ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 016

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

مراقبه و دوام ذکر

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.

بحث در مراقبه است. اساسی‌ترین موضوع در تزکیه و خودسازی و سلوک عبودی مسئلهٔ مراقبه است. مراقبه را از اول چنین تفسیر کردیم که انسان پس از بیداری، توبه، و انابه، چون وارد مرحلهٔ طلب شد باید مراقب خود باشد با شرطی که گفته شد.

یکی از مسائل بسیار مهم در مراقبه که در این بحث شرح می‌دهم این است: سالک باید لحظه‌به‌لحظه مراقب ذکر باشد که غفلت نکند؛ و مراقب حرکات و سکناتش باشد که خلاف رضا نباشد — با همان جهاتی که پیش‌تر توضیح داده شد. در خصوص ذکر و اجتناب از غفلت، یکی از مسائل اساسی مراقبه است.

شخص مراقب همین که مراقبه را شروع کرد از موضوعاتی که باید کاملاً اجتناب کند مسئلهٔ غفلت است. دوام ذکر معنایش این است که باید از غفلت پرهیز کند. یکی از مسائل مشکل و سخت برای سالک در ابتدای راه همین است: دوام ذکر و به غفلت نیفتادن.

ریشهٔ سختی: انس ریشه‌دار با اغیار

جهتش این است که معمولاً پیش از آنکه انسان بیدار شود و مراقبه را شروع کند، بر اساس برنامهٔ ناخالصی که داشته، قلب آزاد بوده؛ روی قلب کار نکرده‌ایم. دلالان و عوامل مختلف کوشیده‌اند قلب را متوجه اغیار کنند. از کودکی تا لحظهٔ شروع سلوک قلب آزاد بوده و انس با اغیار پیدا کرده — حتی انس خیلی ریشه‌دار. همین انس ریشه‌دار موجب می‌شود کسی که مراقبه را شروع کرد و تصمیم بر دوام ذکر گرفت نتواند ذکر دائم داشته باشد؛ هی لحظه‌به‌لحظه قلب می‌پرد اینجا و آنجا؛ به سراغ اغیار می‌رود؛ داخل غفلت می‌شود.

مثل پرنده و آشیانه

علمای سلوک برای تشریح ذکر مثلی زده‌اند. گفتند در ابتدای سلوک چون هنوز به مقام انس با حق نرسیده و در طول عمر انس با غیر حق داشته، دوام ذکر مشکل می‌شود؛ هی به غفلت می‌افتد؛ هی تصمیم می‌گیرد دائماً به ذکر باشد اما می‌افتد.

دل انسان مانند پرنده‌ای است که با صاحب آشیانه‌ای انس داشته. اگر بدون مراقبت شدید او را به آشیانهٔ جدید بیاورند، به حساب انس قبلی، همین که غفلت شد پرنده به آشیانهٔ قبلی می‌رود — مگر آنکه مراقبت شدید باشد که از آشیانهٔ جدید کنار نرود؛ و پس از روابط طولانی، انس با آشیانهٔ جدید پیدا کند؛ آن‌گاه آهسته‌آهسته درست می‌شود.

این مثل خوب است برای تربیت ذهن. اگر در عمل تجربه کنید می‌بینید همین شکل است: تصمیم به دوام ذکر می‌گیرید؛ یک‌دفعه به خود می‌آیید که رفته‌اید به عالم اغیار و غفلت از خدا کرده‌اید — منظور غفلت قلبی است. بنابراین یکی از موضوعاتی که باید بسیار اهمیت داد اجتناب از غفلت و دوام ذکر است.

ذکر خفی نه فقط ذکر زبانی

این مسئله را چنین عنوان می‌کنند که یکی از اصول مراقبه این است که همیشه در حال ذکر باشد. همیشه در حال ذکر یعنی چه؟ آیا زبان در حال ذکر باشد؟ با بحث‌های پیشین روشن شده اساس زبان نیست — هرچند زبان بی‌دخالت نیست. آنچه اساس است و باید بر دوام آن جدیت داشت ذکر قلبی است؛ یاد قلبی؛ ذکر خفی.

