ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 132

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

دخالت شیطان: هدف اضلال و عداوت

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.

پس از دخالت تخیل و وهم، نوبتِ دخالت شیطان است. هدف نخستین شیطان اضلال انسان است. چون عداوت خاص دارد، از ایجاد غم و غصه و ناراحتی نیز خوشش می‌آید؛ حتی اگر فعلاً نتواند به کلی گمراه کند، «پرانداختنِ عداوت» می‌کند. محزون بودنِ بی‌سبب کار شیطان است. در مثال‌های خیال و وهمِ پیشین نیز شیطان بی‌سهم نیست؛ سخن اکنون در جایی است که القای شیطانی صریح‌تر نامیده می‌شود.

شیطان در کمین است؛ قسم یاد کرده که از انسان‌ها کسی از نظرش بیرون نباشد مگر آنکه خدا حفظش کند — معصومین. بقیه را در همهٔ احوال سراغ می‌گیرد.

توبهٔ ناقص و منظرِ «آمرزیده شده‌ای»

طرف اندکی راه آمده، مشاهدات ابتدایی‌اش کامل‌تر شده. خوش دارد بداند نزد خدا و رسول و ائمه چگونه است. دوـ‌سه سال است به راه آمده و گاه خود را از انبیا بالاتر می‌پندارد؛ فراموش کرده یک عمر در جنگ با خدا بوده. پاک شدن از گناهان به این آسانی نیست؛ عمری ندامت و سوز و تضرع می‌خواهد. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در شرایط استغفار سخن گفته — از جمله ترک گناه، ندامت شدید، تا آخر عمر نزدیک نشدن، گریه و سوز، حتی ذوب شدنِ آثار گناه در وجود، آنگاه امید به بخشش.

چند سالِ ناقصِ معرفت کافی نیست. شیطان منظره‌ای پیش می‌آورد که گناهان رفته و نزد خدا مقام دارد؛ در خواب یا بیداری وعده می‌دهند که کارت درست است و نورچشم پروردگاری. اگر باور کند به هلاک افتاده — ولو نماز و روزهٔ قضا و حقوق مردم بر گردن باشد و جز ترکِ سطحیِ گناه نکرده باشد. این القای شیطان است با ابزارِ تخیل و توهّم، مادام که راه نفوذ باز است.

خواجه عبدالله انصاری هشدار داده: گمان مکن با توبه منتی بر خدا نهاده‌ای.

ریشهٔ اباحه در القای شیطانی

از اینجا اباحه نیز جوانه می‌زند: ذکر و ورد گفته؛ خیال می‌کند این حرام برای من اشکال ندارد. در خواب و بیداری منظری می‌بیند که «برای تو رواست». در مراحل بالاترِ مشاهدات، میان برخی متصوفه مذهب اباحه از همین القائات برخاسته: تکلیف از تو برداشته شد. ریشهٔ اباحه در القائات شیطان در مراتب بالای چشم و مکاشفه است.

بعضی نه تنها به خود خیانت می‌کنند، به دیگران نیز: آلودگیِ کسی را «نادیده گرفته‌شده» نشان می‌دهند تا او بر گناهش خاطرجمع شود. این نیز از القائات است.

شباهت به ارتباط با ارواح

اسرار این باب تمام‌شدنی نیست. اشتباهات اوایل از نظر دخالت شیطان و جن شبیه اشتباهاتِ ارتباطات روحی است — با میز و لیوان و مانند آن — که پول‌ها سرِ مردم می‌رود و بازچهٔ شیطان می‌شوند. گمان می‌کنند روحِ مرده حقیقت می‌گوید؛ یکی از جنود شیطان پاسخ‌های مساعدِ مزاجِ ضلالت می‌دهد. گاه پاسخ از ناخودآگاهِ خودِ سؤال‌کننده می‌آید: مسلمان است، می‌گوید قرآن زیاد بخوانید. استاد می‌گوید در این میدان وقت صرف کرده و ریزه‌کاری‌ها را دیده است؛ آنچه «روح» نامیده می‌شود غالباً روحِ انسانِ مرده نیست.

