چنان که از نافلههای دیگر هم اگر چنان که توفیق کم بود و برخوردار نبودید سعی کنید که نافله مغرب را حتی المغرب، حتی المغروب ترک نکنید. چهار رکعت نافله مغرب که بعد از نماز مغرب است دو
بسط تفسیری 3
در سیر بیان این جلسه آمده است که رکعت و دو رکعت خوانده میشود و سعی هم کنید که بین این نافلهها صحبت نشود. بین مغرب و نافلهها هم صحبتی نشود. یعنی نماز را که تمام میکنید اگر به اذکاری هم مشغول بوده صحبتهای دیگر نشود بین مغرب و بین این نافلهها و بین خود این نافلهها. حالا رموزش را، اسرارش را اون صاحبان اسرار میدانند. اونقدر اهمیت دارد که در روایات آمده است که مثلاً روایات میدانند که نافلههای ظهر و عصر را در روایات ما آمده است که در مو-- مسافرت نباید خواند و نمیشود خواند
بسط تفسیری 4
در سیر بیان این جلسه آمده است که نافلههای ظهر و عصر را. هشت رکعت نافله ظهر را که صلاة الأوابین است و هشت رکعت نافله عصر را که شونزده رکعت میشود مجموعاً نافلههای روز هستند. اینها را در سفر انسان مجاز نیست بخواند به لحاظ اینکه حالا در روایات آمده بالاخره حکم این است. در سفر نیست، مجاز نیست بخواند. اما نافلههای دیگر را میشود خواند. چه نافله شب باشد، چه نافله صبح باشد، چه نافله عشا باشد. در میان نافلهها اینها را میشود در سفر و حذر هر دو خواند. در روایت میبینیم که امام میفرماید
بسط تفسیری 5
در سیر بیان این جلسه آمده است که که نافله مغرب را بخوان نه در سفر ترک بکن و نه در حذر و این بیان امام است در روایت. ترک نکن نافله مغرب را نه در سفر و نه در حذر. به اندازه اهمیت دارد. فردا به این مسئله تاکید میکنیم. اما رمزش گفتم این عند صاحبان رموز است، نزد صاحبان اسرار است که چرا این اهمیت زیادی دارد. البته در میان نوافل این هم توجه داشته باشید که صلاة الأوابین که نافله اول زوال است که هشت رکعت است، کلاً همون شونزده رکعت است. صلاة الأوابین حالا
بسط تفسیری 6
در سیر بیان این جلسه آمده است که یا هشت رکعت اول زوال را حساب بکنیم یا شونزده رکعت ظهر و عصر را حساب بکنیم. صلاة الأوابین هم حساب خاصی دارد. مخصوصاً از حضرت امیر سلام الله علیه تأکید شده است روی صلاة الأوابین یعنی نماز الأوابین الی الله است. هشت رکعت نافله که به مجرد اینکه اذان را گفتند انسان مشغول بشود. اول ظهر هشت رکعت، دو رکعت، دو رکعت بهعنوان نافله ظهر. بعد از ظهر هم هشت رکعت نافله مغرب است که قبل از عصر-- نافله عصر است که قبل از عصر میافتد. نافله شب هم
بسط تفسیری 7
در سیر بیان این جلسه آمده است که که اهمیت دارد. اما در میان همه اینها بالاخره هیچ کدام اهمیتش به اهمیت اونجور که از روایات برمیآید، به اهمیت نافلههای مغرب نمیرسد. من و شما از نوافل باید سعی بکنیم بهره داشته باشیم. این نمازها که ما داریم، نمازهای واجب که میخوانیم صاف روایات میگوید که این نمازها این صاف در روایات هست و هیچ شبههای نیست. هر کسی هم بخواهد به این حرفها گوش نکند یا به این حرفها اسم درویشان بگذارد، از جهل و نادانی توجه داشته باشیم اینا درویشی نیست. اصلاً عین چیزی است که
بسط تفسیری 8
در سیر بیان این جلسه آمده است که در روایات مکتب اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین هم اصلاً آمده است سلام الله علیهم اجمعین. اصلاً ما درویشی را قبول نداریم به معنی غلطش ما شیعه هستیم و مکتب اهل بیت عصمت و طهارت است اما فقط همان مکتب است و حرف آنهاست و بیانات آنهاست. آنها وجودشون، بیانشون، روششون برای ما حجت است. غیر اون هم حجت نیست. حتی تخطئه میکنیم، محکوم هم میکنیم. ضلالت هم هر کسی از اینها به اصطلاح انحراف حاصل کند حتماً ضلالت است. این شبهه نیست. اما خودمان را
بسط تفسیری 9
