ددرس‌گفتارها

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

وقاحت و حیا برای صالح در یک تقسیم‌بندی کلی در سه مرتبه، به اصطلاح در تقسیم‌بندی کلی‌ها بدون پرداختن ریزه‌کاری‌ها در سه مرتبه مطرح بود.

می‌پردازیم به بیان وقاحت و حیا در یک بیانه که بعضی از علما اخلاق گفتند که اون‌ها هم، اون عده از علما اخلاق هم چیزای خوبی گفتند.

این تقسیم‌بندی که بعضی گفتند خوبه و گذشتنی نیست.

این‌ها آمدند م-مسئله‌ی عرض کنم وقاحت و حیا را برای سالکین در چهار مرتبه به اصطلاح ذکر کردند.

چهار مرتبe.

این تقسیم‌بندی دیگر است و خوب توجه کنید ولی طوری چون نکاتی دارد آموزنده است و از این نظر خوب است که این را من مطرح بکنم.

گفتند برای صالح وقاحت در چهار مرتبه و ح-حیا در چهار مرتبه مطرح می‌شود.

مرتبه اول به اصطلاح این است که صالح در مقام نفسانیت یعنی در مقام نفس که در واقع همان نفسانیت و نفس، گناه انجام بدهد و شرم نکند.

حیا این است که در مقام نفسانیت گناه انجام بدهد و شرم می‌کند.

این مرتبه اول تقریباً شریک است در مرحله هم با همان تقسیم اولی که گفتیم.

حالا من دیگه به تکمیلش نمی‌پردازم.

گناه بکند شرم نکند، وقاحت است.

گناه بکند شرم می‌کند، حیا است.

این مرتبه اول.

حالا ممکنه شما اینو شما که مستمع هستید حرف‌های منو طوری معنی بکنید که خوب معنی نکنید.

مثلاً فکر کنید کسی به سلوک پرداخت خطایی کرد و گناه کرد، اونجا فقط شرم اگر کرد حیا است و اگر شرم نکرد وقاحت.

نه، اینطور نیست و دایره‌اش خیلی وسیع است.

چطور؟

همون گناه را میگیم.

این شرمندگی باید پیگیر باشد، حاکم باشد.

چجور باشد شرمندگی حاکم؟

حاکم باشد تا حدی که در هر ذکری، در هر عبادتی که می‌خواهد به پردازد، این شرمندگی مانع از این باشد که به خوبی به اصطلاح با، به روی باز به اون عبادت بپردازد.

دقت بکنید‌ ها.

شرمندگی گناه باید وجودش را بگیرد.

چون گرفته ادامه پیدا بکند.

ال مثلاً فرض شما صب-- خیلی ساده‌تر بگم.

صبح گناه کرده، صالح که شروع کرده، توبه هم کرده بود، شروع هم کرده، خطا رفت، گناهی کرد.

البته این کار ادامه پیدا بکند راه به جایی نمی‌بره ها.

مثلاً میگیم در مراحل اولیه خطا کرد و بعد تکرار هم نمیشه.

این شرم، خطا کرد، گناه کرد، وقاحتش به این است که ظهر بلند می‌شود نماز بخواند، صالح است.

می‌خواهد وضو بگیرد همانجا که نیت می‌کند که من وضو می‌گیرم، امر خدا را امتثال می‌کنم، قربتاً الی الله، در محضر خداست دیگه، می‌خواهم به خدا نزدیک بشوم.

اون شرمندگی اونجا چه بکنه؟

بروز بکنه یا نکنه؟

بروز بکنه.

نیت وضویش را خوب بتونه انجام بده یا خوب نتواند انجام بدهد؟

اگر گفتید خوب بتواند یا نتواند؟

نتواند.

نیت تصمیمه دیگه.

خب من تصمیم می‌گیرم به خدا نزدیک باشم یا دروغ میگم؟

کدامش است؟

در درون ها حالت ها.

بالاخره آخه مسئله خدا چیزی است که در درون مطرح حسابگر هم خود انسان است، نه شما حساب منو خواهید کرد، نه من حساب شما را.

حسابگر اوست و من در برابر، در پیشگاه او.

