د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۶۲
دارای متن همگام
روایتِ مصباح الشریعه
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۹:۱۴
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
## روایتِ مصباح الشریعه
۰:۰۱
## افضل به ادنی
۵:۳۰
## بیچارگی در دنیا و غبن در آخرت
۱۴:۱۲
## مصادیقِ جابهجاییِ ارزش
۲۲:۰۵
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
از مصباح الشریعه، باب سی و شش، باب غرور.
قال الصادق علیه السلام المغرور فی الدنيا مسکین و فی الآخرة مغبون.
امام صادق میفرماید که مغرور در دنیا بیچاره،
در آخرت هم مغبون است.
معلوم است که در دنیا بیچاره است، در آخرت چیه؟
مغبون است. حالا این اول کلامش اینجور شروع میشه.
لأنه با الأفضل بالأدنی.
او افضل را به ادنی، با ادنی عوضی گرفته.
افضل را با ادنی عوضی گرفته.
بعد امام میفرم-- در این روایت که اینو داره روش سرم تا--
طولانیست که من تندتند معنی میکنم، میشمارد مواردی از غرور را.
مواردی از غرور را میفرماید که من چند مورد اولش را نمیخوانم.
بعد از اینکه چند مورد از موارد غرور را میفرماید،
به موارد دیگری هم اشاره میکند که اونها رو هم من حذف میکنم.
چند تاشو حذف کردم ها، چند تا از موارد غرور.
اونها رو هم که حذف کردم چون به توضیح طولانی احتیاج داشت.
و ربما اغتررت.
به ما خطاب میکنه. میگه چه بسا تو مغرور باشی به مالک و منیتک و اصابتک معمولک و هواک.
از اینجور مغرورها من خیلی دیدم.
نمیدونم شما دیدهاید یا نه.
شما هم ندی-- ندیده باشید بعد از این دقت بکنید.
اون صورتهای غرور را امام میشمارد، توضیح میده، میشکافد، خیلی جالب
که چند تاشو من میخوانم. میفرماید
مثل و چه بسا تو مغرور باشی با مال و با اینکه به آرزوهات رسیدی، اونچه که میخواستی شده،
به هواهات رسیدی و ظننت أنك صادق و مصيب.
اونوقت فکر میکنی که تو مورد نظر خدا هستی.
یه راه و روش دینی در پیش گرفتی. من توضیح میدم فرمایش امام را.
آدم متدین است، یه راه و روشی در پیش گرفته، خب از این طرف هرچی خواستههای نفسانی داشتی،
از مال و منیتها و هواها به اونها هم چیه؟
رسیدی. کار خلاصه جور شده.
متدین است دیگه، کار دنیا هم خوب جور شده.
میای اینجا میزنی به اونجا میگی که من
انشاالله که راهم درسته، مورد نظر خدا هست، همه کارام درست در میاد.
موجب چی میشه به انسان؟ موجب
غرور میشه. یک گذشت همین، دیگه توضیح نداد.
همین اندازه بعد روش فکر بکنید.
و ربما مورد دیگر است.
و ربما اغتررت بما تر ال-- تر الخلق من الندم علی تخطیك فی العباد.
میگه که چه بسا میبینی اینجور مغرور هستی،
به غرور افتادی، خریب کردی غرور
که هی این و اون میشینی،
خب به باطن خودت برمیگردی میبینی که دیگه من واقعاً پیش همه میگم که من روسیاهم در پیشگاه خدا.
پیش همه گفتم این را. از ایبایی ندارم به هر-- با هرکسی صحبت میکنم میگم که من در پیشگاه خدا چه هستم،
روسیاهم و چندان در مقام وجودیت نتوانستم
انجام وظیفه بکنم. میای به این رفتارت که در پیش این و اون داری و پیش اون، این و اون میگویی که من روسیاهم و
قصور کردهام و اظهار ندامت میکنی پیش این و آن که در گذشتهات چنین و چنان بود،
با به همین کارت و با همین کارت میای چی میشوی؟
مغرور میشوی. دقت کردی؟
مغرور میشوی که فکر میکنی که کار درست شد.
