د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۷
دارای متن همگام
توبه از گناه: نیت سالک و فرار از آتش یا طلب خدا
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۱:۰۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
۰:۰۷
## مقام حب و صفا: پرهیز از مجسمکردن گناه
۲:۴۴
## توبهٔ نصوح و مسئلهٔ لمم
۱۰:۰۲
## حاشیه: نقطهٔ ضعف در یک گناه و امروزفردا
۱۵:۲۳
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
یک مسائلی هم در اینجا هست که سالک باید به آنها هم توجه داشته
باشد. این چیه؟ مسئله اول
که باید سالک توجه داشته باشد
به توبه از گناه
در مقام توبه از گناه آن این است که
توجهی داشته باشد این توبه از گناه را در این قدمی که شروع کرده
به سوی خدا آورده، از اغراض و سوی او، سوی او را آورده.
در این مرحله، در مرحله برگشت از گناه،
اصلاح گناه و کنار گذاشتن آن و توبه از گناه کرده،
این برای چی؟ برای اینکه خدا را میخواهد یا برای اینکه
بالاخره باز خودش را میکند.
چون خدا را میخواهد خواستن خدا با مخالفت او سازگار نیست برای او بوده
یا نکند این توبه برای این بوده که از جهنم فرار کند؟
نجات پیدا کند؟ این دیگه توبه سالک
اون توبه است که توجه داشته باشد توبهاش برای این است که خدا را میخواهد و خدا را خواستن با
آلودگی به مخالفت او سازگار نیست.
نه برای این باشد که
از جهنم و از آتش فرار کند نجات پیدا
کند. این معنایش این میشود توبه کردن برای اینکه جهنم و آتش نداشته باشد،
نه برای اینکه خدا را میخواستن.
دقت بکنید این یکی از
قواعد ،قاعده صالح باید اینجور باشد.
به این باید توجه داشته باشد.
باز تأکید میکنم خوب تأمل کنید نحوه
بیان را فرض کنید. توبه سالک باید اینچنینی باشد.
یعنی توبهاش برای این باشد، تکرار میکنم توبهاش برای این باشد که شروع کرده
به حرکت به سوی خدا و خدا خواستن
و خدا را مقصود خود قرار دادن.
چون او را مقصود خود قرار دهد دیگه با آلودگی به بر مخالفت او
نمیشود او را خواست. در واقع این حساب ترکس، ترک مخالفت کردن.
اما اگر توبه سالک،
توبه از گناه برای سالک این شيء باشد که
میخواهد آتش نداشته باشد،
این توبه سالک دلخواه نیست.
توبه همان کسی است که میخواهد آتش نداشته باشد.
این یک موضوع، اول این باید توجه داشت.
موضوع دوم این که
اگر توبهاش توبهای شده،
توبه از گناهش توبهای شده که
خوب برگشته دیگه به عالم حب
و صفاء وارد شده با
خدا دیگه با صفا است. با صم
و صفا، صفا است با ՝حالا کلمه صم اینجا ترجمهاش آلوده نشه
بهتره՝ با صفا است
در مقام حب بوده. اگر توبه او اینچنین توبه است در مقام حب و حبس وارد شده، دیگه
خوبی برگشته و شب و روز هم که دیگه در طاعت و
فرمانبرداری خاص خداست. از گناه خوبیاش برگشته که
صفایی در خود مییابد.
کنسی بین خود و خدا میبیند.
حبّی در قلب و سوزشی نسبت به خدا مییابد.
اگر اینجوره حالا من این را به صورت سؤال از شما تکرار میکنم.
اگر توبه، توبه خوب و خالص و پاک باشد
و آن شرایط در حاشیهاش بیابد بشه،
این اثر را شخصی فرض کنیم که
از اغراض و سوی برگشته و از ط، از گناهش کرده در قدم اول
به خوبی منقلع شده.
منقلع شده با آن شرایط و قواعدش.
این آدم دیگه شب و روز هم که خدا را میخواهد به راه خدا تازه شروع کرده بود، کرده.
