د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۱۹
دارای متن همگام
دنبالهٔ تجلیات جمال؛ گسترهٔ غفران
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۴:۳۲
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۷ سرفصل
اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
۰:۰۶
## غفران پیش و پس از توبه و عفو
۲:۲۰
## تعریف کلی غفران از رسالهٔ اسماء
۳:۳۵
## غفور برای همهٔ مخلوقات، به تناسب
۵:۱۵
## سالک و برطرف شدن عیوب مانع لقاء
۹:۴۰
## ریشهٔ همهٔ گناهان: خودی
۱۰:۲۸
## آخرین غفران: پاک شدن از نام و نشان
۱۳:۰۶
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
در این جلسه هم در دنباله
مبحثی که داشتیم در تجلیات ربوبیت برای صالح صادق
با صفت جمال، با صفت جلال را اول نمونههایی گفتیم با صفت جمال
که در مجموع
صالح را به حال اندوه،
امید و رجا
میآورد. تجلی است با صفت
مغفران و مغفرت که غیر از عفو
است. یا تجلی ربوبیت با اسم غفور و افوار که غیر از عفو است.
البته فرق بین عفو و غفران را از هفته گذشته تاحدودی اشاره کردم که قبلاً هم من در بعضی از نوشتههام،
مقالاتی که من نوشتم اگر به دستتان رسیده باشد
و فرق بین عفو و غفران در اونچه که گفتیم یا
خنده گفتم و نوشتم خلاصه نمیشود.
خیلی
فرق باریک و خیلی دارای ابعاد و اسرار است.
ان شا الله که خود شما خدا عنایت میکند بهتر متوجه میشوید.
مخصوصاً حالا در همین جا من دوباره توصیه میکنم که به آیاتی که در آنها کلمه عفو، مشتقات عفو
به کار رفته و در اشارات اون آیات و همچنین
در آیاتی که زیاد هم هست تعدادش
نسبت به اون آیاتی که در آنها عفو است، در آیاتی که مغفرت، غفران و مشتقاتش و عفو، غفار.
مغفرت با اجتهادات مختلف
مطرح شده در قرآن کریم که گفتم خیلی زیاد است و همهاش هم چون که قرآن سخن است
و دارای اشارات و نماد است برای هرکسی به اندازهی خودش
تأمل زیاد میفرمایید.
حالا ببینید مسئله غفران چیه؟
این یک نظر میشود گفت که آنچه برای انسان هست در این آفرینش مقدّس است در غفران خلاصه میشود.
غفران دائرش خیلی وسیع است، ابعادش خیلی میتند به
است و غفران در صورتهای مختلف است.
اینجوری که از قرآن استفاده میشود غفران قبل از توبه است، غفران بعد از توبه است،
غفران قبل از به خود آمدن است، غفران بعد از به خود آمدن است، غفران قبل از عفو است، غفران بعد از عفو است.
که من اون وقت به یکیش اشاره کردم
نظرتون هست؟ گفتم که اگر خدای متعال بخواهد با اسم
عفویش برای صالح تجلی بکند و اون سابقه صالح را از او و او را از سابقه اشتباهش است جدا
بکند که این تجلی عفو با صفت عفو بود، بسیار نیاز دارد قبل
از تجلی عفو با صفت غفور.
این غفران قبل از به اصطلاح
عفو است. بلعکسش هم هست یعنی
بعد از عفو هم غفران دیگری هست که البته اینها همه غیر عمدند.
بالاخره اینکه تا این حد غفران زیاد است و نمیشود در این صحبتها
با این موصلههای کم و با این
ظرفیتهای کم و با این
عدم طلاعت خودم مانند من بینندهها مسائل که مربوط به غفران است مطرح بشود.
ولی همینقدر تأمل زیاد بکنید.
در این جلسه من در تجلی ربوبیت
با اسم غفور برای صالح
که نه تنها به صورت کلی عرض
میکنم از جمله تجلیات ربوبیت با صفت
جمال است. غفران از خدا میبینیم در which گفتم ابعاد زیاد دارد.
در کل میشود چنین تعریف کرد غفران را.
غفران اضافه ای در حق.
البته این تعریفی هم که عرض میکنم
این تعریف درست مقتبس از بیان استاد
مرحوم عزیزان ما آله، آیت الله عسگری در رساله اسماشان که ما داریم خطیش است.
خطی است البته رساله اسما چاپ نشده.
نمیدانم الان چاپ کردهاند یا نه ولی به هر حال خطی
است. از این آقا که چاپ نشده بود.
در اونجا ایشان در بحثی، بحثی دیگر، رساله ای که در اسما دارند در اونجا
وقتی که اسم غفور را عنوان میکنند که از آن شعابات اسم
بالایی است.
