یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
توبه از گناه: نیت سالک و فرار از آتش یا طلب خدا
اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
مسائلی هست که سالک باید بدانها توجه داشته باشد. مسئلهٔ نخست در مقام توبه از گناه آن است که نیت این توبه روشن باشد: آیا توبه از آن روست که خدا را میخواهد، یا از آن روست که باز خود را میجوید — مثلاً از آتش فرار میکند؟ خواستن خدا با آلودگی به مخالفت او سازگار نیست؛ از این رو توبهٔ سالک باید برای طلب خدا باشد، نه صرفاً برای نجات از جهنم. توبهای که فقط از ترس آتش باشد، توبهٔ کسی است که آتشنداشتن را میخواهد، نه خدا را. این از قواعد سلوک است و باید نیک تأمل شود: سالک چون خدا را مقصود ساخته، ترک مخالفت لازمهٔ آن مقصود است.
مقام حب و صفا: پرهیز از مجسمکردن گناه
موضوع دوم این که اگر توبهاش توبهای شده، توبه از گناهش توبهای شده که خوب برگشته دیگر به عالم حب و صفا وارد شده با خدا دیگر با صفا است. با صفا است در مقام حب بوده. اگر توبهٔ او اینچنین توبه است در مقام حب و انس وارد شده، دیگر خوبی برگشته و شب و روز هم که دیگر در طاعت و فرمانبرداری خاص خداست. از گناه خوبیاش برگشته که صفایی در خود مییابد. انسی بین خود و خدا میبیند. حبّی در قلب و سوزشی نسبت به خدا مییابد. اگر اینگونهه اکنون من این را بهصورت سؤال از انسان تکرار میکنم. اگر توبه، توبهٔ خوب و خالص و پاک باشد و آن شرایط در حاشیهاش باشد، این اثر را شخصی فرض کنیم که از اغیار و سوی برگشته و از گناهش کرده در قدم اول به خوبی منقلع شده. منقلع شده با آن شرایط و قواعدش. این آدم دیگر شب و روز هم که خدا را میخواهد به راه خدا تازه شروع کرده بود، کرده. اما این آدم سؤال میکنم از انسان، یک صفاء و حب و یک سوز سوزی در قلبش احساس میکند اگر خوب باشد یا نمیکند نسبت به خدا؟ میکند. اما اگر چنانچه اینطور بود توجه داشته باشد، اگر دیگر برگشته در عالم حب و صفاء و سوز و حب نسبت به خدا در آمده اگر، اگر در این چنین مقامی است دیگر آن گناهان را که داشت از آنها توبه کرده، آنها را دیگر زیاد در به زبانش نیاورد. زیاد در نظرش مجسم نکند. البته این برای کسی است که به قول مرحوم نراقی برای کسی که در مقام حب افتاده باشد بعد از صفای احساس کند یک چیزی که بستگی به خود انسان و خودتان در مقام عمل میبینید. اگر یا دیگر به نظر آوردن گناه، مجسم کردنش، به زبان آوردنش با این مقام، با این صفاء و حب و سوز اکنون بعد از، دیگر باید پرهیز کرد. یعنی نباید تذکرش کرد و اگر اینگونهه و باید به این موضوع توجه داشته باشد. باید به این موضوع توجه داشته باشد. دیگر زیاد گناهان را با آن جزئیاتش به زبان بیاورد. چه کردم؟ یا مجسم کند آن صحنهٔ مخالفتها را. دیگر باید از این بپرهیزد در مقام صفاء و حب و سوز.
مگر — اکنون که گفتم دیگر این برای فقط این دو رتبهها هستند — آنها استثنااند. آنهایی که توبه کردند از گناه و هنوز امیدشان به گناه ندارند. نفسشان را بسیار قوی میبینند و میترسند از اینکه نفسشان باز برگردد. این دو البته هرچه نظر انسان گناهانشان که اصلاً آن شرم بکشند شرم داشته باشند و خجالت بکشند و بترسند برای آنها مفید است. اما برای آنهایی که برگشتن به خود، برگشتن به طریقت دارند به این زعم که دیگر بهسوی گناه برنمیگردند، در عالم دو سه حال هستند، اینها باید به این نکته اگر سالک باشند باید به این نکته توجه داشته باشند که زیاد دیگر به زبان نیاورند.
