ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 006

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

راه تزکیه و قدم اول یقظه

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.

بحث پیشین به نحوهٔ شروع عملی در تزکیه رسید. اصل راه تزکیه همان راهی است که خدا فرموده است؛ و راه ارباب تزکیه در نوشته‌ها و گفته‌هاشان راهی دیگر نیست. روشن همان راه الهی است؛ جز آنکه برداشت اهل تزکیه از راه برگشت به‌سوی خدا، برداشتی درست و عمیق و جامع است؛ برخلاف برداشت‌های سطحی و ناقص و ناتمام. ارباب تزکیه این راه را نیک فهمیده‌اند، جامع فهمیده‌اند، عمیق فهمیده‌اند؛ گفته‌اند و نوشته‌اند؛ و در مقام عمل نیز بر اساس همان فهم عمیق، خود و دیگران را به راه انداخته‌اند.

اکنون باید نگریست که بر پایهٔ گفته‌ها و برداشت ارباب سلوک، شروعِ عمل و آغاز تزکیه — یعنی گام‌نهادن در همان راهی که خدا نشان داده — چگونه رخ می‌دهد. چون نوشته‌ها و گفته‌های اهل سلوک یکجا در نظر آید، اختلاف آنان در نحوهٔ شروع و در مراتب و منازل اندک است؛ و اگر باشد، بیشتر اختلاف بیان است نه اختلاف حقیقت. حقیقت یکی است. از این رو اگر در ترتیب منازل — منزل اول و دوم و چگونگی پیشرفت سالک — میان بیانی و بیان دیگر تفاوتی دیده شود، باید دانست که اختلاف غالباً سطحی و ناشی از نحوه‌های تقریر است؛ نه آنکه دو راهِ متضاد در میان باشد. سالک در مطالعهٔ نوشته‌های اهل بصیرت باید این نکته را نگاه دارد تا از اختلافِ ظاهریِ ترتیب به تشویش نیفتد.

قدم اول یقظه است. بر اساس تحلیل آیات و روایات و گفته‌های ارباب باطن، نخستین قدم بیداری است؛ چنان‌که خواجه عبدالله انصاری و دیگران نیز گفته‌اند. یقظه آن است که انسان در نظام وجود بیدار باشد، به خود آید، از غفلت برخیزد و بداند وجود چیست، اول و آخرش چیست، انسان در وجود چیست، از کجا آمده، کجا قرار گرفته، چگونه باید پیش رود، و در برابر چه اوهامی ایستاده است. این پرسش‌ها خودِ بیداری‌اند؛ نه مقدمه‌ای بیرونی بر آن. چون بیدار شود، آثاری در وجود پدید می‌آید؛ و اثر سوم از آثار یقظه، توبه است که در حقیقت قدم دوم به‌شمار می‌رود. دو اثر دیگر یقظه در جای خود آمده است؛ اینجا اثر سوم محور سخن است، زیرا پلِ انتقال از بیداری به حرکت عملی است.

اثر سوم یقظه: توبه به‌معنای وسیع

از آثار کلی یقظه آن است که انسان بیدارشده را به‌سوی برگشت سوق می‌دهد: برگشت از راه ضلالت به‌سوی راهی که باید در پیش داشت؛ و برگشت از غیر خدا به‌سوی خدا. این دو تعبیر دو روی یک حقیقت‌اند: راه ضلالت همان راهی است که به‌سوی اغیار منتهی می‌شود؛ و برگشت از آن، برگشت از کل اغیار به‌سوی حق است. تا این سوقِ درونی رخ ندهد، بیداری در حد تصور می‌ماند و به سلوک نمی‌انجامد.

راه پیش از یقظه — از آغاز ورود به دنیا — غالباً دل را به‌سوی اغیار می‌کشاند. خودِ انسان، اطرافیان، پدر و مادر، محیط، دوست و آشنا، کتاب و عالم، و حتی صورتِ غلطِ تربیت که بر آسمان و زمین سایه می‌افکند، دل بی‌قرار را که در فطرت او را می‌خواهد و تا پایان عمر بی‌قرار می‌ماند، به این می‌قبولانند که مطلوبش این و آن است. از همان کودکی می‌گویند «این را می‌خواهی» و «آن را می‌خواهی»؛ و این تلقین تا بزرگ‌سالی ادامه می‌یابد. آسمان و زمین به‌خودی‌خود چنین نمی‌گویند؛ ضلالت از انسان است و از شیطانِ ماورای انسان. اگر تربیت غلط باشد، همهٔ اسبابِ ظاهر در خدمت همان ضلالت قرار می‌گیرند؛ وگرنه آسمان و زمین خود آیت‌اند نه مضل.

حاصل آنکه دل در راه رسیدن به اغیار، داشتن اغیار، آرزوی اغیار و محبت اغیار می‌افتد؛ و بر اثر همان تربیت غلط، چنان می‌پندارد که اغیار را می‌خواهد، تا آنجا که در اغیار فانی و پراکنده می‌گردد. این راه ضلالت است؛ و تا بیداری نیاید، انسان غالباً خود را در آن راه نمی‌بیند، زیرا همان راه را زندگی می‌نامد.

