ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 068

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

چارهٔ طول امل: تذکر موت

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. ببینیم برای چاره‌جویی از طول امل چه دستوراتی داده‌اند. از آن دستورات هم مقداری بگوییم تا اگر خواستید از طول امل خلاص شوید، این راه چاره را که در بیانات رسول اکرم و ائمهٔ اطهار سلام‌الله‌علیهم‌اجمعین است استفاده بکنید. برای خلاص شدن از این حالت غالب به معنی طول امل و برای اینکه نقطهٔ مقابل این حالت در وجود انسان حالت غالب باشد، به ما یک مسئله را دستور داده‌اند و آن مسئله تأمل و تذکر موت، تذکر مرگ است. یعنی انسان همیشه متذکر باشد در باب خودش که لحظه‌ای، وقتی خواهد رسید در مکانی، در شرایطی که من هم خواهم مرد. این را مجسم بکند در نظرش. این را متذکر باشد. باز اشتباه نکنید: آن عقیده بر مرگ نیست؛ آن را همه می‌دانیم خواهیم مرد. متذکر شدن، زود زود یاد کردن، مجسم کردن در نظر و اینکه واقعاً مسئله جدی است. یک وقتی من هم به هرچه ندا خواهم کرد کسی به ندای من گوش نخواهد کرد. هیچ‌کس به فریاد من نخواهد رسید. آسمان و زمین به فریاد من نخواهند رسید. من هم جدا یک وقتی به این حالت خواهم افتاد. این را خوب با تکرار باید انسان تصور بکند.

بیست بار در روز؛ یادآوری صوری کافی نیست

دستور داده‌اند که در شب و روز بیست‌وچهار ساعت — و حتی در بعضی روایات هست که رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود تقریباً این حالت را به خودتان تلقین کردن در حد بیست بار باشد روزی. روزی بیست بار خوب بپردازید به اینکه جدی تصور کنید که الان مرده‌اید و در برزخ افتاده‌اید. اگر وضعتان این باشد با این درون، با آن گذشته، با این کشش به سوی دنیا، با آن عدم کشش به سوی عقبا چه خواهید کرد؟ این درون اگر در آخرت بیفتد، در برزخ بیفتد چه خواهد بود؟ جدی است این مسئله. این را بیست بار هر روزی متذکر باشید. تذکر موت یگانه راه چاره برای برچیده شدن حالت طول امل در وجود انسان است و روی این حساب خیلی دستورات در این باب به ما داده‌اند. حتی به‌طوری که در بعضی دستورات از رسول اکرم استفاده می‌شده که بیست بار انسان در روز به‌صورت جدی متذکر موت باشد، مجسم بکند در نظرش. علما اخلاق متذکر شده‌اند که آن یادآوری صوری به درد نمی‌خورد چون این‌ها اهل راه بودند. شما و ما باید از اهل راه یاد بگیریم؛ آن‌ها که تجربه کردند دیدند. گفتند یادآوری صوری به درد نمی‌خورد. بروید به باطن خودتان مجسم بکنید که جدی است. یک وقتی این مسئله را مجسم بکنید آن وقتی را که شما هم واقعاً می‌میرید. حالا در چه شرایطی خواهد بود خدا می‌داند اما حتماً خواهد رسید این وقت. به‌صورت یک مسئلهٔ حتمی که در برابر هست این را مجسم بکنید و ببینید که آنجا شما در چه وضعی هستید. دیگر هیچ‌کس ندارید، هیچ فردی ندارید، هیچ امیدی ندارید. شما هستید و باطن شما. ببینید با این باطن در برزخ و در پیشگاه حق چه خواهید کرد. بنابراین مجسم کردن مسئله خیلی مهم است. اولاً تذکر موت را جداً هر کس اهل درد است می‌خواهد عمل بکند به این عمل بکند. اگر شما مجسم کردید مکرر در روز مسئلهٔ مرگ را تا این تذکر موت غالب بر وجودتان بود، اگر وضع شما عوض نشد هرچه می‌گویید بگویید؛ اگر طول امل از وجود شما از میان نرفت هرچه می‌گویید بگویید. طوری می‌شود که دیگر شما اصلاً اطمینان ندارید تا فردا. علی علیه‌السلام فرمود کسی متذکر موت باشد با آن نحوی که توضیح دادم، اگر خوب متذکر باشد، دیگر این نمی‌تواند فردا را از عمرش حساب بکند. جداً نمی‌تواند فردا را از عمرش حساب بکند. آن‌چنان انسان را منقلع می‌کند، آن‌چنان از طول امل خلاص می‌کند و مرگ را می‌آورد و در مقابل چشم انسان قرار می‌دهد. بیان صریح علی علیه‌السلام است: تذکر موت اگر خوب پیاده شود دیگر فردا از اجل، از عمر اصلاً حساب نمی‌شود. خوب است ان‌شاءالله این را عمل بکنید. علما اخلاق هم روش تأکید زیاد کرده‌اند. تذکر موت، مجسم کردن موت. ببینید اصلاً عالم عوض می‌شود؛ اصلاً هیچی دیگر برای شما لذت ندارد.

