د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۳۲
دارای متن همگام
دخالت شیطان: هدف اضلال و عداوت
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۶:۵۵
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
۰:۰۰
## توبهٔ ناقص و منظرِ «آمرزیده شدهای»
۲:۳۳
## ریشهٔ اباحه در القای شیطانی
۸:۱۰
## شباهت به ارتباط با ارواح
۱۰:۵۰
## کشفِ صادق در کنارِ اغفال
۱۴:۱۳
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
از دخالت شیطان براتون عرض
کنم. اینا دخالتهای تخیل بود
و وهم بود در مشاهدات و مکاشفات انسان
که به جای مشاهدات و مکاشفات واقعی اجراء
شد. از دخالت شیطان. دخالت شیطان خب از اسمش میدانید دیگه البته.
شیطان از اسمش معلوم است اینو میخواستم بگم که شیطان معمولاً منظورش،
منظورش معمولاً اهواء انسان است یا خودش یا، یا بالاخره دوستانش بالاخره هر چه انسان را چه میکنه؟
انسان را به اصطلاح اضلال بکند.
به ضلالت نیارد. اولین هدف شیطان این است.
در چه شیطان
برای انسان چون عداوت خاص دارد
غیر از اضلال ناراحتیهای دیگر را هم خوشش میاد
ایجاد بکند. مثلاً غض ایجاد بکند، غصه ایجاد بکند،
ناراحتی ایجاد بکند. توجه بفرمایید.
یه وقتی در شیطان صحبت کردیم اونجا در عبارات.
حالا غیر از اینها مسائل دیگر است.
مثلا شما به خود خود محزون باشید، غصه بخورید این کار شیطان است.
شیطان خوشش میاد شما به زحمت بیفتید.
توجه بفرمایید. به زحمت بیفتید.
گرچه گفتم اولین نظرش این است که به کلی به زحمت بیفتید.
یکجا پدر شما را دربیارد و اونیکه به ضلالت بیاندازد.
حالا اگر اون نشد فعلاً
اینجا فعلاً حالا به قول معروف پرانداز عداوت است دیگه.
عداوت دارد با انسان.
تبعاً اونجا هم که دو مورد براتون گفتم از دخالت
خیال و وهم، اونجا که مثلاً کسی یک نوبت برای خودش حادثه برای کسی از دوستانش حادثه بد بیاد و میبیند،
اونجا شیطان باز بی سهم است یا بی سهم،
با سهم است یا نیست؟ با سهم است.
ولی حالا صحبت من در دخالت شیطان در اونجایی است که
به اصطلاح بیشتر عبارات شیطان گفته میشود.
نظر شیطان همیشه در کمین است.
شیطان با ما هست و در کمین هم هست.
و قسم یاد کرده هیچ کس از
به اصطلاح در تحت نظر شیطان یعنی شیطان بهش نظر نداشته باشد نیست از انسانها.
إلا من أسنَهُ الله.
مگر معصوم باشند که خدا معصومی.
بقیه شیطان در سراغشون هست
در همه احوال. خب
عرض کنم که میبینید که خب طرف حالا یه خورده رو راه شده،
چیزای انواع چیزی هم میبیند و یواش یواش مناظر دیدن و تش--
مشاهدات و مکاشفات ابتداییاش یه خورده،
یه خورده ابتدایی کاملتر شده که انسان میتونه ببینه.
خب عرض کنم که خوشش میاد که حالا من
عرض کنم اون طرف رو که میبینه
خوشش میاد ببیند که این گرفتاریها و مثلاً گناهانی که تا به حال کرده،
اون گناهان زیادی که داشته در عمرش، مانند
خیلی از این آیان و خانمها که دو، سه سال است به راه آمدهاند و فکر میکنند که از انبیا هم بالاترند.
توجه کنید. خب فهمیدید که چی گفتم؟
دو، سه سال است همش به راه آمدهاند ولی فراموش کردهاند که یک عمر با خدا چه بودهاند؟
در حال جنگ بودهاند.
اینا دقت نمیکنند که مسئله پاک شدن از گناهان به این آسانی نیست.
یک عمر باید با ندامت و سوز و آتش ندامت در باطن و
تضرع اینها تا آخر عمر که آدم به معصیت یه تصورش را
نکرد و در عمر امیدوار بود که احتمالاً خدا اونچه که در باطن ما بود اونها را چه بکنه؟
اونها را پاک بکنه. این شرط توبه اینجور است.
