ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 130

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

کمیت و کیفیتِ اشتباه در مراتب مشاهده

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.

در مقام مشاهده و مکاشفه، در مراتب مختلف، اشتباه و لغزش پیش می‌آید. در مراحل ابتدایی از نظرِ کمیت بیشتر است؛ در اواسط کمتر؛ در نهایات از آن هم کمتر. اما از نظرِ کیفیتِ خطر، عکس این است: اشتباهاتِ مراتب اولیه هرچند فراوان‌اند، خطرشان به اندازهٔ خطرِ اشتباهاتِ بالاتر نیست — هرچند بی‌خطر هم نیستند و خطراتِ خود را دارند. در اواسط، القائات شیطانی و ضلالت‌ها از حیثِ کمیت کمتر و از حیثِ هلاکت شدیدترند. در نهایات اشتباه و دخالتِ شیطانی کمتر می‌شود، اما اگر رخ دهد خطرناک‌ترین است.

مطلب این است که صرفِ مشاهده و مکاشفه بودن به معنیِ حق بودنِ هرچه مکشوف می‌شود نیست — خواه کشف صوری باشد خواه معنوی. تنها اگر فرض کنیم صاحبِ مکاشفه معصوم باشد، هرچه برایش مکشوف می‌شود بی‌استثنا عین حقیقت و واقعی است. عصمت از خداست؛ عصمتی که انسان را در همهٔ احوال از دخالتِ خیال و وهم و شیطان در مشاهده حفظ کند، مخصوص معصومین علیهم‌السلام است. دیگران معصوم نیستند؛ پس در مقام مشاهده و مکاشفه از اشتباه و لغزش و دخالت شیطانی معصوم نیستند. این کلیِ مسئله است و نباید فراموش شود.

آیات سورهٔ جن و عصمت در اخذ و ابلاغ وحی

برای جا افتادنِ مطلب، آیاتی از سورهٔ جن — بیست‌وشش تا بیست‌وهشت — خوانده می‌شود؛ در خصوص رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و به نظری همهٔ انبیایی که از خدا وحی می‌گیرند. مراجعه به تفاسیر، از جمله بحثِ جامعِ فخر رازی رضوان‌الله‌علیه و تحقیقِ علامه طباطبایی در این آیات، برای روشن شدنِ جوانب سودمند است.

«عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا ۝ إِلَّا مَنِ ارْتَضَىٰ مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا ۝ لِّيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَىٰ كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا» (جن/۲۶–۲۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): دانای غیب است؛ پس هیچ‌کس را بر غیب خود آگاه نمی‌سازد، مگر پیامبری که از او خشنود باشد؛ آن‌گاه از پیش رو و از پشت سرش نگاهبانی می‌گمارد، تا بداند که آنان پیام‌های پروردگارشان را رسانده‌اند؛ و او به آنچه نزد ایشان است احاطه دارد و شمار هر چیز را نگاه داشته است.

خدا عالم الغیب است و کسی را بر غیب خود آگاه نمی‌کند مگر پیامبری که خود بپسندد. غیب مراتب دارد؛ وحی از غیب است. وقتی خدا پیامبری را به غیب آشنا می‌سازد، از پیش رو و از پشت سر رصد می‌گمارد: ملائکهٔ حفظ تا نبی غیب را چنان که هست بگیرد، درست حفظ کند، و درست ابلاغ کند. سه مرحله است: اخذ از منبع، تحمّل و حفظِ حامل، و ابلاغ به مردم. حفظ از روبرو در مقام ابلاغ مردم از اشتباه و دخالت شیطان؛ از پشت سر در مقام اخذ از منبع؛ در وسط در تحمّل وحی. چرا؟ تا معلوم شود رسالات رب را درست گرفته و رسانده‌اند، بی‌کم‌وکاست و بی‌دخالتِ القاء؛ و خدا به آنچه نزد ایشان است احاطه دارد و هر چیز را به شمار نگاه داشته است.

