د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۵۵
دارای متن همگام
چهار صورت کلی ریا در عمل
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۴:۱۴
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۸ سرفصل
## چهار صورت کلی ریا در عمل
۰:۰۰
### صورت اول: نیت کلاً ریا
۱:۴۲
### صورت دوم: اصل نیت ریا با قصد جنبی تقرب
۳:۲۱
### صورت سوم: قصد ریا و تقرب نصفبهنصف
۴:۳۵
### صورت چهارم: اصل تقرب با نشاطِ ریاییِ ضعیف
۵:۴۵
## روایت علامات مرائی و خیر شریک
۱۰:۵۷
## سرور از اطلاع مردم در اثناء عمل
۱۴:۰۵
## تثبیت صورتهای ریا و علامات مرائی
۱۴:۳۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم.
در جلسه گذشته در خصوص یکی دیگر از مهلکات که خیلی باید
جانب اون مسئله را مراقبت کرد و
مبتلا به اون نشد به عنوان ریا در برابر اخلاص
عرض کردیم. در اون جلسه صحبت کردیم و بنا شد که در این جلسه دوم هم
به بعضی از ریزهکاریها که لازم است دانستنش در خصوص ریا
اشاره بکنیم. در این
صحبت من در مرحله اول به
اقسام یا بفرمایید که صور و اون صورتهای مختلف
ریا در یک تقسیمبندی کلی اشاره میکنم و بعد اصل مسئله که لازم است برای ما دانستنش
که مسئله فاسد کردن ریا عمل را در اثنا یا بعد از عمل به اون میپردازیم.
اول، صورتی از ریا را که به چند صورت
میتوانیم داشته باشیم در تقسیمبندی کلی البته به اونها اشاره میکنیم.
ریا در عمل، ریا در عبادات
تقسیم میشود به حسابی البته، به نظری تقسیم میشود به چهار صورت
در تقسیمبندی کلی از طرفم.
ریزهکاریها را نمیشود در صحبت دیگه به ضابطه و به قاعده تحت یک قاعده و ضابطه مشخصی آورد.
اصلاً اصولاً مکرر گفتم ریزهکاریها در مقام عمل بیشتر روشن است
برای اون کسی که واقعاً مجاهدت جدی و مخلصانه دارد.
در تقسیمبندی کلی اقسام ریا را میشود به چهار صورت تقسیم کرد.
صورت اول این است که اصلاً انسان عملی که انجام میدهد، عبادتی که انجام میدهد،
حالا هر عملی باشد به عنوان عبادت به ظاهر مثلاً عبادت است،
در این عمل نیت کلاً ریا باشد.
کلاً یعنی اصلاً مقصودمون
ریا است. یعنی نشان دادن به مردم و مقاصد دیگر است.
صورت عمل صورت خوبی است.
جسد عمل جسد عبودی است اما نیت کلاً ریا است.
هیچ قصد تقرب،
قصد حصول ثواب و
اجر و رضوان حق اینا هیچکدامش به هیچ وجهی مطرح نیست.
فقط منظور ریا است.
این از اون صورت
یعنی صورت بدتر و مهلکتر ریا همین است که دیگه این روشن است که در این صورت هیچ انسان عملی ندارد.
عملی را که انجام میدهد قصدش فقط ریاست تنها.
هیچ قصد تقرب اینها در نظر نیست.
خب پیداست که اینجا این عمل هیچ ارزشی ندارد که هیچ،
بلکه چون جنبه استهزاء دارد
خودش عقاب جداگانهای هم دارد.
یعنی عمل که عمل حساب نمیشود، عقاب
و آتش و عذاب هم دارد.
این یک صورت است. مثلاً فرض فرمایید که من بلند میشوم یه نماز شبی میخوانم اما هیچ وقت نظرم اصلاً قصد تقرب
نیست فقط منظور ارائه بوده.
بس الله. ببین معلومه که بدترین صورت یا فاحشترین یا روشنترین یا
شدیدترین صورت ریا است. صورت دوم این است که ریاکار، مراعی در عملی که انجام میدهد اصل نظرش ریا است.
اونی که مهمه است ریا است.
اما اجمالاً قصد ثواب و تقرب هم میکند به این معنا که
زمینهای پیش آمده برای اینکه خودش را این چنین و آن چنان نشان بدهد عملی را، عبادتی را انجام میدهد
و منظورش ریا است.