علیه السلام در نزهةالقلوب فرموده حالا من هم دارم در
مقالهای مینویسم انشاالله اگر عمری بود
نگاه بکنید میبینید. حضرت علیه السلام فرموده میفرماید که نظر
من اینه که در نزد استغفار، استغفار به این آسانی شش تا شرط داره.
کی، کی، کی، کی؟ شروع که خلاصهاش همین بود که من خیلی کوچک و بزرگش همین بود که گفتم.
ترک کردن گناه، نادم شدن،
فوق العاده نادم شدن، تا آخر عمر نزدیک نشدن، تا آخر عمر گریه کردن، گریه و به اصطلاح ندامت و
سوز زیاد داشتن حتی اگر بتوان گفت
که در اون دوران گناه داشتهها همه ذوب بشه در بدن و اون وقت امیدوار باشد در نزهةالقلوب هست
که خدا گناهش رو میبخشد و استغفار میکنه.
خب میبینید که چند سال بیشتر نیست به راه آمده.
الان هم به راه آمده اینطور به راه آمده خیلی ناقص و خیلی با معرفت و شناخت خیلی ناقص یا هیچ
و شروع کرده حالا اسمش،
اسمش هم سالک الی الله گذاشته و در ذکر
روتین مستحباتی بالاخره انواع در درونش فعلیانی مختلف شده و تجلی شده در مراحل اولیهاش.
این انواع رو میبینه چیز-- عموما مشرف است اما باید گنجهها بود تحت نفوذ شیطان قرار
چیه؟ نگرفته.
در جا خودش مشرف است اما شیطان در کمین است.
میبینید که خب به نظرش میاد که حالا من
خوشش میاد که بداند که
در نزد خدا چه جور است، در نزد رسول الله چه جور است، در نزد ائمه چه جور است.
فکر میکند که بالاخره دیگه این ترک کرده به اونها رو.
توجه کنید. خواجه عبدالله میگوید که فکر نکن یه وقتی خواجه به این نکته اشاره کرده.
فکر نکن یه وقتی توبه کردی و برگشتی فکر بکنی که منتی هست.
حالا من به زبان سادهتر میگم.
منتی هم به گردن خدا
چیه؟ گذاشتی.
این از اون خطرات است. خب
فکر میکند که من ببینم چه جور هستم
کاش معلوم میشد که من چه جور هستم.
توجه میکنید؟ بعد این وقتی
در عالم خودش درست میشود متخیله به کار میافتد،
وهم به کار میافتد، شیطان هم به میدان میآد.
اصل جای مأموریت شیطان یکی از جاهاش هست که براش
یک منظری پیش میآورد که در اون منظر این آیه خانم بخواند که گناهان گذشته و اینا همش چی شده؟
همش رفته و در نزد خدا یک منظرهای دارد.
در منظر اینجا میبیند.
توجه میکنید؟ و خاطرجمع میشود.
این حالا در حقیقت
به هلاک افتاد اگر به این باور افتاد یا نیفتاد؟
بله. افتاد.
توجه. حتی اگر رفت در گردش نماز قضا هست، روزه قضا هست، حقوق مردم هست،
گناهان زیاد هست.
به هیچ نه گریه کرده، نه استغفار کرده، نه جبران گذشته از قضای مافات کرده،
فقط ترک کرده گناه را.
اون ترکش هم به صورت اون ندامتی که از ته دل باشد، آتش در درون داشته باشد نیست، هم فقط ترک کرده.
خیلی این فکر میکند به خاطر
اینکه منظر یا در خواب میبیند که بهش مثلاً وعده میدهند که تو بعد منظرهای در خواب میبینه فلان.
این هم کشف خواب است که تو برو.
معنیش این هست که خلاصه کارت درست شده و
تو به اصطلاح نورچشم پروردگار
عالم هستی. توجه میکنید؟
اینجا شیطان پیش میآورد این را در بیداری و در خواب.
اینو میگن القای شیطان.
ولی شیطان از چه چیز در اینجا کمک میگیرد؟
از تخیل انسان و از ترحم انسان.
چون اینا ابزار شیطان قرار میگیرند مادامی که شیطان به وجود انسان راه نفوذ دارد.
یا مثلاً
میبیند که فکر میکند که حالا اینا اینم دقت کنید که
اباحه از اینجا شروع شده. البته این در مراحل مختلف است.
تو حالا مثلاً از گناهی نمیخواد دست بردارد.
خیالات به سرش میزند.
گفت من اینجور ذکر و ورد گفتم.
ممکن است که اصلاً اینو خدا برای من نادیده بگیرد.
اشکال نکند این حرام برای من.
