ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 010

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

از توبه تا انابه

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.

توبه برگشت از غیر خداست. از یک طاعت شد به معنی وسیله‌اش؛ اما در کل، توبه آگاهی و برگشت از غیر به حضور خداست. این برگشت که شروع شد و سالک به وادی طلب — یا به مرحلۀ طلب — وارد شد، در همان مرحلۀ طلب که صعود خواهد کرد، مسئلۀ انابه شروع می‌شود.

انابه چیست؟ یعنی چنین سالکی در کل یک حالت اضطرار دارد، یک حالت وحشت از غیر، و در برابر آن یک حالت انس با خدا و یک حالت اطمینان به خدا — یا با خدا، یا با ذکر خدا. این حالت را می‌گوییم انابه؛ یا این منزل را می‌گوییم منزل انابه.

حقیقت منزل انابه

انسان پس از آنکه از غیر برگشت به حضور خدا و در منزل طلب به حرکت آغاز کرد، اگر صادق باشد — البته وقتی این‌ها را می‌گویم و از کرده‌ها الهام می‌گیرم، هیچ‌وقت خودمان را تخیل نکنید؛ فقط از نظر فکری تخیل کنید که واقعاً باید چنین باشد اگر راست باشد — پس از آنکه تائب بود و برگشت و بر صعود حرکت کرد، یعنی برگشته از غیر به حضور خدا و اکنون این راه صعود را قدم برمی‌دارد، چنین انسانی حالت دارد.

البته این حالتش هم مراقب می‌خواهد؛ ولی در کل حالتی دارد که عبارت است از انس داشتن به خدا، مطمئن بودن، آرام بودن فقط با یاد خدا، و وحشت داشتن از غیر خدا. این چنین حالت و این چنین مسئله و این چنین منزل را می‌گوییم انابه.

تمثیل محبت مجازی و آرامش فقط با محبوب

بعضی‌ها را شنیده‌اید، دیده‌اید، آثارشان را خوانده‌اید، حالاتشان را دیده‌اید که گرفتاری‌هایی در دنیا برایشان پیش می‌آید — مثلاً یک محبت مجازی — که انسانی می‌بیند گرفتار انسان می‌شود و این تعلق تمام وجودش را می‌گیرد. دوست‌داشتنیِ بیمارگونه؛ نامش را احیاناً عشق هم می‌گذارند. حالتی که تمام وجود را می‌گیرد.

چنین انسانی معمولاً حالتی دارد: انس فقط، آرام شدن به ذکر آن محبوب یا با آن محبوب بودن. هر کس که به آن محبوب مربوط است با او آرام می‌گیرد. این‌ها اگر هرچه از خوبی‌ها و لذت‌ها و اشتهاها داشته باشند، و هر کاری را هم صورتاً بخواهند انجام دهند، کاملاً صوری است. با هیچ‌چیز آرام نمی‌شوند؛ از چیزی خوش نمی‌شوند — جز با آن گرفتاری که در دل دارند.

انابه حالتی است — و منزلی است — که چون کسی وارد آن شد، دیگر مانند افعال معمولی نیست. اگر از مسافتی غیر حق چیزی داشته باشد، مشغول باشد، با آن‌ها باشد، باطنش همیشه ناراحت است؛ دلش نمی‌چسبد؛ ناآرام است. مانند کسی که حالت انتظار دارد: اگر التفات به غیر کند، حالت ناآرامی دارد. صورتاً اگر کاری داشته باشد، باطنش با آن کار نمی‌سازد و نمی‌چسبد. فقط آن وقت آرام است و اطمینان خاطر دارد که به ذکر حق و با حق است. این حالت انابه است؛ منزل انابه است.

البته این منزل و این حالت از یک درجه و یک مرتبه و یک نقطه شروع می‌شود و شدت پیدا می‌کند؛ یعنی خودش مراتب دارد. آرام بودن جای خدا، وحشت داشتن از غیر خدا، آرامش داشتن فقط با خدا — این حالتی است و مراقب می‌خواهد. این منزل بعد از توبه است.