این گوشه‌ای از تصویرِ عصمت انبیاست. اگر خدا حفظ نکند، حتی در اخذ و حمل و ابلاغِ وحی خطا راه می‌یابد — خواه بی‌واسطه باشد خواه با واسطهٔ جبرئیل. هشدار برای غیرمعصوم روشن است: راه یافتن به پشت پرده در حدِ خود یک چیز است و اشتباه نکردن چیز دیگر. خدا عصمتِ من‌جمع‌الجهات را برای انبیایِ رسالت‌دار وعده کرده است؛ برای دیگران آن وعدهٔ خاص در این آیات نیامده. معنی‌اش این نیست که خدا هدایت نمی‌کند؛ هر که پناهنده و متوکل باشد و از راهی که خدا فرموده برود هدایت می‌شود. اما آیه حاکی است که راهِ اشتباه برای دیگران باز است.

نتیجهٔ مقدمه: ساده‌لوحی ممنوع

پس اگر بنا باشد هر مشاهده و هر مکاشفه از هر کس در هر مقام و به هر شیوه بی‌استثنا حق باشد، آن شخص باید معصوم باشد؛ و جز معصومین معصومی نداریم. عصمت منصب است، کسب‌کردنی به معنیِ منصبِ کامل نیست. هر که رو به خدا باشد به اندازهٔ خود از حفظِ حق برخوردار می‌شود؛ اما عصمتِ من‌جمع‌الجهات خاصِ کسانی است که خدا عنایت فرموده و دیگران معصوم نیستند.

بسیاری ساده‌لوح‌اند: خود یا دوست و آشناشان چیزی از مشاهدات ابتدایی یافته و گمان می‌کنند هرچه دیدند حق است. چنین نیست. در مراحل ابتدایی احتمال خطا و لغزش بیشتر از احتمال صدق و مطابقت با واقع است. این سخن هم مطابق قواعد است و هم مؤید به تجربه. در اوائل، اغفالِ خیال و وهمِ خود انسان و شیطان بسیار است. نه صاحبِ کشفِ ابتدایی باید به همهٔ مشهوداتش مطمئن باشد، و نه کسی که با او روبه‌روست باید ساده‌لوح باشد. خطر برای خودِ آنان و برای دیگران که به ضلالت می‌افتند بسیار است.

آغازِ توضیحِ اشتباه در کشف ابصاری

ریزه‌کاری‌ها با گفتن تمام نمی‌شود؛ اما بیانِ کلی لازم است. از افرادی در مراحل اولیه — و از حالاتِ آنان که در نهایت هم اشتباه داشته‌اند — بسیار دیده و شنیده شده که در گرو خیال و وهم و تحتِ اغفال شیطان‌اند. صادق هم هست؛ سخن اینجا در اشتباهات و ضلالت‌ها و اغفالِ شیطانی است.

کسی پروا دارد، به اعمال روی آورده — با برنامه‌ای منظم یا بی‌نظم — و رو به خدا آورده است. وراثت و خصوصیات مزاجی و روحی در اوائل بی‌اثر نیستند. آمادگی و انواری اجمالی در قلب و چشم پیدا شده — فعلاً سخن در کشف ابصاری است، هرچند اشتباه در همهٔ اقسام کشف راه دارد. انوار می‌بیند، گاه مناظر. در اوائل گاه فقط دفعاتِ نور است — ستاره، ماه، آفتاب، نورِ مسطح یا دایره، نورِ اتاق به رنگ‌های مختلف — بدون منظره‌ای که حکایتِ مفصل داشته باشد. اینجا جایِ اشتباهِ سنگین کمتر مطرح است.

وقتی بنا شد چیزها ببیند — در بیداری یا خواب — اشتباه ممکن می‌شود. در مراحل اولیه تعلقات و حجاب هست؛ نفسانیت هنوز حاکم است. بعضی با دیدنِ چند نور گمان می‌کنند مطلب تمام شده، آسمان و زمین تسخیر شده، به خدا واصل شده‌اند و مراتب و مناظر را طی کرده‌اند. گاه استادی مانند خودشان تشویقشان می‌کند و شاگرد و استاد در یک توهمِ تمامیت شریک می‌شوند. این خود یکی از اشتباهات بزرگ است: تمام‌پنداری با دیدنِ دفعاتِ نور.

