بسم الله الرحمن الرحیم چندین جلسه است که در خصوص مسئله هوا صحبت میکردیم.
هوا که یکی از مسائل اساسیست که باید اجتناب بشود.
جلساتی صحبت کردیم در هوا و بحث در جلسات بعدی در جلوات و بروزات و ظهورات مختلف هوای نفس بود که هوا در جلوههای مختلف، اون هوایی که مهلک انسان است در درجات مختلف جلوههای مختلفی دارد یا در صورتهای مختلفی جلوه میکند که البته این صورتها بعضیها خیلی از نظر اهلاک و از نظر به هلاکت انداختن انسان در حرکت به سوی ذات مقدس حق بعضیها خیلی شدید است بعضیها نسبت به بعضیها در مرتبه پایینتری است.
الا اینکه همه مدار صورتهای هوا و جلوات هوا هر کدام به اندازه خود مهلک است.
در جلوات هوا صحبت میکردیم.
حالا باز به چندین صورت از این جلوهها که یا صورتها که هوا دارد در این بحث اشاره میکنیم که منتها به صورت یک اشاره کلی است.
همیشه توجه داشته باشید که اون جزئیات را شرح کردن اصلاً متأثر است یا مشکل است یا محال است چون انسان در مقام عمل متوجه میشود.
فقط این کلیات را شمردن برای این است که انسان در مقام عبودیت و سلوک به این کلیات که متوجه شد قدم به قدم به حساب یک فرد مراقبیست به جزئیاتش قطعا خودش دقت خواهد کرد.
یکی از صورتهای هوا و جلوات هوا مسئله خیانت است.
خیانت.
یعنی هوا گاهی در شکل خیانت و در جلوه خیانت به انواع مختلف در وجود انسان جلوه میکند.
به یک بیان دیگر میتوانیم اینجور تعبیر بیاوریم که هوا وقتی در وجود انسان بود، انسان خیانت هم میکند.
خیانت از آثار هواست یا از بروزات هواست یا از ظهورات هواست.
هوای نفس است که انسان را وادار بر خیانت میکند.
سالک الی الله باید در مرحله سلوک و مراقبت که مراقب خودش است و مراقب این است که هوای نفس با توجه بر اون مکر و حیله خیلی باریک نفس که هست متوجه باشد که هوای نفس در جلوههای مختلف و در صورتهای مختلف در وجودش جلوه میکند.
ممکن است انسان در بعضی از جلوهها به سراغ هوا برود و با هوای نفسش مخالفت بکند به خیال خود.
اما هوا در شکلهای دیگر بروز بکند.
این خطری است.
سالک باید مراقب همه شکلها و صورتهای هوا باشد.
یکی از شکلهاش همان خیانت است.
یعنی در این صورت در وجود انسان بروز میکند، ظهور میکند.
مخصوصاً عرض کردم به این نکته دقت بکنید که انسان ممکن است به بعضی از صورتهای خیلی روشن هوا در وجود خودش توجه داشته باشد و در مقام سلوک و سیر با آنها مقابله بکند، مبارزه بکند اما غفلت از این داشته باشد که هوا خیلی باریک است و مکر نفس خیلی باریکتر.
در این بُعد با هوا جلوه میکند ولی هوا از طرف دیگر در شکل دیگر بدون اینکه خودش توجه داشته باشد از، به سراغش میآید و به هلاکت میاندازد.
به این نکته باید توجه داشته باشیم و روی همین حساب میبینید که هوا به صورت خیانت در وجود انسان جلوه میکند.
همین انسانی که در خیلی از جاها با هواهای روشن مبارزه میکند اما توجه ندارد که خیانت میکند.
خیانت هم بزرگ و کوچک دارد.
خیانت به معنی وسیع.
البته خیانت را گفتم دیگه جزئیاتشو تشریح بکنیم خیلی طولانی میشود یا اصلاً محال است تشریحش.
