اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم بحث ما فعلاً در مراقبهتون عرض شد که اساسیترین موضوع در تزکیه و خودسازی و سلوک عبوده مسئله مراقبه است.
در نظر دارید که مراقبه را از اول به چه صورتی تفسیر کردیم و مسئله مراقبه چه بود که انسان بعد از اینکه بیدار شد این مرحله بود، توحید کرد، بعد اینا کرد، باید در مرحله طلب و عالم طلب که وارد شد، مراقب خودش باشد با شرطی که گفته شد.
یکی از مسائلی که در مراقبه خیلی مهم است من در این جلسه میخواستم این موضوع را و این مسئله را یه خرده شرح و بسط بدهم که متوجه باشید.
در مراقبه به نظرتون هست که عرض کردیم مراقبه بعد از ورود به مرحله طلب به این صورت است که سالک باید لحظه به لحظه مراقب از جهت مراق، از جهت مراقب ذکر باشد که غفلت نکند.
از جهتی مراقب حرکات و سکناتش باشد که خلاف رضا نباشد و جهاتی که قبلاً توضیح داده شد.
در این خصوص که مسئله ذکر و اجتناب از غفلت در مراقبه یکی از مسائل اساسیست که من میخواستم در این جلسه صحبت بکنیم.
شخص مراقب همین که مراقبه را شروع کرد از اون موضوعاتی که باید کاملاً اجتناب بکند مسئله غفلت است.
غفلت.
دوام ذکر معنیش این است که باید از غفلت پرهیز بکند.
یکی از مسائل مشکل و سخت برای یک سالک در مرحله ابتدا همین موضوع است.
یعنی دوام ذکر و به غفلت نیفتادن و اجتناب از غفلت.
جهتش هم این است که معمولاً ماها و همه معمولاً دیدهایم که و بوده و هستیم که قبل از اینکه انسان به این عالم قدم بگذارد و بیدار باشد و در مراقبهاش شروع بکند، قبلاً ماها بر اساس اون برنامه ناخالصی که داشتهایم، آزاد بوده و قلب ما آزاد بوده.
به روی قلب کار نکردهایم.
چون قلب آزاد بوده، ما آزاد گذاشتیم و دلل و عوامل مختلف هم در این تلاش بودهاند که قلب را متوجه اغیار بکنند.
بعداً در طول مدتی که انسان عمر داشته از اون اول بچگی تا اون روز و اون لحظهای که انسان شروع به سلوک میکنه، تا اون لحظه قلب آزاد بوده و همه دلل و عوامل از جوانب مختلف سعی میکردهاند قلب را متوجه اغیار بکنند و پس انس با اغیار پیدا کردهایم.
حتی انس خیلی ریشهدار.
این انس که خیلی ریشهدار با اغیار است که موجب میشود کسی که مراقبه را شروع کرد و تصمیم بر دوام ذکر گرفت، نمیتواند ذکر دائم داشته باشد.
هی لحظه به لحظه قلب میپره به اینجا و اونجا.
میرود به سراغ اغیار، داخل غفلت میشود چون انس با اغیار دارد.
طبیعتاً انس شدید با غیر خدا که موجب خواهد بود که انسان، سالکی که شروع به مراقبه کرد در دوام ذکر به این اشکال برخورد بکند که نتواند sempre خودش را همیشه در حال ذکر داشته باشد، یاد او باشد و این هوس جذبش نکند و جلبش نکند و به غفلت نیاندازد.
نمیدانم این مطلب را که بعضی از علما سلوک گفتند من گفتم اینجا یا نگفتم.
در صحبتهای خصوصی بعضی از دوستان گفتم من.
که علما و سلوک اینجا برای تشریح ذکر مثلی زدند، مثالی گفتند.
گفتند که در ابتدای سلوک که انسان هنوز انس با حق ندارد، به مقام انس نرسیده، به منزل انس وارد نشده، منزل انس منزلی که بعدها انسان به اون مرحله وارد میشود.
در ابتدای سلوک کسی که شروع به مراقبه کرد چون هنوز معنوی به لاحق انس ندارد، از طرفی در طول عمرش انس با غیر حق داشته، بعداً مشکل میشود براش دوام ذکر.
هی به غفلت میافته.
هی تصمیم میگیرد که دائماً به ذکر باشد اما به غفلت میافتد.