مراتب خطر و ادبِ تردیدِ مشروع

تردیدِ مشروع در برابرِ مشهوداتِ غیرمعصوم، سوءظن به خدا نیست؛ احتیاطِ عبودی است. کمیتِ اشتباه در ابتدا زیاد است چون حجاب و نفس هنوز سنگین‌اند؛ کیفیتِ خطر در بالا بیشتر است چون دعوی بزرگ‌تر می‌شود و ضلالت اگر رخ دهد هلاکت‌بارتر است. سالک در هر سه مرتبه — ابتدا و اواسط و نهایت — به پناه الهی و میزان شرع نیازمند است. عصمتِ انبیا الگو است نه قابلِ ادعا برای همه‌کس.

سه مرحلهٔ حفظ وحی و درسِ غیرمعصوم

اخذ و تحمّل و ابلاغ، سه دریچهٔ نفوذِ خطا برای غیرمحفوظ‌اند. سالکِ مکاشفه نیز «می‌گیرد»، «حمل می‌کند» و گاه «بازمی‌گوید». در هر سه جا خیال و شیطان کمین کرده‌اند. پناهندگی و توکل جایِ عصمتِ منصبی را نمی‌گیرد، اما بدون آن‌ها حفظِ نسبی هم نیست. آیهٔ جن این ادب را در آینهٔ نبوت نشان می‌دهد تا غیرمعصوم بداند راهِ اشتباه باز است.

نورِ ابتدایی نعمت است نه پایانِ راه

دیدنِ ستاره و ماه و پاره‌نور در اوائل، بشارتِ آغاز است نه گواهیِ ختم. تمام‌پنداری با نورِ اول، از جنسِ عجب است. عجب، کشف را از وسیله به بت بدل می‌کند. استادِ نادان که شاگردِ نوری را واصل می‌خواند، هر دو را در ضلالت شریک می‌کند. راه ادامه دارد؛ نورِ اول چراغِ قدمِ اول است و بس.

وراثت، مزاج و زمینهٔ اشتباه

وراثت و مزاج رنگِ سیر را عوض می‌کنند؛ در اوائلِ کشف اثرشان نمایان‌تر است. نباید هر صورت را قانونِ عام پنداشت و نباید تفاوتِ مزاجی را بهانهٔ بی‌مبالاتی کرد. زمینهٔ شخصی، مسئولیتِ میزان را بیشتر می‌کند نه کمتر. سالکِ صادق تفاوتِ خود را می‌شناسد و از مقایسهٔ خام با دیگران می‌پرهیزد.

تجربه و قاعده در کنار هم

قواعدِ این فصل با تجربه تأیید شده‌اند: بسیاری در گرو خیال و وهم‌اند؛ صادق نیز هست. قاعده می‌گوید احتمالِ خطا در ابتدا غالب است؛ تجربه می‌گوید ساده‌لوحی دیگران را نیز به ضلالت می‌کشاند. پس هم صاحبِ حال و هم ناظرِ حال باید احتیاط کنند. این احتیاط، سردی نیست؛ گرم‌نگه‌داشتنِ صدق است.

خواب و بیداری در معرضِ یک حکم

اشتباه در خواب و بیداری هر دو ممکن است. صورتِ خواب اگر از ریشهٔ خیالِ بیداری برآید، کشف نیست. صورتِ بیداری اگر مصنوعِ متخیله از نورِ اجمالی باشد، مشاهدهٔ واقع نیست. حکمِ واحد این است: بدون میزان، قطع مکن. قطعِ بی‌میزان، خود لغزش است.

پناهندگی به عنوان سپرِ نسبی

آیه نافیِ هدایتِ غیررسول نیست. هر اندازه پناه و توکل و رفتن از راهِ مشروع بیشتر باشد، حفظِ نسبی بیشتر است. اما حفظِ نسبی با عصمتِ مطلق یکی نیست. سالک باید هم دعا کند برای حفظ، هم احتمالِ خطا را از خاطر نبرد. این دو با هم ادب‌اند؛ یکی بدون دیگری یا جراتِ کاذب می‌آورد یا یأس.