پیوند با مقدمۀ برگشت از حیات دنیا

پیش از پرداختن به آیات، برای آنکه ترتیب بحث از ذهن دور نباشد، نکته‌ای یادآوری می‌کنم. نظرتان هست که در مقدمۀ این بحث، چندین نوبت گفته شد انسان از دیرباز در محبت و عواطف دنیا قرار گرفته و اگر بخواهد برگردد باید راهی در پیش بگیرد که از این محبت خلاص شود. اولین قدمی که در صعود و صیرورت و برگشت و رجعت باید بردارد، از همان اولین قدمش، برگشت و انصراف از حیات دنیاست. راه صعود راهی است که از همان گز که شروع می‌شود؛ و به اشخاص و اشخاص آخر، برگشت است از حیات دنیا — مردن از حیات دنیا، رفتن به سوی حیات بالاتر؛ باز مردن از آن حیات بالاتر، صعود به حیات بالاتر از آن؛ و الی آخر.

بر اساس همان مقدمه باید توجه داشت: هر منزلی را که مطرح می‌کنیم، در این منزل از حیات دنیا منصرف می‌شویم و از حیات‌های بالاتر هم به تدریج باید منصرف شویم؛ وگرنه راه برگشت نخواهد بود. یعنی کسی که بیدار شد، به اندازۀ بیداری‌اش از حیات دنیا متزلزل شد؛ توبه که کرد — همان قدم دوم — به اندازۀ توبه باز حیات دنیا متزلزل شد؛ و در این انابه حیات دنیا خیلی متزلزل می‌شود.

حساب کنید: کسی که این شیوه را انتخاب کرد که حالت وحشت از غیر و خضوع با حق و فرار از غیر و اطمینان به عاقبت با حق داشته باشد، حیات دنیوی‌اش بسیار متزلزل می‌شود. ارکان حیات دنیا در این منزل متزلزل است؛ و با شدت یافتن انابه و تقوی یافتن آن، حیات دنیا بیش از پیش متزلزل می‌گردد. در این انابه از حیات دنیا دیگر با آن شکلی که قبلاً انسان داشت خبری نیست.

آیات انابه در سورۀ رعد

اکنون به سراغ آیات می‌رویم. در سورۀ رعد، آیات بیست و هفت و بیست و هشت:

«وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ ۗ قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ» (رعد/۲۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و کسانی که کافر شدند می‌گویند: چرا نشانه‌ای از پروردگارش بر او نازل نشده؟ بگو: خدا هر که را بخواهد گمراه می‌کند و هر که را که انابه کند به سوی خود هدایت می‌کند.

«الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد/۲۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همان کسانی که ایمان آوردند و دل‌هایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد. آگاه باشید که دل‌ها فقط به یاد خدا آرام می‌گیرند.

از اشارات همین آیه می‌توان فهمید منظور از انابه چیست. وقتی قرآن انابه را این‌گونه فرموده، معلوم است انابه مسئله‌ای بزرگ است — هرچند در ظاهر بسیار ساده می‌نماید.

کافران گفتند چرا بر رسول اکرم صلوات‌الله‌علیه آیه‌ای — نشانه‌ای، معجزه‌ای از آسمان — نازل نشده؟ بگو: خدا هر که را بخواهد گمراه می‌کند و هر که را انابه کند هدایت می‌کند. اینجا خدا هدایت خاصه‌اش را شامل حال کسانی می‌داند که در منزل انابه هستند: کسی که رو به خدا آورده، جدی است، مخلص است، صادق است — با همان تعبیری که گفتم. خدا می‌فرماید «و یهدی إلیه من أناب»: هر کسی که انابه کرد او را هدایت می‌کند.

آیۀ بعد در واقع انابه را تشریح می‌کند: کسانی که انابه می‌کنند همان‌هایی هستند که ایمان آوردند و قلوبشان به ذکر الله مطمئن است. این همان نکته‌ای بود که گفتم: حالت وحشت از غیر و اطمینان با خدا. آیۀ دوم همان «من أناب» را در آخر آیۀ اول توجیه و تشریح می‌کند: هدایت‌شدگان کسانی‌اند که ایمان آورده‌اند و قلبشان به ذکر خدا اطمینان دارد. «ألا بذکر الله تطمئن القلوب» — کم و زیاد نکنید؛ فقط به ذکر حق طمعِ آرامش کنید. این یک حالت است؛ از اشاراتش می‌فهمیم که منزل است نه صرف احساس گذرا.

داستان مناجات امام سجاد علیه‌السلام کنار بیت

در مقام بحث از بیداری‌ها و از انابه، نقل است که در شبی تاریک کسی به نزدیکی بیت رفت — بیت برای حج بسیار مهم بود — کنار بیت خدا. تاریک بود؛ ناله‌هایی شنید. یواشکی نزدیک شد و گوش داد. دید کسی آنجا مشغول است؛ تاریک بود و دقیقاً نمی‌شناخت. خیلی نزدیک شد و گوش کرد. دید جوانی است که با سوز بسیار ناله می‌کند؛ مطالب می‌گوید؛ سخن‌ها دارد؛ جیغ‌ها می‌زند؛ و بعد از گفتن‌های بسیار شروع می‌کند اشعار می‌خواند و گریه می‌کند. کنار بیت خدا بود.