حالت تهدید مرگ و خاموشی لذت‌ها

نمی‌دانم برای شما این مسئله گاهی در عمرتان تصادفاً پیش آمده که صحنهٔ مرگ برایتان پیش بیاید؛ صحنه‌ای که مرگ تهدید می‌کند — زلزله‌ای مثلاً؛ احیاناً جبهه حالا حساب دیگری است. اما صحنه‌ای برایتان پیش بیاید که خطر مرگ تهدید می‌کند. آنجا اگر یکی از صحبت از لذتی، از معامله‌ای، از خوردن بیاید — مثلاً چایی بخور — عصبانی می‌شوید. تذکر موت همان حالت است؛ همان حالت غالب می‌شود در وجود انسان. دیگر هیچی لذت ندارد: نه خوردن، نه زن گرفتن، نه شوهر کردن، نه ریاست، نه پول. همه‌اش مسخره می‌شود در نظر انسان. اگر تذکر موت غالب در وجود انسان باشد فردا هم برای انسان عمر نیست. این چیز جدی است. از کجا می‌خواهید خوب بفهمید؟ اگر این‌جور حالت برایتان پیش آمده آن‌ها را به در خاطر بیاورید — آن وقتی که خطر مرگ تهدید می‌کند. مسئلهٔ مرگ اگر در وجود انسان ریشه پیدا بکند، این واقعیت باور بشود برای انسان حالت شود، حادم اللذات است؛ لذت‌ها را حد می‌کند.

بیان امام صادق در مصباح الشریعه

قال الصادق علیه‌السلام در مصباح الشریعه باب هشتادوسه، باب ذکر الموت: «ذِكْرُ الْمَوْتِ يُمِيتُ الشَّهَوَاتِ فِي النَّفْسِ وَيَقْلَعُ مَنَابِتَ الْغَفْلَةِ وَيُقَوِّي الْقَلْبَ بِمَوَاعِيدِ اللَّهِ وَيُرِقُّ الطَّبْعَ وَيَكْسِرُ أَعْلَامَ الْهَوَى وَيُطْفِئُ نَارَ الْحِرْصِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): یاد مرگ شهوت‌ها را در نفس می‌میراند، رویشگاه‌های غفلت را برمی‌کند، قلب را به وعده‌های خدا نیرو می‌دهد، طبع را نازک می‌کند، پرچم‌های هوا را می‌شکند و آتش حرص را خاموش می‌کند.