عرض میکنند اونجا غفران را از تعریف جامع که خیلی خلاصهاش دارم اینطور میشود
برداشت کرد و با آیات هم همینطور استفاده میشود.
در تعریف کلی غفران هدی در حق،
اضافه ای در حق، رحمت در حق که
اون را نقائص را از وجود صالح
برطرف میکند. البته این غیر از عفو است ها اشتباه نکنید.
عفو نادیده گرفتن گفتم اون جرائم و زنگههات هست
و انتضار وجودی انسان هست و مانع، و مانع است اگر اون از انسان جدا نشود از حرکت انسان و در آخرت هم
موجب عذاب است. این عفو است.
غفران هدی، اضافه ای، رحمتی
از خدا میرسد به صالح
و به هر کسی که مشمول مغفرت میشود
میرسد و در مجموع باید گفت اون نقائصها، شمولها، نقائص، اون کم
داشتنها، اون نداشتنها
و اون نیازها که برای صالح است
اون را برمیکند.
خالی میکنه وجود صالح را از آنچه که باید پر شود.
کمی میکند از اونچه-- صالح را از آنچه به اون نیاز دارد
زینت میبخشد به سالک با آنچه که باید داشته باشد.
در بیان دیگر آمادگی میدهد سالک برای لقاء
حق و ورود به جوار دوست حق و به سالک حق.
معنی غفران این است. حالا
با این توصف و تصف کردن انشاالله شما دیگه از اون
برداشت عامیانه که
معمولاً ماها هم بر اساس اون برداشت کلی
عامیانه در ذهن داریم، پس غفران یک چیزیست که مثلاً یک چیز اتفاقی و مانند اینها اینطور نیست.
پس اگر شما حساب بکنید، حالا گفتم
این بحثها را نمیشود الان اینها را بحث کرد.
مثلاً شما به هر کجای وجود نگاه بکنید، به هر ذرهای نگاه بکنید، قدمی که برمیدارد، نقیضهای
از اون میرود، کمالی که روش میآید
از تجلیات چیه؟
از تجلیات وجود است با اسم غفور است.
اون چیزی که نباتی میشود، خدا با اسم غفورش، گفتیم این جمله آیه دقت بکنید، اون نباتی که
انسان میشود، خدا با اسم غفورش برای چی میکند؟
تجلی میکند. وجود ذرات وجود از همین جا که به وجود میآیند و در مسیر کمال به سوی کمال مطلق حرکت
میکنند، هر قدمی که برمیدارند، هر کمالی که به اونها میرسد،
هر چیزی که به اونها میرسد از مبدأ وجود صریحت است و بر اساس خصوص و قوانین و
سنت پذیر شده، همین جلوه های الهی حق است.
اونها در واقع تجلیات اسم غفور است.
دقت کنید فقط برای انسان مخصوص است.
خدا برای همه غفور است.
دقت بکنید. مثلاً این که این چیزها سر ما اشتباه شده اسمهای خدا، صفات خدا فقط همهش برای چیه؟
فقط برای انسان است.
خدا، خدای همه است.
اما غفران خدا برای هر موجودی به تناسب
وجودش. خدا غفور است برای هر مخلوقش.
خدا غفور است هم برای همهش،
راض هم برای همهش.
کل اسماء خدا،
صفات خدا برای کل مخلوقات خداست.
فقط اینکه درباره هر مخلوقی وقتی اثر اون اسم یا برکات
اون اسم را وقتی میخواهیم ملاحظه بکنیم باید به تناسب خود اون مخلوق باشد.
دیگه اون غفرانی که به انسان میرسد غیر از آن است که به خاک میرسد، خاک را نبات میکند.
اونی که به خاک میرسد و خاک را نبات میکند، همونی است که شما نامش میگویید کمال نباتی.
دقت بکنید. نباتی، یعنی کمالی که آمد،
آمد و برای یک کمبودی را از این خاک چه کرد؟
ازش رفع کرد،
برطرف کرد. به همین طور و به طلاق است.
اون غفران پس برای همه هست، برای انسان هم هست.
البته در انسانی که در مسیر کمال باشد، طبیعی
انسانی که در مسیر حرکت به سوی عمل به دستور حق باشد
و کمال مطلق باشد، خداوند غفرانش را مرتب تکمیل میکند،
تکمیل میکند، زینت میبخشد، زاهی میکند، زیاد میکند، توسعه میدهد، فرمایهش نقایص را برطرف میکند،
تا به تناسب آن جوار خودش کند.