خب اگر این اظهار ندامتها درست است در پیش این و اون، تو شرمندگی،
تو نادمی، آها این هم یکی از راههای غرور است ها.
خب این باید در پیش این و اون به زبان بیاد یا باید در باطن تو را به تضرع و گریه و جبران بکشاند؟
کدامش باید باشد؟ در باطن.
بله. یک پناهد میکنی به همین و با این مغرور میشوی.
یکی از موارد غرور.
ولعل الله تعالی يعلم من قلبك بخلاف ذلک.
در صور-- خدا از قلب خلاف این را میداند.
خب صورت سوم و ربما أغمْت نفسك علی العباد متكلفاً والله يريد الإخلاص.
چه بسا اینجور مغرور باشی،
خودت را به عبادت به زور وادار بکنی.
اما خدا عبادت به زور را
میخواد یا نمیخواد؟ توجه کردی؟
متکلف. حالا من متکلف کلمه اینجور بیانات را همیشه دیدم.
اولین چیزی که به یادم میاد روزه گرفتن خودم هست.
روزه گرفتن خودم. حالا اون قسمتهای دیگه
زیاد چشمگیر زود به نظرم نمیاد.
روزه گرفتن خودم. با تکلف روزه میگیرم من خودم،
شما هم همینطور. إلا شاید شما آدمهای صالحی باشند
و همچنین نماز و بعضا مستحبات.
بلند میشه انسان با تکلف یه نماز شبی میخواند.
این و بعد هم میاد خب بالاخره فکر میکند که نماز شبخوان است،
در غرور است. توجه
کردید؟ وقتی ذوق و تملق و تضرع نبود غرور است.
کی طلبکار است؟ بله؟
هی گفته کی طلب،
کی طلب، طلبکار به من است؟
کی محتاج است؟ کی میخواهد؟ او میخواهد یا من میخواهم؟
من من میخواهم دیگه، من میخواهم دیگه چرا ناز میکنی به قول معروف؟
توجه کردی؟ من میخواهم یا او میخواهد؟
توجه کردید چیه؟ متکلف والله يريد الاخلاص.
مانند حالا یه مثال بزنیم که حالا این البته خدا میداند که این مثال زدن ما
جسارت بر گدایی که بضاعت مالی ندارد نیست، اما مثال میزنم.
یه فقیر مالی میاد، گدای مالی به اصطلاح که بی بضاعت مالی و میاد پیش شما،
اون وقت به زور، به زور میاد
و خا-- کاملاً از وجنات و کل زبان و
قیافهش و درون شما میفهمید که
این به زور به شما اظهار حاجت میکنه،
به زور. خب شما اینجا چی میگید؟
به شما به زور اظهار حاجت میکنه.
نه از باب این که ایمان قوی دارد ها که میگه من مثلاً نمیخوام، اون نه، اون مورد نه.
به زور هم حاجته از گرسنگی میمیره، هم
به زور میخواد اظهار حاجت، نمیخواد به شما اظهار حاجت بکنه.
خب نمیخواد دیگه. نمیخواد بگه در واقع جداً نمیخواد بگه من نون میخوام.
خب نمیخواد دیگه. توجه کردید؟
طلبکار کیه؟ کی میخواد؟
تکلف چه معنایی دارد؟
مگر او احتیاج داشت؟ مگر او میخواست؟
مگر اصلاً من و شما را میخواد اصلاً؟
مگر ایبا-- اصلاً عبادت من و شما را اصلاً،
مگر این دنیای ما را میخواد اصلاً با همه انسانهاش؟
مگر غیر خودش را میخواد؟
توجه کردید؟ حالا شما انشاالله اگر عامل بودید، عارف بودید، خدا غیر خودش را نمیخواد.
اون رو انشاالله در وقتش میفهمید.
اجمالاً آدم میفهمه اگه تعقل بکند حتی فهم عقلیش را،
اون فهم ذوقیش باشد به جای خودش انشاالله.
