ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم.

اولا به صورت کلی و به طور کلی در آیات قرآن به مسئله اخلاص اشاره شده و روی اخلاص تأکید شده، این هیچ شکی نیست.

شما در قرآن وقتی به آیات قرآن دقت می‌کنید در موارد مختلف با لحن‌های مختلف به مسئله اخلاص در عبودیت خدای متعال تأکید می‌فرماید.

حالا من به چند آیه اشاره می‌کنم به عنوان نمونه البته.

آیه پنج سوره بیّنه به این صورت است: و ما امروا إلا ليعبدوا الله مخلصين له الدين حنفاء و يقيموا الصلاة و يؤتوا الزكاة و ذلك الدين القيم.

انسان‌ها امر نشده‌اند مگر اینکه خدا را با اخلاص عبادت کنند.

ليعبدوا الله مخلصين له الدين امر نشده‌اند مگر به عبودیت، اون هم به صورت اخلاص.

مخلصين در حالی که مخلص باشند در دین و روش عبودی‌شون.

حنفاء حنیف باشند یعنی بی‌شرک همان اخلاص.

و يقيموا الصلاة و يؤتوا الزكاة و ذلك الدين القيم نماز را زنده دارند و زکات را بدهند.

ذلك الدين القيم و این دین همان قيم است.

ترجمه ساده‌اش را عرض می‌کنم.

البته خود شما یک وقت، یک وقتی خاصی در آیه تدبر بفرمایید و اشارات آیه را هرچی تدبر بکنید هی اشارات‌ها به دنبال خودش میاد.

من فقط ترجمه ساده را عرض می‌کنم.

هو الحي لا اله إلا هو زنده است.

الهی جز او نیست.

فاعبده مخلصين له الدين او را بخواهید، بخوانید، بخواهید.

اما در حالتی که مخلصين له الدين روش شما، دین شما، حرکت شما خالص باید برای او باشد.

الحمد لله رب العالمين.

در یازده زمر این آیه هست که می‌خوانیم.

قل اني امرت ان اعبد الله مخلصا له الدين به رسول اکرم صلوات الله علیه خطاب می‌کنند بگو من امر شده‌ام خدا را عبادت بکنم اما مخلصا له الدين در حالتی که این عبادتم و دینم خالص برای او باشد.

حالا این سه مورد را به عنوان نمونه عرض کردم.

از این سه موردی که به عنوان نمونه گفتم به خوبی برمی‌آد که آنچه که انسان مامور است، از انسان خواسته شده است، انسان را به مقصد می‌رساند.

به هر بیان گفتیم، گفتیم فقط عبادت خالصانه است، مخلصانه است.

حرکت فقط برای این باشد که او را می‌خواهیم و رضوان او را.

همین کلمه را شما فراموش نکنید.

بعدها خودتون هرچی می‌توانید روش فکر بکنید.

گفتم خود شما فکر بکنید خواهید فهمید که اگر انسان بخواهد عبادت و حرکتش فقط برای او باشد، برای خواستن او که خیلی معنی پیدا می‌کند در ذهن انسان.

از اونجاها سر در می‌آورد که اگر انسان حتی عبادتش برای راحتی در آخرت باشد هم باز اخلاص نیست.

برای خودش را باز خواسته.

مخلصين له الدين فقط او را بخواهید.

هرچه هست شما در این سه مورد به اضافه موارد دیگر خودتون تأمل می‌کنید.

بنابراین آنچه از انسان خواسته شده است و صالح باید در نظر بگیرد این است که در کل سلوکش باید اخلاص را در نظر بگیرد.

خب حالا این سه مورد را که عرض کردیم و کلی این مسئله از نظر آیات که برای ما روشن شد حالا جوایزی هم عرض خواهیم کرد در خلال صحبت.

شروع می‌کنیم می‌بینیم که اخلاص چیست و شوائب اخلاص در چند مرتبه یا در چه صورت‌ها و در چه سطوحی می‌شود مطرح بشود.

اخلاص عمل یک دفعه این است انسان در اخلاصش اینجور شائبه آمیختگی پیدا بشود که ریاکار باشد یعنی عمل خالص نباشد، در عباداتش غیر در نظر باشد یا کلاً برای غیر خدا باشد یا بعضاً برای غیر خدا.

