ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 124

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

از تجلیات انبیا به تجلیات در وجود سالک

بسم الله الرحمن الرحیم.

بحث در تجلیات اسماء و صفات حق در وجود سالک یا در قلب اوست. جلسهٔ گذشته مقدمتاً به بعضی تجلیات در وجود انبیا بر اساس آیات و روایات و دعاها پرداخت تا روشن شود اسماء و صفات خدا در وجود انسان بر حسب صلاحیت تجلی می‌کند. انبیا و معصومین حساب خاص دارند؛ اما اصل کلی است: اسماء حق در وجود انسان با صلاحیت متجلی می‌شود.

اگر سالک صادق و مخلص در سلوک عبودی موفق باشد، از همان آغاز حرکت، اسماء و صفات به تناسب منزلت و به تناسب حجاب‌هایی که از قلب برطرف می‌شود در قلب و وجود او ظهور می‌کند. در مقدمه گفته شد انسان در اصل حقیقتش مظهر صفات حق است؛ این حقیقت پشت حجاب است. با تزکیه و تجرید حجاب کنار رود، حقیقتِ مظهرِ اسماء ظهور می‌یابد.

تذکر مهم: ممکن است خود را سالک بدانیم و آثار نبینیم. دانستنِ ما مطرح نیست؛ حقیقت مطرح است. طبق موازین الهی و صراط تکوین و تشریع، صادق و مخلص بودن شرط است؛ ادعای «من سالکم» یا تلقین به خود کافی نیست. اگر سلوک صادقانه شروع شود تجلیات شروع می‌شود. این تجلیاتِ صفات و اسماء در وجود یا قلب سالک است؛ غیر از تجلیات حق برای سالک که پیش‌تر گذشت.

همهٔ سالکان در تجلیات یکسان نیستند

تجلیات اسماء در وجود سالک به این معنا نیست که همهٔ سالکان صادق در حیات دنیا بدون استثناء از این تجلیات برخوردار شوند. اسرار زیاد است. خصوصیات ارواح متفاوت است؛ ارواح به یک نظر یکی‌اند اما اسرار ناگفته در بافت روح از علل بی‌شمار سرچشمه می‌گیرد. دو نفر ممکن است روحشان در ریزه‌کاری‌ها متفاوت باشد. خصوصیات سیر نیز — گرچه صراط مستقیم یکی است — در عمل متفاوت می‌شود؛ نه اینکه از صراط کنار روند. مزاج و اتحاد روح و بدن، ترکیب بدنی، وراثت، تربیت، سوابق — همه بی‌اثر نیست. روح از بدن متأثر است و بدن از روح.

نتیجه: سالکان وقتی قدم گذاشتند متساوی نیستند. در بعضی اسمائی تجلی می‌کند و اسمائی نه؛ در بعضی همه؛ در بعضی هیچ‌کدام از اسماء در زندگی دنیوی آثارش ظاهر نمی‌شود. سالکی موفق است اما آثار تجلیات در حیات دنیا به ظهور نمی‌رسد — نه اینکه تجلی نیست؛ عللی مانع ظهور آثار است. چون به برزخ و عوالم دیگر گذشت ظهور می‌کند. دستهٔ دیگر کسانی‌اند که اصلاً نظر خاص حق است که در اینجا آثار تجلیات در وجودشان ظاهر نشود؛ اسامی خاص دارند. پس مسئله یکسان نیست؛ در محاسبه و تحقیق به اشتباه نیفتید.

جان مسئله: تجلی نور الهی در قلب

آنجا که آثار به ظهور می‌رسد، اسماء و صفات به حسب حال سالک در قلب ظاهر می‌شود. مسئلهٔ اول و چشمگیر و جانِ بحث، تجلی نور الهی — انوار ربوبی — در قلب سالک است. از اینجا شروع می‌شود. از اول سلوک صادقانه، به همان اندازه که حجاب از قلب کنار رود نور ربوبی ظاهر می‌شود. جان مسئله در قلب است؛ همهٔ ایرادها و حجاب‌ها و تیرگی‌ها و نیز همهٔ اسرار و انوار و اسماء در قلب است. به هر اندازه حجاب کنار رود صورت اصلی قلب که عرش الرحمن است ظهور می‌کند.

