یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
مثنوی: چون انای بنده شد لا از وجود
اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
مثنوی در اینجا دو سه شعر دارد؛ به معنی درستش گوش دهید نه به معانی نادرستی که بعضی دادهاند. میگوید: چون انای بنده شد لا از وجود، پس چه ماند این بیاندیشهٔ عنود؟ در تو را چشم است بنگر؛ بعد از الله آخر چه میماند دیگر؟ کل شیء هالک إلا وجهه — آنچه میماند وجه اوست.
علی علیهالسلام با کُمیل رضواناللهعلیه در اسرار سخن میگفت؛ معمولی نبود — میگفت و میبرد. بیرون شهر در صحرا بودند؛ عوالم و ولایت و تربیت. کمیل استنطاقی داشت؛ حضرت بیان گشود. سپس فرمود چیزی به این مضمون که دیگر صبح آمد؛ چراغ را باید خاموش کرد. شبی هست و صبحی خواهد آمد. آن صبح صادق اصلش آنجاست که ربوبیت با اسم غفور تجلی میکند و آنچه حق در وجود انسان است فرود میآید و ظاهر میشود. روز قیامت نیز معرش همان ظهور است؛ اکنون شب است؛ روز وقتی است که ظهور شود.
عشق شعله است؛ بعد از لا چه ماند؟
عشق آن شعله است که آنجا کسی رسیده دیگر خبر از خود نمیماند. در آن مقام، چنانکه از ائمه وارد است، خدا را هم میگویی یا غفور هم یا غفّار؛ هم صاحب غفران است هم خودِ غفران. عشق آن شعله است که چون در تو رود هر چه جز معشوق باقی جمله سوخت. در نگر آخر که بعد از لا چه ماند؟ ماند إلا الله؛ باقی جمله رخت. شاد باش ای عشق شرکتسوز؛ خود همو بود از اول و آخر. شرک جز از دیدهٔ احول نبین.
مراتب تجلی غفور در مرحلهٔ عالی
خودِ تجلی ربوبیت با اسم غفور در این مرتبه — که سالک را از نام و نشان خود پاک میکند — مراتب دارد. تجلی خدا در مرتبهٔ عالی با اسم غفور برای رسول الله صلیاللهعلیهوآلهوسلم کجا و برای سالک وارسته در نهایات کجا و برای صالح عادی کجا؟ فاصله از زمین تا آسمان است؛ اما هرچه هست این تجلی در مراحل عالی است.
ابراهیم علیهالسلام و طمع مغفرت
وقتی به سورهٔ شعراء میرویم، حضرت ابراهیم علیهالسلام — معصوم و نبی — میگوید امیدوارم خدا مغفرتش را در قیامت شامل حال من کند. چه مغفرتی میخواهد؟
«الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ» (شعراء/۷۸–۸۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آن که مرا آفرید پس او راهنماییام میکند؛ و آن که اوست که مرا میخوراند و مینوشاند؛ و چون بیمار شوم اوست که شفایم میدهد؛ و آن که مرا میمیراند سپس زندهام میکند؛ و آن که طمع دارم خطایم را در روز جزا بر من بیامرزد.
والذی أطمع أن یغفر لی خطیئتی یوم الدین. طمع مغفرت دارد. دو کس را بسنجید: یکی به زور خود را به سوی خدا میکشد و به سوی اغیار راحت میرود؛ دیگری به سوی خدا کشیده میشود و به اغیار نمیتواند توجه کند. این دو از دو کیفیت در ذات سرچشمه میگیرد. ذات علی علیهالسلام خصوصیتی دارد که نمیگذارد به غیر توجه کند — با مجاهدت خود و عنایت خدا. ذات من با اکتساب انحراف رنگ گرفته و به سوی بدی میکشد. پس گرفتن بدیها تنها کافی نیست؛ برداشتن منشأ بدی از ذات ضرورت دارد. آن از غفران است؛ رهایی از سیئاتِ چسبیده از عفو. اجمالاً فرق را به خاطر بسپارید.