یعنی یک مطلق ممکن است غیر خودش را بخواهد؟
ممکن است؟ بخواهد.
اگر از من و شما هم کسی را بخواااهد،
اون کس را میخواهد که من و شماش رفته، کی آمده به جاش؟
او آمده. علذا میخواهدش.
توجه کردید؟ امام فرمود که شبتا اینجور مغرور باشید.
حالا اینو که حساب بکنید که من که اینجوری حساب میکنم شما هم انشاالله حسابتون دقیق است،
ریاضیاتتون دقیق،
خوب انشاالله فکر میکنید، عبادت ما با تکلف،
غرور است درش. خود این تکلف غرور است.
غریق خوردیم، غریق خوردیم.
حسین بن علی سلام الله علیه فرمود بندگان تو در برابر تو با تملق می ایستند،
با تملق. ببینید تملق کجا، تکلف کجا.
فاصله بین تملق و تکلف،
فاصله بین تملق و تکلف است.
متملقی، خدایا
منو از اون بندگانت میگه قرار بده که با در پیشگاه تو با تملق می ایستند.
محتاجیم با تملق ما بکنیم.
توجه میکنید؟ وربما اجمت نفسك علی العبادة متکلفاً والله يريد الاخلاص.
شبتا نفست را بر عبادت وادار میکنی اما با تکلف والله يريد الاخلاص.
اونی که خدا میخواد اخلاص را میخواد.
از این بیان هم توجه داشته باشید که گوشهای معنی از اخلاص چیه؟
متوجه شدین؟ معنی از اخلاص.
معنی اخلاص خالص نیست انسان بگه که برای خدا انجام میدهم نه برای این و
اون. اصل معنی اخلاص این است که انسان در حال فقر باشد با تملق.
این مخلصه است. به این و اون نشان دادن اون اج-- ریاضت و نشان ندادن به این
و اون و برای خدا کردن مرحله اول اخلاص است.
اون اخلاص بالاتر اینهاست و چیزای دیگه.
خب حالا بیان دیگری از امام صادق روایت جالبی است، مصباح الشریعه.
وربما افتخرت بعلمک و نکحک و انت غافل عن مزبرات ما فی ذی الله.
اینجاش هم معنی نمیکنم. وربما تدعو الله و انت
تدعو سواه. شبتا
غرورها را میشمارد. میگه شبتا تو خدا را میخواهی
اما مغرور هستی، در فریبی
و خدا را نمیخواهی،
غیر خدا را میخواهی.
اینم فکر میکنم احتیاجی به توضیح نیست با صحبتهایی که قبلاً کردیم این تقریباً برای ما معلوم است.
اشاره میکنم من و شما الان خدا را میخواهیم صاف بگید خودمون را میخواهیم یا خدا را؟
خدا. همون نمازی که میخوانیم، روزهای که میگیریم، عبادات که میکنیم بالاخره خودمون رو میخواهیم یا خدا را؟
گفتم قبلاً. میخواهیم به بهشت برن-- بری- برویم یا نه؟
بله دیگه. از جهنم خلاص بشیم یا نه؟
بالاخره کی را میخواهیم؟ این غرور است.
گفته بودم که فقط اشاره کردم.
این مورد کلام میخواند فقط برای واعظهاست،
موعظه کنندهها که در اینجا فعلاً
شما سهمی ندارید مگر اینکه شما هم در یه جایی وعظ بکنید، اون شما هم شامل میشوید،
تو شما هم شامل میشید. میفرماید وربما حسبت از موارد غرور.
شبتا گمان میکنی که انک ناصح للخلق،
تو گمان میکنی چون مغرور است که نمیفهمد دیگه، خودش نمیفهمد.
گمان میکنی تو به مردم نصیحت میکنی و انت
تريده لنفسک ان یميل الیک در حالی که تو با این نصیحت جان مسئله این است که اون مردم را میخواهی به تو تم--
چیز بکنند، روی آورده شوند به تو،
به تو ارادت پیدا بکنند، به تو علامند باشند
به تو احترام بذارن. ان یميل الیک.