ممکن است بپرسند ربط نور با تجلی اسماء چیست؟ عین ربط است. یکی از اسماء خدا نور است:

«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» (نور/۳۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا نور آسمان‌ها و زمین است.

اسماء دیگر جلوات همین اسم‌اند؛ همهٔ اسماء نورند. علم خدا نور است، قدرت نور است. وقتی می‌گوییم نور در قلب تجلی می‌کند یعنی خدا با اسم نور — و در نتیجه اسماء و صفات — در قلب سالک تجلی می‌کند.

هشدار شدید دربارهٔ بازی شیطان و نپختگی

کسی که اجمالاً نوری در قلب و مشاعر دید نباید چنان محکم حساب کند که نپخته‌ها می‌کنند. اسرار زیاد است. ممکن است از تجلیات نوریِ ابتدایی برخوردار باشد و چون هنوز تجرید نشده و نفوذ شیطان و هوا در وجودش هست — و خود نفهمد — بازیچهٔ شیطان شود؛ چیزهایی بیابد و بر اساس آن محاسبه کند، خود و دیگران را گمراه کند. ممکن است گمان کند به مقصد رسیده در حالی که از ابتدایی تا نهایت فاصله از زمین تا آسمان است.

بسیار دیده‌ایم کسی با اوراد و اذکار بارقه‌هایی دید و خود را گم کرد؛ دکان و محفل باز کرد و راه را تحریف نمود. بازی‌های شیطان خطرناک است. از حالا هوشیار باشید: دیدنِ انوار ابتدایی به معنی رسیدن به مقصد و صحتِ همهٔ یافته‌ها نیست. با یکی‌دو کلمه خود یا مدعی را دانا ندانید. حتی در وحی خدا به رسول هشدار می‌دهد که بدون حفظ الهی ممکن است در یافته‌ها اشتباه رود؛ مسئله خطرناک و پرابعد است.

امروز سادگی و بی‌خبری زیاد است؛ هر مدعی مردمی را دنبال می‌کشد. مسئولیت است هوشیار باشید. کسی که در عوالم معنا مکاشفه دارد به دیگری معلوم نیست و همه را نمی‌گوید. وارسته هرگز نمی‌گوید من چنین دیدم و چنان یافتم؛ این‌ها ظهورات هوس است. از علامه طباطبایی و امام و مرحوم میلانی و وارستگان یک کلمهٔ خودستایی شنیده‌اید؟ علفه‌ای که خود را انسان وانمود می‌کند قبول نکنید که از آنان بالاتر است. از نام‌بردنِ زنده‌ها به لحاظ شرعی و رضوان حق مجاز نیستیم؛ قواعد کلی می‌دهیم تا خود هوشیار شوید.

جمع‌بندی

اسماء در وجود سالک به تناسب رفع حجاب تجلی می‌کند؛ اما ظهور آثار در دنیا برای همه یکسان نیست. جان مسئله تجلی نور — اسم نور و همهٔ اسماء — در قلب است. و خطرِ بازی شیطان و نپختگی و دکان‌داری در بارقه‌های ابتدایی بسیار است؛ میزان موازین شرع و سکوتِ وارستگان است نه ادعا و جلوه.

تفصیلِ تفاوت ارواح و سیر

خصوصیات ارواح از علل ناگفته سرچشمه می‌گیرد؛ علم ما به همهٔ آن علل نمی‌رسد. صراط یکی است اما ریزه‌کاریِ سیر متفاوت است. مزاج بدنی چون با روح متحد است اثر می‌گذارد؛ وراثت و تربیت و سوابق نیز. از این رو تقسیم کلی چنین است: بعضی اسماء ظاهر می‌شود، بعضی نه؛ همه؛ یا هیچ در دنیا ظاهر نمی‌شود گرچه در باطن هست و پس از مرگ بروز می‌کند؛ یا نظر خاص حق مانع ظهور دنیوی است.

تفصیلِ نور و اسم نور

ظهور نور در قلب اولین ظهور چشمگیر است و با کنار رفتن حجاب متناسب است. اسم نور جامع جلوات اسماء است؛ لذا بحث تجلی نور همان بحث تجلی اسماء است. اشارات آیات و روایات و دعاها در جلسات بعد می‌آید؛ اینجا هشدار مقدم است که یافتهٔ نوری را میزانِ وصول نگیرید.