بنابراین یک صورت از صور آفات اخلاص، شوائب اخلاص این است که انسان اخلاص نداشته باشد، این است انسان ریا داشته باشد در مراتب مختلف که در دو جلسه توضیح دادم که هم مبتلأ عمل است و هم انسان مخلص نیست، اون هم با مراتی که گفتم.

صورت بعدی، صورت دوم از آفات‌های اخلاص که انسان اگر اون آفات‌ها را داشته باشد در واقع مخلص نیست، این است که مردم در نظر نباشد.

دقت می‌کنید؟

مردم در نظر نباشد، ولی انسان در عبادات و سلوکش و در حرکات عبودیش که انجام می‌دهد مقاصد دیگری غیر از خود حق و رضوان حق در قلبش مطرح باشد.

این هم صورتی از شوائب و آمیختگی‌ها در اخلاص است.

یعنی در واقع اخلاص را خراب می‌کند و انسان فاقد اخلاص آنچنان که باید باشد می‌شود.

چطور اغراض دیگر؟

که این هم خیلی‌ها ممکنه با هم اهیانند، ممکنه هم که نه دقیقا مبتلا هستیم و اون اینکه مقاصد دیگر مردم نه، دید مردم نه، اینجور بگن، اینجور ببینن نه، مقاصد دیگر است.

یا کسی فرض فرماید که as bab مثال می‌رود به مکه، به مسافرت حج می‌رود و اما خالص رضوان حق مطرح نیست، مطرحه حج است، قوتن الله هست اما خب یه سفری هم بکنیم تنوعی هم باشه، تسطیح شده، شائبه اخلاص است، شائبه برای اخلاص است، آفت اخلاص است.

یا مثلاً ضمناً فلان دوست رو هم اونجا ببینیم یا ببینیم وضع مثلاً عربستان چه جوریست؟

مثلاً از این طرفها نگردیم که اون وضع را دیدن به عنوان یک حرکت انقلابی اسلامی توحیدی اون مسئله دیگه است تا از دیدن معمولی است.

به هر صورت امثال اینها یا به قول معروف بعضیا میگن الان که نیست که بعضی مثلاً فرض فرماید که این دیگه الان نیست ولی سابقاً بود علما اخلا عنوان کردن.

حالا چون عنوان کردن مثال خوبیه شاید الان مورد ندارد.

مثلاً سابقاً که غلام آزاد کردن مطرح بود و آزاد میکردند.

خب بعضیا غلام‌هایی داشتن خیلی شرور و بد و امثال اینها و اذیت می‌کرد.

اصلاً خب پول داده بودن خریده بودن.

حالا اینا رو برای خدا هم برای خدا آزاد بکنم و هم از شرشون که بشم ضمناً خلاص بشم شائبه اخلاص است.

خیلی از این جور چیزها مثلاً فرض فرماید که شما بلند می‌شوید و شما تصمیم می‌گیرید که یه روزه می‌گیرید.

روزه گرفتن تون منظورتون همون گرسنگی است.

برای این می‌گید که بالاخره سلامت شما هم ضمناً بهتر تأمین می‌شود یا راحت می‌شوید از ته-تحصیل غذا و از پختن غذا و امثال اینها بالاخره راحت‌تر می‌شوید.

مخصوصاً خانم‌ها که خیلی به این مسئله گرفتار هستند اون وقت میاد ماه رمضان ماه مبارک و خیلی هم مسرور می‌شود.

میگن که خب از پخت و پز غذا و امثال این جور چیزها هم راحت شدیم.

این شائبه است.

یعنی همش برای خدا نیست.

درست از اون ریاهای اون چنانی که گفتیم نیست‌ها ولی بالاخره اینا رو ریاهای خفی میگن.

اگر مفضل عملاً نباشد ریای خفی شائبه اخلاص است.

بحث ما در اخلاص است‌ها.

مقاصد دیگری آمیخته می‌شود به عمل انسان.

خب این یک مرحله بود.

مرحله دیگر این است که از این مقاصد گذشتیم.

مقاصد دنیوی به عمل و عبادات انسان آمیخته نیست.

