ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 116

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

فکر جاهلی: منت بر خدا

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.

متأسفانه فکری ابَرَمانه و بد از دور جاهلیت خود داریم که ناخودآگاه اینجا هم به کار می‌بریم. دور جاهلیت — تعبیر من: دور پیش از صلوح — واقعاً جاهلیت است؛ و در هر جا نسبت به دور بعدی که بهتر است می‌توان جاهلیت تصویر کرد.

در دور جاهلیت فکر ما این است که وقتی نمازی می‌خوانیم، عبادتی می‌کنیم، واجبی انجام می‌دهیم، گمان می‌کنیم منتی بر حق گذاشته‌ایم. این ریشه در وجود ما از مرحلهٔ جاهلیت افتاده و خون و پوست و گوشت ما با همین فکر شده. بسیار مهم است. گمان جاهلی این است که با ترک معصیت به خدا چیزی داده‌ایم؛ جای منت. اگر با نماز به او چیزی عاید می‌شد می‌گفتیم جای منت؛ اما او کیست؟ او غنی است؛ به‌ویژه اگر استغنا بزند که هیچ.

این فکر جاهلی اثر می‌گذارد: از وقتی به صلوح شروع کردیم — چون هنوز رذائل جاهلیت باقی است — فکر می‌کنیم از آن روز از همه‌چیز برگشته‌ایم؛ گناه دیگر نیست؛ صلوح با گناه و ترک واجب و مسامحه معنی ندارد؛ و شروع کردیم به ذکر و توبه و ندامت. بر اساس فکر جاهلی گمان می‌کنیم کار درست شده و دیگر تضرع و طلب مغفرت با اصرار و گریه و سوز — که سالک باید تا آخر عمر داشته باشد — معمولاً نداریم. اگر شروع کرده باشید غالباً ندارید.

گذشته از میان نرفته است

گذشته نیست به معنی زمانی که گفتم؛ تصور آن گذشته نیست. وقتی لا إله إلا الله می‌گوییم یا حتی یک‌بار

«لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ» (انبیاء/۸۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): معبودی جز تو نیست؛ منزهی تو؛ همانا من از ستمکاران بودم.

نمی‌شود فرد جدیدی شد که درونش از آلودگی‌ها پاک است. بی‌خبریم چون زمینه آماده نیست.

اگر سالک صلوح شروع کرد، برای آنکه خدا با صفت عفوش تجلی کند و گذشته را بگیرد، باید درست طلب عفو کند؛ مرتب. حتی بعضی از اهل مناسک صلوح گفته‌اند امثال ما که عمری در غفلت و گناه بوده‌ایم، در اول اوراد باید همه ناظر بر این موضوع باشد: یکی دو سال لااقل — بعضی گفته‌اند پنج سال — از روز توبه، مراقب واجبات، حفظ محرمات، و اوراد طلب عفو و مغفرت تا آن‌قدر تضرع شود که زمینهٔ روحی آماده گردد؛ یعنی عفو خدا شامل شود و کراهت گذشته از ما گرفته شود و برای صلوح آماده شویم.

اگر کسی اوراد و اذکار و عبادات دیگر را شروع کند، بی‌طلب عفو و مغفرت نباید باشد. حتماً با تضرع، گریه، مجسم کردن گذشته، اصرار، در طول شب؛ و اگر بخواهد قوت یابد با زبان و ناله‌های امام سجاد علیه‌السلام.

آثار تجلی اسم عفو برای صالح

یواش‌یواش آثار تجلی خدا با صفت عفو برای صالح معلوم می‌شود — کاملاً نه مگر خدا بخواهد؛ اما تا حدودی روشن می‌شود.

یک اثر: صالح در برنامه‌ای که از استاد گرفته یا موثّق انتخاب کرده، موثّق می‌ماند و به ترتیب انجام می‌دهد. گذشته یواش‌یواش با تجلی عفو غمی از میان می‌برد؛ طغیان و شوب گذشته کمتر می‌شود.

اثر دیگر — احساسی درونی که به زبان نمی‌آید آسان: صالح راه را درون خود باز می‌بیند؛ خود را در بن‌بست نمی‌بیند؛ احساس نمی‌کند هیچ حرکتی نیست یا هیچ نقطهٔ روشنی نیست. راه به سوی خدا می‌بیند؛ فاصله را کم‌شدنی می‌یابد. به عکس اگر این تجلی نباشد، حالتی شبیه ناامیدی — نه ناامیدی محض — که راه را باز نمی‌بیند. در اول سلوک چنین است تا در مراحل بالاتر مشاهدات حکم دیگری یابد.

