اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
متأسفانه ما یک فکر ابامانه بد و از دور جاهلیت خودمون داریم که اون رو میکشیم در اینجا هم به طور ناخودآگاه به کار میبریم.
دور جاهلیت ما در-- من در اینجا تعبیر آوردم دور قبل از صلوح منظورم هست.
واقعاً دور جاهلیت است.
البته در هر جا دور جاهلیت را میشود تصویر کرد نسبت به دور بعدی که نسبت به قبل بهتر است.
عرض کنم که در دور جاهلیت فکر ما این است، به تفکیک و من اینو گفتم شما هم منصفانه قضاوت کنید.
در دور جاهلیت فکر ما و همه این است که وقتی که احیاناً به اصطلاح ااا نمازی میخوانیم، عبادتی رو میکنیم، واجبی انجام میدهیم، انتصالیات تخری کنیم، گمونیم که منتی بر حق چیه؟
گذاشتیم.
این ریشه در وجود ما از مرحله جاهلیت ما انداخته و خون و پوست و گوشت ما با همین فکر شده.
با همین فکر بزرگ شده.
تأمل کنید ها.
خیلی مهمه.
حتما خدا میبخشد.
گمونیم که این فکر که جاهلیت است.
این جایی بود که ما با این ترک معصیتمون به خدا چیزی چیه؟
میدادیم.
به قفلتون چی میگما؟
این خیلی با جاهلیت است که من اگر با نمازم به او چیزی میدادم، میگفتیم جای منت.
اگر با ترک گناهم به او چیزی عاید میشد، میگفتیم بسته به خودت.
توجه کنید.
اما او کیست؟
او غنی است.
او غنی است.
مخصوصاً اگر بعد استغنا به قول عاصی بزند که هیچ چیز.
توجه کنید.
پس برای این فکر جاهلیت در ما تأثیر میگذارد.
چی میکنیم؟
از آن موقع که به صلوح شروع کردیم چون هنوز رذیلات جاهلیت در وجود ما باقی است، فکر میکنیم که ما دیگه از اون روز از همه چی برگشتیم دیگه.
گناه که دیگه نیست و صلوح با گناه تو معنی ندارد که.
با ترک واجب، مسامحه در واجب، با انجام حرام.
اینا که باید در همون اول درست بشه.
و شروع هم کردیم به ذکر و انها.
توبه کردیم، ناآرم شدیم.
فکر میکنیم بر اساس همین فکر جاهلیت که یک کار از اون لحاظاتیه درست شده و واقعاً هیچ ما تضرع و طلب مغفرت با اصرار، با گریه، با سوز که باید سالک داشته باشد آن هم طولانی تا آخر عمر، ما معمولاً نداریم.
فکر میکنم شما هم اگر شروع کرده باشید ندارید.
اینطور نیست؟
اینطور است.
سؤالم گذشته به جا خود چیه؟
عرض کردید؟
باقی سؤال حتما با خیلی هم محکم باهاتون.
اما گذشته نیست.
با اون مسئله هست زمان که گفتم توضیح دادم، تصور اون گذشته نیست.
لذا این است که من و شما وقتی با این [مکث] کردهایم با اون مقصود و با اون اقرار نسبت که اون گذشتهم گمون به هدف یا وقتی لا اله الا الله میگیم یا حتی یک بار هم که لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین میگوییم و به اون مسلّی، لا اله الا الله، لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین، اون نمیشود یک فردی جدید که درونش از آلودگیها چیه؟
پاک است.
[مکث] even از اینجا میجاهد اخفه بیاید اصلاً.
مسئله خیلی-- اینطور نیست.
و حتماً همونطور که گفتیم که به تنهایی میگوییم و بیخبر هستیم چون زمینه آماده نیست.
خب حالا شما دلتون میخواست که سالک میخواد، سالک بگم میخواد.
اگر سالک صلوح شروع کرد، این آخرت با اون پندی که داریم برای اینکه خدا در صفت عفوش برایش تجلی بکند و بداشتش را ازش بگیرید، برای حرکت از اراده و قدرت باید چی بکنه؟
ها؟
باید درست طلب عفو کنید.
مرتب این مسائل هست.
حتی بعضیها از روى مناسک از اخافیت صلوح.
نظرشون اینه که امثال ماها که یک عمر در غفلت بودیم و گناه هم داشتهایم، وقتی به صلوح شروع میکنیم، در اول اورادی که باید داشته باشیم همه باید ناظر بر این موضوع باشد.
