ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 056

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

تأکید قرآن بر اخلاص در عبودیت

به نام خداوند بخشندهٔ مهربان. اولاً به‌صورت کلی و به‌طور کلی در آیات قرآن به مسئلهٔ اخلاص اشاره شده و روی اخلاص تأکید شده، این هیچ شکی نیست. شما در قرآن وقتی به آیات قرآن در موارد مختلف با لحن‌های مختلف به مسئلهٔ اخلاص در عبودیت خدای متعال تأکید می‌فرماید. اکنون به چند آیه اشاره می‌شود به‌عنوان نمونه البته. آیهٔ پنج سورهٔ بیّنه به این صورت است:

«وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعْبُدُواْ ٱللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ وَيُقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤْتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ ۚ وَذَٰلِكَ دِينُ ٱلْقَيِّمَةِ» (بیّنه/۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و فرمان نیافته بودند جز اینکه خدا را بپرستند در حالی که دین را برای او خالص کنند، حق‌گرایانه؛ و نماز را برپا دارند و زکات بدهند؛ و این است دین استوار.

انسان‌ها امر نشده‌اند مگر اینکه خدا را با اخلاص عبادت کنند. لیعبدوا الله مخلصین له الدین امر نشده‌اند مگر به عبودیت، آن هم به‌صورت اخلاص. مخلصین در حالی که مخلص باشند در دین و روش عبودی‌شان. حنفاء حنیف باشند یعنی بی‌شرک همان اخلاص. و یقیموا الصلاة و یؤتوا الزکاة و ذلک دین القیمة نماز را زنده دارند و زکات را بدهند. ذلک دین القیم و این دین همان قیم است. ترجمه‌اش به سادگی همین است. البته خود شما یک وقت، یک وقتی خاصی در آیه تدبر و اشارات آیه را هرچه تدبر بکنید هی اشارات‌ها به دنبال خودش می‌آید. تنها ترجمهٔ ساده همین است.

«هُوَ ٱلْحَىُّ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱدْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ ۗ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ» (غافر/۶۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اوست زنده؛ معبودی جز او نیست؛ پس او را بخوانید در حالی که دین را برای او خالص کرده‌اید؛ ستایش خدا راست، پروردگار جهانیان.

هو الحی لا اله الا هو زنده است. الهی جز او نیست. فادعوه مخلصین له الدین او را بخواهید، بخوانید، بخواهید. اما در حالتی که مخلصین له الدین روش شما، دین شما، حرکت شما خالص باید برای او باشد. الحمد لله رب العالمین.

در یازده زمر این آیه هست که می‌خوانیم.

«قُلْ إِنِّىٓ أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ ٱللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ ٱلدِّينَ» (زمر/۱۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو: من فرمان یافته‌ام که خدا را بپرستم در حالی که دین را برای او خالص کرده باشم.

قل انی امرت ان اعبد الله مخلصا له الدین به رسول اکرم صلوات‌الله‌علیه خطاب می‌کنند بگو من امر شده‌ام خدا را عبادت بکنم اما مخلصا له الدین در حالتی که این عبادتم و دینم خالص برای او باشد. حالا این سه مورد را به‌عنوان نمونه گفته شد. از این سه موردی که به‌عنوان نمونه گفتم به خوبی برمی‌آید که آنچه که انسان مأمور است، از انسان خواسته شده است، انسان را به مقصد می‌رساند. به هر بیان گفتیم، گفتیم فقط عبادت خالصانه است، مخلصانه است. حرکت فقط برای این باشد که او را می‌خواهیم و رضوان او را. همین کلمه را شما فراموش نکنید. بعدها خودتان هرچه می‌توانید روش فکر بکنید. گفتم خود شما فکر بکنید خواهید فهمید که اگر انسان بخواهد عبادت و حرکتش فقط برای او باشد، برای خواستن او که خیلی معنی پیدا می‌کند در ذهن انسان. از آنجاها سر در می‌آورد که اگر انسان حتی عبادتش برای راحتی در آخرت باشد هم باز اخلاص نیست. برای خودش را باز خواسته. مخلصین له الدین فقط او را بخواهید. هرچه هست شما در این سه مورد به اضافه موارد دیگر خودتان تأمل می‌کنید. بنابراین آنچه از انسان خواسته شده است و سالک باید در نظر بگیرد این است که در کل سلوکش باید اخلاص را در نظر بگیرد. حالا این سه مورد را که گفته شد و کلی این مسئله از نظر آیات که برای ما روشن شد حالا نکاتی نیز اشاره خواهد شد در خلال صحبت. شروع می‌کنیم می‌بینیم که اخلاص چیست و شوائب اخلاص در چند مرتبه یا در چه صورت‌ها و در چه سطوحی می‌شود مطرح بشود.