اینجا گفتند که برای تعریف ذکر مثلی آوردند.
گفتند دل انسان و قلب انسان مانند پرنده که با صاحب آشیانه ای انس داشته باشد لانه و آشیانه ای.
او وقت این پرنده را اگر چه سالها به جایی انس داشته به آشیانه ای انس داشته، اگر بدون اینکه بیاورند یک آشنا، آشیانه جدید و لانه جدیدی وارد بکنند، به حساب همون انسی که در آشیانه قبلی داشته، همین که انسان غفلت کرد پرنده رفته به اون آشیانه قبلی.
مگر اینکه آنچنان مراقبت شدید باشد به پرنده که از این آشیانه جدید کنار نره و بعد از اینکه اون روابط های شدید طولانی شد، آنوقت بعد از مدتها انس با آشیانه جدید پیدا کرد، مسئله آهسته آهسته درست میشه.
این مثل و مثال خوب مثال است.
خوب مثل است برای تربیت ذهن در این موضوع.
شما خودتان اگر تجربه کنید در مقام عمل تجربه بکنید خواهید دید که این مسئله به همین شکل است.
مثلا انسان واقعاً تصمیم میگیرد که دوام ذکر داشته باشد، غفلت نکند، لحظهای نباید غفلت کرد.
اما هی تصمیم میگیرد بعد یک دفعه به خودش میآید که رفته، رفته به عالم اهیا.
غفلت از خدا کرده.
منظور غفلت قلبی است.
بنابراین یکی از موضوعاتی که باید خیلی بهش اهمیت داد اجتناب از غفلت و دوام ذکر است.
در دوام ذکر باید تلاش بکند انسان دائم الذکر باشد.
این مسئله را به این صورت عنوان میکنند که یکی از مسائل اساسی و اصولی برای صالح در مراقبه این است که باید همیشه در حال ذکر باشد.
همیشه در حال ذکر باشد به چه معنا؟
آیا همیشه در حال ذکر باشد یعنی زبان در حال ذکر باشد؟
خب قبلی با بحثهایی که گفتیم و الحمدلله روشن شده هیچ، هرگز زبان مطرح نیست.
در چه زبان هم بیدخالت نیست.
اما اونچه که اساس است در اینجا و اونچه که باید باشد و به دوام اون ذکر باید جدیت و تلاش داشت، اون ذکر قلبی است.
یاد قلبی است و ذکر خفی است.
ذکر خفی میگن به اصطلاح.
قلب باید همیشه به یاد حق باشد.
حالا زبان هم با هر یکی بود چه بهتر.
اما مسئله اونچه که مهم است و اونچه که باید روش کار کرد دوام ذکر قلبی است.
صالح باید مراقب قلب خودش باشد که قلب به صورت ظاهر به هر کاری مشغول است، قلب از حق غفلت نکند.
اگر حرف میزند، اگر درس میگوید، اگر درس گوش میکند، اگر چیزی مینویسد، اگر کار دیگری انجام میدهد، در هر کاری که صورتاً مشغول است در عین اون کار را انجام میدهد قلبش با حق باشد.
غفلت از حق نکند.
این یکی از مسائل اساسی است.
اینجا من اینو مطرح کنم بهتره.
ممکنه بنظر بیاد که چطوری میشود انسان هم کار انجام بدهد و هم دائم الذکر باشد قلباً یا دائم الذکر باشد.
این هیچ به اصطلاح اشکالی درش نیست.
در مقام عمل وقتی تجربه کردی خواهی دید که این امکان دارد.
انسان قلباً به یاد حق باشد، قلباً در طلب حق باشد و در حال ذکر حق باشد.
به ظاهر هم کارهای خودش را ظاهراً تشریفاً انجام بدهد.
وجود انسان اسرارآمیز است و این مسئله خیلی آسان است برای انسان هم کاملاً به یاد حق باشد و هم حتی مشکلترین کار و حتی مسائل تکوینی را، کارای تکوینی را هم انجام بدهد.
چون اونچه زیاد مزاحمت دارد حل تکوینی است با مثلش میگویند یعنی سازد ولی میسازد.
اگر انسان انجام داد میبیند که چه طور میسازد.
دیگه پیش از این من در اینجا معطل نمیشم.
