ددرس‌گفتارها

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

مثنوی در اینجا دو سه شعر دارد که بخوانم گوش بکنید و ان شاءالله که البته به اون معنی درستش گوش بکنید، نه به اون معنای که بعضی‌ها داده معنی نادرست معنی می‌کنند.

چون برای مثال هی معنی‌های نادرستی داره معنی‌های درستی داره.

می‌گوید که چند صد شعره.

بخوانم و بعد هم بپردازیم به بعضی از آیات.

حالا این الانش گفتنش برای ما مونده، شنیدنش هم برای شماست.

توجه می‌کنید؟

بقیه هم برای ما شنیدن هم می‌مونه.

ولی فعلاً برای شما شنیدنه الان در اینجا گفتن برای من.

می‌گه چون انای بنده، انا یعنی انا.

الان برای شعر می‌گفته.

چون انای بنده شد لا از وجود، چون انای بنده شد لا از وجود.

پس چه ماند این بی اندیشه‌ی عنود؟

توجه می‌کنید؟

پس چه ماند این بی اندیشه‌ی عنود؟

در تو را چشم است بگو شادر نگر بعد الله آخر چه می‌ماند دیگر؟

توجه کنید.

بعد الله آخر چه می‌ماند دیگر؟

توجه کنید.

کل شیء حاله الی الله مشم.

اون که علی سلام الله علیه کُمیل رضوان الله علیه گفت که دیگه صبح تالای شد الی آخر شنیده‌اید که علی چنین است یا نشنیده‌اید؟

نشنیده‌اید؟

پس چه شنیده‌اید؟

شنیده‌اید اشتباه.

توجه کنید.

گفت‌وگو با هم در اسرار علی سلام الله علیه که کُمیل می‌گفت البته می‌گفت از این گفتن‌ها که معمولی باشد نه.

آن می‌گفت نبود.

می‌گفت و می‌برد.

توجه کنید.

کُمیل می‌گفت با هم بودند، با هم رفته بودند بیرون و صحبت از اسرار بود و حرکت بود و عوالم بود و مسائلی که بین علی سلام الله علیه و اون صاحب صدر که از نزدیکانش بود و تربیت‌شده‌هاش که کُمیل باشد بود.

اونجا اون عوالم بود، اون مسائل بود.

به هر صورت در صحرا و بیابان هم رفتند بیرون شهر.

صحبت بود که کُمیل از علی سلام الله علیه سوالی کرد.

بعد اه از ولایت علی سلام الله علیه یک استنطاقی داشت از جوابی که می‌خواست.

بالاخره بیانی بر از کُمیل ازش شروع کرد.

بیانی داشت که حضرت را نازل بر گفتازی کرد و حضرت سلام الله علیه شروع کرد مسائل را.

بعد گفت که دیگه صبح، لفظ گفت و بعد لفظی به کار برد که خلاصه دیگه صبح آمد.

دیگه چراغ را خاموش باید کرد.

اینو شنیده بود.

باید کرد یعنی این چی بود؟

بالاخره یه شبی داره، یه صبحی داره.

یه صبحی خواهد آمد.

اون وقت بیاد که ربوبیت با اسم و صفورش تجلی می‌کند.

این جهان و دنیان بختی است و هر چه حق در وجود انسان چه باشد، ها؟

تجلی می‌کنه و فرود می‌آید.

اون صبح صادقه.

صبح صادق که شنیده‌اید اصلش اونجاست.

و روز قیامت که شنیده‌اید باز معرشه.

روز الان شبه دیگه.

الان شبه.

روزش کیه؟

اون وقتی که ظهور بشه و این حرف.

خب فرض کنم که مثنوی چند چیز، سطر دیگر هم دارد اینا بخوانم اما باز معنی درستش رو.

عشق آن شعله است اونجاهائه.

پس معلومه کسی که اونجاها رسیده دیگه خبر از خود نمی‌ماند.

این مسئله معلوم است چیه.

و تو اونجاها دیگه باید همان‌طور که از ائمه وارد است خدا را می‌گه هم افعول هم افعال می‌گه، هم افعال می‌گه هم می‌گه یا غفران.