توجه میکنید؟ این گناه برای من اشکال چیه؟
نکند. بعد میبینید که
به اصطلاح در خواب و در بیداری منظری،
چیزی انسان براش مکشوف میافتد که این برای تو خلاصه اشکال چیه؟
ندارد. و این در مراحل بالاترش همون است که مذهب اباحه را که در بین دستهای از متصوفه هست پیش آورده.
دقت میکنید؟ یعنی در مراحل و عواقب
مشاهدات و مکاشفات و حتی احیاناً در نهایت ببینید که یک به اصطلاح صوفی به ظاهر وارسته از خیلی مجاهدتها کرده
ولی متأسفانه نفوذ شیطان پیش آمد در مقام حالا در ابتدا نه ها.
این دیگه در ابتدا نمیگم. در مراحل بالاتر، عواقب بالاتر.
براش به اصطلاح یک القای شیطانی پیش میآد.
مشاهده مکاشفه بالاتری و بهش به این، این مسئله القا میشود که دیگه از تو
حکم و تکلیف چیه؟
برداشت بشه. اباحه کلاً ریشهاش به این است که بر اثر القاءات شیطان مخصوصا در مراحل
بالای به اصطلاح چشم، مکاشفات، مشاهدات.
توجه کردید؟ این هم
عرض کنم که یا حالا
بعضی از اینا که ما دیدهایم چون
اینم این گوشه رو هم بگم درباره دیگران هم احیانا اینها به خودشون که خیانت میکنند،
این بعضی از مقتضیات بازه شیطانیشون برای دیگران هم خیانت میکنند.
چون من از اینا هم دیدهام بگم.
میدونید که عرض کنم که
یک چیزایی میبینند. مثلاً من حالا به عنوان فردی که آلودگی به گناه دارم
ببین وضع من چه جوری؟
تو چی میبینی؟ حالا در بیداری مثلاً.
یک چیزی میبیند
در خصوص وضع من که خیلی چشمگیر است.
من خیلی خوشم میاد و طبعا من نتیجه میگیرم که خلاصه این
گناهانی که الان من دارم اینها را خدا
چیه؟ به حساب نمیاد.
حالا پولش را که نجات داده به ما هم شهادت میده اینچنینی.
این نام القاءات شیطان است.
توجه. من در اینجا لازم است به شما بگم که با این توضیحاتی که شما که من عرض میکنم
اسرار در این مسئله تمام شدنی نیستند.
خیلی من ساده میگم پیش فرض مسائل اون اندازه است که من بخواهم به پیش فرضش بپردازم.
اصلاً نه در یک جلسه و نه در چندین جلسه نمیشود گفت مسائلش
خیلی اسرار دارد و اینجا اشتباهات شبیه به یک نظر، اشتباهات در این مراحل ابتداییه از نظر دخالت
شیطان و جن و شیطان، شبیه اشتباهاتی است در ارتباطات روحی پیش میآد.
نمیدونم شنیدید یا نه. من قبلاً یک دو بار اجمالاً گفتم برا خود.
در این ارتباطات روحی که
اونجا هم یه عدهای الان هم اصلاً پولا سرشون میرود.
یعنی بازچه شیطان قرار میگیرند در ارتباطات روحی که با میز و با لیوان و و
و امثال اینها که رابطه با ارواح پیدا میکنند و فکر
میکنند با انسانها ارتباط پیدا کردن، فکر میکنند اونی که روح میگوید حقیقت است.
این جریانی که در مشاهدات و مکاشفات ابتداییه برای افراد نپخته، اسیر نفس، اسیر هوی، اسیر خیال پیش میاد.
اشتباهات و دخالتهای شیطانی شبیه دخالتهای شیطان در اونجاست.
تو اونجا شیطان عجب غوغا میکنه.
اگر وقتی ما یه جلسهای در این باب داشتیم من با شما صحبت کردم.
کیه؟ در خارج حالا در اون محفلها که ارتباطات روحی را برگزار میکردند و میکنند از خارج هم این
صحبتها آمده البته به ایران.
ایران هم همین طور بعضیها بودند و هستند با میز و امثال اینها رابطه با ارواح پیدا میکنند.
هیچ سنخیتیه. اونجا هم از این مسائل زیاد است.
میبینید یکی از جنود شیطان میاد اونجا
و به سؤالات که میشود جوابها میدهند.
جوابهای خیلی مساعد، خیلی گمراه کننده.
مساعد یعنی مساعد با مزاج شیطان،
نه با مزاج عقیده.
توجه میکنید؟ جوابهای خیلی مساعد میدهند.
ارواح هم عجیب و غریبها هست.