همینقدر اگر انجام دادید خواهید دید که این امکان دارد.
پس بنابراین اونچه که مهم است دوام ذکر خفی است، نه ذکر جلی و زبان.
زبانم اگر برن با قلب بود که بهتر.
اما اگر نه اونچه اساس است ذکر قلبی دوام نیست و اونچه که لطمه میآورد صالح را، نمیگذارد در صلوحش پیشرفت کند غفلت قلبی است، غفلت قلبی است.
در اینجا من به آیاتی اشاره میکنم بعد میریم به مراحل ذکر.
اینجا به آیاتی که من تلاوت میکنم تأمل میکنیم که آیات به دوام ذکر دستور میدهد از آیات قرآن.
روشن است در دوام ذکری که در این آیات مطرح است ذکر قلبی است.
البته من میخواستم یک سری روایاتی را دیده بودم اینجا بخوانم که ائمه معصومین سلام الله علیهم أجمعین دستور به دوام ذکر میدهند با شرح میفرمایند منظور ما این نیست که به زبان بگویید لا اله الا الله یا سبحان الله یا الحمدلله.
منظور این است که همیشه در بند یاد حق باشید و در همه حرکات و سکناتتون رضای حق را مراعات کنید.
همیشه در محضر حق در حال حضور باشید.
این آیات را الآن تأمل میکنیم.
البته چند آیه من میخوانم و در مجموع همان روشی را که از قبل از این آیات برداشتیم.
در آیه 36 احزاب یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكراً كثيرا.
خوب زیاد خدا را یاد کنید.
یعنی ذکر اختیار توزیع بیشتر ندارد.
اذكروا الله ذكراً كثيرا.
36 احزاب بود.
در 191 آل عمران در خصوص بندگان خدا اینجور فرماید: الذین یذكرون الله قياماً و قعوداً وعلی جنوبهم ویتفكرون فی خلق السماوات والارض ربنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك فقنا عذاب النار.
بندگان خدا آنهایی هستند که همیشه به یاد خدا هستند.
همیشه که در حال قیام باشند، در حال قعود باشند، که خوابیده باشند.
این حالات مختلف را که در این آیه بیان میفرماید به خوبی روشنگر یک دعاء است.
ایستادهاند، نشستهاند، خوابیدهاند.
این سه مرحله را در آیه با صراحت بیان میکند.
اینها به یاد خدا هستند.
یعنی همون دوام ذکر.
یعنی انسان غذا میخورد، راه میرود، کار میکند، چیزی میگوید، چیزی مینویسد، با کسانی نشسته است، به هر، در هر حالی هست باید به یاد خدا باشد.
این همون دوام ذکر.
47 سوره نور رجا من باتج یذنی تجارتکم ولا بیعن ان ذکر الله.
بندگان خدا مردانی هستند که حالا مشغول تجارت باشند، خرید و فروش باشند، به هر کار دیگری.
اینها از خدا غفلت نمیکنند.
رجا من باتج یذنی تجارتکم ولا بیعن ان ذکر الله.
ظاهراً کاری انجام میدهند اما به یاد خدا هستند.
این نکته هم دلالت میکند که انسان میتواند هم کار انجام بده و هم به یاد خدا باشد.
خب این چند آیه که خوندم کافی است.
البته آیات دیگری غیر از این هم هست.
فقط به عنوان نمونه خوندم که شما در همین چند آیه اگر تأمل بفرمایید این مسئله را خواهید دید که قرآن دستور به دوام ذکر میدهد.
همیشه هدف ما در این بحثها این بوده، قبلاً هم صراحتاً عرض کردم بر اساس اینکه بعضیها میگویند سور که فارسی را آن چنان که علمای سور میگویند از نفوذ اسلامی نمیشود استفاده کرد، بعضیها خواستند اینها را نسبت دهند به اختلافات سوخته و امثال اینها.
همیشه ما باید در بحث و گفتوگوی خود مراقب باشیم.
در بحثهای خودمون همیشه که مسلمان هستیم و موحد، اصالت را به آیات و روایات بدهیم و اون چیزی که میخواهیم اول از اینها برداشت بکنیم.
بعد اگر خواستیم از گفتههای مفا و بزرگان هم چیزی بگیم، بگیم.