یعنی هنوز رو به ازلیات و دیگه باید بگن شروع کرد.
باید یکی دو سال لا اقل.
بعضیا میگن پنج سال.
به هر حال یک دست داریم.
باید از اون روز توبه کردیم، از همه چیز توبه کردیم و شروع کردیم.
مرتب مراقب واجبات باشیم.
حرمها را سخت حفظ کنیم.
نسبت به گذشتهمون اوراد اختیار میکنیم به عنوان طلب عفو و طلب مغفرت تا اونقدر تضرع بکند تا زمینه روحی آماده بشه یعنی عفو خدا شامل بشه یا خدا با صفت عفوش برای ما تجلی بکند، اون کراهت را از ما بگیرد و اون آماده بشه برای صلوح.
بقیهات اینجوری گفتم و این حرفی بود که از همین تریبونها شد در این وسط.
امیدوارم شما بعد بیایید پیشم که ندانستید که در اینجا چی میگویند.
بالاخره اگر هم کسی بخواهد اوراد دیگر و اذکار دیگر و عبادات دیگر را شروع کند، بالاخره بیطلب عفو و مغفرت نباید باشه.
این حتماً باید باشد که یا با تضرع، با گریه، با مجسم کردن اون گذشته، با اصرار، اون هم در طول شب و اگر خواست که اون به اصطلاح به قوت بیاید با تضرع و هم سر به آقا و نالههای امام سجاد علیه السلام که یک تکه از اون خب تجلی که خدا کرد یواشیواش آثارش برای صالح معلوم میشود.
دنبال دستور بگردید.
آیا این تجلی برای صالح معلوم میشود؟
کاملاً نه.
البته کاملاً که خدا بخواهد معلوم میشود.
یعنی استاد هر وقت صالحان - اینها رو نمیتونم زیاد به لحن بیارم با لحنها و روش بیاده کنم - صالح وقتی میخواد از معصریت میپردازد، صلوات میفرستد، دست به رفو، طلب عفو و مغفرت میکند با عبادات مختلف و مختلف و حالات مختلف و اوضاع مختلف که طلب عفو و مغفرت میکنند به جبران گذشته میپردازد.
یواشیواش تجلی حق با صفت افو بر آن رو چه میشود؟
آثارش هم در خود صالح تا حدودی روشن میشود.
یک اثرش این هست که صالح اثر تجلی حق با صفت افو این هست که صالح در اون برنامهای که حالا اگر از یک استادی گرفته در اون برنامه - دقت بکنید ها خیلی از سؤالات شما که میاد خصوصاً از رندو در اینجا جواب داده میشه - صالح در برنامهای که انتخاب کرده از ناحیه استاد اگر گرفته برنامه که انتخاب کرده موثق است.
یک.
دقت میکنید؟
در برنامه که گرفته چیه؟
موثق است.
یعنی موثق و به ترتیب موثق میشود تا اون برنامه.
انتخاب شده.
پس تا اون برنامه که داده شده باید انجام بده.
اگر گذشته یواشیواش به یک تجلی افو شد، صالح این غمی از میان رفته.
یک اثرش این هست موثق است.
متقابلاً عدم و طغیان کمتر شوبهی اون گذشته را قربان شما.
شما میدونید اینه.
یک اثرش هست که صالح وقتی که شروع کرد ساده دانه اثر تجلی حق با صفت افو برای صالحی که صادق در نظام صلوک یک اثرش این هست که صالح در درون خودش - این فقط احساساتی من واسه خودم میگم اینجا با چنل دارم بیش از چنل نمیتونم بگم - صالح در درون خودش راه را درون خود باز میبیند.
خودش را در بنبست نمیبیند.
اون اینکه هیچ حرکتی نیست اینجور احساس نمیکند.
اون هیچ نقطه روشنی نیست اینجور احساس نمیکند.
اون اینکه جلوی اون وجودش هست باز است.
یک چنین احساسی در وجود صالح میشود.
احساس درونی مخصوصی که به زبان این آیه comes همین تعبیر و چه بیابم.
راه را باز میبیند.
راه را به سوی خدا میبیند.
میبیند فاصله را کم میکند.
میبیند میتواند فاصله را کم بکند.
اینطور است.
به عکس اگر این تجلی نباشد، upstate مقابلی حالت احساس خود را در بنبست مانند دیدن یک حالت شبیه ناامیدی داشتن، ناامیدی نیست ها شبیه اون که راه را به خود باز نمیبیند.