شواهد دنیوی به این صورت که توضیح دادم حالا من نمونه‌ها رو گفتم دیگه آمیخته نیست در حرکت عبودی انسان اما از مقاصد اخروی آمیختگی‌ها هست.

مسئله اون هم به صورت‌های مختلف تثبیت می‌شود.

اینو گفتم قبلاً ولی در اینجا برای تکمیل بحث لازم است که بگیم این صورت را.

شواهد اخروی چه جور؟

مثلاً عبادت می‌کند، ذکر می‌گوید از هر عبادت، هر حرکتی در سلوکش کلاً اعمالی که انجام می‌دهد برای این است که از به اصطلاح جهنم خلاص بشود و بهشت نائل بشود.

خوب این توضیح رو هم دیگه بیشتر من با اشاره می‌گذارم.

این در واقع باز آفات اخلاص است.

یعنی اگر بخواهد کسی خوب مخلص باشد باید اینطور نباشد.

یعنی نه برای اینکه از جهنم خلاص به خلاص بشوم و به بهشت برسم و کیف خوب بکنم.

این شد باز خود و هواهای خود من ها در اون طرف خواسته‌های خود در اون طرف.

مفضل نیست‌ها دقت بفرمایید ما در شواهد اخلاص صحبت می‌کنیم.

اون صورت مفضل همون مفضل ریا بود که در دو جلسه گذشته گفتیم شواهد اخلاص است.

یا کسی مثلاً در سلوک براش یک حالاتی پیش میاد معمولاً حالا در اون صورت‌های مختلفش که شنیده‌اید و اگر اهلش باشید دیده‌اید و یا شنیده‌اید.

در هر صورت بعضی از حالاتی که میاد از مشاهدات و مکاشفات و حالات مختلف دیگه حالا نام‌های مختلفی هم دارد که احیاناً برای سالک به عنوان اینکه سالک است می‌شود گفت که احیانا اینها مطلوب هم هست.

یعنی خوشش میاد این حالت وقتی پیش میاد، وقتی حجاب کنار می‌رود و هوایی براش روشن می‌شود، چیزی براش واضح می‌شود، چیزی می‌بیند، چیزی می‌شنود، مناظری را می‌بیند، تجلیاتی براش پیش میاد در مراحل پایین‌تر.

اینها خب خوشش میاد از سالکی معمولاً در ابتدا خوشش میاد از این مسئله، از این مسائل چون مشوق است و خوشایند است و امیدها می‌دهد الی آخر.

اما به طور ناخودآگاه می‌بینید که اینها در مقام عبودیت وقتی شروع به ذکر و عبادت و در حرکتش کلاً اینها در زوایای قلب خوابیده، عبادت‌ها را که برای خدا و برای ترقب خدا انجام می‌دهد در زوایای قلبش اون حالات را باز و حتی در مراحل بالاتر داشته باشد در زوایای قلبش خوابیده.

این از شواهد چیست؟

از شواهد اخلاص است.

مشاهده‌ای دارم حالا باز اون مشاهده پیش بیاد و که بالاتر هم بیاد.

وقتی که من مشغول هستم خدا را می‌خواهم اما اون هم در قلبم هست شائبه اخلاص است.

توجه می‌کنید؟

همین حالات دیگر آن مشاهده نباشد و از حالات دیگر باشد.

این هم یک صورت قضیه است که از به اصطلاح آفات اخلاص است که مقاصد اخروی در نیت انسان یعنی غیر از ذات حق و لقاء حق و رضوان حق در عبودیت انسان مطرح باشد.

اینها هم از آفات اخلاص است در جای خودش و مخلص اون کسی است که اینها هم براش مطرح نباشد.

نه اینکه نترسد و که اینو گفتم باز میگم نه اینکه نترسد از آتش.

آتش چیزی است که همه باید بترسند.

در ذبح نیز همه باید بترسند.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌ترسید و می‌ترسد و علی سلام الله عليه می‌ترسید و می‌ترسد.

همه می‌ترسیدند و می‌ترسند و خواهند ترسید تا جایی که به اصطلاح اون قیامت آون فیش بیاد و مسائل خاتمه پیدا بکند و به دارالسلام وارد بشوند.

اما این مسئله غیر از این است که در حرکت‌ها نظر این است که از آتش نجات پیدا بکند.