عفو مترتب بر غفور؛ دعای سیودوم صحیفه
اگر غفران شامل نشود و تجلی با اسم غفور از اول پیش نیاید، تجلی با اسم عفو نمیآید. اگر مایهٔ فساد از ذات گرفته نشود، فاصله انداختن میان من و بدیها محال است. مایه باقی باشد، آنها از من دست برنمیدارند. تجلی عفو مترتب بر تجلی غفور است.
از دعای سیودوم صحیفهٔ سجادیه — دعایی که امام سجاد علیهالسلام بعد از نماز شب میخواند — جملهای در طلب مغفرت: هذا مقام العائذ بک — این مقام پناهنده به توست؛ و محل المعترف لک — محل اعترافکننده به قصورات. فلا یضیقَنّ علیّ عفوک — عفو تو بر من تنگ نشود؛ و از تو میخواهم از آن تائبانِ زیانکار نباشم که توبهشان قبول نمیشود. لا أکن أخیب عبادک التائبین. در دور جاهلیت فکر میکردیم «من برگشتم تمام شد»؛ حال آنکه قرآن میگوید تو برگشتی باید او برگردد به سوی تو. اصل قضیه بازگشت اوست به رحمت و فضل و عفو؛ برگشتن تو مقدمه است.
میگوید: مرا مشمول مغفرتت کن إنک خیر الغافرین — چون مشمول مغفرت شدی، عفو به دنبالش میآید. میترسم توبه کنم و مورد عفو قرار نگیرم؛ پس اول مغفرت بخواه که عفو را به دنبال دارد. اجمال خدا با اسم عفو بعد از اجمال با اسم غفور است.
دستورالعمل پایانی جلسه
بحث تحلیلی است؛ برای خود دستورالعمل بگیرید. هر که سلوک شروع کرد، یکی از برنامههای اساسی — اگر همهٔ اورادش در این خلاصه نشود لااقل جزئی از آن — طلب عفو و مغفرت است با اصرار و تضرع، بیجاهلیت، با شعور و توجه. اینگونه که آدمی اغلب نیستیم آسان نمیدهند؛ اما زیاد تضرع و اصرار کنید؛ شبیه حال گریه باشید تا یواشیواش گریه آید و آثارش را در خود ببینید.
مخصوصاً به سجده بیفتید؛ سجدههای طولانی طلب عفو و مغفرت. دعاهای طیبه و مخصوصاً دعای بعد از نماز شب را برای خودآمدن و تنزیه بخوانید. آنقدر تضرع کنید که اگر خدا رحمت نیابد، دل رسول الله صلیاللهعلیهوآلهوسلم بشکند و شفاعت کند؛ یا علی علیهالسلام این حالت را بیابد. پیش از این مسئله را ساده گرفتیم؛ امید که اثر کند و همه را از گناهان نجات دهد. این از دعاهای سجادهٔ شما باشد که خاص ما را خدا از رحمت بیابد و خلاص کند.
تجلیات اسماء جمال — از تواب و عفو و غفور تا فنا از انا — سالک را جذب و پاک و بینشان میکند؛ اما همه بر پایهٔ تضرع صادق و ترتیب غفران پیش از عفو است.
صبحِ ظهور و شبِ دنیا
سخنِ علی علیهالسلام با کمیل در صحرا، اشاره به عوالمی است که با آمدنِ صبح باید چراغِ شب را خاموش کرد. صبحِ صادق در باطن آنجاست که ربوبیت با غفور تجلی میکند و حق در وجود ظاهر میشود. قیامت معرشِ همین ظهور است؛ اکنون شب است. انای بنده که «لا» شد، جز وجه او چه میماند؟
عشق شعله است که جز معشوق را میسوزاند. بعد از «لا» إلا الله میماند. در آن مقام، گفتنِ یا غفور و یا غفّار، هم یادِ صاحبِ غفران است هم قرب به حقیقتِ غفران. شرک از دیدهٔ احول است؛ وحدتِ حق در فنای انا آشکار میشود.