قلب باید همیشه به یاد حق باشد. زبان هم اگر همراه بود چه بهتر. اما آنچه مهم است دوام ذکر قلبی است. صالح باید مراقب قلب باشد که صورتاً به هر کاری مشغول است قلب از حق غفلت نکند. اگر حرف می‌زند، درس می‌گوید یا می‌شنود، می‌نویسد، کار دیگری می‌کند — در عین انجام کار ظاهری قلبش با حق باشد.

ممکن است به نظر بیاید چگونه هم کار کند هم دائم‌الذکر باشد؟ اشکالی نیست. در مقام عمل چون تجربه کنید می‌بینید امکان دارد. وجود انسان اسرارآمیز است؛ کاملاً ممکن است قلباً به یاد حق باشد و حتی مشکل‌ترین کارها و کارهای تکوینی را انجام دهد. آنچه مزاحمت دارد حل می‌شود اگر بسازد؛ اگر انجام دادید می‌بینید چگونه می‌سازد. پیش از این معطل نمی‌شوم؛ همین‌قدر اگر انجام دهید خواهید دید امکان دارد.

پس آنچه مهم است دوام ذکر خفی است نه ذکر جلیِ صرف. زبان اگر با قلب بود بهتر؛ اساس ذکر قلبی است. آنچه لطمه می‌زند و نمی‌گذارد در سلوک پیشرفت کند غفلت قلبی است.

آیات دوام ذکر

به آیاتی اشاره می‌کنم. روشن است در دوام ذکری که قرآن می‌گوید ذکر قلبی مراد است. روایات نیز از ائمه هست که دستور به دوام ذکر می‌دهند و می‌فرمایند منظور این نیست فقط به زبان لا إله إلا الله یا سبحان الله بگویید؛ منظور این است همیشه به یاد حق باشید و در حرکات و سکنات رضای حق را مراعات کنید و در محضر حق در حال حضور باشید. چند آیه به عنوان نمونه:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا» (احزاب/۴۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا را ذکری بسیار یاد کنید.

ذکر کثیر — یعنی ذکر، حدّ توقف کم ندارد.

«الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» (آل‌عمران/۱۹۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که خدا را ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا، این را باطل نیافریده‌ای؛ منزهی تو؛ پس ما را از عذاب آتش نگاه دار.

قیام، قعود، جنوب — حالات مختلف — همه به یاد خدا. یعنی غذا می‌خورد، راه می‌رود، کار می‌کند، می‌گوید، می‌نویسد، با کسانی نشسته؛ در هر حال باید به یاد خدا باشد. این همان دوام ذکر.

«رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» (نور/۳۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): مردانی که هیچ تجارت و خرید و فروشی آنان را از یاد خدا باز نمی‌دارد.

ظاهراً کار می‌کنند اما به یاد خدا هستند. این نیز دلالت می‌کند می‌توان هم کار کرد هم به یاد خدا بود.

همیشه هدف ما این بوده اصالت را به آیات و روایات بدهیم تا کسی نگوید این حرف‌ها از نفوذ غیراسلامی است. از این آیات کاملاً استفاده می‌شود خدا دستور به دوام ذکر می‌دهد؛ و با عقل هم روشن است دوام مراد، ذکر خفی است. ذکر زبانی اگر باشد خوب است؛ در خیلی موارد ممکن نیست همزمان کار و ذکر زبانی داشت، اما ذکر قلبی ممکن است.

پرهیز از آنچه قلب را می‌برد

برای دوام ذکر باید از هرچه قلب را از خدا غافل می‌کند پرهیز کرد. از قرآن:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ ۚ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» (منافقون/۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند؛ و هر کس چنین کند آنان خود زیانکاران‌اند.

اموال و اولاد — و مسائل دیگر که هر لحظه به شکلی می‌آید — قلب را می‌برد. مراقب باشید.