اگر حالت ذکر موت در وجود انسان باشد شهوت‌ها را می‌میراند؛ منبت‌های غفلت — محل‌های رویش غفلت — را در درون قلع می‌کند؛ قلب را به مواعید الهی تقویت می‌بخشد؛ طبع دل را رقیق می‌کند. از اینجا توجه داشته باشید که یکی از علل قساوت قلب در وجود ما هم عدم ذکر موت است — نه عدم عقیده بر موت؛ دو تاست: عقیده بر موت همه دارند؛ عدم ذکر موت یعنی حالت نشدن. و یکسر اعلام الهوی؛ و یطفئ نار الحرص. باور بکنید آن‌ها که ذکر موت در وجودشان حالت غالب می‌شود، طول امل از بین می‌رود. این‌جور آدم‌ها کارهای من و شما را که مرتب در این فکر هستیم چه جور بکنیم، چه جور درست بکنیم، چه جور بخریم، تنظیم بکنیم… وقتی نگاه می‌کنند برایشان مسخره است و خنده‌آور. واقعاً خنده‌آور است؛ چیز عجیبی می‌بینند در ما. نمی‌توانند هضم کنند: این چه حرفی است؟ چه کاری است؟ چه غفلتی است؟ چه حرصی است؟ یا آن‌ها که در طریق ریاست‌طلبی و جاه‌طلبی تو سر همدیگر می‌زنند — چه غفلتی است؟ این‌ها را در غفلت عجیبی می‌بینند. وهو معنی ما قال النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم — امام صادق فرمود این است معنی بیان رسول الله که فرمود فکر ساعتین خیر من عبادة سنة: فکر یک ساعت بهتر است از عبادت یک سال. ببینید امام صادق بیان رسول الله را چه جور معنی می‌کند: کسی که حالت ذکر موت بر وجودش غالب است، یک ساعت این‌چنین آدمی بهتر است از یک سال عبادت امثال من و شما. واقعاً منقلب می‌شود، وحشت می‌گیرد، خوف می‌گیرد، وجودش پناهنده است به خدا. آن یک ساعت با درد دل پناهندگی به خدا کارساز است. آن یک ساعت با دل شکسته، با ترس، پناهندگی به خدا واقعاً از یک سال عبادت امثال من بهتر است؛ کارساز است برای آن که می‌رسد به خدا.

آمادگی لحظه‌به‌لحظه برای مرگ و لقا

دنبالهٔ بیان امام صادق می‌شمارد تا جایی که می‌فرماید ذکر موت را داشته باشید؛ علاوه بر این آماده هم باشید برای مردن و رفتن. اصلاً آماده بکنید. می‌گوید اگر آماده نکردید توجه داشته باشید که رسول الله فرمود هر کسی خودش را آماده نکرده لحظه‌به‌لحظه برای مرگ، این آدم از لقای خدا در فرار است؛ نمی‌خواهد خدا را ملاقات بکند و خدا هم نمی‌خواهد او را ملاقات بکند. ترجمه کنید: ببینید دیگر چه می‌ماند؟ کسی که آماده نیست لحظه‌به‌لحظه برود به سوی خدا و نمی‌خواهد خدا را ملاقات بکند؛ آن طرفش هم این است که خدا نمی‌خواهد او را ملاقات بکند. ولی کسی که ذکر موت در وجودش غالب است، آماده کرده خودش را لحظه‌به‌لحظه برای مرگ، دلش می‌خواهد هم بمیرد؛ خدا هم می‌خواهد او را ببیند. امام صادق فرمود: «مَنْ أَحَبَّ لِقَاءَ اللَّهِ أَحَبَّ اللَّهُ لِقَاءَهُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر کس لقای خدا را دوست بدارد، خدا نیز لقای او را دوست می‌دارد.

بنابراین راه چاره برای خلاصی از این مهلک به نام طول امل چیست؟ راه چاره تذکر موت است. زیاد باید روی این مسئله کار بشود.

