ددرس‌گفتارها

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

عرض کنم که اولا در مقدمه این مطالب یعنی برای اینکه برای ما کاملا روشن باشد که در مقام مشاهده و مکاشفه و مراتب مختلفش اشتباهات، لرزش‌ها پیش میاد.

البته در مراحل ابتدایی بیشتر است و در اواسط کمتر است.

در نهايات از اون هم کمتر.

و به عکس اشتباهات مراتب اولیه ضعیف‌تر است.

اواسط قوی‌تر است.

نهايات کاملا خطرناک‌تر است.

یعنی در مراحل اولیه مشاهده ایجاد می‌کند مشاهده و مکاشفه در مراحل ابتدایی‌ش اشتباهات و لرزش‌ها، دخالت‌های خیال و شیطان زیاد است.

اما چون مراحل اولیه مکاشفه و مشاهده است از نظر کمیت زیاد است.

ولی اگر کمیت تعبیرش در اینجا درست باشد ولی خطراتش در حد اون خطراتی است که در اشتباهات بالاتر پیش می‌آید نیست.

در اینکه اینها هم بی‌خطر نیست و خیلی خطرات دارد که الان توضیح هم می‌دانم عرض می‌کنم بعد.

ولی در اواسط که اشتباهات پیش میاد در مشاهده و مکاشفه و القاءات شیطانی پیش میاد، ضلالت‌ها پیش میاد در عین اینکه از نظر کمیت قضیه تعبیر درست باشد به نسبت به اوائل کمتر است.

اما از نظر کیفیت خطراتش به اصطلاح اون هلاکت‌ها که پیش می‌آید بیشتر است و در نهايات این خطرات کامل‌تر می‌شود.

در چه اشتباهات کمتر می‌شود و دخالت‌های شیطانی کمتر می‌شود.

در مقدمه می‌خواستم اینو عرض کنم که برای مشاهده و مکاشفه بودن معنیش این نیست که انسان هرچی می‌یابد در مقام مشاهده و مکاشفه، صالح هرچی می‌یابد مشهور می‌افزد براش یا مکشوف می‌افزد برایش.

حالا صورت‌های مختلف از هست.

هرچه مشهور و مکشوف می‌افزد که کشف صوری باشد که کشف دیگر باشد که کشف صوری باشد که کشف معنوی باشد.

اینها حق است.

این مسئله را فراموش نکنید که آنچه مکشوف می‌افزد برای صالح در کل همش حق است.

بدون استثناء همش عین حقیقت است و همش واقعی است.

یعنی غلط نیست.

این فقط در جایی می‌شود که فرض بکنیم اون انسانی که این مکاشفات و مشاهدات براش می‌آید معصوم باشد و معصوم هیچ کس جز معصومین سلام الله علیهم أجمعین نیستند.

یعنی عصمت از خدا لازم است.

عصمت در همه احوال که انسان را از دخالت‌های خیال و وهم و شیطان و اینها در مکاشفه و مشاهده حفظ می‌کند.

و این عصمت هم در همه احوال کلی و همگی و شامل باشد و این فقط مخصوص معصومین است.

چون دیگران معصوم نیستند.

لذا در مقام مشاهده و مکاشفه از اشتباه و لرزش و از دخالت‌های شیطانی معصوم و معصوم نیستند.

این کلی مسئله است.

در این مقدمه که می‌خوام عرض بکنم به یکی دو آیه از آیات قرآن اشاره می‌کنم که کاملا bütün مسئله برای ما جا بیفته.

در خصوص رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم.

البته این در خصوص رسول الله هست به یک نظر این آیات و به یک نظر در خصوص همه انبیا که از خداي متعال وحی می‌گیرند هست.

آیاتی در سوره جن داریم که آیه بیست و شش و بیست و هفت و بیست و هشت است که در اینجا بیان کردن بیان کلی‌ست.

ان شاء الله به تفاسیر هم مخصوصا تفسیر فخر الرازی رضوان الله علیه در این باب اگر خواستید مراجعه بکنید چه بهتر که در این قسمت بالاخره به حقایق بیشتر متوجه می‌شوید و یکی از معارف قرآن برايتون روشن‌تر می‌شود.

ایشون عرض کنم که در تفسیرشون در این زمینه بحث جالب و مفید و جامعی دارند.

آیات را تلاوت می‌کنم.

اجمالا معنی می‌کنم که مقدمه باشد برای عرائض ما.

بیست و شش و بیست و هفت و بیست و هشت سوره جن.

"عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا".

آیه بیست و شش.

"عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَىٰ مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْرُتُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَّسَدًا لِّيَعْلَمَ أَنَّهُ حَقَّ رِسَالَاتِ رَبِّهِ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَىٰ كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا".

در این آیات در خصوص مسئله وحی است و اینکه خدا به چه شخص رسول اکرم صلوات الله علیه و چه هر پیامبری و هر نبی و رسولی که از خدا وحی می‌گیرد و به مردم می‌رساند.

در این باب آیات اینجا شروع می‌شود که خدا عالم الغیب است و به غیبش کسی را کسی را به غیبش آگاه نمی‌کند.

مگر آن کسی که خدا خودش راضی باشد که به غیبش در حدی که می‌خواهد آشنا بسازد.

من الرسول از پیغمبرها.

خدا غیبش را به کسی معلوم یعنی غیب، غیب مراتب دارد که غیبش کسی را آگاه نمی‌کند.

مخصوص اوست الا کسی را که خودش بخواهد از پیغمبرها.

خب پیغمبرها وقتی وحی می‌گیرند در حقیقت به غیب راه می‌یابند یا از غیب می‌گیرند.

این خودش به اصطلاح یظهر على غیبه هست چون می‌فرماید الا من ارتضی من رسول.

مگر پیغمبرها را خدا خودش می‌خواهد آنها را به غیبش آگاه می‌کند که به آنها وحی می‌کند.

وحی از غیب است.

اونوقت در اینجا در مرحله‌ای که از غیب خدا از احوال غیبی که به انبیا وحی می‌فرماید و انبیا هم و رسل هم موظفاً از خدا گرفتند به انسان‌ها ابلاغ کنند.

در اینجا می‌فرماید که و خدا فإنه یسکه من بین یدیه و من خلفه رسدا.

وقتی که وحی می‌فرستد به پیغمبری از غیبش و به غیبش آشنا می‌کند، خدا کاملاً رسدها، حافظها، حافظینی، حفظ کننده‌هایی از ملائکه‌ی بخصوصش را مامور می‌کند و موکل می‌کند که این نبی و این رسول غیب را آنچنان که هست از اصلش بگیرند.

هم خوب بگیرند، درست بگیرند.

خوب به وقتی که چی میده ها.

و این برای ما چه معلوم می‌کند؟

خدا ملائکه را به عنوان رصد و حفظ کننده، حفظ کننده از اشتباه، حفظ کننده از دخالت‌های شیطان و جمود شیطانی.

ملائکه اینها را حفظ می‌کند هم در مقام اخذ وحی از اونجا که باید اخذ کند هم در مقام حفظ وحی وقتی خودش اخذ می‌کنه باید حفظ بکند، تحمر بکند، حاملش باشد و هم در مقام ابلاغ وحی اونها که باید چی بکند؟

اونها که باید برسانند.

در سه مرحله گفتم باز انشاالله به تفسیر مرحوم آیت الله طباطبایی عزوان الله انشاالله مراجعه بکنید که ایشان در این آیه تحقیقی خیلی جالبی دارند بر خلاف اون تفسیرهایی که هرکجا گفتند زیاد به آیه خوب نمی‌خوره و همه جوانب آیه را معنی نمی‌کند.

در اینجا می‌گوید خدا وقتی پیغمبری را به غیبش آگاه می‌سازد، وحی را می‌فرماید ،یسکه من بین یدیه رسدا و من خلف یسکه من بین یدیه و من خلفه رسدا.

هم از روبرو هم از پشت سر ملائکه موکل می‌کند او را حفظ کنند هم در اخذ وحی و هم در ابلاغ وحی و همچنین در وسط در تحمر وحی.

حفظ می‌کند از روبرو یا در مقام ابلاغ مردم حفظ می‌کند از اشتباه و خطا و دخالت‌های شیطان.

از پشت سر، یعنی در مقام اخذ از منبع حفظ می‌کند.

در وسط هم که تحمر وحی است حفظشون می‌کند.

چرا حفظ می‌کند اونها را خدا؟

چرا این ملائکه را دور ید اسراعیج مامور می‌کند، رصد چیز می‌کند تا اونها را حفظ کند؟

ليعلم ان قد ابله رسالات ربهم تا خدا بداند که این انبیا اون رسالت‌هایی را که از ناحیه پروردگارشون دارند اینها را خوب گرفتند و خوب به اون مردمی که باید برسانند، چه کردند؟

رسانیدند درست بدون اینکه کم و زیاد بشود، بدون اینکه دخالتی بشود، بدون که چیزی از خودشون، چیزی از ناحیه القاءات دیگر و خلاصه اشتباه بکند.

و احاط بما لديه خدا خوب محيط است.