راه عملی اهل سلوک برای مبتدی: چیزی ناراحت‌کننده یا نامطلوب پیش آمد که می‌خواهد شما را ببرد؛ حواله دهید به بعد؛ حالا به سراغش نروید. و بعد هم چه بهتر که به شیوه‌ای بروید که پشت به خدا نکنید. خودسازی همین است: لحظه‌به‌لحظه حواله به بعد تا ذکر نشکند.

«فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّىٰ عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا» (نجم/۲۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس از کسی که از یاد ما روی گرداند و جز زندگی دنیا را نخواست اعراض کن.

از مضمون آیه استفاده می‌شود از کسانی که از ذکر روی‌گردان و فقط حیات دنیا می‌خواهند دور باشید. این را ساده نبینید: وقتی مراقب قلبید و کودکی حرفی زد و قلب پرید، مسئله ساده نیست؛ شیطان آمده. هرچه می‌خواهد قلب را ببرد پشتش شیطان است.

«وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ۖ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» (کهف/۲۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و جان خود را با کسانی شکیبا دار که پروردگارشان را صبح و شام می‌خوانند و خشنودی او را می‌خواهند؛ و دیدگانت از آنان برنگردد که زیور زندگی دنیا را بخواهی.

با اهل دعا و وجه الله باش؛ چشم از آنان برندار. کسی که از این جمع فرار می‌کند چه می‌خواهد؟ دنیا را. باز حیات دنیا انسان را از رو کردن به خدا به غفلت می‌اندازد.

از این آیات استفاده می‌شود سالک که باید دوام ذکر داشته باشد از متاع دنیا — زن و فرزند و مال و خانه — در خطر تهدید است که قلب را مشغول کنند؛ و چون مشغول کردند پشت به خدا کرده‌اند و خدا هم دیگر انسان را به یاد نمی‌آورد — چنان‌که در تتمهٔ معانی آیات آمده است.

گسترش مثل پرنده

مثل پرنده را دوباره در عمل بخوانید. آشیانهٔ قدیم اغیار است: مال، جاه، صورت‌ها، خاطره‌ها، نقشه‌ها، ترس‌ها و امیدهای دنیوی. آشیانهٔ جدید ذکر حق است. پرندهٔ دل سال‌ها در آشیانهٔ قدیم زیسته؛ انسش ریشه‌دار است. شما یک تصمیم صبحگاهی می‌گیرید که دائم‌الذکر باشم؛ غفلت که رخ دهد — و رخ می‌دهد — پرنده بی‌اختیار به آشیانهٔ قدیم برمی‌گردد. علاج چیست؟ مراقبت شدید تا انس جدید بگیرد. بدون مراقبت شدید، تصمیم‌ها کاغذی‌اند.

انس با حق منزل جداگانه‌ای است که بعداً می‌آید؛ در ابتدا انس نیست، ریاضت مراقبت است. انتظار نداشته باشید روز اول دل آرام در ذکر بنشیند؛ انتظار داشته باشید بارها بپرد و شما بارها برگردانید. همین برگرداندن مراقبه است.

گسترش ذکر خفی در عین کار

پرسش رایج: درس می‌دهم، معامله می‌کنم، می‌نویسم؛ چگونه قلب یاد خدا باشد؟ پاسخ استاد: وجود اسرارآمیز است؛ امکان دارد؛ تجربه کنید. ذکر خفی مزاحم کیفیت کار مشروع نیست؛ مزاحم غفلت است. مردان آیهٔ نور تجارت می‌کنند اما تجارت اللهی‌شان نمی‌کند. قیام و قعود و جنوب در آل‌عمران همه حالات زندگی‌اند نه فقط گوشهٔ عبادت.

ذکر زبانی اگر با قلب همراه شد نور علی نور است. اگر فقط زبان بود و قلب در بازار اغیار، دوام حقیقی نیست. اساس قلب است؛ غفلت قلبی است که سلوک را می‌زند.

گسترش آیات بازدارنده

منافقون/۹ مال و اولاد را نام می‌برد چون عام‌ترین مشغله‌اند؛ نه چون فقط آن دو خطرند. هر متاع دنیا می‌تواند ملهی شود. راه حواله به بعد برای مبتدی تمرین خوبی است: الان ذکر را نشکن؛ بعد با حضور رسیدگی کن. این فرار از مسئولیت نیست؛ حفظ حضور است تا رسیدگی‌ات هم پشت به خدا نباشد.