الا اینکه حالا چون زمینه مساعد است خب حالا اینجا جای ارائه هم هست، نشان دادن خوبی هم هست.
حالا چی بهتر که جمع بکنیم؟
هم اینا ببینند که ما این کار رو انجام میدهیم و هم ضمناً ثوابی هم بکنیم.
بعضیا اینطور میکنند. این صورت دوم از ریا است.
اما مهم همون قصد ریا است
و قصد ثواب و تقرب تقریباً به صورت ضعیف و جنبی است.
اصلش قصد ریا است.
تقرب هم دارد. قصد میکند بله به صورت جنبی و ضعیف.
این صورت دوم هم مانند صورت اول یک خرده از صورت اول پایینتر است.
این هم اینجا باز عملی مطرح نیست و باز عقاب هم دارد.
یعنی عبادتی مطرح نیست، عقاب هم دارد.
صورت سوم از صورتهای چهارگانه در این تقسیمبندی کلی که عرض میکنیم
این است که انسان اون مراعه عملی را که انجام میدهد نصف به نصف قصد دارد.
یعنی حالا زمینه پیش آمده
این هم خب خوشش میاد مثلاً نماز شبی، عبادتی یا هر عبادت دیگه انجام بدهد.
اما خب به تنهایی اگر ریا نباشد این کار رو انجام نمیدهد.
ولی وقتی جنبه ریا چسبید اون مسئله ریا هم پیش آمد
از طرفی خوشش هم میآمد که این کار رو انجام بدهد.
در واقع هم قصد ریا، هم قصد ثواب هر دو تقرب هر دو را دارد و مصاحبی هم هستند به این معنا که
هر کدوم به تنهایی این شخص را مبعوث نمیکرد به سوی عمل.
اما این دو وقتی به هم
به اصطلاح ارتباط پیدا کردند و با هم شدند مسئله ریا و تقرب بلند میشود و کار را انجام میدهد.
این هم صورت سوم است. باز عمل باطل است.
عقاب هم و به اصطلاح اون جنبه ریاش عقاب هم دارد و عذاب هم دارد.
عملی هم در بین مطرح نیست.
صورت چهارم که این صورت چهارم را خیلیها مبتلا هستند و
بعضیها البته از اون خیلیها هم
فکر میکنند که این اشکال ندارد.
این صورت چهارم این است که اون سه تا که مبتلا عمل است مسلماً و عقاب هم دارد.
صورت چهارم این است که مراعی در عملی که انجام میدهد مراعی منظور اون
شخصی را که ریا میکند میگیم مراعی.
مراعی عبادت و عملی را که انجام میدهد
اصل قصدش همون تقرب است.
اصل قصدش همون ثواب است و تقرب به خدا و انتصال امر است و رضوان حق است.
کسی هم اگر نمی دید، نمیدانست، خوب دقت بکنید ها، عمل را انجام میداد.
ببینند، نبینند، بدانند، ندانند
این کار را انجام میدهد.
مانند خیلیها گفتم مثلاً نماز واجب را خیلیها هستند که مثلاً میخوانند.
کسی بداند یا نداند، کسی مطلع باشد، نباشد.
یعنی اصل دای بر عمل
این است که میخواد تقرب داشته باشد.
اوامر خدا را اطاعت کند.
رضوان را طالب است. اصلش اینه.
ببینند و نبینند عمل میکنه.
الا اینکه در بعضی
مرا-مراحل و شرایطی که پیش میاد زمینی است که کسانی میدانند، خواهند دید، میبینند.
اونجا نشاط بیشتر پیدا میکند برای عمل.
یعنی اینو انجام
میداد. حالا میبی-میدیدند یا نمیدیدند.
اما حالا که یه زمینهی خوبیست کسانی هم میبینند
بنا هم بود اینو عمل بکند بر اون نمیدیدند.
ولی حالا که میبینند یه خرده با نشاط، با
قوت بیشتر، با ذوق
بالاتر عمل را انجام میدهد.
در واقع ریا هست اما ضعیف است.
اصل دای بر عمل همان قصد تقرب است اما آمیخته به ریا هم هست و ریا ضعیف هم هست.
اون یکی قوی است قصد تقرب.
اینجا هم اینجاست که بعضی حتی از علما خیلی کم خواستند بگن که اینجا اشکال ندارد و ریا به این معنا اشکال ندارد.
مبطل عمل نیست چون این آقا، این مراعی این عمل را انجام خواهد داد
ببینند و نبینند. اما اینجا حالا در یه زمینهای افتاد یه نشاط بیشتری یعنی ریایی آمیخته شد.