طمعِ ابراهیم و ضرورتِ کندنِ منشأ
ابراهیم علیهالسلام طمعِ مغفرت در یوم الدین دارد. مقایسهٔ دو ذات: یکی به سوی حق کشیده میشود و به غیر نمیتواند؛ دیگری به بدی کشش دارد. گرفتنِ سیئاتِ چسبیده کارِ عفو است؛ برداشتنِ منشأ از ذات کارِ غفران. بدون غفران، عفو پایدار نمیماند؛ مایه که بماند بدیها دست برنمیدارند. پس تجلی عفو مترتب بر غفور است.
دعای سیودوم و ترتیبِ طلب
در دعای بعد از نماز شب، مقامِ عائذ و معترف است؛ میخواهد عفو تنگ نشود و از تائبانِ نومید نباشد. در جاهلیت میپنداشتیم برگشتنِ ما تمام است؛ قرآن میگوید اصل، بازگشتِ اوست به رحمت. اول مغفرت بخواه که عفو در پی آید؛ إنک خیر الغافرین.
برنامهٔ اوراد
هر که سلوک آغاز کرد، جزئی اساسی از اورادش طلبِ عفو و مغفرت باشد با اصرار و شعور؛ سجدههای طولانی؛ دعاهای سجادیه بهویژه پس از نماز شب. آنقدر تضرع که شفاعتِ اولیا برانگیزد. پیش از این ساده گرفتیم؛ اکنون باید دانست جمالِ تواب و عفو و غفور تا فنا از انا، همه بر تضرع و ترتیبِ غفران پیش از عفو استوار است.
تأمل پایانی در ترتیب جمال
صبحِ ظهور وقتی است که انا لا شده باشد. تا شبِ انا هست، چراغِ ادعا را باید شناخت که صبح نیست. عشق شرکتسوز است؛ شرکِ خفیِ خودبینی را میسوزاند.
ابراهیم طمع مغفرت دارد؛ پس طمعِ ما به مغفرت گستاخی نیست، اقتداست. ترتیب را فراموش نکنید: غفور سپس عفو. دعای سیودوم این ترتیب را در زبانِ اعتراف میگذارد. اوراد را بر همین بنا کنید: سجده، صحیفه، اصرار، شعور. آسان نمیدهند؛ اما رحمت نزدیک است به تضرعِ صادق.
مثنوی در اینجا دو سه شعر دارد که بخوانم گوش بکنید و ان شاءالله که البته به اون معنی درستش گوش بکنید، نه به اون معنای که بعضیها داده معنی نادرست معنی میکنند. چون برای مثال هی معنیهای نادرستی داره معنیهای درستی داره. میگوید که چند صد شعره.
بخوانم و بعد هم بپردازیم به بعضی از آیات. حالا این الانش گفتنش برای ما مونده، شنیدنش هم برای شماست. بقیه هم برای ما شنیدن هم میمونه.
ولی فعلاً برای شما شنیدنه الان در اینجا گفتن برای من. میگه چون انای بنده، انا یعنی انا. الان برای شعر میگفته.
چون انای بنده شد لا از وجود، چون انای بنده شد لا از وجود. پس چه ماند این بی اندیشهی عنود؟ پس چه ماند این بی اندیشهی عنود؟
در تو را چشم است بگو شادر نگر بعد الله آخر چه میماند دیگر؟ باید دانست. بعد الله آخر چه میماند دیگر؟
باید دانست. کل شیء حاله الی الله مشم. اون که علی سلام الله علیه کُمیل رضوان الله علیه گفت که صبح تالای شد الی آخر شنیدهاید که علی چنین است یا نشنیدهاید؟
باید دانست. گفتوگو با هم در اسرار علی سلام الله علیه که کُمیل میگفت البته میگفت از این گفتنها که معمولی باشد نه. آن میگفت نبود.