شائبهٔ اول: ریا در مراتب مختلف

اخلاص عمل یک دفعه این است انسان در اخلاصش این‌جور شائبه آمیختگی پیدا بشود که ریاکار باشد یعنی عمل خالص نباشد، در عباداتش غیر در نظر باشد یا کلاً برای غیر خدا باشد یا بعضاً برای غیر خدا. بنابراین یک صورت از صور آفات اخلاص، شوائب اخلاص این است که انسان اخلاص نداشته باشد، این است انسان ریا داشته باشد در مراتب مختلف که در دو جلسه توضیح داده شد که هم مبطل عمل است و هم انسان مخلص نیست، آن هم با مراتبی که گفتم.

شائبهٔ دوم: مقاصد دنیوی غیر از دید مردم

صورت بعدی، صورت دوم از آفات‌های اخلاص که انسان اگر آن آفات‌ها را داشته باشد در واقع مخلص نیست، این است که مردم در نظر نباشد. مردم در نظر نباشد، ولی انسان در عبادات و سلوکش و در حرکات عبودی‌اش که انجام می‌دهد مقاصد دیگری غیر از خود حق و رضوان حق در قلبش مطرح باشد. این هم صورتی از شوائب و آمیختگی‌ها در اخلاص است. یعنی در واقع اخلاص را خراب می‌کند و انسان فاقد اخلاص آنچنان که باید باشد می‌شود. چطور اغراض دیگر؟ که این هم خیلی‌ها ممکن است با هم اهل آن باشند، ممکن است هم که نه دقیقاً مبتلا هستیم و آن اینکه مقاصد دیگر مردم نه، دید مردم نه، این‌جور بگن، این‌جور ببینن نه، مقاصد دیگر است. یا کسی فرض فرماید که از باب مثال می‌رود به مکه، به مسافرت حج می‌رود و اما خالص رضوان حق مطرح نیست، مطرحه حج است، قربة الی الله هست اما یک سفری هم بکنیم تنوعی هم باشد، تسطیح شده، شائبهٔ اخلاص است، شائبه برای اخلاص است، آفت اخلاص است. یا مثلاً ضمناً فلان دوست را هم آنجا ببینیم یا ببینیم وضع مثلاً عربستان چه جوری است؟ مثلاً از این طرف‌ها نگردیم که آن وضع را دیدن به‌عنوان یک حرکت انقلابی اسلامی توحیدی آن مسئله دیگر است تا از دیدن معمولی است. به هر صورت امثال این‌ها یا به قول معروف بعضی‌ها می‌گویند الان که نیست که بعضی مثلاً فرض فرماید که این دیگر الان نیست ولی سابقاً بود علما اخلاق عنوان کردن. حالا چون عنوان کردن مثال خوبی است شاید الان مورد ندارد. مثلاً سابقاً که غلام آزاد کردن مطرح بود و آزاد می‌کردند. بعضی‌ها غلام‌هایی داشتند خیلی شرور و بد و امثال این‌ها و اذیت می‌کرد. اصلاً پول داده بودند خریده بودند. حالا این‌ها را برای خدا هم برای خدا آزاد بکنم و هم از شرشان که بشم ضمناً خلاص بشوم شائبهٔ اخلاص است. خیلی از این جور چیزها مثلاً فرض فرماید که شما بلند می‌شوید و شما تصمیم می‌گیرید که یک روزه می‌گیرید. روزه گرفتنتان منظورتان همان گرسنگی است. برای این می‌گویید که بالاخره سلامت شما هم ضمناً بهتر تأمین می‌شود یا راحت می‌شوید از تحصیل غذا و از پختن غذا و امثال این‌ها بالاخره راحت‌تر می‌شوید. مخصوصاً خانم‌ها که خیلی به این مسئله گرفتار هستند آن وقت می‌آید ماه رمضان ماه مبارک و خیلی هم مسرور می‌شود. می‌گویند که از پخت و پز غذا و امثال این جور چیزها هم راحت شدیم. این شائبه است. یعنی همه‌اش برای خدا نیست. درست از آن ریاهای آن چنانی که گفتیم نیست ها ولی بالاخره این‌ها را ریاهای خفی می‌گویند. اگر مبطل عملاً نباشد ریای خفی شائبهٔ اخلاص است. بحث ما در اخلاص است. مقاصد دیگری آمیخته می‌شود به عمل انسان. این یک مرحله بود.