و این نماز صاف میفرماید و انما ترید هم لنفسه جمع میکنی، موعظه میکنی،
واعظ هستی. اما انما ترید هم لنفسه.
تو اونها رو مردم را نمیخوای خدایی بشن،
میخواید به تو مرید بشن. ترید هم لنفسه ان یميل الیک به تو میل بکنند.
خود است. کلاه سر من و امثال من وعاظ که از اول رفته،
توجه میکنید؟ از اول رفته.
من هر وقت اینجور روایات را میبینم
خیلی دلم-- گاهی میبینم که ملا شدن یه خوبیش این بود که انسان بعضی چیزها را میفهمد که در غیر صورت ملا شدن
مشکله دیگه بعضی از مخصوصا مسائل دقیق و عمیق و معارف را اینها را مشکل
است انسان به دست بیاره از این نظر خوب است.
اما خب اون یه چیز جزئیست.
این قسمت را که میرسی این واقعاً وحشتناک است.
این تنها نیست که روایات ما پر است
که برای خدا باشد و اون وقت من آرزو میکنم که کاش من هم یه کاسب دیگه بودم از اول.
این نبود کسب و کار ما
و کسب و کار دیگری در بین داشتیم
و این چیزیست که هیچ شُبههای درش نیست.
این بیان امام صادق است و دهها روایت در این مضمون داریم.
غرور است. بله.
اون وقت ما احیاناً خودمان فکر میکنیم برای خداست
و شما هم میاد میگه که الحمدلله شما
عالمی و چنین و چنانید و
وجودتون برکات دارد و خدا سا-- سایه شما را البته از بین این علما کسانی هستند که
حیات همه ماها، حیات معنوی ماها با وجود اونها،
از وجود اونهاست. همه را جسارت نمیکنیمها،
توجه میکنید؟ اگر خیری باشد از همین
مؤمنمهای خوب بوده که خیلی کم بودهاند از مراجع بزرگوار و از علما بزرگ ما بودهاند و هستند.
مسئله این است که کار وعاظ، اون هم از وعاظ هم آدمهای خوبی بودند که وا--
موعظهها برای خدا کردن هیچ نظری نداشتن، آدمهای وارستهای بودند.
صحبت این است که من و امثال من را این بیان شامل است.
من فکر میکنم که برای خدا موعظه میکنم.
شما هم یه چیزهایی به من میگید که شما
چنین و چنان و من یه خورده غرورم بیشتر میشود.
اون وقت بعد از مردن بیدار میشوم که عجب
غرور بوده، نفهمیدم شبهه و خطایی در بین بوده.
اصل مقصود در ته این بوده که به اصطلاح به قول معروف
نانی به دست بیاد و پولی به دست بیاد و ریاستی و تمایل قلوب و احترام و دوربر جمع شدن و مرید جمع کردن.
اون در ته قلب این بوده و اونی که بعد از مردن به بروز میرسد اون است که در قلب است.
اون بروز می-- اینا فقط اینجا میماند.
خب این غرور است دیگه مغرور نمیفهمد بعد خواهد فهمید.
مورد دیگر غرور و به ما ذمم تنفسک.
امام فرمود امام صادق شب تا میآیی خودت را مذمت میکنی و انت
تمدحها علی الحبیبة
اما نمیدانی باز در پشت ده پرده دیگر مرض است میخواهی از این راه خودت را تعریف بکنی.
توجه میکنید؟ میگید ذم میکنی نفست را اما نمیدانی در پشت خودت مغرور است اشتباه نشود ها خودت را بکنی
مغرور است یعنی خودش نمیداند ها.
اما فریب خورده یعنی نمیداند اما در پشت پرده اینجور است.
نمیداند فکر میکنی خودت را، خودت را ذم میکنی.
اما اگر شکافته بشه درونت که خودت توجه نداری در پشت پردهها، اون ور پردهها
مسئله این است که خلاصه از این راه خوش میخواهی از این راه خودت تعریف بکنی.