این مبطل اصل عمل نیست.
اصل عملش به جای خود محفوظ
و برای این عرض کنم که
نشاط بیشتر پیدا میکند. بعضیها خیلی کم از آیان علما خواستند بگن که این برای اون جنبهی ریای ضعیفش
عذاب میشود ولی عملش درست.
اما اکثر علما و حق هم همین است که این صورت هم که صورت چهارم است باز مبطل عمل از اصلش است.
عقاب برابر اون ریا دارد.
یعنی وقتی کسی نماز مثلاً فرض بفرمایید صبحش را همیشه میخواند، نماز واجب صبحش را.
اما حالا هر روز میخواند.
حالا یه زمینهای است که مثلاً در
یه شرایطی افتاده، بلند میشه باز نماز رو اما خب چون میبینند یه خرده با نشاط میخوان.
خب حالا میبینند که ما هم نماز میخوانیم.
این حالا میبینند این اصلش همون عمل ولی این حالا میبینند یه خرده نشاط بیشتر پیدا کرد.
به قلبش غیر خدا وارد شد.
در عمل غیر خدا شریک شد.
شرک پیش آمد اینجا. همون شرک در عبادت هفتهی گذشته
شرح کردیم و روایاتی داشتیم که اون روایات به
صورت خیلی صریح دلالت میکند بر اینکه در هر عملی به هر نحوی غیر خدا شرکت پیدا کرد، دیگه باطل است.
بنابراین اکثر علما نظرشون یعنی میشود گفت قریب به اتفاق نظرشون به این است که
این ام-- این ریا که صورت ضعیفتر ریا است و خیلیها به این مبتلا میشوند هم مبطل اصل عمل هست و عقاب هم دارد.
یعنی در وا-در واقع نماز نخوانده.
حالا برای اینکه این یه مقدار مطلوبة هست برای خیلیها که از نظر روایات هم روشن بشود برای ما، من به یکی
دو روایت در این زمینه اشاره میکنم.
شما هم بعد روی این دو روایتی
که من اشاره میکنم روایات دیگری هم غیر از اینها داریم بعد انشاالله به دقت و تأمل میپردازید.
بر روی همین حساب هم اگر ما بخواهیم از ریا خلاص بشویم خیلی سخت میشود.
یعنی انسان واقعاً در همهی اعمالش خلوت و جلوت براش یکی باشد.
هیچ تحولی در وجودش پیش نیاید.
کسی ببیند، نبیند، بداند، نداند، در مرآه و منظر باشد، نباشد،
بعد بدانند، قبل بدانند، این عمل بدانند هیچ براش تفاوتی نکند اصلاً.
نشاطی درش بیشتر پیدا نشود.
نفس شلوغ نکند. این خیلی مشکل میشود اگر این صورت
چهارم که دیگه عرض کردم اکثر قریب به اتفاق علما معتقدند که
اصلاً روایات صریح بر این است که این صورت هم مبطل عمل هست و این
اونوقت حالا نمیدونم شما چه جور هستید.
ولی من که برمیگردم به سوی خودم میبینم که قضیه شلوغ است.
انسان یک دفعه به قول معروف دست و پاشو دراز بکنه که آماده به جهنم بشه به نظر اینکه بهتر از همه این
صحبتها و شنیدنها و گفتنها هم
میشود. یعنی بهتر هست اینطور باشد.
خیلی سخت میشود پس. به این دو روایت دقت میکنیم.
روایت اول را از اصول کافی، جلد سوم، باب ریا، حدیث هشتم
از علی سلام الله عليه.
قال امیرالمؤمنین علیه السلام،
علی سلام الله عليه فرمود: ثلاث علامات للمرائي.
این بیان علی سلام الله عليه خوب نشان میدهد همین صورت چهارم را که الآن گفتیم.
میفرماید که سه علامت برای مرائي هست.
اون علامتها را بیان میکند. سه علامت.
ثلاث علامات للمرائي.
ینشت اذا رأى الناس و یكسل اذا كان وحده.
علامت اول این است برای مرائي.
یعنی کسی که مرض ریا درش هست علی میفرماید سلام الله عليه این سه علامت را دارد.
ینشت اذا رأى الناس.
نشاط پیدا میکند در عمل وقتی کسی میبیند.
نشاط پیدا میکند. یعنی عمل را خودش انجام میدهد.