اونها را حفظ می‌کند و احصى كل شيء عددا.

خب این در خصوص پیغمبران است که معصوم هستند و این در واقع حکایتی است اگر گفتید از چی؟

از عصمت انبیا علیهم السلام که اگر خدا حفظ نکند انبیا را، اون وقت رسول الله صلوات الله علیه از خدا حقایق را می‌گیرد، حالا بی‌واسطه یا با واسطه جبرئیل.

اون حقایق ماورا را می‌گیرد و جبرائت نامش رو میگن وحی.

وقتی می‌گیرد در موقع گرفتن باید خدا حفظش بکنه.

وقتی گرفت خودش حاملش هست.

در موقع حامل بودن باید حفظ بکنه که دخالت‌هایی نشه.

وقتی می‌خواد ابلاغ بکند هم باید خدا چی بکنه؟

باید خدا حفظ بکنه.

خب این در خصوص انبیاست و این جریان عصمت را در اینجا با این صورت تصویر می‌کند.

البته در همه احوالی نام معصوم هستند ولی این گوشه‌ای از جریان عصمت اونهاست.

این خودش برای ما هشدار دهنده است که اگر چنانچه یه وقتی کسی در حد خودش به پشت پرده در حد خودش البته در حد وقت، در حد خودش به پشت پرده خواست راه پیدا کند، خدا راه بهش داد.

این راه دادن یا راه پی-پیدا کردن چیزیست و اشتباه کردن هم چیز چی؟

دیگریست و خدا این وعده را و این حفاظت را به عصمته با عصمت و حفاظت خودش در خصوص انبیا که رسالت دارند، دارد و از دیگران را اینجا خدا وعده فرموده است.

البته معنی حرف این نیست که دیگران در حدی که از غیب خدا با مشیت خودش احیانا برخوردار شده‌اند، خدا هدیشون نمی‌کند.

هر اندازه به خدا پناهنده باشد، هر اندازه به خدا متوکل و متکی باشد، هر اندازه از راهی که باید هدایت شوند پیش بروند البته خدا هدیشون می‌کند.

اما همینقدر آیه به خوبی حاکی از این است که راه اشتباه برای دیگران چیه؟

راه اشتباه برای دیگران باز است.

این آیه را به عنوان مقدمه گفتم با اون مطلبش اول گفتم که بنا بشود هر مشاهده و هر مکاشفه از هر کسی در هر مقامی به هر شیوه‌ای حق و حقیقت باشد بدون استثناء معنایش این است آن شخص باید معصوم باشد و جز معصومین ما معصومی، معصوم دیگری نداریم.

عصمت مسئله‌ای است که خدا باید اینها، منصب است.

منصب به خصوصی است و کسب کردنی هم نیست.

البته گفتم هر که به هر اندازه رو به خدا باشد در راهی که خدا فرموده از عصمت حق برخوردار است.

اما اون عصمت من جمع الجهات منصبی است که خدا به هر کس خاص عنایت می‌فرماید و دیگران معصوم نیستند.

خب این مقدمه ما توضیحی بود برای اینکه ما وقتی الان من می‌خوام شروع بکنم برای شما نمونه‌هایی و توضیحاتی در خصوص اشتباهاتی در مشاهده و مکاشفه آیا بیایم این توضیحات را ذهن شما روشن باشد.

دوستان متوجه شدید که خیلی از افراد ساده لوحی که از مرگ و زل هستند و چه خودشان چیزهایی از مسائل ابتدایی مشاهدات و مکاشفات برخوردار باشند، چه دوستشان، آشناشان برخوردار باشد ساده لوح هستند فکر می‌کنند آنچه دیدند و یافتند چیه؟

حق است.

اینو خوب نتیجه گرفتیم که اینطور نیست و اصولاً در مراحل ابتدایی مخصوصاً احتمال خطا و لغزش بیشتر است تا احتمال چی؟

تا احتمال صدق و راستی و مطابقت با واقعیت.

البته این‌ها که من میگم طبق قواعد به شما میگم این طبق قواعد عرایضی که اینجا عرض می‌کنم همش مؤید با تجربه هم هست.

یعنی همشو با تجربه هم دیده ایم ما.

در ابتدا مخصوصاً اغفالتهای خیال، خیال خود انسان، وهم، وهم خود انسان و شیطان در اوائل مخصوصاً زیاد است، مخصوصاً زیاد است.

نه آن کسی که در اوائل مشاهدات و مکاشفات گفت ساده خود باید به همه مشهودات و مکشوفات خودش کاملاً مطمئن باشد که درست است و نه اون کسی که با این چنین شخصی روبرو هست باید این چنین به اصطلاح فکر بکند یا این چنین خیال بکند و ساده لوحی داشته باشد.