خب من می‌بینم راست میگم، من وضو می‌گیرم قربتاً الی الله، می‌خوام به خدا نزدیک بشم، این دروغ میشه دیگه.

خب صبح نیت باید بکنم بالاخره، می‌خوام به خدا نزدیک بشم، نمی‌خوام.

توجه کنید.

می‌خوام یا نمی‌خوام؟

موندیم در تردید.

توجه کنید.

در تردید.

نماز می‌خوانم، می‌خوام به، به او نزدیک باشم.

می‌خوام به او نزدیک باشم؟

جدا می‌خوام، می‌خوام به او نزدیک باشم، نه نمی‌خوام.

پس نخوام، چی‌کار بکنم؟

نماز نخوانم؟

توجه می‌کنید؟

این همون مشکل میشه و که قدم به قدم انسان را می‌کوبه.

در هر ذکری، در هر عبادتی الی آخر.

قبلاً در این زمینه من نمونه‌هایی از موضوعات، در نمونه‌هایی در این باب هم گفتم.

این چیزی است که این اگر این حالت پیگیر شد، قهراً می‌دانید نتیجه این چی می‌شود؟

نتیجه این می‌شود که فردا دیگه از این غلط بکنه یا نکنه؟

بالاخره یکشبه دیگه توبه بکنه، دیگه اگر اونجا تصمیم گرفت یکشبه دیگه برگردد الی يوم القيامة تا مادامی که عمر دارد دیگه از این خطاها نکند.

خوب دقت بکنید ها.

خوب دقت بکنید که مطلب روشن میشه.

همونجا که می‌خواد نماز یا وضو بگیره دیگه، دیگه تصمیم گرفت که دیگه با شرمندگی دیگه اصلاً تا مادامی که زنده است خطا نکند.

می‌تواند به زور نیت بکند.

اگر این تصمیم را نگرفت، هنوز می‌ترسد یا هنوز در فکرش هست که بازم گناه‌هایی بکند، دیگه اصلاً نیت وضو کردن اگه شرم داشته باشد براش چیه؟

امکان پیدا دیگه نمی‌کند.

انشاالله خدا کنه شما و ما اقلاً این حالو پیدا بکنیم.

از این طرفی می‌بیند که خب دیگه بس وضو نگیرد، نماز نخواند، الله اکبر دیگه نگه، ممکنه نمیشه.

بالاخره همینطور با چشم خیلی روشن و با چشم باز و با خیلی دانسته، دانسته به سوی جهنم و آتش بالاخره باید برگشت، برگشت.

این نتیجه‌ش این می‌شود، این شرمندگی، کوبندگی که انسان را از اون گناهی که اگه یه بار خطا کرده دیگه بعد از این دیگه باید خطا نکنه و الا نمی‌تواند عباداتش را انجام دهد.

بنابراین این حالت اگر در سالکی که گناه کرد، خطا کرد نبود می‌شود وگاحت صالح و این صالح هیچ وقت صالح نخواهد بود.

اگر این بود می‌شود حیا صالح و این صالح چون فوری موفق به توبه می‌شود بالاخره در کارهای دیگرش هم پیشرفت دارد.

توجه می‌کنید؟

این حیا صالح است.

من توضیح میدم که بفهمید چگونه مهلک می‌شود وگاحت و چگونه حیا منجی می‌شود.

یعنی انسان را نجات می‌دهد، پیش می‌برد.

مرتبه اول در این تقسیم‌بندی دوم.

مرتبه دوم از وگاحت و حیا در این تقسیم دوم.

مرتبه دوم از وگاحت و حیا این تقسیم کننده‌ها گفتند حیا عقل است.

حیا در مرح- مرحله عقلانی است یا وگاحت در مرح- مرحله عقلانی است.

از نفسانی گذشتیم‌ها.

وگاحت در مرحله عقلانی، حیا در مرحله چی؟

عقلانی.

یعنی چه؟

میگن که انسان عقل دارد، عقل دارد.

عقل می‌گوید با خدا پیمان بسته که الست بربکم گفتی چی؟

گفتی؟

چه گفتید؟

بلا.

بله.

قالوا بلا یا قلنا بلا.

ما اینجا گفتیم دیگه.