اون اینکه مقابل طارق است این در اول صلوک اینجوریست تا این تجلی در مراحل بالاتر که مشاهدات و کاشفات و اینها میاد یک حکم دیگری دارد.
من فعلاً اثرش رو اینجا برای شما شرح میکنم.
اینطور است.
یک اثرش.
در اینجا به این دعایی که از امام سجاد سلام الله علیه عرض میکنم به این قسم که سحت کنید چون معرفتش هم به شما عرض میکنم که توجه داشته باشید.
این تجلی برای صالح معلوم میشود.
یعنی گذشته صالح از اون لایه کشیده خدا با اسم افو برای او تجلی کرده صالح اگر هوشیار باشد معلوم میشود.
از این قسم دعای امام سجاد سلام الله علیه در صحیح این معنی را دارد.
شونزده صحیح است.
دعای شونزده صحیح سجاد البته که اون رقمگذاری که فید اسلام دارد.
در شرح فید اسلام دعای شونزده این قسم از دعای شونزده.
خواندن آن نیز توسط امام علی از رو انصاری است.
مروری که میشویم به ید خلاصه المعذره.
من که از المعذره به صورت افو صحبت نمیکنم.
گفتم میکنم ولی زیاد هم نمیگویم.
ولی حالا این جمله اولش رو اینجا عرض میکنم.
ید خلاصه المعذره.
خدایا به من علاقت مغفرت را بچشان.
گفتم که در تجلی خدا با اسم غفورم صالح یک چیزی میکشد که نامش چیه؟
نامش علاقت مغفرت.
حالا این یادتون باشد اگر صحبت تجلی اسم غفورم صحبت کنیم میدونید اگر نشد بخش من از مسئله بیرون میماند.
ید خلاصه معذ-- خلاصه المعذره.
به من بچشان علاقت مغفرت را.
وجهی من اینجا.
وجهی طلیع أفلک.
الان توضیح در گذشته با بعد از سالهایی که داریم توضیح که اول گفتم جمال است و از آن حرف گفتم گفتم خیلی براش دقت بکنید.
در این جمله هم باز از طرف توضیح دقت کنید.
وجهی طلیع أفلک.
برای دهره آزاد شده أفل طلیع معنی چیه؟
رها شده.
اون گذشته با ما چسبیده به ما، با ما، ما با او.
پس با نشد تا رها نمیشویم.
یک چیز دیگری باید بخورد این ارواح چه بکنه؟
رها بکن.
جدا بکن.
طلیع أفلک.
ما را رها بکن.
وجهی طلیع أفلک.
خب این امام سجاد فرمود چه به کار میآرد؟
میگوید صاحب آزاد شده أفل.
ما در بندیم یعنی وقتی به کلام دلیل و رد و پرس کردیم و احیاناً در باب از وقت مایه اش که خدایا من از بند عدلت آزاد کن صحبت میکنیم در، در دعاهاست.
در گفتار و رفتار وجود ما هم این به بیانات مختلف آمده که اینجور تعبیرها متلاشی شد که ما در بند عدالت خدا گیر کردیم.
میگیم که خدایا ما را از بند عدالتت، دقت کنید ها، از بند عدلت چی بکن؟
آزاد کن.
این هم به اینجا مربوط.
کردیم باید با ما باشد دیگه.
داشته ما دیگه مال خودمون هست.
این هم ایجاد میکنیم ذرهای بر آن بر نشود.
آنکه شما کردهاید مال شماست.
آنکه من داشتهم مال کیست؟
مال من.
هم توش دوم امام خودشان فرمودند اصل عدل خدا این بوده.
قرآن اینجور نمیگه.
میگه عدل ما اینه هر که هرکی را خواسته همان را میدهیم.
این جهان هرکی را خواسته همان را داده.
انتخاب کرده، زور داشته، خواسته، کسب کرده، به کراهم آورده، غیبت اون سو، همان با او، او در اون طرف اون سو، صورت عنصریش انتخاب کرده.
صحبت کردیم صورت عنصریش خرابه.
الان اون اگر آخرت را به شما بگم روزی که در اینجا داریم نیست.
فقط خرابیاش کجاست؟
خرابی همین که عنصری اینها که ما اینجا انتخاب کردیم چیه؟
عنصریاش در شکل اون جایش هست.