نجم/۲۹ اعراض از کسی که فقط حیات دنیا می‌خواهد — هم دستور معاشرت است هم هشدار باطنی: آن حالت درونی که فقط دنیا را می‌خواهد همان تولّی عن ذکر است. کهف/۲۸ فرمان مصاحبت با اهل وجه الله است؛ فرار از آنان به خواهش زینت دنیاست. سالک حلقهٔ ذکر و دعا را سبک نگیرد؛ چشم از آنان برندارد.

و ساده نپندارید پریدن قلب با یک حرف کودک را. پشت پرده شیطان است که می‌خواهد ذکر را ببرد. مراقبه یعنی همین را ساده ندیدن.

جمع‌بندیٔ شانزدهم

مراقبه اساسی‌ترین موضوع تزکیه است. رکن مهم آن دوام ذکر و اجتناب از غفلت است. سختی‌اش از انس ریشه‌دار با اغیار است؛ مثل پرنده راهنمای فهم است. مراد ذکر خفی است؛ آیات احزاب و آل‌عمران و نور دستور دوام می‌دهند؛ آیات منافقون و نجم و کهف از ملهیات و معاشرت‌ها پرهیز می‌دهند. اصالت با قرآن و روایت است تا راه از تهمت نفوذ بیگانه مصون بماند.

دوام ذکر یعنی در هر حال — کار و خوراک و گفت و خوابِ مجاز — قلب با حق باشد. این سخت است و ابتدای سلوک میدان تمرین همین سختی است. اگر پرید، برگردانید؛ اگر بارها پرید، بارها برگردانید. مراقبت شدید آشیانهٔ جدید را وطن می‌کند.

پس این بحث را با چند جملهٔ عملی ببندید: صبح نیت دوام ذکر کنید؛ روز قلب را بپایید؛ چون پرید بدون خشم بر خود برگردانید؛ ملهیات مال و اولاد و متاع را حواله به بعد دهید تا ذکر نشکند؛ با اهل دعا بمانید؛ از مجالسی که فقط دنیا می‌خواهند اعراض کنید؛ و بدانید هر پرش قلب میدان شیطان است نه امری ساده. ذکر کثیر فرمان خداست؛ رجال لا تلهیهم تجارة الگوی جمع کار و ذکرند؛ و غفلت قلبی دشمن پیشرفت است.

مراقبه بدون دوام ذکر، مراقبهٔ ناقص است. دوام ذکر بدون اجتناب از ملهیات، دوام ادعایی است. اجتناب از ملهیات بدون مصاحبت اهل وجه الله، آسان می‌شکند. این سه را با هم بگیرید تا آشیانهٔ جدید وطن دل شود.

و از خدا بخواهید انس با اغیار را کم کند و انس با ذکر را بیفزاید؛ که بدون عنایت او پرنده به آشیانهٔ قدیم بازمی‌گردد هرچند شما تصمیم تازه گرفته باشید.

اصالت را همیشه به آیات و روایات بدهید. آنچه گفتیم از اذکروا الله ذکرا کثیرا و الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و رجال لا تلهیهم تجارة و لا تلهکم اموالکم و اولادکم و فاعرض عن من تولی و واصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم برآمد؛ نه از ذوق بی‌سند. این روش را در ارشاد دیگران نیز نگاه دارید.

یادآوری پایانی: مراقبه پس از یقظه و توبه و انابه در وادی طلب واجب عملی سالک است. دوام ذکر خفی ستون آن است. انس قدیم با غیر را با مراقبت شدید بشکنید. آیات دوام ذکر را ورد فهم کنید نه فقط ورد زبان. از مال و فرزند و متاع غافل‌کننده بپرهیزید بی‌آنکه حقوقشان را تضییع کنید؛ راهش حضور است نه ترک مسئولیت. با اهل سحر و دعا بسازید. و هر غفلت را ساده نگیرید.