هرچند از گفته خودمون هنوز حتی طوري به اصطلاح غافلگیر شده‌ایم یا غافلگیر نه، طوري فراموش شد-- شده‌ایم که از گفته خودمون هنوزم میگیم‌ها.

من در خدا کنه یه وقتی بتوانیم این الست را یه خرده توضیح بدیم برای دوستان.

این الانم اونجا میگیم‌ها، هستیم.

شما اونجا مثلا داد می‌زنید بلا، بلا.

الانم هستید نه اینکه بودید.

بودید و هستید و خواهید بود.

بودیم و هستیم و خواهیم بود در الست.

نه اینکه بودیم تمام شده.

الانم هستیم در الست.

اون سو در الستیم.

می‌گوید الست بربکم، می‌گوییم بلا.

توجه می‌کنید؟

عقل اینجور، عقل میاد چی میگه؟

عقل میاد میگه که وگاحت است این پیمان را نادیده می‌گیری.

اگر عقل این را نگفت، یعنی عقل می‌گوید که وگاحت است اگر این را، این پیمان را نادیده بگیری.

شرم بکن این پیمان را نادیده چیه؟

نگیر.

اگر انسان اون پیمان را همیشه در نقطه مقابل، در نسل عینش بود، اون پیمانی که با خدا بسته لحظه به لحظه در اون سو می‌گوید بلا، تویی پروردگار من.

اگر این پیمان را الان من فراموش کردم، عقل می‌گوید وقیحی، بی‌شرمی توجه می‌کنید؟

اگر پیمان را فراموش نکرده‌ام، عقل می‌گوید بد نیست، حیا داری.

توجه می‌کنید؟

حیا داری اونجا میگی ان-- بلا، اینجا هم میگی بلا.

اما بی‌شرمی اونجاست که اونجا بگی بلا، اینجا بگی چی؟

اینجا بگی؟

اینجا بگی کدوم؟

نه، اونجا همون اون سوها.

ما یک نفر بیشتر نیستیم.

اون سو بگیم بلا، این سو بگیم نه، این بی‌شرمی است.

حیا این است که اون سو گفتیم بلا، این سو هم بگیم چی؟

بلا.

این تقسیمی که در بعضی نوشته‌های علما اخلاق است انصافاً تقسیم خوبی است.

این مرتبه دوم وگاحت عقلانی یا حیا عقلانی.

عقل می‌گوید تو یکی بیش نیستی.

تکرار می‌کنما.

در اون سو می‌گویی بلا، این سوی، این سو می‌گویی نه.

این وگاحت است.

حیا داشته باش، اون سو می‌گویی بلا، این سو هم همین تو باز بگو بلا.

این.

وقت بلاگو چطور می‌شود؟

اونجا جزو، جزو را نمی‌خواهد، جزو را نمی‌بیند، جزو مقصودش نیست.

اینجا هم همینطور.

اگه حیا داشته باشد اینجا هم باید همینطور باشد.

توجه می‌کنید؟

مرتبه دوم.

خب [سرفه‌] بعضی از دوستان شاید حالا [سروصدای محیط] بعضی از دوستان یا بعضی از خانم‌ها که احیاناً ممکنه در این صحبت ما اولین بار باشد که هستند و قبلاً نبودند، با این اشارات ما انشاالله متوجه می‌شوند اون دوستان جدیدمون هم که این مسائل همش عمیق است‌ها.

اگر چیزی نواط مشهوری بود ما همش نمی‌توانیم الان اینجا توضیح بدیم.

بعد انشاالله از خدا بخواهید که همش روشن بشه.

این مسئله الست ما و الست شما چیزی است که برای ما [سرفه] هنوز تا به حال واضح، برای ماها، برای ما واضح شده یا نشده؟

واضح نشده.

فکر نکنید واضح شده‌ها.

این چیز خیلی اسرارآمیزی است.

عهدی داریم در الست، پیمان شکنی داریم در این سو، این صریح قرآن است.

همه جا پره.

کجا شد اون عهد؟

ألم أعهد إليكم يا بني آدم ألا تعبدوا الشيطان inne له لكم عدو مبين.

آیات قرآن پر است از اینکه خوبان آنها هستند که پیمان نمی‌شکنند.

