ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم.

از جمله مهلکات یعنی از جمله جلوات دیگر هوا که در سلوک الی الله مهلک است و مانع این است که سالک موفق در سلوکش بشود، قطیعه رحم یا قطع رحم است.

سلوک با قطع رحم جور در نمیاد.

قطع رحم مانع سالک است.

از اعظم مهلکات است.

در بین علما اخلاق معروف است.

مهلکات را بر اساس اون نکات که در آیات و روایات وارد شده تقسیم بندی می‌کنند بعضی‌هاش را اینجور می گویند.

می گویند از اعظم چیه؟

از اعظم مهلکات است.

از اون بزرگ‌ترین مهلک‌هاست.

البته اینم در اینکه این جلوه‌ای از هوای نفس است در وجود انسان جلوه می‌کند.

دیگه من در این باب توضیحی نمیدم چون شما یه مقدار به تحلیلی که مکرر گفته‌ایم به تحلیل‌ها، به تحلیل مثال آشنا شده‌اید.

خودتون اگر همین الان یه خرده تعامل بکنید که چرا انسان قطع رحم می‌کند؟

خواهید فهمید که این جلوه خاصی از هوای نفس در وجود انسان است.

از جلوات هواست، از ظهورات هواست.

بعضیا برای این است که انسان مثلاً فرض فرمایید که فامیلش مثلاً فقیر است این غنی است مثلاً.

غنی فقیر مالی عرض می‌کنم.

یا فامیلش فرض می‌خواد بین فامیلش مثلاً یک احترام خاصی بهش قائل بشوند چون یکیش احترامش را مراعات نکرده چی می‌کنه؟

قطع رحم می‌کنه.

می‌خواد بزرگ فامیل بشه همه زیر چترش نمیرن با اونها قطع می‌کنه.

می‌خواد خلاصه خودشو نشون بده قطع می‌کنه.

نه خیر.

خودشو بالاتر از اونها می‌داند چی می‌کنه؟

قطع می‌کنه.

الی آخر.

یا خیر سست است، ضعیف است، تنبل است قطع می‌کنه.

فرقی نمی‌کنه هرچی هست هواست.

هرچی هست هواست به انحاء مختلف.

این از جلوه هوای نفس است.

به هر شکلش باشد.

خب این از مهلکات است.

از اعظم مهلکات هم هست.

اولاً من در اینجا مرحله اول باید به شما معنی بکنم قطع رحم چیه؟

چون معنی قطع رحم را متأسفانه خیلی‌ها طور دیگه فهمیدند.

اولاً قطع رحم خودش معنی خاص دارد.

معنی قطع رحم این است که انسان آنچه که از دستش می‌آید درباره ارحامش انجام بدهد را انجام ندهد.

اینو میگن قطع رحم.

آخه همه می‌بینید چه جور برداشت کردند؟

همه فکر کردن صله رحم عبارت است از رفت و آمد.

قطع رحم عبارت است از چی؟

از قطع رفت و آمد.

نه قطع رحم، قطع رفت و آمد نیست.

اصل قطع رحم اون جوری که از روایات کاملاً با صراحت و از بیانات علما اخلاق استفاده می‌شود، قطع رحم این است که انسان آنچه که از دستش میاد در باب خدمت به ارقام از نظر مالی، از نظر رفع گرفتار مخصوصاً از نظر جنبه‌های مالی آنچه که اون‌ها احتیاج دارند و این می‌تواند برآورده بکند، اون را وقتی انجام نداد مبتلا به چی شده؟

مبتلا به قطع رحم شده و لو رفت و آمد خوشگش را هم داشته باشد.

خیلی از مسلمان‌های پول دوست و عرض کنم اونی که محکم می‌چسبه به اونچه که دارد و عرض کنم که یا اونها که ااا عرض کنم که تنبل هستند و سست هستند در رفع گرفتارهای دیگه.

اینها میان صله رحم را فقط قطع رحم را فقط اینجور معنی می‌کنند که انسان نرفت می‌شود قطع رحم.

قطع رحم می‌روند و به اصطلاح خیلی خوب صاف رفت و آمد می‌کنند.

زبان خیلی پرچرب، پرچرب میگیم یا همون چرب میگیم هرچی هست را دارند اما می‌بینید اون طرف مثلاً فامیلش اون رحمش چه گرفتاری دارد اینم از دستش میاد اما نه اینجا دیگه رسید معطله.