حرکت‌ها نظر این است که خدا را می‌خواهد، مخلص.

این هم یکی از صورت‌های آخرتر یا از آفات‌ها در مقام اخلاص است.

خب به [مکث] منافع دنیوی و اخروی.

این دو را من توضیح دادم.

می‌رویم به یک صورت‌های دیگر از آفات اخلاص.

خوب دقت کنید که این کلامی که می‌خوام بگم صورت‌ها که باز به عنوان نمونه توضیح خواهم داد، این‌ها هم باز برای ما احیاناً در مقام بودیت متلابه هست.

من فکر می‌کنم برای ما یقیناً متلابه هست.

همه این‌ها که گفتیم متلابه هست هم مقاصد دنیایی برای ما، آمیختگی در عبادات ما، هم مقاصد اخروی، هم فرشته‌ها و جهنم‌ها و این‌ها و همین‌ها که عرض می‌کنم مخصوصاً اینی که می‌گیم یک مقدار خطرناک هم هست از آفات اخلاص است باز.

خطرناکم هست یعنی گاهی بوی ریاء مبتل را می‌دهد.

از این نظر خطرناک است.

خوب دقت بکنید، بوی ریاء مبتل را می‌دهد.

از اون آفات بودار است در اینجا.

نه تنها نمی‌گذارد انسان اخلاص داشته باشد بلکه احیاناً بوی ابطال عمل هم پیش میاد.

اون چه جوری؟

گاهی می‌بینید که انسان در اخلاصش این جور آفت پیدا می‌شود.

عملی را در ملأ انجام می‌دهد، عبادتی را در ملأ یعنی جایی که مردم می‌بینند ملأ در مقابل خلوت، در مقابل خلوت، در ملأ انجام می‌دهد و منظورش هم این است که خوبم انجام می‌دهد حتی هم اصلش و هم کیفیتش را خیر و خوب انجام می‌دهد و نظرش هم این است که دیگران بر او تأثیر کنند.

اون وقت اینجا بالاخره در قلب این شخص غیر از خدا چه چیز مطرح هست یه گفتید؟

مردم مطرح است.

مردم ببینند و اونام انجام بدن.

احسنت مردم مطرح است.

خلق مطرح است.

خوب انجام می‌دهد که برای اینکه مردم تأثیر کنند، ببینند و خوب انجام بدهند.

فعلاً در ابتدا که ما حساب می‌کنیم غیر خدا در قلب فعلاً مطرح است و اون عبارت است از مردم.

آنچنان تجرد پیدا نکردیم که از همه چیز چه باشیم؟

اصلاً دیگه منصرف باشیم.

مقطع مثل اینکه واقعاً منصرف است.

اگر در میان وزرا جمعیت هم کاری انجام می‌دهد اصلاً توجه ندارد مردم هست.

شاید اون مجرد از آفات باید اینطور باشد.

ولی کسی که این چنین است هنوز به مرحله خوب اخلاص موفق چیه؟

نشده، هنوز مجرد از مردم نیست.

در قلبش مسائل میاد هنوز.

و اینجا حتی یه مقدار خطرناک هم هست که احیاناً یک شیبی از شیطان و نفس باشد.

به چه شکل؟

خب من که این کار را انجام می‌دهم به این نیت در ملأ که مردم هم ببینند تأثیر بکنند و خب خوب وقتش رو انجام میدم با کیفیت خوب و وضع خوب این عبادت را با کیفیت خوبی تأثیر بکنند مردم.

خب مردم تأثیر بکنند.

این تأثیر بکنند یعنی کار خوب است دیگه.

حالا من از شما اینجا یه تأثیری می‌خوام.

یعنی کار خوب است این که ما اینجور انجام می‌دهم، این کار چیه؟

کار خوب است و مردم این کار خوب را چه بکنند؟

انجام دهند.

ما دلمون می‌خواد مردم این که اینجوری باید فقط اینجور انجام بدهند کار خوب است.

ما خودمون هم از مردم هستیم یا نه؟

این کسی که این تحلیل است ها خوب دقت کنید تحلیلی است که برای پی بردن به اینکه در اینجا آفتی هست.