بدها آنها هستند که پیمان می‌شکنند.

آیه دیگر با صراحت می‌گوید در عالم میثاق با شما پیمان بسته ایم.

من می‌گویم الست بربکم تو می‌گویی بلى.

چرا فراموش می‌کنی؟

چرا آن سو را نمی‌بینی؟

این سو طور دیگر شده.

اینها را باید فهمید.

چیه؟

توجه می‌کنید؟

خب مرتبه سوم گذشتیم.

انشاالله از خدا می‌خواهم که همه ما بفهمیم و شما هم هرچه می‌توانید این دعا را بکنید از من بشنوید.

اولین حاجت این باشد خدایا به ما در این عالم معرفت عنایت بکن.

توجه می‌کنید؟

معرفت.

بفهمیم که چیست، چیست در آن سو، این سو، مسئله چیست؟

هستم، ما چه هستیم؟

بالاخره چه هست؟

چه گفتی؟

قرآن چه می‌گوید؟

رسول اکرم صلی الله علیه چه گفت؟

ائمه چه گفتند؟

قرآن چه می‌گوید؟

الی آخر و اینها یعنی اینها را بفهمیم خدایا.

این دعا را بکنید از من این وصیت در گوش شما باشد.

هیچ فراموش نکنید و بدانید که حرکت شما به قدر معرفت شما خواهد بود.

توجه می‌کنید؟

[نفس عمیق] مرتبه سوم که در این تقسیم کلی که علما گفتند، علما اخلاق گفتند این است که به اصطلاح وقاحت روحی یا حیا روحی، وقاحت روحانی یا حیا چی؟

روحانی.

وقاحت روحانی، حیا روحانی چیه؟

اینها که گفتم ببینید اینها از گفتار علما اخلاق است.

از، در قرآن آیه ای داریم که آیه از آیه هفتاد و هفت سوره قدر میفرماید و أحسن كما أحسن الله الیک.

خوبی بکن.

احسان معنی پول دادن نه ها.

احسان به طبق اصطلاح قرآن خوبی بکن، احسان به معنی پول دادن نه.

احسان إن الله یحب المحسنین نیکوکار، نیکو رفتار، خوب رفتار بکن در پیشگاه خدا با خدا.

میگه با خدا خوب رفتار بکن به طوری که خدا با تو خوب رفتار کرده.

أحسن كما أحسن الله الیک.

خب اینجا برای ارباب ذوق این آیه، این آیه اشارات‌ها دارد به انسان خطاب می‌کند انسان ببین خدا با تو چطور پیش آمده تو هم با خدا چیه؟

همانطور پیش بیاید.

خب این است.

اینجاست که کسی بفهمد قرآن چه می‌گوید شب و روز هم در مقام بودیت جهد و جدیت بکند.

این آیه برای او اگر بفهمد کمرشکن است.

أحسن كما أحسن الله چی؟

الیک.

اگر کمرشکن بود حیا دارد.

حیا روحی است، روحانی است.

اگر کمرشکن نبود چیه؟

خیلی وقاحت دارد.

گفت نیکوکار باش، نیکو پیش بیا.

آنطور که خدا با تو نیکو پیش آمده.

می‌توانیم آنطور که خدا با من نیکو پیش آمده، من و ما نیکو پیش بیاییم یا نمی‌توانیم؟

نمی‌توانیم.

کمرشکن است.

باید شرم، شرم داشته باشیم یا نه؟

بله.

اگر شرم داشته باشیم خوبه، نداشته باشیم وقاحت است.

گذشتیم از این هم.

دیگه اینها را با اشاره می‌گذریم.

به قول حافظ می‌گوید که کردم اشارتی یعذ مکلف نمی‌کنم.

خوب دقت بکنید انشاالله اهل ذوق و اشارت باشید.

عرض کنم که مرتبه چهارم از وقاحت در این تقسیم و از حیا این است که در اصطلاح می‌گویند به اصطلاح حیا سر، حیا سر یا وقاحت سر، وقاحت سر یا سری یا حیا سر یا حیا سری.

حالا من توضیح می‌دهم.

