یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
تمثل احوال دیگران در اواسط کشف ابصاری
اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
در این مرتبه از کشف ابصاری — در بیداری — گاه حال دیگران مشهود میشود. مثال: میبینید کسی وضو میگیرد؛ چون به شستن دستها میرسد هرچه میکوشد نمیتواند. این تمثل است نه هدفِ صِرفِ صورت. معمولاً بین بیننده و آن شخص ارتباطی هست — استاد و شاگرد یا دوستی — تا تذکر از طریق بیننده برسد، چون خودِ طرف توجه ندارد.
حکایت این منظره: سالک مبتدی رو به خدا آورده (شستن صورت) اما چون به مراقبهٔ حرکات و سکناتِ شبانهروزی و تطبیق با موازین میرسد کارش معطل میماند. تذکر: در مراقبت سستی میکنی. مراقبت یعنی در بیستوچهار ساعت نگاه و سخن و قضاوت و رفتوآمد و دوستی خلاف رضای او نباشد. کسی که احصار و محاسبه میگوید اما مراقبه ندارد، در تمثلِ وضو به شستن دستها درمیماند. فلسفهٔ وضو اسرار عمیق دارد؛ صورت و دست و مسح همه حکایتاند.
همین در خوابِ مبتدیان نیز میآید: وضو میگیرم دستها را نمیتوانم بشویم؛ یا آب تمام میشود. حکایت: حیات معنویِ اعطاشده به حدی نیست که حرکات را کنترل کند؛ آبِ کافی برای اتمام نیست. حکایت خواب و کشفِ بیداری یکی است در این باب.
تشخیص حق و باطل در یافتهها
سؤال مهم: یافته حق است یا باطل؟ اگر استاد خصوصی در سلوک باشد مطرح کند تا از تمثیلات خیال و القائات شیطان محفوظ بماند. اگر نیست، احتمال خطا را جدی بگیرد؛ مادام که یقینی نشده حق نشمارد. مقصد سالک خداست؛ باید با موازین خود را نزدیک کند. اگر مکاشفه به کاری دعوت کرد با موازین و احتیاط بسنجد و به پناه خدا رود.
خطاها در ابتدا از خیال و وهم و شیطان زیاد است؛ در اواسط کمتر؛ در نهایت به شکل خاص. در اواسط اسارت نفس و خیال و وهم کم است نه صفر؛ دخالت شیطان هم کم. در نهایت فرض این است که از نفس و خیال خلاص شده؛ اما چون معصوم نیست راه شیطان هست — یا خود گمان میکند در نهایت است و نیست.
بدعتها و تصوفِ منحرف؛ خطا در ولایت
مسلکهایی که بدعت در دین نهادهاند و به متصوفه منسوباند — همه را تکذیب یا تصدیق نمیکنیم — اگر چیزی افزوده یا کاسته از شرع یافته باشند در مکاشفه، از القای شیطان است با استفاده از تخیل و توهم. آنکه در مکاشفه گوید ابوبکر از علی افضل است، معلوم است چه شده: ذهن مشوش، از نفس خلاصنشده، از شیطان رها نشده.
عرفای بزرگ اهل سنت مانند محیالدین — پدر عرفان — خاتم ولایت محمدیه را علی و در اشارات بقیةالله میدانند؛ عیسی را از حسنات علی میشمارد. مولوی نیز تا صورت پیوند جهان بود علی میگوید؛ اشعارش ناظر به ولایت مطلقهٔ علویه و محمدیه است. ظاهر کلام بعضی سنی مینماید؛ حقیقت را خدا میداند. مقصود: حتی در کشف عالی خطا میآید؛ غیرمعصوم احتمال دخالت شیطان دارد. ممکن است غیرمعصوم با مجاهدت مصون بماند؛ اما احتمال برای همه هست.