شائبهٔ سوم: مقاصد اخروی غیر از ذات حق

مرحلهٔ دیگر این است که از این مقاصد گذشتیم. مقاصد دنیوی به عمل و عبادات انسان آمیخته نیست. شوائب دنیوی به این صورت که توضیح داده شد نمونه‌ها گفته شد دیگر آمیخته نیست در حرکت عبودی انسان اما از مقاصد اخروی آمیختگی‌ها هست. مسئله آن هم به‌صورت‌های مختلف تثبیت می‌شود. این را گفتم قبلاً ولی در اینجا برای تکمیل بحث لازم است که بگوییم این صورت را. شوائب اخروی چه جور؟ مثلاً عبادت می‌کند، ذکر می‌گوید از هر عبادت، هر حرکتی در سلوکش کلاً اعمالی که انجام می‌دهد برای این است که از به اصطلاح جهنم خلاص بشود و بهشت نائل بشود. خوب این توضیح را هم دیگر بیشتر من با اشاره می‌گذارم. این در واقع باز آفات اخلاص است. یعنی اگر بخواهد کسی خوب مخلص باشد باید این‌طور نباشد. یعنی نه برای اینکه از جهنم خلاص بشوم و به بهشت برسم و کیف خوب بکنم. این شد باز خود و هواهای خود من ها در آن طرف خواسته‌های خود در آن طرف. مبطل نیست؛ سخن در در شوائب اخلاص صحبت می‌کنیم. آن صورت مبطل همان مبطل ریا بود که در دو جلسهٔ گذشته گفتیم شوائب اخلاص است. یا کسی مثلاً در سلوک برایش یک حالاتی پیش می‌آید معمولاً حالا در آن صورت‌های مختلفش که شنیده‌اید و اگر اهلش باشید دیده‌اید و یا شنیده‌اید. در هر صورت بعضی از حالاتی که می‌آید از مشاهدات و مکاشفات و حالات مختلف دیگر حالا نام‌های مختلفی هم دارد که احیاناً برای سالک به‌عنوان اینکه سالک است می‌شود گفت که احیاناً این‌ها مطلوب هم هست. یعنی خوشش می‌آید این حالت وقتی پیش می‌آید، وقتی حجاب کنار می‌رود و هوایی برایش روشن می‌شود، چیزی برایش واضح می‌شود، چیزی می‌بیند، چیزی می‌شنود، مناظری را می‌بیند، تجلیاتی برایش پیش می‌آید در مراحل پایین‌تر. این‌ها خوشش می‌آید از سالکی معمولاً در ابتدا خوشش می‌آید از این مسئله، از این مسائل چون مشوق است و خوشایند است و امیدها می‌دهد الی آخر. اما به‌طور ناخودآگاه می‌بینید که این‌ها در مقام عبودیت وقتی شروع به ذکر و عبادت و در حرکتش کلاً این‌ها در زوایای قلب خوابیده، عبادت‌ها را که برای خدا و برای تقرب خدا انجام می‌دهد در زوایای قلبش آن حالات را باز و حتی در مراحل بالاتر داشته باشد در زوایای قلبش خوابیده. این از شوائب چیست؟ از شوائب اخلاص است. مشاهده‌ای دارم حالا باز آن مشاهده پیش بیاید و که بالاتر هم بیاید. وقتی که من مشغول هستم خدا را می‌خواهم اما آن هم در قلبم هست شائبهٔ اخلاص است. همین حالات دیگر آن مشاهده نباشد و از حالات دیگر باشد. این هم یک صورت قضیه است که از به اصطلاح آفات اخلاص است که مقاصد اخروی در نیت انسان یعنی غیر از ذات حق و لقاء حق و رضوان حق در عبودیت انسان مطرح باشد. این‌ها هم از آفات اخلاص است در جای خودش و مخلص آن کسی است که این‌ها هم برایش مطرح نباشد. نه اینکه نترسد و که این را گفتم باز می‌گویم نه اینکه نترسد از آتش. آتش چیزی است که همه باید بترسند. در ذبح نیز همه باید بترسند. رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌ترسید و می‌ترسد و علی سلام‌الله‌علیه می‌ترسید و می‌ترسد. همه می‌ترسیدند و می‌ترسند و خواهند ترسید تا جایی که به اصطلاح آن قیامت آون فیش بیاید و مسائل خاتمه پیدا بکند و به دارالسلام وارد بشوند. اما این مسئله غیر از این است که در حرکت‌ها نظر این است که از آتش نجات پیدا بکند. حرکت‌ها نظر این است که خدا را می‌خواهد، مخلص. این هم یکی از صورت‌های آخرتر یا از آفات‌ها در مقام اخلاص است.