آثار تذکر موت: محشر با شهدا؛ محو ذنوب

با شهدا محشور است

در یک بیان رسول الله فرمود کسی که حالت تذکر موت در وجودش غالب بود با این توضیح، علاوه بر اینکه طول امل را کنار می‌برد، آثار مطلوبی دارد. این آدم اولاً قلبش منقطع است؛ لذات و شهوات برایش معنی ندارد و این آدم با شهدا محشور است. رمز مطلب چیست؟ وجه اشتراکش با شهید همان است: این در واقع با اراده و خواست خودش بالاخره قبل از اینکه مرگ به سراغش بیاید خودش را منقلع کرده و آماده کرده برای لقای خدا. موت ارادی. کسی که متذکر موت شد و قلبش منقلع شد و آماده بود لحظه‌به‌لحظه برای مرگ، این دیگر مانند شهیدی است که قبل از اینکه کشته بشود فی سبیل الله خودش را منقلع کرده. و لذا در بیان رسول الله فرمود کسی که متذکر موت باشد علاوه بر خلاصی از طول امل با شهدا هم محشور می‌شود. سالک باید این‌جور باشد؛ اصلاً سالک متذکر موت می‌تواند سالک باشد — باید دانست که با طول امل اصلاً راه به جایی نمی‌برد. جامع السعادات، جلد سوم، صفحهٔ سی‌وشش: قیل له صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هل یحشر مع الشهداء أحد؟ قال نعم: «مَنْ يَذْكُرُ الْمَوْتَ فِي الْيَوْمِ وَاللَّيْلَةِ عِشْرِينَ مَرَّةً»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسی که در شب و روز بیست بار مرگ را یاد کند.

محو گناهان و زهد در دنیا

اثر دیگر: سالک هر سالکی که قدم به طرق سلوک می‌گذارد گرفتاری‌هایی از سابق دارد، گناهانی دارد. این‌ها خیلی سنگینی می‌کند برای سالک. اگر از طول امل خلاص شد، متذکر موت بود، این حالت در وجودش غالب بود، همیشه خودش را در آن طرف می‌بیند؛ در محضر خدا لحظه‌به‌لحظه مثل اینکه از اینجا منقلع در برزخ خودش را می‌بیند. آن وقت آن گذشته‌هایش هی مرتب به یادش می‌افتد آن گناهانش؛ می‌ترسد. این ترس ذوب می‌کند وجود او را و ذوب می‌کند گناهان را در باطن همین شخص. و در آخر نه تنها پاک از گناهان می‌شود — این ترس خشیت واقعی می‌شود — بلکه در مقام سلوک هم از این مانع که مانع راه است یعنی وجود گناهان در باطن خلاص می‌شود. جامع السعادات، جلد سوم، صفحهٔ سی‌وهشت: «أَكْثِرُوا مِنْ ذِكْرِ الْمَوْتِ فَإِنَّهُ يَمْحُو الذُّنُوبَ وَيُزَهِّدُ فِي الدُّنْيَا»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): مرگ را بسیار یاد کنید؛ که گناهان را محو می‌کند و به دنیا بی‌رغبت می‌سازد.

اگر این‌جور زیاد یادکننده بودید حالت برایتان، گناهان را از وجود شما پاک می‌کند و شما را نسبت به دنیا زاهد می‌کند. ان‌شاءالله اگر به توصیهٔ امروز عمل کردید و آن حالت غالب بود، آن وقت می‌فهمید که این خشیت چقدر فوق‌العاده است و واقعاً به‌جاست که خدا دیگر گناهان را از وجود انسان پاک کند. همه‌چیز در کام انسان دیگر تلخ می‌کند آن گناهان گذشته وقتی متذکر موت بود. الان من و شما گناهان گذشته داریم ولی خشیتش را نداریم؛ نمی‌فهمیم چیست. وقتی متذکر موت شد، این خشیت آن‌چنان وجود را می‌گیرد که انسان خودش هم حق می‌دهد که خدا باید ببخشد. دل انسان بر خودش می‌سوزد؛ قهر خدا هم رأفتش به حال انسان شمول پیدا می‌کند.

