ددرس‌گفتارها

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

صفحه دوم غیرت درباره عیال است.

این هم نداشتنش مهلک است.

داشتنش فضیلت است.

توجه می کنید؟

صالح باید از نداشتنش بپرهیزد.

به داشتنش خودش را متصف بکند.

نداشتنش را مانند هر مهلک دیگر مهلک بداند.

چیز ساده نگاه نکند.

ممکن است ما فکر بکنیم که خب احیاناً فکر بکنیم بالاخره انسان فقط موعظه می‌کند، نصیحت می‌کند به عیال خود.

انشاالله گوش کرد کرد، نکرد، نکرد.

دیگه غیرت داشتن، سعی در حفظ زن از آنچه که باید حفظ کرد، این سعی را نکردن، محافظت نکردن این لازم نیست.

این اشتباه است.

باید سعی در حفظ عیال از آنچه باید حفظ بشود کرد.

و اگر این سعی نشود انسان به مهلک نداشتن غیرت در خصوص عیال خود گرفتار شده است و چوبش را می‌خورد.

این موعظه، موعظه جای خودش را دارد.

نصیحت جای خودش را دارد.

غیرت که سعی عملی و در انواع مختلف برای محافظت عیال است.

این یک فضیلت است، یک وظیفه است و نداشتنش برای مرد از مهلکات است.

توجه کنید مهلک است.

اصلاً لطمه می‌خوره انسان.

لطمه می‌خوره.

در این زمینه خب من به یکی دو تا باید اشاره می‌کنم.

اما شما در موقع توضیحاتی که عرض می‌کنم خوب انشاالله دقت بکنید که مطلب برای ما تا حدودی خوب روشن بشود.

روایتی که نقل می‌کنم از جامع الصادق، جلد اول، صفحه دویست و شصت و پنج.

دو بیان است.

در واقع دو-- یک روایت است دو روایت.

مرحوم نراقی از علی سلام الله عليه نقل کرده که علی ابن ابی طالب سلام الله عليه درباره مردهایی که در خصوص عیال‌شون اینجور محافظت نمی‌کنند، یعنی غیرت به خرج نمی‌دهند، بیان خاصی دارد.

حالا شما از بیان علی می‌توانید نتیجه بگیرید سلام الله عليه که نداشتن غیرت در خصوص عیال مهلک است و داشتنش فضیلت است.

اون بیانات کلی که قبلاً گفتم به همین‌ها شامله‌ها اشتباه نکنید.

ولی اینها فقط در خصوص غیرت درباره عیال است.

یه وقتی علی سلام الله عليه روایت اینجور میگن.

یا أهل-- قال امیر المؤمنین علیه السلام یا أهل العراقة نبئت ان نساؤکم یضافعن الرجال فی الطریق اما تستحیون؟

حالا گفتم من معنی روایت را می‌کنم.

اما یه توضیحاتی هم عرض می‌کنم شما فقط برداشت نادرست نکنید.

شما سعی بکنید که خوب بفهمید.

برداشت نادرست نکنید که زحمت من و نیت من خدای نکرده ضایع نشود.

فرمود که أهل العراقة به من خبر دادند.

اینجور بیان می‌کنه صدوق.

به من خبر دادند که زنان شما با مردها در راه‌ها همدوش راه می‌روند.

اما تستحیون؟

آیا خجالت نمی‌کشید؟

حالا زیادش رو به عهده خود شما می‌گذارم که معنی بکنید، فهمش بکنید.

اما این معنی این نیست که هر زن به هر صورت بیرون رفت و لو هیچ اشکال شرعی نداشته باشد بلکه احیاناً یک وظایف بهتر مطلوبی یا بفرمایید یک رضای خدا، یک مسئولیت بهتری عن بر ایشان مترتب باشد.

این صحیح نیست و این خلاف است.

مثلاً کسی اجازه بدهد عیالش-- معنی این نیست.

اما در حد خودش معنی خود را دارد.

دقت بکنید.

کسی یه وقتی مثلاً عیالش بیرون می‌رود حالا هیچ مسئله خلاف منافی عفت، منافی غیرت پیش نمیاد.

انسان مطمئن است.

پیش نمیاد و نه تنها اینجور مسئله فسادی پیش نمیاد، گناهی چیزی پیش نمیاد، بلکه یه کار مهمی هم، کار مطلوبی هم احیاناً حتی مرزی عقل بر این بیرون رفتن مترتب است.

معنی این بیان این نیست که آنها باید نشود.