هیچ خبری ازش نیست.

این ق-- این که مرتب رفت و آمد می‌کند این کاری که از دستش میاد اونم احتیاج دارد با این بیانی که گفتم به قطع رحم مبتلاست یا مبتلا نیست؟

مبتلاست.

در عین رفت و آمد به قطع رحم این مبتلاست.

توجه.

اصل قطع رحم به فریاد رحم نرسیدن است والسلام.

این اولین مرحله قطع رحم.

البته اگر این کار را نکرد از این طرف رفت و آمد را هم قطع کرد این دیگه به شدت قطع چیه؟

قطع کامل‌تره.

اقلاً اون کسی که الان گفتیم انتقاد کردیم.

اونی که از دستش چیزی میاد انجام نمیده اقلاً یه سلامی می‌رود و می‌دهد و یا می‌آیند و سلام می‌دهند جوابش رو رد می‌کند طبق بیانات وارد از حضرات معصومین صلوات الله و سلام عليه مجمعین.

این حداقل به اصطلاح صله رحم را چه کرده؟

انجام داده و از قطع رحم چیز کرده تا حدی خیلی شدید به قطع رحم مبتلا نشده.

اما نه اینکه بی‌ابتلا هم نیست به قطع رحم.

چیزی از دستش میاد انجام نمی‌دهد از این نظر قطع رحم کرده و ضرباتش را اگر سالک باشد خواهد خورد و اگر نباشد هم در آخرت بالاخره خواهد خورد.

ولی خب حالا تا این اندازه که رفت و آمد خوش و خاله می‌کند سلام می‌دهد و می‌آید و رفت و آمد می‌کند تا این اندازه یه مقدار از شدتش به اصطلاح کاسته می‌شود از شدت قطع رحم.

این معنی قطع رحم است با این بیانه که گفتم از اعظم مهلکات است.

[سرفه] خب اینجا اول من به شما آیه می‌خوانم.

آیه را که خوندم خودتون متوجه می‌شوید با نکات که در آیه است کلام حق است.

دیگه اگه سالک بودید خدا نکرد به این مسئله گرفتار بودید باید اول برید این مسئله را اصلاح بکنید بعد بیایید ذکرتون را چه بکنید؟

بگویید توجه بکنید ما این حرفمون جسارت به ذکر گفتن نیست‌ها.

امام، ائمه خیلی می‌فرمودن که خدا را همیشه یاد بکنید.

بعد می‌فرمودن دنبالش برگشتن در، در روایات هستن.

گفتن که منظور ما این نیست که همیشه بگید الحمدلله، سبحان الله، الحمدلله، لا اله الا الله، الله اکبر.

اینا هم ذکره اما منظور ما این است که قدم به قدم در محضر حق باش و رضوان او را در نظر بگیر.

ببین چه کاری باید انجام بدی، چی انجام ندی.

این ذکر است اصلش.

یعنی انسان قلباً همیشه بیاد حق و خود را در محضر حق ببیند.

ذکر فقط زبان-- در صرا-- با صراحت در روایات آمده‌ها.

اینکه به شما می‌گوییم همیشه بیاد خدا باشید.

الحمدلله، الله اکبر، لا اله الا الله گفتن نیست.

این است که همیشه خدا در محضر حق ببینید.

ببینید چه کار باید انجام بدید.

بله فرمود البته اینا هم ذکر است اما این‌ها هم ذکر است.

توجه فرمودند.

خب این آیه را از آیه را که می‌خوانم سوره رعد است آیه بیست و پنج.

"والذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه ويخطئون ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولئک لهم اللعنه و لهم سوء الدار" آدم‌های بد شکست‌خورانی هستند قرآن می‌فرماید اونهایی که میثاق خدا را نقض می‌کنند، اون پیمانی که با خدا دارند اون را می‌شکنند.

حالا این نقض میثاق چیه؟

به زر و میثاق مربوط است اصلش البته معنیش را می‌شود توسعه داد.

اصلش به اون میثاق الست مربوط است که مکرر صحبت شده که اگر خدا خواست یک وقتی در اطرافش بحث می‌کنیم که این چی هست؟

البته به بحث طولانی احتیاج دارد.

تحلیلی عالم الست چیست؟

چه پیمانی در اونجا با خدا داریم؟

و این پیمان چگونه عمل می‌شود و چگونه پیمان شکسته می‌شود؟

این یه بحث تحلیلی عمیق به اصطلاح قرآنی، روایی و فلسفی ذوقی می‌خواد که روشن بشه چیه.