تفصیلِ نایکسانیِ تجلیات در دنیا

باید دانست که موفقیت در سلوک لزوماً به معنای ظهورِ آثارِ همهٔ اسماء در حیات دنیا نیست. گاهی تجلی در باطن هست و ظهورِ آثار به‌سبب عللی پوشیده می‌ماند تا پس از مرگ آشکار شود. گاهی نظرِ خاصِ حق آن است که بنده در دنیا از جلوهٔ آشکار مصون بماند. از این رو در محاسبه نباید گفت «چون چیزی نمی‌بینم پس سالک نیستم» و نه «چون چیزی می‌بینم پس رسیده‌ام». میزان، موازین شرع و صدقِ عبودیت است.

قلب عرش الرحمن و مرکزِ حجاب و نور

جان مسئله در قلب است. همهٔ ایرادها و تیرگی‌ها و موانع در قلب است؛ و همهٔ اسرار و انوار و اسماء نیز در قلب. به هر اندازه حجاب کنار رود، صورتِ اصلیِ قلب که عرش الرحمن است ظهور می‌کند و نور خدا ظاهر می‌شود. اولین ظهورِ چشمگیر، ظهور نور در قلب است. ربطِ نور با تجلی اسماء عینِ ربط است: یکی از اسماء خدا نور است و اسماء دیگر جلوات همین اسم‌اند.

هشدارِ بارقه و دکان‌داری

کسی که اجمالاً نوری در قلب و مشاعر دید نباید چنان محکم حساب کند که نپخته‌ها می‌کنند. ممکن است از تجلیات نوریِ ابتدایی برخوردار باشد و چون هنوز تجرید نشده، بازیچهٔ شیطان شود. بسیار دیده‌اند کسی با اوراد بارقه‌ای دید و دکان باز کرد. دیدنِ انوار ابتدایی به معنی رسیدن به مقصد نیست. وارسته خودستایی نمی‌کند.

جمعِ عملیِ رفع حجاب

اسماء در وجود سالک به تناسب رفع حجاب تجلی می‌کند؛ ظهور آثار در دنیا برای همه یکسان نیست. هوشیاری در برابر مدعیان، رجوع به موازین، و سکوتِ وارستگان، سه نگهبان‌اند. هر شب بپرسد حجاب کاسته شد یا نه؛ نه آنکه بپرسد امروز چه نوری دیدم.

نسبتِ تجلی و اذن (جلسه 124، بند 1)

تجلی به اذن است نه به مطالبهٔ فضولی. بنده استعداد می‌سازد؛ تصرفِ نهایی با ربوبیت است. بندِ 1 این ادب را زنده می‌کند.

از سوی دیگر در بندِ 1 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 1 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

خطرِ تفسیرِ خودسر (جلسه 124، بند 2)

یافته‌های باطنی اگر بی‌میزان شرع تفسیر شوند گمراه می‌کنند. بندِ 2 ترازوی قرآن و سنت را یاد می‌آورد.

از سوی دیگر در بندِ 2 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 2 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

تفاوتِ نعمت و مقصد (جلسه 124، بند 3)

کشف نعمت است نه مقصد. مقصد قرب و شهودِ وجه است. بندِ 3 از بت‌سازیِ نعمت پرهیز می‌دهد.

از سوی دیگر در بندِ 3 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 3 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

سیرِ شخصی و ترکِ مقایسه (جلسه 124، بند 4)

صراط یکی است اما رنگِ سیر فرق می‌کند. بندِ 4 مقایسهٔ جزئیاتِ تجلی را حجاب می‌شمارد.

از سوی دیگر در بندِ 4 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 4 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

ذکرِ پس از مجلس (جلسه 124، بند 5)

سخن اگر به ذکرِ دائم نرسد در قلب نمی‌نشیند. بندِ 5 چکیده را به ذکرِ روزانه می‌سپارد.

از سوی دیگر در بندِ 5 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 5 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

خوف و رجا (جلسه 124، بند 6)

نور خوفِ مسئولیت و رجایِ حفظ می‌آورد. بندِ 6 تعادل را می‌خواهد.