هر دو گناه خیلی بزرگ است.

یا غفران عین غفران است.

خود غفران است.

هم صاحب غفران است و هم غفران است.

یا غفران.

لذات این است.

خوب این چیه؟

عشق اون شعله است.

تو چون در فرود هر چه جز معشوق باقی جمله سود بود.

کی به الله در قحل غیر اخفرانی.

کی به الله در قحل غیر اخفران.

در نگر آخر که بعد از لا چه ماند؟

توجه می‌کنید؟

در نگر آخر که بعد از لا چه ماند؟

ماند الی الله باقی جمله رخت.

شاد باش ای عشق به شرکت سود ز.

خود همون بود از اولین و آخری.

شرک جز از دیده احمر نبین.

شرک جز از دیده احمر چیه؟

نبین.

خب حالا در این با ببینید یک گفتم دیدم دو سه آیه بخوانم.

یه دو سه آیه بخوانم براش.

نکته این که خود تجلی ربوبیت با این اسمش با ذوفور و در این مرتبه با اسم ذوفورش در این مرتبه برای بنده‌اش، برای سالک خودش مراتب دارد، خودش مراتب دارد.

تجلی خدا در مرتبه عالی با اسم ذوفورش برای رسول الله کجا صلوات الله سلام عليه و برای یک سالک وارسته که در نهایات است کجا؟

در همین مورد سوم آیه تجلی که می‌تواند او را از ناموشان خود پاک کند.

این خودش مراتب داره.

خدا یه وقت با اسم غفورش برای رسول الله صلی الله علیه و آله تجلی می‌کنه.

یه وقت برای حضرت ابراهیم سلام الله تجلی قرآن می‌دهد، تجلی می‌کنه.

یه وقت هم برای یک صالح بارکه‌ای از صالحین عادی فاصله از زمین تا آسمان یه فاصله فهم نمی‌آورد.

اون استعاره‌شه این چیه؟

ولی هرچه هست این تجلی ربوبیت با اسم غفور در مراحل عالی است.

خب ما وقتی به سوره قرآن می‌رویم در حضور حضرت ابراهیم سلام الله علیه می‌بینیم که حضرت ابراهیم می‌گه که من امیدوارم که خدا مغفرتش را به حال من در قیامت چی بکنه؟

شامل.

چه مغفرتی می‌خواد؟

یعنی خب حضرت ابراهیم سلام الله علیه معصوم بود دیگه.

قول معصوم بود.

همه انبیا.

حضرت ابراهیم، اون حضرت ابراهیم.

اون می‌گه که به آیات می‌گه که عرض بفرمایید می‌گه که سوره شوری این آیات از افق از قطاری که قبلاً هم به تناسب‌های دیگر من این آیات را برای شما تلاوت کردم.

هفتاد و هشت تا هشتاد و سه، هشتاد و دو که الان باز تلاوت بکنم.

ولی فقط برای اون شاهد عرض که هست.

الذي ابراهیم که می‌گه الذي سلام الله علیه خَلَلَ نِعْمَةَ وَيَأْخِينِ وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَأْخِينِ فَإِذَا مَرِضْتُ فَهَوَ يَشْفِينِ وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ وَالَّذِي أَسْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ دقت بکنید و اون خدا که سمع من این است که خطای مرا در قیامت چی می‌کند؟

مشمول غفرانش می‌کند.

أَنْ يَغْفِرَ لِي.

به من ببخشد.

حالا به زبان خودمون ببخشد.

این دو کیست؟

این دو حالت من به زور به سوی خدا خودمو می‌کشم، سوی اغیار خود راحت می‌روم.

اون به سوی خدا کشیده می‌شه به سوی اغیار نمی‌تواند توجه بکند.

این دو توجه از من و او از دو ذات یا از دو کیفیת در دو ذات سرچشمه می‌گیرد.

ذات علی خصوصیتی دارد سلام الله علیه که این خصوصیت نمی‌گذارد او به غیر توجه کند.

گرچه خود با مجاهدت خود این را به دست آورده و خدا نیز عنایت کرده.