خیانت در خصوص افراد، خیانت در خصوص انسانها، خیانت در خصوص اموال انسانها، خیانت در خصوص عرض انسانها، خیانت در خصوص جاه و حرمت و شخصیت انسانها، بندگان خدا، خیانت در خصوص حیثیتشون و خیانت در ابعاد مختلف افراد، خیانت در خصوص احکام خدا، خیانت در خصوص دین خدا، خیانت در خصوص مقدسات وجود و عالم زیاد است.
همینقدر خیانت به معنی کلی که در موارد مختلف هست و میشود به صورت خیلی روشن یا غیر روشن از جلوات هواست.
یک دفعه میبینید که سالک الی الله سلوک دارد اما در خصوص اموال مردم خودش توجه ندارد، خیانت میکند.
مثلاً قضاوتی پیش میآید.
قضاوت منظورم قضاوت محکمهای نیست.
همون قضاوت که بین خودمون در صحبتها قضاوت میکنیم.
صحبتی میشود در خصوص، در رابطه با مال کسی قضاوتی میکند که قضاوت او تأثیری دارد، نقشی دارد یعنی حرفی میزند اما بدون توجه هوا اینجا دخالت میکند.
خودش نمیداند چه قضاوتی میکند و به مال کسی در با این قضاوتش خیانت میکند، به اموال کسی یا به عرض کسی.
باز ببینید که صحبتها شده و در میان صحبت انسان حرفی میزند که خیانت به عرض کسی میکند خیانت به جای و حیثیت کسی میکند، مخصوصاً در جای و حیثیت که برای همه ماها این مورد ابتلا است.
صحبت فردی میشد.
هر کسی برای خودش جایی دارد.
جای منظورم یعنی حیثیتی دارد، شرافت دارد که همه هم باید محفوظ باشد.
حیثیت همه افراد باید محفوظ باشد.
انسان میبینید که بدون اینکه خودش توجه داشته باشد اینجا حرفی میزند، حرفهایی میزند، قضاوتهایی میکند، اشاراتی میکند که خیانت میکند به حیثیت کسی.
ریزه کاریهای خیانت را اگر حساب بکنیم گفتم با صحبت تمام نمیشود اما خیلی خطرناک است و از جلوات هوا در روز-- از جلوات هوا در وجود انسان است.
این هوای نفس است.
انسان وادار میشود که در صحبتها طوری صحبت کند، در حرکاتش طوری حرکت کند، در اشاراتش طوری اشاراتها داشته باشد که به عرض و حیثیت و مال و امثال اینها در خصوص افراد خیانت کند.
البته به طور که گفتم تکرار میکنم خیانت کوچک و بزرگ دارد، رقیق و دقیق دارد و خیلی گنده و روشن دارد.
بعضی از مصادق خیانت خیلی مهم است، خیلی روشن است.
بعضیهاش خیلی ریز و دقیق است.
برای ماها که خیلی خطرناک است آن صورتهای ریز و دقیقش است.
و الا ماها به آن خیانتهای بزرگ حالا این آیات خداست فعلاً دست نمیزنیم یا شاید هم میزنیم متوجه نیستیم.
اما هرچه هست خیانت دایره وسیعی دارد.
یکی از جلوات هواست.
البته این هم توجه داشته باشید که بعضی از کارها هم از همین شعبههای خیانت است مانند کم فروشی، تدلیس، تلبیس در اموال، در اجناس امثال اینها.
اینها همش از شعبههای خیانت است.
اخبار و بیانات که از حضرات معصومین سلام الله علیهم اجمعین در باب خیانت وارد شده یکی دو تا نیست خیلی زیاد است.
لذا من فقط همینقدر به این صورت به شما عرض میکنم که اخبار یعنی روایات، بیانات در ضمن خیانت زیاد است.
سالک باید از خیانت اجتناب بکند.
مخصوصاً اونی که من باز تأکید میکنم به شماها از به اصطلاح از این مسئله خیلی دقت در خصوص این مسئله خیلی دقت بکنید.