زبان صحیفه: بچشان حلاوت مغفرت؛ رهایم کن

از دعای شانزدهم صحیفهٔ سجادیه — در شرح فیض‌الاسلام دعای شانزده — جمله‌هایی هست: یدقنی حلاوة المغفرة — خدایا به من حلاوت مغفرت را بچشان. در تجلی با اسم غفور صالح چیزی می‌چشد به نام حلاوت مغفرت؛ این را به خاطر بسپارید برای بحث غفور.

و اجعلنی طلیق عفوک — مرا رهاشدهٔ عفو خود قرار ده. طلیق یعنی رها شده. گذشته به ما چسبیده؛ تا رها نشویم جدا نمی‌شویم. چیزی باید این ارواح را رها کند: طلیق عفوک.

در دعاها می‌گوییم: خدایا از بند عدالتت آزادم کن. عدل خدا روشن است: هرچه با اختیار کسب کردی مال توست؛ صورت اخروی همان انتخاب دنیوی است. جهنمی‌ها با زور خود می‌روند؛ آتش از درون همان فکر و عمل برمی‌خیزد. پس «از بند عدلت آزاد کن» یعنی عدل را در بند گذشته مگذار؛ با رحمت عفو رهایم کن.

امام سجاد از شدت ناراحتی نسبت به گذشتهٔ خود — که به ذهن ما نمی‌آید چیست برای معصوم — می‌گوید: و بشّرنی بذلک فی العاجل — این آزاد کردن را همین‌جا بشارت ده، نه فقط آنجا. و عرّفنی علامةً — علامتی نشان بده که بدانم آزادم کرده‌ای. این از وصف تو دور نیست.

فرق عفو و غفران

توجه داشته باشید: تجلی خدا با اسم عفو در هر مرتبه متناسب همان مرتبه است. در منازل عالی — آنجا که پرده‌ها کنار رفته و مشاهدات و مکاشفات هست، در خواب و بیداری — به صورت‌های متنوع ظهور می‌یابد. در اول، همان نشانه‌هایی که گفتم.

اکنون سؤال اساسی: وقتی خدا گذشته را از من می‌گیرد، آیا اصلاحی اساسی هم در وجود لازم است؟ آن حرکت نامطلوب، معصیت، غفلت، ترک واجب — این‌ها از درون ما سرچشمه گرفته. گناهی که صادر شده غیر از خود گناه، میراثی در ذات داشته که از آن صادر شده. عفو گذشته را می‌گیرد؛ اما مایهٔ کشیده‌شدن به اغیار در ذات را نیز باید از میان برداشت؛ وگرنه با آن لکه نمی‌شود به ساحت قدس رفت.

اینجا به اسم عفو مربوط نیست؛ به اسم غفور مربوط است. میان عفو و مغفرت فرق است. در قرآن دو اسم می‌بینید:

«إِنَّ اللَّهَ عَفُوٌّ غَفُورٌ» (نساء/۴۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا خدا بسیار عفوکننده و آمرزنده است.

عفو و مغفرت یک چیز نیست؛ اگر یکی بود یک تعبیر می‌شد. شبیه‌اند؛ هر دو بر پاک کردن از معایب و معاصی و صفر کردن بدی‌ها و بالا بردن انسان‌اند؛ اما ریزه‌کاری فرق می‌کند.

عفو: آنچه از من بدی صادر شده و به من مرتبط است و با من یکی شده از من می‌گیرد؛ مرا آزاد می‌کند؛ آن را پاک می‌کند. تجلی اسم عفو این کار را می‌کند.

غفران: مایهٔ اصلی عیب و نقصی که در وجود بود و آن بدی‌ها از آن صادر می‌شد از میان برمی‌دارد. غفران به ذات ناظر است؛ عیب را از ذات برمی‌دارد. عفو بدی‌های سرچشمه‌گرفته از ذات معیوب را از آن ذات می‌گیرد.

اگر غفران شامل نشود و مایهٔ فساد از ذات گرفته نشود، فاصله انداختن میان من و بدی‌ها محال است. تجلی عفو مترتب بر تجلی غفور است — این نکته را در جلسهٔ بعد گسترده‌تر می‌بینیم. سالک باید از فکر جاهلی منت دست بردارد و طلب عفو و مغفرت را با سوز تا آخر عمر برنامه کند؛ و فرق این دو اسم را در عمل بجوید نه فقط در لفظ.