عالم الست اونجا هم البته عالم الست را فقط این اندازه بگم که توجه داشته باشید عالم الست را داشته‌ایم و داریم‌ها.

نه اینکه داشته‌ایم فقط.

فقط این اندازه یادتون باشد.

نه این است که ما الست را فقط داشتیم دیگه آمدیم اینجا.

بله داشتیم آمدیم اینجا.

الان هم داریم در اونجا هم هستیم و این یه مسئله اسرارآمیزی است.

به هر صورت عرض کنم که "والذین ینقضون" می‌فرماید که آدم‌های بد اونهایی هستند که میثاق خدا را، پیمان ربوبیت را و عبودیت را که در الست با خدا دارند می‌شکنند "ویخطئون ما امر الله به ان یوصل" و آنچه که خدا فرموده باید وصل بشود اون را قطع می‌کنند.

اما منظور صله‌ چیه؟

صله رحم و قطع رحم "ویخطئون ما امر الله به ان یوصل" بدها اونهایی هستند که قطع می‌کنند اونچه را که خدا گفته وصل بکنید.

یعنی قطع رحم می‌کنند "ویفسدون فی الارض" و خب یه خصلتشون هم این است که فساد راه می‌اندازند.

خب اینجا سه نمونه در این آیه سه خصلت از خصلت آدم‌های بد بیان می‌کنه.

نقض میثاق و فساد در ارض و قطع چی؟

قطع رحم.

یکی از خصلت‌های بد.

بعد می‌فرماید در آخر آیه "اولئک لهم اللعنه و لهم سوء الدار" این‌ها خدا لعنشون می‌کند و عرض کنم که در منزلت پستی در باطن و در آخرت هم در جهنم این‌ها قرار خواهند گرفت.

خب من از شما سؤال می‌کنم آخر آیه در مقام سلوک برای سالک روشن می‌کند که با این وضع نمی‌تونی به سوی ما بیایی یا نه؟

یا روشن نمی‌کند؟

روشن می‌کند "اولئک لهم اللعنه" [سرفه] لعن و طرد خدا.

طرد و لعن سلوک معنی ندارد.

خب [نفس عمیق] حالا به این حدیث دقت می‌کنی؟

به این حدیث.

اصول کافی.

جلد چهار.

باب قطیعة الرحم.

حدیث دوم.

"قال ابو عبدالله علیه السلام" امام صادق فرمود "اتق الحالقه" از حالقه بپرهیزید.

حالقه اونی که از بنیاد وضع انسان را به هم می‌زنه.

اینو میگن حالقه.

دقت کنید‌ها.

باز گفتم در نکات باید دقت کرد در اشارات‌ها.

امام صادق فرمود خیلی بپرهیزید "اتق الحالقه" اونی که از بنیان انسان را، بنیان انسان را چی می‌کنه؟

متزلزل می‌کنه.

یعنی بنیان ارتباطش را با خدا، بنیان به اصطلاح معنویتش را، بنیان تقواش را، بنیان سروش را به هم می‌زند.

اگه در رابطه با سرور ملاحظه کردیم اینجور می‌شه.

از او بپرهیزید "فإنها تمیت الرجال" این حالقه که بنیان‌کن است مردها را به هلاکت می‌اندازد.

"قلت" گفتم "وما الحالقه" این بنیان‌کنی که مردها را می‌کشد، می‌کشد معنوی است‌ها.

چیست؟

به نظر میاد می‌کشد معنوی است.

فرمود "وما" گفتم "وما الحالقه" حالقه چیست؟

"قال قطیعة الرحم" قطع چیه؟

قطع رحم است.

این دیگه این بیان امام را شما در با اون نکاتی که گفتم خودتون در نظر بگیرید.

باز روایت دیگر دقت بکنید.

اصول کافی.

جلد چهار.

باب قطع رحم.

حدیث شش.

"عن ابي عبدالله علیه السلام قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله" رسول الله فرمود "لا تقطع رحمك وإن قطعت كفاً" رحمت را قطع نکن اگر او با تو، اگرچه او با تو قطع می‌کند.

رحمی داشتید او با شما قطع کرد شما اگر می‌خواهید در طریق ایمان و سلوک باشید باید شما هی صله بکنید ولو او چی، او چی بکنه؟

او قطع بکنه.