نکتهٔ ذوقی خطرناک: ولایت خدا یا ولایت شیطان

قبل از نکات ذوقی توجه داشته باشید: یک بیانی داریم از رسول الله که اگر خوب دقت کنیم، ما که الان به طول امل گرفتاریم، متذکر موت نیستیم — ولو نماز می‌خوانیم و واجبات را انجام می‌دهیم و از محرمات اجتناب می‌کنیم — ولی چون به طول امل گرفتاریم، تعلقات وجود ما را گرفته، در حال فرار از موت هستیم، در حال فرار از خدا هستیم. جان مسئله این‌طور است. ما در حقیقت اگر این بیان را دقت کنیم در تحت ولایت خدا آن‌چنان که باید نیستیم — و تحت ولایت… آن جایش را دیگر می‌ترسم بگویم. این خیلی بیان خطرناکی است. می‌خواستم نخوانم. نکتهٔ ذوقی بگویم و دیدم قبل از آن ممکن است بی‌جا به ذوق بیفتیم. اصلاً من و شما حق نداریم به ذوق بیفتیم. باید واقعیت خودمان را بشناسیم که چگونه هستیم. ان‌شاءالله خدا خواست و به آن مرحله رسیدیم با عمل، با عنایات خدا، آن ذوقیات هم رو می‌آورد. این روایات را بخوانم بهتر است. جامع السعادات، جلد سوم، صفحهٔ سی‌ونه: «إِذَا اسْتَحَقَّتْ وَلَايَةَ اللَّهِ وَالسَّعَادَةَ جَاءَ الْأَجَلُ بَيْنَ الْعَيْنَيْنِ وَذَهَبَ الْأَمَلُ وَرَاءَ الظَّهْرِ ۖ وَإِذَا اسْتَحَقَّتْ وَلَايَةَ الشَّيْطَانِ وَالشَّقَاوَةَ جَاءَ الْأَمَلُ بَيْنَ الْعَيْنَيْنِ وَذَهَبَ الْأَجَلُ وَرَاءَ الظَّهْرِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): چون ولایت خدا و سعادت محقق شود اجل میان دو چشم آید و امل پشت سر رود؛ و چون ولایت شیطان و شقاوت محقق شود امل میان دو چشم آید و اجل پشت سر رود.

الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات… اگر مصداق شدیم برای تحت ولایت خدا قرار گرفتن، اثرش این است که اجل همیشه در برابر دو چشم قرار می‌گیرد و آن حالا‌هستم می‌رود. اما اگر ولایت شیطان تحقق پیدا کرد، حالا‌هستم همیشه در برابر چشم است و مرگ فراموش می‌شود. بنابراین اگر انسان متذکر موت بود در تحت ولایت خداست وگرنه اصلاً معلوم نیست در تحت ولایت خدا باشد.

بسط چارهٔ تذکر موت

چارهٔ طول امل در بیانات اهل بیت، تذکرِ موت است؛ نه عقیدهٔ خشک به اینکه «همه می‌میرند»، بلکه مجسم‌کردنِ جدیِ لحظه‌ای که ندا بی‌پاسخ می‌ماند و آسمان و زمین به فریاد نمی‌رسند. تکرارِ این تصور در شبانه‌روز — و در پاره‌ای روایات تا بیست بار — برای آن است که حالتِ غالب از «اینجاییم» به «در حال رفتنیم» بگردد.

حالتِ تهدیدِ مرگ لذت‌های غافلانه را خاموش می‌کند؛ نه آنکه زندگی را تعطیل کند، بلکه آنکه زندگی را در افقِ لقا معنا دهد. بیان امام صادق در مصباح الشریعه و روایاتِ آمادگیِ لحظه‌به‌لحظه، سالک را به زیستنِ آمادهٔ مرگ و لقا می‌خواند. آثار تذکر موت در نقل‌ها آمده است: محشور شدن با شهدا، محو ذنوب، و زهد در دنیا — نه زهدِ نمایشی، که سبکیِ دل از فرضِ بقا.