ریشه‌کنی فکرِ منت

فکر جاهلی — که با ترک معصیت و ادای واجب منتی بر حق می‌نهد — خون و پوستِ عادتِ پیش از صلوح است. حق غنی است؛ عبادتِ ما چیزی بر او نمی‌افزاید. این فکر وقتی وارد سلوک می‌شود، تضرع را می‌کشد: گمان می‌رود از روز توبه پرونده پاک شده و دیگر به گریه و اصرارِ مغفرت نیاز نیست. حال آنکه سالک تا آخر عمر به طلبِ عفو و مغفرت محتاج است.

گذشته به معنی زمانیِ محض از میان نرفته؛ امتدادِ باطنی مانده است. حتی با گفتنِ «لا إله إلا أنت سبحانک إنی کنت من الظالمین» فرد overnight پاک نمی‌شود مگر زمینهٔ روحی با طلبِ درست آماده گردد. اهل مناسک گفته‌اند در آغاز، اوراد باید سخت ناظر بر عفو و مغفرت باشد — یک‌دو سال یا بیشتر — با مراقبتِ واجبات و محرمات و تضرع شبانه، تا عفو شامل شود و کراهتِ گذشته برداشته گردد.

نشانه‌های آمدنِ عفو

آثار تجلی عفو به تدریج محسوس می‌شود: سالک بر برنامهٔ موثّق می‌ماند؛ طغیانِ گذشته کمتر می‌شود؛ درون، راه را باز می‌بیند و خود را در بن‌بستِ مطلق نمی‌یابد. اگر این تجلی نباشد، حالتی شبیه تنگنای امید می‌آید که راه را نمی‌بیند. در منازل عالی ظهورات متنوع‌تر است؛ در آغاز همین نشانه‌هاست.

زبان صحیفه: «أذقنی حلاوة المغفرة» حلاوتِ مغفرت را برای بحثِ غفور به یاد می‌سپارد؛ و «اجعلنی طلیق عفوک» رهایی از چسبندگیِ گذشته را می‌طلبد. «از بند عدلت آزادم کن» یعنی عدل را در بندِ کسبِ گذشته مگذار؛ با رحمتِ عفو رها کن. امام حتی بشارتِ عاجل و علامتِ آزادی می‌خواهد — شدتِ جدّیت در طلب.

عفو و غفران؛ دو کارِ مرتبط

عفو و غفران شبیه‌اند و یکی نیستند. هر دو بر پاکی و رفعِ بدی‌اند؛ اما عفو آنچه از بدی صادر شده و به ما چسبیده جدا می‌کند؛ غفران مایهٔ ذاتیِ عیب را که منشأ صدور بوده برمی‌دارد. بدون غفران، فاصلهٔ پایدار میان ذات و بدی‌ها محال است؛ از این رو تجلی عفو در ترتیبِ ربوبی با تجلی غفور پیوند دارد و در جلسات بعد تفصیل می‌یابد.

سالک باید از منتِ جاهلی دست بشوید، طلبِ عفو را با سوز برنامه کند، فرقِ دو اسم را در عمل بجوید، و بداند آزادیِ طلیقِ عفو بدون کندنِ ریشهٔ فساد ناتمام می‌ماند.

تأمل پایانی در آثار عفو و آستانهٔ غفور

منت بر خدا، قفلِ تضرع است. تا قفل باز نشود، اورادِ مغفرت بی‌روح می‌ماند. سالک باید بپذیرد که حق بی‌نیاز است و او سراپا نیاز؛ آن‌گاه گریه معنی می‌یابد.

آثار عفو را باید در خود پایش کرد: آیا بر برنامه مانده‌ام؟ آیا راه را باز می‌بینم یا همیشه در بن‌بستِ وَهم؟ این پایش، نه عُجب که مراقبه است. اگر نیست، طلب را درست‌تر و سوزناک‌تر باید کرد؛ گاهی سال‌ها.

طلیقِ عفو آزادی از چسبِ گذشته است؛ آزادی از بندِ عدلِ صرف به سوی رحمت. اما آزادیِ کامل بدون غفران نمی‌آید. عفو پروندهٔ صادره را جمع می‌کند؛ غفران کارخانهٔ صدور را تعطیل می‌کند. هر دو لازم‌اند و ترتیب دارند. جلسهٔ بعد افقِ غفور را بازتر می‌کند؛ اینجا همین قدر بس که فرق را در عمل بجوییم نه در لفظِ تنها.

متأسفانه ما یک فکر ابامانه بد و از دور جاهلیت خودمون داریم که اون رو می‌کشیم در اینجا هم به طور ناخودآگاه به کار می‌بریم. دور جاهلیت ما در-- من در اینجا تعبیر آوردم دور قبل از صلوح منظورم هست. واقعاً دور جاهلیت است.