بر ما تمدح نفس مغرور است.
اینا رو ببینید صورتهای غرور است.
خب واعلم انک
بعد امام صادق فرمود بدان بعد از اینکه موادش رو شمرد یه قسمتش هم نخواندم دیگه.
شمرد بدان که انک
تو لن تخرج من ظلمات الغرور والتمني
از ظلمات غرور و تمنی خارج نخواهی شد
الا بصدق العنابة الی الله تعالی والاخبات له.
مگر اینکه خودت قبول بکنی به وقتی رفتی به قلبت
خودت قبول بکنه که صادق است قلب تو برگشته به سوی خدا.
خودت قبول بکنی که قلب تو صادق است، برگشته به سوی خدا و از مخبتین هستی.
میدانید ما یک کسی از بندگان خدا داریم در قرآن و بشر چی؟
و بشر مخبتین
والاخبات له اخبات این حالت است.
وقتی انسان به درون خودش مراجعه کرد، خودش قضاوت بکند، خودش بررسی بکند،
در قلبش دید که شکسته،
شکسته شده دیگه واقعاً برگشته به سوی خدا.
صادق است. دیگه مطرح نیست چیزی دیگه.
اینو میگن حالت اخبات. اینا، اینا رو میگن مخبتین خوب هستند اینها.
خداوند فرمود بشر المخبتین.
به اینها بشارت بده که راه نجات براشون باز شده.
میگه که از ظلمات غرور
نجات نمیکنی مگر اینکه برگشتی به قلبت، در قلبت عنابه و اخبات را با صاف و صداقت بیابی
و معرفت عیوب احوالک
و عیوب خودت را خوب بشناسی.
عیوب خودت را بشناسی من حيث الایواف العلم العقل والعلم
خوب زیر موازین عقل و علم
و دین و شریعت و
راه و روش ائمه این بیانش در روایت هست ها
قرار بدی خوب عیوب، عیوب وجودی و درونی خودت را بفهمی
خوب عیوبش را بفهمید. وقتی انسان خوب عیوبش را فهمید،
میفرماید در این صورت تو از غرور نجات پیدا کردی.
انسان به عیوب خودش خوب پیبرد در درون،
اخلاص دارد، صدق دارد، در قلب خودش هم قبول دارد، میگوید صادق است از طرفی
درونش را درست منطبق کرده با عقل،
با علم، با دین، با شریعت، با سنن قدوه و ائمه.
اون وقت وقتی که عیوبش را خوب پیدا کرد،
متوجه عیوبش شد، اون وقت غرور میماند یا نمیماند؟
دیگه نمیماند. انسان شکستهست دیگه در اینجا.
خودش را از همه بدتر میبیند در عین اینکه تلاش و رو به پیشرفت دارد.
بعد میفرماید به این کنت راضیًا
بما انت فیه
جان مسئله یکجا تمام بشود
و ان کنت راضیًا بما انت فیه.
امام صادق میفرماید اگر دیدی در آنچه که هستی به آن راضی هستی فما احد اشقى بعلمه منك کسی شقیتر از تو،
کسی شقیتر از تو
نیست. در این که خودت را اینجور میبینی،
این چه دید کجی است
که خودت را خوب میبینی از خودت که هستی
راضی هستی. فما احد اشقى بعلمه
منك و اذ یئ عمرًا
کسی نیست مانند تو عمرش را ضایع کرده باشد
و اورث حسرتًا کسی نیست مانند تو حسرت بخورد
يوم القيامة. خب دیگه این
تمام کرد مسئله را اینجا امام صادق.
و السلام ان کنت راضیًا بما انت فیه به ما انت فیه فرق نمیکند.
شما یه ما انت فیه دارید منم یه ما ان فیه دارم.
هر کسی برای خودش یک انت فیه یک ان فیه
دارد به اون باید راضی نباشد.