این یادتان باشد همیشه شما باید بتوانید برای اینکه وقتی خواستید کسی را هدایت و ارشاد بکنید بر اساس اینکه اصالت از اسلام است و اینها از خود نفوذ اسلامی استفاده میشود، شما دلایلش را به خوبی بیاد داشته باشید.
از این چند آیه که خوندم کاملاً استفاده میشود که خدای متعال دستور به دوام ذکر میدهد که انسان باید قابل غفلت نباشد.
به هر کاری مشغول است، در هر حالی دوام ذکر، طبیعی هم هست، روشن هم هست که هر کسی با عقل خودش کمی بسنجد میفهمد که این دوام ذکری که خدا اینجا دستور میفرماید دوام ذکر خفی است و ذکر ظاهری اگر باش بود خوب، اگر هم نبود چندان ضرری ندارد.
그러나 در بعضی موارد ممکن نیست انسان ذکر زبانی داشته باشد و در این حال کار هم داشته باشد.
کار بکند و در حالی چی باشد؟
در حال ذکر باشد.
در خیلی از موارد این امکان ندارد.
خب حالا این دوام ذکر بود.
برای اینکه به اصطلاح این مسئله کاملاً روشن بشود که صادق بنده خدا موحد کسی که تزکیه میکند در دوام ذکر باید سعی کند هر چیزی که میخواهد قلبش را از خدا غافل کند، از آنها باید اجتناب بکند و پرهیز بکند.
اینها را هم از قرآن استفاده بکنیم.
به چند آیه من اشاره میکنم چون معنی دوام ذکر این است.
شما قلباً به یاد حق هستی.
هر چیزی که میخواهد شما را جذب کند، قلب شما را ببرد و به غفلت وادار بکند، باید از آنها پرهیز بکنی.
این آلم میشود از آیات قرآن این مسئله را استفاده کرد که چنین خطراتی برای بندگان خدا هست که این و اون بخواهند قلبشان را به غفلت بیاندازند ولی باید به غفلت نیفتند.
و این از آیات قرآن کاملاً استفاده میشود.
چه تا جزئی و بهانههای جزئی موجود میشه انسان از خدا غفلت کند.
برای کسی که در ابتدای شروع است خب به این آیه دقت میکنیم.
آیه نه سوره منافقون.
«یا ایها الذین آمنوا لا تُلْهِکُمْ أموالکم و لا أولادکم عن ذِکرِ الله».
و من یفعل ذلک فأولئک هم الخاسرون.
یکی از اون مثالهایی که ما مبتلا هستیم در اینجا از اون عمومات مسائل که ما مبتلا میشیم و موضوعات که ما به غفلت میافتی.
اینجا مطرح فرموده میفرماید مؤمنین «یا ایها الذین آمنوا لا تُلْهِکُمْ أموالکم و لا أولادکم عن ذِکرِ الله» شما را اموال و اولادتون از یاد خدا باز ندارد.
از یاد خدا باز ندارد.
مسئله در رابطه با مال، مسئلهای در رابطه با اولاد و مسائل مختلف دیگه که هر لحظه به شکلی میآد انسان قلبش رفت.
میفرماید اینطور نباشید.
ولی مراقب باشید که در مراقبه صحبت میکنه.
مراقب باشید که هرچی پیش میاد یه ذره کنار.
حالا من دارم که به شما اون راهش هم یه خورده عملاً اونجور که اهل سلوک میتونن عرض کنن، این نکته هم به این مسئله هم اشاره بکنم.
مشغولیت به یاد خدا هستید.
مسئلهای پیش میاد در رابطه با فرزندان، در رابطه با خانواده، در رابطه با مال، در رابطه با خانه هرچی.
میخواد که شما را ببره.
یه مسئله ناراحت کنندهای، یه مسئله که نامطلوبی پیش آمد میخواد ناراحتتون بکنه و دور به عالم فجرو امثال ناپدید دیگه از اونجا فوراً حالا حواله بدید به بعد برای ابتدا حال چیزی که در اختیار هستین راهش اینه.
حواله بدید به بعد بعداً به سراغش نرید.
فهمیدین؟
هیچ وقتم به سراغش نرید.
حالا باشه برای بعد این خودسازی است و خوب انسان میکنه این مسئله.
حواله بدید هی لحظه به لحظه.
حالا بعد خودتون میتونین و بعد هم هیچ وقت هیچ نکنید.