در سیر بیان این جلسه آمده است که به جمود هم نزنیم و نیاییم چیزهایی را که در مکتب اهل بیت عصمت و طهارت است آنها را به اصطلاح به قول معروف با رنگ درویشی دادن، صوفیگری دادن، نمیدونم امثال اینها دادن، اونها را پامال بکنیم. حقایقی که از مکتب از اهل بیت عصمت و طهارت به ما وارد شده است و به ما رسیده است. در روایات وارد از حضرات معصومین سلام الله علیهم أجمعین صاف این حقیقت آمده است که اگر نماز واجب، نمازهای واجب که ما میخوانیم اگر با قلب ساهی خواندیم یعنی با قلبی
بسط تفسیری 10
در سیر بیان این جلسه آمده است که که این ور اون ور است، پراکنده است مانند همین که ما میخوانیم. اگر اینجور خوندیم، اگر همش اینطور باشد ذرهای از این نماز قبول نیست. اگر همش با قلب ساهی باشد. اینا روایات است. اصلاً روایاتی که میخوانم که گفتم یه وقتی خواستی جایی صحبت اگر یه فضولی، اگر یه جاهلی پیدا شد گفت اینا حرف درویشیه بگی که درویش خودت هستی و جد و آبایت درویش باشد. اینا درویشی نیست. این روایت است. روایاتی که من مذکرش هستم الان به شما میگم. اگر همه نماز با سَهْو باشد
بسط تفسیری 11
در سیر بیان این جلسه آمده است که سَهْو نه سَهْو به اصطلاح ما، سَهْو به اصطلاح روایت یعنی با پراکندگی. وِيلٌ لِلْمُصَلِّينَ. الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ چی؟ سَاهُونَ. اون سَهْو. یعنی نمیدانند چه میگویند. اگر همه نماز اینجور باشد هیچکدامش قبول نیست. از روایت برمیآید. اگر نصف نماز انسان این ور اون ور باشد نصفش نزد خدا برود قلباً حضور داشته باشد نصفش قبوله. اگر سوسش نزد خدا باشد دو سوسش این ور اون ور باشد همان سوس فقط قبول است. این صاف در روایت آمده است و اون هم نه در یک روایت. از امام باقر
بسط تفسیری 12
در سیر بیان این جلسه آمده است که سلام الله علیه هست، از امام صادق هست، از ائمه، از طرق مختلف و خواستید هم به اصطلاح [مکث] روایاتش را خوب . این جلد به اصطلاح سوم وصال شیعه که آدرس روشنتری به شما بگم مراجعه کنید. جلد سوم طبع جدید وصال شیعه البته طبع جدیدش هم متداول است. صفحه از کدوم؟ پنجاه و یک از جلد سوم وصال شیعه. صفحه پنجاه و یک بابی دارد. در اون باب روایاتی آمده است. اون روایات را بروید و مطالعه بکنید که روایاتی است که از طرق شیعه آمده است. من
بسط تفسیری 13
در سیر بیان این جلسه آمده است که بعضی از اینها را میخوانم در اینجا ترجمه میکنم. حالا دنباله دارد حرفم. میخواهم در باب نوافل با شما صحبتها داشته باشم. دنباله حرفم را اول بگم بهتره و اون اینکه وقتی نماز ما به مقتضای روایاتی که از حضرات معصومین بدون شبهه وارد شده است چنین وضعی دارد و ما هم نماز خودمان را میشناسیم که چنین است. طبعا معنیش میشود که نمازهای واجب ما یا کلش یا قسمت مهمش مورد قبول چیه؟ نیفتاده است. پس سلام صاف بدون تعارف. مورد قبول است نداریم. مانند این است که کسی
بسط تفسیری 14
در سیر بیان این جلسه آمده است که بگوید که خمری حرام نیست. این خمری حرام را آیه و روایت گفته ندارد که. مثلاً کسی نماز مغرب را دو رکعت بخواند بعد بگوید که باطل نیست. این ندارد. وقتی که صاف روایت میگوید که این نمیرود به سوی خدا، این نمازها سود نمیکند، قبول نمیشود. یک روایت هم نیست. روایاتی است که نمیشود رد کرد. اگر رد بکنیم باید سایر روایات را هم رد بکنیم. نمیشود گفت قبول است. قبول است معنی ندارد. قبول نیست. قبول نیست. چه باید کرد؟ نمازهای واجب هم نمیدونم به این نقطه توجه
بسط تفسیری 15
در سیر بیان این جلسه آمده است که دارند یا نه؟ نمازهای واجب ما حداقل عبودیت است. حداقل یعنی اون پنج نماز که ما میخوانیم اگر قبول بشود حداقل عبودیت است در بیست و چهار ساعت. حداقلش است. اگر اون حداقل هم از دست ما رفت چی میشه؟ ؟ چه باید کرد اینجا؟ باید اینجا دست به دامن نوافل بود. حالا که وضع ما چنین است، ما خودمان را بکشیم هم یک نماز با حضور نمیتوانیم بخوانیم. این شبهه نیست. چه باید کرد؟ البته باید خود را کشت یعنی خود را باید سعی کرد و با حضور نماز