فهمیدین؟
ما از اون رفتن داریم.
عدل خدا در اینه.
خیلی آره عدل خدا، عدل خدا خیلی روشنه.
خیلی روشنه.
میگه هرچی با زور به تو انتخاب کردی مال تو.
دیگه چی میگی؟
خب چی میگی؟
بنابراین جهنمیها، آدم جهنمی، قبلاً هم گفتم جهنمیها میشه، احتیاط کن باشه در جهنم وقتی به اون هشت اسم جهنم میروند در عین اینکه جهنم است و آتش است و اون صورت عنصری، فکر و عقیده و عمل و تعبداتی که کرده آتش از درونش وقتی شروع به از هم جدا کردن همه جا را هم گرفته، آنهایی که به اسم جهنم میروند که با زور میروند در عین صورت.
فکر میکنید چرا چون در اینجا باکی هستی؟
با زور رفتیم.
با زور.
هم با زور میریم هم از خودمون خیلی ناراحت میشیم.
این چه جا دارد؟
از درجه و از خود، از خود آتش نمیاد.
که انسان میگه که با اخلاق میریم سوی آتش.
این دیگه خودش، ها چه علابی، میتینگه داد و بیدادش بلند میشه دیگه این نمیگه، دیگه خودش میگه.
میگه خودش میرود کنار خودش در میآید.
از خودش در میاد.
صاد میشود از قضا الهی که خدا کند انشاالله در اسرار معظمه شناخت خدایمان خیلی بیشتر.
عدل خدا اینه که، صحبتهای این بود که ببین که عادل در کلام رفا از خدا میگه از بند عدلت چی بکن؟
عدلتو بذار، عدلتو پیش بیار، این عدالت را در بند گذشتهام بگذار.
و این من از این بند عدلت خلاص.
پس عدلت پیش بیاد.
عجز.
با عدل من.
خب بعد این به رحمتت من آزاد شدهای رحمتت بر اساس حقیقت باز معنی همان آزاد شدن و رها شدن.
در طوری امانم نیست سخنت که من امان از سخن تو میگیرم.
من ببینید در تکوین و در شریعت.
حالا این منظور برای این شنونده بود که شاهد گفت که شخص صالح در پیش خدا با صحبت عفوش برایش تجلی میکند از همان اول که صوتش میشده آثارش را میفهمد.
در اینجا آن امام سجاد از بس در عالم خودش نسبت به گذشتهاش ناراحته، نسبت به گذشته خودش البته.
انسان اصلاً در ذهن و خیال ما نمیاد.
از قبل معصوم ما داره چی رو خودش میداند.
این یه به قول مذهبی ارواح جز در جنب این آگاه نیست.
این کار را نمیداند که چه میگوید.
ولی اگر هست صحبت بر این بود که وقتی خدا با عفوش برای او هم تجلی میکرد برای اون آثاری داشت برای آن انسان.
این آثار برای صالح مشهور میشد که و بشارت به ذالک فی العاجل.
به من بشارت بده این آزاد کردنت مرا این به من بشارت بده.
فی العاجل.
در اینجا.
خودم معلوم بود.
شخص که خیلی میترسد دلش میخواهد براش چی بشه؟
براش ها؟
براش معلوم میشود اصلاً.
این هم از اول از ترس بیشتر بهش اثر میکرد و دلالت بر این میکرد که آثارش بیشبهت معلوم باشد برای انسان.
و بشارت به ذالک به من این بشارت را بده.
فی العاجل.
دون العاجل.
نه اونجا.
رفت اینجا بشارت شد.
قبل از اونجا اینجا بشارت که میخواهم بفهمم.
روش را ارحم.
یه بشارتی بده که من خودم بشناسم بشارت.
بدانم که تو من را آزاد کردی.
میخواهم اینجا بدانم که به من در این قسمت با من روضه شد.
و عرفنی علامتا.
یه علامتی به من بر این جریان نشان بده و ارائده کن که اثریانا این ذالک الله یذوق علیک فی وسطک.
خدایا این از وصف تو کنار نیست این کار را.
خب من به اسم اعفو تعقر هم گفتم اشاره میکنم.
اگر رسیدیم ولی نمیرسیم فقط یک جمله برای اینجا که برای عکس صحبت کردیم تجلی اسم روحیه با اسم اعفو برای صالح.