اما ذات من چیه؟

ذات من به قصدانه با اکتساب که کردم انحرافی درش، رنگی در ذاتم، تحولی ایجاد کردم که این به سوی بدی کشید.

پس بدی‌ها را گرفتن تنها کافی نیست.

اون منشاء بدی‌ها را از ذات ما هم برداشتن ضرورت دارد.

اون از عفو است.

این از چی؟

این از عفو است.

پس اینو اجمالاً فرقی که در اینجا عرض کردیم باشد، گرچه توضیح غفور یا توضیح تجلی ربوبیت با اسم غفور برای صالح با این خلاصه روشن نمی‌شود و یه خورده توضیح بالاتر می‌خواد.

البته اصلش که با این گفتارها روشن نمی‌شه، بحث‌های طولانی می‌خواد.

اما همین‌قدر اجمالاً فرق عفو و غفران را اقلاً اگر موفق به صحبت نبودیم بشناسید، به این نکته توجه داشته باشید.

بنابراین عرض کنم که گوشه ما دار مو این است اگر غفران شامل حال انسان نشود، ببینید شما دیگه اهل ذوق شده‌اید.

غفران حال به حال انسان شامل نشود، اگر تجلی با اسم غفور برای صالح از اول پیش نیاید، تجلی با اسم عفو میاد یا نمیاد؟

نمیاد.

اگر خدا حالا دیگه این نکته رو گفتم توضیح دادم دیگه.

سورت بفرمایید.

اگر خدا مایه فساد را از ذات من نگیرد، بین من و فساد من فاصله انداختن امر چیه؟

امر محال یا ممکنه؟

محاله.

دقت بکنید.

حالا این دیگه خودتون بیشتر دقت بکنید.

بین من و اون بدی‌ها بخواهد فاصله بیاندازد، من از اون‌ها رها، اون‌ها را از من جدا، این به این می‌شود که اول این مایه در اینجا اصلاح بشه و الا مایه باقی باشد، اون‌ها از من دست بردار نمی‌شود.

تجلی خدا با اسم عفو، ببینید یکی از اون اسم اسما هست که گفتم انشاالله تأمل در باره‌ش زیاد می‌کرد، قدرش هم داشته باشید.

تجلی عفو مترتّب بر تجلی چیه؟

غفور است.

اینجا هم یک دفعه از دعای امام سجاد را بخوانیم.

ختام و نصف و فيض الله که فضله تنافس متنافسون و فقتدان از جنس هم باهاش نیست.

خب اون می‌گه خدایا من این دفعه تو حالا تضرع‌ها که می‌کنه توبه‌ها می‌گه لا یضیق النّعیم.

از دعایی که بعد از نماز شب می‌خواند و در اون دعا است یادتون باشد عرض کنم که دعای سی و دوم است.

دعای سی و دوم باز چون یه شرحی که من دارم فعلاً از چیز ردم که دوستان شرح کرده، دعای سی و دوم از صحیفه سجادیه و دعایی است که بعد از نماز شب هر شب امام سجاد سلام الله علیه می‌خواند.

در اون دعا یک جمله‌اش اینه اونجا که طلب مغفرت میکنه میگه به هذا مقام العائذ بك خدايا اين مقام كسى است كه به تو پناه آورده و محل المعترف لك محل كسى است كه در برابر تو اعتراف به قصورات خود دارد.

فلا يزيل عنى عفوك پس عفو تو از من دور نباشد و لا يفسلن عنى عفوك عفو تو از من كنار نباشد و لا أكن میبینید؟

و لا أكن أخيب عبادك التائبين من از اون‌ها نباشم از اون توبه کننده‌ها.

خوب دقت کنیده‌ها.

تو همان دور جاهلیت یکیش از درد و مافک موضوع ما بیرون بره ها.

میگه که خدايا از تو می‌خواهم از اون توبه کننده‌ها نباشم که ضرر می‌برند و نفعی نمی‌برند.

دقت کنید.

توبه تنها نیست.

که من برگشتم این تنها نیست.

این حرفه.

تو دور جاهلیت یکیش اینجوری جا به ما فکر می‌کردیم من برگشتم دیگه تمام شد کار.

او باید برگردد به سوی ما.