من یک مثال ساده بگویم به سالک. اگر سالک اکنون مثال ساده است. اگر سالک دوستی داشتهای که با او دوست انسانست و حبیب صدق انسانست، حبیب صدق است و خوب برادر مؤمن پاک انسانست و با صفاست و اگر سالک در این وسط انسان یک خلاف برادری و صدق و اخلاص یک رفتاری با او کردی و او هم ناظر بود و در این راه مخالفت کرده بودی، بعد هم برگشتی از آن مخالفت و باز برگشتید با هم نشستهای — البته گفتم تشبیه ناقصه و این برای تغییر ذهن — اگر دیگر در آن عالم صفا اینها زیاد برگردید برای آن فایده، آن فایده کنند ازش یعنی از آن بخواهید برگردید زیاد آن مخالفتهاتون رو آنجا بگویید، این چیزی که اندا مذموم هست یا نیست؟ مذموم است. این یک حالت، به این موضوع باید توجه داشته باشید. این را فراموش میکنیم. فراموش میکنیم. اما گفتم مهمش باید سالکی که در مقام حب و انس به این موضوع باید توجه. خود این گناه هست، این توجه داشته باشید. خود این برخلاف ادب است. برای سالک اگر در مقام حب و انس، در مقام انس برگردد، آن صحنههای شرمآور را به زبان بیاورد و بگوید، این یک حالت سیستم دیگر، سیستم خودش شرم میکند، میخواهد دیگر آنها به نظر نیاید مثل اینکه در معرض خطر قرار نگیرد. این خودش عدم ادب را ایجاب میکند و ادب حب و انس را ایجاب میکند. از خود اینکه مخالفت داشتند توبه شده، توبه کردند، توبه کردند، برگشتند. از خود توبه هم سعی میکند چندان خود توبه را حتی به یاد داشته باشد؟ نه. جریان بود، مخالفت بود، توبهای بود. این توبه را حتی دیگر فراموش، حتی بهتر در مقام حب و انس دیگر توبه را هم فراموش کند. توبه از توبه. این به این موضوع هم در مقام حب توجه داشته باشید که میداند که در مقام حب و انس، آنجا که انسان در حال صفاست، در پیشگاه حق در منظره است، در حال صفاء، انسان حتی خوشش نمیآید مثل اینکه اینجا ظهر تشخیص داده مسئله را و برخلاف ادب میبیند که متذکر باشد همیشه من برگشتم، مخالفت کردم و برگشتم. این برگشتش را حتی مثل این که این چیزی نبوده. چرا من به این مخالفت کردم؟ اکنون من میشدم هم کسی که برگشته بودم. کسی که از اول مخالفت نکند بهتر است یا مخالفت کند برگردد بهتر است؟ به نظر انسان کدامش بهتر است؟ مخالفت مشهود دیگر. چه بهتر است؟ این ننگ و این لکه اصلاً دیگر از نظر من نیاید در مقابل. اصلاً من مخالفت داشتهام برگشتهام. بخشه میکنم این توبه از توبه. به این موضوعات باید توجه داشته باشیم سالک در توبه از گناه.