او اینور اونور می‌شیند بر علیه شما می‌گوید و بر علیه شما کار می‌کند.

شما اگر از دستتون میاد به او خوبی بکنید.

اگر وضع مالیش خوب نیست هی کمک‌هاتون را به او برسانید.

اگر احتیاج دارد بروید بهش کمک بکنید.

همیشه اینور اونور طرف، طرفداری ازش بکنید.

اگر ضرری بهش متوجه شد، بروید نگذارید ضرر بهش متوجه بشه.

این صله رحم هست دیگه.

قطع رحم اگه بخواهید نکنید باید این کارها را بکنید.

او به شما فحش بده، شما در کار خودتون چی؟

باشید یا نباشید؟

شما در کار خودتون باشید.

این میشه اجتناب از قطع رحم.

این که بیان فرمود او قطع کرده به تو اذیت میکنه چی میکنه الی آخر.

تو رسم بکن.

او نمیاد تو برو.

او فحش میده تو از دستت کار خوبی که میاد باید انجام بدی و ببینید که چی میشود.

قطع رح-- سالکی که مبتلا به قطع رحم است از نظر خدا محروم است.

خب وقتی می‌شود خدا نظری ندارد ما به سوی خدا برویم یا نمی‌شود؟

نمی‌شود.

یکی از خ-خصوصیات و آثار قطع رحم این است که خدا به انسان نظری ندارد.

این هم، این مسئله به این روایت دقت بکنید.

اینها را همش از دیدگاه سلوک و درد سلوک و درد سالک ما بررسی می‌کنیم.

سالک همیشه می‌خواهد نظری، نظری.

آنان که خاک را به نظر کی می‌آکنن باشد که گوشه چشمی به ما کنن.

البته این درباره اولیاست.

اصلش هم که در باطن نظر چیه؟

نظر حق است.

بله.

سالک دردمند همیشه منتظر نظری از حق است.

این دردمند اگر گرفتار به این درد است که عبارت است از قطیعة رحم باید اول این درد را چاره بکند تا منتظر نظر حق باشد.

اصول کافی، جلد چهار، باب قطیعة الرحم، حدیث پنج.

عن أنبسط العابد.

أنبسی عابد می‌گوید جاء رجل فشکى إلى أبي عبدالله علیه السلام أقاربه.

مردی آمد به امام صادق سلام الله علیه از فامیل‌ها و نزدیکانش شکایت کرد.

فقال له.

شکایت کرد که نام به من اذیت می‌کنند.

اذیت می‌کنند فامیل‌ها به من.

فقال له.

امام صادق فرمود اکظم غیظک.

غیظت را شما خشم‌تون را چی بکنید؟

بنشانید، فرو بنشانید.

وافعل به همین راه که گفتم برو.

تو خشم تو را فرو ببر.

آنها به تو اذیت می‌کنند و همین را ادامه بده.

فقال إنهم يفعلون ويفعلون.

اونا هرچه از دستشون میاد هی دارند اذیت می‌کنند بازم بناست اذیت بکنند.

فقال امام فرمود که بالأخره أتريد أن تكون مثلهم.

تو هم می‌خواهی مانند آنها بشوی؟

فلا ينظر الله إليكم.

آن وقت خدا نه به آنها و نه به تو هیچ کدامتون نظر نکند.

مفهومش این است که تو هم اگر مانند آنها بودی خدا به تو نظری و به آنها نظری ندارد.

انسان اگر قطع رحم کرد به اصطلاح محروم از نظر حق است.

باز از این روایت علاوه بر این، این هم استفاده می‌شود که قطع رحم اگر رحمی انسان کرد باید انسان از قطع رحم خودش چی بکنه؟

اجتناب بکنه.

او قطع کرده من باید اجتناب بکنم.

ولو بیان بگن حالا ممکنه رحم خیلی رحم نادان هم باشد.

او هی اذیت و فشار نمیدونم توهین و جسارت و اینجور چیزها را می‌کند.

شما هم هی به او خدمت می‌کنید.

هی مثلاً اگر از نظر مالی چیزهایی می‌فرستید، کمک می‌کنید، می‌روید به گرفتارش می‌رسید، می‌روید به با احترام برخورد می‌کنید.

او حالا برمی‌گردد می‌گوید که این متملق است، چاپلوس است.