آن شنونده دقیق گوش کرد و در گوشه‌ای ایستاد. دید مناجات با خداست؛ با دل. وقتی رسید به جایی که فریاد و ناله بلند شد، رفت نزدیک‌تر. تاریک هم بود. نشست و سرش را روی زانو گذاشت و از نزدیک نگاه کرد: امام سجاد علیه‌السلام.

حالت خاصی بود. شنونده گریه کرد؛ از کثرت اشک که بر صورت امام افتاد، امام به خود آمد و نگاه کرد و اول این حرف را زد که چیزی بین من و خدا شاهد شد. این حالت دل‌بستگی در مقام دلالت بسیار شدید است. شنونده ناراحت بود از آنکه در این میان جلوی توجه امام سجاد چنین چیزی بین او و خدا حاصل شده باشد. و ما توفیقی إلا بالله.

این برای آن است که بدانیم در گام‌های ابتدایی هم باید حقوق را مراعات کنیم و تخطئه نکنیم. ما وقتی به نماز و عبادت و سجده و ذکری مشغولیم، گاهی در حال فرار هستیم در مقام عبادت — شکی نیست. بعد از اتمام عبادت باید توجه داشت: آیا این عبادت را طوری شروع کرده‌اید که امید دارید زود تمام شود؟ و خدای متعال بویی از مسائل را ممکن است به مشام برساند. اول موضوعیت ما در مقابل همین وضع، حالت فرار از حق است؛ باید مراقب باشیم. نماز می‌خوانیم و در ضمن خوشیم؛ وقتی تمام می‌شود حس می‌کنیم حال شدیم — خوشی و فرحت. درست سخن بگوییم از این حالت.

آیات دیگر انابه

از فرمایش‌های امام سجاد علیه‌السلام — در برابر اذیت‌ها و حرف‌هایی که می‌شنید — آمده که امید من به خداست؛ توکل به خداست. یعنی در حال انابه هستم. از زبان رسول صلوات‌الله‌علیه نیز در آیه‌ای:

«عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ» (هود/۸۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بر او توکل کردم و به سوی او انابه می‌کنم.

من در مقام توکلم و در مقام انابه به سوی خدا هستم. این نیز از زبان رسول اکرم صلوات‌الله‌علیه بود — در بیان شعیب نیز همین ترکیب آمده است.

آیات پنجاه و چهار به بعد سورۀ زمر می‌فرماید:

«وَأَنِيبُوا إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ» (زمر/۵۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به سوی پروردگارتان انابه کنید و در برابر او تسلیم شوید پیش از آنکه عذاب به شما برسد و آن‌گاه یاری نشوید.

«وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ» (زمر/۵۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از بهترین آنچه از پروردگارتان به سوی شما نازل شده پیروی کنید پیش از آنکه ناگهان عذاب به شما برسد در حالی که درنمی‌یابید.

این خطاب به انسان‌هاست و باز معلوم می‌کند انابه چیست. پس از دستور انابه، در آیۀ بعد می‌فرماید از بهترین آنچه نازل شده پیروی کنید؛ تسلیم باشید در برابر آنچه خدا دستور داده. این‌ها آیاتی بود که خداوند انابه را در قرآن مطرح می‌فرماید.

پس انابه منزل پس از توبه است: وحشت از غیر، انس و اطمینان فقط با ذکر حق، تزلزل ارکان حیات دنیا، و مشمول هدایت خاصۀ «یهدی إلیه من أناب». مراتب دارد و از درجه‌ای آغاز می‌شود و شدت می‌یابد؛ و ادب حضور — چنان‌که در داستان امام سجاد دیده شد — از لوازم این منزل است.

شدت و مراتب انابه

خود این منزل از یک درجه‌ای، از یک مرتبه، از یک نقطه شروع می‌شود و شدت پیدا می‌کند. یعنی خودش مراتب دارد. کل بحث ما بیهوده نیامده‌ایم: آرام بودن جای خدا، وحشت داشتن از غیر خدا، آرامش داشتن فقط با خدا — این حالتی است و مراقب می‌خواهد. خب این منزل بعد از توبه است.