میگفت و میبرد. باید دانست. کُمیل میگفت با هم بودند، با هم رفته بودند بیرون و صحبت از اسرار بود و حرکت بود و عوالم بود و مسائلی که بین علی سلام الله علیه و اون صاحب صدر که از نزدیکانش بود و تربیتشدههاش که کُمیل باشد بود.
اونجا اون عوالم بود، اون مسائل بود. به هر صورت در صحرا و بیابان هم رفتند بیرون شهر. صحبت بود که کُمیل از علی سلام الله علیه سوالی کرد.
بعد اه از ولایت علی سلام الله علیه یک استنطاقی داشت از جوابی که میخواست. بالاخره بیانی بر از کُمیل ازش شروع کرد. بیانی داشت که حضرت را نازل بر گفتازی کرد و حضرت سلام الله علیه شروع کرد مسائل را.
بعد گفت که صبح، لفظ گفت و بعد لفظی به کار برد که خلاصه صبح آمد. چراغ را خاموش باید کرد. اینو شنیده بود.
باید کرد یعنی این چی بود؟ بالاخره یه شبی داره، یه صبحی داره. یه صبحی خواهد آمد.
اون وقت بیاد که ربوبیت با اسم و صفورش تجلی میکند. این جهان و دنیان بختی است و هر چه حق در وجود انسان چه باشد، تجلی میکنه و فرود میآید. اون صبح صادقه.
صبح صادق که شنیدهاید اصلش اونجاست. و روز قیامت که شنیدهاید باز معرشه. روز الان شبه دیگه.
فرض کنم که مثنوی چند چیز، سطر دیگر هم دارد اینا بخوانم اما باز معنی درستش رو. عشق آن شعله است اونجاهائه. پس معلومه کسی که اونجاها رسیده خبر از خود نمیماند.
این مسئله معلوم است چیه. و تو اونجاها باید همانطور که از ائمه وارد است خدا را میگه هم افعول هم افعال میگه، هم افعال میگه هم میگه یا غفران. هر دو گناه خیلی بزرگ است.
یا غفران عین غفران است. خود غفران است. هم صاحب غفران است و هم غفران است.
عشق اون شعله است. تو چون در فرود هر چه جز معشوق باقی جمله سود بود. کی به الله در قحل غیر اخفرانی.
کی به الله در قحل غیر اخفران. در نگر آخر که بعد از لا چه ماند؟ در نگر آخر که بعد از لا چه ماند؟
ماند الی الله باقی جمله رخت. شاد باش ای عشق به شرکت سود ز. خود همون بود از اولین و آخری.
حالا در این با ببینید یک گفتم دیدم دو سه آیه بخوانم. یه دو سه آیه بخوانم براش. نکته این که خود تجلی ربوبیت با این اسمش با ذوفور و در این مرتبه با اسم ذوفورش در این مرتبه برای بندهاش، برای سالک خودش مراتب دارد، خودش مراتب دارد.
تجلی خدا در مرتبه عالی با اسم ذوفورش برای رسول الله کجا صلوات الله سلام عليه و برای یک سالک وارسته که در نهایات است کجا؟ در همین مورد سوم آیه تجلی که میتواند او را از ناموشان خود پاک کند. این خودش مراتب داره.
خدا یه وقت با اسم غفورش برای رسول الله صلی الله علیه و آله تجلی میکنه. یه وقت برای حضرت ابراهیم سلام الله تجلی قرآن میدهد، تجلی میکنه. یه وقت هم برای یک صالح بارکهای از صالحین عادی فاصله از زمین تا آسمان یه فاصله فهم نمیآورد.
اون استعارهشه این چیه؟ ولی هرچه هست این تجلی ربوبیت با اسم غفور در مراحل عالی است. ما وقتی به سوره قرآن میرویم در حضور حضرت ابراهیم سلام الله علیه میبینیم که حضرت ابراهیم میگه که من امیدوارم که خدا مغفرتش را به حال من در قیامت چی بکنه؟
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.