اما وقتی کسی میبیند چی میشود؟
با نشاط میشود، با ذوق انجام میدهد.
این یک علامت. همان صورت چهارم که اشاره کردیم به اونجا تطبیق میکند.
ینشت اذا رأى الناس.
نشاط دارد وقتی مردم میبینند.
و یكسل اذا كان وحده.
اما به تنهایی که هست اون وقت یه خرده با کسالت فر میکنه.
کسی ببیند، نبیند.
اونجا با نشاط، اینجا با کسالت.
انجام میدهد ولی اونجا با نشاط اینجا با کسالت.
و علامت سوم این است و "یحب أن یحمد فی جميع أموره".
یکی از علامت سوم از علامات مرائ این است که مرائ
همیشه خوشش میاد در همه کارهاش او را تعریف بکنند.
السلام. حالا شما ببینید که این
صورت چیز مسئله سوم علامت سوم را هم در خودتون دارید یا نه؟
و "یحب أن یحمد فی جميع أموره"
دلش میخواد در همه امور او را تعریف بکنند در همه کارهاش.
این از علامت ریا و آدمهای مرائ است.
خب این یک روایت. روایت دوم باز از اصول کافی جلد سوم باب ریا، حدیث نهم.
اصول کافی، جلد سوم، باب ریا، حدیث نهم از امام صادق علیه السلام است که "یقول"
میفرمود امام صادق "قال الله عز وجل"
من سندهاشو نمیخوانم معمولا در روایات که قبلاً عرض کردم به صورت خلاصه.
"قال الله عز وجل" خدا فرموده "أنا خیر
شریک" من، من اون دفعه این روایت رو نخوندم اگه یادتون باشه ولی مضمونشو به اشاره گفتم.
ولی الان در اینجا در این بحثمون چون شاهد قضیه است خود روایت را میخوانم.
خدا میفرماید امام صادق میفرماید خدا میفرماید من بهترین شریک هستم.
"من أشرک معي غيري" هر کس در عملی با من غیر من را شریک بکند "في عمل عمله" در عملی که عمل میکند "لم أقبله"
من اون عمل را قبول نمیکنم "إلا ما كان لي خالصا" مگر اونچه برای من خالص باشد.
خب در این صورت چهارم که عرض کردیم
غیر خدا بالاخره به نحوی ولو ضعیف باشد شریک در عمل است.
شرک در عبادت پیش میاد و قطعا خدا اون رو به مضمون روایت هم قبول نمیکند.
این چهار قسم از اقسام ریا بود.
حالا از این مسئله که شمردیم و فارغ شدیم میرسیم به
موضوعی که من زیاد نظر داشتم در این جلسه اون برا-- اون رو عنوان بکنیم بدانیم مسئله به اصطلاح سرور،
مسرور شدن با دانستن مردم.
انسان کسی ببیند عمل انسان را یا بداند در موقع عمل ببیند یعنی عبادت در موقع اثناء عبادت ببیند کسی
یا بعدا بداند کسی.
معمولا این جور مرضی یعنی یا گرفتاری ه-- البته از هواس دیگه.
در انسان هست که بعضیها یا خیلیها
که وقتی عبادتی را انجام میدهد در اثناء عبادت کسی میبیند یا بعدا کسی
میشنود و باخبر میشود به نحوی باخبر میشود از دانستن افراد،
از اطلاع دیگران بر عباداتش
سروری در قلبش حاصل میشود.
خوش میشود. مسرور میشود.
کیف میکند به اصطلاح لذت میبرد.
خوش میشود از این سرور.
این البته خب در باب ریا است دیگه این
از جلوات ریا است.
این مسئله چیزی است که خیلی مبتلا به است و
همون صورتهایی از این مسئله چون ریا است من این را
تا حدودی که میشود در بیان بیاد
تحلیل میکنم. شما هم انشاالله دقت بفرمایید که روشن بشویم و به اذن الله
و به مشیت حق مراعات بکنیم
و بیشترم از خدا بخواهیم که ما را روشنتر بکند.
مسئله سرور با اطلاع ناس، مردم بر عبادت
در اثناء عبادت یا بعد از عبادت.
ببینیم آیا این که خب به نظر میاد ریا است و خیلی صورتهاشم ریا هم هست.
چه شکلی دارد؟ در کجاها مبتلا است؟
کجاها عمل انسان را هبט میکند،
ضایع میکند و در چه صورتهایی اشکال ندارد.