بگرد، بگرد.

روح شما باید خیلی بالاتر از این باش-- نمی‌فهمد دیگه.

خیلی جهالت‌ها در عالم بوده.

شما از این بالاتر جهالتی مگر می‌دانید که به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم گفتند ساحر است و چی؟

ساحر است و؟

کذاب کذاب، مجنون الی آخر.

خب دیگه.

جهالته دیگه.

جهالت حد و حدود ندارد.

روح شما بالا باشه شما برید دنبال مقصدتون باشید.

بگرد فامیلتون و حتی دیگران رو هم تعریف کنید.

به دیگران را هم تحریک بکنید که ببینید این هی میاد حتی دیگران را هم بیاره شاید.

مثلاً ببینین دقت کن اون میاد هی همینطور به قول معروف چی، یه تعبیراتی هم به کار می‌برن.

چی می‌کند؟

چی می‌کند؟

ما باید بگرد.

شما از قطع رحم باید اجتناب بکنید.

مقصد خداست.

دیگه در اون من در بحث قسمت‌های دیگر قطع رحم که انسان قطع رحم کرد اجلش زود می‌رسد، روزیش کم می‌شود.

در اون بُعدها من صحبت نمی‌کنم.

فقط در اون بُعدش من بحث می‌کنم و صحبت می‌کنم که چی؟

که در مقام سلوک برای انسان مضر است و بحث اون تزکیه خودسازی‌ست.

رحمی که اینور اونور است باید باهاش قطع کرد یا قطع نکرد؟

قطع رحم که ملعون است معلومه.

اما یه رحمی‌ست، فامیلی‌ست، نزدیک به اصطلاح رحم دیگه.

رحمی‌ست که بد است، انحرافاتی دارد، عاد-- یعنی از نظر دینی به اصطلاح انحرافاتی دارد، اهل معصیت است، اهل گناه است، اهل فسق است، انحرافات دارد.

حالا اون کافر مطلق را نمی‌گیم ها.

انحراف، انحرافاتی که پایین‌تر از کفر و ارتداد باشد.

چون با کفر و ارتداد رحمی باقی می‌ماند یا نه؟

این خودش جای صحبت است.

مسئله ظاهراً اینطور است که وقتی کفر پیش آمد دیگه رحم از بین می‌رود.

یعنی این دیگه از رحم حساب نمی‌شود.

اونجا که است کفر پایین‌تره از ارتداد و اینها پایین‌تره اینجا باید قطع رحم کرد یا نه؟

یا نه؟

من گفتم نه.

البته باید با اون ر-- مانند اون رحمی که اهل تقوا و پاکی و معنا و اینهاست گر می‌گیریم درست مو به مو از همه اباد مانند او باشد، نه.

از رفت و آمد باید یه خرده کم باشه و انسان اون ناراحتی‌ش رو از انحرافات اونها به اونها معلوم بکنه.

اونها رو امر به معروف بکنه، نهی از منکر بکنه، انزجارش را از انحرافات اونها چه بکنه به اونها معلوم بکند.

با آن همه نباید قطع بکنه.

قطع انسان مجاز نیست.

این را ما از روایات که برداشت می‌کردیم در این روز که الان در همین بحث بحث می‌کنیم در اینجا من اینو باز به اصطلاح تأکید می‌کنم که به قطع نباید منجر بشه و در این زمینه با اینکه وقتمون تمام شد در عرض دو سه دقیقه من یکی دو روایت می‌خوانم برای شما و اونها را هم بنویسید و یادتون باشد و در مقام عمل توجه داشته باشید.

دقت فرمودید به قطع نباید-- انسان قطع رحم نباید حتی درباره منحرفین از فامیل‌هاش، منحرف به معنی معصیت کار، گناهکار اینجور دیگه پایین‌تر از کفر نباید قطع بکنه.

مجاز نیست در رحم.

البته درباره دیگران غیر رحم وقتی اهل معصیت است، کفر، فجور است انسان قطع معاشرت می‌کند و رفت و آمد نمی‌کند و از اونم هیچ کاری هم ندارد.

دور میکنه خودش را از اونها کناره‌گیری می‌کنه.

اما درباره رحم قطعش مجاز نیست.

توجه می‌کنید؟

و این چیزی است که باید دقت کرد و فرق می‌کند.

