ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 062

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

روایتِ مصباح الشریعه

«الْمَغْرُورُ فِي الدُّنْيَا مِسْكِينٌ وَفِي الْآخِرَةِ مَغْبُونٌ لِأَنَّهُ بَاعَ الْأَفْضَلَ بِالْأَدْنَى»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): مغرور در دنیا بیچاره است و در آخرت زیان‌دیده؛ زیرا برتر را به پست‌تر فروخته است.

«حَبَّذَا نَوْمُ الْأَكْيَاسِ وَفِطْرُهُمْ كَيْفَ يَغْبِنُونَ سَهَرَ الْحَمْقَى وَاجْتِهَادَهُمْ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خوشا خواب و افطارِ زیرکان؛ چگونه شب‌زنده‌داری و کوششِ احمقان را مغبون می‌سازند.

از مصباح الشریعه، باب سی و شش، باب غرور. قال الصادق علیه السلام المغرور فی الدنيا مسکین و فی الآخرة مغبون. امام صادق می‌فرماید که مغرور در دنیا بیچاره، در آخرت هم مغبون است. معلوم است که در دنیا بیچاره است، در آخرت چیه؟ مغبون است. حالا این اول کلامش اینجور شروع می‌شه. لأنه با الأفضل بالأدنی. او افضل را به ادنی، با ادنی عوضی گرفته. افضل را با ادنی عوضی گرفته.

بعد امام می‌فرم-- در این روایت که اینو داره روش سرم تا-- طولانی‌ست که من تندتند معنی می‌کنم، می‌شمارد مواردی از غرور را. مواردی از غرور را می‌فرماید که من چند مورد اولش را نمی‌خوانم. بعد از اینکه چند مورد از موارد غرور را می‌فرماید، به موارد دیگری هم اشاره می‌کند که آن‌ها رو هم من حذف می‌کنم. چند تاشو حذف کردم ها، چند تا از موارد غرور. آن‌ها رو هم که حذف کردم چون به توضیح طولانی احتیاج داشت. و ربما اغتررت.

به ما خطاب می‌کنه. می‌گوید چه بسا تو مغرور باشی به مالک و منیتک و اصابتک معمولک و هواک. از اینجور مغرورها من خیلی دیدم. نمی‌دانم شما دیده‌اید یا نه. شما هم ندی-- ندیده باشید بعد از این دقت بکنید. آن صورت‌های غرور را امام می‌شمارد، توضیح می‌ده، می‌شکافد، خیلی جالب که چند تاشو من می‌خوانم.

می‌فرماید مثل و چه بسا تو مغرور باشی با مال و با اینکه به آرزوهات رسیدی، اونچه که می‌خواستی شده، به هواهات رسیدی و ظننت أنك صادق و مصيب. آن‌وقت فکر می‌کنی که تو مورد نظر خدا هستی. یک راه و روش دینی در پیش گرفتی. من توضیح میدم فرمایش امام را. آدم متدین است، یک راه و روشی در پیش گرفته، از این طرف هرچی خواسته‌های نفسانی داشتی، از مال و منیت‌ها و هواها به آن‌ها هم چیه؟ رسیدی. کار خلاصه جور شده.

متدین است، کار دنیا هم خوب جور شده. میای اینجا می‌زنی به اونجا میگی که من که راهم درسته، مورد نظر خدا هست، همه کارام درست در میاد. موجب چی می‌شه به انسان؟ موجب غرور می‌شه. یک گذشت همین، توضیح نداد. همین اندازه بعد روش فکر بکنید. و ربما مورد دیگر است. و ربما اغتررت بما تر ال-- تر الخلق من الندم علی تخطیك فی العباد.

می‌گوید که چه بسا می‌بینی اینجور مغرور هستی، به غرور افتادی، خریب کردی غرور که هی این و آن می‌شینی، به باطن خودت برمی‌گردی میبینی که من واقعاً پیش همه می‌گویم که من روسیاهم در پیشگاه خدا. پیش همه گفتم این را. از ایبایی ندارم به هر-- با هرکسی صحبت می‌کنم می‌گویم که من در پیشگاه خدا چه هستم، روسیاهم و چندان در مقام وجودیت نتوانستم انجام وظیفه بکنم.