نکتهٔ ولایت: خدا یا شیطان

نکتهٔ ذوقی و خطرناک آن است که سالکِ متذکرِ موت در مدار ولایت حق می‌ماند؛ و آن که طول امل بر او غالب است، معلوم نیست در تحت ولایت خدا باشد. تذکر موت ضدّ طول امل است؛ بی‌آن، سالکِ اسمی در حقیقت مسافرِ دنیا می‌ماند. این چاره را باید در مراقبهٔ روزانه تمرین کرد تا حرف به حالت بدل شود.

جمع‌بندی نهایی جلسه

تذکر موت چارهٔ طول امل است اگر به حالت بدل شود. تکرارِ تصورِ مرگِ جدی لذتِ غفلت را می‌شکند و دل را برای لقا سبک می‌کند. آثارش در روایات آمده: محشر با شهدا، محو گناه، زهد. متذکر موت در مدار ولایت حق است؛ غافلِ بقا در معرض ولایتِ غیر. این چاره را باید در شبانه‌روز تمرین کرد تا «اینجاییم» به «در حال رفتنیم» بدل شود.

تکمیل چارهٔ تذکر موت

تذکر موت اگر به عادتِ لفظ بدل شود همان آفتِ طول امل را به زبانِ دیگر بازمی‌گرداند. مقصود آن است که انسان لحظه‌ای را مجسم کند که هیچ فریادرسی نیست و خود را در آن لحظه ببیند؛ آنگاه برگردد به اکنون و زندگی را از نو بچیند. تکرارِ روزانه برای ساختنِ حالت است، نه برای جمع‌کردنِ عدد.

آمادگیِ لحظه‌به‌لحظه برای مرگ به‌معنای ترکِ مسئولیت دنیا نیست؛ به‌معنای سبک‌کردنِ دل از مالکیتِ موهومِ سال‌های نیامده است. روایاتِ آثار تذکر موت — محشر با شهدا، محو ذنوب، زهد — نشان می‌دهد این تذکر میوه‌های عملی دارد. و نکتهٔ ولایت هشدارِ نهایی است: غفلتِ بقا انسان را در مدارِ غیر حق رها می‌کند؛ تذکر موت او را زیر سایهٔ ولایت حق نگه می‌دارد. سالک میان این دو مدار باید انتخاب کند و انتخاب را هر روز تازه کند.

مجسم‌کردن مرگ باید با دعا و توسل همراه شود تا به یأس نکشد؛ ترسِ مذموم آن است که از رحمت ببُرد، و تذکرِ محمود آن است که از غفلت ببُرد.

بیست بار در روز عددِ مقدسِ خشک نیست؛ نمادِ کثرتِ تذکر است تا حالت بسازد.

زهدِ برآمده از تذکر موت، ترکِ زینتِ ریا نیست؛ سبکیِ دل از چنگِ «هنوز هستم» است.

ولایت حق با تذکر موت می‌سازد زیرا سالک خود را مسافرِ او می‌بیند نه مقیمِ دنیا.

در تداومِ همین معنا (1): مجسم‌کردن مرگ باید با دعا و توسل همراه شود تا به یأس نکشد؛ ترسِ مذموم آن است که از رحمت ببُرد، و تذکرِ محمود آن است که از غفلت ببُرد.

در تداومِ همین معنا (2): بیست بار در روز عددِ مقدسِ خشک نیست؛ نمادِ کثرتِ تذکر است تا حالت بسازد.

در تداومِ همین معنا (3): زهدِ برآمده از تذکر موت، ترکِ زینتِ ریا نیست؛ سبکیِ دل از چنگِ «هنوز هستم» است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.