توجه بکنید.

معنی این بیان این نیست.

معنی این بیان این است که جایی که هیچ فساد بر ایش مترتب است یا مسئله‌ای مطرح است، مسئولیتی، کار مهمی یا رضای خدایی.

اینا هیچکدوم مطرح نیست یا فساد مطرح است.

اینجا چه دایی هست که زن برود در کوچه و خیابان همدوش مردها راه برود؟

اما تستحیون؟

اینجور.

آیا خجالت نمی‌کشید؟

گفتم خوب دقت بکنید و الا همه مسائلی که زن باید برود اولا سفر واجب را باید بکند مانند حج.

باید برای تعلیم معالم دینی خودش برود و باید برود اخذ معالم دینی بکند.

باید اون هم در البته با اذن ولی زمان.

حالا امام یا ولی فقیه در کارهای اجتماعی شرکت بکند.

اینها همه در جای خود محفوظ است.

این مسئله به جای خود محفوظ.

در اینها غیرت نداشتن یا داشتن به جای خود یک موضوع جداگانه‌است.

کسی احساس هیچگونه موضوعی درباره یعنی غیرتی درباره عیال خودش نکند.

همینطور بدون حساب به او اجازه بدهد برود بیرون به هر جا رفت برود بیرون برود خیابان برود در مجامع حاضر بشود.

نه خیری براش مترتب است، نه خدمتی انجام می‌دهد و بلکه فسادی هم براش مترتب است.

با این همه بی‌تفاوتی داشته باشد و ممانعت نکند.

این براش مخرج است.

فکر کردید؟

یه توضیحی دادم فکر می‌کنم برای شما کافی باشد.

بیان دیگری از علی سلام الله عليه قال أما تستحيون ولا تغارون نسائكم يخرجن إلى الأسواق و يزاحبن العلوج.

فرمود که خجالت نمی‌کشید و زن‌های شما میروند بازار و خیابان می‌رن، می‌رن به سوی بازار و اسواق بازارها.

بعد مزاحمت‌ها می‌کنند به اونا که کار می‌کنند بازار اینجا.

یعنی در واقع مزاحمت منظور مزاحمت دیگه نیست و مزاحمت در این زمان مطرح نیست.

یعنی همینقدر میروند و گاهی می‌شوند به مردمان.

ولا تغارون غیرتتون، غیرت به خرج نمیدید در اینجا؟

چرا میگذارید؟

باز در جای خودش با توضیح که عرض کردم توجه کنید باز در جای خودش.

از حرف من اینجور برداشت نشود که من میگم که بر اساس غیرت باید مرد اصلا مانع بشود زن اصلا از خانه بیرون برود.

اونجا که کاری، مسئولیتی، کار خوبی و فسادی هم براش مترتب نیست اشکال ندارد.

مخصوصا مسئولیت بود چه بهتر.

اما مسئله این است که مثلا همینطور آزاد نیست.

مرد باید احساس مسئولیت داشته باشد.

باید غیرت داشته باشد.

نداشتنش براش مخرج است.

در زمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اصحاب رسول الله آنچنان بعضی‌ها غیرت داشتند که حتی بعضی‌ها بعضی از به اصطلاح زوجات themselves را در منزل خودشان می‌گرفتند که اصلا زنشون چشمش به یک اجنبی نخورد.

از اصحاب رسول الله توجه بکنید و ادعای نیست که چه بهتر محفوظ باشد.

چه اشکالی دارد؟

چه بهتر.

این غیرت مقبوض است به جای خودش.

اما مانع از این نیست که انسان جایی که مانعی نیست بگذارد برود بیرون یا جایی که کار خوب میخواهد انجام بدهد بگذارد برود بیرون.

ولی غیرت باید باشد.

نبودش مخرج است برای مرد.

توجه بکنید.

و عرض کنم که نابود شما.

به این روایت فکر می‌کنیم.

خانم‌ها هم خیلی خوب دقت بکنند.

همتون توجه کردید که چه نوع عرض کردم؟

خوب توجه کردیم.

به این روایت همه مخصوصا خانم‌ها توجه بکنند.

که البته روایت را من از جامع السادات مرحوم نراقی نقل می‌کنم.

جلد اول صفحه دویست و شصت و هفت.

برای تأیید مسئله عرض می‌کنم.

تأیید اینکه خانم‌ها هر چه از مردها به دور باشند این به جای خود یک مسئله است.