چقدر این خطرات دارد و چقدر خود این افرادی که اینجور ساده هستند و چیزهایی می‌یابند به خطر می‌افتند و دیگران هم به همان طور به ضلالت می‌افتند.

عرض کنم که حالا من توضیح را در ریزه کاری‌هاش به شما توضیحاتی البته باز بیان کلی است ولی ریزه کاری‌هاش گفتن اصلاً با گفتن تمام نمی‌شود.

مخصوصاً به اندازه‌ای که من خودم دیدم.

خودم دیدم نه اینکه خودم مشهودم شده‌ام.

خودم از اینجور افراد دیدم.

از این افرادی که در مراحل اولیه بودند یا بر حواسی بودند و از اونا که در نهایت بوده نوده اند و اشتباهات داشته‌اند خونده‌ام، شنیده‌ام از حالاتشون ولی از این ابتدا هم من به چشم خودم خیلی دیده ام.

خیلی یعنی می‌توان گفت که تعدادشون زیاد است، خیلی زیاد.

که اصلاً در گرو خیال و وهم و در تحت اغفال شیطانه قرار می‌گیرند.

چه عجیب!

و در مراحل اولیه مشاهدات و مکاشفات.

البته صادقش هم می‌شود، درستش هم می‌شود.

اما صحبت ما در اشتباهات است و در ضلالت‌ها و در اغفال شیطانی.

خب ببینید حالا توضیح.

کسی است که مشغول است.

این و دار خب پروا دارد، پاکی دارد و به قسمت اعمال مستعدی حالا با یک برنامه منظم حساب شده یا یک با یک برنامه بی‌نظم، بی‌حساب کاری انجام می‌دهد و فرادی از کار رو به خدا آورده و چیز است.

در اینجا وقتی توجه داشته باشید که وراثت‌ها هم در این بی اثر نیستند در مخصوص اوائل مشاهدات و مکاشفات و خصوصیات مزاجی و روحی هم بی‌اثر نیستند.

خب ببینید که یک آمادگی در وجودش پیدا شده، یک به اصطلاح انواری اجمالاً در قلبش و در چشمش، حالا ما در کشف ابصاری صحبت می‌کنیم.

در چه این اشتباه که من میگم در همه مراحل کشفه است ولی فعلاً صحبت در کشف ابصاری است.

انواری در قلبش یا در چشمش اجمالاً پیدا شده.

مثلاً انواری می‌بیند، گاهی مناظری می‌بیند، گاهی منظری، منظرهایی.

اون اوائل که انوار می‌بیند که اون درجه گذشته گفتم فقط دفعات نوری می‌بیند، نه منظره‌ای که یک حکایت داشته باشد.

نوری می‌بیند حالا به صورت ستاره‌ها، به صورت ماه، به صورت آفتاب، به صورت یک پارچه نور مسطح شرقی یا دایره شرق یا همه اون اتاق را که در شرع مثلاً نوری می‌بیند ها در رنگ‌های مختلف.

اینجاهایی که خب جای اینکه اشتباه بشود زیاد چندان مطرح آنچنان نیست.

حالا که بنا شد که چیزها ببینند، چه در بیداری و چه در خواب.

در هر دو این تصویر یعنی اشتباه درست است.

خب از اونجا که مراحل اولیه است این آدم اولاً خب شرتاها، تعلقات هست و حجاب است از یک طرف.

یعنی نفسانیت هنوز در وجودش کاملاً چیه؟

هنوز در وجودش کاملاً.

یعنی گفتید؟

حاكم.

الان خود اینها که به این خیالات می‌افتند یعنی اینجور چیزها را می‌بینند که من بعضی‌هاشون حتی آمدند و واژه شدم.

دیدم واقعاً گرفتار خیال شده‌اند حتی گاهی فکر می‌کنند که دیگه مطلب تمام شده.

توجه می‌کنید؟

اساساً اطلاع ندارند، نمی‌دانند یا به در مقابلش یک اطلاعی مانند خودشان قرار می‌دهند.

اون هم خودشون اونا رو تشویق مثلاً اون استاد می‌شود، این هم شاگرد می‌شود.

اینطور فکر می‌کنند که اساساً مطلب تمام شده دیگه.

آسمان و زمین تسخیر شده و به خدا هم واصل شده‌اند و مراتب را طی کرده‌اند، مناظر را طی کرده‌اند.

به خلاصه مسئله تمام شده با دیدن یک دفعات نوری.

گاهی اینجور تخیل و توهم هم می‌کنند.

حالا این خودش هم یکی از اشتباهات است.