هرچه سالک در صدق طلب پیش‌تر رود، این وحشت از غیر زنده‌تر می‌شود و این انس با ذکر حق عمیق‌تر. در ابتدای ورود، شاید فقط ناآرامی باطنی باشد وقتی به غیر التفات می‌کند؛ بعدتر، حتی صورت اشتغال به غیر برایش تلخ می‌شود؛ و بالاتر، اطمینان خاطر فقط وقتی است که با حق است. این مراتب را باید در نظر داشت تا گمان نکنیم انابه یک حال ثابت و یک‌دست است.

تزلزل حیات دنیا در منزل انابه — تفصیل

این مطلب را دوباره تأکید می‌کنم چون به مقدمۀ بحث بازمی‌گردد. یقظه حیات دنیا را متزلزل کرد؛ توبه بیشتر متزلزل کرد؛ انابه ارکان آن را می‌لرزاند. کسی که وحشت از غیر و اطمینان فقط با حق دارد، دیگر نمی‌تواند به همان شکل سابق در دنیا آرام بنشیند. نه اینکه دنیا را ترک تشریعی کند؛ بلکه ارکان وابستگی‌اش سست می‌شود. حیات دنیا به معنایی که در مقدمات گفته شد — همان مرحلۀ گستردۀ حیات بشری که انسان در آن اسیر عواطف و محبت‌های دنیوی است — در این منزل دیگر با آن شکل سابق خبری نیست.

اگر انابه شدت یابد و تقوا در پی آن بیاید، این تزلزل بیش از پیش می‌شود. پس وقتی منزل انابه را مطرح می‌کنیم، بدانید که داریم از انصراف تدریجی از حیات دنیا سخن می‌گوییم؛ وگرنه راه برگشت نخواهد بود.

هدایت خاصه برای منیب

در آیۀ رعد، کافران نشانۀ آسمانی می‌طلبند. پاسخ قرآن این نیست که معجزه‌ای تازه نشان دهد؛ پاسخ این است که هدایت و ضلالت به دست خداست، و هدایت به‌سوی او برای کسی است که انابه کرده باشد. یعنی شرط دریافت هدایت خاصه، ورود به این منزل است: رو آوردن جدی، مخلصانه و صادقانه. اگر کسی چنین حالتی در وجودش پیش آید، خدا او را مشمول این آیه می‌داند؛ و اگر نه، صرف ادعا کافی نیست.

آیۀ بعد فوراً منیب را معرفی می‌کند: ایمان آورده و قلبش به ذکر الله مطمئن است. پس انابه فقط نام نیست؛ نشانه‌اش اطمینان قلب به ذکر است. «ألا بذکر الله تطمئن القلوب» حصر است: آرامش حقیقی فقط از این راه است، نه از غیر.

ادب حضور و فرار پنهان در عبادت

داستان امام سجاد کنار بیت دو درس دارد. یکی شدت انابه و مناجات اولیا؛ دیگری ادب حضور. شنونده از آنکه ناخواسته میان مناجات امام و خدا فاصله انداخته شرمنده است. ما در عبادت‌هایمان گاهی در حال فرار هستیم: شروع می‌کنیم به امید آنکه زود تمام شود؛ و چون تمام شد حس راحتی می‌کنیم. این خلاف حال منیب است. منیب از تمام شدن حضور ناراحت است نه خوشحال. باید مراقب این حالت فرار پنهان باشیم.

«و ما توفیقی إلا بالله» یادآوری است که حتی ادب حضور و درک این حالات نیز بدون توفیق حق پایدار نمی‌ماند.

دستور انابه و پیروی از احسن ما انزل

در سورۀ زمر، پس از فرمان «أنیبوا إلی ربکم»، فرمان دوم می‌آید: از بهترین آنچه نازل شده پیروی کنید، پیش از آنکه عذاب ناگهانی برسد. پس انابه فقط حال درونی نیست؛ با تسلیم عملی در برابر دستور خدا پیوند دارد. انابه بدون اتباع احسن ما أنزل ناقص است. این ترکیب — برگشت قلبی و تسلیم عملی — چارچوب منزل انابه را در قرآن نشان می‌دهد.

توکل و انابه نیز با هم آمده‌اند: «علیه توکلت وإلیه أنیب». منیب متوکل است؛ به عمل خود متکی نیست، به حق متکی است — و این نکته در جلسۀ بعد، در خواص انابه، بیشتر باز می‌شود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.