خطر مکر نفس در مراتب بالا
ورود به سلوک مشکل است؛ راه درست مشکلتر؛ هرچه بالاتر خطرات بیشتر و گاه به قیمت سنگین. اگر کسی گوید علی و دیگری یکی است و شما دنبالش افتید، خود و مریدان را تا آخر به باد فنا داده. تکلیف راه است به سوی مقصد؛ واصلِ صادق مانند رسول که پس از وصول ارسال شد خود به جزئیات شرع پایبند بود. حرام خدا حرام است؛ حسابها فقط «ضرر شخصی» نیست.
مکر نفس: روزهخوران و شرابخوارانِ مدعیِ وصول که میگویند رسیدم و تکلیف برداشته شد. نفس کلاه میسازد. رسول فرمود اگر خطر دشمنیِ درون را تمام بگویم از اعتدال خارج میشوید. امید که خدا ما را در مکتب اهل بیت صادق قرار دهد.
جمعبندی اواسط و نهایت
در اواسط دخالت نفس و خیال و وهم و شیطان کم است اما کیفیت و خطرش بالاتر. در نهایت دخالت شیطان است چون فرضِ خلاصی از نفس هست و معصوم نیست. آنچه از روایات برای ادامه بود وقت تمام شد؛ خدا از دخالتهای نفس و خیال و وهم و شیطان حفظ کند.
بازگستردِ مراقبه و تمثل وضو
مراقبه برنامهٔ اساسی شروع سلوک است. تمثلِ ناتوانی در شستن دستها آینهٔ ترک مراقبه است. استاد یا دوستِ اهل اگر معنی را بداند تذکر میدهد. خوابِ مشابه همان پیام را دارد: کمبود آبِ حیات معنوی.
بازگستردِ میزان شرع در مکاشفه
هیچ مکاشفهای میزانِ مستقل نیست. دعوتِ مکاشفه اگر با قرآن و سنت نسازد مردود است. بدعتهای صوفیانهٔ جاهلانه — نه لزوماً همهٔ صوفیه — نمونهٔ القای شیطان در لباس کشفاند. ولایتِ علی و بقیةالله حتی در کلامِ محیالدین و مولوی گواهی میدهد که کشفِ درست با حقیقت ولایت نمیستیزد.
تمثلِ حالِ دیگران؛ مثال وضو
در اواسطِ کشف ابصاری گاه حال دیگران مشهود میشود. مثال: کسی وضو میگیرد؛ به شستن دستها که میرسد نمیتواند. این تمثل است. معنی آن است که سالکِ مبتدی رو به خدا آورده اما در مراقبهٔ حرکات و سکناتِ شبانهروز معطل است. تذکر آن است که مراقبت کند.
خوابِ وضو و تمامشدنِ آب
همین حکایت در خواب نیز میآید: وضو میگیرد و آب تمام میشود. معنی آن است که حیاتِ معنوی بهاندازهای نیست که حرکات را کنترل کند. حکایتِ خواب و کشفِ بیداری یکی است.
تشخیص حق و باطل
اگر استادِ خاص در دسترس باشد، یافته را مطرح کند. اگر نیست، احتمال خطا را جدی بگیرد و تا یقینِ معتبر حاصل نشده حق نشمارد. مقصد خداست. اگر مکاشفه به کاری دعوت کرد، با موازین تطبیق کند و احتیاط را نگاه دارد.
بدعتها و مکر نفس
در اواسط دخالت نفس و خیال کمتر از ابتداست. بسیاری از بدعتها که به نام تصوف آمده از تصرف شیطان است — بیآنکه همه تخطئه یا تصدیق شوند. مکر نفس در مراتب بالا دقیقتر است: انسان میپندارد در نهایت است در حالی که خلاص نشده. مراقبهٔ شبانهروز همان شستنِ دستهاست.
نسبتِ تجلی و اذن (جلسه 127، بند 1)
تجلی به اذن است نه به مطالبهٔ فضولی. بنده استعداد میسازد؛ تصرفِ نهایی با ربوبیت است. بندِ 1 این ادب را زنده میکند.
از سوی دیگر در بندِ 1 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 1 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
خطرِ تفسیرِ خودسر (جلسه 127، بند 2)
یافتههای باطنی اگر بیمیزان شرع تفسیر شوند گمراه میکنند. بندِ 2 ترازوی قرآن و سنت را یاد میآورد.