البته در هر جا دور جاهلیت را می‌شود تصویر کرد نسبت به دور بعدی که نسبت به قبل بهتر است. مطلب این است که در دور جاهلیت فکر ما این است، به تفکیک و من اینو گفتم شما هم منصفانه قضاوت کنید. در دور جاهلیت فکر ما و همه این است که وقتی که احیاناً به اصطلاح ااا نمازی می‌خوانیم، عبادتی رو می‌کنیم، واجبی انجام می‌دهیم، انتصالیات تخری کنیم، گمونیم که منتی بر حق چیه؟

گذاشتیم. این ریشه در وجود ما از مرحله جاهلیت ما انداخته و خون و پوست و گوشت ما با همین فکر شده. با همین فکر بزرگ شده.

گمونیم که این فکر که جاهلیت است. این جایی بود که ما با این ترک معصیتمون به خدا چیزی چیه؟ می‌دادیم.

به قفلتون چی میگما؟ این خیلی با جاهلیت است که من اگر با نمازم به او چیزی می‌دادم، می‌گفتیم جای منت. اگر با ترک گناهم به او چیزی عاید می‌شد، می‌گفتیم بسته به خودت.

او غنی است. مخصوصاً اگر بعد استغنا به قول عاصی بزند که هیچ چیز. باید دانست.

پس برای این فکر جاهلیت در ما تأثیر می‌گذارد. چی می‌کنیم؟ از آن موقع که به صلوح شروع کردیم چون هنوز رذیلات جاهلیت در وجود ما باقی است، فکر می‌کنیم که ما از اون روز از همه چی برگشتیم دیگه.

گناه که نیست و صلوح با گناه تو معنی ندارد که. با ترک واجب، مسامحه در واجب، با انجام حرام. اینا که باید در همون اول درست بشه.

و شروع هم کردیم به ذکر و انها. توبه کردیم، ناآرم شدیم. فکر می‌کنیم بر اساس همین فکر جاهلیت که یک کار از اون لحاظاتیه درست شده و واقعاً هیچ ما تضرع و طلب مغفرت با اصرار، با گریه، با سوز که باید سالک داشته باشد آن هم طولانی تا آخر عمر، ما معمولاً نداریم.

فکر می‌کنم شما هم اگر شروع کرده باشید ندارید. اینطور نیست؟ اینطور است.

سؤالم گذشته به جا خود چیه؟ عرض کردید؟ باقی سؤال حتما با خیلی هم محکم باهاتون.

اما گذشته نیست. با اون مسئله هست زمان که گفتم توضیح دادم، تصور اون گذشته نیست. لذا این است که آدمی وقتی با این [مکث] کرده‌ایم با اون مقصود و با اون اقرار نسبت که اون گذشته‌م گمون به هدف یا وقتی لا اله الا الله میگیم یا حتی یک بار هم که لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین می‌گوییم و به اون مسلّی، لا اله الا الله، لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین، اون نمی‌شود یک فردی جدید که درونش از آلودگی‌ها چیه؟

پاک است. [مکث] even از اینجا میجاهد اخفه بیاید اصلاً. مسئله خیلی-- اینطور نیست.

و حتماً همونطور که گفتیم که به تنهایی می‌گوییم و بی‌خبر هستیم چون زمینه آماده نیست. حالا شما دلتون می‌خواست که سالک می‌خواد، سالک بگم می‌خواد. اگر سالک صلوح شروع کرد، این آخرت با اون پندی که داریم برای اینکه خدا در صفت عفوش برایش تجلی بکند و بداشتش را ازش بگیرید، برای حرکت از اراده و قدرت باید چی بکنه؟

باید درست طلب عفو کنید. مرتب این مسائل هست. حتی بعضی‌ها از روى مناسک از اخافیت صلوح.

نظرشون اینه که امثال ماها که یک عمر در غفلت بودیم و گناه هم داشته‌ایم، وقتی به صلوح شروع می‌کنیم، در اول اورادی که باید داشته باشیم همه باید ناظر بر این موضوع باشد. یعنی هنوز رو به ازلی‌ات و باید بگن شروع کرد. باید یکی دو سال لا اقل.

بعضیا میگن پنج سال. به هر حال یک دست داریم. باید از اون روز توبه کردیم، از همه چیز توبه کردیم و شروع کردیم.

مرتب مراقب واجبات باشیم. حرم‌ها را سخت حفظ کنیم. نسبت به گذشته‌مون اوراد اختیار می‌کنیم به عنوان طلب عفو و طلب مغفرت تا اونقدر تضرع بکند تا زمینه روحی آماده بشه یعنی عفو خدا شامل بشه یا خدا با صفت عفوش برای ما تجلی بکند، اون کراهت را از ما بگیرد و اون آماده بشه برای صلوح.