یک مسئله است و این هیچ منافاتی ندارد که خانم‌ها در جایی که مانعی ندارد، گفتم یه کاری است، وظیفه است به دنبال کار بروند.

ولی اصل اول این است که اولا این برای خود خانم‌ها بهترین مسئله است و برای مرد هم به عنوان یک وظیفه، وظیفه است که غیرت داشته باشد درباره عیالش.

برای تأیید مسئله اینکه مرد باید غیرت بالاتر درباره عیالش داشته باشد این روایت را عرض می‌کنم و ضمنا معلوم می‌شود که بهترین وضع برای یک خانم این است که اصولاً مرد نبیندش.

اصلاً مرد غیر یعنی معلول خودش اصلاً چشمش به مردی نیفتد.

هیچ مانعی نباشد.

هیچ احتیاجی نباشد.

چه بهتر اینجور باشد.

توجه بکنید.

به این روایت فکر می‌کنیم.

من روایت را از جامع السادات مرحوم نراقی نقل می‌کنم.

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به فاطمه علیه السلام که در صحبت هم صلوات الله صلوات الله عليه و فاطمه سلام الله عليها فرمود که أي شيء خير للمرأة.

به دخترش خطاب کرد که دخترم چه چیز برای زن بهتر است؟

قالت أن لا ترى رجلا و لا يراها رجل.

هیچ مردی نبیند و هیچ مردی او را نبیند.

فظمها إليه.

دختر خودش بود.

رسول الله آنقدر از این بیان فاطمه سلام الله علیها خوشش آمد اینجور در آغوش کشید فاطمه را و با محبت خیلی خوشش آمد.

بعد گفت که ذرية بعضها من بعض.

یعنی بله ذریه ای است که بعضی از بعض.

یعنی ذریه من هست.

ذریه پاک است.

راست گفت.

حقیقت این است.

نه مردی را ببیند، نه مردی او را ببیند.

توجه بکنید.

این بهترین کار است برای زن.

توجه کنید.

یه مقدار من این موضوع را عنوان کردم.

درش اول عنوان کردم.

من دیدم که ممکن است یه وقت ما به مخرج گرفتار بشیم.

اصلا احساس مسئولیت نکنیم درباره در خصوص غیرت.

خدا نکرد.

فی البون موعظه و نصیحت و یا احیانا بعضی از، بعضی از روال‌ها که الان در گوشه و کنار در بعضی جاها دیده می‌شود که خیلی بالاخره نمیشود همه اش را تصدیق کرد.

همه این بیرون رفتن ها، همه این مراوده ها، همه این برخوردها که مؤمنین و مؤمنات با هم دارند در بیرون همه اش را نمیشود تصدیق کرد.

یعنی گفت طبق دستورات اسلام است، گفت طبق غیرت است و گفت منافی غیرت نیست.

توجه می کنید؟

برای اینکه شماها روشن بشید و حکم اسلام معلوم بشه و شما به عنوان یک سال شما برادر حالا خانم‌ها به عنوان یک صالح اونا که باید غیرت داشته باشند به وظیفه خود آشنا باشند و خانم‌ها هم به عنوان اینکه خانم هستند و وظیفه خودشان بهتر آشنا بشوند.

همه چی رو نمیشه باید تصحیح کرد.

توجه بکنید.

یعنی همه اونچه که الان در اجتماع می‌گذرد به نام اینکه اینا مؤمن و مؤمنات هستن، این همش قابل تصحیح نیست.

جاهای منافی به اصطلاح دستورات اسلام است و جاهای هم منافی غیرت نیست.

انصافا منافی غیرت است و باید مهلک است اگر کسی به اصطلاح بخواد در راه خدا قدم بردارد.

خب.

البته در خصوص اینکه مرد باید کاملاً غیرت داشته باشد درباره‌ی عیال خودش و از غیرت نداشتن به عنوان مهلکش شناخت بکند، خیلی توصیه ها وارد شده.

خیلی خیلی توصیه ها.

فضیلت است برای مرد و در این رابطه علما اخلاق خیلی چیزها گفتند.

خیلی مسائل گفتند که من متأسفانه از گفتنش معذورم که اونها رو اگر بگیم یه مقدار کار سخت‌تر می‌شود.

یعنی طور مثلاً مرحوم نراقی طوری می‌نویسد که اصلاً من از خودم نگاه می‌کردم به وحشت می‌افتادم اصلاً.

مرحوم نراقی از علما بزرگ اخلاق است، مراجع علما بزرگ شیعه است.