خود من که این کار را می‌کنم هم از مردم هستم، منم انسان هستم یا انسان نیستم؟

منم انسان هستم.

خب اگر خوب است برای همه خوب است برای من هم خوب است یا نه؟

برای من هم خوب است.

حالا من در خلوت اینجور انجام می‌دهم یا نه؟

توجه می‌کنید؟

نه، توجه ندارید.

اگر خوب است پس چرا خودم در خلوت آنچنان که در جلوت می‌کردم برای تأثیر مردم، چرا خودم در خلوت آنچنان را انجام نمی‌دهم؟

این خوب را چرا برای دیگران فقط می‌خوام؟

برای خودم نه.

شائبه خطرناکی در بین هست.

خوب توجه کردید چه عرض کردم؟

اگر این خوب است برای همه، برای خود من در دل شب که هیچکس نمی‌بیند هم خوب است.

اما من می‌بینم در دل شب آنچنان کیفیت را که در ملأ داشتم، نیت من خوب بود به نظر خودم برای مردم تأثیر مردم بود.

اما این در خلوت ندارم.

من مگر خودم به خودم دلم نمی‌سوزد فقط برای مردم دلم می‌سوزد؟

این معلوم است که اینجا کلاه سر رفته، توجه می‌کنید؟

آفت اخلاص است.

این جوری که من تحلیل می‌کنم، این تحلیل‌ها برای این است که شما اگر انشاالله به مقام عمل وارد شدید، اینجور با این تحلیل‌ها خودتون را چه بکنید؟

آزمایش بکنید.

انشاالله که کردید و گذشتید.

اگه نکردید اینجور آزمایش بکنید.

خب [مکث]، آفت دیگر باز خطرناک.

اون اینکه انسان میاد من میگم اینش دیگه ماها باز و فلاحتیم.

میاد در خلوت، او معمولاً در بین مردم گاهی اوقات عبادت‌ها دارد و با کیفیت خوب هم حالا دارد عبادت‌هایی حالا اصلش و با کیفیت‌هاش.

بعد برای اینکه من میام حالا من خودم عرض می‌کنم، میام برای اینکه ریا نباشد، باطن و ظاهر یکی باشد، دقت بکنید باطن و ظاهر یکی باشد، در خلوت هم سعی می‌کنم به همان نحوی که در جلوت یعنی در ملأ چه اصل را و چه کیفیت را انجام می‌دادم انجام بدهم.

چه؟

برای فرار از چی؟

برای فرار از چی یه گفتید؟

از ریا.

راضی هستم ریا می‌کنم یعنی به نظر-- خب سعی می‌کنم این اندازه توفیق خدا هست که به این طور نمی‌خوام باشم که باطنم طوری باشد، ظاهرم طوری باشد در بین مردم اون جاها که با مردم هستم عبادتی انجام می‌دهم و طوری هم انجام می‌دهم با کیفیت خاص.

نمی‌خوام آنچنان باشم که در خلوت هستم اون عبادت را من دیگه انجام ندهم یا با اون کیفیت انجام ندهم.

می‌خوام ظاهر باطنم یکی باشد.

در خلوت هم میام اون عبادت را با همان کیفیت انجام می‌دهم.

اینجا نیتم غیر از خدا این است که خلوت با جلوت چی باشد؟

یکی باشد.

این یکی از مقاصد ماست دیگه.

یکی از مقاصد است آمیخته در این عبادت است.

می‌خوام من به خدا نزدیک باشم و هم می‌خوام باطن و ظاهرم با هم چه باشد؟

یکی باشد.

این می‌خوام دوم شائبه است و این حاکی از این است که بالاخره من در خلوت حالا خطرناک‌تریش اینجاست ها.

من در خلوت این عبادت را اصلش را به کیفیتش را الان انجام دادم برای اینکه بتوانم در ملأ هم این عبادت را با این وضع و با این کیفیت چی بکنم؟

انجام بدهم.

این مقدمه بوده برای اون.

توجه می‌کنید؟

این زمینه‌سازی بوده برای اون.

در هر دو هم خ-- مطرح است هم در خلوت و هم در جلوت.

این چیزی است که من خودم در خودم دیدم.

شما را نمی‌بینم.