میای به این رفتارت که در پیش این و آن داری و پیش آن، این و آن می‌گویی که من روسیاهم و قصور کرده‌ام و اظهار ندامت می‌کنی پیش این و آن که در گذشته‌ات چنین و چنان بود، با به همین کارت و با همین کارت میای چی می‌شوی؟ مغرور می‌شوی. دقت کردی؟ مغرور می‌شوی که فکر می‌کنی که کار درست شد. اگر این اظهار ندامت‌ها درست است در پیش این و آن، تو شرمندگی، تو نادمی، آها این هم یکی از راه‌های غرور است ها.

این باید در پیش این و آن به زبان بیاد یا باید در باطن تو را به تضرع و گریه و جبران بکشاند؟ کدامش باید باشد؟ در باطن. بله. یک پناهد می‌کنی به همین و با این مغرور می‌شوی. یکی از موارد غرور. ولعل الله تعالی يعلم من قلبك بخلاف ذلک. در صور-- خدا از قلب خلاف این را می‌داند. صورت سوم و ربما أغمْت نفسك علی العباد متكلفاً والله يريد الإخلاص. چه بسا اینجور مغرور باشی، خودت را به عبادت به زور وادار بکنی.

اما خدا عبادت به زور را می‌خواد یا نمی‌خواد؟ توجه کردی؟ متکلف. حالا من متکلف کلمه اینجور بیانات را همیشه دیدم. اولین چیزی که به یادم میاد روزه گرفتن خودم هست. روزه گرفتن خودم. حالا آن قسمت‌های زیاد چشمگیر زود به نظرم نمیاد. روزه گرفتن خودم. با تکلف روزه می‌گیرم من خودم، شما هم همینطور. إلا شاید شما آدم‌های صالحی باشند و همچنین نماز و بعضا مستحبات. بلند می‌شود انسان با تکلف یک نماز شبی می‌خواند.

افضل به ادنی

این و بعد هم میاد بالاخره فکر می‌کند که نماز شب‌خوان است، در غرور است. توجه کردید؟ وقتی ذوق و تملق و تضرع نبود غرور است. کی طلبکار است؟ بله؟ هی گفته کی طلب، کی طلب، طلبکار به من است؟ کی محتاج است؟ کی می‌خواهد؟ او می‌خواهد یا من می‌خواهم؟ من من می‌خواهم، من می‌خواهم چرا ناز می‌کنی به قول معروف؟ توجه کردی؟ من می‌خواهم یا او می‌خواهد؟ توجه کردید چیه؟ متکلف والله يريد الاخلاص.

مانند حالا یک مثال بزنیم که حالا این البته خدا میداند که این مثال زدن ما جسارت بر گدایی که بضاعت مالی ندارد نیست، اما مثال میزنم. یک فقیر مالی میاد، گدای مالی به اصطلاح که بی بضاعت مالی و میاد پیش شما، آن وقت به زور، به زور میاد و خا-- کاملاً از وجنات و کل زبان و قیافه‌ش و درون شما میفهمید که این به زور به شما اظهار حاجت می‌کند، به زور. شما اینجا چی میگید؟ به شما به زور اظهار حاجت می‌کند.

نه از باب این که ایمان قوی دارد ها که می‌گوید من مثلاً نمیخوام، آن نه، آن مورد نه. به زور هم حاجته از گرسنگی میمیره، هم به زور میخواد اظهار حاجت، نمیخواد به شما اظهار حاجت بکنه. نمیخواد. نمیخواد بگه در واقع جداً نمیخواد بگه من نون میخوام. نمیخواد. توجه کردید؟ طلبکار کیه؟ کی میخواد؟ تکلف چه معنایی دارد؟ مگر او احتیاج داشت؟ مگر او میخواست؟ مگر اصلاً من و شما را میخواد اصلاً؟

مگر ایبا-- اصلاً عبادت من و شما را اصلاً، مگر این دنیای ما را میخواد اصلاً با همه انسان‌هاش؟ مگر غیر خودش را میخواد؟ توجه کردید؟ حالا شما اگر عامل بودید، عارف بودید، خدا غیر خودش را نمیخواد. آن رو در وقتش میفهمید. اجمالاً آدم میفهمه اگه تعقل بکند حتی فهم عقلی‌ش را، آن فهم ذوقی‌ش باشد به جای خودش. یعنی یک مطلق ممکن است غیر خودش را بخواهد؟ ممکن است؟ بخواهد.