روایت دوم که دیگه خاتمهی آرائمون قال رسول الله صلی الله علیه و آله
و سلم این روایت از جام السعادات جلد سوم صفحه پنجم نقل میکنم
مرحوم نراقی. رسول الله فرمود
حبذا نوم الأکیاس
و فترهم
خوشا به حال اون آدمهای مؤمنین بندگان صالح خدا که هوشیارند و زرنگند،
زرنگند، شب را میخوابند،
روز هم روزه هیچ نمیـ-- هیچ نه،
شب را میخوابند، همش رو بیدار نیستند تا صبح.
میخوابند اینا در شب. روزه هم
همیشه نمیگیرند. روزه را میخورند.
روزه یعنی روزه مسلمین. افطار میکنند، شب میخوابند یعنی روزه نمیگیرند، شب میخوابند.
اکیاساند، کَیساند.
كيف يغبنون سهر الهمGA
واجتهادهم خوشا به حال اون مؤمنین کَیسی که شب میخوابند،
روزها روزه نمیگیرند از مسلمانان،
نمیگیرند. اینا چگونه
مغبون میشوند از اون
شبزندهداری احمدها
و اجتهاد آنها. توجه کردید لحن روایت چیه؟
چطور اینها مغبون میشوند؟
یه کسی، یه احمدی شب تا صبح بیدار میماند.
روز را هم همیشه چی میکند؟
روزه میگیرد.
اما چون معرفت خوب ندارد، چون مغرور است،
میگه اونی که مؤمن کَیسی که خوب است،
راه و روش در پیش گرفته با معرفت و شناخت، مغرور هم نیست، شب هم میخوابد مانند اون تا صبح بیدار نیست.
همیشه هم روزه نمیگیرد، میخورد، گاهی، گاهی میگیرد.
حالا من اینجوری تو-تفسیر میکنم.
گاهی، گاهی در متن روایت نیست.
اینکه مغبون کدامش هست؟
مغبون اون یکیست.
این هم میخورد هم میخوابد مغبون نیست.
اون هم نمیخوابد و هم نمیخورد اما چیه؟
مغبون هست. توجه فرمودید؟
جان مسئله در کجاست؟ جان مسئله در غرور است.
غرور. غرور انسان را به باد فنا میدهد.
باید عمل کرد اما باید شکسته بود.
خدا فقط به شکسته رحم میآورد،
نه به مغرور. بله.
مثنوی میگوید که خواجهی
شکستهبند آنجا میرود که یک پای شکستهای باشد دیگه.
حالا مثال میزنم. مالدارم بر فقیر آره انجود.
خواجهی شکستهبند قول مستعار آنجا میرود که پای شکستهای باشد.
آب آنجا میرود که تشنه باشد.
اینطور نیست؟
بله دیگه. رفع نیاز آنجا میرود که حاجت باشد.
اینجوری. شکسته.
و لم مثقال ذرة بیان بعد-- قسمت بعدی بیان رسول الله و لم مثقال ذرة من صاحب تقىً و یقینٍ
یک ذره عمل از صاحب تقوی و یقین
افضل من ملء الارض
بهتر است از به اصطلاح
اینکه زمین پر باشد من المخترقین از
عملی که پر کند همه زمین را یک مثقال ذره اینجور عمل از صاحب تقوی
و از صاحب یقین بهتر است از عملی که تمام دنیا را پر کرده.
اما متأسفانه از چیست؟ من المخترقین از آدمهای
در غرور قرار گرفته است
از آدمهای مغرور است.
غرور اینجوره. غرور با بیانی که گفتیم و باز اشتباه نشود.
نه مغرور به زبان ما مغرور اون کسی که
راضی است به آنچه که دارد
و این آخر.
حالا من دیگه مطلب را تمام میکنم و بنابراین فهمیدیم که یکی از مهلکات
در باب سلوک غرور است.
غرور و مغرور بودن و
فریب خوردن و جان مسئله خلاصهاش در غرور این میشود که
اینکه انسان آنچه عمل کرده در مقام عبودیت در عینی که عمل میکند
به اصطلاح به اونچه که عمل کرده، به وضعی که دارد خوش باشد، سکون داشته باشد.