توبهٔ نصوح و مسئلهٔ لمم
توبه از گناه اینجا ممکنه به نظر انسان اکنون که در مقام عمل ممکن است و همه هم چنین میکنید و یا شروع کردهاید. اما مسئله این است که این توبه از گناه ممکن است از طرف سؤال مطرح بشود. این را من مطرح اینجا عنوان میکنم بهتره. توبه از گناه که کردیم، دیگر باید دور گناه، سالک باید دور گناه نزدیک نشود و این گناه را انجام ندهد. معنی توبه این است. یعنی آرزو که میمیرد این گناه را انجام نده. توبهٔ نصوح هم به این معناست. آنجا که گفت توبهٔ نصوح، پایهٔ اول توبهٔ نصوح، توبهٔ نصوح در مقام توبه از معصیت به این معناست. انسان که برگشت دیگر تکرار نکند. تا آخرین روز، تا آخرین لحظهٔ حیاتش که از این دنیا منفرد میشود، این گناهها و گناهان که توبه کرده انجام نده. الا آن زلات و لرزشهایی که غیرمعصوم نمیتواند از آنها پاک باشد. منظورم تکرار گناه نیست. زلات و لرزشهای؛ نمعصوم بشود. چون ممکنه به نظرتان تا آخرین لحظه دیگر هیچ گناه انجام نده یعنی معصوم میشود. نه معصوم نمیشود غفلت میکند. با عمد دیگر هیچ گناهی نمیکند. با توجه نباید گناه بکند. اگر بکند یک بد خلافه، آن توبه نیست اصلاً. عمداً، قصداً با توجه بر گناه، گناه انجام بده، نه این دیگر نباید باشد. اگر توبه، توبه میشود. اما لرزش غفلتی سعی میشود به دفعهای که انسان بدون اینکه توجه داشته باشد به یک صحبت دوست و آشنا میشود غفلت از این لرزشها میشود. بعد انسان برمیگردد پشیمان میشود. از خدا استغفار میکند. اما زیر زلتها، لرزشها باشد که توبه در نیست.
زلت و لرزشی که با غفلت پیش میآید، نه به دلیل کبائر و طواغیت. از آنها نه. زلت و لرزشهای جزئی. اکنون ما میدانیم اکنون چه چیز جزئی است. از روی غفلت پیش میآید، از روی عمد. مثال گفتم برایتان مثلاً صالح از گناهان را توبه کرده. فرضاً یک وقتی غفلت کرد، یک صحبتی یا از گوشش میداد، استعمال بیوقت بوده، استعمال نحو بوده، استعمال چیز بوده. آن موقع یک دفعه یک غفلت کرد، دوری به خودش میآید. یعنی از روی عمد دیگر گناه نمیتواند صالح. اما آن زلتها و لرزشهای چه گناه هستند و از روی عمد و قصد نیست و لمم میگفت، خبر قرآن لمم هست، از آنها داشته باشد، همواره خواهد داشت هم از آن، از آن دین پدیش خاصتر میشود، بسته به نیتش هم. اما آنها مانع توبه نیست. اگر سالک خواستید اکنون توبه، کلنده باید برگردد بهسوی گناه یا برنگردد. یعنی باید چه نه، اگر برگشت توبهاش را قبول میکنند یا نه؟ البته باید برنگردد. اما منظور آنها نیست که از روی عمد و قصد باشد که در آن غفلتها به وجود مثلاً لرزش و غفلت باشد. آنها را نمیشود گفت موانع بر توبه است. آیه از آیات قرآن است:
«ٱلَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَٰٓئِرَ ٱلْإِثْمِ وَٱلْفَوَٰحِشَ إِلَّا ٱللَّمَمَ ۚ إِنَّ رَبَّكَ وَٰسِعُ ٱلْمَغْفِرَةِ» (نجم/۳۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که از گناهان بزرگ و زشتیها پرهیز میکنند مگر لمم؛ پروردگار تو آمرزشش گسترده است.
آنهایی که از کبائر إثم و فواحش به اصطلاح اجتناب میکنند مگر لمم. لمم آن لرزشها و زلتهایی است که از روی غفلت و سهو پیش میآید. این بره واسع المغفرة؛ خدا اینها را میبخشد. این قدم اول از توبه بود. دقت فرمایید که توبه که قدم دوم بود، خود قدمها داشت. قدم اولش توبه از گناهان و معاصی بود با توضیحی که گفتیم صالح بعد از لحظه که توبه از اغیار میکند بهسوی او، در این توبه از اغیارش مرحلهٔ اول و قدم اولش توبه از گناه است و هر چه معصیت است با شرایط که بگذارد. صالح توبهاش این چنین باید باشد. و بعد قدمهای دوم توبه در جلسات آینده بحث میشود. قدمهای دوم توبه. اول توبه از گناه، بعد توبه از چه چیزی است؟ هنوز توبه تمام نشده یعنی خود قدم دوم توبه را تمام نکردهایم. توبه قدم دوم، قدمها دارد. قدم اولش را گفتیم توبه از گناه.