در خصوص غیرت مرد درباره‌ی عیالش که فضیلت است و نداشتنش مهلک است، چیزهای زیادی گفتند.

مسائل زیادی گفتند.

احیاناً مطالب به جاهای باریکی کشیده که گفتم گفتنش را من تصمیم نگرفتم بگم چون دیدم که تحلیلش اون خالقیتش را که تخمین کردن بدون اینکه مسائل دیگه به ذهن خطور بکند خیلی سخت است و خیلی وقت بر است، دیگه نگفتم.

همین‌قدر درباره‌ی غیرت خیلی توصیه ها شده.

من دیدم آنها را اون نکاتش رو توضیح بدم که صورت صحیحش چیه.

اینجور به نظر نیاد، این برداشت نشود.

اون مطلب را در این قاب نزنید.

اون یکی را به فلان موضوع نزنید.

طولانی می‌شود.

دیگه نگفتم.

هرچه هست این اندازه را اقتباس کردم.

عدم غیرت از مهلکات است و غیرت هرچه باشد برای مرد از فضائل است درباره‌ی اولاً دین، ثانیاً درباره‌ی چی؟

عیال.

اما به شرط اینکه غیرت مرد باید به حد افراط که موجب رنجش عیالش بشود بیجا، به اونجا نرسد.

اون خودش اونوقت می‌شود انحراف.

می‌شود وسوسه که از این هم سخت‌تر شد.

از در روایت علما اخلاق هم گفتم.

مرد باید غیرت داشته باشد.

اصلاً.

حالا به این روایت بعداً اشاره می‌کنم که یه چیز دیگه هم هست.

باید به افراط منجر نشود.

به افراط که بعضی از مردم هست که در مقام غیرت کارشون به افراط منجر میشه.

یعنی بیجا وسوسه می‌کنه، بیجا سوءظن می‌کنه.

اونوقت قهراً چون بیجا وسوسه می‌کنه، سوءظن می‌کنه با حرکاتش، با رفتارش، با وجناتش، با گفتارش، اون عیالش را که پاک است، مؤمنه است، خوب است، صالحه‌ست با افراطش، با سوءظن‌های بیجاش هم از طرفی او را مرتب اذیت می‌کنه و هم خودش مرتکب سوءظن می‌شود که از چیه؟

از مهلکات است.

توجه بکنید.

این هم باید مواظبت کرد.

فقط باید حد اعتدال را در نظر بگیریم.

فلذا به این روایت هم که در این زمینه افراط در غیرت است اشاره می‌کنم در نظر داشته باشید.

جامع السادات، جلد اول، صفحه 169.

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم من الغيرة غیرة یغظها الله.

بعضی از غیرت ها هست که خدا اونها رو مبغوض می‌داند.

یعنی همون غیرت که خوب است در بعضی صورت‌ها چیه؟

مبغوض خداست.

و رسول خدا هم اونها رو مبغوض می‌داند.

خود رسول الله می‌فرماید.

و هیه غیرة الرجل علی أهله من غیر غیبة.

فرمود اون عبارت است که مرد به اهلش، به عیالش غیرت داشته باشد در جایی که جای غیرت نیست.

فسادی در بین نیست، مسئله‌ای نیست.

بیجا فقط شک و وسوسه می‌کند و افراط می‌کند.

این خدا مبغوض دارد این غیرت را مبغوض می‌داند و رسول الله هم صلوات الله علیه مبغوض می‌داند.

پس از افراط باید پرهیز کرد.

اما غیرت فضیلت است.

اینو می‌خواستم بگم که گفتم بعداً میگم.

اصلاً غیرت داشتن مرد درباره دین که توضیح دادم و درباره عیال و همچنین درباره غرات که توضیح می‌دهم بعد از این، این یادتون باشه.

این هم از، در این مسئله هم مسئله تخلق به اخلاق الله است.

یعنی خود خدا هم از صفاتش مسئله غیرت است.

شما شاید کم شنیده باشید.

یکی از صفاتی که به خدا نسبت داده شده یعنی برای خدا بیان شده در روایات این است که خدا خودش صاحب غیرت است.

کسی که با غیرت است با خدا در این صفت هم متخلق به خلق الله هست، به اخلاق الله هست و کسی که در اونجا که باید غیرت داشته باشد ندارد که مهلک است که هیچ به یک نظر از این خلق الهی هم چیه؟

نگفتید؟

به دور است.

غیرت از اخلاق خداست، از اوصاف خداست.