و بنابراین این معنایی که عامیانه به ذهن ما است،
بگذار. این تعریف کلی و کوتاه که برای شما
من عرض کردم. خب این تجلی
خدا با اسم غفورش یا غفارش برای سالک چون سالک، سالک سابق است، فرض بگیریم
و قدم در طریقی گذاشته که به سوی حق منتهی میشود، فرض کردهایم سابقانه و متصانه، طبعا اون باید اون عیوبی را که
در وجودش هست که نمیگذارد با اون عیوب به لقاء رسد،
اون کمبودهایی که در خود این انسان،
که با اون کمبودها به اونجا راه پیدا نمیکند، تناسب لازم است، دقت کنید، عرضم گفتم، اونها
را غفور با،
یعنی خدا با تجلیاتش، با صفت غفور که میکنه از الاتصال سالک برطرف میکند.
سالک را از این مشمول غفرانش میکنه، این مشمول غفرانش میکند
و در آخر هم باید اینطور بگویم،
در آخر هم اون نباتی کلی
که ریشه همه گناهان است، ریشه همه گناهان، خوب عمل بکنه انشاالله بگوید که شما بعضی از حرفها را نمیشنوید.
حالا من اینطور فکر میکنم انشاالله که درست
فکر میکنم که شما misschien بعضی حرفها را که
شما هم انشاالله عرض میکنید،
اون ریشه همه گناهان که اون
شاعر گفت که بین من و بین خدای من مانع میشود که
از اونچه که میخواهم. لذا
اون گناهاتی که من هستم که اون من و از من برتره.
و چه کسی میگوید که من قبلاً گفتم و در اینجا اشاره میکنم که بیاد داشته باشید.
میگوید که گناه، من خودم برای خودم گناهی هستم که هیچ
گناهی غیر این گناه نیست.
یا میگوید که خود برای خود گناهی است که هیچ گناهی جز این گناه نیست و هر گناهی از همین گناه نشأت میگیرد.
دقت بکنید. چرا من گناه میکنم
در مراحلی مختلف؟
و چرا شما به ابتلاء گناه میکنید در مراحلی مختلف؟
و چرا علی سلام الله علیه گناه نمیکرد؟
مایه گناه نبود چون از علی خبری از خود نبود.
اون که خبر میآورد و به سوی گناه سوق میدهد، منشاء گناه میشود خودی که نیست.
خودی نیست.
یعنی چه؟ خودی وجود ندارد.
اگر خودی رفت و اون حضور حق تعالی پیش آمد، رو میگن سر حضور کلاً غره کرد،
انسان در قدرت شد، دیگه اصلاً خبری نیست، رشه اش نیست.
الله ولی الذی گناه من و او عمل
به گناه. مخرجهم من الذنوب.
الله ولی الذی نبود،
من بگو، من میخوام نبوده، من کی میخواد؟
من میخوام نیست. من که دارم میخواد نیست.
من کردن نیست، من نکردن
نیست. هرچی میخواد همونه. ببین اینجا تو مصداق چه بود؟
اینجا اون مایه گناه از میان میرود.
علیرغم اینکه گناه نمیکرد چون خودی در اون نبود تا گناه داشته باشد.
من گناه میکنم، شما گناه میکنید.
خود اون مایه گنده
و اون گناه هست دیگه. یعنی خود هرچی خواست میشه گناه دیگه و در مراحل مختلف.
و بعداً خودش اصله گناهها چیه؟
اصل گناهها بالاخره منشاء همه گناههاست.
وجود سرزمین همون خارج از معروفه که گفته
معروفهاش گفته که وجود سرزمین ضایع آفرین زمینه
وجود گناه هیچ گناهی قطع نمیشه.
در آخر غفران خدا با
اسم غفورش بر کسی تجلی کرد و او با مشهور مغفرتش هست همه چیز را، همه سیئات را، نواقص را، معایب را
و آن گناهان را در مراحل مختلف نام نشان و حضور که گرفت در آخرینش
نام و نشانی از خود بود که از درود باقیه نذاشت.
اون رو از خود پاک کرد و به اون دیگه انسان ذکر حق در وجودش تجلی شد.
اینجا دیگه که اصلاً غفران حق در تو وجود انسان با چی شده؟
وجود انسان با شانه شده.
و لذا اینجاست که شما وقتی در دعا میکنید میگویید که میگید استغفار خدا.
تو راجع به خودت به غیر از ذخار بودنش، غیر از ذخر بودنش میگویی یا غفران.
اینجا دیگه خود غفران میشه رد برای انسان.
وجود وجد الرب،
وجد الله وجود انسان را چی میکند؟
وجود انسان را یعنی گفت چی
میکند؟ میگیرد. وجودش را از تو میکند.
و اینجاست که شما میگویید که أين وجه الله الذي الیه يتوجه
في دعاء مستجاب.
ببین امام زمان اینجوری میگویند.
غوث علیه أین وجه الله الذي الیه يتوجه العباد.
او کجاست؟ این وجه خدا
جلسه قبل
جلسه بعد