بپرهیزید که با حرکات و اطوار تون به خیانتهای جزئی به نظر خودمون که همش مهلک است گرفتار نشوید.
مخصوصاً در مقام صحبت، در مقام قضاوت، نظر دادن و امثال اینها و اشاراتها، گوشه، با گوشه صحبت کردنها و امثال اینها.
نوعاً میبینید ما اگر مراقبت کنید ما همین ما که الان اینجا نشستیم، اگر از این لحظه به بعد مراقبت کنید میبینید که انسان به خیانتهای مبتلا است.
باید خیلی دقیق بود که امین باشد انسان.
یعنی خیلی دقت روی امانت باید انسان بکند.
در خصوص همه انسانها، انسان باید سعی بکند سالک امین باشد امانت را حقش را ادا بکند.
این مقابل خیانت است.
یعنی این فضیلت است.
این یک خصلت است برای یک سالک.
در خصوص اموال بندگان خدا، عرض اونها، حیثیت اونها و از طرف دیگر خصوص احکام دین، دین، دستورات اسلام، مقدسات.
در همه اینها انسان باید، سالک باید مراقب خودش باشد که امین باشد حق ة-- اصطلاح امانت را ادا بکند.
یکی از خصلتهای همه سالکین است.
حق امانت را ولو درباره فاجر و فاسق و کافر باید انسان ادا بکند.
سالک باید اینطور باشد.
یه وقتی اگر حرفی میزند میبیند که به ضرر خودش است ولی امانت این را ایجاب میکند که این حرف را در این زمینه به همین نحو بگوید، حقیقت را بگوید به صورت حقیقت قضاوت کند.
مسئله ماله ای پیش آمده، مسئله عرضی پیش آمده یا مسئله دیگری واقعاً امین باشد، کاملاً مراقب حرکات و سکنات و گفتار خودش باشد که از خیانت دور باشد و حق امانت را که مقابل خیانت است در همه ابعاد باید مراعات بکند، حق امانت را.
در مقام عمل خودتان وقتی متوجه کلی مسئله بودید، متوجه جزئیات هم خواهید شد.
بنابراین یکی از جلوات هوا خیانت بود که در ابعاد مختلف باید ازش اجتناب کرد و نقطه مقابل ضد خیانت که امانت است باید با او انسان متصف باشد و حق امانت را انسان باید سالک الی الله ادا بکند.
در ضمن خیانت گفتم اخبار زیاد است در مدح امانت که خصلت سالکین است هم اخبار و بیانات زیاد است.
من برای اینکه شماها انشاالله به امانت بیشتر مشتاق باشید و در کسب این فضیلت قدم بردارید، اصلاً فضیلتی است ها باید کسب کنید کما اینکه از اون یکی باید اجتناب کنید.
یعنی در مرا-- مراقبه باید مراقب این دو مسئله باشید.
از اون اجتناب و از این هم برخورداری.
از خیانت اجتناب، از امانت برخورداری.
برای اینکه مشتاقتر بشیم و، و در کسب این فضیلت ما قدمی برداریم، یکی دو بیان از بیانات حضرات معصومین سلام الله علیهم اجمعین در خصوص امانت، امین بودن ولو در برابر یک فاجر و کافر و فاسق بیاناتی که هست به یکی دو تاش اشاره میکنم.
این روایت را که میخوانم از جامع السعادات مرحوم نراقی نقل میکنم از صفحه صد و هفتاد و شش، هشت صد و هفتاد و هشت جلد دوم.
قال الصادق علیه السلام، امام صادق فرمود که إن الله عز وجل لم یبعث نبیاً إلا بصدق الحديث و أداء الأمانة إلى البر و الفاجر امام صادق میفرماید خدای عزّ و جل پیامبری را مبعوث نکرده است مگر اینکه این دو خصلت را داشته، راستگو بوده یک.