و این در بیانات وارده از ائمه معصومین صلوات الله چیز عجیبی است.

البته در اینجا اگر ما به تحلیل، تحلیل‌های عرفانی برسیم که مولوی هم یه چیزهایی در اینجا دارد، اینجا خیلی مسئله هست.

حتی عرض کنم که به شما عرض کنم اینو توجه داشته باشید.

اگر خواستی بدانی که خدا البته اون، اونطور که بدانی که نمی‌توان نیم و نمی‌توان نیط بدانید و بدانیم.

مثلاً اجمالاً خواستی بدانی که خدا چرا چیزهایی را حرام کرده و خدا چرا به حرام‌ها وعده‌ی آتش داده؟

توجه می‌کنید؟

اینو در غیرت جویا باشند.

حالا یعنی چه؟

همین‌قدر سربسته گفتم.

شما اگر خدا خواست به قلب شما انشاالله به اصطلاح معدن معارف الهی و اسرار الهی بود، اون وقت می‌فهمید چی.

همین‌قدر اینجا سرها اسرار هست.

خدا چون غیرت دارد چیزهایی را حرام کرده و چون غیرت دارد به اون کسانی که به حرام‌ها نزدیک می‌شود با اون آتش کوبنده‌اش می‌سوزاند.

اون آتش غیرت حق است که می‌سوزاند.

آتش از فوق این آتش‌هاست.

توجه می‌کنید؟

این رمز است.

سر است.

باز دوباره دعوت می‌کنم که خدا بخواهد شما و ما زیاد بفهمیم مثلا اسرار وجود چیست؟

چیزها ارزشی چیست؟

عادی خیلی عوام نشین خدا چرا اینو حرام کرده؟

این‌ها حرفای عوامانه است.

متأسفانه ما هنوز عوام هستیم.

حالا اونا که مورژانه میگن اونا نمیگیم ها.

اونجا از باطل ما مطرح می‌شود.

خدا چرا حرام کرد؟

نمی‌فهمید که.

توجه می‌کنید؟

چرا حرام کرد؟

چی، چی میشه که خدا اینا رو حرام نمی‌کرد؟

آخه نمی‌فهمید.

دقت بکنید نمی‌فهمید.

جواب همه اینا این است که نمی‌فهمید.

توجه می‌کنید؟

اما چه فهمیده‌ایم که بدونیم که این چیزها را فهمیده‌ایم.

چرا نفهمیده‌ایم؟

تعجب، من همیشه از این تعجب می‌کنم.

اونا که از خودشان اجازه می‌دهند و از این نادان‌ها غیر مبارک، آقا اصلاً نادان‌ها، خیلی نادان‌ها.

فلان چیزو خدا چرا گفت فلان؟

یا بعضی از مسلمان‌های باز نادان فلان.

خب اینان مثل اینکه عقیده‌شان این است که به اصطلاح قائم وضعی که دارند چیزی در عالم وجود فهمیده‌اند که این یکی مونده.

توجه می‌کنید؟

یا این چند تا مونده.

اصلاً انسان باید اولین چیزی که بفهمد این است که هیچی نمی‌داند.

این فضیلت یک انسان عاقل است.

چه فهمیده ما در وجود؟

شما بگید در عالم چه فهمیده‌اند ما چه فهمیده‌ام؟

من خیلی از این موضوع خودم همیشه متعجبم.

همیشه متأسف.

اصلاً نمی‌تونم حرف کنم که آخه این انسان برای خودش چه فهمیده مطمئن نیست.

مگه چه چیز را فهمیده؟

از این عالم چه فهمیده؟

از اولش، از آخرش، از حالاش، اون عوالم دیگرش، از همین عالم ماده‌اش چه فهمیده؟

از همون ماده‌ای که زیر پاش هست چه فهمیده؟

ها؟

چیزی فهمیده؟

روشن شده براش مسئله‌ای؟

نه.

به هر صورت.

گاهی که به قلب ما می‌افتد که خدا چرا حرام کرده؟

این‌ها از نادانی‌هاست.

چرا دارد؟

چراش سربسته می‌رسد به غیرت حق.

اما یعنی چی غیرت حق؟

این چیست که غیرت حق در اینجا هست؟

غیرت حق هستن یعنی چی؟

این غیرت چطور آتش می‌شود؟

این‌ها انشاالله در وقت خودش، در وقت خودش، توجه می‌کنید.