شائبهٔ خطرناک: عمل در ملأ برای تأثیر بر مردم

به منافع دنیوی و اخروی. این دو را من توضیح داده شد. می‌رویم به یک صورت‌های دیگر از آفات اخلاص. باید نیک نگریست. که این کلامی که مطلب این است صورت‌ها که باز به‌عنوان نمونه توضیح خواهم داد، این‌ها هم باز برای ما احیاناً در مقام عبودیت مبتلا به هست. من فکر می‌کنم برای ما یقیناً مبتلا به هست. همهٔ این‌ها که گفتیم مبتلا به هست هم مقاصد دنیایی برای ما، آمیختگی در عبادات ما، هم مقاصد اخروی، هم بهشت‌ها و جهنم‌ها و این‌ها و همین‌ها که مطلب این است مخصوصاً اینی که می‌گویم یک مقدار خطرناک هم هست از آفات اخلاص است باز. خطرناک هم هست یعنی گاهی بوی ریای مبطل را می‌دهد. از این نظر خطرناک است. باید نیک نگریست.، بوی ریای مبطل را می‌دهد. از آن آفات بودار است در اینجا. نه تنها نمی‌گذارد انسان اخلاص داشته باشد بلکه احیاناً بوی ابطال عمل هم پیش می‌آید. آن چه جوری؟ گاهی می‌بینید که انسان در اخلاصش این جور آفت پیدا می‌شود. عملی را در ملأ انجام می‌دهد، عبادتی را در ملأ یعنی جایی که مردم می‌بینند ملأ در مقابل خلوت، در مقابل خلوت، در ملأ انجام می‌دهد و منظورش هم این است که خوب هم انجام می‌دهد حتی هم اصلش و هم کیفیتش را خیر و خوب انجام می‌دهد و نظرش هم این است که دیگران بر او تأثیر کنند. آن وقت اینجا بالاخره در قلب این شخص غیر از خدا چه چیز مطرح هست اگر گفتید؟ مردم مطرح است. مردم ببینند و آن‌ها هم انجام بدهند. احسنت مردم مطرح است. خلق مطرح است. خوب انجام می‌دهد که برای اینکه مردم تأثیر کنند، ببینند و خوب انجام بدهند. فعلاً در ابتدا که ما حساب می‌کنیم غیر خدا در قلب فعلاً مطرح است و آن عبارت است از مردم. آنچنان تجرد پیدا نکردیم که از همه چیز چه باشیم؟ اصلاً دیگر منصرف باشیم. مقطع مثل اینکه واقعاً منصرف است. اگر در میان وزرا جمعیت هم کاری انجام می‌دهد اصلاً توجه ندارد مردم هست. شاید آن مجرد از آفات باید این‌طور باشد. ولی کسی که این چنین است هنوز به مرحلهٔ خوب اخلاص موفق چه؟ نشده، هنوز مجرد از مردم نیست. در قلبش مسائل می‌آید هنوز. و اینجا حتی یک مقدار خطرناک هم هست که احیاناً یک شیبی از شیطان و نفس باشد. به چه شکل؟ من که این کار را انجام می‌دهم به این نیت در ملأ که مردم هم ببینند تأثیر بکنند و خوب وقتش را انجام می‌دهم با کیفیت خوب و وضع خوب این عبادت را با کیفیت خوبی تأثیر بکنند مردم. مردم تأثیر بکنند. این تأثیر بکنند یعنی کار خوب است دیگر. در اینجا از سالک یک تأثیری می‌خواهم. یعنی کار خوب است این که ما این‌جور انجام می‌دهم، این کار چه؟ کار خوب است و مردم این کار خوب را چه بکنند؟ انجام دهند. ما دلمان می‌خواهد مردم این که این‌جوری باید فقط این‌جور انجام بدهند کار خوب است. ما خودمان هم از مردم هستیم یا نه؟ این کسی که این تحلیل است ها باید نیک نگریست. تحلیلی است که برای پی بردن به اینکه در اینجا آفتی هست. خود من که این کار را می‌کنم هم از مردم هستم، منم انسان هستم یا انسان نیستم؟ منم انسان هستم. اگر خوب است برای همه خوب است برای من هم خوب است یا نه؟ برای من هم خوب است. حالا من در خلوت این‌جور انجام می‌دهم یا نه؟ نه، توجه ندارید. اگر خوب است پس چرا خودم در خلوت آنچنان که در جلوت می‌کردم برای تأثیر مردم، چرا خودم در خلوت آنچنان را انجام نمی‌دهم؟ این خوب را چرا برای دیگران فقط می‌خواهم؟ برای خودم نه. شائبهٔ خطرناکی در بین هست. خوب چه گفته شد؟ اگر این خوب است برای همه، برای خود من در دل شب که هیچ‌کس نمی‌بیند هم خوب است. اما من می‌بینم در دل شب آنچنان کیفیت را که در ملأ داشتم، نیت من خوب بود به نظر خودم برای مردم تأثیر مردم بود. اما این در خلوت ندارم. من مگر خودم به خودم دلم نمی‌سوزد فقط برای مردم دلم می‌سوزد؟ این معلوم است که اینجا کلاه سر رفته، آفت اخلاص است. این جوری که من تحلیل می‌کنم، این تحلیل‌ها برای این است که شما اگر ان‌شاءالله به مقام عمل وارد شدید، این‌جور با این تحلیل‌ها خودتان را چه بکنید؟ آزمایش بکنید. ان‌شاءالله که کردید و گذشتید. اگر نکردید این‌جور آزمایش بکنید.