بقیه‌ات اینجوری گفتم و این حرفی بود که از همین تریبون‌ها شد در این وسط. امیدوارم شما بعد بیایید پیشم که ندانستید که در اینجا چی می‌گویند. بالاخره اگر هم کسی بخواهد اوراد دیگر و اذکار دیگر و عبادات دیگر را شروع کند، بالاخره بی‌طلب عفو و مغفرت نباید باشه.

این حتماً باید باشد که یا با تضرع، با گریه، با مجسم کردن اون گذشته، با اصرار، اون هم در طول شب و اگر خواست که اون به اصطلاح به قوت بیاید با تضرع و هم سر به آقا و ناله‌های امام سجاد علیه السلام که یک تکه از اون تجلی که خدا کرد یواش‌یواش آثارش برای صالح معلوم می‌شود. دنبال دستور بگردید. آیا این تجلی برای صالح معلوم می‌شود؟

کاملاً نه. البته کاملاً که خدا بخواهد معلوم می‌شود. یعنی استاد هر وقت صالحان - این‌ها رو نمی‌تونم زیاد به لحن بیارم با لحن‌ها و روش بیاده کنم - صالح وقتی می‌خواد از معصریت می‌پردازد، صلوات می‌فرستد، دست به رفو، طلب عفو و مغفرت می‌کند با عبادات مختلف و مختلف و حالات مختلف و اوضاع مختلف که طلب عفو و مغفرت می‌کنند به جبران گذشته می‌پردازد.

یواش‌یواش تجلی حق با صفت افو بر آن رو چه می‌شود؟ آثارش هم در خود صالح تا حدودی روشن می‌شود. یک اثرش این هست که صالح اثر تجلی حق با صفت افو این هست که صالح در اون برنامه‌ای که حالا اگر از یک استادی گرفته در اون برنامه - دقت بکنید ها خیلی از سؤالات شما که میاد خصوصاً از رندو در اینجا جواب داده می‌شه - صالح در برنامه‌ای که انتخاب کرده از ناحیه استاد اگر گرفته برنامه که انتخاب کرده موثق است.

یعنی موثق و به ترتیب موثق می‌شود تا اون برنامه. انتخاب شده. پس تا اون برنامه که داده شده باید انجام بده.

اگر گذشته یواش‌یواش به یک تجلی افو شد، صالح این غمی از میان رفته. یک اثرش این هست موثق است. متقابلاً عدم و طغیان کمتر شوبه‌ی اون گذشته را قربان شما.

شما می‌دونید اینه. یک اثرش هست که صالح وقتی که شروع کرد ساده دانه اثر تجلی حق با صفت افو برای صالحی که صادق در نظام صلوک یک اثرش این هست که صالح در درون خودش - این فقط احساساتی من واسه خودم می‌گم اینجا با چنل دارم بیش از چنل نمی‌تونم بگم - صالح در درون خودش راه را درون خود باز می‌بیند. خودش را در بن‌بست نمی‌بیند.

اون اینکه هیچ حرکتی نیست اینجور احساس نمی‌کند. اون هیچ نقطه روشنی نیست اینجور احساس نمی‌کند. اون اینکه جلوی اون وجودش هست باز است.

یک چنین احساسی در وجود صالح می‌شود. احساس درونی مخصوصی که به زبان این آیه comes همین تعبیر و چه بیابم. راه را باز می‌بیند.

راه را به سوی خدا می‌بیند. می‌بیند فاصله را کم می‌کند. می‌بیند می‌تواند فاصله را کم بکند.

اینطور است. به عکس اگر این تجلی نباشد، upstate مقابلی حالت احساس خود را در بن‌بست مانند دیدن یک حالت شبیه ناامیدی داشتن، ناامیدی نیست ها شبیه اون که راه را به خود باز نمی‌بیند. اون اینکه مقابل طارق است این در اول صلوک اینجوری‌ست تا این تجلی در مراحل بالاتر که مشاهدات و کاشفات و این‌ها میاد یک حکم دیگری دارد.

من فعلاً اثرش رو اینجا برای شما شرح می‌کنم. اینطور است. یک اثرش.

در اینجا به این دعایی که از امام سجاد سلام الله علیه به این قسم که سحت کنید چون معرفتش هم به شما که توجه داشته باشید. این تجلی برای صالح معلوم می‌شود. یعنی گذشته صالح از اون لایه کشیده خدا با اسم افو برای او تجلی کرده صالح اگر هوشیار باشد معلوم می‌شود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.