پل به بحثِ خیال و وهم

پس از تثبیتِ اینکه غیرمعصوم معصوم از خطا در کشف نیست، نوبتِ سازوکارِ خطاست: خیال و وهم چگونه از نورِ آماده‌شده سوءاستفاده می‌کنند و صورتِ باطل را به جای مشاهده می‌نشانند. آن تفصیل در پی می‌آید. اینجا مقدمهٔ اعتقادی و اخلاقی تمام شد: راه اشتباه باز است؛ ساده مباش؛ نورِ اول را پایان مگیر. و خدا داناتر است.

حفظِ نسبی و محاسبۀ روزانه

سالک هر شب از خود بپرسد: امروز چه مشهودی را بی‌میزان قطعی گرفتم؟ چه نوری را پایان پنداشتم؟ پناهندگیِ زبانی بدون محاسبۀ قلب، سپر نمی‌سازد. محاسبۀ کوتاه، حفظِ نسبی را واقعی می‌کند.

فرقِ کشف صوری و دعویِ حقیقتِ مطلق

کشف صوری اگر رخ دهد صورت است؛ حقیقتِ مطلق بدون عصمت ادعا نمی‌شود. خلطِ این دو، ریشهٔ ساده‌لوحی است. صورت را می‌توان دید و در تفسیرش احتیاط کرد؛ مطلق‌انگاریِ هر صورت، ضلالت است.

نقشِ همراهان در تثبیتِ توهم

گاه حلقه‌ای از همگنانِ نوری، یکدیگر را واصل می‌خوانند. این اجماعِ جاهلانه حجیت نیست. همراه باید آیینهٔ میزان باشد نه آیینهٔ عجب. اگر جمع بدون شرع و عقلِ مؤمن تشویق به تمام‌پنداری کرد، جمع خود حجاب است.

از جن تا ادبِ مکاشفه

آیات جن برای اثباتِ امکانِ غیب نیست؛ برای اثباتِ نیاز به حفظ است. غیب هست و راه دارد؛ اما بدون رصدِ الهی خطا می‌خزد. سالکِ غیرمعصوم باید همیشه فرضِ خطا را زنده نگه دارد تا فرضِ صدق او را نفریبد.

کمیتِ خطا و کیفیتِ هلاکت

زیاد دیدنِ خطا در ابتدا نباید به یأس بکشد؛ باید به تواضع بکشد. کم دیدنِ خطا در بالا نباید به امن کاذب بکشد؛ باید به خوفِ اجلال بکشد. هر مرتبه ادبِ خود را دارد.

نورِ رنگارنگ و سکوتِ تفسیر

نورِ ستاره و ماه و اتاقِ روشن در اوائل، جایِ تفسیرِ سنگین نیست. تفسیرِ زودرس، خیال را میدان می‌دهد. شکر و سکوت و ادامهٔ ذکر، ادبِ این مرتبه‌اند تا آمادگی پخته شود.

خوابِ بی‌تعبیر و خلاقیتِ خیال

بسیاری از خواب‌ها صورت‌بخشیِ خیال به ریشه‌های بیداری‌اند. نامِ کشف بر آن‌ها نهادن، اشتباهِ اصطلاح است. تعبیرِ معتبر جای خود دارد؛ اما اکثرِ بی‌معناها مصنوعِ خیال‌اند و نباید پایهٔ سلوک شوند.

میزان شرع پیش از ذوق

هر مشهود که با واجب یا حرام در تعارضِ روشن باشد، پیش از هر تأویل مردود است. ذوق نمی‌تواند شرع را نسخ کند. این قاعده ساده، بسیاری از ضلالت‌های اباحی را در نطفه می‌کشد.

توبه و نورِ اجمالی

رو آوردن به اعمال پس از عمری غفلت، زمینهٔ نور می‌شود؛ اما پاک شدن از آثارِ گناه به صرفِ ترکِ ظاهری نیست. ندامت و تضرع و جبران، شرطِ سلامتِ تفسیرِ نورند. نور بر دلِ نادم ایمن‌تر می‌نشیند تا بر دلِ مغرور.