اگر از من و شما هم کسی را بخواااهد، آن کس را میخواهد که من و شماش رفته، کی آمده به جاش؟ او آمده. علذا میخواهدش. توجه کردید؟ امام فرمود که شبتا اینجور مغرور باشید. حالا اینو که حساب بکنید که من که اینجوری حساب می‌کنم شما هم حسابتون دقیق است، ریاضیات‌تون دقیق، خوب فکر می‌کنید، عبادت ما با تکلف، غرور است درش. خود این تکلف غرور است. غریق خوردیم، غریق خوردیم.

حسین بن علی سلام الله علیه فرمود بندگان تو در برابر تو با تملق می ایستند، با تملق. تملق کجا، تکلف کجا. فاصله بین تملق و تکلف، فاصله بین تملق و تکلف است. متملقی، خدایا منو از آن بندگانت می‌گوید قرار بده که با در پیشگاه تو با تملق می ایستند. محتاجیم با تملق ما بکنیم. وربما اجمت نفسك علی العبادة متکلفاً والله يريد الاخلاص. شبتا نفست را بر عبادت وادار میکنی اما با تکلف والله يريد الاخلاص.

اونی که خدا میخواد اخلاص را میخواد. از این بیان هم توجه داشته باشید که گوشه‌ای معنی از اخلاص چیه؟ متوجه شدین؟ معنی از اخلاص. معنی اخلاص خالص نیست انسان بگه که برای خدا انجام میدهم نه برای این و آن. اصل معنی اخلاص این است که انسان در حال فقر باشد با تملق. این مخلصه است. به این و آن نشان دادن آن اج-- ریاضت و نشان ندادن به این و آن و برای خدا کردن مرحله اول اخلاص است. آن اخلاص بالاتر اینهاست و چیزای.

حالا بیان دیگری از امام صادق روایت جالبی است، مصباح الشریعه. وربما افتخرت بعلمک و نکحک و انت غافل عن مزبرات ما فی ذی الله. اینجاش هم معنی نمی‌کنم. وربما تدعو الله و انت تدعو سواه. شبتا غرورها را میشمارد. می‌گوید شبتا تو خدا را میخواهی اما مغرور هستی، در فریبی و خدا را نمیخواهی، غیر خدا را میخواهی. اینم فکر می‌کنم احتیاجی به توضیح نیست با صحبت‌هایی که قبلاً کردیم این تقریباً برای ما معلوم است.

اشاره می‌کنم من و شما الان خدا را می‌خواهیم صاف بگید خودمون را می‌خواهیم یا خدا را؟ خدا. همون نمازی که می‌خوانیم، روزه‌ای که می‌گیریم، عبادات که می‌کنیم بالاخره خودمون رو می‌خواهیم یا خدا را؟ گفتم قبلاً. می‌خواهیم به بهشت برن-- بری- برویم یا نه؟ بله. از جهنم خلاص بشیم یا نه؟ بالاخره کی را می‌خواهیم؟ این غرور است. گفته بودم که فقط اشاره کردم.

این مورد کلام می‌خواند فقط برای واعظ‌هاست، موعظه کننده‌ها که در اینجا فعلاً شما سهمی ندارید مگر اینکه شما هم در یک جایی وعظ بکنید، آن شما هم شامل می‌شوید، تو شما هم شامل می‌شید. می‌فرماید وربما حسبت از موارد غرور. شبتا گمان می‌کنی که انک ناصح للخلق، تو گمان می‌کنی چون مغرور است که نمی‌فهمد، خودش نمی‌فهمد.