از سوی دیگر در بندِ 2 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 2 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
تفاوتِ نعمت و مقصد (جلسه 127، بند 3)
کشف نعمت است نه مقصد. مقصد قرب و شهودِ وجه است. بندِ 3 از بتسازیِ نعمت پرهیز میدهد.
از سوی دیگر در بندِ 3 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 3 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
سیرِ شخصی و ترکِ مقایسه (جلسه 127، بند 4)
صراط یکی است اما رنگِ سیر فرق میکند. بندِ 4 مقایسهٔ جزئیاتِ تجلی را حجاب میشمارد.
از سوی دیگر در بندِ 4 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 4 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
ذکرِ پس از مجلس (جلسه 127، بند 5)
سخن اگر به ذکرِ دائم نرسد در قلب نمینشیند. بندِ 5 چکیده را به ذکرِ روزانه میسپارد.
از سوی دیگر در بندِ 5 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 5 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
خوف و رجا (جلسه 127، بند 6)
نور خوفِ مسئولیت و رجایِ حفظ میآورد. بندِ 6 تعادل را میخواهد.
از سوی دیگر در بندِ 6 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 6 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
ولایت و نور (جلسه 127، بند 7)
نور ربوبی و ولایی از هم جدا نیست. بندِ 7 ولایت را زمینهٔ ظهور میداند.
از سوی دیگر در بندِ 7 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 7 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
محاسبه پس از فهم (جلسه 127، بند 8)
پس از خواندنِ مباحثِ این فصل، سالک حساب میکشد که سهمِ او از حجاب چقدر کاسته شده است. فهمِ بیمحاسبه بارِ ذهن است؛ محاسبهٔ بیفهم قشری است. بندِ 8 میگوید این دو را با هم بیاورید.
از سوی دیگر در بندِ 8 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 8 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
نسبتِ تجلی و اذن (جلسه 127، بند 9)
تجلی به اذن است نه به مطالبهٔ فضولی. بنده استعداد میسازد؛ تصرفِ نهایی با ربوبیت است. بندِ 9 این ادب را زنده میکند.
از سوی دیگر در بندِ 9 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 9 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
خطرِ تفسیرِ خودسر (جلسه 127، بند 10)
یافتههای باطنی اگر بیمیزان شرع تفسیر شوند گمراه میکنند. بندِ 10 ترازوی قرآن و سنت را یاد میآورد.
از سوی دیگر در بندِ 10 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 10 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
تفاوتِ نعمت و مقصد (جلسه 127، بند 11)
کشف نعمت است نه مقصد. مقصد قرب و شهودِ وجه است. بندِ 11 از بتسازیِ نعمت پرهیز میدهد.
از سوی دیگر در بندِ 11 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 11 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
سیرِ شخصی و ترکِ مقایسه (جلسه 127، بند 12)
صراط یکی است اما رنگِ سیر فرق میکند. بندِ 12 مقایسهٔ جزئیاتِ تجلی را حجاب میشمارد.
از سوی دیگر در بندِ 12 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 12 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
ذکرِ پس از مجلس (جلسه 127، بند 13)
سخن اگر به ذکرِ دائم نرسد در قلب نمینشیند. بندِ 13 چکیده را به ذکرِ روزانه میسپارد.
از سوی دیگر در بندِ 13 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 13 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
خوف و رجا (جلسه 127، بند 14)
نور خوفِ مسئولیت و رجایِ حفظ میآورد. بندِ 14 تعادل را میخواهد.
از سوی دیگر در بندِ 14 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 14 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
ولایت و نور (جلسه 127، بند 15)
نور ربوبی و ولایی از هم جدا نیست. بندِ 15 ولایت را زمینهٔ ظهور میداند.
از سوی دیگر در بندِ 15 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 15 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
محاسبه پس از فهم (جلسه 127، بند 16)
از سوی دیگر در بندِ 16 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 16 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
نسبتِ تجلی و اذن (جلسه 127، بند 17)
تجلی به اذن است نه به مطالبهٔ فضولی. بنده استعداد میسازد؛ تصرفِ نهایی با ربوبیت است. بندِ 17 این ادب را زنده میکند.