ثانیاً اداء الامانة امانت را حقش را درباره همه چیز ادا کرده، ادا کردهاند.
یعنی کسی به نبوت نمیرسد مگر اینکه خیلی از فضیلتها را داشته باشد از جمله این دو فضیلت را هم قبلاً باید داشته باشد.
یکی اینکه صدق حدیث یعنی دروغ ازش اجتناب بکنه، یکی اینکه امانت را ادا بکنه.
شنیدید که از نامهای معروف رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قبل از بعثتش همان محمد صلی الله علیه و آله و سلم امین بود در بین-- در اونجاها معروف بود امین میگفتن، امانت.
بعد امام میفرماید الی البر والفاجر.
میگه امانت باید پیاده بشه، باید حقش ادا بشه.
انسان باید امین باشد.
چه طرف بر باشد، اون طرف مقابل آدم خوب باشد، چه فاجر باشد.
فاجر هم باشد باید امانت را درباره او پیاده کرد.
باید امین بود.
این درست نیست ما در برابر کسی که فاجر است یا کافر است یا بد است به از امانت بگذریم بگیم بد، نخیر.
امین باید در برابر همه امین باشد.
دیدن البر والفاجر.
همین امام صادق سلام الله علیه دوباره یه بیان دیگری دارد که این بیانش اهمیت امین بودن را برای بندگان خدا و سالکین الله بیشتر روشن میسازد.
این بیان هم در همون صفحه همون کتاب است.
وقال علیه السلام فرمود امام صادق لا تغتروا بصلاتهم وصوم ولا بصيامهم.
خیلی از اینها را که میبینید نماز میخوانند و روزه میگیرند به اینها فریب نخورید.
بیان امام صادق است.
لا تغتروا فریب نخورید بصلاتهم ولا بصيامهم به نماز بعضی از اینها که میبینید و نه به روزهشون.
فإن الرجل ربما لهج بالصلاة والصوم حتی لو ترکه استوحش.
برای اینکه امام میفرماید برای اینکه خیلی چه بسا یه کسی عادت کرده به نماز و صوم روزه که اگه ترک بکند یه مقدار به وحشت میفته.
اینو عادت کرده.
با صلاة و صوم نمیشود فهمید که این آدم، آدم خوب است، بنده خداست.
بلکه به چی؟
و لکن اختبروهم بصدق الحديث و اداء الامانة.
میخواید بفهمید حقیقتی دارد این شخص یا نه؟
آزمایش بکنید در درست گفتن، راست گفتن و در امین بودن، در امین بودن.
سالک الی الله همیشه در محضر حق است.
فضیلت عجیبی است امانت.
امام میفرماید که ببینید در محضر حق امانت را پیاده میکند یا نه؟
با اون امتحانش بکنید.
به نماز و روزهش نگاه نکنید.
و باز یه بیان دیگری که به این بیان هم اکتفا میکنیم، این بیان را عرض کنم بریم به سراغ یک جلوه دیگر از جلوات هوا.
این بیان هم باز از امام صادق سلام الله علیه هست.
منتها در جلد دوم جام السعادات صفحه صد و هفتاد و نه هستیم.
صد و هفتاد و نه.
نرابی.
امام صادق میفرماید که ثلاث لا عذر فیه لأحد.
سه چیز است که هیچکس در اون سه چیز دیگه عذری ندارد.
اداء الامانة الی البر والفاجر.
امین بودن در برابر خوب و بد.
باید انسان امین باشد.
ادا امانت در برابر بر، خوب و فاجر، یک.
همه باید اینجور باشن.
عذری ندارد کسی در اینها.
والعهد الی البر والفاجر.
پیمان و قولی که انسان داده به پیمان و قولش عمل بکند به عهدش.
حالا به آدم خوب قول داده یا آدم فاجر.
این هم یه چیزی است.
این هم نظرتون باشد که بعضی از سالکین تعبیرشون این است که به پیمان عمل نکردن کفر است نزد سالکین.