بسط تفسیری 16
در سیر بیان این جلسه آمده است که خواند حتی المقدور. اما سعی هم میکنیم مقداری از حضور را به دست آوریم. طبعا اگر تنها پنج نماز را بخوانیم مسئله ما درست نمیشود. چه باید کرد؟ باید به سراغ مکملها رفت. اون مکملها که میان دو این نمازهای ما را که قسمت مهمی از اون ولو سعی کردیم با بیحضوری بوده و به سوی خدا صعود نکرده است آنها را تکمیل کند و اون مکملهای وارد است از چی؟ از نوافل. صاف در روایت گفته مکمل است نوافل برای فرائض. ائمه فرمودند و فرمودند که شما به سراغ
بسط تفسیری 17
در سیر بیان این جلسه آمده است که نوافل بروید. بگذارید اون نواقصی که در فرائضتون هست اونها تکمیل بشود. یعنی اون جاخالیها که در فرائض ما داریم اونها با نوافل. و این در صورتی خواهد بود که با این توضیح متوجه شدید که هم ما واجبات را به جا بیاریم، هم نوافل را یک و هم سعی بکنیم واجبها را و نوافل را با حضور انجام بدهیم. و الا اگه سعی نکنیم همش میشود هیچی دیگه. ؟ یعنی همش میشود غیر مقبول. هیچی به اون معنا. غیر مقبول. و اینم توجه بکنیم ممکنه بعداً به ذهن بیاد.
بسط تفسیری 18
در سیر بیان این جلسه آمده است که نمازی را که بیحضور خواندیم مجاز هم نیست متأسفانه دوباره بخوانیم. مثلاً با حضور با سعی در حضور داریم حتی نمیتوانیم در نماز برگردیم قسمت هایی که بی حضور خوندیم تکرار بکنیم. اینا راه نیست. باید به سراغ مکمل ها رفت که عبارت است از نوافل. بنابراین از نوافل خودتون رو بی بهره نکنید. سعی بکنید که از نوافل غیر از نافله مغرب برخوردار باشید. حالا این روایات رو من میخوانم . [صدای ورق زدن] اول یک روایت که در آخر این باب هست را شما بخوانم و این روایت
بسط تفسیری 19
در سیر بیان این جلسه آمده است که راجع روایت عجیبی است. یا در آخر همین باب که از صفحه پنجاه و یک شروع میشود. یه عنوان باب را نمیگم که طولانی نشود. در آخر این باب این روایت هست که در مجالس و اخبار با سند از ابی-- ابوذر، ابوذر غفاری عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال رسول الله فرمود یا اباذر رکعتان مقتصدتان فی تفکر خیر من قیام ليلة والقلب لاه. ای ابوذر دو رکعت، دو رکعت کوتاه، یعنی دو رکعت معمولی نماز. یعنی نه طولانی نماز. دو رکعت معمولی نماز
بسط تفسیری 20
در سیر بیان این جلسه آمده است که اما با حضور، با حضور در محضر و با تفکر. رسول الله به ابوذر میگه دو رکعت در یک شب با حضور نماز بخوان. دو رکعت طولانی هم نه معمولی، مقتصدتان. خیر من قیام ليلة والقلب لاه. این بهتر است از شب را از اول تا صبح تو بیدار باشی مشغول عبادت باشی ولی قلبت لاهی باشد. لاهی یعنی مرمر باشد. این دو رکعت اگر با حضور خیلی خلاصه دو رکعت با حضور خوندی اون بهتر است از یک احياء شبی که با قلب چیه؟ با قلب لاهی است. این
بسط تفسیری 21
در سیر بیان این جلسه آمده است که یک روایت است. روایت دیگر که این روایت است که محمد بن مسلم عن ابی جعفر سند را نخواندم. در همین کتاب صفحه پنجاه و دو. عن ابی جعفر از امام باقر قال فرمود إن الأبد ليرفع من صلاته نصفها أو ثلثها أو ربعها أو خمسها. بنده نه از نمازش به سوی خدا بالا میرود. از نماز بنده به سوی خدا بالا میرود یعنی قبول میشود. یا نصف نمازش یا ثلث نمازش یا ربع نمازش یا خمس نمازش. فما يرفع له إلا ما أقبل عليه منه بقلبه. این صاف بیان
بسط تفسیری 22