از سوی دیگر در بندِ 17 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 17 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
خطرِ تفسیرِ خودسر (جلسه 127، بند 18)
یافتههای باطنی اگر بیمیزان شرع تفسیر شوند گمراه میکنند. بندِ 18 ترازوی قرآن و سنت را یاد میآورد.
از سوی دیگر در بندِ 18 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 18 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
تفاوتِ نعمت و مقصد (جلسه 127، بند 19)
کشف نعمت است نه مقصد. مقصد قرب و شهودِ وجه است. بندِ 19 از بتسازیِ نعمت پرهیز میدهد.
از سوی دیگر در بندِ 19 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 19 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
سیرِ شخصی و ترکِ مقایسه (جلسه 127، بند 20)
صراط یکی است اما رنگِ سیر فرق میکند. بندِ 20 مقایسهٔ جزئیاتِ تجلی را حجاب میشمارد.
از سوی دیگر در بندِ 20 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 20 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
ذکرِ پس از مجلس (جلسه 127، بند 21)
سخن اگر به ذکرِ دائم نرسد در قلب نمینشیند. بندِ 21 چکیده را به ذکرِ روزانه میسپارد.
از سوی دیگر در بندِ 21 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 21 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
خوف و رجا (جلسه 127، بند 22)
نور خوفِ مسئولیت و رجایِ حفظ میآورد. بندِ 22 تعادل را میخواهد.
از سوی دیگر در بندِ 22 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 22 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
ولایت و نور (جلسه 127، بند 23)
نور ربوبی و ولایی از هم جدا نیست. بندِ 23 ولایت را زمینهٔ ظهور میداند.
از سوی دیگر در بندِ 23 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 23 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
محاسبه پس از فهم (جلسه 127، بند 24)
از سوی دیگر در بندِ 24 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 24 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
نسبتِ تجلی و اذن (جلسه 127، بند 25)
تجلی به اذن است نه به مطالبهٔ فضولی. بنده استعداد میسازد؛ تصرفِ نهایی با ربوبیت است. بندِ 25 این ادب را زنده میکند.
از سوی دیگر در بندِ 25 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 25 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
خطرِ تفسیرِ خودسر (جلسه 127، بند 26)
یافتههای باطنی اگر بیمیزان شرع تفسیر شوند گمراه میکنند. بندِ 26 ترازوی قرآن و سنت را یاد میآورد.
از سوی دیگر در بندِ 26 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 26 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
تفاوتِ نعمت و مقصد (جلسه 127، بند 27)
کشف نعمت است نه مقصد. مقصد قرب و شهودِ وجه است. بندِ 27 از بتسازیِ نعمت پرهیز میدهد.
از سوی دیگر در بندِ 27 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 27 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
سیرِ شخصی و ترکِ مقایسه (جلسه 127، بند 28)
صراط یکی است اما رنگِ سیر فرق میکند. بندِ 28 مقایسهٔ جزئیاتِ تجلی را حجاب میشمارد.
از سوی دیگر در بندِ 28 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 28 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
ذکرِ پس از مجلس (جلسه 127، بند 29)
سخن اگر به ذکرِ دائم نرسد در قلب نمینشیند. بندِ 29 چکیده را به ذکرِ روزانه میسپارد.
از سوی دیگر در بندِ 29 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 29 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
خوف و رجا (جلسه 127، بند 30)
نور خوفِ مسئولیت و رجایِ حفظ میآورد. بندِ 30 تعادل را میخواهد.
از سوی دیگر در بندِ 30 باید دانست شتاب برای دیدنِ نارس خود پرده است. وقتِ تجلی با حق است؛ کارِ بنده ادب و عمل در جلسهٔ 127 است.
سرانجام بندِ 30 از جلسهٔ 127 میگوید اصطلاح بدون حال بار است؛ حال بدون میزان خطر است؛ میزان بدون تضرع خشکی است.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.