باز تکرار می‌کنم فرقش این است با رحم خوب را با رحم بد فرقش این است که اونجا که رحم بده است ما یه مقدار اولا رفت و آمد رو سد می‌گیریم.

انحرافاتشون رو امر به معروف می‌کنیم، نهی از منکر می‌کنیم، فکر عمل غلط و بد و این را که داره بهش میگیم ما اینا رو قبول نداریم.

احیانا سعی در هدایت که می‌کنیم انزجارمون را معلوم می‌کنیم.

یه مقدار هم سد می‌گیریم اما قطع نه.

توجه فرمودید? اصول کافی.

جلد دوم.

باب صله الرحم.

حدیث سی.

تکرار می‌کنم.

اصول کافی.

جلد سوم.

باب صله الرحم.

این در باب قطع الرحم نیست.

باب صله الرحم.

حدیث سه-- سی.

حدیث سی.

عن جحيف بن حمید.

این جحيف بن حمید می‌گوید که قال قلت لأبي عبد الله عليه السلام به امام صادق سلام الله عليه در روایت دقت بکنیم.

اونی که گفتیم از روایت برداشت بکنیم.

به امام صادق سلام الله عليه گفتم که تکون لی القرابة علی غیر امری.

خوب روی نکات روایت دقت بکنید.

به امام عرض کردم که تکون لی القرابة علی غیر امری.

من فامیلی دارم نزدیک.

علی غیر امری اما در راهی که من هستم نیستند.

در راه که منظورش همون راه ولایت و شیعه است.

این زبان در یعنی این تعبیرات در روایات به معنی که به ائمه می‌آمدند می‌گفتند که بر امری که منه درش هستم نیستند.

منظور این بوده که یعنی اهل ولایت نیستند.

توجه می‌کنید؟

این یه زبانی است در بین روایات.

همه هم، همه شارحین و همه اونا که مبارست دارند به روایات انس دارند، می‌دانند که این به این معناست.

همه را هم شما الآن مثلا برید به شرح ترجمه‌ها که برای مثلا اصول کافی نوشته شده مطالعه کنید.

همینجور که من معنی کردم براتون معنی می‌کنند.

این از یه، یه چیز خیلی روشنی است.

تکون لی القرابة.

من فامیلی دارم که علی غیر امری بر اون امری که من دارم و من قبول دارم اونو قبول ندارد.

شیعه نیست.

الهم علیه حق.

آیا اونها به من حقی دارند؟

قال نعم.

امام فرمود که بله.

حق الر-- بله.

ببینید میگه حق دارند.

حق الرحم لا یقطعه شیء.

حق رحم را چیزی قطع نمی‌کند.

دقت بکنید آ-- میگه حقی دارند یا ندارند؟

فرمود بله حق دارند.

حق الرحم لا یقطعه شیء.

حق رحم را چیزی قطع نمی‌کند.

عرض کنم که و اذا کانوا علی امری که اگر در راهی که در امری که تو هستند بودند، اگر شیعه هم بودند، کان لهم حقان.

اونها اون وقت به گردن تو دو حق دارند.

کان لهم حقان.

حق الرحم و-- رحم و حق الاسلام.

این یک روایت.

شما خوب می‌توانید از این روایت برداشت بکنید که رحم، قطع رحم در جایی که انحرافاتی دارد از نظر فکری، عقیدتی یا عملی اما گفتم پایین‌تر از کفر این موجب این نمی‌شود که ما قطع رحم بکنیم.

اصول کافی.

جلد چهار.

باب الهجرة.

این در یک باب دیگه است.

حدیث سوم از ابی بصیر.

قال سألت ابا عبدالله علیه السلام سؤال کردم از امام صادق علیه السلام عن الرجل ابوبصیر که از اصحاب امام صادق، صادقه سؤال کردم از امام صادق که از یه مردی که یصرم الذبی قرابته ممن لا يعرف الحق فامیلاش از فامیلاش اونا که حق را نمی‌شناسند، همان حق تشیع را نمی‌شناسند با اونها قطع می‌کند.

مردی است اینجور با اونها قطع می‌کند.

این چجور این کارش، راهش، روشش درست است؟

قال لا ینبغي له ان یصرمه.

امام صادق فرمود نه سزاوار نیست قطع بکند با اونها.

سزاوار نیست اونها را ترک بکند، قطع با اونها بکند.

خب اینم تقریبا مضمونی شبیه مضمون همون روایتی که قبل از این خوندم [مکث] دارد.