لذا [مکث]، و خب اگر بنا باشه من و شما بفهمیم، اونوقت می‌شنوید پیغمبر میگه صلی الله علیه و آله و سلم.

معنی که پیغمبر، پیغمبر است همین است که می‌فهمد خدا می‌فهمد.

معنی که من و شما، من و شما هستیم یعنی هیچی نمی‌دانیم.

اینجا من به این مسئله اشاره کردم که بنابراین غیرت داشتن از خودش از اوصاف کیه؟

خودش از اوصاف خداست و اینو نداشتن، نداشتن یک، یکی دیگه از صفات خداست و داشتنش تخلق و اخلاق الله هست.

در این رابطه به این روایت دقت بکنید.

جام و سعادت این روایت‌ها را خوب به یادتون داشته باشید.

جلد یک، صفحه دویست و شصت و شش.

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم رسول الله فرمود إن الله لغیور.

خدا غیور است.

بیان رسول الله است.

خدا چیه؟

غیور است.

بله.

اون مطلب دیگر که گفتم فقط رمزشو گفتم.

ولأجل غيرته حرم القواحش.

یه بیان خیلی کوتاه اما سر تا پا معنوی است.

خدا غیور است و به جهت غیرتش قواحش این حرام‌ها را حرام کرده.

دنبالشم یه خورده من توضیح دادم و به جهت غیرتش هم هر که به حرام‌ها نزدیک بشه چی می‌کند؟

می‌سوزاند.

اما این‌ها یعنی چه؟

گفتم که یعنی چه؟

کس خدا بخواهد که بفهمد.

باز در همون جلد اول جام و سعادت، صفحه دویست و شصت و شش، قال الصادق علیه السلام امام صادق فرمود إن الله تعالی غیور.

خدا غیور است.

و يحب الغيره.

چون غیور است غیرت را در آنجا که باید باشد در دین و در ایال و در اولاد خدا چی می‌کنه؟

چون خودش غیور است، غیرت را دوست دارد.

ولغيرته حرم القواحش ظاهره و باطنه ها.

غیرتش ایجاب کرده که این قواحش را حرام‌ها را ظاهر و باطن همشو حرام کرده.

مصنفی هم گفتم بیاناتی دارد در اینجا در تعریفش اگر وقت دارید به اونم به اینجا اشاره کرده.

عرض کنم نگاهی بکنید که شاید چیزهایی از اونجا هم به دستتون آمد.

مصنفی هم در حرف خودش به کافی را عرض کنم که فهمیده.

یه بیان دیگر در همین جام و سعادت جلد اول، صفحه دویست و شصت و شش، اینجا این بیان رو عرض بکنم در این قسمت هم صحبتمو تمام بکنم.

که رسول الله فرمود قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم.

می‌بینید؟

إن سعداً لغیور.

سعد یکی از یاران رسول، یاران رسول الله صلوات الله علیه بود.

سعد غیور است.

مرد معروف بود که در غیرتش معروف بود.

فرمود که سعد غیور است و أنا أغیَر منه من از او غیورترم.

والله أغیَر مني خدا از من هم غیورتر است.

فهمیدی؟

از من هم غیورتر است.

خب و اینجا بگذارم اشاره بکنم اینکه میگیم خدا در مواقعی که به حدود مخصوصا به حرام‌ها زیاد-- حرام، حرمات خدا وقتی زیاد تحل میشود که شده در زمان‌های سابق و بعدا برای مسلمین هم وعده داده شده در وقت خودش، خدا نه تنها در آخرت، در اینجا هم گرفتار عذاب می‌کند.

این هم لازمه غیرت است.

فهمیدی؟

وقتی حرمات خدا از حدش بی-- به جا درسی دیگه مسئله به امن شد.

اون عذاب‌هایی که در گذشته بود و آنچه که برای مسلمین وعده داده شده، برای آخرالزمانی‌ها وعده داده شده و بالاخره برای همه دیگه در همه وقت هست که وقتی حرماتش تحل شد اینم گشایش به اینجا می‌رسد.

پرزهای وقتی دیگه شما مثلاً یه وقتی خواستی حل بکنی که فرضا جنگ، آخوندریزی‌ها یا مثلاً اون صائبه‌ها، اون چیزهایی که دیگه به قول معروف تر و خشک با هم از میان میروند و دیگه وقتی به قول معروف باد استغنای خدایی می وزد دیگه نه خدا رحمتش به چاه می‌خورد.

زن، بچه، بزرگ، کوچیک همه می‌میرند و خون‌ها ریخته می‌شود.