اما این آدم سؤال میکنم از شما،
یک صفاء و حب و یک سوزسوزی در قلبش احساس میکند اگر خوب باشد یا نمیکند نسبت به
خدا؟ میکند. اما
اگر چنانچه اینطور بود توجه داشته باشد، اگر دیگه
برگشته در عالم حب و صفاء و سوز و حب نسبت به خدا در آمده اگر،
اگر در این چنین مقامی است دیگه آن گناهان را که داشت
از آنها توبه کرده،
آنها را دیگه زیاد در به زبانش نیابد.
زیاد در نظرش مجسم
چیه؟ نکند.
البته این برای کسی است که به قول مرحوم نراقی برای کسی که در مقام حب افتاده باشد بعد از
صفای احساس کند یک چیزی که
بستگی به خود انسان و خودتون انشاالله در مقام عمل میبینید.
اگر یا دیگه به نظر آوردن گناه، مجسم کردنش،
به زبان آوردنش با این مقام، با این صفاء و حب و
سوز حالا بعد از، دیگه باید پرهیز کرد.
یعنی نباید تذکرش کرد
و اگر اینجوره و
باید به این موضوع توجه داشته باشد.
باید به این موضوع توجه داشته باشد.
دیگه زیاد گناهان را با اون جزئیاتش به زبان بیاورد.
چی کردم؟ یا مجسم کند
اون صحنه مخالفتها را.
دیگه باید از این بپرهیزد در مقام صفاء و حب و سوز.
مگر، مگر ՝حالا که گفتم دیگه
این برای فقط این دو رتبهها
هستند՝ اونها استثنااند.
اونهایی که توبه کردند از گناه و هنوز hopeشون به گناه ندارند.
نفسشون رو خیلی قوی میبینند
و میترسند از اینکه نفسشون باز برگردد.
این دو البته هرچه نظر شما گناهانشون که اصلاً اون شرم
بکشه شرم داشته باشن و خجالت بکشن و بترسن
برای آنها مفیده. اما برای اونهایی که برگشتن به خود، برگشتن به طریقت ایران
دارن به این زعم که دیگه به سوی گناه برنمیگردن،
در عالم دو سه حال هستن، اینها باید به این نکته اگه سالک باشن باید به این نکته توجه داشته باشن که
زیاد دیگه به زبان نیاورن.
من یه مثال ساده بگم به شما.
اگر شما حالا مثال سادهستها.
اگر شما دوستی داشتهای که با او
دوست شماست و صلیب شماست، صلیب صدق
است و خوب برادر
مؤمن پاک شماست و با صفاست و شما
اگر در این وسط شما یه
خلاف برادری و
صدق و اخلاص یه رفتاری با او کردی
و او هم ناظر بود و در این راه مخالفت کرده
بودی، بعد هم برگشتی از اون مخالفت و باز برگشتید با هم نشستهای، البته گفتم تشبیه ناقصه
و این برای تغییر ذهن.
اگر دیگه در اون عالم سفاهت اینها زیاد
برگرد-- برای اون فایده،
اون فایده کنن ازش یعنی از اون بخواهید
برگردید زیاد اون مخالفتهاتون رو اونجا بگید، این چیزی که انداan مذموم هست یا نیست؟
مذموم نیست. این یک حالت،
به این موضوع باید توجه داشته باشید.
این رو فراموش میکنیم. فراموش میکنیم.
اما گفتم مهمش باید سالکی که در مقام هدو هوس
به این موضوع باید توجه. خود این گناه هست، این توجه داشته باشید.
خود این بر خلاف ادب است.
برای سالک اگر در مقام هدو هوس،
در مقام هوس برگردد، اون صحنههای شرمآور را به زبان بیاورد
و بگوید، این یک حالت سیستم دیگه،
سیستم خودش شرم میکنه، میخواد دیگه اونها به نظر نیاد مثل اینکه در معرض خطر قرار
نگیره. این خودش عدم
اداب رو ایجاب میکنه و ادب هدو هوس را ایجاب میکنه.
از خود اینکه
مخالفت داشتند
تاءه شدن، توبه کردند،
توبه کردند، برگشتند.
از خود توبه هم سعی میکنه چندان خود
توبه را حتی بیاد داشته باشه.
نه. جریان بود، مخالفت بود،
توبهای بود. این توبه را حتی دیگه فراموش، حتی بهتر در مقام هدو
هوس دیگه توبه
را هم فراموش کند.