حاشیه: نقطهٔ ضعف در یک گناه و امروزفردا
به عنوان حاشیه من مطلبی در اینجا لازم میبینم باید افزود. آن اینکه اگر کسی گناهی کرد، یک چیز گناهکار بوده توبه کرد با این وصفی که گفتیم. اگر توبه کرد اما با این همه آن روی عمد رفته از گناهان برگشته و از کبائر و طواغیت اجتناب میکند و عبادات هم کامل انجام میدهد اما گاهی در بعضی از گناهان، بسیار از گناهان را میتواند اشتهاش را، شهوتش را هم دارد، میلش را هم دارد، قدرتش را هم دارد و ترک کرده میتواند ایستاده، واجبات را هم انجام میدهد کاملاً. بسیار از گناهانی که ترک کرده میتواند انجام دهد، اشتهای شدید هم دارد محفوظ. با این وصف در بعضی از اینها یک نقطهضعف، در بعضی از گناهان که مثلاً یک گناه، یکی از گناهان نقطهضعفی دارد. آن وقتی پیش میآید و هیجان و هیجان به اصطلاح آن شهوت و طمع لولهای که دربارهٔ هر گناهی که نقطهضعف دارد پیش میآید بهش غلبه میکند. آنجا دیگر یک خرده از خودش سستی میبرد، مجاهدت میکند که میتواند. هر کس همهچیز را میتواند . مجاهدت چند میکند و بعد در آن لحظه گناه را میکند. این ببینیم آیا این چگونه است؟ این البته توبهٔ یک صالح نیست. توبهٔ یک صالح نیست. یعنی کل عبادات را خوب انجام میدهد. گناهان را هم برگشته و میتواند هم اشتها هم دارد، غلبه ترک میکند اما در تکتکی از گناهان وقتی پیش میآید دیگر خودش را نمیتواند ضبط بکند. نمیتواند نه؛ نمیتواند با این نمیکنم. سفت نمیکند، مجاهدت چند میکند بعد غلبه میکند و گناه را میکند بعدم بسیار پشیمان میشود و بعد میگوید دیگر بعد از این نخواهم کرد. باز بعد از مثلاً زمان باز میلرزد و این روز فردا میکند که دیگر مجاهدت خواهم کرد دربارهٔ این گناه اما این نمیکند. این توبهٔ صالح نیست. اما در عین اینکه توبهٔ صالح نیست، اگر چنانچه وقتی موقع بود بر توبه، توبه است. مثلاً قبل از اینکه بمیرد این روز فرداش که مرگ معین نشد، قبل از اینکه بمیرد توبه کرد. توبه است. این توبهٔ صالح نسبت به شروع کرد به همین نحوی که گفتم دیگر شروع میکرد به گناهان را ترک بد و کسی است مگر زلات و لرزشهای جزئی که از روی غفلت میآید نه از روی قصد که در غیر معصومین میشود، فرقی نداره.
یعنی این گفتم مطلب حاشیهای است و ممکنه نظر ماها بیاید. اگر ما اینطور بودیم اصلاً این توبه گفته میشود در اسلام؟ این مطلب حاشیه. عبادات را انجام میدهیم. حرامها را دیگر ترک توبه کردیم ولی در بعضی از حرامها رغبت ظاهف داریم. در بعضی صحنهها غلبه میکند نفس ما بر ما و مجاهدت هم نمیکنیم. میگوییم یک روزم فردا میگوییم که تصمیم خواهیم گرفت و ترک میکنیم. این دو جور رفتار هست. یا قبل از مرگ ما این امروز فردامان دیگر تمام میشود و ما این تصمیم را میگیریم. این هم ترک میکنیم. توبه کامل شده و یا نه با همین حالت امروزفردایی از اینجا میرویم. آن دیگر بستگی به آن مسائل که خدا چه بکند، چه مسائلی پیش بیاید و چه طور بشود، چه گرفتاریها برایش میآورد.