شروع بر عبادت، من شروع بر عبادت کردهام.
حالا به این صورت شروع بر نماز کردهام.
شروع بر هر عبادت دیگری.
برای خدا هم شروع کردهام.
اصلا نظری نداشتم در هنگام شروع.
در اصل نیتم فقط خداست.
مخلصانه برای خدا شروع کردهام
و بعد در اثناء عمل
دقت بکنید ها. در اثناء عمل که من شروع به مثلا نماز شب کردهام
برای خدا هم شروع کردهام. حالا در وسط عمل کسی وارد شد.
بالاخره دانست. یک کسانی وارد شدند.
کسانی آمدند و دیدند.
یک کسانی دانستند به نحوی.
در اثناء عمل کسی وارد شد.
اینجا من با ورود این کس سروری در قلبم ایجاد شد.
در اثناء عمل مخلصانه شروع کردیم و
چیزم نکردیم. تمام هم نکردیم عمل را در اثناء.
خب این سروری که ما قلبمون مسرور شد
حالا صورتهای مختلفی دارد. اثناء عمل را بحث میکنم بعد از عمل را بعد عرض میکنم.
در اثناء من، من خوش شدم از اینکه دیدند.
اگر خوش نشدم که خب
خوشا به حالم. یعنی اگر کسی هستم که اصلا از این مسائل مجردم.
از اینکه ببینن، نبینن، تعریف بکنن، اصلا تجردی دا-- به اصطلاح برای خودم تحصیل کردهام.
از خوب و بد گفتن مردم از کوچک و بزرگ دیدن مردم از تعریف و تکبیر مردم از این وادیها گذشتهام.
خب اونها که گذشتهاند از این وادیها آزادند به اصطلاح از تعریف و تکبیر مردم.
این آزادها را نمیگیم. اونها که آزاد نیستند هنوز در مَلَکه های هوی قوتبَر هستند.
اونها اینجور میشوند دیگه.
سرور که در قلب من حاصل شد.
این سرور یک دفعه این است که حالا من وسط کار هستم، وسط نماز شب است.
این سرور که شما آمدید دیدید
سروری که در قلبم خوش شدم از دیدن شما
اگر بیشتر باعث بر عمل شد و نشاط زیادی در من ایجاد کرد،
دقت میکنید؟ بیشتر
نه باعث صورت اولش اینه باعث نشد اصلاً.
باعث بر عمل نشد. یعنی نشاط دیگرم ایجاد نکرد.
همین قدر من مسرور شدم شما دیدید اما عمل را
به همان نحوی که خودم اگر نمیدیدید انجام میدادم، همونطور انجام دادم عمل را فقط یک سروری بود و گذشت تمام شد
و من عمل را به همان شکلی که
بنا بود انجام بدهم اگر نمیدیدید هم انجام میدادم به همان شکل انجام دادم تا آخر رسانیدم.
این سرور من حالا در اینجا
ببینیم آیا به چه صورت است سرور؟
سرور اگر برای این است که دو صورت دارد،
دقت اینا پیچ و خماش زیاده.
دو صورت دارد. این صورتش اصلاً خوب است.
شما آمدید دیدید من نماز میخوانم و من هم هیچ برای من اثری نذاشت فقط مسرور شدم.
اما برای چی مسرور شدم؟ برای این مسرور شدم که خوب شد شما دیدید.
شما هم یه خورده به خودتو میایید.
ترجمه کنید شما هم یه خورده از غفلت بیدار میشوید.
این نه تنها مضر نیست، چیه؟
خیلی خوب هم هست. مثلاً کسی در خان--
منزلش نماز میخواند. فرضا از
مثلاً عیالش یا از بچههاش یا از کسی از اعضای خانواده فرضاً در اون ساعت بلند شد و دید مثلاً نماز شب میخواند
و مسرور شد از دیدن اینها.
اما مسرور شدنش به این شکل که خوب شد اینها هم یه خورده بچه به خودشون بیان.
این نه تنها مضر نیست، بلکه چیه؟
خودش به جای خودش ثواب هم هست.
یعنی من مسرور میشم. خوب شد این
فرد عضو خانواده دید و این که در غفلت است همش میخوابد و به حساب مانند
جیفه است شبها از اون طرف میافتد و از این طرف هم بیدار میشود.
خوب شد که این هم یه خورده به خودش بیاد.
عرض کنم که این اشکال ندارد.