توبه از توبه.
این در، به این موضوع هم در مقام هدو توجه داشته
باشید که میداند که در مقام هدو هوس،
اونجا که انسان در حال صفاست، در پیشگاه حق در منظره است،
در حال صفاء، انسان حتی خوشش نمیاد مثل اینکه اینجا ظهر تشخیص داده مسئله رو و بر خلاف
ادب میبیند که متذکر باشد همیشه من برگشتم، مخالفت کردم و برگشتم.
این برگشتش را حتی مثل این که این چیزی نبوده.
چرا من به ایباء such مخالفت کردم؟
حالا من میشدم هم کسی که برگشته بودم.
کسی که از اول مخالفت نکنه بهتره یا مخالفت کند برگرده بهتره؟
ها؟ به نظر شما کدومش بهتره؟
کدومش بهتره؟ مخالفت مشهده دیگه. چی بهتره؟
این ننگ و این لکه اصلاً دیگه از
نظر من نیاد در مقابل. اصلاً من مخالفت
داشتهم برگشتهم. بخشه میکنم این توبه از
توبه. به این موضوعات باید توجه داشته باشیم سالک
در توبه از گناه. خب توبه از گناه اینجا ممکنه به نظر شما حالا انشاالله که در مقام عمل
ممکن است و انشاالله همه هم چنین میکنید و یا شروع کردهاید.
اما مسئله این است که این توبه از گناه
ممکن است از طرف سؤال مطرح بشه.
اینو من مطرح اینجا عنوان میکنم بهتره.
توبه از گناه که کردیم،
دیگه باید دور گناه،
سالک باید دور گناه
نزدیک نشود و این گناه را انجام ندهد.
معنی توبه این است. یعنی آرزو که میمیرد این گناه را انجام نده.
توبه نصوح هم به این معناست.
آنجا که گفت توبه نصوح، پایه
first توبه نصوح، توبه نصوح در مقام توبه از معصیت به این معناست.
انسان که برگشت دیگه تکرار نکند.
تا آخرین روز، تا آخرین لحظه
حیاتش که از این دنیا منفرد میشه،
این گناهها و گناهان که توبه کرده انجام نده.
ای لا اون زلات و لرزشهایی که غیر معصوم
نمیتواند از آنها پاک باشد.
منظورم تکرار گناه نیست ها.
زلات و لرزشهای، نمیخوام بگم معصوم بشه ها.
چون ممکنه به نظرتون
تا آخرین لحظه دیگه هیچ گناه انجام نده یعنی معصوم میشه.
نه معصوم نمیشه بالاخره غفلت میکنه.
فهمیدین؟ با عمد دیگه هیچ گناهی نمیکنه.
با توجه نباید گناه بکنه. اگر بکنه یه بد خلافه، اون توبه نیست اصلاً.
عمداً، قصداً با توجه
بر گناه، گناه انجام بده، نه این دیگه نباید باشه.
اگه توبه، توبه میشه. اما بالاخره لرزش غفلتی سعی میشه به دفعهای که انسان بدون اینکه توجه داشته باشد به یک
صحبت دوست و آشنای ایباء میشه غفلت از
این لرزشها میشه. بعد انسان برمیگرده پشیمان میشه.
از Allah استغفار میکنه.
اما زیر زلتها، لرزشها
باشد که توبه در
نیست. دقت بفرمایید زلفت و لرزشی که با غفلت
پیش میاد، نه به دلیل کباور و طواغیت.
از اونها نه. زلفت و لرزشهای جزئی.
حالا ما میدونیم حالا چه چیز جزئی است.
از روی غفلت پیش میاد، از روی عمد.
مثال گفتم براتون مثلاً
صالح از گناهان رو توبه کرده.
فرضا یه وقتی غفلت کرد، یه صحبتی یا از گوشش میداد، استعمال بی وقت بوده، استعمال نحو بوده، استعمال چیز بوده.
ااا اون موقع یه دفعه یک غفلت کرد،
دوري به خودش میآد. یعنی از روی عمد دیگه گناه نمیتونه
صالح. اما اون زلفتها و لرزشهای
چه گناه هستن و از روی عمد و قصد نیست
و لمم میگفت، خبر قرآن لمم هست،
از اونها داشته باشد، همواره خواهد داشت هم
از اون، از اون دین پدیش خاص تر
میشه، بسته به نیتش هم. اما اونها مانع توبه نیست.