خب من دیگه در اینجا [مکث] مطلبم را، حرفم را تمام می‌کنم و معلوم شد که قطع رحم شاید مهلک است و این هم برای ما روشن شد که با گناهکار بودن رحم، با این رافعات فکری، عملی، جزئی داشتن رحم ما مجاز به قطع رحم نیستیم.

مگر اینکه گفتم کفر و اجداد پیش بیاد که دیگه رحم بودن را قطع بکنه مسئله دیگه است و این از اعظم مهلکات است قطع رحم.

این تمام شد.

سالک باید از این بپرهیزد سخت و حتی رحم بهش اذیت هم بکنه، قطع هم بکنه باید این قطع نکنه الی آخر.

این روش سالک است و وظیفه سالک است و الا ضربه اش را و لطمه‌اش را خواهد خورد خیلی هم بالاتر.

و علاوه بر اینکه باید سالک از این مسئله اجتناب بکنه باید اهل صله رحم هم باشد از قطع رحم اجتناب بکنه اهل صله هم باشد.

اما اینکه اهل صله باشد اگر لازم بود من در آینده در باب اینکه اهل صله باشد یک مطالب دیگری عرض می‌کنم.

از این بیاناتون فهمیدید اهل صله باید باشد و چگونه باید باشد.

الا اینکه در این باب یک سلسله آیات دیگر و روایت و تشویق‌ها و نکات و اضافات مسائل هست که اگه لازم بود بعد من عرض می‌کنم صله رحم.

از قطع باید اجتناب بکنه، دارای فضیلت صله باشد و صله را هم یه خورده توضیح بدیم اگه لازم بود بعد انشاالله فعلاً من در اینجا مطلبم را تمام می‌کنم.

بعدا اگر عنوان نکردم گفتم که چون از مطالبی که در باب قطعی رحم گفتیم روشن شد که سالک باید اهل صله رحم با چه معنایی حتی باشد.

اینا تماماً برای ما روشن شد.

امیدوارم انشاالله شما در مقام عمل [مکث] اگر اهل سلوک بودید اینجور که جزئیاتی که گفته می‌شود اینها را همش را در مقام عمل انشاالله مراعات بکنید و اینها را سوسی درش نکنید و به همه ابعاد و مستحبات اگر اهل نماز شبید، اگر اهل شب زنده داری هستید، اهل سجده و ذکر و ورد و مراقبت و ذکر قلبی دائمی و امثال اینها هستید به همه این جزئیات باید انشاالله اهمیت بدید تا اون راهی را بتوانید پیش بروید که راه سلوک الی الله هست که خدا خود تعیین فرموده.

نه راه سلوکی که من درآورده است یا آمیخته‌ای است از حق و باطل.

چون مکرراً گفتم راه سلوک چشم و گوشتون باز باشد.

راه سلوک خیلی داریم.

هر کسی برای خودش راه سلوکی درست کرده، حقی را با باطلی آمیختند، باطل را به حق آمیختند، مطلبی درست کردن، رای‌ها دخالت دادن، هوس‌ها دخالت داده‌اند، مسلک‌ها درست کردند، مکتب‌ها درست کردن.

اینجاشون مطابق هوا نبوده اینو به اصطلاح کم کردن یه چیز دیگر هوای خودشون دخالت دادن.

این مشکل بوده اینو حذف کردن و قهراً همشون هم الی الابد تا روز قیامت معطل‌اند.

اینها همیشه چشم و گوشتون باز باشد.

راه سلوک یعنی راه به سوی خدا همونی است که خدا خود با تمامی ریزه کاری‌هاش برای ما چه کرده؟

برای ما بیان فرموده.

راه سلوک قرآنی، عرفان اسلامی و اون راه و طریقی که طریقه علی سلام الله و ائمه اطهار سلام الله علیهم أجمعين بوده.

حتی می‌بینید اینا گاهی دم از علی سلام الله هم می‌زنند آخه دیگه وقتی که می‌گوید انسان من در راه علی هستم باید در راه علی باشد.

راه سلوک راه خطرناک است.

حالا ما اگر موفق بودیم خدا خواست رسیدیم به اون حالات و مسئله مشاهده‌ها، مکاشفات، اونجا گفتنی‌ها را به شما گفتیم.

اون وقت شما روشن‌تر خواهید شد که حتی [مکث] خیلی از افراد در اشتباه‌اند و چگونه کلاه سرشون رفته.