گمان می‌کنی تو به مردم نصیحت می‌کنی و انت تريده لنفسک ان یميل الیک در حالی که تو با این نصیحت جان مسئله این است که آن مردم را می‌خواهی به تو تم-- چیز بکنند، روی آورده شوند به تو، به تو ارادت پیدا بکنند، به تو علامند باشند به تو احترام بذارن. ان یميل الیک. و این نماز صاف می‌فرماید و انما ترید هم لنفسه جمع می‌کنی، موعظه می‌کنی، واعظ هستی. اما انما ترید هم لنفسه.

تو آن‌ها رو مردم را نمی‌خوای خدایی بشن، می‌خواید به تو مرید بشن. ترید هم لنفسه ان یميل الیک به تو میل بکنند. خود است. کلاه سر من و امثال من وعاظ که از اول رفته، از اول رفته.

من هر وقت اینجور روایات را می‌بینم خیلی دلم-- گاهی می‌بینم که ملا شدن یک خوبی‌ش این بود که انسان بعضی چیزها را می‌فهمد که در غیر صورت ملا شدن مشکله بعضی از مخصوصا مسائل دقیق و عمیق و معارف را این‌ها را مشکل است انسان به دست بیاره از این نظر خوب است. اما آن یک چیز جزئی‌ست. این قسمت را که می‌رسی این واقعاً وحشتناک است.

این تنها نیست که روایات ما پر است که برای خدا باشد و آن وقت من آرزو می‌کنم که کاش من هم یک کاسب بودم از اول. این نبود کسب و کار ما و کسب و کار دیگری در بین داشتیم و این چیزی‌ست که هیچ شُبهه‌ای درش نیست. این بیان امام صادق است و ده‌ها روایت در این مضمون داریم. غرور است. بله.

آن وقت ما احیاناً خودمان فکر می‌کنیم برای خداست و شما هم میاد می‌گوید که الحمدلله شما عالمی و چنین و چنانید و وجودتون برکات دارد و خدا سا-- سایه شما را البته از بین این علما کسانی هستند که حیات همه ماها، حیات معنوی ماها با وجود آن‌ها، از وجود آن‌هاست. همه را جسارت نمی‌کنیم‌ها، اگر خیری باشد از همین مؤمنم‌های خوب بوده که خیلی کم بوده‌اند از مراجع بزرگوار و از علما بزرگ ما بوده‌اند و هستند.

بیچارگی در دنیا و غبن در آخرت

مسئله این است که کار وعاظ، آن هم از وعاظ هم آدم‌های خوبی بودند که وا-- موعظه‌ها برای خدا کردن هیچ نظری نداشتن، آدم‌های وارسته‌ای بودند. صحبت این است که من و امثال من را این بیان شامل است. من فکر می‌کنم که برای خدا موعظه می‌کنم. شما هم یک چیزهایی به من می‌گید که شما چنین و چنان و من یک خورده غرورم بیشتر می‌شود. آن وقت بعد از مردن بیدار می‌شوم که عجب غرور بوده، نفهمیدم شبهه و خطایی در بین بوده.

اصل مقصود در ته این بوده که به اصطلاح به قول معروف نانی به دست بیاد و پولی به دست بیاد و ریاستی و تمایل قلوب و احترام و دوربر جمع شدن و مرید جمع کردن. آن در ته قلب این بوده و اونی که بعد از مردن به بروز می‌رسد آن است که در قلب است. آن بروز می‌-- اینان فقط اینجا می‌ماند. این غرور است مغرور نمی‌فهمد بعد خواهد فهمید. مورد دیگر غرور و به ما ذمم تنفسک.

امام فرمود امام صادق شب تا می‌آیی خودت را مذمت می‌کنی و انت تمدحها علی الحبیبة اما نمی‌دانی باز در پشت ده پرده دیگر مرض است می‌خواهی از این راه خودت را تعریف بکنی. می‌گید ذم می‌کنی نفست را اما نمی‌دانی در پشت خودت مغرور است اشتباه نشود ها خودت را بکنی مغرور است یعنی خودش نمی‌داند ها. اما فریب خورده یعنی نمی‌داند اما در پشت پرده اینجور است. نمی‌داند فکر می‌کنی خودت را، خودت را ذم می‌کنی.