این اندازه برای بیان ذکر در مراقبه کافی است تا اگر خدا خواست در جلسات بعد جذبه و آفات ذکر را نیز بگوییم. ## تمرین روزانهٔ دوام ذکر

برای آنکه بحث در حد مفهوم نماند، یک تمرین ساده از متن بحث استخراج می‌کنیم. بامداد با خود عهد کنید امروز غفلت قلبی را دشمن بدانم. در هر انتقال حال — از خانه به کوچه، از کار به خوراک، از سخن به سکوت — یک بار قلب را صدا بزنید: الآن با کیست؟ اگر با حق است شکر؛ اگر پریده برگردانید بدون درگیری طولانی با خود. درگیری طولانی خود غفلت تازه می‌زاید؛ برگرداندن کوتاه مراقبه است.

چون مسئله‌ای از مال یا فرزند پیش آمد که موج می‌سازد، همان دم بگویید: بعد، با حضور. این بعد فرار نیست؛ نجات ذکر است. سپس در زمان مناسب با همان حضور به مسئله بپردازید تا حل مشکل نیز پشت به خدا نباشد.

شب در محاسبه بپرسید: امروز ذکر خفی چند بار شکست؟ از چه ملهی؟ کدام مجلس کمک کرد کدام زد؟ فردا مشارطه را روی همان نقطه بگذارید. بدین‌سان ذکر با چهار اصل مراقبه گره می‌خورد: مشارطه برای دوام ذکر، مراقبه برای پایش پرش قلب، محاسبه برای کشف ملهیات، معاتبه اگر نفس عمداً به آشیانهٔ قدیم گریخت.

نسبت ذکر و رضا

استاد در آغاز گفت مراقب ذکر باشید و مراقب حرکات که خلاف رضا نباشد. این دو از هم جدا نیستند. ذکر قلبی بی‌مراعات رضا، ذکر ادعایی است؛ مراعات رضا بدون یاد قلبی، خشکی عمل است. دوام ذکر یعنی هم یاد و هم رضایت‌جویی در لحظه. رجال لا تلهیهم تجارة یعنی در عین تجارت ذکر و رضا زنده‌اند.

هشدار پایانی دربارهٔ ساده دیدن غفلت

کودک حرفی زد، خاطره‌ای آمد، صفحه‌ای دیده شد، صدایی شنیده شد — قلب پرید. نفس می‌گوید چیز مهمی نبود. قرآن و استاد می‌گویند مهم است؛ تولّی عن ذکر آغاز زیان است؛ خاسرون همان‌هایند که مال و اولاد اللهی‌شان کرد. شیطان از درِ «چیز مهمی نبود» وارد می‌شود. مراقبه این در را می‌بندد.

پس دوام ذکر سخت است چون انس قدیم ریشه‌دار است؛ ممکن است چون خدا فرمان داده و وجود انسان ظرفیتش را دارد؛ و لازم است چون مراقبه بدون آن ستون ندارد. پرنده را با مراقبت شدید در آشیانهٔ جدید نگه دارید تا انس بگیرد. آن روز که انس گرفت، دوام ذکر از ریاضت به وطن بدل می‌شود — و آن منزل انس است که بعدتر خواهد آمد.

دوام ذکر را جدی بگیرید؛ غفلت را ساده نگیرید؛ آشیانۀ جدید را با مراقبت وطن کنید. از خدا باید خواست که ذکر دائم را روزی کند.

در پایان باید همان خط سیر بحث را یک‌بار دیگر در نظر آورد: آنچه استاد در این نشست پروراند، نه نکته‌ای جداافتاده، بلکه حلقه‌ای از سلسلهٔ تزکیه است که فهم و عمل را به هم می‌بندد. خواننده اگر این رشته را از آغاز تا انجام نگاه دارد، پیوند ادعاها و توصیه‌ها روشن‌تر می‌شود و از پراکندگیِ شنیدارِ گفتار به وحدتِ نوشتارِ کتابی نزدیک‌تر می‌گردد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.