کفر.
یعنی اینجور تعبیر کردن تا از بس بد است.
حالا اینها را انشاالله یه وقت موفق بودید میدانید.
گاهی بعضی از بچهها من میگم، میگم شما مثل اینکه از سلوک اینا فقط چند تا ذکر گرفتید.
سلوک اونقدر ابعاد دارد که یه وقت انسان تخلف روی قولش میکند، این چقدر از خدا دور میشود.
و اگه وقتی انسان به جایی رسید میفهمد چقدر شو به این مسئله را میخورد.
قولی بدهد و بعد عمل نکنه.
قول حتمی بدهد، طرف را منتظر بگذارد.
پیمان با کسی ببندد و پیمانش عمل نکند.
عهد دیگه عهد.
البته در حد عهد باشد.
و بر الوالدین برین کانوا فاجرین.
مسئله سوم میفرماید به پدر و مادر خوبی کردن، احسان کردن، نیکو رفتار کردن.
حالا پدر مادر خوب باشند یا بد باشند.
آدمای خوب باشند یا فاجرین باشند.
هر دو بد باشند.
و یه سالک الی الله باید با پدر و مادرش خوش رفتار و نیکو رفتار باشد چه خوب باشند، چه بد.
نادیده گرفتن پدر و مادر برای سالک الی الله جرم است.
برای یک مؤمن یعنی جرم است.
برای یک بنده خدا جرم است.
هیچ حسابی برای پدر و مادرش باز نکند این جرم است.
ولو پدر و مادر بد باشند.
صحبت ما البته شاهد ما هم مسئله امانت بود.
بنابراین یکی از مسائل است.
سالک باید از خیانت خیلی بپرهیزد.
ببینید من ریزه کاریهاشو نمیخوام اشاره بکنم ولی در مقام عمل گفتم میدانید خودتون.
با این همه من یک مثال برای شما عرض میکنم.
مثلاً میبینید که یه وقتی یه صحبتی با-- از شما مشورتی میخواهند درباره یه مسئله مالی.
از شما مشورتی میخوان درباره یک مسئله مالی که یه نظری میخوان.
شما میبینید که اگر این نظر را بدهید، مثال میزنم بفهمید امانت چه جوری میشه.
اگر اینجور نظر بدهید که مصلحت این بنده خدا که با شما مشورت کرده درباره یک مسئله مالی در همین است.
اما اینکه این به دنبالش برای خود شما یه مقدار زحمتی دارد، خود شما که از شما نظر خواستند یه زحمتی هم به دنبالش دارد اگر این نظر را بدید، اگر اون یکی نظر را بدید فلان چیزی بخرم یا نخرم مثلاً.
دقت میکنید من مثال میزنم بفهمید این خیانت امانت میگیم چیا.
فکر نکنید مثلاً شما حالا اینطور ممکنه فکر کنید خب ما که دیگه مبتکر نیستیم که خیانت کار باشیم.
اونا که آدم نیستند اصلاً.
صحبت آدمها رو میکنم که ممکنه بخوان آدم بشن به قول معروف.
صحبت در ریزه کاریهاست.
اونی که سالک مبتلا میشود و براش ما میگیم ریزه کاریها مهم است همش اند الله.
مثلاً میبینید که از شما سؤال میکنه مثلاً من میخوام فلان چیزی بخرم، دوست هستید مشورت میکنه، آشنا هستید با شما مشورت میکنه، نظر میخواد از شما.
شما یک دفعه این است که بخواد نظر بدین مصلحتش نظر بدید که در خریدن است.
یه دفعه این است که مصلحت نظر بدید که نه نخرید بهتره.
بینکم و بین الله باید نظر بدید.
فکر میکنید میبینید اگه نظر بدید بله فلان چیز را بخرید این بر، برمیگردد از شما یه قرضی میخواد.
توجه میکنید؟
حالا مثلاً میگم یا مثلاً اون بخره به اصطلاح مثلاً برادر شما هم به دنبال اون جنس بود مثلاً ممکنه به اون نرسه.
