ددرس‌گفتارها

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

بحث ما در جلسه گذشته [صدای محیط] نحوه شروع در تزکیه و اون حرکت که باید در مقام عمل انسان داشته باشد رسید و در جلسه گذشته گفتیم اصل راه تزکیه همان راهی است که خدا فرموده و راه تزکیه و سلوک ارباب تزکیه و سلوک در نوشته‌ها و گفته‌هاشون دارند نه یک راه دیگر است.

اون روشن همان راهی است که خدا فرموده الا اینکه برداشت اهل تزکیه و ارباب تزکیه از راهی که خدا برای برگشت انسان به سوی خود ارایه فرموده برداشت درستی است و برداشت عمیقی است و برداشت جامعی است.

بر خلاف برداشت‌های دیگر که در حقیقت suri است، عمیق نیست، ناقص است و جامع نیست.

راه تزکیه و راه سلوک در مقام عمل همان‌ است که خدا فرموده که این راه را ارباب تزکیه خوب فهمیده‌اند و جامع فهمیده‌اند و عمیق فهمیده‌اند و گفته‌اند و نوشته‌اند و در مقام عمل هم بر اساس اون فهم عمیق و جامع خودشان، خود و دیگران را به راه انداختند.

در مقام عمل گفتیم حالا ببینیم که در، از گفته‌ها و برداشتی که ارباب تزکیه دارند به شروع به عمل و شروع به تزکیه یعنی راهی که خدا نشان داده چگونه شروع می‌شود.

این راه شروع از نوشته‌ها و گفته‌های ارباب سلوک وقتی دقت می‌کنیم در مجموع کم با همدیگه در نحوه شروع و مراتب و منازل اختلاف دارند.

اختلاف هم اگر باشد اون کم به صورت اختلاف در بیان است.

حقیقت یک است.

رو این حساب اگر در تصویر مرحله عملی تزکیه که شروع کردیم هفته گذشته قدم اول را که یقظه بود صحبت کردیم و بعد هم بقیه‌ش را انشاالله صحبت می‌کنیم.

اگر تصویری که اینجا داشتیم، بحثی که داشتیم و اونچه که گفتیم شمایی وقتی در موقع مطالعه در نوشته و گفته‌ای کسی از ارباب معنا و سلوک و از صاحبان تحقیق و بصیرت احیاناً با گفته‌های آن‌ها تفاوت دیدید از نظر ترتیب و از نظر اینکه منزل اول چیست و منزل دوم چیست و چگونه پیش می‌رود صالح، باید دقیق باشید و دقیق باشیم که این اختلاف‌ها یه مقدار اختلاف suri است و نحوه‌های بیان فرق می‌کند.

به هر صورت قدم اول را در جلسه اول گفتیم که یقظه است.

بر اساس تحلیلی که من با دقت در آیات و روایات و در گفته‌های ارباب باطن به نظرم می‌آید اینجا می‌گویم اولین قدم یقظه بود که بعضی‌ها مانند خواجه عبدالله و دیگران هم همینطور گفتند که قدم اول یقظه و بیداری‌ست با شحری که گذشت.

گفتیم یقظه که قدم اول است که انسان بیدار باشد در نظام وجود و به خود بیاید و از غفلت بیدار بشه که وجود چیست، اولش چیست، آخرش چیست، انسان در وجود چیست، از کجا آمده، در کجا قرار گرفته، باید چگونه پیش برود.

در مقابل چه اوهامی هست.

اینا رو می‌گیم یقظه.

وقتی بیدار شد این آثار در وجود دارد که من در موقع گفتن از آثار یقظه سه اثر را گفتم.

اثر سوم توبه بود که قدم دوم در حقیقت حساب می‌شود.

در اثری که به طور کلی از آثار یقظه در وجود انسان بیدار شده از غفلت فیاده می‌شود این است که این یقظه او را سوق می‌دهد به سوی برگشت، به سوی بازگشت.

برگشت و بازگشت به یک معنا از راهی که به صورت راه ضلالت در پیش گرفته بود به سوی راهی که انسان باید در پیش داشته باشد و برگشت و بازگشت به یک معنا از غیر خدا به سوی خدا.

راهی که انسان قبل از یقظه در پیش گرفته با شحری که هفته گذشته عرض کردم از اون اولی که انسان به وجود می‌آد و قدم به عرصه دنیا می‌گذارد، خود، اطرافیان، پدر و مادر معمولاً و محیط، دوست، آشنا، کتاب، عالم، آسمان، زمین این است که انسان را سوق می‌دهند به سوی اهریمن.

مثل این چی‌ها؟

تحقیرند.

اون دل بی‌قرار را که در اصل و در نهاد و فطرتش او را می‌خواهد و بی‌قرار است و تا آخر عمر هم بی‌قرار می‌ماند گفتیم این دل را بهش می‌قبولانند که تو این آن را می‌خواهی.

از همان وقت می‌قبولانند به که و دل را به راه ضلالت می‌اندازند و ادامه هم می‌دهند.

شما الان به نظرتون بیارید، به نظرتون بیارید و به نظرمون بیاریم خودمون را، نه دیگران را.

خودمون را که از اون اول که ما پا به عرصه دنیا گذاشته‌ایم، هر چه علل و عوامل بوده که روی دل می‌خواسته کار بکنه و به چیزی را می‌خواسته، خواستند او بفهمانند که تو این را می‌خوای.

از اون اول بچگی حساب بکنید به نظرتون بیاره به مجسم می‌کنه.