توجه می‌کنید؟

برای اینکه قرآن میگه تو برگشتی باید او برگردد به سوی تو.

اصل قضیه چیه؟

برگشت اوست به رحمتش و فضلش و عفوش.

این برگشتن یعنی تو مقدمه است.

اگر اون نتیجه را به دنبال خود آورد بعد هذا الا نه.

میگه که خدايا نباشم و لا أكن از تو می‌خواهم نباشم أخيب عبادك التائبين اون بندگان تائبت که ضرر می‌برند و خسار می‌برند.

توبه‌شون مورد قبول تو نمی‌شود از اون‌ها نباشم.

و لا أغنى ترفضك العاملين و اون‌ها که به سوی تو می‌آورند ولی مأیوس می‌شوند از اون‌ها نباشم.

بعفرني برای اینکه از تو می‌خواهم منو مشمول مغفرتت بکن إنك خير الغافرين تو خير الغافرين هستی.

یعنی مشمول مغفرتت کردی دیگه عفو تو به حال من چه می‌شود؟

به حال من شامل می‌شود.

دقت کردید؟

می‌ترسم.

میگم می‌ترسم.

توبه کن.

توبه کرده‌ام.

مورد عفو تو قرار نگیرم.

برای اینکه منو مشمول مغفرتت قرار بده که عفت تو را به دنبالش خواهد آمد.

اونجا گفتم اجل خدا با اسم عفو بعد از اجل خدا با اسم غفور است.

خب بحث را هم در اینجا تمام می‌کنیم.

انشاالله امیدواریم که ...

حالا بحث ما تحلیلی است.

از اینجا شما برای خودتون دستورالعمل‌هایی بگیرید.

مخصوصا باز در آخر تذکر میدم هر کسی شروع به سلوک کرد، یکی از برنامه‌های اساسیش اگر تمام اورادش در این خلاصه نشود اول باید یکی از و جزئی از برنامه‌هاش طلب عفو و مغفرت کلاً با اصرار، با تضرع، بی جاهلیت، با شعور، با توجه تا اینها را به عنوان یه یه جزو جدید شروع میکنید به استغفار و طلب عفو و مغفرت با تضرع و با اصرار.

اینجوری که من و شما نیست.

[سرفه] که یه راه به هر کسی هم این آسانی نمیدن.

اما زیاد تضرع کردی و اصرار کردی به حال گریه برون نخواهد شد ولی شبیه حال گریه باشه با تضرع به ترسی بالاخره یواش یواش هم گریه میاد مخصوصا آثارش را انشاالله حفظشون خواهد کرد و از حضور خودتون می‌بینید چه وقت توبه پذیر شوید.

توجه.

مخصوصا به سجده بیفتید و اگر ناراحتی کمر چیزی نذاره یعنی نذارید سجده‌های طولانی طلب عفو و مغفرت‌ها و اگر خواست که باز یاد خود بیایید باز به توصیه من عمل کنید و اون اینکه دعاهای طیبه را مخصوصا و دعاهای دیگر را بخوانید.

می‌بینید قرآن سجاد چیه؟

همین دعایی که بعد نماز شب مخصوصا برای یاد کردن، برای این خودآمدن، برای این تنزيه شدن بخوانید.

دعاهای دیگر را بخوانید.

شما همون وقت طلب مغفرت که درخواست می‌کنید اونقدر تضرع اون زبان شما باشد بخوانید تا نشنوند حال شما را.

اگر خدا رحیم نیابد بعد رسول الله صلوات الله علیه دلش میشکند.

شفاعت می‌کند.

belki علی سلام الله علیه این حالت از تو را می‌یابد.

کردی این این اتفاق همش نمی‌افته و اینجوریه.

و ما قبل از این مسئله را ساده گرفتیم و امیدواریم انشاالله that our God شما اثر کند به همه ما را از گناهان انشاالله نجات دهد.

این از دعاهای خود شما و سجاده شما باشد که خاص ما را خدا از رحمت بیابد و خلاص کند.

ما عفو بده انشاالله.

السلام علیکم و رحمه الله.

السلام علیکُم و رحمه الله.