امثال اینها یک شاخ و برگش یکی دو تا نیستها.
انسان در هر لحظه در معرض آزمایش حق است توجه کنید.
من فقط اونا رو مثال میگم.
خب مصلحت این هم در خریدن واقعاً سؤال کرد از شما و لو به ضرر شماست.
برمیگردد شما قرضی میخواد.
یا خیر اون جنس را مثلاً برادر شما طالب بود میخواست اون منزل اون بخره.
ولی مصلحت این بنده خدا در خریدنه.
شما در مقام مشورت بگید که نمیدانم.
باز خودتون فکر بکنید.
این نمیدانم حقیقی نیستها.
نمیدانم است که میبینید که نه میدانید مصلحت در اینه.
اینجا خیانت کردهاید.
توجه کنید این خیانت است.
خیانت مالی است.
اینا رو میگیم خیانتها.
فکر نکنید چیزای خیلی گنده مثلاً اون موقع صحبت میکنه به نظر ماها بیاد خب دیگه ما مبتکر نیستیم که ما گران فروش نیستیم و کم فروش نیستیم.
اونها رو حساب نمیکنیم.
اونها هم خیانت است.
همونی که سالک باید-- بعد به اصطلاح حاضر یه مثال گفتم خودتون دقت میکنید.
در هر حرکت انسان از این خیانتها ممکنه بکند باید اونجا امین بود.
یعنی باید حق امانت را ادا کرد.
شما که میبینید مصلحتش در خریدن همون جنس است و لو برمیگردد از شما قرض میخواد.
شما هم یه آدم خجولی هستید باید هم بدید به زحمت هم خواهد افتاد.
باید بگید که بله حق امانت را در اینجا ادا بکنید.
آنچه که تشخیص شماست اون را به او بگویید.
اینو میگن امین بودن.
این مثال بود که گفتم خوب متوجه باشید.
از یکی دیگر از بروزات و جلوات هوا که اینو من دیگه شرح نمیکنم فقط میگذارم مسئله سوم یعنی مسئله بعدی را شرح میکنم.
ولی اشاره میکنم که بالاخره بدانیم از جلوات هواست.
که هوای نفس در وجود انسان جلوه میکند انواع مختلف معاصی است، گناهان.
این دیگه شرحی نمیخواد.
خیلی معروف و روشن است.
همه هم میدانیم.
اما چون من در مقام شمردن جلوات روشن هوای نفس هستم، فلذا باید اقلاً به صورت کلی بشمارم برای شما.
انواع مختلف معصیتها، حرامها کلاً از جلوات مهلک هواست.
این دیگه در اینجا شرحی نمیدم.
از جمله بروزات و جلوات هوای نفس در وجود انسان که باید ازش اجتناب کرد و مهلک است، غوص در باطل است به تعبیر آیات و روایات.
یه تعبیر شرعی است به اصطلاح.
غوص در باطل یعنی فرو رفتن در صحبتهای باطل، رفتن به صحبتهای باطل.
این یکی از مهلکات است، یکی از جلوات هواست.
این چیزی است که انشاالله بعد از این دقت میکنید انشاالله که مبتلا نیستید اما بعد از این باید مراقبت بکنید که میشنوید وظیفتون خب سنگینتر میشود.
غوص در باطل.
غوص در باطل عبارت است از اینکه آیات و روایات زیاد داره.
اینکه انسان در صحبتی که باطل است خودش در اون صحبت فرو بره، صحبت بکنه، بگه، بشنوه، این چنین گفت و گوها را وارد بشه.
صحبتها که گناه است، گناه است.
گناهی در سابق کرده مثلاً خود انسان اون صحبت را الان نقل میکنه اما خودش گناه بوده در وقت خودش.
الان صحبتش را نقل میکند با آب و تاب یا گناه یه کس دیگر را نقل میکند.