خیلی یعنی یه وقت خیلی وقت‌ها وقتی کسی نیست سعی کردم که چیزی، کاری انجام بدم، عبادتی انجام بدهم بعد با همان کیفیت اونم بین، بین دیگه ید one to one دیگه که شرم کردم از اینکه چرا خب مثلاً در ملأ هم اینجوری ولی خب در باطنم همونطور که در ملأ هستم اینجور می‌گویم، اینجور نشان می‌دهم، اینجور عمل می‌کنم، باید در باطن همینطور باشم.

درست خلاصه من مثلاً فکر می‌کنم کار خوب انجام میدم ولی نگو می‌خوام باطن را درست بکنم برای اینکه ملأ را تصحیح بکنم و خاطرم را جمع بکنم.

شما گاهی شده که در بین مثلاً مردم مثلاً خواستید نمازی بخوانید و فرض کنم که عبادتی انجام بدهید.

اون وقت در اونجا در همان وسط عبادت شما را نمیگم بعضی‌ها اینطور میشن.

در همونجا که انسان در ملأ عبادتی انجام می‌دهد خب دلش هم میخواد از ریا چی بکنه؟

فرار بکنه.

در همونجا برای فرار از ریا که برای مردم نباشد و عبادتش را خوب انجام بدهد، فوری به یادش می‌آورد که تو در پیشگاه خدایی ساده خوب توجه بکن در محضر حق هستی، چنین جلالی، چنین عظمتی به خودت بیا و فلان و می‌خواد عبادتش را در ملأ هست، در ملأ مشغول عبادته.

یک دفعه این خطورها و این فکرا در قلش ایجاد می‌شود.

این داعیش همین است که می‌خواد از ریا فرار بکنه.

می‌بینید؟

فکر بکن در پیش کسی ایستاده‌ای، در پیشگاه خدایی ایستاده‌ای و جلال و عظمت خدایی ایستاده‌ای.

خب حضور قلب داشته باش، غافل نباش، اینور و اونور نرو، با خضوع، با خشوع این‌ها را، این نداها از چیست؟

این برای فرار از چیست؟

چه چیزی گفتی؟

برای فرار از ریاضت و این نداها از شیطانه.

توجه می‌کنید؟

برای اینکه یعنی در واقع سعی می‌کند به خودش بیاد که من حالا غافل باشم از مردم، حالا فعلاً با حضور قلب در پیشگاه خدا هستم.

خب این چرا در خلوت اینطور نمیشه؟

توجه می‌کنید؟

چرا این تکان در خلوت نمیاد؟

این که انسان تکان میخوره به یاد بیاد، متوجه باش، در محضر کسی ایستاده‌ای، منصرف از مردم باش.

این چرا در خلوت پیش نمیاد؟

این تکان خوردن، این در پیشگاه حق بودن، متوجه باش در چه جایی ایستاده‌ای، در محضر کی ایستاده‌ای، این که در خلوت نمیاد در جلوت میاد باز این یک نوع شائبه است.

معلوم می‌شود که مردم در قلب مطرح هستند و ما برای اینکه از ریا فرار بکنیم اینجور محمل برای خودمون درست می‌کنیم و اینا شائبه اخلاص است.

و بعد به طور که در اول صحبت عرض کردم که یک قسمت‌های زیادی را در باب اخلاص نمی‌شود گفت.

یعنی قسمت‌های زیادی در باب اخلاص هست، یعنی آفات‌های دقیقی که برای اخلاص هست و در مقام اخلاص مطرح می‌شود زیاد نمی‌شود به بیان آورد.

انشاالله خودتون در مقام عمل که موفق بودید به اون‌ها تأمل کنید.

خب بنابراین در باب اخلاص یک مجاهدت سختی برای انسان لازم است که واقعاً مجاهدت بکند که عمل را جدا برای خدا انجام بدهد و این بی‌مجاهدت به دست نخواهد آمد.

بدون اینکه انسان هوشیار باشد به دست نخواهد آمد.

و طبیعی است کسی که می‌خواهد به اخلاص موفق بشود از قدم اول که شروع می‌کند قدم به قدم پیش می‌رود و در مدارج اخلاص پیش می‌رود تا جایی که به اخلاصی که باید نائل بشود، نائل گردد.

این، این طور است