اگر شما خواستید حالا توبه، کلنده باید برگردد به سوی گناه یا برنگردد.
یعنی باید چه نه، اگر برگشت توبهش را قبول میکنند یا نه؟
البته باید برنگردد.
اما منظور اونها نیست که از روی عمد و قصد باشد که در اون
غفلتها به وجود مثلاً لرزش و غفلت باشد.
اونها رو نمیشود گفت موانع بر توبه است.
آیه از آیات قرآن است.
در اینجا در این زمینه در نظر داشته باشید که مینویسید که...
البته من فقط آیهش رو میخوام بنویسم و توسط اینکه من
این آیه را شمارهش یا آیهش رو پیدا میکنم،
پیدا نکردهام. الذین اجتنبوا کبائر اسم
طواغیت الالمم ان ربک واسغ مغفرت.
خودتون پیدا میکنید پس. اونایی که از کبائر اسم
طواغیت به اصطلاح توبه میکنند مگر لمم.
لمم اون لرزشها و زلفتهایی است که از روی غفلت و سهو پیش میاد.
این بره کواسغ مغفرت،
خدا اینها را میبخشد.
خب این قدم اول از
توبه بود. قدم اول از توبه بود.
مطلب را من در اینجا میخوام تمام کنم.
دقت فرمایید که توبه که قدم دوم بود، خود قدمها داشت.
قدم اولش توبه از
گناهان و معاصی بود با
توضیحی که گفتیم صالح بعد از لحظه که توبه از اغیار میکند به سوی او، در این توبه از اغیارش مرحله اول و قدم
اولش توبه از گناه است و
هر چه معصیت است با شریط که
بگذارد. صالح توبهش این چنین باید باشد.
و بعد قدمهای دوم توبه
انشاالله در خداحافظ در جلسات
آینده پخش میشه. قدمهای دوم توبه.
اول توبه از گناه، بعد توبه از
چه چیزی است؟ هنوز توبه تمام نشده یعنی خود قدم دوم توبه را
تمام نکردهایم.
توبه قدم دوم، قدمها دارد.
قدم اولش را گفتیم توبه از گناه.
مطلب را من در اینجا تمام میکنم.
به عنوان حاشیه، این دیگه در اینجا تمام میشه.
به عنوان حاشیه من مطلبی در اینجا لازم میبینم
به شما عرض کنم. اون اینکه
اگر کسی گناهی کرد، یک چیز گناهکار بوده توبه کرد با این وصفی که گفتیم.
اگر توبه کرد اما با این همه
اون روی عمد رفته از گناهان برگشته
و از کباور و طواغیت اجتناب میکنه
و عرض کنم که و عبادات هم کامل انجام میده اما
گاهی در، گاهی یکی از گناهان
درباره یکی از گناهان،
خیلی از گناهان را میتواند اشتهاش
را، شهوتش را هم دارد، میلش را هم دارد، قدرتش را هم دارد و ترک کرده میتونه ایستاده،
واجبات را هم انجام میده کاملاً.
خیلی از گناهانی که ترک کرده میتواند انجام دهد، اشتهایشی شدید هم دارد محفوظ.
با این وصف در بعضی از اینها یه نقطهضعف،
در بعضی از گناهان که مثلاً یک گناه، یکی از گناهان نقطهضعفی دارد.
اون وقتی پیش میاد
و هیجان و هیجان بهاصطلاح اون
ااا شهوت و طمع لولهای که درباره هر گناهی که نقطهضعف دارد پیش میاد بهش غلبه میکنه.
اونجا دیگه یه خورده از خودش سستی میبره، مجاهدت میکنه که میتواند.
هر کس همه چیز را میتواند یادتون باشه.
مجاهدت چند میکنه و بعد در اون لحظه گناه را میکنه.
این ببینیم آیا این چگونه است؟
این البته توبه یک صالح نیست.
توبه یک صالح نیست.
یعنی کل عبادات رو خوب انجام میده.