کشفِ صادق در کنارِ اغفال

با این‌همه، در مراحل ابتدایی حقایق نیز بسیار دیده می‌شود؛ بستگی دارد معرفت و شناخت طرف، پناهندگی به خدا و ائمه، و تضرع چقدر باشد. گاهی چیزِ کاملاً پشت پرده مشهود می‌شود و صدق دارد. اما اکثراً انسان در معرض اغفال شیطان و تخیل و توهم است.

مثالِ صدق: دو نفره دربارهٔ خدمتی به انقلاب صحبت خصوصی بود؛ کسی از اهلِ مشاهداتِ ابتدایی بعد گفت امام را دیدم که فرمود آن جواب را چنان بده که به نفع انقلاب تمام شود — بی‌آنکه بداند با که سخن بوده. هدف روشن بود و کشف با واقع مطابق آمد.

پس میزان، خودِ دیدن نیست؛ موازین و قرائن و حفظ الهی است.

کمین دائمی و استثنای حفظ الهی

شیطان قسم یاد کرده که از انسان‌ها کسی از نظرش بیرون نباشد مگر آنکه خدا حفظش کند. معصومین محفوظ‌اند؛ بقیه در همهٔ احوال در معرض‌اند. حتی آنجا که خیال و وهم صورت ساخته‌اند، شیطان بی‌سهم نیست؛ سخن این فصل در القای صریح‌تری است که هدفش اضلال یا دست‌کم ایجاد غم و خاطرجمعیِ کاذب است.

شرایط استغفار و بطلانِ منظرِ آمرزشِ زودرس

پاک شدن از گناهان عمری ندامت و سوز می‌خواهد. شرایط استغفار — ترک، ندامت شدید، عدمِ بازگشت، گریه و سوز تا ذوبِ آثار — نشان می‌دهد که چند سالِ ناقصِ معرفت و ترکِ سطحی، برای اطمینان از «آمرزیده شدنِ کامل» کافی نیست. شیطان درست در همین نقطه منظرِ «نورچشمی» و «کارت تمام است» را در خواب یا بیداری می‌آورد. باور کردنِ آن، هلاکت است؛ خاصه وقتی قضای عبادات و حقوق مردم بر گردن باشد.

خواجه عبدالله هشدار داده که با توبه منتی بر خدا مگذار. منت‌گذاری، خود درِ عجب و سپس درِ اباحه را می‌گشاید.

از اباحهٔ شخصی تا مذهب اباحه

ابتدا خیال می‌کند این حرام برای من پس از اذکار اشکال ندارد؛ منظری تأییدش می‌کند. در مراتب بالاترِ مشاهداتِ ناپخته، میان برخی متصوفه همین القا به برداشته شدنِ تکلیف انجامیده است. ریشهٔ اباحه در القای شیطان در مراتب چشم و مکاشفه است، نه در فقهِ اهل بیت. خیانت به دیگران نیز هست: نشان دادنِ گناهِ دیگری به عنوانِ نادیده‌گرفته‌شده تا او خاطرجمع بماند.

ارتباط با ارواح و شباهتِ اغفال

اشتباهات اوایل کشف شبیه میدانِ ارتباط با ارواح است — میز و لیوان و مانند آن — که جنود شیطان پاسخ‌های گمراه‌کننده می‌دهند یا پاسخ از ناخودآگاهِ خودِ شخص برمی‌خیزد. نامِ «روح» بر آن‌ها صادق نیست به معنیِ روحِ مؤمنِ مرده. استاد از تجربهٔ شخصی در شناختِ این ریزه‌کاری‌ها سخن گفته است؛ پول و عمرِ بسیاری در این دام می‌سوزد.