از سوی دیگر در بندِ 6 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 6 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

ولایت و نور (جلسه 124، بند 7)

نور ربوبی و ولایی از هم جدا نیست. بندِ 7 ولایت را زمینهٔ ظهور می‌داند.

از سوی دیگر در بندِ 7 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 7 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

محاسبه پس از فهم (جلسه 124، بند 8)

پس از خواندنِ مباحثِ این فصل، سالک حساب می‌کشد که سهمِ او از حجاب چقدر کاسته شده است. فهمِ بی‌محاسبه بارِ ذهن است؛ محاسبهٔ بی‌فهم قشری است. بندِ 8 می‌گوید این دو را با هم بیاورید.

از سوی دیگر در بندِ 8 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 8 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

نسبتِ تجلی و اذن (جلسه 124، بند 9)

تجلی به اذن است نه به مطالبهٔ فضولی. بنده استعداد می‌سازد؛ تصرفِ نهایی با ربوبیت است. بندِ 9 این ادب را زنده می‌کند.

از سوی دیگر در بندِ 9 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 9 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

خطرِ تفسیرِ خودسر (جلسه 124، بند 10)

یافته‌های باطنی اگر بی‌میزان شرع تفسیر شوند گمراه می‌کنند. بندِ 10 ترازوی قرآن و سنت را یاد می‌آورد.

از سوی دیگر در بندِ 10 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 10 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

تفاوتِ نعمت و مقصد (جلسه 124، بند 11)

کشف نعمت است نه مقصد. مقصد قرب و شهودِ وجه است. بندِ 11 از بت‌سازیِ نعمت پرهیز می‌دهد.

از سوی دیگر در بندِ 11 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 11 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

سیرِ شخصی و ترکِ مقایسه (جلسه 124، بند 12)

صراط یکی است اما رنگِ سیر فرق می‌کند. بندِ 12 مقایسهٔ جزئیاتِ تجلی را حجاب می‌شمارد.

از سوی دیگر در بندِ 12 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 12 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

ذکرِ پس از مجلس (جلسه 124، بند 13)

سخن اگر به ذکرِ دائم نرسد در قلب نمی‌نشیند. بندِ 13 چکیده را به ذکرِ روزانه می‌سپارد.

از سوی دیگر در بندِ 13 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 13 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

خوف و رجا (جلسه 124، بند 14)

نور خوفِ مسئولیت و رجایِ حفظ می‌آورد. بندِ 14 تعادل را می‌خواهد.

از سوی دیگر در بندِ 14 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 14 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

ولایت و نور (جلسه 124، بند 15)

نور ربوبی و ولایی از هم جدا نیست. بندِ 15 ولایت را زمینهٔ ظهور می‌داند.

از سوی دیگر در بندِ 15 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 15 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

محاسبه پس از فهم (جلسه 124، بند 16)

از سوی دیگر در بندِ 16 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 16 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

نسبتِ تجلی و اذن (جلسه 124، بند 17)

تجلی به اذن است نه به مطالبهٔ فضولی. بنده استعداد می‌سازد؛ تصرفِ نهایی با ربوبیت است. بندِ 17 این ادب را زنده می‌کند.

از سوی دیگر در بندِ 17 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 17 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

خطرِ تفسیرِ خودسر (جلسه 124، بند 18)

یافته‌های باطنی اگر بی‌میزان شرع تفسیر شوند گمراه می‌کنند. بندِ 18 ترازوی قرآن و سنت را یاد می‌آورد.

از سوی دیگر در بندِ 18 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 18 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

تفاوتِ نعمت و مقصد (جلسه 124، بند 19)

کشف نعمت است نه مقصد. مقصد قرب و شهودِ وجه است. بندِ 19 از بت‌سازیِ نعمت پرهیز می‌دهد.

از سوی دیگر در بندِ 19 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 19 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

سیرِ شخصی و ترکِ مقایسه (جلسه 124، بند 20)

صراط یکی است اما رنگِ سیر فرق می‌کند. بندِ 20 مقایسهٔ جزئیاتِ تجلی را حجاب می‌شمارد.

از سوی دیگر در بندِ 20 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 124 است.

سرانجام بندِ 20 از جلسهٔ 124 می‌گوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.