هر خواستند میگن این و اون را می‌خواهی.

تا حالا هم گفتند و میگن.

مثل اینکه آسمان و زمین مثل اینکه همه اینو میگن.

البته آسمان و زمین نمی‌گوید.

در واقع اگر تربیت غلطی باشد، ضلالتی باشد از انسان است و شیطان ماورای انسان.

[صدای محیط] اینجور ترغیب کردند و به راه ضلالت انداختند دل را و تا حالا دل در راه ضلالت است تا به حال بیداری.

یعنی در راه رسیدن به این و آن است.

در راه رسیدن به اغیار است، در راه داشتن اغیار است و آرزوی اغیار است و محبت اغیار.

و خلاصه فکر می‌کنه که دل تا به حال روی این تربیت‌های غلط بهش قبولاندن چون اغیار را می‌خواهی در اغیار فانی گشته و کاملاً فانی گشته، پراکنده شده.

این راه ضلالت.

وقتی کسی بیدار می‌شود از این راهی که از اول بچگی تا حالا خود و دیگران در این راه پیش برده‌اند، او را از این راه برمی‌گرداند.

از این راه.

هر چه بوده تا به حال غلط بوده.

هرچی می‌خواسته این نادرست بوده.

هرچه محبت داشته این بیجا بوده.

هر آرزوی باطل داشته این غلط بوده.

همه خیال بوده.

اصلاً راه من این نبوده.

مطلوب دل هم این نبوده.

زحمت هم نمی‌بایست در این راه می‌کشیدیم.

غصه هم نمی‌بایست می‌خوردیم.

شاد هم نمی‌بایست می‌شدیم.

و جنگ و نزاع و دوستی و صلح هم با همدیگه نمی‌بایست داشته باشیم.

اصلاً هرچه بوده غلط بوده.

خوب تصور کنید هرچه بوده راه ما تا حالا قبل از بیداری با همه ابعادش غلط بوده.

یک دفعه به خود میاییم غلط بود.

و طبعا وقتی بر می‌گردیم در نتیجه یگزه به صورت توبه از این راهی که با ابعادش در پیش گرفته بودیم، با همه معیارها و ابعاد و ارزش‌هاش بر می‌گردیم.

این برگشت به این معناست به یک نظر.

به یک نظر، همین برگشت از این راه ضلالت، برگشت از همه چیز به سوی خداست.

چون این راه به سوی غیر خدا منتهی می‌شد تا به حال، سوی اغیار و این برگشت از این راه در واقع برگشت از کل اغیار است.

توبه از کل اغیار است به سوی خدا.

این اثر از آثار یگزه و قدم دومه که میگن بعد از یگزه سالک باید توبه بکنه یعنی برگردد از راه ضلالت به راه انسان و از غیر به سوی خدا.

بنابراین معنی توبه برای ما در کل به عنوان یک معنی وسیع که قرآن اون را مطرح می‌فرماید، انسان باید توبه بکند معنی توبه همین است.

یعنی در معنی وسیعش برگشت از اغیار به سوی اوست.

پشت کردن به اغیار، رو به خدا کردن، از اغیار بازگشت نمودن به سوی خدا در کل.

در این زمینه که گفتم قرآن این توبه را مطرح می‌کنه به یکی دو آیه اشاره می‌کنیم بعد مطلب را ادامه می‌دهیم که توبه به این معناست و اون صورت‌های دیگر توبه بعد عرض می‌کنیم.

در کل معنی توبه که در قرآن از انسان خواسته شده، از انسان خواسته شده از راهی که در پیش گرفته بود هر وقت بیدار شد برگردد.

اول می‌خواد قرآن بیدار بکنه.

وقتی بیدار شد میگه برگرد.

از کل راهی که گرفته بودی در پیش برگرد یا از اغیار برگرد.

دل او را می‌خواهد به سوی او برگردد.

در این زمینه آیات و روایات زیاد داریم.

من به یکی، دو نمونه فقط اشاره می‌کنم که توبه‌ای به معنی وسیع را، برگشت به سوی خدا را مطرح می‌کنه.

سوره نور آیه سی و دو می‌فرماید [آیه قرآن] اینجا مسئله این که چه عملی کرده، چه اشتباهی، اینا مطرح نیست ها.

آیه به اتم به صورت وسیع در یک کتاب شامل به همه انسان‌ها، انسان‌ها خطاب می‌کنه.

می‌فرماید [آیه قرآن] برگردید به سوی خدا همه مؤمنین [آیه قرآن] شاید نجات پیدا کنید، برگردید.

دیگه از چی برگردید؟

مطرح نیست.

از همه برگردید چون غیر او نباید مقصود باشد.

از هرچه هست برگردید.

این یک آیه.

آیه دیگر، آیه نه از سوره تحریم.

این آیه را هم به عنوان نمونه می‌خوانیم.

در مضمون آیه بحث می‌کنیم.

[آیه قرآن] مؤمنین برگردید به سوی خدا به صورت برگشت نسو.

حالا برگشت نسو را در مقام تشریح مراحل توبه بعدا عرض می‌کنم.

همینه در اینجا به صورت برگشت کلی، به برگشت کلی دعوت می‌کنه.

[آیه قرآن] اگه برگردید به سوی خدا امید است که خدا سیئات شما را از میان بردارد، اون عیوب شما را، اون حجاب‌ها را بردارد چون در برگشت اون حجاب‌ها در برگشت کلی از اغیار و سوی خدا حجاب‌ها برداشته می‌شود.

این ادعای سیئات در اینجا اون معن