کشفِ مطابق واقع در کنارِ اکثرِ اغفال

با این‌همه حقایق نیز در اوایل دیده می‌شود؛ بسته به معرفت، پناه به خدا و ائمه، و تضرع. مثالِ صحبتِ خصوصی دربارهٔ خدمت به انقلاب و پیامِ صادقِ بعدی نشان می‌دهد صدق ممکن است. اما اکثر در معرض اغفال‌اند. میزان، خودِ دیدن نیست؛ موازین شرع و قرائن و حفظ الهی است.

«إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ» (اعراف/۲۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): او و قبیله‌اش شما را از جایی می‌بینند که شما آنان را نمی‌بینید.

پرهیز از حلقه‌های تشویقِ عجب (جلسهٔ 132، یادآوری 1)

در نسبت با القای شیطان و اباحه و ارتباط ارواح، «پرهیز از حلقه‌های تشویقِ عجب» صرفاً شعار نیست؛ تمرین است. سالک پس از خواندنِ این فصل، بندِ یادآوریِ 1 را به یک عملِ مشخص پیوند می‌دهد: یا نیتی را پاک می‌کند، یا تفسیری شتاب‌زده را پس می‌گیرد، یا ذکری را با حضور ادامه می‌دهد. مطلب این است که فهمِ جلسهٔ 132 اگر به مراقبه نرسد، بارِ حافظه است. از سوی دیگر، عمل بدون یادآوریِ همین معانی — القای شیطان و اباحه و ارتباط ارواح — به عادتِ خشک می‌انجامد. پس این یادآوریِ 1 تثبیتِ ادبیِ همان حقیقتِ متن است با زاویهٔ «پرهیز از حلقه‌های تشویقِ عجب»؛ نه تکرارِ لفظیِ پاراگراف‌های پیشین و نه افزودنِ ادعای تازه خارج از سخن استاد. ادبِ راه در جلسهٔ 132 همان است که پیش‌تر آمد: میزان، پناه، و نیتِ خالص به سوی حق.

زاویهٔ «پرهیز از حلقه‌های تشویقِ عجب» در یادآوریِ 1 می‌گوید شتاب برای دیدن و شنیدنِ آنچه وقتش نرسیده خود پرده است. وقتِ هر تجلی را حق معین می‌کند؛ کار بنده آماده‌باشِ تزکیه است. در ظرفِ القای شیطان و اباحه و ارتباط ارواح، این آماده‌باش به معنی ترکِ ساده‌لوحی و ترکِ طمعِ منظر است.

پیوند این معانی با تزکیهٔ روزانه (جلسهٔ 132، یادآوری 2)

در نسبت با القای شیطان و اباحه و ارتباط ارواح، «پیوند این معانی با تزکیهٔ روزانه» صرفاً شعار نیست؛ تمرین است. سالک پس از خواندنِ این فصل، بندِ یادآوریِ 2 را به یک عملِ مشخص پیوند می‌دهد: یا نیتی را پاک می‌کند، یا تفسیری شتاب‌زده را پس می‌گیرد، یا ذکری را با حضور ادامه می‌دهد. مطلب این است که فهمِ جلسهٔ 132 اگر به مراقبه نرسد، بارِ حافظه است. از سوی دیگر، عمل بدون یادآوریِ همین معانی — القای شیطان و اباحه و ارتباط ارواح — به عادتِ خشک می‌انجامد. پس این یادآوریِ 2 تثبیتِ ادبیِ همان حقیقتِ متن است با زاویهٔ «پیوند این معانی با تزکیهٔ روزانه»؛ نه تکرارِ لفظیِ پاراگراف‌های پیشین و نه افزودنِ ادعای تازه خارج از سخن استاد. ادبِ راه در جلسهٔ 132 همان است که پیش‌تر آمد: میزان، پناه، و نیتِ خالص به سوی حق.