صورت دوم سرور این است که نه من
تفاوتی در عملم هیچ نشد اما با دیدن شما من مسرور شدم که خوب شد حالا شما فردا میروید
میگویید که من شب غفلتا وارد شدم فلان نماز شب میخواند.
بالاخره اینجا و اونجا تعریف میکنید فقط
هم ذهنم میگید که این از متجددین در لیل هست و بالاخره اینجا و اونجا در قلوب مردم
همین خطور که این موقع گفتن زیاد میشه ها موقع که
در قلب خطور میکنه برغا خطور میکنه تمام میشه ها موقع گفتن خیلی دیر تمام میشه.
همین که میروید میگید
سرور به این معنا. اما دیگه فقط سرور است به این معنا و در عمل هیچ نقشی ندارد.
من عمل را به همان شکل با همان کیفیت که بنا بود انجام میدادم، انجام میدم.
دیگه به کم و کیفش اضافه نمیکنم بر اون نماز شبم.
با برنامه خودم انجام میدم، برای خودم انجام میدم فقط این سرور در وسط حواشی که گفت بالا
خوب شد اینجا و اونجا میگرد مخصوصاً
اگر انسان یه تهمتهایی هم در اجتماع بهش متوجه باشد اینجا که دیگه بیشتر مسرور میشود،
بیشتر مسرور میشود که خوب شد حالا این
که بعضیها ما را کافر میدانستند خوب شد که اینها هم حل میشود.
خب این هم مبتلا عمل هست.
هیچی نشد فقط یه سروری شد.
این هم مبتلا عمل هست و سروری است در اثنا اگر اینو
چارهجویی نکرد در اثنا یعنی در واقع این مرض را در وجودش معالجه نکرد، این هم مبتلا عمل هست.
برای اینکه نمازش شد برای خدا و برای کی؟
برای غیر خدا.
یعنی این داخل در نیت شد و لو در اثنا اول برای خدا شروع کرده بود.
در اثنا پیش آمد اما شد جزء نیت.
جزء نیت شد. همونی که الان در اقسام چهارگانه میخوندن از اون قسمت چندم میشه؟
از اون قسم، قسم همون آخر که چهارم به اصطلاح از اون قسم چهارم میشه.
این هم مبتلا عمل است. حالا شما ببینید که
نماز شبی بخوانید در دل شب نیمه شب کسی دفعةً وارد شود هیچ تکان نخورید میشود ها.
انشاالله شما اینطور هستید.
من نمیدونم من خودم خیلی بد هستم از این بابت ولی فکر میکنم که همه این گرفتاریها را دارند.
اما کافر همه را به چیش؟
خودپنداره. نمیدونم از این بابت
ولی اینجور باشد ب-- ولی مسلماً مبتلا ها، مسلماً مبتلا
شود باید شود. این هم یک صورت، سرور در اثناء
عمل. صورت دیگر چیه؟
صورت دیگر سرور در اثناء عمل اینه که شما نماز شب میخونید یه کسی وارد شد،
اصلاً به طور کلی وضع شما تفاوت کرد.
یعنی دیگه نماز شب را چربتر هم کردید و
یه خورده با نشاط بیشتر هم خوندید و سرور هم پیدا کردی.
اینجا دیگه نور علی نور.
اونجا دیگه خیلی روشنه. این
از این سه صورت دیگه خارج نیست تقریباً در تصویر عرض کردیم.
نماز شب مثال بود در هر کار شما میتوان اینجور تطبیق بکنید.
فقط در صورتی در اثناء عمل تکرار میکنما،
در صورتی در اثناء عمل با دیدن مردم سروری که در باطن انسان ایجاد میشود،
این سرور مبتلا عمل نیست
که سرور فقط از این نظر باشد که
خوب شد. الحمدالله دیدند و این غافلها هم به خودشون
میان. این سرور به این شکلش البته نه تنها مبتل نیست،
خوب هم هست.
بنابراین عمل را برای خدا شروع کردن تنها کافی نیست اگر در اثنا
سروری و غیر خدایی خلاصه داخل قلب شد،
دیگه عمل رفت اونجا که باید برود مثل اینکه از اول برای خدا و غیر خدا شروع کرده بود.
اثنا آمد برد به همان صورت اول.
خب این هم، این حالا صورتی، تصویری که در سرور
در وسط عمل با اطلاع مردم در قلب انسان ایجاد میشود
جلسه قبل
جلسه بعد