چنین کرد و چنان کرد و فلان.
گناه گناهکاران دیگر را میشنود و نقل میکند.
اینا رو غوص در باطل میگن از مهلکات است.
گناه طاغوتها را، اون کارهای اونها را، سلاطین را، طواغیت را، اغیاشها را، خوشگذرانها را، حرکات اونها را چی میکنند و چی کردن با آب و تاب بشینه نقل بکنه.
اینجور گفت و گو باز بکنه.
اینا رو غوص در باطل میگن.
چیزی که گذشته دقت میکنید؟
تعریف غوص باطل.
چیزی که گذشته در جای خود هم گناه بوده، مال خود انسان بوده یا مال کس دیگر بوده، آنها را نشستن دوباره بازگو کردن و صحبت کردن، نقل کردن، تفریح کردن، داستان گویی کردن، این خودش از مهلکات و جلوات هواست.
این هوای نفس است انسان را میکشد به این کارها و خودشم از مهلکات است.
خیلی از مؤمنین را میبینی گرفتار این مسئله هستن.
مثلا گناهکاران چی کردن و اون یکی چی کرد و از اونها نقل میکنند با آبه تاب نقل میکنند یا خودش مثلاً سابقاً چی کرده نقل میکنه.
حالا در وقت خودش گناه که کرده هیچ، این نقلش هم خودش یک گناه هست.
غوز در باطل است.
حرام است اصلاً.
از مهلکات است.
از کروهات است.
این هم یک مسئلهای بود که به، به این اندازه اشاره کردم و دیگه در اینجا آیات و روایات زیاد است.
فقط به یک بیان از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و به یک بیان هم از ابوذر رضوان الله علیه حضرت ابیذر رضوان الله علیه اشاره میکنم که در اینجا توجه داشته باشید.
اونچه برای ماها مبتلا به هست یا خدا نکرد از گناه خودمون یه وقتی گذشته است بگیم یا از گناه بعضی از دوستان و آشنایان بگیم و توجه داشته باشیم فکر بکنیم که خب ما که گناه نکردیم اون گناه کرده ما اینجا نقل میکنیم با آبه تاب.
این خودش غوز در باطل است.
خودش از مهلکات است.
برای ما ممکنه یه وقتی مبتلا به باشد.
آیه گفتم هست، روایت هست، آیات و روایات متعدد هست.
فقط یک روایت از رسول الله خلاصه صلوات الله و یک بیان خلاصه هم حضرت از حضرت ابیذر از جامع السادا جلد دوم صفحه صد و هشتاد و یک این دو را نقل میکنم.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم اعظم الناس خطايا يوم القيامة اكثرهم غوزا في الباطل.
رسول الله فرمود اکثر اعظم الناس از نظر خطايا در روز قیامت اونایی هستند که بیشتر در باطل غوز میکنند.
صحبتهای باطل را به میان میکشند.
مرحوم نراقی در کتابش مثال از این غوز در باطل میزنه.
میگه بعضیا صحبتهای شاهان را، صحبتهای سلاطین را، صحبتهای زنها را نقل، نقل کلام میکنند برای خودشان.
اینها رو غوز این از اون غوز در باطلهای خیلی چیزه.
یعنی کارهای بد اونها را میشینند نقل میکنند.
اعظم الناس خطايا در روز قیامت اكثرهم غوزا فی الباطل.
این بیان رسول الله.
وقال سلمان الفارسی رضی الله عنه سلمان فارسی رضوان الله علیه فرمود اکثر الناس ذنوبا اکثر مردم از نظر گناه يوم القيامة در روز، در روز قیامت اكثرهم كلاما فی معصیت الله اونایی هستند که زیاد از معصیت صحبت میکنند.
یعنی معصیت خود و دیگران را میشینند نقل میکنند.
اینها گناهشون در قیامت از همه بیشتره.
ببینید چقدر اهمیت دارد مسئله و قهر هم برای صالح مهلک مهلک است