قرآن یک آیه دارد که وقتی امام، امام خودمون صحبت می‌کرد که به بعضی‌ها گفته که أفلا تنظرون إلى الإبل كيف خلقت بعضی‌ها در این زمینه صحبت می‌کرد که قرآن برای همه به سهم خودش آیات و اشارات و دعوت‌ها و هدایت‌ها دارد.

همه در یک ردیف نیستند در این عالم خودشون به اختیار خودشون نیستند.

این حالا من خودم میگما و چون نیستند، قرآنا یه سفره عامی است که هر کسی به اندازه خودش از او چه می‌کند؟

استفاده می‌کند.

در این زمینه صحبت می‌کرد که الآن من می‌خواهم اشاره بکنم.

اینجا امام هم اون وقت از صحبتشون به این آیه اشاره کردند.

ما در قرآن آیات متعدد و متنوع داریم متنوع بر اساس تنوع به اصطلاح فکری و گنجایش انسان‌ها که به دست خود، خودشون را در وادی‌های مختلف ای فکری و عملی می‌اندازند.

هر کسی به اندازه خود می‌تواند از قرآن استفاده بکند.

عرض کنم که در یک جایی در قرآن حالا اون آیه جاش هم بگم چهل و پنج فروقان حالا از باب نمونه میگم در چهل و پنج فروقان می‌گوید مطلب را گم نکنید آقا.

وقاحت سری و حیا سری را من مطرح می‌کنم.

در یک جای قرآن چهل و پنج سوره فروقان می‌فرماید که ألم تر إلى ربك كيف مد الظل نمی‌بینی؟

نگاه نمی‌کنی به خدا چگونه سایه را گسترش داده؟

میگه به چه نگاه نمی‌کنی؟

ألم تر إلى ربك.

حالا این آیه ها را ما طور دیگه به مزاق خودمان معنی می‌کنیم ها.

ولی آن معنی که الآن من عرض می‌کنم به آن توجه بکنید.

ألم تر إلى ربك به پروردگارت نگاه نمی‌کنی؟

كيف مدذل به پروردگارت نگاه نمی‌کنی چگونه سایه را گسترش داده؟

یعنی چه؟

كيف مدذل نقش اولیاست.

در یه جا می، می‌فرماید برای عده‌ای می‌فرماید یعنی برای هر کسی که هر، از هر کدامش استفاده کرد.

در سوره همون که امامم تلاوت کردن در سوره کاشفه آیه هفده می‌فرماید أفلا ينظرون إلى الإبل كيف خلقت آه به شتر نگاه نمی‌کنند در خلقت شتر دقت کنید از اینجا پی ببرید که ربی هست، خدایی هست.

به یکی می‌گوید به شتر، به این آسمان، به این زمین، به این آیه، به اون آیه نگاه نمی‌کنی پی ببری خدایی هست.

به یکی دیگر می‌گوید که نگاه نمی‌کنی خدا چگونه؟

به خدا نگاه نمی‌کنی که چگونه سایه را گسترش داده؟

این دو دیده است.

دو خطاب است.

توجه می‌کنید؟

خب حالا اینجا که می‌گوید ألم تر إلى ربك كيف مدذل.

حالا من كيف مدذل اینو تفسیرش رو نگفتما.

میگه به خدا نگاه می‌کنی چجور مدذل؟

حالا ذل یعنی چه؟

سایه را چطور گسترش می‌دهد؟

این آیه دعوت می‌کنه به نگاه به وجه الله و از وجه الله چگونه این سایه‌ها گسترش می‌یابد؟

سایه‌ها، بنده و جنابعالی و همه.

توجه می‌کنید؟

همه چه هستیم؟

سایه هستیم.

میگه ألم تر إلى ربك كيف مدذل.

این خطاب برای کسی‌ست که وجه الله را می‌بیند و شع-- اشعه وجه الله را می‌بیند.

اشعه وجه الله یا انوار وجه الله تابش‌های وجه الله عبارت هستند از اینها که سایه‌ها هستند.

ولی نگاه از کدوم سو به این سو میاد؟

از اون سو به این سو.

ألم تر إلى ربك كيف مدذل.

حالا مکتبی هم که اشعارش و كيف مدذل نقش اولیاست مسائلی داره.

خب این معلوم است این خطاب برای یه عده‌ست.