فعلاً همینقدر به شما توصیه می‌کنم که [مکث] همه ریزه کاری‌ها که از آیات و روایات استفاده می‌شود در همه ابعادش برای سالک الی الله که می‌خواهد راه پرخطر سلوک را پیش برود، در راه نماند، بازیچه اصطلاح شیطان نشود، گول نخورد و راهش ادامه پیدا بکند حتی بعد از مردن تا به لقاء برسد.

اگر می‌خواست سالک این چنین راهی داشته باشد باید درست متعبد باشد در اونچه که در قرآن و روایات آمده.

اما متعبد هوشیار، نه خشک، نه به اصطلاح جامد که نه اشاره آیه بفهمد، نه روایت، اشاره روایت بفهمد، نه ذوق داشته باشد.

نه دیگه.

اونی که مکتب علی سلام الله عليه دیگه.

مکتب علی و ائمه اطهار سلام الله علیهم.

ببینید شما [مکث] اون ذوقیات عالی‌تر را در مناجات امام سجاد و علی سلام الله علیه و در مناجات حضرت سید الشهدا سلام الله علیه ببینید.

اون وقت از طرفی اون تعبد سختش را در برابر اون جدا فرموده چون راه همون است.

مسائل ذوقی را اونچه که در ذوقیات و در مسائل عرفانی دقیق اینها علی می‌گوید و امام سجاد می‌گوید در مناجات‌ها حسین بن علی سلام الله در دعای عرفه می‌گوید و اون یکی ائمه می‌گویند.

اونها را همه عرفای اول و آخر جمع بشوند نمی‌توانند خوب هضم کنند و حتی درس می‌گیرند و انوار می‌گیرند از اونجا.

همین‌ها می‌بینید وقتی به ریزه کاری‌های دستورات الهی می‌رسند سخت در آنجا چه هستند؟

متعبد هستند چون راه اونه و چون اون راه را داشتند به اون مقامات هم به اصطلاح و بالاتر و بالاتر همیشه می‌رسیدند.

بنابراین هم باید متعبد بود و هم خشک نبود.

ترجمه می‌کنید؟

سید شهدا گاهی می‌گوید بسطک بی مسلک اهل جذب الیک.

خدایا منو از اونها که مجذوب تو هستند قرار بده.

گاهی می‌گوید خدایا مرا از خود من و من معنی می‌کنم از خودم بکلی نجات بده.

اینکه وجود من، من در مقام ارتباط خودش یک شرک است از من، منو خلاص بکن.

ببینید چه معنی عالی‌ای است‌ها.

اهلش یا خودش بهتر می‌فهمد که چی می‌گوید.

از من من مرا خلاص بده.

اون یکی می‌گوید که مرا به جایی برسان که تو با من مناجات بکنی، نه من با تو مناجات بکنم و الی آخر.

اینها اون سوز علی كيف اَسْبُرَ على فراقک این ذوقیات و این دقایق و این حالات صنیعه.

اون وقت همین علی سلام الله علیه همان سید الشهدا سلام الله علیه وقتی به ریزه کاری‌ها می‌رسند، ریزه کاری‌ها را کاملاً چی می‌کنند؟

کاملاً روش حساب می‌کنند و تاکید می‌کنند و عمل می‌کنند.

این راه چی؟

یه راه درست و صراط مستقیم است.

وقتی یکی از اون طرف بلند می‌شه می‌گه که بله كيف اَسْبُرَ على فراقک اما دیگه نه کف میفهمد، نه ایمان میفهمد، نه کافر میفهمد، نه صله رحم میفهمد، نه قطع رحم میفهمد، نه وظیفه اجتماعی میفهمد، نه نماز میفهمد احیانا، نه روزه میفهمد، نه حرامی، نه حلالی، نه نامحرمی، نه محرمی.

اون وقت كيف اَسْبُرَ على فراقک را می‌گوید و چند تا هم شعر می‌خواند و چای می‌خورد و سیگار می‌کشد و حال می‌گیرد و می‌شود الهی.

فهم می‌کنید؟

اینها را هوشیار باشید که دام به قول معروف تله در این راه همیشه زیاد است.

بی نام این راه، تله و دام در این راه خیلی زیاد است.

هوشیار باشید ان شاءالله.

امیدوارم همیشه مؤید و موفق بشیم.

والسلام علیکم و رحمه الله.