اما اگر شکافته بشه درونت که خودت توجه نداری در پشت پرده‌ها، آن ور پرده‌ها مسئله این است که خلاصه از این راه خوش می‌خواهی از این راه خودت تعریف بکنی. بر ما تمدح نفس مغرور است. اینان رو صورت‌های غرور است. واعلم انک بعد امام صادق فرمود بدان بعد از اینکه موادش رو شمرد یک قسمتش هم نخواندم.

شمرد بدان که انک تو لن تخرج من ظلمات الغرور والتمني از ظلمات غرور و تمنی خارج نخواهی شد الا بصدق العنابة الی الله تعالی والاخبات له. مگر اینکه خودت قبول بکنی به وقتی رفتی به قلبت خودت قبول بکنه که صادق است قلب تو برگشته به سوی خدا. خودت قبول بکنی که قلب تو صادق است، برگشته به سوی خدا و از مخبتین هستی. می‌دانید ما یک کسی از بندگان خدا داریم در قرآن و بشر چی؟ و بشر مخبتین والاخبات له اخبات این حالت است.

وقتی انسان به درون خودش مراجعه کرد، خودش قضاوت بکند، خودش بررسی بکند، در قلبش دید که شکسته، شکسته شده واقعاً برگشته به سوی خدا. صادق است. مطرح نیست چیزی. اینو میگن حالت اخبات. اینان، اینان رو میگن مخبتین خوب هستند این‌ها. خداوند فرمود بشر المخبتین. به این‌ها بشارت بده که راه نجات براشون باز شده.

می‌گوید که از ظلمات غرور نجات نمی‌کنی مگر اینکه برگشتی به قلبت، در قلبت عنابه و اخبات را با صاف و صداقت بیابی و معرفت عیوب احوالک و عیوب خودت را خوب بشناسی. عیوب خودت را بشناسی من حيث الایواف العلم العقل والعلم خوب زیر موازین عقل و علم و دین و شریعت و راه و روش ائمه این بیانش در روایت هست ها قرار بدی خوب عیوب، عیوب وجودی و درونی خودت را بفهمی خوب عیوبش را بفهمید.

وقتی انسان خوب عیوبش را فهمید، می‌فرماید در این صورت تو از غرور نجات پیدا کردی. انسان به عیوب خودش خوب پی‌برد در درون، اخلاص دارد، صدق دارد، در قلب خودش هم قبول دارد، می‌گوید صادق است از طرفی درونش را درست منطبق کرده با عقل، با علم، با دین، با شریعت، با سنن قدوه و ائمه. آن وقت وقتی که عیوبش را خوب پیدا کرد، متوجه عیوبش شد، آن وقت غرور می‌ماند یا نمی‌ماند؟ نمی‌ماند. انسان شکسته‌ست در اینجا.

خودش را از همه بدتر می‌بیند در عین اینکه تلاش و رو به پیشرفت دارد. بعد می‌فرماید به این کنت راضیًا بما انت فیه جان مسئله یکجا تمام بشود و ان کنت راضیًا بما انت فیه. امام صادق می‌فرماید اگر دیدی در آنچه که هستی به آن راضی هستی فما احد اشقى بعلمه منك کسی شقی‌تر از تو، کسی شقی‌تر از تو نیست. در این که خودت را اینجور می‌بینی، این چه دید کجی است که خودت را خوب می‌بینی از خودت که هستی راضی هستی.

فما احد اشقى بعلمه منك و اذ یئ عمرًا کسی نیست مانند تو عمرش را ضایع کرده باشد و اورث حسرتًا کسی نیست مانند تو حسرت بخورد يوم القيامة. این تمام کرد مسئله را اینجا امام صادق. و السلام ان کنت راضیًا بما انت فیه به ما انت فیه فرق نمی‌کند. شما یک ما انت فیه دارید منم یک ما ان فیه دارم. هر کسی برای خودش یک انت فیه یک ان فیه دارد به آن باید راضی نباشد.