در سیر بیان این جلسه آمده است که امام هست. این حرف درویشی نیست. میگه که پس بالا نمیرود برای بنده به سوی خدا از نمازش إلا ما أقبل عليه منها بقلبه مگر اون قسمتی که با قلبش حاضر بوده است. یعنی حضور قلبی داشته است. فقط اونی که اقبال قلبی داشته است، اون قسمت به سوی خدا بالا میرود. و إنما أمرنا بالنافلة ليتم لهم بها ما نقص من الفريضة. اینچه ما امر کردهایم نافله بخوانید امام میفرماید ليتم لهم تا تکمیل بشود برای مؤمنین ما نقص به ما نقص من الفريضة. به وسیله این نافله ها
بسط تفسیری 23
در سیر بیان این جلسه آمده است که آنچه که از فریضه هاشون کم شده است در نتیجه عدم حضور و پراکندگی. حالا این یک روایت است. بعدش خودتان مطالعه کنید. روایاتی در همین مضمون آمده است. در یک روایت هم باز امام باقر در صفحه پنجاه و سه روایت کوتاه ولی بسیار پرمعنی است. میفرماید که کل سهو فی الصلاة يتره منها. این را میتوانید حفظ بکنید. ؟ کل سهو فی الصلاة يتره منها. کاش اینها را هم شعار میکردند مؤمنین و شعار میدادند برای خودشون بین مؤمنین اهل نماز. کل سهو فی الصلاة يتره منها. هر
بسط تفسیری 24
در سیر بیان این جلسه آمده است که پراکندگی در نماز همش از نماز طرح میشود. یعنی میاندازند دور. توجه. يتر. هر سهوی از نماز چی میشود؟ يتره منها. اون رو میذارن کنار. یعنی هرچی از نماز سهو است رو میذارن کنار. غیر ان الله يتم بالنوافل. الا اینکه خدا عنایت میکند کسی که نوافل میخواند اون ما يتره را با نوافل چی میکند خدا؟ تکمیل میکند. اما اگر کسی نوافل را بخواند و سعی هم بکند که با اون اندازه که میتواند. چون امام در مقام منت خدا اینجوری میفرماید. الا اینکه خدا عنایت میکند. يتم بالنوافل.
بسط تفسیری 25
در سیر بیان این جلسه آمده است که با نوافل اونها را اتمام میکند. این هم یک روایت. یکی دیگر را بخوانم در اینجا بس باشد. این ام-- روایتی است که شبیه همین است. از امام باقر است از زراره. قال انما این صفحه پنجاه و چهار است. انما جعلت النافلة ليتم بها ما يفسد من الفريضة. نافله قرار داده شده است تا تکمیل بشود. به وسیله نافله آنچه فاسد شده است از فریضه. و روایات از امام صادق اینا هست با لحنهای مختلف و حتی هست در یکی هست که اون یکی گفت که اگر اینجور باشد
بسط تفسیری 26
در سیر بیان این جلسه آمده است که که کار ما که ساخته است. امام گفت با نوافل جبران میکنید. یعنی نگفت کار شما ساخته نیست. چی گفت؟ آخه این تصدیقهای بیجا رو من و شما میکنیم دیگه. شما میگید که ما وضعمون یا مثلا ما مثلا من به شما میگم که ما بالاخره روسیاهی زیاد بوده است و یک عمر خراب کردیم. شما هم برمیگردی به من میگی نه اینطور نیست. شما اهل بهشت هستی به ما هم شفاعت بکنید. این روال خیالی من و شماست که تعارف و تشریفات اینا رو آوردیم به اینجا هم. توجه
بسط تفسیری 27
در سیر بیان این جلسه آمده است که به اینجا هم آوردیم. و اینجا صاف شما میگویید بله واقعاً وضع شما هم خراب است. وضع من هم خراب است. چه باید کرد؟ واسه اینطور نمیگیم تعارف که اینجا جای تعارف نیست این به امام گفت حالا این روایت در جای است. حاج میرزا جواد آقا آورده رضوان الله علیه در کتابش این روایت را. اون شخص گفت که امام باقر فرمود که از نماز اونچه که فراچند است لا یلف. اون گفت پس کار ما که ساخت است؟ گفت که تمام اتمام میکنید با نوافل. نگفت نه کار
بسط تفسیری 28
در سیر بیان این جلسه آمده است که شما ساخته نیست. انشاءالله خدا بخشش میکند. از اینها نگفت چون اینها نبود در بیان ائمه. در مقام بیان حقایق تعارض نیست. تعارض همان تعارض کننده را به همان شنونده را همه را به هلاکت میاندازد. گفت که خدا تکمیل بکنید با نوافل. یعنی راه دیگر ندارد جز اینکه با نوافل تکمیل بشود. انشاءالله دقت. حالا ممکنه شما به نظرتون بیاد کسی اگر با حضور این نوافل فقط برای تکمیل است، کسی که نمازش را با حضور موفق است میخواند که بعضی از مجاهدت کنندگان که این توفیق را دارند
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.