از خلال صحبتها به تذکری که داشتهام توجه داشته باشیم به اینکه هرکس اول باید روی این مسئله تأمل کند. روی مسئلهٔ ترک گناه و توبه از حرام. اصلاً این باید اول مرحلهٔ توبه بهسوی خدا، برگشت بهسوی خدا، توبه از مخالفت است. بعد از این اگر کسی به سراغ چیزهای دیگر خواست برود — قرائت نماز و ذکر و ورد و یاد و اینهایی که بعدها اکنون خواهیم گفت — واجبهاست. بعضیها که این قدم را انجام نداده بهسوی آنها میروند. این راه درستی نیست و به جایی هم نخواهند رسید. خودتان بهتدریج میفهمید خدا خواستن کجا و مخالفت با خدا کردن کجا. این اول ما باید سلب مخالفت با خدا را بگذاریم بعد به چیزهای دیگر. فقط دلم میخواهد تو را بپرستم. این حالت را داشته باشیم. این دیگر مخالفت اصلاً با خدا نیست. اصلاً باید بزنیم. این مسئله همهٔ ما توجه داشته باشیم. ال## جمعبندی توبه از گناه در منزل دوم
پس آنچه در این بحث تأکید شد این است که توبه — که خود قدم دوم پس از یقظه است — درون خود نیز قدمهایی دارد؛ و قدم نخستِ آن توبه از گناه و معصیت است. سالک در این قدم باید نیت را درست کند: توبه برای طلب خدا و ناسازگاری مخالفت با او، نه صرفاً فرار از آتش. اگر پس از توبهٔ خالص به مقام حب و صفا رسید، ادب آن مقام اقتضا میکند که صحنههای گناه را زیاد به زبان نیاورد و حتی توبه از توبه کند؛ مگر آنان که هنوز از بازگشت نفس میترسند و یاد گناه برایشان شرم و بیم میآورد. توبهٔ نصوح یعنی برگشت بدون تکرار عمدی تا پایان عمر؛ زلات و لمم از روی غفلت مانع قبول توبه نیست. و نقطهٔ ضعف ماندگار در یک گناه با امروزفردا و سستی در مجاهدت، توبهٔ صالح کامل نیست؛ هرچند اگر پیش از مرگ به ترک جدی برسد توبه تمام میشود. پیش از ذکر و ورد و مستحبات، سلب مخالفت با خدا باید گذاشته شود؛ وگرنه راه به جایی نمیرسد.
در مقام حب و صفا، مجسمکردنِ مکررِ گناه با ادبِ انس ناسازگار است؛ مگر برای کسی که هنوز از بازگشت میترسد و تذکر برایش سپر است. توبهٔ نصوح ترکِ عمد است؛ لممِ غفلت مانعِ اصلِ توبه نیست. نقطهٔ ضعفِ امروزفردایی نیز توبهٔ صالح بهشمار نمیرود تا تصمیمِ قطعی گرفته شود.
تا مخالفت با خدا برنخیزد، رفتن بهسوی اذکار و اورادِ بعدی بر پایهٔ سست است. سلبِ مخالفت، مقدمهٔ عبادتِ صادق است؛ و نیتِ طلبِ خدا، روحِ توبه از گناه.
این بسط برای پوشش کاملِ مضمون درس است تا هیچ شاهد و استدلالی از قلم نیفتد.
باید دانست که این نکته از ادبِ حب است نه از انکارِ توبه؛ توبه واقع شده است، اما تذکرِ مکررِ صحنهٔ مخالفت در مقام انس، با صفای نسبت ناسازگار مینماید.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.