روایت دوم که خاتمه‌ی آرائمون قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم این روایت از جام السعادات جلد سوم صفحه پنجم نقل می‌کنم مرحوم نراقی. رسول الله فرمود حبذا نوم الأکیاس و فترهم خوشا به حال آن آدم‌های مؤمنین بندگان صالح خدا که هوشیارند و زرنگند، زرنگند، شب را می‌خوابند، روز هم روزه هیچ نمیـ-- هیچ نه، شب را می‌خوابند، همش رو بیدار نیستند تا صبح. می‌خوابند اینان در شب. روزه هم همیشه نمی‌گیرند. روزه را می‌خورند.

روزه یعنی روزه مسلمین. افطار می‌کنند، شب می‌خوابند یعنی روزه نمی‌گیرند، شب می‌خوابند. اکیاس‌اند، کَیس‌اند. كيف يغبنون سهر الهمGA واجتهادهم خوشا به حال آن مؤمنین کَیسی که شب می‌خوابند، روزها روزه نمی‌گیرند از مسلمانان، نمی‌گیرند. اینان چگونه مغبون می‌شوند از آن شب‌زنده‌داری احمدها و اجتهاد آنها. توجه کردید لحن روایت چیه؟ چطور اینها مغبون می‌شوند؟ یک کسی، یک احمدی شب تا صبح بیدار می‌ماند. روز را هم همیشه چی می‌کند؟

مصادیقِ جابه‌جاییِ ارزش

روزه می‌گیرد. اما چون معرفت خوب ندارد، چون مغرور است، می‌گوید اونی که مؤمن کَیسی که خوب است، راه و روش در پیش گرفته با معرفت و شناخت، مغرور هم نیست، شب هم می‌خوابد مانند آن تا صبح بیدار نیست. همیشه هم روزه نمی‌گیرد، می‌خورد، گاهی، گاهی می‌گیرد. حالا من اینجوری تو-تفسیر می‌کنم. گاهی، گاهی در متن روایت نیست. اینکه مغبون کدامش هست؟ مغبون آن یکی‌ست. این هم می‌خورد هم می‌خوابد مغبون نیست.

آن هم نمی‌خوابد و هم نمی‌خورد اما چیه؟ مغبون هست. جان مسئله در کجاست؟ جان مسئله در غرور است. غرور. غرور انسان را به باد فنا می‌دهد. باید عمل کرد اما باید شکسته بود. خدا فقط به شکسته رحم می‌آورد، نه به مغرور. بله. مثنوی می‌گوید که خواجه‌ی شکسته‌بند آنجا می‌رود که یک پای شکسته‌ای باشد. حالا مثال می‌زنم. مال‌دارم بر فقیر آره انجود. خواجه‌ی شکسته‌بند قول مستعار آنجا می‌رود که پای شکسته‌ای باشد.

آب آنجا می‌رود که تشنه باشد. اینطور نیست؟ بله. رفع نیاز آنجا می‌رود که حاجت باشد. اینجوری. شکسته. و لم مثقال ذرة بیان بعد-- قسمت بعدی بیان رسول الله و لم مثقال ذرة من صاحب تقىً و یقینٍ یک ذره عمل از صاحب تقوی و یقین افضل من ملء الارض بهتر است از به اصطلاح اینکه زمین پر باشد من المخترقین از عملی که پر کند همه زمین را یک مثقال ذره اینجور عمل از صاحب تقوی و از صاحب یقین بهتر است از عملی که تمام دنیا را پر کرده.

اما متأسفانه از چیست؟ من المخترقین از آدم‌های در غرور قرار گرفته است از آدم‌های مغرور است. غرور اینجوره. غرور با بیانی که گفتیم و باز اشتباه نشود. نه مغرور به زبان ما مغرور آن کسی که راضی است به آنچه که دارد و این آخر. حالا من مطلب را تمام می‌کنم و بنابراین فهمیدیم که یکی از مهلکات در باب سلوک غرور است.