گناهان را هم برگشته و میتواند هم اشتها هم دارد، غلبه ترک میکنه اما در تکتکی از گناهان
وقتی پیش میاد دیگه خودش رو
نمیتونه ضبط بکنه. نمیتونه نه ها، نمیتونه.
نمی تواند با این نمی کنم.
سفت نمیکنه، مجاهدت چند میکنه بعد غلبه میکنه و گناه را میکنه بعدم خیلی پشیمان میشه
و بعد میگه دیگه بعد از این نخواهم کرد.
باز بعد از مثلاً
زمان باز میلرزه
و این روز فردا میکنه که دیگه مجاهدت خواهم کرد درباره این گناه اما این نمیکنه.
این توبه صالح نیست.
اما در عین اینکه توبه صالح نیست،
اگر چنانچه وقتی موفع بود بر توبه، خب توبه است.
مثلاً قبل، قبل از اینکه بمیرد
این روز فرداش که مرگ معین نشد، قبل از اینکه بمیرد توبه کرد.
خب توبه است. این توبه صالح نسبت به شروع کرد
به همین نحوی که گفتم دیگه شروع میکرد به گناهان را
ترک بد و کسی است مگر زندات و ورزشهای جزئی که از روی غفلت میآید نه از روی قصد
که در غیر معصومین میشه، فرقی نداره.
یعنی این گفتم مطلب حاشیهای است و ممکنه نظر ماها بیاد.
اگر ما اینطور بودیم
اصلاً این توبه گفته میشود در اسلام؟
این مطلب حاشیه. عبادات رو انجام میدیم.
حرامها رو دیگه ترک توبه کردیم ولی در بعضی از حرامها رغبت ظاهف داریم.
در بعضی صحنهها غلبه میکنه نفس ما بر ما
و مجاهدت هم نمیکنیم. میگیم یه روزم فردا میگیم
که انشاالله بلاخره تصمیم خواهیم گرفت و
بلاخره ترک میکنیم. این دو جور رفتار هست.
یا قبل از مرگ ما این
امروز فردامون دیگه تمام میشه و ما این تصمیم را میگیریم.
اینم ترک میکنیم. خب توبه
کامل شده و یا نه با همین حالت امروز فردایی از اینجا
میریم. اون دیگه بستگی به
آن مسائل که خدا چه بکنه، چه مسائلی پیش بیاد و چه طور بشه، چه گرفتاریها براش میآورد.
با یا بدون نهایتاً هم که مسائل پیش بیاد، اون مسائل پیش میاد.
همین هدف و استارت مثل از من دیگه مطلبو تمام میکنم و امیدوارم انشاالله
به-- از خلال صحبتهام به تذکری که داشتهام
اول تذکری که تذکر نبود ولی
پیشاهنگ تذکر مانند بود.
همه این رو توجه داشته باشیم به اینکه
هرکس که این ویدیو رو دید اول باید روی این مسئله تأمل کنه.
روی مسئله ترک گناه و توبه از
حرام. اصلاً
این باید اول مرحله توبه به سوی خدا، برگشت به سوی خدا، توبه از مخالفت است.
بعد از این اگر کسی به سراغ چیزای
دیگه خواست بره، نمیدونم قرائت نماز
و ذکر و ورد و یاد و اینایی که بعدها حالا انشاالله خواهیم گفت، واجبهاست.
بعضیها که این قدم را انجام نداده به سوی اونها میروند.
این راه درستی نیست و به جایی هم نخواهند
رسید. خودتون به تدریج می فهمید خدا خواستن کجا
و مخالفت با خدا کردن کجا.
این اول ما باید سلب مخالفت با خدا رو بذاریم بعد
به چیزای دیگر رو نمیخوام ترک میکنم.
خواهش میکنم. تنبلی من نه میخوام از این مسائل دست بردارم.
اینا رو نمیخوام دل میخوام از اینا بردارم.
فقط دلم میخواد تو را بپرستم.
این حالت را داشته باشیم.
این دیگه مخالفت اصلاً dengan خداست. مخالفت با-- نیست.
اصلاً باید بزنیم. امیدوارم این مسئله همه ما توجه داشته باشیم. پس سلام علیکم و رحمة.
جلسه قبل
جلسه بعد