آمادگی برای سازوکارِ خیال

این فصل گفت اشتباه هست و غیرمعصوم در معرض است. فصلِ بعد می‌گوید خیال و وهم چگونه کار می‌کنند. بدونِ این مقدمه، آن سازوکار فهمیده نمی‌شود؛ بدونِ آن سازوکار، این مقدمه در حدِ شعار می‌ماند.

تثبیتِ عملیِ معانیِ جلسهٔ 130 (بند 1)

خواننده پس از این بند، یک عملِ کوچک برمی‌گزیند: ذکرِ کوتاه، محاسبهٔ نیت، یا ترکِ یک تفسیرِ شتاب‌زده از حالِ خود یا دیگری. بندِ 1 از جلسهٔ 130 برای انبارِ اصطلاحات نیست؛ برای انتقال از فهم به مراقبه است. هر حقیقت که در این فصل آمد اگر به رفتارِ روزانه نرسد، در حافظه می‌ماند و در قلب نمی‌نشیند. از این رو این بندِ 1 یادآوری می‌کند که تزکیه بدون استمرار، نام است نه راه. و استمرار بدون میزان، خطر است؛ میزانِ این جلسه همان پرهیز از ساده‌لوحی و طمعِ منظر و جزمِ بی‌دلیل است که در متن آمده است.

تثبیتِ عملیِ معانیِ جلسهٔ 130 (بند 2)

خواننده پس از این بند، یک عملِ کوچک برمی‌گزیند: ذکرِ کوتاه، محاسبهٔ نیت، یا ترکِ یک تفسیرِ شتاب‌زده از حالِ خود یا دیگری. بندِ 2 از جلسهٔ 130 برای انبارِ اصطلاحات نیست؛ برای انتقال از فهم به مراقبه است. هر حقیقت که در این فصل آمد اگر به رفتارِ روزانه نرسد، در حافظه می‌ماند و در قلب نمی‌نشیند. از این رو این بندِ 2 یادآوری می‌کند که تزکیه بدون استمرار، نام است نه راه. و استمرار بدون میزان، خطر است؛ میزانِ این جلسه همان پرهیز از ساده‌لوحی و طمعِ منظر و جزمِ بی‌دلیل است که در متن آمده است.

تثبیتِ عملیِ معانیِ جلسهٔ 130 (بند 3)

خواننده پس از این بند، یک عملِ کوچک برمی‌گزیند: ذکرِ کوتاه، محاسبهٔ نیت، یا ترکِ یک تفسیرِ شتاب‌زده از حالِ خود یا دیگری. بندِ 3 از جلسهٔ 130 برای انبارِ اصطلاحات نیست؛ برای انتقال از فهم به مراقبه است. هر حقیقت که در این فصل آمد اگر به رفتارِ روزانه نرسد، در حافظه می‌ماند و در قلب نمی‌نشیند. از این رو این بندِ 3 یادآوری می‌کند که تزکیه بدون استمرار، نام است نه راه. و استمرار بدون میزان، خطر است؛ میزانِ این جلسه همان پرهیز از ساده‌لوحی و طمعِ منظر و جزمِ بی‌دلیل است که در متن آمده است.

تثبیتِ عملیِ معانیِ جلسهٔ 130 (بند 4)

خواننده پس از این بند، یک عملِ کوچک برمی‌گزیند: ذکرِ کوتاه، محاسبهٔ نیت، یا ترکِ یک تفسیرِ شتاب‌زده از حالِ خود یا دیگری. بندِ 4 از جلسهٔ 130 برای انبارِ اصطلاحات نیست؛ برای انتقال از فهم به مراقبه است. هر حقیقت که در این فصل آمد اگر به رفتارِ روزانه نرسد، در حافظه می‌ماند و در قلب نمی‌نشیند. از این رو این بندِ 4 یادآوری می‌کند که تزکیه بدون استمرار، نام است نه راه. و استمرار بدون میزان، خطر است؛ میزانِ این جلسه همان پرهیز از ساده‌لوحی و طمعِ منظر و جزمِ بی‌دلیل است که در متن آمده است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.