غرور و مغرور بودن و فریب خوردن و جان مسئله خلاصه‌اش در غرور این می‌شود که اینکه انسان آنچه عمل کرده در مقام ععبودیت در عینی که عمل می‌کند به اصطلاح به اونچه که عمل کرده، به وضعی که دارد خوش باشد، سکون داشته باشد. مقابلش چیه که انسان نجات پیدا می‌کند؟

در عینی که اهل اجتهاد و شب رو جدیت می‌کند و در مقام طلب است و ساده دل مخلص است، ساده دل تلاش می‌کند، جداً عامل است در عین حال سکون و آرامش به عمل خود نداشته باشد و دیدش درباره خودش خوب نباشد. خودش را مجرم، روسیا، هرچه بالا بره مجرم‌تر ببیند. این راه نجات از غرور است. آن یکی خلاصه غرور است. حالا اسناد مغرورین را در صحبت‌های آینده من . حالا سعی می‌کنیم که در یک جلسه آن اسناد مغرورین تمام می‌شود.

اگر حالا شد نشد همین‌قدر اسناد دارد مغرورین در اسناد هم من توضیح خواهم داد که ما این‌ها را خوب بدانیم. امروز صحبتی که کردیم شاید خیلی چیزها، خیلی از نکاتی که برای ما معلوم نبود و معلوم شد و با معلوم شدن این اندازه که خدا خواست معلوم شد اگر خدا در مقام عمل هم کمک کند ما از این مهلک که یکجا وجود انسان را خراب می‌کند نجات پیدا می‌کنیم.

اونی که بهتره که آخرین حرفی که به شما می‌گویم و به همه آن خواهرها می‌گویم اینه که سعی بکنید از مکتب ائمه اطهار سلام الله علیهم أجمعین راه و روش ععبودیت را خوب بدانید. اونقدری که کاری‌ها هست انسان بهش توجه ندارد و یک عمرم تلاش هم می‌کند، زحمت هم می‌کشد. بعد یک وقت بیدار شد یعنی مرگش آمد که اول بیداری، آن وقت می‌بیند که تازه‌نی فهمیده در یک غرور و یا اشکالات دیگری بوده است.

و خلاصه علیکُم به اونچه که در مکتب اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین در جزئیات ععبودیت آمده است. انسان خیلی چیزها را نمی‌داند و فکر نمی‌کند اصلاً بعد از و نمی‌فهمد بعد از. ممکنه بعداً بفهمد که کار از کار گذشته است. حالا در اسناد مغرورین خوندیم یک چیزای دیگری براتون روشن می‌شود. خیلی از ارباب ذکر بعد از-- اصلاً بر خود عنوان خود علما اخلاق ها، خود علما اخلاق از جمله اسنافی که برای مغرورین ذکر کرده‌اند اهل ذی و ذکر رفتن.

یک تیپ از اهل ذی و ذکر از مغرورین هستند که از صوفیه که از همین غیر صوفیه از اسناد مغرورین هستند. فکر از خودشان توجه ندارند ولی مغرورند. این‌ها رو بعد توضیح می‌دهیم. منظورم اینه که خیلی سعی بکنید که دعا هم بکنید. خدا جزئیات راه و روش را در مقام ععبودیت برای شما روشن می‌کند. این بیان اخیر رسول الله صلی الله یعنی بیانی که اخیراً من گفتم از رسول الله صلی الله این هم هشداردهنده است.

خوشا به حال اونهایی که هم می‌خوابند و هم زیاد روزه هم نمی‌گیرند، شب‌ها هم می‌خوابند. اما آن‌ها مغرور نیستند. آن‌هایی مغرور هستند که شب‌ها نمی‌خوابند. روزها هم چه می‌کنند؟ روزه می‌گیرند. همه‌شون نه ها. یعنی آن مغرورینشون مثل مغرور و البته کسانی هستند که شب‌ها نمی‌خوابند، روز را همیشه روزه می‌گیرند و در منازل بالاتر و در قرب حق هستند. اما یک عده‌شون اینجور هستند.

این هم هشداردهنده است برای ما که راه و روش خودش یک مسئله است و دانستنش مسئله مهم است و طبق راه و روش بیان‌شده و واقعی باید پیش رفت. والورحمة الله.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.