چیزی که شما را ثابت باشد.
رفتنی که رفتن از پشت کردن با بیننده خدا باشد.
خود این آیه میدونید که کاملاً به این نکته اشاره میکنه.
این آیه 29 سوره انش God دقت میکنیم که رسول اکرم صلوات الله علیه یا به هر مؤمنی دستوری فرماید.
«فأَعْرِضْ عَن مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنَا وَلَمْ یُرِدْ إِلَّا الْحَیَاةَ الدُّنْیَا» از اونهایی که از یاد ما در غفلتاند منظورشون حیات دنیا از اونها اعراض کن.
البته اینجا اولاً یه دستور جنبی هم یا اصلی هست که حالا در بحث ما نیست فعلاً.
هرچه سوالش باید از صاحبان دنیا از اونها کسانی که مؤمناند اما در غفلتاند از اونها باید حرف موضوع این باشد.
این هم از این آیه استفاده میشه ولی بحث ما در اینجا نیست فعلاً.
از مضمون این آیه что رسول الله فرمود میفرماید که از اون کسی که «تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنَا» از یاد ما در غفلت است «وَلَمْ یُرِدْ إِلَّا الْحَیَاةَ الدُّنْیَا» مخصوص حالیش شده در حیات دنیا از اونها دور باشید، اعراض کنید.
هیچ شما این مسئله را ساده نبینید که وقتی شروع کردید که مراقب خودتون و قلبتون هستید که یاد خدا به فلان هستید، یه بچه از این طرف یه حرفی گفت بعد شما قلب کاسته رفت، هیچ نکنید این مسئله سادهست.
اینجا شیطان آمد به سراغ انسان.
نه مسئله ساده نیست.
فهمیدین؟
هرچی که میخواد قلب انسان را ببرد در پشتش شیطان هست و اون مسئله ساده نه ما ببینیم ساده نیست.
این آیه رو دقت میکنید که رسول الله دستور میدهد بیست و هشت که هست «وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ یَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ» این آیات هم شما چون ما خیلی از این که از من که اینم از شما بیشتره و بالاخره تجربه هم از شما فکر میکنم بیشتر باشد و قاعدتا حالا اونها خیلیشون از ما بیشتر، بیشتر تجربه دارند.
ولی در زندگیتون روبرو خواهید شد با بعضی از افراد یا روبرو هستید الانم باز اینجا یادتون باشه میگه که بندگان خدا را اینجا چه حرمتی براشون قائله.
اونا که با این مسئله سلوک و اینجور چیزها را هم به باد هوس جدید میگیرند را یادتون باشه.
اینجا اون هم استفاده میشود.
به رسول الله دستوری میدهد که «وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ یَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ» تو تحملت زیاد باشد با اونها باش با چه کسان؟
با اونهایی که پروردگارشون را میخوان صبح و شام همه وقت.
«یُرِیدُونَ وَجْهَهُ» فقط وجه الله را میخواند.
یعنی در عالم عشق و صلوه و لقاء عشق و صلوه و لقاء حق هستند با اونها باش.
«وَلَا تَعْدُ عَیْنَاكَ عَنْهُمْ» از اونها چشم بر ندار.
رسول الله دستور میده از اونها چشم بر ندار.
چشم نپوش از اونها.
«تُرِیدُ اینَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا» از اونها چشمپوشی نکن.
چه بخواهی این حیات دنیا را بخواهی.
یعنی کسی که از این دو آدمها فرار میکند چرا فرار میکند؟
چی رو میخواد؟
چه دنیا میخوام.
فهمیدین؟
یعنی باز حیات دنیا انسان را از رو کردن به سوی خدا بالاخره به غفلت میاندازد.
اینم دو تا آیه بود که تا آخر نخوندم قسمت اولش.
ولی از این آیات استفاده میشود که انسان لحظه به لحظه از بهای متاع دنیا، انسان صالح که باید دوام درست داشته باشد از بهای دنیا و متاع دنیا، زن و فرزند و بچه و هرچی که به دنیا مربوط است در خطر تهدید است و اینا، و اینا تهدید میکند که انسان را قلبشون مشغول بکنه.
همین که مشغول کرد انسان دیگه اون وقت از پشت به خدا کرده باطلند و خدا هم دیگه انسان را یاد نمیکند