این چیه؟

هی گفتی این، این است که حرمات خدا چه شده؟

تحل شده از حد گذشته تا جایی که دیگه این کار را به دنبال خود چه آورده؟

تاءیید غیرت است یا بفرمایید جلوات غیرت حق است.

اینو تا گفتم فهمیدنش در جای خود.

باز تأکید می‌کنما من نگفتم معنی غیرت خدا چیه ها فقط از خدا می‌خواهیم بفهمیم.

مرحله سوم از غیرت که نداشتنش رو کسی باید انسان داشته باشد درباره اولاد است.

در اینجا فقط میگیم چون وقتمون کم شد من چند جمله به شما عرض بکنم که انسان باید درباره اولاد خودش هم، اولاد خودش هم طبق بیانات مفصلی که دین مقدس اسلام بیان فرموده، سالک باید غیرت خاصی داشته باشد.

یعنی آن مسئولیت‌هایی را که دارد، اون حفاظت‌هایی را که دارد باید داشته باشد.

اونها را باید داشته باشد.

اگر غیرت، همیت درباره اولاد خود نداشته باشد، آنها را همینطور به حال خودشان واگذار بکنه، غیرت نداشته باشد.

این هم برای سالک چیه؟

برای سالک از ملحقات است.

داشتنش از فضایل است.

اولاد از اول سعی بکند که اولادش پسر یا دختر آنچه که مسئولیت دارد انجام بدهد.

از اون اول دوران شیرخوارگی گرفته تا جایی که مسئولیتش با پدر و مادر است، تا جایی که مسئولیتش با انسان است، غیرتش ایجاب می‌کند اون وظایف خود را چه بکنه؟

ادا بکنه.

از اون دوران شیرخوارگی گرفته تا آخر.

و اگر بی‌تفاوت باشد می‌شود نداشتن غیرت و همیت درباره اولاد.

داشتنش به این صورت است که از اول جزئیاتش رو من نمی‌تونم بگم چون دیر می‌شود.

از اول، از همان دوری که از همان وقتی که بچه متکبر می‌شود، از همان مرحله تکبرنش در کیفیت تکبرنش، در دوران به اصطلاح حاملگی، در دوران شیرخوارگی، در بعد از اون مرتب طبق مقاسینی که شرع مقدس بیان فرموده درباره بچه‌اش احساس مسئولیت بکنه و حفاظت بکند از آنچه باید حفاظت بکنه و تأدیب بکند.

آنطور که باید تأدیب بکند که دین مقدس اسلام بیان فرموده است.

این مقتضای غیرت انسان درباره سالک، درباره اولادش هست.

مخصوصا یه وقتی که بچه یواش یواش می‌خواد بزرگ بشه، می‌خواد تربیت بکنه.

باید غیرتش ایجاب می‌کند که سخت تأدیب او را تأدیب اسلامی بکنه.

از اول در مختلف، در ابعاد مختلف، در غذا خوردنش، در نحوه بازی‌اش، در نحوه لباس پوشیدنش، در نحوه برخوردش با این و آن، با بچه‌ها، با بزرگترها، با پدر و مادر، با برادر و خواهر.

در همه چیز باید اون غیرتش ایجاب بکند که بچه را با ادب اسلامی تأدیب بکند.

اگر بی‌تفاوت باشد می‌شود نداشتن غیرت درباره اولاد و این برای سالک ملحق است.

همینقدر من به برادرها و به خانم‌ها هم توصیه می‌کنیم مجموعاً اونا که اولاد دارند در این رابطه هم خیلی خیلی دقت بکنید.

خیلی خیلی به اصطلاح توجه داشته باشید.

این اصلا مقتضای غیرت است.

از اول سعی بکنید که بچه را با آداب اسلامی تربیت بکنید.

مرحوم نراقی می‌نویسد از اول و وقتی بچه می‌داند که در مرحله اول از همه چیز قبل بیشتر توجهش به طعام و غذا می‌شود.

از همان وقت شروع بکنید که به او آداب اسلامی را در غذا خوردن یاد بدید.

با دست راست بخور.

بعد از دیگران شروع بکن به غذا خوردن.

غذا را از مقابل خودت بخور.

به دیگران موقع غذا خوردن با چشم کور نگاه نکن را که سر سفره هستند یا زیاد نخور.

کم بخور.

زیاد خوردن این جوریه، کم خوردن این جوریه.

به غذای رنگین انسان باید زیاد علاقه نداشته باشد.