مقابلش چیه که انسان نجات پیدا میکند؟
در عینی که اهل اجتهاد و شب رو جدیت میکند و در مقام طلب است و ساده دل
مخلص است، ساده دل تلاش میکند،
جداً عامل است در عین حال سکون و آرامش به عمل خود
نداشته باشد و دیدش درباره خودش
خوب نباشد.
خودش را مجرم، روسیا،
هرچه بالا بره مجرمتر ببیند.
این راه نجات از غرور است.
اون یکی خلاصه غرور است. حالا اسناد مغرورین را انشاالله در
صحبتهای آینده من عرض میکنم.
حالا سعی میکنیم که در یک جلسه اون اسناد مغرورین تمام میشود.
اگر حالا شد نشد همینقدر اسناد دارد مغرورین در اسناد هم من توضیح خواهم داد
انشاالله که ما اینها را
خوب بدانیم. ببینید امروز صحبتی که کردیم
شاید خیلی چیزها، خیلی از نکاتی که
برای ما معلوم نبود
و معلوم شد و با معلوم شدن این اندازه که خدا خواست معلوم شد
اگر خدا در مقام عمل هم کمک کند ما از این مهلک که یکجا وجود انسان را خراب میکند انشاالله نجات پیدا میکنیم.
اونی که بهتره که
آخرین حرفی که به شما میگم و به همه اون خواهرها میگم
اینه که سعی بکنید از مکتب
ائمه اطهار سلام الله علیهم أجمعین راه و روش عبودیت را خوب
بدانید. اونقدری که کاریها هست انسان بهش توجه ندارد و یک عمرم تلاش هم میکند، زحمت هم میکشد.
بعد یه وقت بیدار شد یعنی مرگش آمد که اول بیداری،
اون وقت میبیند که تازهنی فهمیده در یک غرور و یا اشکالات دیگری بوده است.
و خلاصه علیکُم به اونچه که در مکتب اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین در جزئیات
عبودیت آمده است. انسان خیلی چیزها را نمیداند و فکر نمیکند اصلاً بعد از و نمیفهمد بعد از.
ممکنه بعداً بفهمد که دیگه
کار از کار گذشته است. حالا در اسناد مغرورین خوندیم
یه چیزای دیگری براتون روشن میشود.
خیلی از ارباب ذکر بعد از-- اصلاً بر خود عنوان
خود علما اخلاق ها، خود علما اخلاق
از جمله اسنافی که برای
مغرورین ذکر کردهاند اهل ذی و ذکر رفتن.
یه تیپ از اهل ذی و ذکر از مغرورین هستند
که از صوفیه که از همین غیر صوفیه
از اسناد مغرورین هستند.
فکر از خودشان توجه ندارند ولی مغرورند.
اینها رو انشاالله بعد توضیح میدهیم.
منظورم اینه که خیلی سعی بکنید که
دعا هم بکنید. خدا جزئیات راه و روش را در مقام عبودیت برای شما
روشن میکند. این بیان اخیر رسول الله صلی الله یعنی بیانی که اخیراً من گفتم از رسول الله صلی الله
این هم هشداردهنده است.
خوشا به حال اونهایی که هم میخوابند و هم زیاد روزه هم نمیگیرند، شبها هم میخوابند.
اما اونها مغرور نیستند.
اونهایی مغرور هستند که شبها نمیخوابند.
روزها هم چه میکنند؟
روزه میگیرند. همهشون نه ها. یعنی اون مغرورینشون مثل مغرور
و البته کسانی هستند که شبها نمیخوابند، روز را همیشه روزه میگیرند و در منازل بالاتر و در قرب حق هستند.
اما یه عدهشون اینجور هستند.
این هم هشداردهنده است برای ما که راه و روش خودش یک مسئله است و دانستنش مسئله مهم است
و طبق راه و روش بیانشده
و واقعی باید پیش رفت.
والسلام علیکم ورحمة الله.
جلسه قبل
جلسه بعد