یه موجودات مرموزی میان به سؤالات جواب میدهند
از راههای مختلف. من که میگم به شما قبلاً هم گفتم این حرف من حرف فقط نقلی نیست.
من خودم در این مرحله خیلی وقت صرف کردم.
خیلی ریزه کاریهاش عملاً با غار شده دیدیم.
که ابتلاءاتی در این بیه هست
و خیلیها من دلم میسوزد از صدور میشنوم که مثلاً در
این جریانات ارتباط با ارواح، با میز و اینا هستند و کلاه سرشون میره.
فکر میکنم هر سوالی میکنند جوابش چیه؟
جوابش عینه مادیت هست.
خیلی مسائل است. گاهی درون خود انسان در جواب میاد درون خود انسانها.
مثلاً من مسلمانم. مفروضم که اسلام حق است.
اون جواب که میاد بر اساس درون کیه؟
درون خود من است.
میاد اسلام حق است. حتی مثلاً ادعا میکند من فلان مرده هستم.
خب میگه چی میخوای اونجا؟
حالا ما مسلمانیم میایم قرآن میخوانیم برای مرده.
یکی از چیه؟ یکی از مسائل خوب است در درون ما این هست از درون این ناسوداگاه
ما و که ولی هست.
میبینید که سؤال میاد که برای ما زیاد چی بخونید؟
برای ما زیاد ها؟
قرآن بخوانید. اون یکی مثلاً میبینید کس هم به قرآن معتقد نیست در این عالم حالا
تجربهست ارتباط با ارواح چیزی تجربهست آدم خوب بد نمیشناسه.
این کارا تجربهست هرکس. ارتباط با ارواح این معنا میگمها.
اینها ارواح انسان نیست. اصلاً بحث ما نیستند صحبت کنم.
نامش رو میگن ارواح. صحبتش زیاد است.
اثارش زیاد است. ولی اونیکه مفروض است درونم میبینید جواب میاد از همان روحی که آمده.
به هر صورت میگفتم که این مسائل اینجور خطرناک است البته.
ببینید گاهی در اون مشاهدات، مکاشفات در همین مراحل ابتدایش خیلی چیزها که حق میشه
و این بستگی به این دارد که اون طرفی که عهد مشاهده و مکاشف است چقدر معرفت دارد،
شناخت دارد، چقدر در پناه خداست و چقدر با حالت تضرع
پناهندگی به خدا و به ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین است.
و لذا ما خیلی از اون کسانی که در مراحل ابتدایی مشاهدات و مکاشفات بودند
هم حقایق زیاد دیدهایم. حقایق که چشم انسان
دقیقاً میداند که این چیزی که مشهود افتاده عین واقعیت است و حتی گاهی چیزها که اصلاً
کاملاً پشت پرده بوده و مشهود شده.
مشهود شده نه اینکه بگم صدقش نیست و اما اکثراً انسان در معرض
اغفالات شیطان، دخالتهای تخیل و دخالتهای
چی هست؟ دخالتهای تله
هم هست. با خیلی مشاهدات مکاشفته معلوم میکند که درست است یا نه.
خیلی معلوم میکنه. مثلاً یه وقتی
در همین نزدیکا یکی از بچهها که شاید الان در این جلسه باشد
عرض کنم که یک صحبتی من با کسی میکردم خصوصی،
خصوصی بود یعنی دو نفری صحبت میکردیم.
صحبتی بود این در رابطه با انقلاب از من سوالی میکرد.
یعنی سوالی داشت. این سؤال را من اون براش توضیح میدادم.
این موجب یک نوع خدمتی بر انقلاب میشد از ناحیه اون شخص.
همون دو نفری نشسته بودیم و همین اتاق هم اینجا.
بعد یکی از بچهها به من
حالا ما دو نفری اصلاً هیچ صحبت کسی نمیدانست.
یکی از بچهها بعد از اینکه اون
جلسه تمام شد فلان یکی که از این مشاهدات مکاشفات ابتداییه برخورداره به من گفت که من امام را دیدم.
منظور امام یعنی آقا را دیدم.
گفت که گفت فلانه بگو که اون جوابشو بده که این در خدمت
به نفع انقلاب کاملاً تمام شود.
نمیداند که من با کی، با کی صحبت میکنم.
اون آقا در خصوص انقلاب انتظار از فلانی دارد.
انتظار یا سوالی که دارد رو
خوب بده که این به نفع چیه؟
به نفع چی؟ به نفع انقلاب خودمون. دیگه معلوم است هدف چیه؟
جلسه قبل
جلسه بعد