شائبهٔ دیگر: برابر کردن خلوت با جلوت برای فرار از ریا

، آفت دیگر باز خطرناک. آن اینکه انسان می‌آید این صورت نیز از شائبه‌های خطرناک است. می‌آید در خلوت، او معمولاً در بین مردم گاهی اوقات عبادت‌ها دارد و با کیفیت خوب هم حالا دارد عبادت‌هایی حالا اصلش و با کیفیت‌هاش. بعد برای اینکه من می‌آیم حالا من خودم مطلب این است، می‌آیم برای اینکه ریا نباشد، باطن و ظاهر یکی باشد، باید نیک نگریست. باطن و ظاهر یکی باشد، در خلوت هم سعی می‌کنم به همان نحوی که در جلوت یعنی در ملأ چه اصل را و چه کیفیت را انجام می‌دادم انجام بدهم. چه؟ برای فرار از چه؟ برای فرار از چه اگر گفتید؟ از ریا. راضی هستم ریا می‌کنم یعنی به نظر — سعی می‌کنم این اندازه توفیق خدا هست که به این طور نمی‌خواهم باشم که باطنم طوری باشد، ظاهرم طوری باشد در بین مردم آن جاها که با مردم هستم عبادتی انجام می‌دهم و طوری هم انجام می‌دهم با کیفیت خاص. نمی‌خواهم آنچنان باشم که در خلوت هستم آن عبادت را من دیگر انجام ندهم یا با آن کیفیت انجام ندهم. می‌خواهم ظاهر باطنم یکی باشد. در خلوت هم می‌آیم آن عبادت را با همان کیفیت انجام می‌دهم. اینجا نیتم غیر از خدا این است که خلوت با جلوت چه باشد؟ یکی باشد. این یکی از مقاصد ماست دیگر. یکی از مقاصد است آمیخته در این عبادت است. می‌خواهم من به خدا نزدیک باشم و هم می‌خواهم باطن و ظاهرم با هم چه باشد؟ یکی باشد. این می‌خواهم دوم شائبه است و این حاکی از این است که بالاخره من در خلوت حالا خطرناک‌تریش اینجاست. من در خلوت این عبادت را اصلش را به کیفیتش را الان انجام دادم برای اینکه بتوانم در ملأ هم این عبادت را با این وضع و با این کیفیت چه بکنم؟ انجام بدهم. این مقدمه بوده برای آن. این زمینه‌سازی بوده برای آن. در هر دو هم مطرح است هم در خلوت و هم در جلوت. این چیزی است که من خودم در خودم دیدم. شما را نمی‌بینم. خیلی یعنی یک وقت خیلی وقت‌ها وقتی کسی نیست سعی کردم که چیزی، کاری انجام بدهم، عبادتی انجام بدهم بعد با همان کیفیت آن هم بین مردم دیگر که شرم کردم از اینکه چرا مثلاً در ملأ هم این‌جوری ولی در باطنم همون‌طور که در ملأ هستم این‌جور می‌گویم، این‌جور نشان می‌دهم، این‌جور عمل می‌کنم، باید در باطن همین‌طور باشم. درست خلاصه من مثلاً فکر می‌کنم کار خوب انجام می‌دهم ولی نگو می‌خواهم باطن را درست بکنم برای اینکه ملأ را تصحیح بکنم و خاطرم را جمع بکنم.