چون کسی بیدار شود، از راهی که از کودکی تا آن دم پیموده برمی‌گردد. هرچه تا آن دم بوده غلط بوده است: خواسته‌ها نادرست، محبت‌ها بی‌جا، آرزوها باطل، شادی و غصه و نزاع و دوستی بر مدار غیر. مطلوب دل آن نبوده و زحمت در آن راه نباید می‌کشید؛ غصه و شادیِ وابسته به غیر، و جنگ و صلح بر مدار غیر، همه در دایرهٔ همان غلط بوده‌اند. یک‌باره به خود می‌آید که راه تا پیش از بیداری، با همهٔ ابعادش، غلط بوده است. چون در نتیجهٔ یقظه به‌صورت توبه از آن راه — با همهٔ ابعاد و معیارها و ارزش‌هایش — برگردد، این برگشت از یک نظر برگشت از ضلالت است؛ و از نظری دیگر برگشت از کل اغیار به‌سوی خدا. توبه از کل اغیار به‌سوی خدا، اثر یقظه و قدم دوم سلوک است: برگشت از راه ضلالت به راه انسان، و از غیر به‌سوی او.

توبه در قرآن: برگشت کلی به‌سوی خدا

معنی وسیع توبه در قرآن همین است: برگشت از اغیار به‌سوی او؛ پشت‌کردن به اغیار و رو به خدا کردن. قرآن نخست می‌خواهد بیدار کند؛ چون بیدار شد می‌گوید برگرد — از کل راهی که در پیش گرفته بودی، یا از اغیار. دل او را می‌خواهد؛ پس باید به‌سوی او بازگردد. آیات و روایات در این باب بسیار است؛ به دو نمونه اشاره می‌شود که توبه را به‌معنای وسیع — برگشت کلی به‌سوی خدا — مطرح می‌کنند.

«وَتُوبُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ ٱلْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (نور/۳۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و همگی به‌سوی خدا توبه کنید ای مؤمنان؛ باشد که رستگار شوید.

اینجا سخن از عمل جزئی خاص یا اشتباه معین نیست؛ خطاب وسیع است: برگردید به‌سوی خدا. از چه؟ از همه؛ زیرا غیر او نباید مقصود باشد. از هرچه هست باید برگشت؛ چون مقصود جز او نیست. آیه در کتابی که خطابش شامل است، انسان را به برگشتی کلی می‌خواند؛ نه به اصلاحِ تک‌عملی بدون تغییرِ جهتِ دل.

«يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ تُوبُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمْ سَيِّـَٔاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّٰتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ» (تحریم/۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به‌سوی خدا توبه‌ای خالص کنید؛ باشد که پروردگارتان بدی‌هایتان را از شما بزداید و شما را به بهشت‌هایی درآورد که از زیر آن‌ها جوی‌ها روان است.

توبهٔ نصوح در مقام تشریح مراحل توبه خواهد آمد؛ اینجا دعوت به برگشت کلی است. اگر برگردد به‌سوی خدا، امید آن است که سیئات و عیوب و حجاب‌ها زدوده شود؛ زیرا در برگشت کلی از اغیار به‌سوی او، حجاب‌ها برداشته می‌شود. تکفیر سیئات در این مقام، معنای زدوده شدن همان حجاب‌ها و آثار ضلالت را نیز در بر دارد؛ و دخول در جنات، وعدهٔ نتیجهٔ آن برگشتِ خالص است.

باید دانست که دعوت قرآن به توبه، پس از بیدارساختن است؛ نه پیش از آن. ترتیب معنوی چنین است: نخست انسان به خود آید، سپس از راهی که در پیش گرفته برگردد. اگر برگشت بی‌بیداری باشد، چه بسا فقط تغییرِ صورت باشد نه تغییرِ جهت؛ و اگر بیداری بی‌برگشت باشد، چه بسا فقط اضطرابِ فهم باشد نه سلوک. از این رو ارباب معنا یقظه را قدم اول و توبه را قدم دوم دانسته‌اند؛ و اثر سوم یقظه را همان سوق به‌سوی توبه شمرده‌اند.

در تأمل شخصی نیز همین ترتیب صادق است: چون انسان خود را — نه دیگران را — از آغاز ورود به دنیا تا دمِ بیداری در نظر آورد، می‌بیند که تقریباً همهٔ علل و عواملِ ظاهری کوشیده‌اند دل را به غیر معطوف کنند. این مشاهده، خود بخشی از یقظه است؛ و نتیجهٔ طبیعی‌اش نفیِ آن راه و روی‌آوردن به اوست. پس توبه در معنای وسیع، نه صرفاً پشیمانی از تک‌گناه، بلکه برگشتِ کلِ جهتِ حیات است.

پس توبه به‌معنای وسیع، اثر سوم یقظه و قدم دوم سلوک است: برگشت از کل راه ضلالت و از کل اغیار به‌سوی خدا. صورت‌های جزئی‌تر توبه — از جمله توبه از گناه — در ادامهٔ بحث تشریح می‌شود. تا این برگشت کلی دانسته نشود، منازل بعدی توبه بر پایهٔ درست نمی‌نشیند؛ و تا یقظه نباشد، توبه نیز جز نام نمی‌ماند. مطلب این است که بیداری بدون برگشت ناتمام است، و برگشت بدون بیداری بی‌ریشه؛ و پیوند این دو، آغاز عملیِ راه تزکیه است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.