هی می‌گوید اینها را به گوشش، اون وقت به گوشش بکشید.

در موقع، در مسئله لباس پوشیدن مرحوم نراقی می‌گوید که سعی بکنید که از اول به گوش بچه تون بخوانید که این لباسش باید در زمره لباس مؤمنین باشد.

در زمره لباس، در زمره متدین مؤمنین باشد.

و ساده‌پوش باشد، چه باشد؟

اینها را مرتب بهش بگید.

از اونهایی که لباس ساده می‌پوشن پیش بچه تعریف بکنید.

از اونهایی که لباس‌های متجمل مثلا با تجمّل می‌پوشن از اونها پیش بچه بدگویی بکنید تا این بفهمد.

الی آخره از اینها زیاد مرحوم نراقی می‌نویسند.

این غیرت مرد درباره اولادش اینجور چیزها را ایجاد می‌کند.

از اول بچه‌تون را نسبت به آدم‌های خوب ترغیب بکنید، نسبت به آدم‌های بد تحذیر بکنید با زبانی که بچه بفهمد، با رمزی که بچه بفهمد یا در رابطه با معتقدات، در رابطه با دین و تربیت دینی مثلاً می‌فرماید در یه روایتی از اول بچه سه ساله شد، ا بهش به اصطلاح لا اله الا الله را تلقین کنید.

در سه سالگی هفت بار بهش بگو-- بگید که روایت میگه ها بگو لا اله الا الله هفت بار بگه لا اله الا الله.

بعد هفت بار که لا اله الا الله گفت یه چند ماهی گذشت، هفت هشت ماه گذشت.

ا هفت بار بهش بگید که بگوید محمد رسول الله صلی الله علیه و آله.

هفت بار تکرار بکنه ها پشت سر هم.

بگو محمد رسول الله.

بگو محمد رسول الله صلی الله علیه و آله.

اینجور.

بعد می‌فرماید که وقتی که سنش زیاد شد ااا یعنی چهار ساله شد اینو بگو هفت بار بگه اللهم صل على محمد و آل محمد.

بعد وقتی چهار پنج ساله شد راست و چپ را بگو یاد بده این طرف راست است، این طرف چپ است.

بعد بگو بلند بشه و در مقابل تو پیش تو به اصطلاح تعلیمش بده که سجده بکنه همینطورها هم فقط یه سجده بکنه.

روایت بیان می‌کنه ها سجده را بهش یاد بده در پنج سالگی.

شش ساله شد وقتی از پنج گذشت به شش سالگی بگو که به اصطلاح تعلیم بده که رکوع بکنه، سجده بکنه، یه صورت روزی از نماز را ترسیم بکنه.

با اینجور چیزها.

چه در واقع غیرتش ایجاد می‌کند که در رابطه با اولادش آن چه وظیفه است که باید انجام بده اونها را انجام بدهد.

من در این بین به بعضی از مطالبم خیلی حساسیت داشتم به شما بگم.

اون اینکه ا همین در رابطه با تربیت و آداب اسلامی شما مواظبت بکنید که همه مسائل را یاد بگیرید و عمل هم بکنید.

متأسفانه خیلی‌هاش متروک هست.

متأسفانه خیلی‌هاش بین ما مسلمان‌ها متروک هست.

اصلاً بی‌خبرند مسلمان‌ها.

مسلمان‌ها بی‌خبرند.

از جمله که من بعد به بعضی از دوستان در واقع صحبت‌ها خصوص گفتم شخصیت ندادن به بچه است.

اصلاً این چیزی است که خیلی غلط رایجی است بین مسلمان‌ها.

در صورتی که در روایت روش حساب شده.

از اول به بچه شخصیت بدین.

از اول به بچه به عنوان شخص برخورد بکنید.

توهین‌آمیز برخورد نکنید، شخصیتش را پرورش بدهید.

در هر صورت غیرت درباره اولاد.

در کل باید شما آدابی را که اسلام بیان می‌کند، پدر و مادر در رابطه با اولاد چه جوری باید باشند اونها را مراعات بکنید.

نکردنش می‌شود غیرت و اهمیت نداشتن درباره اولاد.

و با بیانی که روشن شد از فردین واضح شد که غیرت از فضائل در خصوص دین، در خصوص ایاد، در خصوص اولاد و نداشتنش از مخنجرات است.

امیدوارم انشاالله که خداوند همه ما و شما را به آنچه که مرضیش است هدایت کند