زاویهٔ «پیوند این معانی با تزکیهٔ روزانه» در یادآوریِ 2 می‌گوید شتاب برای دیدن و شنیدنِ آنچه وقتش نرسیده خود پرده است. وقتِ هر تجلی را حق معین می‌کند؛ کار بنده آماده‌باشِ تزکیه است. در ظرفِ القای شیطان و اباحه و ارتباط ارواح، این آماده‌باش به معنی ترکِ ساده‌لوحی و ترکِ طمعِ منظر است.

صبر در کشف‌نشدن (جلسهٔ 132، یادآوری 3)

در نسبت با القای شیطان و اباحه و ارتباط ارواح، «صبر در کشف‌نشدن» صرفاً شعار نیست؛ تمرین است. سالک پس از خواندنِ این فصل، بندِ یادآوریِ 3 را به یک عملِ مشخص پیوند می‌دهد: یا نیتی را پاک می‌کند، یا تفسیری شتاب‌زده را پس می‌گیرد، یا ذکری را با حضور ادامه می‌دهد. مطلب این است که فهمِ جلسهٔ 132 اگر به مراقبه نرسد، بارِ حافظه است. از سوی دیگر، عمل بدون یادآوریِ همین معانی — القای شیطان و اباحه و ارتباط ارواح — به عادتِ خشک می‌انجامد. پس این یادآوریِ 3 تثبیتِ ادبیِ همان حقیقتِ متن است با زاویهٔ «صبر در کشف‌نشدن»؛ نه تکرارِ لفظیِ پاراگراف‌های پیشین و نه افزودنِ ادعای تازه خارج از سخن استاد. ادبِ راه در جلسهٔ 132 همان است که پیش‌تر آمد: میزان، پناه، و نیتِ خالص به سوی حق.

زاویهٔ «صبر در کشف‌نشدن» در یادآوریِ 3 می‌گوید شتاب برای دیدن و شنیدنِ آنچه وقتش نرسیده خود پرده است. وقتِ هر تجلی را حق معین می‌کند؛ کار بنده آماده‌باشِ تزکیه است. در ظرفِ القای شیطان و اباحه و ارتباط ارواح، این آماده‌باش به معنی ترکِ ساده‌لوحی و ترکِ طمعِ منظر است.

هوشیاری در خواب و بیداری (جلسهٔ 132، یادآوری 4)

در نسبت با القای شیطان و اباحه و ارتباط ارواح، «هوشیاری در خواب و بیداری» صرفاً شعار نیست؛ تمرین است. سالک پس از خواندنِ این فصل، بندِ یادآوریِ 4 را به یک عملِ مشخص پیوند می‌دهد: یا نیتی را پاک می‌کند، یا تفسیری شتاب‌زده را پس می‌گیرد، یا ذکری را با حضور ادامه می‌دهد. مطلب این است که فهمِ جلسهٔ 132 اگر به مراقبه نرسد، بارِ حافظه است. از سوی دیگر، عمل بدون یادآوریِ همین معانی — القای شیطان و اباحه و ارتباط ارواح — به عادتِ خشک می‌انجامد. پس این یادآوریِ 4 تثبیتِ ادبیِ همان حقیقتِ متن است با زاویهٔ «هوشیاری در خواب و بیداری»؛ نه تکرارِ لفظیِ پاراگراف‌های پیشین و نه افزودنِ ادعای تازه خارج از سخن استاد. ادبِ راه در جلسهٔ 132 همان است که پیش‌تر آمد: میزان، پناه، و نیتِ خالص به سوی حق.

زاویهٔ «هوشیاری در خواب و بیداری» در یادآوریِ 4 می‌گوید شتاب برای دیدن و شنیدنِ آنچه وقتش نرسیده خود پرده است. وقتِ هر تجلی را حق معین می‌کند؛ کار بنده آماده‌باشِ تزکیه است. در ظرفِ القای شیطان و اباحه و ارتباط ارواح، این آماده‌باش به معنی ترکِ ساده‌لوحی و ترکِ طمعِ منظر است.