این یه جنا نه یک جملهایم در تعقر بگم اگر خدا خواست سلام در عالم جن سلام علیک که میگن این جمله فقط مثال نمونه بود و جمله ای فقط در باب مغفرت برایتان میگم.
اما توجه داشته باشید این که من توضیح دادم باز اون حرف قبلی که گفته بودم توتون باشد.
تجلی خدا برای سالک با اسم afuvش در هر مرتبه ای متناسب چیه؟
متناسب هر مرتبه ای.
این تجلی در منازل عالی صعود به اونجا که انسان بارها کنار رفته از کسانی که براش مشاهدات و مکاشفات عن انصار نامیاد در انواع مختلف از جمله در مشاهدات و مکاشفات در حال خواب، در حال بیداری، برای خود سالک به صورتهای مختلف از تنوع ظهور پیدا میکنه.
میبیند، مییابد.
در اول صور هم این نشانههایی که گفتم دیده becomes.
خب به جای اینکه بخواهیم من تذکر بدم هم این مسئله تشریح بشه هم معنی گفتن یه خورده واضح بشه طول و عرضش هم طول خوب نبودن که این حالت انشاالله خدا خودش...
این آیه است.
خدا بخواد گذشته خوب بد مرا از من بگیرد، من را از آن رها بکند، آن را از عالم من یا از من پاک بکند.
آیا اینجا به یک غیر از اینکه اون گذشته را از من میگیرد، یک اصلاحی توجه بکنید ها، یک اصلاح اساسی هم در وجود خود انسان احتیاج دارد یا ندارد؟
ها؟
یعنی توضیح بدم؟
یعنی اون حرکت نامطلوب، اون معکیّت، اون غفلت، اون ترک واجب، اون انجام گناه، اون عمل نامردی که انجام دادهایم، اون غفلتها که داشتهایم، اون غفلتها که از ما بوده، اینها از درون ما اینها حرکت داشته بوده از ما خارج شده بوده اما از وجود ما سرچشمه گرفته یا نه؟
از وجود از نفس ذات ما سرچشمه گرفته.
گناهی که از کسی صادر میشود غیر از اینکه گناه خودش یک مسئله محقونالدم فلان مختلف است که باید با عفوشون از من بگیره.
اما در ذات من هم این میراثی بوده که این گناه صاد شده یا نبوده؟
بله، بوده دیگه.
اینه که باید چه؟
اون گذشته را از من میگیرد.
اینجا یک اصلاحی هم در درون باید باشد.
اون مایه این گناه و این غفلت را، مایه این کشیده شدن به سوی اغیار را، مایه این معاصی را، مایه ای در ذات من بوده اینها را بار میآورده، اون مایه را هم باید چه؟
عیبی در وجود ذات من باید اون رو هم از میان بردارد یا برندارد؟
باید که اون از میان بردارد.
اون هم برداشته نشه درست نمیشه چون این میکشد ما را به سوی اغیار.
با اون لکه و ننگ نمیشود به سوی به اصطلاح ساحت قدس در حرکت بود.
خب این چه باید باشد؟
اینجاش به اسم afuv مربوط نیست.
اینجاش به اسم چه مربوطه؟
به اسم afuv مربوط است.
چون بین عفو و مغفرت فرق است.
بنابراین شما در قرآن دو اسم میبینید إن الله afuv و چی؟
غفور.
عفو و مغفرت یک چیز نیست که خیلیها این طور فکر میکنند.
اگر یک چیز بود، یک چیز مترجم میشد.
عفو چیزی است، غفران چیز دیگری است.
afuv اسمی، غفور هم اسم دیگریست.
به هم شبیه هستند.
هر دو بر پاک کردن انسان از معایب، از معاصی، از بدیها و صفر کردن بدیها و انسان را بالا بردن است.
این درسته.
اما ریزه کاری هر دو با دیگری فرق میکند.
عفو اونچه که از من بدی صادر شده را که به من مرتبط است و با من یکی است و من با اون یکی هستم از من میگیرد.
من از دست اون آزاد میکند، اون رو پاک میکند.
این عفو است.
تجلی اسم خدا با اسم afuv این کار را میکند.
غفران میآد، غفران مایه اصلی عیب و نقصی که در وجود من بود که اون بدیها از من صادر میشد را چی میکنه؟
به اصطلاح از میان برمیدارد.
غفران به ذات انسان ناظر است، عیب را از ذات برمیدارد.
عفو بدیها را که از این ذات معیوب سرچشمه گرفته از ذات معیوب میگیرد.