این عده‌ای که این خطاب برای اون‌هاست، نه گفتید همیشه به چه نگاه بکنند؟

همیشه به وجه الله، به خدا.

اگر نگاهی به غیر کردند، اگر نگاهی به غیر کردند، این برای آنها می‌شود وقاحت.

التفات بر غیر در محضر حق با ظهور حق، التفات به غیر وقاحت است و توجه به غیر وقاحت است.

حیا این است که وقتی خدا را می‌بینی دیگه التفات به غیر نداشته باش.

حیا کن که التفات به غیر داشته باشی.

برای اون عده التفات به غیر می‌شود وقاحت.

حیا این است که در محضر حق با دید حق با شهود وجه حق التفات به غیر نکند.

بکند وقاحت، نکند حیا.

باید حیا بکند.

خب و این عده این حیا را دارند.

مسلماً شما خودتون اهل ذوقید.

می‌دانید کسی به این مرحله رسیده باشد هرگز اون وقاحت را دیگه انجام می‌دهد یا نمی‌دهد؟

نمی‌دهد.

اونها در تقسیم‌بندی اینجور تقسیم می‌شود.

یعنی برای او بد است.

برای او بد است.

حالا شما تعجب کنید برای او بد است.

من به شما اینجا مثال خواهم گفت، مطلب را تمام خواهم کرد.

خب ائمه در بیاناتشون هست.

حسین بن علی در همون دعای عرفة می‌فرماید که تعرف تلی فی کل شیء.

در همه چیز خود را به من نشان داده‌ای.

من عین جمله را معنی می‌کنما.

می‌فرماید تعرف تلی فی کل شیء.

در همه چیز خود را به من نشان داده‌ای، خود را به من نشان داده‌ای.

تعرف که معنیش اینه.

نمی‌گوید من تو را در همه چیز می‌بینم.

این یه بیان است که در بعضی از بیان‌ها اینجوره.

مثلاً در بیان علی سلام الله علیه رأیت ما رأیت شیئاً إلا ورأیت الله قبله وبعده معه.

در این دعای عرفة حسین بن علی سلام الله علیه می‌فرماید، اینجور بیان دارد.

می‌فرماید تعرف تلی فی کل شیء ترأیتک ظاهراً فی کل شیء.

خود را به من در همه چیز نشان دادی.

در نتیجه تو را در همه چیز ظاهر دیدم.

به خدا میگه در عرفة.

این از همان است.

ألم تر إلى ربك كيف مدذل همیشه به خدا نگاه می‌کنه.

هیچ وقت سید الشهدا سلام الله علیه دیگه نظر به غیر می‌کنه یا نمی‌کنه؟

در محضر حق نمی‌کنه.

مگر از طریق حق بیاد غیر را ببیند.

این یه مسئله دیگه‌ست.

اما انصراف از حق، توجه به غیر نمی‌کند.

حیا و عبودی سید الشهدا سلام الله علیه این اجازه را نمی‌دهد.

شاهد روشن‌تر به شما عرض کنم.

در همین مناجات ذاکرین که الآن براتون گفتم از مناجات پونزده گانه امام سجاد سلام الله علیه هست.

اونجا امام سجاد می‌گوید که مناجات ذاکرین در مفاتیح می‌خونید.

دیگه این‌ها را که میگم شاهد میگم که این بحث‌هایی که ما داریم دیگه بی‌شاهد و بی‌دل و بی‌مدرک نباشد.

خوب خودتون تأمل می‌کنید.

در مناجات ذاکرین می‌رسد به جایی می‌فرماید که و استغفرک.

اما خوب تأمل بکنید ها.

در هر جمله چند جمله میگم خوب تأمل بکنید و استغفرک مثنوی یه شعر دارد خوب گفته.

یکی از اون شعرش حس بودم.

میگه که خیلی‌ها میان آیات و روایات را تأویل می‌کنند.

میگه عزیز من تو عوض اینکه آیات و روایات را تأویل بکنی چه چیزا تأویل بکن؟

می‌گفتید؟

ها؟

احسنت خودت را.

میگی چرا میری آیات و روایات را تأویل می‌کنی؟

خب خودت را تأویل بکن دیگه احتیاج به تأویل آیات و روایات.