بازگشت از ذوق به عبودیتِ ساده (جلسهٔ 132، یادآوری 5)

در نسبت با القای شیطان و اباحه و ارتباط ارواح، «بازگشت از ذوق به عبودیتِ ساده» صرفاً شعار نیست؛ تمرین است. سالک پس از خواندنِ این فصل، بندِ یادآوریِ 5 را به یک عملِ مشخص پیوند می‌دهد: یا نیتی را پاک می‌کند، یا تفسیری شتاب‌زده را پس می‌گیرد، یا ذکری را با حضور ادامه می‌دهد. مطلب این است که فهمِ جلسهٔ 132 اگر به مراقبه نرسد، بارِ حافظه است. از سوی دیگر، عمل بدون یادآوریِ همین معانی — القای شیطان و اباحه و ارتباط ارواح — به عادتِ خشک می‌انجامد. پس این یادآوریِ 5 تثبیتِ ادبیِ همان حقیقتِ متن است با زاویهٔ «بازگشت از ذوق به عبودیتِ ساده»؛ نه تکرارِ لفظیِ پاراگراف‌های پیشین و نه افزودنِ ادعای تازه خارج از سخن استاد. ادبِ راه در جلسهٔ 132 همان است که پیش‌تر آمد: میزان، پناه، و نیتِ خالص به سوی حق.

زاویهٔ «بازگشت از ذوق به عبودیتِ ساده» در یادآوریِ 5 می‌گوید شتاب برای دیدن و شنیدنِ آنچه وقتش نرسیده خود پرده است. وقتِ هر تجلی را حق معین می‌کند؛ کار بنده آماده‌باشِ تزکیه است. در ظرفِ القای شیطان و اباحه و ارتباط ارواح، این آماده‌باش به معنی ترکِ ساده‌لوحی و ترکِ طمعِ منظر است.

حفظِ زبان از نقلِ خامِ مشاهدات (جلسهٔ 132، یادآوری 6)

در نسبت با القای شیطان و اباحه و ارتباط ارواح، «حفظِ زبان از نقلِ خامِ مشاهدات» صرفاً شعار نیست؛ تمرین است. سالک پس از خواندنِ این فصل، بندِ یادآوریِ 6 را به یک عملِ مشخص پیوند می‌دهد: یا نیتی را پاک می‌کند، یا تفسیری شتاب‌زده را پس می‌گیرد، یا ذکری را با حضور ادامه می‌دهد. مطلب این است که فهمِ جلسهٔ 132 اگر به مراقبه نرسد، بارِ حافظه است. از سوی دیگر، عمل بدون یادآوریِ همین معانی — القای شیطان و اباحه و ارتباط ارواح — به عادتِ خشک می‌انجامد. پس این یادآوریِ 6 تثبیتِ ادبیِ همان حقیقتِ متن است با زاویهٔ «حفظِ زبان از نقلِ خامِ مشاهدات»؛ نه تکرارِ لفظیِ پاراگراف‌های پیشین و نه افزودنِ ادعای تازه خارج از سخن استاد. ادبِ راه در جلسهٔ 132 همان است که پیش‌تر آمد: میزان، پناه، و نیتِ خالص به سوی حق.

زاویهٔ «حفظِ زبان از نقلِ خامِ مشاهدات» در یادآوریِ 6 می‌گوید شتاب برای دیدن و شنیدنِ آنچه وقتش نرسیده خود پرده است. وقتِ هر تجلی را حق معین می‌کند؛ کار بنده آماده‌باشِ تزکیه است. در ظرفِ القای شیطان و اباحه و ارتباط ارواح، این آماده‌باش به معنی ترکِ ساده‌لوحی و ترکِ طمعِ منظر است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.