شما گاهی شده که در بین مثلاً مردم مثلاً خواستید نمازی بخوانید و فرض کنم که عبادتی انجام بدهید. آن وقت در آنجا در همان وسط عبادت شما را نمی‌گویم بعضی‌ها این‌طور می‌شوند. در همان‌جا که انسان در ملأ عبادتی انجام می‌دهد دلش هم می‌خواهد از ریا چه بکند؟ فرار بکند. در همان‌جا برای فرار از ریا که برای مردم نباشد و عبادتش را خوب انجام بدهد، فوری به یادش می‌آورد که تو در پیشگاه خدایی ساده خوب توجه بکن در محضر حق هستی، چنین جلالی، چنین عظمتی به خودت بیا و فلان و می‌خواهد عبادتش را در ملأ هست، در ملأ مشغول عبادت است. یک دفعه این خطورها و این فکرها در قلبش ایجاد می‌شود. این داعیش همین است که می‌خواهد از ریا فرار بکند. می‌بینید؟ فکر بکن در پیش کسی ایستاده‌ای، در پیشگاه خدایی ایستاده‌ای و جلال و عظمت خدایی ایستاده‌ای. حضور قلب داشته باش، غافل نباش، این‌ور و آن‌ور نرو، با خضوع، با خشوع این‌ها را، این نداها از چیست؟ این برای فرار از چیست؟ چه چیزی گفتی؟ برای فرار از ریا و این نداها از شیطان است. برای اینکه یعنی در واقع سعی می‌کند به خودش بیاید که من حالا غافل باشم از مردم، حالا فعلاً با حضور قلب در پیشگاه خدا هستم. این چرا در خلوت این‌طور نمی‌شود؟ چرا این تکان در خلوت نمی‌آید؟ این که انسان تکان می‌خورد به یاد بیاید، متوجه باش، در محضر کسی ایستاده‌ای، منصرف از مردم باش. این چرا در خلوت پیش نمی‌آید؟ این تکان خوردن، این در پیشگاه حق بودن، متوجه باش در چه جایی ایستاده‌ای، در محضر کی ایستاده‌ای، این که در خلوت نمی‌آید در جلوت می‌آید باز این یک نوع شائبه است. معلوم می‌شود که مردم در قلب مطرح هستند و ما برای اینکه از ریا فرار بکنیم این‌جور محمل برای خودمان درست می‌کنیم و این‌ها شائبهٔ اخلاص است.

مجاهدت سخت برای اخلاص؛ مدارج

و بعد به‌طور که در اول صحبت گفته شد که یک قسمت‌های زیادی را در باب اخلاص نمی‌شود گفت. یعنی قسمت‌های زیادی در باب اخلاص هست، یعنی آفات‌های دقیقی که برای اخلاص هست و در مقام اخلاص مطرح می‌شود زیاد نمی‌شود به بیان آورد. ان‌شاءالله خودتان در مقام عمل که موفق بودید به آن‌ها تأمل کنید. بنابراین در باب اخلاص یک مجاهدت سختی برای انسان لازم است که واقعاً مجاهدت بکند که عمل را جدا برای خدا انجام بدهد و این بی‌مجاهدت به دست نخواهد آمد. بدون اینکه انسان هوشیار باشد به دست نخواهد آمد. و طبیعی است کسی که می‌خواهد به اخلاص موفق بشود از قدم اول که شروع می‌کند قدم به قدم پیش می‌رود و در مدارج اخلاص پیش می‌رود تا جایی که به اخلاصی که باید نائل بشود، نائل گردد. این، این طور است.

تثبیت شائبه‌های اخلاص

اخلاص در قرآن محورِ عبودیت است؛ اما شائبه‌هاش بسیارند: ریای آشکار و خفی، مقاصدِ دنیویِ غیر از دیدِ مردم، مقاصدِ اخرویِ غیر از ذاتِ حق، عمل در ملأ برای تأثیر بر دیگران، و حتی برابر کردنِ خلوت با جلوت به‌عنوانِ فرارِ نادرست از ریا. مجاهدت برای اخلاص مدارج دارد و سخت است؛ سالک نباید گمان کند با ترکِ یک صورت از ریا به اخلاص رسیده است. هر شائبه دری است که هوا از آن وارد می‌شود؛ بستنِ همهٔ درها کارِ مراقبهٔ متصل است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.