تأویل یعنی از م-- تأویل به معنیه چون تأویل معانی دارد.

به معنی اینکه آیه و روایت را نتوانیم معنی بکنیم، ما طبق فکر محدود خودمون بیاییم آیه را طور دیگه با تکلف معنی بکنیم، روایت را هم خراب بکنیم اینجور.

میگه خب عوض اینکه اینا را تأویل بکنی خودت را تأویل بکن اول، یه مسئله، یه مشکل را حل بکن بقیه مشکلات حل میشه.

خب این کلام من عذر می‌کنم اینها را تأویل کردند آنهایی که خودشان را تأویل نکردند.

می‌فرماید که خب ولی چ-- آخه چگونه می‌شود اینها را تأویل کرد؟

من می‌خوانم شما اگر به زبان عربی فقط آشنایی داشته باشید کافی است که معانی را که من عذر می‌کنم از این عبارات بفهمید.

می‌فرماید و استغفرک من کل لذة بغیر ذکرک.

ترجمه می‌کنم.

می‌گوید خدایا و استغفرک من کل لذة بغیر ذکرک.

از تو طلب مغفرت می‌کنم از هر لذتی با غیر ذکر تو، از هر لذتی که از طریق غیر ذکر تو باشد، با غیر ذکر تو باشد، از تو چی می‌کنم؟

طلب مغفرت می‌کنم.

خب اینجا به چه معنی میده؟

و استغفرک من کل لذة بغیر ذکرک.

این بعد جمله بعدی و من کل راحت بغیر انسک.

از تو طلب مغفرت می‌کنم از هر راحت و آرامشی با غیر از انس تو و من کل سرور بغیر قربک.

از تو طلب مغفرت می‌کنم از هر، از هر سرور و نشاط و شاده‌ای با غیر از قرب تو.

یعنی من هیچ شاده‌ای از غیر قرب تو ندارم.

هیچ آرامشی با غیر انس تو ندارم.

هیچ لذتی هم از غیر ذکر تو چیه؟

ندارم.

و من کل شغل بغیر طاعتك.

اشتغالی داشته باشم به غیر طاعت تو از این طلب مغفرت می‌کنم.

پناه می‌برم به تو.

و از این قبیل جملات در به اصطلاح بیانات و دعاهای وارد از ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین زیاد است.

مطلب را در اینجا من تمام می‌کنم و با این بیان که عرض کردیم مرتبه چهارم معلوم شد که وقاحت سر است یا حیا سر است و این برای آنهاست که التفات به غیر براشون وقاحت است در محضر حق و حیاشون ایجاب می‌کند التفات به غیر نداشته باشند.

اینو در این تقسیم‌بندی بعضی از علما حیا سر و وقاحت سر گفته‌اند.

خب مطلب را در اینجا من تمام می‌کنم و اما اون نکته که در آخر بگم نکته‌ای که اول گفتم فراموش نکنید که ما اشاراتی به مراتب عمیق وقاحت و حیا در مقام سلوک در اینجا داشتیم.

اما صحبت در اینها تمام نمی‌شود.

ریزه‌کاری‌ها در این صحبت‌ها تمام نمی‌شود.

خود شما انشاالله از این کلیات که گفتیم به جزئیات لابد انشاالله پی بردید.

مخصوصاً اونی که در مراحل ابتدایی سلوک برای من و شما مطرحه است به اون زیاد به ریزه‌کاری‌هاش توجه بکنید و خوب دقت بکنید که یه حالت حیا و شرمندگی در انسان باید در مراتب مختلف باشد و از یک وقاحت و بی‌شرمی باید انسان در مراتب مختلف اجتناب کند.

حالا به خوبی نتیجه گرفتیم که اگر چنانچه هر وقت بلند شدیم برای یک نماز و دعا و ب-- رو به خدا آوردیم که باید همیشه رو به خدا باشیم، اگر این توأم با یک حیا و شرمندگی نبود، در هر مرتبه‌ای از مراتب شرف حساب بکنید، این برای ما یک نقیصه است و یک مهلک است و نخواهد گذاشت به سوی حق قدم برداریم.

بقیه جزئیات دیگه به عهده خود شماست.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.